فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۶۱ تا ۲٬۸۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
103 - 124
حوزههای تخصصی:
معماری معاصر ایران با تغییرات متعددی در نماسازی مواجه شده است که برخی از آن ها ناشی از گفتمان مدرنیته و برخی دیگر به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاص ایران مرتبط هستند. این تحولات منجر به ظهور نوعی معماری خاص در ایران شده که به عنوان معماری معاصر شناخته می شود و ویژگی هایی در نماسازی دارد که ارتباط چندانی با پیشینه هویتی ایرانی پیدا نمی کند. بااین حال، ابعاد هویتی این معماری، به ویژه از منظر معناشناسی و تاریخی، تا حد زیادی مورد غفلت قرارگرفته است. هدف این پژوهش تحلیل نشانه های هویتی در نمای ساختمان های مسکونی معاصر ایران، به ویژه نمونه های دوران پهلوی دوم است. این دوره را می توان نخستین مواجهه واقعی معماری مسکونی با رویکردهای مدرن دانست که بستر اولیه شکل گیری معنایی جدید در نمای مسکونی معاصر ایران را فراهم کرد. پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه هویت، متأثر از برهم کنش وجوه کالبدی (فرم) و محتوا با درون مایه های تاریخی و معنا در نمای بناهای مسکونی دوره پهلوی دوم شکل گرفته است. روش تحقیق کیفی و استنباطی بوده و از نرم افزار MAXQDA برای کدگذاری و تحلیل داده های کیفی استفاده شده است. نتایج نشان دهنده دوگانه معنایی هستند؛ یکی ساختار منسجم و منطبق بر شاخصه های کالبدی مدرنیسم و دیگری ترکیب های التقاطی، نامنسجم و نامفهوم. بنابراین، هویت نما در این دوره به دودسته بامعنا و بی معنا تقسیم می شود که دسته بامعنا مطابق با رویکردهای مدرن و دسته بی معنا رویکردی التقاطی را شامل می شود.
ارزیابی تغییرات زمانی-مکانی رطوبت خاک در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات محیطی ناشی از تغییرات طبیعی و فعالیت های انسانی می تواند در میزان رطوبت خاک تأثیر بگذارد و زمینه کاهش آب خاک را فراهم آورد؛ از این رو در پژوهش حاضر برای ارزیابی تغییرات زمانی و مکانی رطوبت سطحی (2 تا 5 سانتی متری) خاک در عراق داده های رطوبت حجمی خاک با تفکیک 25/0 درجه ای و بازه زمانی روزانه در یک دوره سی ساله (1991-2020) از پایگاه داده های اقلیمی کوپرنیکوس برداشت شد. در این مطالعه برای ارزیابی روندهای زمانی و مکانی از آزمون های روند رگرسیون خطی و مان-کندال استفاده شد. بررسی ها نشان داد که رطوبت حجمی خاک در ماه های گرم کاهش و در ماه های سرد افزایش یافته است؛ به طوری که مقدار های رطوبت خاک در ماه های سرد بیش از دو برابر ماه های گرم است. ارزیابی روند سری زمانی ماهانه رطوبت حجمی خاک در عراق نشان داد که ماه های دوره سرد روند کاهشی داشته است. میانگین مکانی سالانه رطوبت حجمی خاک در عراق 164/0m3/m-3 برآورد شد. کمترین مقدار رطوبت حجمی خاک در جنوب عراق در مرز کویت (093/0m3/m-3) و بیشترین رطوبت حجمی خاک در منطقه پایکوهی شمال شرق عراق (24/0m3/m-3) است. مقدار رطوبت خاک در عراق از شمال به جنوب کاسته می شود. بررسی نقشه های روند نشان داد که بیشترین روندهای کاهشی به ترتیب در ماه های دی، بهمن و اسفند بوده است که در ماه های دوره گرم سال از وسعت پهنه های با روند کاهشی کاسته می شود. گستره جغرافیایی روندهای کاهشی روند شمال غرب–جنوب شرق داشته است و بیشتر در امتداد رودهای دجله و فرات و در اطراف دریاچه الرزازه و الثرثار مشاهده می شود. استان دیالی، میسان و به ویژه استان واسط در بیشتر ماه ها در معرض روندهای کاهشی رطوبت خاک قرار داشتند که این حکایت از در معرض خطر قرار داشتن این مناطق دارد. مناطقی که در معرض کاهش رطوبت خاک قرار داشته اند، بیشتر در معرض خطر تبدیل شدن به کانون های تولید گرد و غبار هستند. در پایان پژوهش به پژوهشگران پیشنهاد می شود که اقدام های حفاظتی مانند کاشت درختان خشکی پسند (نیاز آبی اندکی دارند) انجام شود تا از کاهش بیشتر رطوبت خاک جلوگیری شود.
