ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۷۰۱.

بررسی تولید گرد و غبار ناشی از سیل: تحلیل «GEE» با داده های «OLI» و «Sentinel-1» مطالعه موردی: سیل انار- رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۸۵
امروزه وقوع روزافزون طوفان های گرد و غبار، یکی از مهمترین مخاطرات زیست محیطی است که گریبان گیر بسیاری از مناطق به ویژه مناطق بیابانی و خشک شده است. از آن جایی که یکی از عوامل مهم در به وجودآمدن این پدیده، جنس خاک و وجود رسوبات ریز دانه به عنوان منبع گرد و غبار می باشد و با عنایت به این که پدیده سیلاب، نقش مهمی در جابجایی خاک ها و رسوب گذاری آن ها در مناطق سیل زده ایفا می کند؛ این پژوهش با بررسی و تحلیل این موضوع به واکاوی نقش سیلاب های فصلی در ایجاد منابع جدید احتمالی گرد و غبار پرداخته است. در این راستا از تصاویر سنجنده «OLI» و «سنتینل1» استفاده شد. تحلیل ها در محیط سیستم «GEE» و نرم افزارهای «ENVI» و «SNAP» انجام گرفت. با اعمال روش آستانه گذاری طیفی بر روی تصاویر سنتینل 1 مربوط به سیل 5 مرداد 1401 شهرستان های رفسنجان- انار، مناطق سیل زده مشخص شد. با پردازش تصاویر «OLI» رسوبات رسی ته نشین شده در نتیجه سیلاب بارزسازی شد. ترسیم نمودار میانگین ماهانه «AOD» در طول 10 سال نشان از روند افزایشی توده های گرد و غبار دارد. همچنین بررسی این نمودار و مقایسه نقشه توده های گرد و غبار با نقشه مناطق رسوب گذاری شده در نتیجه وقوع سیلاب 5 فروردین در منطقه مورد مطالعه، تأییدی بر نقش سیلاب مذکور در ایجاد منابع جدید و محلی در منطقه مورد مطالعه است. 
۷۰۲.

سنجش ظرفیت ها و موانع توسعه گردشگری کشاورزی (مطالعه موردی دهستان سیاهکلرود در شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۲۶
پژوهش پیش رو با هدف سنجش ظرفیت ها و شناخت موانع توسعه گردشگری کشاورزی (اگریتوریسم) دهستان سیاهکلرود انجام شده است. به همین منظور، ابتدا ظرفیت های این شکل از گردشگری در دهستان سیاهکلرود شهرستان رودسر در استان گیلان بررسی شد، سپس به شناخت و اولویت بندی موانع آن پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش نخبگان روستایی بودند. برای سنجش ظرفیت های توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود از 36 نفر از مدیران و کارشناسان محلی، و برای شناسایی و بررسی موانع توسعه گردشگری کشاورزی در این دهستان از 45 نفر از متخصصان حوزه گردشگری، مدیران، صاحبان کسب وکار گردشگری، نخبگان محلی و گردشگران نظرسنجی شد. داده های قسمت نخست با استفاده از پرسش نامه جمع آوری و در نرم افزار اس پی اس اس با آزمون های ناپارامتریک تجزیه و تحلیل شد. در قسمت دوم، برای کشف و شناسایی موانع توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شد. درمجموع، براساس نتایج پژوهش، در ارتباط با ظرفیت های توسعه گردشگری کشاورزی در دهستان سیاهکلرود، شاخص های مناظر و چشم اندازهای طبیعی و خدمات و امکانات زیرساختی در شرایط مطلوبی قرار دارند و شاخص مناظر و چشم اندازهای انسان ساخت، امکانات اقامتی و تفریحی، جاذبه ها و آثار تاریخی، فرهنگی، بومی و تجربه محور و ظرفیت گردشگرپذیری به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. از سوی دیگر، مشخص شد که موانع اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، مدیریتی و زیست محیطی مهم ترین موانع توسعه گردشگری کشاورزی است
۷۰۳.

واکاوی پیامد تغییرات اقلیمی بر ویژگی برف پوشان زاگرس میانی با استفاده از داده های سنجش از دور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۰۲
تغییر اقلیم مساله زیست محیطی مهمی است زیرا فرآیندهای ذوب یخچال ها و تراکم برف به تغییر اقلیم حساس هستند. امروزه انواع حس گرهای ماهواره ای از جمله AVHRR,MODIS,GEOS,MERIS برای پایش برف در دسترس اند و به طور گسترده ای برای بررسی و نوسانات و تغییرات پوشش برفی در سطح جهانی مورد استفاده قرار می گیرند . در این بین سنجنده MODIS به دلیل پوشش فضایی جهانی با دقت مکانی مناسب و پوشش مکرر زمانی در مقیاس های مختلف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. از این رو در تحقیق حاضر از محصولات برف این سنجنده استفاده گردید. در این بررسی پس از جمع آوری آمار و اطلاعات مربوط به روزهای همراه با برف در طول دوره آماری (2018-1989) در سطح سه استان کرمانشاه، ایلام و لرستان با استفاده از داده های پوشش برف سنجنده مودیس در زاگرس میانی و همچنین فنون سنجش از دوری پردازش شدند و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.در محصولات سنجنده MODIS برای آشکارسازی پوشش برف از شاخص NDSI استفاده شد.بررسی روند تغییرات برف پوش در فصول مختلف با استفاده تصاویر سنجنده مودیس نشان می دهد که بیشتر منطقه مورد مطالعه در این زمینه دارای روند کاهشی معنی دار به ویژه در نواحی مرتفع منطقه مورد مطالعه می باشد و فقط در نواحی غربی و جنوب غربی منطقه مورد مطالعه روند کاهشی مشخصی مشاهده نمی شود. همچنین بررسی روزهای برف پوشان در طول دوره مورد بررسی حاکی از کاهش برف پوشان زاگرس میانی است و این تغییرات در سال های اخیر به ویژه نواحی برفگیر منطقه نیز تشدید شده است .همچنین تغییرات در فصل زمستان و مناطق برف گیر و مرتفع نسبت به فصول دیگر و مناطق دیگر در سطح منطقه مورد مطالعه بیشتر و شدیدتر بوده است.
۷۰۴.

استراتژی آمریکا برای مهار قدرت چین در دریای چین جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۶۱
با افزایش مداوم قدرت اقتصادی، فناوری و نظامی چین، نگرانی آمریکا از خیزش روزافزون پکن رو به فزونی است. ایالات متحده خیزش منطقه ای چین را به عنوان چالشی برای جاه طلبی هژمونیک خود تلقی می کند. افزایش قدرت نظامی و نفوذ سیاسی چین در شرق آسیا باعث ایجاد نگرانی و سوءظن میان برخی از همسایگان آن و واشنگتن شده است. در این میان، آمریکا بنا بر دلایلی همچون؛ مقابله با خیزش چین و حمایت از آزادی دریانوردی در این منطقه حضور فعال دارد. تلاش واشنگتن برای به چالش کشیدن حاکمیت دریایی چین، منعکس کننده نگرانی ایالات متحده از ظهور چین و عزم این کشور برای حفظ هژمونی خود در آسیا و اقیانوسیه است. این امر باعث می شود تا ایالات متحده در تلاش برای ایجاد یک حلقه محاصره علیه چین و مهار منطقه ای آن و در نهایت جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به ضرر واشنگتن در شرق آسیا برآید. بدین ترتیب، سؤال پژوهش این است که آمریکا برای مهار قدرت چین در دریای چین جنوبی چه راهبردی را دنبال می کند؟ فرضیه قابل طرح این است که با توجه به این که رشد اقتصادی چین و گسترش قدرت دریایی این کشور، تهدیدی راهبردی برای کشورهای منطقه و ایالات متحده محسوب می شود؛ لذا واشنگتن برای جلوگیری از تبدیل شدن چین به یک هژمون منطقه ای در شرق آسیا؛ در تلاش برای جلوگیری از صعود و خیزش منطقه ای پکن برآمده است. جلوگیری از قدرت یابی چین و مهار و انزوای این کشور در منطقه، ضمن شکل گیری موازنه قدرت به نفع واشنگتن و هم پیمانان منطقه ای آن در شرق آسیا، می تواند کمک شایانی به توسعه نفوذ و تأمین اهداف و منافع ایالات متحده و متحدان آن در منطقه نماید. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.
۷۰۵.

ارزیابی توان اکولوژیک و تعیین اولویت های کاربری اراضی در دشت ارومیه با استفاده از مدل مخدوم و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
ارزیابی توان اکولوژیک در استفاده بهینه و مدیریت منابع از اهمیت بالایی برخوردار است. ازآنجایی که هر توسعه ای باید با درنظرگرفتن توان های منطقه موردنظر صورت گیرد، ارزیابی توان اکولوژیکی آغازگر تلاش برای برنامه ریزی با هدف دستیابی به توسعه پایدار است. هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی توان اکولوژیک در محدوده دشت ارومیه (۲۶۰۰ کیلومترمربع) با استفاده از مدل مخدوم و با به کارگیری GIS است. پس از تجزیه و تحلیل منابع و تلفیق لایه های اطلاعاتی در GIS، نقشه های کاربری تهیه شد، در نهایت با تلفیق نقشه های به دست آمده، تعیین اولویت کاربری در دشت ارومیه انجام گرفت و نقشه مربوط به آن تهیه گردید. نتایج نشان داد که از کل محدوده دشت ارومیه، 1/34 درصد (942/893 کیلومترمربع) برای کاربری توریسم گسترده طبقه 2، 7/22 درصد برای کاربری جنگلداری طبقه 6، 3/21 درصد برای کاربری توریسم متمرکز طبقه 2، 6/20 درصد (748/540 کیلومترمربع) برای کاربری کشاورزی و مرتع داری طبقه 3، 27/15 درصد برای کاربری شهر، روستا و صنعت طبقه 2 و تنها 103/0 درصد (160/4 کیلومترمربع) برای کاربری حفاظت مناسب تشخیص داده شد. نتایج حاصل از تعیین اولویت کاربری در دشت ارومیه بیانگر این است که به ترتیب کاربری های کشاورزی و مرتع داری طبقه ۷ (3/۶۷ درصد)، کشاورزی و مرتع داری طبقه ۳ (9/۱۳ درصد)، شهر و روستا و صنعت (3/۱۰ درصد)، کشاورزی و مرتع داری طبقه ۲ (۵/۳ درصد)، کشاورزی و مرتع داری طبقه ۶ (3/۳ درصد)، جنگلداری طبقه ۴ (۱/۱ درصد)، کشاورزی و مرتع داری طبقه ۱ (۲/۰ درصد)، کشاورزی و مرتع داری طبقه ۴ (2/۰ درصد)، توریسم (۱/۰ درصد)، جنگلداری طبقه ۲ (۱/۰ درصد) در اولویت توسعه قرار دارند. این یافته ها نشان می دهد که رویکرد مبتنی بر ارزیابی توان اکولوژیک می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در برنامه ریزی کاربری اراضی و تحقق توسعه پایدار در منطقه عمل کند.
۷۰۶.