بررسی ابعاد و شاخص های هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی ایران و اثر آن بر امنیت مناطق مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
1 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هیدروپلیتیک بررسی نقش آب در مناسبات کشورها در سطوح مختلف است. در این میان رودخانه های مرزی با توجه به اهمیت آن هم در روابط سیاسی کشورها و به خصوص در تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعتی اهمیت بسیار زیادی در بحث هیدروپلیتیک دارد. کشور ایران با دارا بودن 26 رودخانه مرزی و وابستگی حدود 30 درصدی جمعیت کشور به آب حوضه های آبریز مشترک جزو کشورهایی است که به شدت تحت تأثیر تحولات و تغییرات هیدروپلیتیکی رودخانه های مرزی است. در این میان امنیت مناطق مرزی به دلیل قرار گرفتن در مناطق پیرامونی و هم چنین وابستگی شدید به آب رودخانه های مرزی بیش تر تحت تأثیر قرار می گیرد.روش: این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی - تحلیلی و با به کارگیری روش های دلفی و استفاده از نرم افزار آرک جی آی اس در راستای ترسیم نقشه ها به بررسی هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی کشور، شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن و هم چنین شاخص های ریسک و راهبردی پرداخته است. شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش هم منابع کتابخانه ای و اینترنتی در راستای تجزیه و تحلیل توصیفی پژوهش و هم چنین بهره گیری از جامعه خبرگی و پرسش نامه برای غربال گری شاخص ها و شناسایی شاخص های تأثیرگذار بر هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی ایران است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مهم ترین پیامدهای امنیتی- انتظامی هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی بر مناطق مرزی در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد.نتیجه گیری: مهم ترین پیامدهای هیدروپلیتیکی رودخانه های مرزی شامل تنش های قومی در دو سوی مرز، قاچاق، پیوستن به گروهک های تروریستی و واگرایی قومی و سیاسی، مهاجرت، کاهش کشاورزی، رشد فقر در مناطق مرزی و به تبع آن رشد بزه کاری، افزایش هزینه تأمین امنیت، درگیری بر سر آب، افزایش حاشیه نشینی، آلودگی هوا، خشک شدن تالاب ها، مشکلات تنفسی و تخریب محیط زیست در مناطق مرزی است.
تدوین شاخص های جرم یابی سرقت های ناشی از سفرهای مجرمانه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
151 - 182
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهره گیری صحیح از شاخص های جرم یابی برای کشف جرائم سرقت به ویژه سرقت های ناشی از سفرهای مجرمانه از دغدغه های بسیار مهم کارآگاهان پلیس ایران به شمار می رود که نیازمند به مطالعه و تدوین شاخص های جرم یابی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های جرم یابی سرقت های ناشی از سفرهای مجرمانه در ایران انجام پذیرفت.
روش: در این پژوهش از تحلیل تماتیک استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کاراگاهان و خبرگان جرم یابی بودند که از بین آن ها 12 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از رویکرد هدف مند ملاکی و معیار اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که برای تعیین پایایی و روایی از چهار ملاک اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و قابلیت اطمینان استفاده شد. داده ها نیز به صورت تحلیل مضمون تحلیل شد.
یافته ها: نشان داد؛ شاخص های جرم یابی سرقت های ناشی از سفرهای مجرمانه در ایران شامل 89 مفهوم پایه ای، 11 مفهوم سازمان دهنده و 4 مفهوم فراگیر است. براین اساس اولین مفهوم فراگیر یعنی بُعد کاراگاهی شامل 3 مفهوم سازمان دهنده؛ ویژگی های سارقین در حرکت، اقدامات پلیس در نقطه اولیه (مبدأ) و اقدامات پلیس در در نقطه هدف (مقصد وقوع جرم) می باشد. دومین مفهوم فراگیر یعنی بُعد قضایی نیز شامل 3 مفهوم سازمان دهنده اقدامات مؤثر قضایی، اقدامات پلیس در ضربه به بنیان مالی سارقین در گردش و تشکیل مرکز رصد ملی جرائم در گردش در کشور می شود. هم چنین مفهوم فنی و اطلاعاتی نیز شامل مفاهیم سازمان دهنده تبادل و تعامل اطلاعاتی پلیس استان ها در سطح کشور، طراحی محیط شناسی جرائم و ارتقاءاشراف اطلاعاتی افسران پی جو است. در نهایت بُعد ساختاری آموزشی نیز براساس تحلیل نتایج شامل دو مفهوم سازمان دهنده تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص و تقویت و توسعه سیستم آموزشی شد.
نتیجه گیری: در همه جوامع، جرائم و شاخص های جرم یابی دارای ارتباط نزدیکی هستند و از منظر صاحب نظران علم جرم یابی یکی از مهم ترین مسائل در طراحی نامناسب فرایند کشف جرائم نداشتن شاخص های مطلوب و کافی در کشف است. بنابراین تدوین شاخص های جرم یابی سرقت های ناشی از سفرهای مجرمانه نقش مهمی در پی جویی و کشف پرونده های سرقت به شمار می رود.
جدایی گزینی فضایی کلانشهر مشهد و تحلیل مضمون طرح های تفصیلی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۶)
155 - 176
حوزههای تخصصی:
با افزایش روند شهرنشینی، مهاجرت و تشدید افتراق میان گروه های اجتماعی- اقتصادی شهری، پدیده جدایی گزینی شهری در بسیاری از کلانشهرها به مانعی قابل توجه در جهت دستیابی به جامعه شهری همبسته مبدل گشته است. این پدیده ارتباطات بین طبقاتی را به طور جدی مورد تهدید قرار داده به طوری که نمود آن در ساختار فضایی شهرها قابل رؤیت است. طرح های تفصیلی به عنوان اصلی ترین طرح ها و سیاست گذاری های شهری و مهم ترین اسناد تأثیرگذار بر توسعه و ساماندهی شهر، می تواند این پدیده را تعدیل یا تشدید نماید. هدف این پژوهش تحلیل مضمونِ طرح های تفصیلی حوزه هایی از کلانشهر مشهد است که با پدیده جدایی گزینی فضایی روبرو هستند. این پژوهش از نظر ماهیت، با به کارگیری روش آمیخته کمی- کیفی، در زمره تحقیقات ترکیبی قرار می گیرد. نتایج حاصل از نرم افزار تحلیلگر جدایی گزینی، شاخص موران عمومی و آنالیز لکه های داغ، براساس مؤلفه های سکونتی و به استناد داده های مرکز آمار ایران در سرشماری سال 95؛ شدت و تجمع پایگاه های پایین اجتماعی- اقتصادی را به طور خاص در حوزه های شرق شهر مشهد هویدا می سازد. این تحقیق با به کارگیری روش تحلیل مضمون در بررسی سیاست ها و برنامه های طرح های تفصیلی حوزه های مربوطه نشان می دهد: با اصلاح تیپ بندی گونه های سکونتی، بهبود سرانه خدمات غیرانتفاعی و افزایش پروژه های پیشران توسعه در این طرح ها می توان پدیده جدایی گزینی شهری در کلانشهر مشهد را تعدیل کرد.