پایش و تحلیل زمانی– مکانی پوشش برف و مؤلفه های مرتبط با آن در پهنه رشته کوه البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۹
این تحقیق با هدف تحلیل زمانی و مکانی پوشش برف در رشته کوه البرز در ماهای سرد سال از دسامبر تا آوریل طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در این پژوهش از داده های ماهواره ای سنجنده MODIS و مدل  FLDASدر محیط تحت وب Google Earth Engine استفاده گردید و شاخص NDSI برای نظارت پوشش برف به کار گرفته شد. هم چنین متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای برف برآورد و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که حداکثر پوشش برف غالباً در ماه های ژانویه و فوریه مشاهده شد و سال ۲۰۰۸ بیش ترین پهنه پوشش برف را در همه مقیاس های زمانی (روزانه، ماهانه و سالانه) به خود اختصاص داد. از سوی دیگر، سال ۲۰۱۲ دارای حداکثر مقدار عمق برف 70.21 سانتی متر، آب معادل برف 4.96 سانتی متر و نرخ بارش لحظه ای 0.058 میلی متر بر ساعت بود. این موضوع نشان دهنده تمرکز بارش های شدید در بخش های محدودتر در این سال است. الگوهای زمانی با بهره گیری از مدل رگرسیون خطی مورد مطالعه قرار گرفت و مقادیر ضریب تعیین R² برای متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای به ترتیب 0.037، 0.038 و 0.007 گزارش شده اند. این مقادیر که اغلب پایین هستند، بیانگر آن می باشد که نوسانات فصلی و وضعیت جوی نقش مؤثرتری نسبت به زمان در نوسانات ذخایر برف ایفا می کنند. ارزیابی های مکانی نیز حاکی از آن بود که نواحی مرتفع غربی، مرکزی و شمالی البرز حداکثر تراکم برف را دارند، در حالی که دامنه های جنوبی به دلیل ارتفاع کم تر و دمای بالاتر، پوشش برفی پراکنده تری دارند. این پژوهش اهمیت ویژه نظارت هم زمان متغیرهای مختلف برف را در شناخت بهتر از ذخایر آبی زمستان آشکار می سازد و پیامدهای تغییر اقلیم در مناطق کوهستانی ایران را نشان می دهد.
۷۰۷.

تحلیل روند سری زمانی تصاویر پوشش گیاهی (MODIS-NDVI) و ارتباط آن با تغییرات کاربری اراضی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه: تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی تأثیر مستقیم در پوشش سطح زمین دارند. تغییرات کاربری اراضی در شمال کشور از مهم ترین علل تخریب پوشش گیاهی در جنگل های هیرکانی بوده که در دهه های اخیر، به دلیل فعالیت های انسانی، به وقوع پیوسته است. تغییرات پوشش گیاهی در استان گلستان، با تنوع اقلیم و پوشش سطحی، نشان دهنده تأثیرات این فعالیت هاست. بر این اساس نظارت بر پویایی پوشش گیاهی نیازی اساسی، برای درک بهتر درباره چگونگی واکنش پوشش گیاهی به فشارهای انسانی، درجهت حفظ جنگل های هیرکانی است. مواد و روش ها: بررسی و پایش پوشش گیاهی با بررسی نمایه نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (NDVI) انجام شد. برای تحلیل روند پوشش گیاهی در استان گلستان، از داده های سری زمانی ترکیبی شانزده روزه MODIS-NDVI به نام MOD13Q1، با قدرت تفکیک مکانی 250 متر در دوره بیست ساله استفاده شد. در این پژوهش، پیش از بررسی روند تغییرات پوشش گیاهی در منطقه، ابتدا تصاویر خام NDVI با فرمت HDF محصول از سایت ناسا دانلود و ازلحاظ آماری، بررسی و تحلیل شدند. بدین ترتیب 920 تصویر سری زمانی شانزده روزه پوشش گیاهی نمایه NDVI در نرم افزار GIS، پس از موزاییک سازی، به 460 تصویر تبدیل و با استفاده از ضرب فاکتور مقیاس تصاویر، به حالت استاندارد بین 1- تا 1+ درآمدند. برای ارزیابی روند سری در نرم افزار IDRISI TerrSet، ابتدا تصاویر با استفاده از بی هنجاری مؤلفه فصلی حذف شد. فرایند تحلیل روند تغییرات فعالیت پوشش گیاهی و معنی داری آن به روش غیرپارامتری من کندال انجام شد . نتایج: نتایج نشان داد که 20% از مساحت منطقه مورد مطالعه دارای روند کاهشی در پوشش گیاهی است؛ درحالی که 80% روند افزایشی داشته است. از این میان، 5% دارای کاهش معنادار و 50% دارای افزایش معنی دار پوشش گیاهی و مابقی بدون روند هستند. طی بیست سال گذشته، 4088 کیلومترمربع از پوشش گیاهی از دست رفته است. تحلیل تأثیر فعالیت های انسانی در این تغییرات با استفاده از نقشه های موقعیتی شهرستان ها و مسیرهای اصلی انجام شد. نتایج نشان داد که در دشت های شمالی گلستان، به دلیل دسترسی آسان تر به زمین ها برای فعالیت های انسانی، تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی، کاهش پوشش گیاهی بیشتری رخ داده است. بیشترین افزایش معنی دار پوشش گیاهی در شهرستان هایی مانند کردکوی، بندر گز، آق قلا، گرگان، آزادشهر، رامیان و بیشترین کاهش معنی دار در شهرستان های بندر ترکمن، گنبد کاووس، مینودشت و کلاله مشاهده شده است. مسیرهای اصلی منتهی به استان گلستان شامل گرگان بجنورد، گرگان ساری، آزادشهر سمنان، جاده غربی اینچه برون و جاده شرقی اینچه برون است که همگی شاهد روند کاهشی در پوشش گیاهی در اطراف خود بوده اند. ازآنجاکه استان گلستان از تنوع اقلیمی چشمگیری برخوردار است، تغییرات پوشش سطحی در نقاط منتخب با کاهش معنی دار پوشش گیاهی نیز بررسی شد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج این تحقیق از سال 2001 تا 2020، مناطق مرتفع استان گلستان، به ویژه ارتفاعات غربی شاهد افزایش پوشش گیاهی بوده اند که احتمالاً با افزایش دما براَثر گرمایش جهانی و بهبود شرایط دمایی برای گیاهان در این ارتفاعات مرتبط است. در مقابل، پوشش گیاهی مناطق کم ارتفاع واقع در دشت ها، نوار ساحلی، ارتفاعات پایین تر و به خصوص حاشیه شهرها و جاده ها درحال از دست رفتن است. فعالیت های انسانی، مانند تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی در دشت های شمالی گلستان به کاهش پوشش گیاهی دامن زده اند. این تغییرات نشان دهنده کاهش پوشش گیاهی انبوه و افزایش تأثیرات منفی انسانی و طبیعی اند. در ارتفاعات، به رغم روند آرام تر کاهش پوشش گیاهی درقیاس با مناطق پایین دست، نگرانی هایی بابت تخریب پوشش گیاهی در مناطق بکر جنگلی وجود دارد. تحولات یادشده نیازمند توجه و اقدامات فوری، برای مدیریت پایدار منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی است.
۷۰۸.

تحلیل ساختاری فضاهای متاورس فراگیر برای پایداری آینده شهرهای هوشمند در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
متاورس به عنوان یک محیط مجازی فرضی با استفاده از فناوری های نوین هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء، می تواند به پایداری آینده شهرهای هوشمند کمک کند و کارایی و کیفیت زندگی شهری را افزایش دهد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری فضاهای متاورس فراگیر برای پایداری آینده شهرهای هوشمند درکلان شهر تهران انجام شده است. روش تحقیق از لحاظ راهبرد هدف گذاری کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی بر اساس روش های آینده پژوهی اکتشافی می باشد. داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی با روش پیمایشی بر اساس روش دلفی تهیه شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل خبرگان مسائل شهری بود که به صورت نمونه گیری هدفمند 70 نفر انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های دلفی، تحلیل ساختاری در محیط (MicMac) و نرم افزار سناریونویسی (Scenario Wizard) استفاده شده است. یافته ها نشان داد که شاخص های شفافیت، کاهش تقاضا، شبیه سازی شهری و آموزش دیجیتال نقش مهمی در بهبود پایداری شهری هوشمند دارند. همچنین، پژوهش نشان داد که متاورس می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در بهینه سازی مصرف منابع، افزایش مشارکت شهروندان و کاهش ریسک های شهری عمل کند. نتایج نهایی این پژوهش حاکی از آن است که برای بهره برداری بهینه از پتانسیل های متاورس، نیاز به تقویت زیرساخت های دیجیتال، افزایش آموزش های مرتبط با فناوری و بهبود امنیت سایبری است. به طورکلی، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران در کلان شهر تهران بر توسعه فناوری های متاورس و یکپارچگی آن با سیستم های شهری تمرکز کنند تا بتوانند از تمامی قابلیت های این فناوری بهره برداری کنند.
۷۰۹.