تحلیلی بر اجرای طرح های توسعه شهری در ایران، مطالعه موردی: طرح تفصیلی شهر مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
59 - 77
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل و موانع تحقق پذیری طرح های شهری نقش کلیدی در ارتقای اثربخشی طرح توسعه شهری بر عهده دارد. هدف تحقیق حاضر سنجش دیدگاه های کارشناسان و خبرگان حوزه مدیریت شهری در خصوص چالش های اجرای طرح تفصیلی شهر مریوان با استفاده از روش شناسی کیو می باشد. بدین منظور ابتدا فضای گفتمان عوامل مؤثر بر تحقق پذیری طرح های تفصیلی از گزارش های و مطالعه پیشین استخراج و در قالب 33 گزاره نهایی دسته بندی گردید. سپس 37 نفر از کارشناسان ادارات سطح شهر مریوان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و میزان اهمیت گزاره های مذکور در تحقق پذیری طرح تفصیلی شهر مریوان با استفاده از جدول کیو تعیین گردید. تجزیه وتحلیل گویه های استخراجی با استفاده از نرم افزار KADE V1.2.0 با روش PCA و حداکثر چرخش واریماکس انجام گرفت. بر اساس یافته های تحقیق ضعف ساختار اداری و اجرای، محدودیت و بی انضباطی مالی و عدم اجرای دقیق مقررات و قوانین مدیریت شهری سه دیدگاه مهم و غالب عوامل عدم تحقق پذیری طرح تفصیلی در بین کارشناسان این مطالعه یافت شد. علیرغم تفاوت های موجود در سه دیدگاه مطرح شده هر سه گروه بر برنامه ریزی متمرکز از بالا به پایین در نظام برنامه ریزی کشور به عنوان موانع کلیدی تحقق پذیری طرح تفصیلی در شهر مریوان تأکید داشتند. مبتنی بر یافته های تحقیق بهره گیری از رویکرد برنامه ریزی مشارکتی و تقویت سازوکارهای نظارتی- مالی در طرح های توسعه شهری قابل پیشنهاد می باشد.
طراحی مدل بازاریابی کارآفرینانه پساکرونا در صنعت هتلداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
123 - 133
حوزههای تخصصی:
همه گیری کوید 19، از طریق قرنطینه، مختل شدن زنجیره های عرضه جهانی، ضعیف تر شدن تقاضای داخلی و خارجی برای کالاها و خدمات و کاهش توریسم بین المللی، در بخش های اقتصادی و خدماتی تأثیر گذاشته است. بازاریابی کارآفرینانه در بقا و موفقیت کسب وکار بسیار تعیین کننده و حیاتی اس ت. پژوهش پیش رو با هدف طراحی مدل بازاریابی کارآفرینانه پساکرونا در صنعت هتلداری ایران انجام شده است. روش پژوهش کیفی است و با راهبرد داده بنیاد و رویکرد استراوس و کوربین صورت گرفته است. هدف پژوهش از نوع کاربردی است. روایی ابزار پژوهش با بهره گیری از آرای استادان خبره این حوزه بررسی شده است. تجزیه و تحلیل داده ها و کدگذاری با نرم افزار مکس کیودا صورت گرفته است. کدهای شناسایی شده در شش طبقه شامل پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار گرفته اند. ابعاد بازاریابی کارآفرینانه پساکرونا شامل فعال بودن، تمرکز بر روی بازاریابی دیجیتال، فرصت گرایی، فنّاوری، بهداشت و ایمنی، پیش قدم بودن، تمرکز بر تجربه مشتری، خلاقیت، ریسک پذیری، نوآوری، ارزش آفرینی، مشتری مداری، آمیخته بازاریابی کارآفرینانه پس از بحران، اهرم کردن منابع، شبکه سازی شناسایی شده است.