تحلیل منابع ماسه های بادی بر اساس تلفیق تحلیل باد و مورفومتری ذرات ماسه، مطالعه موردی: دشت بورالان آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش با هدف شناسایی منابع ماسه های بادی دشت بورالان از طریق رویکرد تلفیقی شامل تحلیل های بادی و مطالعات رسوب شناسی انجام شد. داده های بادی 30 ساله (1990–2020) ایستگاه سینوپتیک ماکو، ایران، تحلیل شدند. نرم افزار WRPLOT View 8 و ابزار سفارشی ترسیم گلباد برای تولید گلباد، گل طوفان و گل حمل ماسه و همچنین محاسبه شاخص های بادی شامل پتانسیل جابجایی (DP)، پتانسیل جابجایی نتیجه گیر (RDP)، جهت جابجایی نتیجه گیر (RDD) و شاخص یک جهته (UDI) استفاده شدند. برای شناسایی منشأ رسوبات بادی، نمونه های ماسه ای سطحی از تپه های ماسه ای جمع آوری و آزمایش های گرانولومتری و مورفوسکوپی بر روی آن ها انجام شدند و منحنی های دانه بندی با استفاده از نرم افزار GRADISTAT و روش Folk و Ward (1957) ترسیم شدند. تحلیل گلباد نشان داد بادهای جنوب شرق (SE) و شرق (E) بیشترین فراوانی را دارند، درحالی که گل طوفان، بادهای فرساینده شمال غرب (NW) و غرب (W) را مشخص کرد. پتانسیل حمل ماسه عمدتاً به سمت شرق است و بادهای دو جهته (E-W) در پاییز و زمستان نقش مهمی در جابجایی رسوبات بادی دارند. تحلیل دانه بندی نشان داد میانگین اندازه ذرات بین 125 تا 250 میکرون متغیر است، با جورشدی از جورشده تا ضعیف جورشده و توزیع عمدتاً متقارن. بررسی ها نشان داد منابع اصلی ماسه های روان دشت بورالان شامل آبرفت های رودهای قره سو و ارس، هوازدگی روانه های بازالتی، مخروط افکنه های حاشیه ای و سطوح فرسایش یافته ناشی از کاهش پوشش گیاهی به دلیل تغییرات کاربری اراضی هستند. بنابراین، منابع ماسه های بادی دشت بورالان ترکیبی از فرآیندهای آبی و بادی است که توسط ویژگی های زمین شناسی و اقلیمی منطقه هدایت می شوند.
۷۱۰.

میزان انطباق الگوی توسعه روستایی استان لرستان با خصیصه های رویکرد سرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۲۹
مناطق روستایی لرستان رویکردهای برنامه ریزی متفاوتی را تجربه کرده اند. هدف اکثر این برنامه ها، رفع چالش های توسعه ای و پویایی فعالیت های اقتصادی بوده است لیکن در عمل موفقیت چندانی نداشته اند. حال آن که توسعه سرزمینی در نوع خود استراتژی جدیدی به توسعه روستایی است زیرا نگاه آن تحول تولیدی و تغییر نهادی- سازمانی است؛ براین اساس هدف از پژوهش حاضر ارزیابی سطح انطباق الگوی توسعه روستایی لرستان با ویژگی های مورد نظر این رویکرد بوده است تا میزان پوشش نظام برنامه ریزی منطقه از این رویکرد مشخص شود. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی و بعضاً توسعه ای است. ابزار گردآوری آن نیز اطلاعات اسنادی، کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و پرسش نامه بوده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای تحلیل آماری (پارامتریک) استفاده شده است. یافته ها نشان از آن است که خصوصیات ساختاری توسعه روستایی این استان به میزان خیلی کمی مطابق با ویژگی های رویکرد توسعه سرزمینی روستایی است؛ بنابراین نوع حاکمیت توسعه در قالب ابعاد ترویج کشاورزی، توسعه یکپارچه، بالا به پائین و پائین به بالا بوده است. در مقابل کمترین توجه این نظام به ابعاد توانمندسازی، بازیگرمحوری، هوشمندسازی و توسعه شبکه ای بوده است؛ لذا پیشنهاد می شود که در برنامه ریزی های آتی توسعه روستایی این استان، در درجه اول چهارچوب توسعه در قالب قلمروها طرح ریزی شود، سپس تأکید و توجه صرف به رفع کمبودهای داخلی، توسعه خدمات و تأمین نهاده های تولید، تأکید بر برنامه ها و طرح های افزایش تولید و از این دست مسائل کاهش یابد
۷۱۱.

دغدغه و نگرش شهروندان شهر شیروان در مصرف و صرفه جویی آب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
تغییرات آب و هوایی یکی از مهم ترین چالش هایی است که بخش های مختلف زندگی انسان را روی زمین تحت تاثیر قرار می دهد. این آثار سوء تغییرات اقلیم، سبب تغییر شرایط تولید، کاهش تولیدات کشاورزی، کاهش درآمد خانوار و در نهایت، سبب به مخاطره انداختن امنیت غذایی اجتماعات شهری نیز خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف شناخت دغدغه مصرفی اب مردم شهر شیروان تهیه شده است. داده های جمع آوری شده یک نمونه تصادفی از خانوارهای ساکن شهر شیروان می باشد. دراین تحقیق 30 خانوار مورد پرسشگری قرارگرفتند. انتخاب نمونه های تحقیق در جامعه مورد مطالعه تصادفی بوده است. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت، توصیفی و تحلیلی و از لحاظ دستیابی به حقایق از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. متغیرها با طیف 5تایی لیکرت در پرسشنامه قرار گرفته اند. داده های جمع اوری شده به کمک نرم افزار اماری spss و ازمون t تک نمونه ای مورد تجزیه و تحلیل و استنتاج نهایی قرار گرفته است .داده ها با خطای 5 درصد و اطمینان 95 درصد مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج بدست آمده از این تحقیق گویاست که مردم این شهر از الگوی صحیح مصرف اب پیروی نکرده و نیازمند فرهنگ سازی، وارائه الگوهای صحیح مصرف اب هستند.
۷۱۲.