تحلیل فضایی شاخص های روستای هوشمند در سکونتگاه های پیراشهری (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم روستای هوشمند با هدف ارائه سیاست گذاری از پایین به بالا برطرف کردن چالش های پیش روی توسعه روستا را هدف خود قرار داده است. هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی شاخص های رهیافت روستای هوشمند در سکونتگاه های روستایی پیراشهری کلان شهر تهران در شهرستان اسلامشهر است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و ازنظر هدف کاربردی و جامعه آماری تحقیق حاضر شامل دو گروه می باشد جامعه آماری گروه اول شامل روستاهای دوازده گانه انتخاب شده در شهرستان اسلامشهر دارای 34574 نفر جمعیت در قالب 10340 خانوار است که بیش از 95 درصد از جمعیت روستایی شهرستان را شامل می گردد.، برای تعیین حجم نمونه مورد پرسشگری در روستاها از فرمول کوکران استفاده شده است در این فرمول برای بهره گیری از سطح اطمینان 95 درصد، حجم نمونه برابر 260نمونه روستایی تعیین گردیده است و به روش تصادفی مورد پرسشگری قرار گرفتند. گروه دوم شامل 30 نفر از کارشناسان، متخصصان و استادان دانشگاهی و مسئولان اجرایی شناسایی شده در حوزه روستایی است. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزارهای AHP,ARAS و آزمون Tتک نمونه ای در نرم افزارSPSS استفاده شده است . نتایج تحقیق مؤید آن است که از میان شاخص های روستای هوشمند شاخص گردشگری هوشمند و انرژی هوشمند به ترتیب با میزان آماره 265/9 و 996/8 مهم ترین شاخص های روستای هوشمند در سطح روستاهای موردمطالعه بوده اند. شاخص انرژی هوشمند با میانگین33/3 در رتبه اول را و شاخص گردشگری هوشمند با آماره 31/3 در رتبه دوم اثرگذاری در شکل گیری رهیافت روستای هوشمند در منطقه موردمطالعه را به خود اختصاص داده است. درنهایت نتایج روش تصمیم گیری چندمعیاره ARAS نشان می دهد به لحاظ برخورداری از شاخص های روستای هوشمند روستای نظام آباد و فیروز بهرام به ترتیب در رتبه اول و دوم و روستای ایرین در رتبه آخر ازنظر هوشمند سازی قرارگرفته است.
تحلیل تاب آوری کالبدی- فضایی شهرهای ساحلی در برابر سیلاب (مطالعه ی موردی: بافت فرسوده شهر ساحلی دیّر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیامدهای تغییرات اقلیم به طور روزافزون و به شیوه های متعدد شهرها و روستاها را تهدید می کند. دراین بین شهرهای ساحلی با توجه به موقعیت خود در محل تلاقی خشکی و دریا و باوجود انواع سرمایه های عظیم انسانی و اقتصادی در آن ها، در برابر این نوع مخاطرات به ویژه سیلاب با تهدید بیشتری مواجه اند و وجود بافت های فرسوده نیز این آسیب پذیری را افزایش می دهد. هدف این پژوهش ارزیابی و تحلیل تاب آوری کالبدی بافت های فرسوده ی شهر ساحلی (مطالعه موردی: شهر ساحلی دیّر)، در برابر سیلاب شهری با رویکردی تحلیلی – توصیفی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از مدل تحلیلی AHP برای وزن دهی به معیارها و سنجش اهمیت آن ها، از SAW FUZZY جهت ارزیابی تاب آوری کالبدی نهایی و از نرم افزار GIS جهت ترسیم نقشه ها استفاده شده است. با توجه به نتایج و از بین معیارهای موردبررسی، معیارهای "ارتفاع از سطح دریا" و "فاصله از خط ساحلی و آبراه" به ترتیب با وزن های 0/271 و 0/227 بیشترین اهمیت دارند. همچنین بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، محدوده بافت فرسوده ی شهر ساحلی دیر از تاب آوری کالبدی متفاوتی برخوردار است. محدوده های موجود در محله های "بازار"، "خنیا" و "عرب ها" کمترین تاب آوری و محله باغ به دلیل فاصله از دریا، ارتفاع بیشتر از سطح دریا و نوساز بودن ساختمان ها تاب آوری کالبدی بیشتری دارد. درنهایت و بر اساس نتایج، به منظور بهبود تاب آوری کالبدی در محدوده بافت فرسوده شهر ساحلی دیر پیشنهاد های لازم نظیر جلوگیری از گسترش کالبدی شهر در مناطق کم ارتفاع و مجاور ساحل و نیز تسریع در نوسازی و بازسازی محدوده، ارائه شده است.
بررسی عوامل مؤثر بر تاب آوری (اقتصادی- محیط زیستی) خانوارهای روستایی منطقه سیستان در برابر خشکسالی و عدم آورد رودخانه هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 22
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردها برای فائق آمدن بر پدیده خشکسالی، رویکرد تاب آوری است که نیازمند شناخت جامع و اصولی عوامل مؤثر بر آن در نظام بهره برداری کشاورزی است. این پژوهش با هدف تعیین تاب آوری خانوارهای روستایی سیستان به دلیل شرایط خشکسالی و نیز عدم آورد رودخانه هیرمند در این منطقه انجام شد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه و مراجعه مستقیم به سازمان های ذی ربط گردآوری و با کمی سازی متغیر تاب آوری، تأثیر متغیرهای دموگرافیکی، اقتصادی و محیط زیستی بر این متغیر با استفاده از مدل لاجیت ترتیبی ارزیابی شد. نتایج نشان داد تاب آوری کشاورزان در برابر خشکسالی پایین بوده و متغیرهایی چون توانمندی و تعلق مکانی و عوامل جمعیتی و اقتصادی بر تاب آوری کل اثر مثبت و معنی دار و متغیرهایی چون تحصیلات کشاورزان اثر منفی و معنی دار بر احتمال قرار گرفتن خانوار در سطوح بالاتر از میزان تاب آوری داشته است. در بین این متغیرها، شاخص های مربوط به درآمد (از سطح کم به زیاد)، سرمایه جانبی و تعلق مکانی به ترتیب به مقدار 27/42، 14/19 و 13/95 درصد بیشترین اثر را بر تاب آوری کل داشته اند. همچنین در بین این متغیرها، شاخص های مربوط به درآمد (از سطح کم به زیاد)، سرمایه جانبی، تعلق مکانی و توانمندی به ترتیب به مقدار 24، 13/44، 15/46و 8/75 درصد بیشترین اثر را بر تاب آوری اقتصادی و سرمایه جانبی، تعلق مکانی، درآمد (از سطح کم به زیاد) و توانمندی به ترتیب به مقدار 14/19، 12/84، 11/15 و 10/18 درصد، بیشترین اثر را بر تاب آوری محیط زیستی داشته اند.
ارزیابی سطح توسعه یافتگی مناطق روستایی براساس عوامل ساختاری – کارکردی (مورد مطالعه: دهستان های شهرستان شهر بابک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
83 - 110
حوزههای تخصصی:
شناخت و تبیین سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی، نقش مهمی در برنامه ریزی توسعه روستایی ایفا می کند. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی و رتبه بندی میزان توسعه یافتگی دهستان های شهرستان شهربابک در استان کرمان است تا از این طریق مشکلات و محدودیت های دهستان های مورد مطالعه، شناسایی و برای حل آن ها اقدامات لازم صورت پذیرد. پژوهش حاضر ازنظر ه دف ک اربردی و از لحاظ روش توص یفی-تحلیل ی اس ت. در راس تای گ ردآوری داده ه ا از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه ها و تعیین اولویت بندی، شش معیار اصلی (محیطی- اکولوژیک، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی و ساختار فضایی) و 47 زیر معیار تکنیک تحلیل شبکه و برای رتبه بندی دهستان ها ازنظر شاخص های توسعه یافتگی از روش تاپسیس استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شش دهستان بخش مرکزی شهرستان شهربابک با جمعیت ۱۰۳۹۷5 نفر است که حجم نمونه مورد مطالعه براساس فرمول کوکران 382 نفر برآورد شد. یافته های پژوهش نشان داد که دهستان های استبرق، میمند و باقلعه در طبقه محروم و ناپایدار و دهستان های خورسند و خاتون آباد در سطح برخوردار و پایدار جای گرفته اند و دهستان مدوارات در جایگاه نیمه برخوردار و نیمه پایدار قرار دارد. بررسی وضعیت کلی مبین شرایط نامناسب حاکم بر دهستان های بخش مرکزی شهرستان شهربابک است. بنابراین انجام اقدامات لازم نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان روستایی و منطقه ای است.
پایش مکانی خشکسالی با استفاده از شاخص های سنجش از دوری (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پایش خشکسالی به دلیل تأثیرات گسترده آن در اقتصاد، محیط زیست و جامعه، مسئله ای حیاتی است. برای پایش دقیق خشکسالی، داده های جامع و یکپارچه هواشناسی و هیدرولوژیکی ضروری است؛ به ویژه در مناطقی مانند استان سیستان و بلوچستان که با خشکسالی شدید مواجه است. مطالعات اقلیمی نشان می دهد که استان سیستان و بلوچستان، به دلیل عوامل اقلیمی مانند بارندگی اندک، تبخیر بالا، بادهای شدید و پوشش گیاهی محدود، به منطقه ای خشک و بسیار مستعد خشکسالی های طولانی مدت تبدیل شده است.مواد و روش ها: در این پژوهش، برای ارزیابی جامع خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان، از داده های ماهواره ای مادیس و گریس بهره گرفته شد و شاخص پوشش گیاهی VHI برای پایش تغییرات پوشش گیاهی و شاخص TSDI برای تحلیل تغییرات منابع آب زیرزمینی به کار رفت. برای اعتبارسنجی نتایج، داده های رطوبت خاک GLDAS به منزله داده مرجع در نظر گرفته شد. با توجه به محدودیت های داده ای گریس، دوره مشترک شانزده ساله (2002-2017) برای تحلیل انتخاب شد. همچنین، برای بررسی روندهای بلندمدت خشکسالی، شاخص SPEI طی دوره سی ساله (1987-2018) محاسبه شد.نتایج: از لحاظ جغرافیایی، نقشه های VHI نشان داد استان سیستان و بلوچستان، در تمامی سال ها، با خشکسالی متوسط و ملایم روبه رو بوده و در سال های منتهی به دوره مطالعاتی، بر شدت خشکسالی ها افزوده شده است. به منظور پایش خشکسالی هیدرولوژیکی، از محصول ماهواره ای گریس استفاده شده است که تغییر در مقدار آب زمینی را اندازه گیری می کند. نتایج مطالعه شاخص TSDI مفهوم کمّی خشکسالی را پوشش می دهد. این شاخص، با هدف پایش خشکسالی هیدرولوژیکی، در تمامی حوضه های آبریز درجه 3 (پنجاه حوضه) محاسبه شد. فرایند پایش خشکی، در گام نخست، با محاسبه کسری خشکسالی به منزله ماه هایی با TWSA منفی به صورت چهار ماه متوالی تعریف شد. نتایج میزان افزایش کسری خشکسالی، از جنوب به شمال استان مورد مطالعه را به خوبی به نمایش گذاشته است. تمامی حوضه ها، تقریباً از 2011، با کسری های بزرگی مواجه بودند. این مطالعه، ازطریق برآورد کسری و کاهش ذخیره کلی آب زمینی در ماه آوریل، نشان داد تمامی حوضه ها، در سال های منتهی به پایان دوره مطالعاتی، شاهد کمبود ذخیره آب، آن هم در محدوده خطرناک و استثنایی بوده اند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از VHI نشان داد که استان مورد مطالعه، در سال های اخیر، دچار خشکسالی گسترده ای شده است. مناطق جنوبی و مرکزی استان با کلاس های شدیدتر خشکسالی مواجه بوده اند. تحلیل نمودارهای شاخص خشکسالی، در کلاس های متفاوت شدت خشکسالی، تأیید می کند که همه حوضه های آبریز با شرایط خشکسالی، به ویژه در سال های اخیر، روبه رو بوده اند. داده ها نشان می دهند که استان با بحران شدید آب مواجه است. اقدامات فوری و هماهنگ برای مقابله با این چالش ضروری است.