واکاوی همدیدی و ماهواره ای گردوخاک در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۶۰
پدیده گردوخاک به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات جوی و زیست محیطی، استان کردستان واقع در غرب کشور را متأثر ساخته و هرساله خسارات زیادی را به زیرساخت های مختلف در این استان وارد کرده است. در این مقاله شرایط و منشاء شکل گیری رخدادهای گردوخاک در استان کردستان با میانگین 32 روز گردوخاکی در سال برای دوره آماری 1992 تا 2022 با استفاده از روش های تحلیل ترکیبی آماری – همدیدی و ماهواره ای مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور از داده های مشاهداتی 8 ایستگاه همدیدی، محصولات ماهواره ای، عمق نوری ذرات معلق (AOD) و داده های بازکاوی برای ترازهای مختلف جو استفاده شد. همچنین با استفاده از مدل HYSPLIT، مسیرهای انتقال ذرات گردوخاک رهگیری و در نهایت چشمه های عمده گردوخاک استان تعیین شد. بر اساس نتایج، فصول بهار با %40 و تابستان با %27 از بیشترین تعداد روزهای همراه با پدیده گردوخاک برخوردارند. پراکنش مکانی گردوخاک نشان داد با حرکت از غرب به شرق و از شمال به جنوب استان تعداد روزهای گردوخاکی کاهش می یابد. با توجه به بررسی های همدیدی در بیشتر موارد استقرار یک سامانه کم فشار بر روی عراق و سوریه و تقویت شرایط ناپایداری در سطح بیابان های این مناطق و همچنین قرارگیری منطقه مورد مطالعه در جلوی ناوه عمیق، زمینه انتقال گردوخاک به جو منطقه را فراهم می آورد. بر اساس نتایج پدیده گردوخاک در استان کردستان از 3 چشمه اصلی شامل رسوبات کف رودخانه ها و هورهای خشک شده در نواحی مرکزی و جنوبی عراق و بیابان های سوریه، اردن و شمال شبه جزیره عربستان منشاء می گیرد. بیشترین فعالیت این چشمه های گردوخاک نیز در فصل های بهار و تابستان است.
۷۱۳.

تحلیل تغییرات ساختاری-کارکردی روستاهای شهرستان تنکابن با تأکید بر بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۹
جامعه روستایی از دیرباز نقش اساسی در تأمین نیازهای معیشتی و اقتصادی داشته است اما تحولات اقتصادی، اجتماعی و فناوری در دهه های اخیر، تغییرات قابل توجهی را در ساختار و کارکرد آن به وجود آورده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل تغییرات ساختاری-کارکردی روستاهای شهرستان تنکابن با تاکید بر بخش کشاورزی بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، به شیوه پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۰۷۳۷ خانوار روستایی ساکن در دو دهستان شهرستان تنکابن بوده است. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول دنیل۲۵۰ نفر تعیین و نمونه ها به روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای با تخصیص متناسب انتخاب شدند. برای بررسی وضعیت تغییرات ساختاری-کارکردی از داده های موجود در افق زمانی 1380 تا 1400 استفاده شد. همچنین برای بررسی وضعیت تغییرات از دید افراد نمونه از پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد. برای اطمینان از روایی ابزار تحقیق، از پنل متخصصین استفاده شد و پایایی ابزار، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. در تحقیق حاضر برای تعیین ساختار غالب اقتصادی شهرستان تنکابن از روش بوژوگارینه استفاده شد. نتایج نشان داد که شهرستان تنکابن تا دوره 1385 دارای نقش غالب کشاورزی بوده است اما پس آن و طی دوره دهه 90 به بعد تبدیل به یک شهرستان چندنقشی شده است و به نظر می رسد طی دوره های آتی به سمت نقش بازرگانی یا خدماتی حرکت خواهد نمود. این امر حاکی از کاهش نقش کشاورزی در ساختار غالب اقتصادی شهرستان خواهد بود. براساس نتایج در روستاهای مورد مطالعه، جمعیت روستایی فعال در کشاورزی، بافت تاریخی روستاها و  درآمد کشاورزی به نسبت هزینه های خانوار عموماً کاهش یافته است. این درحالی است که از دید افراد نمونه تغییر کاربری اراضی و ساخت و ساز در روستا طی دوره مذکور به شدت افزایش یافته است و همزمان میزان تولید و عملکرد محصولات زراعی، باغی و دامی کاهش یافته است. 
۷۱۴.

تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی: مطالعه موردی شهرستان کوهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی می باشد. روش: اطلاعات مورد نیاز پژوهش، با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شدند. داده های گردآوری شده به وسیله نرم افزار های SPSS و Amos و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری این پژوهش را باغداران بخش مرکزی شهرستان کوهدشت استان لرستان (1000N=) تشکیل دادند که براساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 270 باغدار انتخاب شد. نتایج: نتایج به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل مسیر نشان داد، سازه های شدت درک شده، آسیب پذیری درک شده و منافع درک شده تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر تمایل رفتاری باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی دارند و در نهایت نیز نظریه ی اعتقادات سلامت می تواند 83 درصد از تغییرات متغیر تمایل رفتاری باغداران را پیش بینی کند. نتیجه گیری: در این راستا توصیه می گردد با برجسته کردن آسیب های ناشی از رفتار فعلی باغداران در زمینه برداشت، انتقال و فروش محصولات در بین باغداران و همچنین مزایای فروش محصولات به این صنایع از جمله افزایش درآمد، کاهش ضایعات، افزایش اشتغال و غیره به طور قابل توجهی مسیر انگیزش باغداران برای فروش محصولات خود به صنایع تبدیلی و تکمیلی را هموار نمود.
۷۱۵.

شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیر دوچرخه سواری با رویکرد کاهش ترافیک در بافت های تاریخی شهرتهران با استفاده از روش Fuzzy TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
در شهرهای بزرگی همچون تهران، بافت های تاریخی علاوه بر ارزش فرهنگی، از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی شهری برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در بافت های تاریخی تهران، رویکردی برای کاهش ترافیک و ارتقای پایداری حمل ونقل ارائه می کند. ابتدا شاخص های مؤثر بر توسعه مسیرهای دوچرخه سواری با مطالعه ادبیات موضوع و بررسی میدانی شناسایی شدند. سپس، با استفاده از روش تاپسیس فازی و جمع آوری نظرات خبرگان، اولویت بندی گزینه های پیشنهادی انجام شد. نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های خاص بافت تاریخی، نظیر ساختار خیابان ها، دسترسی به جاذبه های گردشگری، و تعامل با سیستم حمل ونقل عمومی، تأثیر قابل توجهی در کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی شهری دارد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران شهری در طراحی و توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در مناطق تاریخی تهران به کار گرفته شود. این پژوهش با استفاده از روش تاپسیس فازی، چهار گزینه توسعه مسیر دوچرخه سواری در مناطق تاریخی شهر تهران را ارزیابی و رتبه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که محله حصار ناصری (A4) با شاخص نزدیکی 0.9724، بهترین گزینه برای توسعه مسیرهای دوچرخه سواری است و میدان حسن آباد (A2) با شاخص 0.9040 در رتبه دوم قرار دارد. خیابان ناصرخسرو (A1) و خیابان سی تیر (A3) به ترتیب در رتبه های سوم و چهارم قرار گرفتند. این تحلیل نشان می دهد که محله های پرتراکم و تاریخی مانند حصار ناصری، به دلیل ویژگی های ترافیکی و اجتماعی، برای بهبود زیرساخت های دوچرخه سواری مناسب تر هستند. این نتایج می تواند مبنایی برای برنامه ریزی های آینده در کاهش ترافیک و ترویج حمل ونقل پایدار در بافت های تاریخی شهر تهران باشد.
۷۱۶.

شناسایی موانع و تسهیل کننده های توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه: کاربرد تحلیل میدان نیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و تسهیل کننده های توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه به صورت آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی کارشناسان و افراد صاحب نظر در زمینه کشاورزی دیجیتال به تعداد 18 نفر بودند. تحلیل داده های فاز کیفی با استفاده از دو مرحله کدگذاری باز و محوری انجام شد که به شناسایی 35 مانع در قالب شش دسته عامل آموزشی، نهادی، زیرساختی، مدیریتی، روان شناختی و اقتصادی و 21 تسهیل کننده در قالب چهار دسته عامل آموزشی، نهادی، زیرساختی و مدیریتی انجامید. بر مبنای نتایج، موانع موجود در مسیر توسعه کشاورزی دیجیتال بیش از تسهیل کننده ها می باشد. در مرحله بعدی موانع و تسهیل کننده های شناسایی شده در قالب پرسشنامه تنظیم و به بررسی وضعیت موجود آن ها پرداخته شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش کارشناسان ستادی مدیریت هماهنگی ترویج استان به تعداد 22 نفر بودند که با توجه به تعداد آن ها تمام شماری انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها، داده های به دست آمده کدگذاری شده و بر مبنای روش تحلیل میدان نیرو توصیف و تحلیل شدند. بر اساس نتایج، برآیند امتیاز نیروهای تسهیل کننده در سه بعد آموزشی، نهادی و مدیریتی بیش از موانع بود. اما در مجموع قدرت موانع بیشتر از تسهیل کننده ها بود که نشان می دهد توسعه کشاورزی دیجیتال با توجه به موانع فراوان نیازمند برنامه ریزی و مدیریت صحیح برای توسعه می باشد. با معرفی اقدامات اجرایی توسط صاحب نظران و بررسی تأثیر آن ها بر قدرت موانع و تسهیل کننده ها، نیروی موانع کاهش و بر قدرت تسهیل کننده ها افزوده شد.
۷۱۷.

طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
۷۱۸.

بررسی عوامل موثر بر نابرابری توزیع خدمات شهری در محلات زاهدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر نابرابری در توزیع خدمات شهری در محلات شهر زاهدان انجام شده است. مطالعه حاضر نشان می دهد که توزیع خدمات شهری در زاهدان از وضعیت متعادل و عادلانه ای برخوردار نبوده و شکاف عمیقی بین محلات برخوردار و محروم وجود دارد. به طوری که برخی مناطق از امتیاز بالایی برخوردارند، در حالی که مناطق دیگر با محرومیت شدیدی مواجه هستند.یافته های تحقیق حاکی از آن است که مهم ترین عوامل این نابرابری در سه دسته کلی قابل دسته بندی هستند: ۱. عوامل مدیریتی و برنامه ریزی: شامل ضعف در نظام مدیریت یکپارچه شهری، تخصیص نامتناسب بودجه، فقدان برنامه ریزی راهبردی و اولویت بندی پروژه ها بر اساس ملاحظات سیاسی و نمایشی. ۲. عوامل کالبدی-فضایی: مانند رشد سریع و بی رویه جمعیت، گسترش سکونتگاه های غیررسمی، پراکندگی جغرافیایی محلات و تمرکز خدمات در نقاط خاص شهر. ۳. عوامل اجتماعی-اقتصادی: از جمله فقر اقتصادی، سطح پایین تحصیلات، بافت قومیتی متنوع و نابرابری در سرمایه اجتماعی. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی ترکیبی (کمی و کیفی) و با استفاده از ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و تحلیل های آماری، به بررسی وضعیت موجود و رابطه بین متغیرها پرداخته است. نتایج نه تنها عمق محرومیت در محلات حاشیه ای را تأیید می کند، بلکه نشان می دهد که تداوم این نابرابری، تهدیدی جدی برای عدالت اجتماعی، امنیت ملی، سلامت عمومی و پایداری شهری در زاهدان محسوب می شود. در پایان، راهبردهایی کاربردی نظیر اصلاح نظام تخصیص بودجه بر اساس شاخص های محرومیت، تقویت مشارکت مردمی، توانمندسازی اجتماعی و اجرای پروژه های زیرساختی هدفمند در محلات کم برخوردار ارائه شده است.
۷۱۹.