بررسی مؤلفه های هویتمند نماهای ساختمانی؛ مطالعه ای بر جنبه های هویت کالبدی کوی گلستان شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای فضا و مکان در شهر سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
117 - 138
حوزههای تخصصی:
درحالی که مخاطرات ناشی از مداخله ها فضایی-کالبدی رایج و هویت زدا در فضاهای شهری، حفظ هویت های محلی شهرها را ضروری می سازند، کوی گلستان به عنوان یک سکونت گاه اقلیت نشین واجد ویژگی هایی منحصربه فرد از معماری خاص ساکنان بومی این محدوده است. این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد کالبدی هویتمند محله مذکور، با توجه به نقش مؤثر نماهای ساختمانی در هویت کالبدی فضاهای شهری، تلاش کرده است به شناسایی مؤلفه های هویتمند در نماهای ساختمانی کوی بپردازد. بنابراین، در این راستا، ضمن مرور ادبیات و مبانی نظری پژوهش، در بخش مطالعه میدانی سعی کرده است با کمک تکنیک دلفی دومرحله ای مبتنی بر داده های حاصل از ابزار مشاهده و 80 تصویر منتخب، به شناسایی مفاهیم مرتبط با مؤلفه های هویتمند نماهای ساختمانی بناهای موجود در کوی بپردازد. طبق یافته های این پژوهش مؤلفه های هویتمند نماهای ساختمانی کوی گلستان در قالب 17 مفهوم اولیه و 7 مفهوم نهایی قابل شناسایی است و همچنین، مفاهیم نمادگرایی طبیعی- تاریخی، نمادگرایی مذهبی، میل به جلوه گری، نوگرایی های شکلی و فرمی، پرداختن به جزئیات، التقاطی بودن، و تأکید بر ایجاد بافت متراکم (انبوه) مؤلفه های هویت کالبدی نماهای ساختمانی کوی گلستان را تشکیل می دهند. همچنین این پژوهش نشان داد که مؤلفه های هویتمند کالبدی شناسایی شده در کوی در ارتباط با ویژگی های فرهنگی-هویتی اجتماع غربت ساکن در کوی قرار دارند که بر این مبنا، جهت گیری دینی و ارادت به اهل بیت (ع)، تمایل به ابراز وجود و دیده شدن، و رنگ تعلق بخشیدن به محیط زندگی را می توان عوامل شاخص زمینه ای در اجتماع غربت ساکن کوی مؤثر بر شکل گیری الگوی معماری بومی-مردمی این محدوده قلمداد کرد.
تغییرپذیری فرسایش خاک ماهانه به تفکیک کاربری ها/پوشش های اراضی بزرگ آبخیز دریای خزر با استفاده از مدل G2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
150 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف برآورد فرسایش خاک در مقیاس های زمانی و مکانی مختلف با مدل G2 به تفکیک کاربری ها/پوشش های اراضی بزرگ آبخیز دریای خزر انجام شده است. به منظور تهیه نقشه های فرسایش خاک منطقه مورد مطالعه، عوامل ورودی مدل G2 در مقیاس های مکانی و زمانی مناسب با استفاده از داده های هواشناسی، تصاویر ماهواره ای، GIS و سنجش از دور تهیه گردید. نتایج نشان داد که میانگین فرسایش خاک سالانه برای منطقه مورد مطالعه برابر با 24/11 تن بر هکتار گزارش شده است که بیش ترین مقدار آن در استان های آذربایجان غربی، مازندران، خراسان شمالی و آذربایجان شرقی قرار دارد. از طرفی بیش ترین مقدار آن در ماه های نوامبر، اکتبر، آوریل و می به ترتیب برابر با 49/1، 48/1، 32/1 و 27/1 و کم ترین مقدار آن در ماه های اوت و دسامبر به ترتیب برابر با 54/0 و 59/0 تن بر هکتار برآورد شده است. به طوری که بیش ترین مقدار میانگین فرسایش خاک سالانه نیز به ترتیب در کاربری ها/پوشش های مرتع، درختچه زار، اراضی بایر و جنگل نیمه متراکم برابر با 87/16، 96/15، 51/11 و 22/11 تن بر هکتار است. در نتیجه مقادیر فرسایش خاک سالانه در بخش های غربی، مرکزی و شرقی به ترتیب برابر با 94/11، 47/13 و 53/10 تن بر هکتار برآورد شد. اگرچه اختلاف فرسایش خاک در مقیاس های زمانی ماهانه، فصلی و سالانه در تمام کاربری ها/پوشش های مختلف اراضی در سطح 99 درصد معنی دار است، اما در تعدادی از کاربری ها/پوشش های اراضی بزرگ آبخیز دریای خزر در بخش های غربی-مرکزی، مرکزی-شرقی و غربی-شرقی با هم معنی دار نیست. بنابراین نتایج به دست آمده از مدل G2 شامل میانگین ماهانه، فصلی و سالانه فرسایش خاک برای بزرگ آبخیز دریای خزر و 108 زیرآبخیز به تفکیک، توسط سیاست گذاران نه تنها برای اولویت بندی زیرآبخیزها، بلکه برای افزایش دانش آن ها در مدیریت یکپارچه آبخیز و بهره برداری پایدار منابع خاک و آب استفاده خواهد شد.
تدوین الگوی مدیریت ظرفیت برد در راستای ارتقا کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست در مناطق کوهستانی، مورد پژوهش: کوه صفه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
159 - 176
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت برد گردشگری کوه صفه اصفهان درراستای ارتقای کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست انجام شد. نمونه های آماری دراین پژوهش بخشی از گردشگران بازدیدکننده ازاین منطقه به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بدین صورت که باتوجه به مراجعه میدانی مکرر در روزهای مختلف، رقم متوسط تعداد مراجعان 100 هزار نفر برآورد شد. لذا با توجه به تعداد جامعه آماری، حجم نمونه تعیین شده طبق جدول مورگان، 384 نفرتعیین شد. این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است و از لحاظ هدف کاربردی محسوب می گردد. داده های مورد استفاده دراین پژوهش ازطریق پرسشنامه جمع آوری شد که روایی آن با محاسبه روایی صوری CVR تأیید و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. همچنین برای برآورد ظرفیت برد از روش های کمی استفاده شد. برای بررسی رابطه ظرفیت برد گردشگری بر حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت گردشگری از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. از آنجایی که براساس ویژگی ها و مختصات هر منطقه کوهستانی ازجمله اقلیم، جغرافیا، فرهنگ و تاریخچه، ظرفیت برد گردشگری متفاوت است، نوآوری این پژوهش در آن است که تاکنون پژوهشی درزمینه ظرفیت های برد گردشگری در محدوده مورد مطالعه انجام نشده است و همچنین ارائه الگوی مدیریت ظرفیت برد در راستای ارتقای کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست در مناطق کوهستانی موضوعی است که تاکنون به آن پرداخته نشده است. یافته های پژوهش نشان داد ظرفیت برد فیزیکی 32500، ظرفیت برد واقعی 8076 و ظرفیت برد مؤثر 5387 نفر در سال است، لذا ظرفیت برد مؤثر و ظرفیت برد واقعی، تأثیر معناداری بر حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت گردشگری دارد؛ ولی ظرفیت برد فیزیکی تأثیر چندانی در افزایش کیفیت گردشگری و محیط زیست ندارد.
سنجش و رتبه بندی میزان پایداری محلات شهر بندر ماهشهر از منظر شاخص های شهر سالم با استفاده از تکنیک ایداس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
392 - 412
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با هدف تحلیل وضعیت پایداری محله های شهر بندر ماهشهر از منظر شاخص های شهر سالم سعی گردید، در قالب سه مولفه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و 22 شاخص فرعی بر مبنای آمار سال 1395 در محلات مختلف شهر بندر ماهشهر مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. با استفاده از آزمون T.Test در نرم افزار SPSS نسبت به سنجش وضعیت کلی پایداری شاخص های مورد مطالعه اقدام شده، در ادامه اوزان حاصل از روش کریتیک و تکنیک ایداس در محیط GISنسبت به رتبه بندی و سطح بندی محلات شهر در شاخص تلفیقی از نظر شاخص های شهر سالم مبادرت گردید و در گام اخر از طریق مدل تحلیل مسیر در نرم افزار pLs اثر گذارترین عامل مرتبط با پایداری در محلات شهر ماهشهر سنجش و استخراج شده اند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که از محله های 35 گانه مورد مطالعه تنها محله های 1،2،6،11 از لحاظ برخورداری شاخص های شهر سالم در وضعیت پایدار و توسعه قرار دارند و سایر محلات یعنی 31 محله در وضعیت محروم و توسعه نیافته می باشند که این امر نشان از وضعیت نامناسب و دور از استانداردهای مطلوب شهر سالم در شهر بندر ماهشهر است. ند.پایدار، واژگان کلیدی: محلات پایدار، شهر سالم، تکنیک ایداس، شهر بندر ماهشه
ارزیابی مکانی و پهنه بندی خطر زمین لغزش حوضه آبریز زمکان با استفاده از ماشین بردار پشتیبان و رگرسیون لجستیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
123 - 102
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز زمکان، واقع در استان کرمانشاه، ارزیابی شد. دو مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) و رگرسیون لجستیک برای تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش استفاده شد. در راستای اهداف تحقیق، 13 لایه اطلاعاتی شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، عدد ناهمواری ملتون، تحدب سطح زمین، طول دامنه، عمق دره، رطوبت توپوگرافیک، بارش، سازندهای زمین شناسی، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده و پوشش گیاهی به عنوان متغیرهای مستقل استفاده شد. حدود 70 درصد پیکسل های لغزشی حوضه به منظور آموزش و 30 درصد برای اعتبارسنجی مدل استفاده شدند. اعتبارسنجی مدل ها با کاربست منحنی ROC صورت گرفت. نتایج نشان دهنده کارایی و دقت بالاتر تابع پایه شعاعی (RBF) مدل SVM برای تهیه نقشه خطر زمین لغزش منطقه است. مساحت زیر منحنی (AUC) تابع پایه شعاعی حدود 951/0 برای آموزش مدل و 944/0 برای آزمون مدل به دست آمد. نتایج بیانگر این است که فاکتورهای شیب با ضریب 28/0، بارش با ضریب 27/0، لیتولوژی با ضریب 26/0 و ارتفاع با ضریب 22/0 کنترل کننده های اصلی وقوع زمین لغزش در سطح حوضه آبریز زمکان هستند. توابع مدل SVM و هم چنین رگرسیون لجستیک نیز اثرات قطعی فاکتورهای انتخابی بر وقوع زمین لغزش را تائید کردند. براساس نقشه پهنه بندی زمین لغزش حدود 35 درصد مساحت حوضه مطالعاتی در کلاس خطرپذیری زیاد و بسیار زیاد قرار گرفته است. پهنه های مذکور عمدتاً در نیمه شرقی حوضه توزیع شده اند. ارتفاع زیاد، غلبه شیب های تند، دریافت نزولات جوی قابل توجه و رخنمون وسیع سازند کژدمی با تناوبی از لایه های آهکی، رسی، مارنی و شیلی مهم ترین دلایل حساسیت بالای این پهنه ها نسبت به زمین لغزش هستند.
روند تغییرات کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی گردشگری در طی دهه های (2000-2022) در روستاهای پیراشهری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۷
191 - 217
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین تغییرات کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی-گردشگری در روستاهای پیراشهری رشت انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از سنجش از راه دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی( GIS)، استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق روستاهای شهرستان پیراشهری رشت می باشند، در این راستا، 37روستای دارای سکنه که در محدوده بلافصل شهر رشت قرار دارند به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند (تمام شماری). این روستاها در دهستان های اسلام آباد و سنگر از بخش سنگر و دهستان های پسیخان، پیربازار و حومه از بخش مرکزی شهرستان رشت واقع شده اند. نتایج نشان داد که تغییرات کاربری اراضی در سال 2022 نسبت به سال های 2000، 2005، 2010 و 2015، گسترده بوده، به طوری که از کاربری اراضی کشاورزی کاسته شده و به کاربری تفریحی و گردشگری و ساخت و سازها افزایش یافته است. در واقع به فاصله 22 سال تغییرات کاربری اراضی از کشاورزی به گردشگری در روستاهای اطراف جاده های اصلی شهر محسوس می باشد، و بیشترین تغییرات در روستاهای پیراشهری اطراف شهر رشت و بخش مرکزی اتفاق افتاده است.
مدلسازی تأثیر ورزش های بومی محلی بر توسعه گردشکری اسب در استان خوزستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
138 - 159
حوزههای تخصصی:
شناسایی روندها و پیشران های اصلی موثر و ارائه مدلی مناسب برای بهره گیری از قابلیت های فرهنگی و اجتماعی به ویژه بازی های بومی-محلی در توسعه گردشگری ورزشی می تواند در آینده گردشگری اسب تاثیر گذار باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی مناسب ارتباط بازی ها و ورزش های بومی با توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول کوهان شامل 100 نفر از مربیان و ورزشکاران اسب بوده که به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد با توجه به مدل مفهومی آزمون رابطه قوی و معنی داری بین شاخص های توسعه گردشکری اسب و ورزش های بومی محلی مشاهده شده است (05/0>p) و شاخص های برازش مدل نیز نشان از برازندگی و تناسب داده ها با مدل مفهومی و در نتیجه تایید مدل است. همچنین نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که شاخص مدیریتی، شاخص اجتماعی-فرهنگی، شاخص اقتصادی، رتبه 1 تا 3 را به خود اختصاص داده اند که این سه شاخص بیشترین تأثیر را بر توسعه گردشگری اسب با تاکید بر اسب را از نظر جامعه ورزشکاران داشته اند.
تحلیل ابعاد تنش آمیز حوزه بندی های انتخاباتی در چارچوب واحدهای تقسیمات کشوری (مطالعه موردی: حوزه های انتخابیه مجلس شورای اسلامی در استان فارس)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
205 - 222
حوزههای تخصصی:
سازماندهی سیاسی فضا در چارچوب حوزه بندی انتخاباتی نقش موثری در روند و چگونگی کارکرد نظام های انتخاباتی، الگوی رای دهی، پیروزی نامزدها و جناح های سیاسی و در نهایت حاکم شدن اراده ملی ایفا می کند. روند رو به رشد تنش ها میان قلمروهای سیاسی - اداری در درون حوزه های انتخابیه این مساله را مطرح می سازد که این تنش ها مبتنی بر چه بنیادهایی است و از چه ساز و کاری تبعیت می کند. در این راستا با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای حوزه های انتخابیه مجلس شورای اسلامی در استان فارس به عنوان یکی از وسیع ترین و پرجمعیت ترین استان های کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که عواملی مانند تسهیم نامتناسب جمعیتی حوزه های انتخابیه، افزایش واحدهای سیاسی- اداری درون حوزه های انتخابیه، زادبوم محوری و رقابت های محلی میان قلمروهای سیاسی - اداری مبتنی بر پیروزی کاندیدای بومی و نقش آفرینی جغرافیای قدرت و حمایت در جهت تغییر مرزهای سیاسی – اداری و تاثیر بر نتایج انتخاباتی از مهمترین مولفه های تنش زا در چارچوب حوزه های انتخابیه بوده است.