کشاورزی شهری و پیراشهری رویکردی نوین در عرضه خدمات فرهنگی اکوسیستم: مطالعه ای بر مبنای ادراکات شهروندان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۹۹
کشاورزی شهری در ایران رویکردی نوظهور است که به توسعه فضاهای سبز، تولیدات غذایی و خدمات تفریحی-رفاهی کمک شایانی می کند. هدف اصلی این پژوهش شناخت متغیرهای خدمات فرهنگی اکوسیستمی تأثیرگذار در کشاورزی شهری با رویکرد مشارکتی (از طریق شناخت ادراکات استفاده کنندگان از کاربرهای کشاورزی شهری) است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و شیوه گردآوری داده ها، کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. جامعه آماری شامل شهروندان استفاده کننده از کاربری های کشاورزی شهری و پیراشهری مریوان بود. حجم نمونه موردنیاز توسط فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید و از روش نمونه گیری در دسترس (توزیع پرسشنامه های آنلاین در شبکه های اجتماعی) داده ها جمع آوری شدند. داده های حاصله با استفاده از روش معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کشاورزی شهری نقش قابل توجهی در ارائه خدمات فرهنگی اکوسیستم به شهروندان دارد. به طوری که مؤلفه هایی همچون تفریح و اکوتوریسم (آماره تی 47/6)، تنوع فرهنگی (آماره تی 40/5)، روابط اجتماعی (06/3 آماره تی)، زیبایی شناختی (آماره تی 06/3) و جنبه های آموزشی (آماره تی 23/2) از مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار و درک شده بر مبنای تجربیات شهروندان مریوان از کشاورزی شهری و پیراشهری بود. همچنین مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش ، با ضریب تعیین (R 2 ) 90/0 حاکی از دقت بالای مدل نظری در پیش بینی متغیرها بود. بنابراین کشاورزی شهری به عنوان یک رویکرد نوین می تواند به عنوان بستری مناسب جهت عرضه خدمات فرهنگی اکوسیستم در شهر مریوان توسعه یابد. یافته های مطالعه می تواند راهکاری مناسب برای برنامه ریزان شهری در جهت گسترش فضاهای کشاورزی شهری در مناطق مشابه باشد.
۷۲۰.

واکاوی پویایی پوشش گیاهی حوضه های آبریز کشور ایران در ارتباط با شرایط خشکسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از دو پایگاه داده متفاوت با یک دوره زمانی مشترک 23 ساله (2000-2022) استفاده شد: اول، محصولات ترکیبی 16 روزه MODIS NDVI (MOD13A3) ماهواره Terra و دوم، پایگاه داده ای شاخص بارش-تبخیر و تعرق استاندارد شده ( SPEI ) در مقیاس زمانی 12 ماهه. ابتدا جهت دستیابی به نوع خشکسالی، شاخص SPEI در 7 آستانه طبقه بندی شد. سپس طبق آستانه ها، نقشه هر 6 حوضه آبریز اصلی ایران استخراج شد و برای طبقه بندی نوع پوشش گیاهی 10 آستانه جهت شاخص   NDVI استخراج گردید و نقشه های مربوطه حوضه های آبریز در قالب یک نقشه برای هر سال در 5 نوع پوشش گیاهی دسته بندی شد. سپس برای بررسی ارتباط بین دو شاخص SPEI و NDVI ، در ابتدا تفیک مکانی دو پایگاه داده به کمک روش نزدیکترین همسایه یکسان سازی شد. آنوقت به کمک آزمون همبستگی پیرسون ارتباط بین دو شاخص در میانگین داده های شبکه بندی شده به صورت پیکسلی مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت برآورد نرخ تغییرات از تخمینگر شیب سن بهره گرفته شد. نتایج نشان داد شیب روند منفی شاخص SPEI ، ۲۶۴ ماهه، در گستره ی اکثر حوضه های آبریز افزایشی است به طوری که روند منفی این شاخص بر روی مناطق جنوب غرب (حوضه خلیج فارس و دریای عمان) و بر روی مناطق شمالی کشور (شمال حوضه مرکزی و مرکز حوضه دریای خزر) شدیدتر است و به لحاظ آماری در سطح اطمینان 90 درصد معنادار است. نرخ کاهش شاخص آن به میزان 9/0- به ازای هر دهه رسید. برای شاخص NDVI  هم روند مثبت (در مناطق جنوبی و جنوب غرب) و هم روند منفی (مناطق شمالی) در گستره ی ایران حاکم است. برای حوضه های با روند معنادار، شیب روند تغییرات (01/0 به ازای هر دهه) است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان