ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۶۱.

تدوین چارچوب قیمت گذاری اختیارات معامله واقعی با استفاده از الگوریتم های کوانتومی کلاسیک هیبریدی و شبیه سازی مونت کارلو پیشرفته در ارزیابی پروژه های زیرساختی هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۱
تحولات فناورانه در حوزه رایانش کوانتومی و ظهور الگوریتم های هیبریدی کوانتومی-کلاسیک، فرصت های جدیدی را برای حل مسائل پیچیده مالی و سرمایه گذاری فراهم ساخته است. یکی از مهم ترین چالش های موجود در ارزیابی پروژه های زیرساختی هوشمند، عدم قطعیت های چندبعدی مرتبط با هزینه های سرمایه گذاری، تقاضا، نرخ های بهره، تغییرات فناوری و سیاست های حاکمیتی است. روش های سنتی ارزش گذاری نظیر جریان نقدی تنزیل شده (DCF) به دلیل فرض انعطاف ناپذیری تصمیمات مدیریتی، قادر به انعکاس کامل ارزش فرصت های راهبردی نهفته در این پروژه ها نیستند. در مقابل، نظریه اختیارات معامله واقعی با در نظر گرفتن انعطاف پذیری مدیریتی، چارچوبی مناسب برای تحلیل تصمیمات سرمایه گذاری در شرایط عدم قطعیت ارائه می دهد.هدف این پژوهش، توسعه یک چارچوب نوین برای قیمت گذاری اختیارات معامله واقعی در پروژه های زیرساختی هوشمند از طریق ترکیب الگوریتم های کوانتومی کلاسیک هیبریدی و شبیه سازی مونت کارلو پیشرفته است. در چارچوب پیشنهادی، ابتدا متغیرهای تصادفی مؤثر بر ارزش پروژه مدل سازی می شوند. سپس با بهره گیری از روش های مونت کارلوی چندسطحی و شبه تصادفی، مسیرهای احتمالی ارزش پروژه تولید می گردد. نتایج نظری نشان می دهد که ادغام روش های کوانتومی با شبیه سازی های پیشرفته می تواند ضمن افزایش دقت ارزش گذاری، هزینه محاسباتی را نسبت به روش های کلاسیک به میزان قابل توجهی کاهش دهد. همچنین چارچوب ارائه شده قابلیت کاربرد در پروژه های شهر هوشمند، شبکه های انرژی هوشمند، سامانه های حمل ونقل هوشمند و زیرساخت های دیجیتال را دارا است. این پژوهش با ایجاد پیوند میان اقتصاد مهندسی، مالی محاسباتی و رایانش کوانتومی، مسیر جدیدی برای تصمیم گیری سرمایه گذاری در محیط های پیچیده و پویا فراهم می آورد.
۱۶۲.

Exploring the Role of Augmented Reality Technology in Marketing Cultural Identity of Tourism Destinations: A Qualitative Analysis of Industry Experts’ Perceptions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰
In the competitive tourism industry, augmented reality (AR) technology has emerged as a transformative tool for enhancing visitor experiences and promoting cultural identity by blending digital overlays with physical environments, yet prior research often overlooks its role in marketing cultural narratives from industry experts’ perspectives, revealing a theoretical gap in fostering emotional connections and sustainable development. This study aims to explore AR’s role in marketing the cultural identity of tourism destinations, examining how it creates competitive differentiation, strengthens tourist loyalty, and overcomes implementation challenges. Using a qualitative approach with thematic analysis, data were collected through semi-structured interviews with 27 industry experts (academics, managers, and technology specialists in tourism and AR), achieving theoretical saturation after 18 interviews, with analyses grounded in frameworks such as Symbolic Interactionism, Experiential Marketing, and the Technology Acceptance Model (TAM). Results revealed six main themes: enhancing cultural experiences (e.g., immersive 3D reconstructions), fostering emotional engagement (e.g., creating a sense of belonging), improving tourists’ understanding (e.g., enriching cultural knowledge and promoting responsible behavior), prerequisites for AR adoption (e.g., technological infrastructure and training), outcomes of AR implementation (e.g., increased trust and decision-making), and practical strategies (e.g., cost reduction via open-source platforms). AR delivers interactive, personalized experiences that bolster loyalty but faces barriers like high costs and the need for authentic content. This research fills the gap by providing a conceptual framework for AR in cultural marketing, offering practical recommendations for managers (e.g., collaborative content creation), developers (e.g., gamified apps), and policymakers (e.g., funding infrastructure), while emphasizing AR’s potential for sustainable tourism and suggesting future quantitative studies to validate these qualitative insights.
۱۶۳.

سبب شناسی بیماری ها و عوامل زمینه ای بزه دیده در جنایات با تأکید بر پرونده های خطای کادر درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
عوامل زمینه ای، که فرد شاخص آن در جنایات، بیماری های زمینه ای است، از نظر نقش و تأثیر در حدوث آسیب یا نتیجه زیان بار به دو دسته کلی مستعدکننده و ایجادکننده تقسیم می گردند. در دسته نخست عواملی که نقش تسریع، تشدید و یا تسهیل کنندگی در حدوث نتیجه دارند قرار می گیرند و در دسته دوم کارکرد عوامل، ایجاد نتیجه می باشد. عموماً عوامل زمینه ای در نقش نخست ظاهر می شوند؛ بنابراین، غالباً بیماری و شرایط زمینه ای بزه دیده، سبب محسوب نمی گردند. روش و چارچوب پژوهش در این مقاله، توصیفی و تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، مقالات، بعضی قوانین کیفری مرتبط با موضوع و بهره گیری از برخی دادنامه ها و نظرات کارشناسی در پرونده های خطای پزشکی است. یافته ها نشان می دهند، با وجود آنکه به ندرت عوامل زمینه ای واجد نقش ایجادی بوده و در قالب سبب ظاهر می شوند؛ لیکن در عمل، دادگاه ها در موارد تداخل عوامل زمینه ای با تقصیر مرتکب، اغلب براساس نظریه های کارشناسی، درصدی از نتیجه زیان بار را به عوامل زمینه ای بزه دیده منتسب می نمایند. پدیده سهم دهی به عوامل زمینه ای در نظرات کارشناسی، اگرچه ممکن است از منظر تخصصی و کارشناسی قابل توجیه باشد، اما از آنجاکه بیماری و عوامل زمینه ای بزه دیده تقصیر محسوب نمی شود، دادن سهم به این عوامل برخلاف مبانی حقوقی است. اتخاذ چنین رویکردی به معنای درنظرگرفتن نقش سببی برای بیماری و عوامل زمینه ای و متعاقباً کاستن از مسئولیت مرتکب است.
۱۶۴.

جهت گیری نگرشی و رفتاری نسل جدید جوانان به رکن جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی ایران (جوانان دهه 1370 و 1380)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۳۱
در عصر کنونی تحولات نظری، فناورانه، نسلی و فکری جهانی، دگرگونی های مفهومی و نظری جدیدی در عرصه هایی همچون شهروندی، حکمرانی و دموکراسی روی داده اند؛ مفاهیمی که بازخوانی انتقادی الگوهای کلاسیک لیبرالیسم و جمهوری خواهی را ضرورتی گریز ناپذیر ساخته اند. در این مطالعه با روش کیفی (از نوع میدانی- اکتشافی با پرسشنامه باز) و بهره گیری از رویکردهای نظری- روشی پسا ساختارگرایانه، نهادگرایی جدید و چند نظریه جامعه شناختی سیاسی، تلاش شده است تأثیر فکری، نگرشی و نسلی نسل های جدید جوانان دانشجوی دهه 1370 و 1380 خورشیدی (Y و Z) به صورت وضعیت مند و زمانمند بر ادراک، بازاندیشی و ارزیابی اصل جمهوریت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بررسی گردد ودر نهایت، پیشنهادات ارائه شده دانشجویان به عنوان نماینده بارز نسل کنونی جوانان برای ارتقا و تحقق بیشتر رکن جمهوریت نظام جمهوری اسلامی ارایه گردند. مسئله یا پرسش اصلی این پژوهش آن است که نسل جدید جوانان در بستر تجربه زیسته دیجیتال و کنشگری شبکه ای و مواجهه با چالش های حکمرانی در ایران، چگونه اصول جمهوریت در قانون اساسی را فهم و ارزیابی می کنند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهند که نسل های جدید، با بهره گیری از سرمایه فرهنگی نوین، رسانه های اجتماعی و ظرفیت های اطلاعاتی، نسبت به قرائت های رسمی از جمهوریت نگاهی انتقادی تر دارند و خواهان بازتعریف نسبت جمهوریت و اسلامیت با مولفه هایی همچون حکمرانی تعاملی با درگیرسازی و مشارکت همه جانبه جامعه مدنی و جوانان در حکمرانی، نظارت پذیرتر سازی نهادهای حکومتی و اصلاح و روزآمد سازی دموکراتیک تر ساختارهای حکمرانی بر مبنای عدالت، شفافیت و پاسخگویی هستند. در این مطالعه میدانی، دانشجویان مورد مطالعه از رهگذر پیوند میان تحولات نسلی و تحولات نظری در حوزه جمهوریت بر پیشنهاداتی همچون ضرورت بازاندیشی نهادی، ارتقاء ظرفیت گفت وگو با نسل جدید و بازسازی سرمایه اجتماعی نظام سیاسی در پرتو تحولات جهانی و ملی تأکید داشته اند.در بستر تحولات مفهومی- نظری و فرآیندی در عصر تحولات شتابان سیاسی- اجتماعی و انقلاب ارتباطات، مقوله های جدیدی در ارتباط با شهروندی همچون شهروندی «جهانی_ محلی»، « شهروندی چندگانه» و غیره طرح شده و به مطالبه ملی و جهانی تبدیل شده اند. تحولات پرشتاب در بیشتر کشورهای جهان، سبب ساز ایجاد و گسترش چالش ها برای رویه های رایج در دموکراسی ها، الگوهای لیبرالی و جمهوری خواهی و روش های کلاسیک حکمرانی به سمت حکمرانی های نوین تعاملی با شهروندان و بازخوانی الگوهای کلاسیک لیبرالی و جمهوری خواهی شده اند. با عنایت به رویکرد فلسفی «پساساختارگرایی» و رویکرد « نهادگرایی جدید»، همه چیز ناپایدار هستند و در این میان، نوع ساختار نظام سیاسی، دموکراسی ها و پویش های سیاسی دموکراتیک، نوع تلقی از الگوی جمهوری خواهی و لیبرالی، قاعده اکثریت و غیره نیز در بستر ظهور نسل جدید شهروندان و جوانان و تحولات پرشتاب فکری و نسلی آنان به ناگزیر بایستی در معرض بازخوانی انتقادی وضعیت مند در شرایط یا زمینه جهانی و ملی قرار گیرند. بنابراین نهادها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی حکمرانی و قوانین اساسی و الگوهای حکمرانی و نوع تلقی از جمهوری خواهی و لیبرالیسم، ناثابت و تغییر پذیر خواهند بود. از همین منظر می توان گفت که نظریه های جامعه شناسی سیاسی پیرامون روابط و تعارضات میان دولت و جامعه دچار دگردیسی شده اند و شاهد دگردیسی از پارادایم های کلاسیک دولت محور و حزب محور به سمت حکمرانی تعاملی دولت و جامعه و شهروند محوری همراه با بازخوانی انتقادی الگوها و رویه های غلط اکثریتی در جمهوری ها و لزوم توجه به اقلیت ها و شهروندان، نظارت پذیر و پاسخگو سازی فراگیر سیستمی جامعه و حکومت با کنشگری انتقادی و چالشگر جنبش های اجتماعی به عنوان کنشگران بلامنازع جدید کنونی با پشتوانه افکار عمومی ملی و جهانی با استفاده از ظرفیت های هویت سازی شهروندی فعالانه مدنی و بسیجی و اطلاعاتی شبکه های اجتماعی و رسانه های جهانی هستیم.
۱۶۵.

Intelligent Design of Hybrid Renewable Energy Systems Employing a Fuzzy Inference System Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
Objective : Off-grid renewable energy systems are essential for ensuring a sustainable and reliable electricity supply in regions where access to the conventional grid is limited or economically unjustifiable. Designing such systems requires systematic and efficient methodologies that can guide planners in selecting appropriate technologies under diverse environmental and consumption conditions. This study aims to develop an intelligent sizing framework for hybrid renewable energy systems by integrating expert knowledge with geographical, climatic, and load-related variables. The proposed model seeks to identify the optimal combination of photovoltaic panels, wind turbines, battery storage systems, and diesel generators for off-grid applications in Iran.  Methodology: The research methodology employs a two-stage approach. In the first stage, key variables influencing system sizing were identified through a comprehensive review of prior studies and structured interviews with academic and industrial experts. These interviews provided valuable operational insights, enabling the determination of qualitative ranges for model inputs and outputs. In the second stage, the collected expert knowledge was translated into fuzzy rules and implemented within a fuzzy inference system developed in MATLAB, forming an intelligent decision-support engine capable of evaluating multiple operational scenarios. Results : The findings indicate that the proposed model accurately determines optimal configurations for various geographical locations and consumption profiles. Model outputs showed less than 10% deviation from 80% of expert assessments. Moreover, the model generates sizing recommendations within minutes, significantly improving the speed of decision-making. Conclusion : In summary, the developed framework provides a practical and efficient tool for planners and stakeholders involved in designing off-grid hybrid renewable energy systems.
۱۶۶.

نهادینه سازی راهنمای جامع حکمرانی اسلامی در سه لایه پیکره دانش، تأسیس رشته و تربیت حکمران ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۵
در سال های اخیر ضرورت کارآمدسازی حکمرانی اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران با یک چالش دانشی و نهادی همراه بوده است؛ زیرا نبود انسجام مفهومی و فقدان یک راهنمای جامع حکمرانی اسلامی منسجم باعث ناکارآمدی، موازی کاری و بی برنامه گی برخی نهادهای حکمرانی شده است. پژوهش حاضر با بیان برخی از رایج ترین تجربه های داخلی و خارجی مرتبط با حکمرانی و ارکان آن، به لزوم ایجاد راهنمای جامع حکمرانی اسلامی با رویکرد سه لایه ای پیکره دانش حکمرانی اسلامی، تأسیس رشته حکمرانی و تربیت حکمران ها پرداخته است. تمرکز بر جایگاه پیکره دانش به عنوان زیربنای تأسیس رشته حکمرانی و سپس تربیت حکمران پس از این مرحله، مورد توجه این پژوهش می باشد. هدف اصلی تحقیق طراحی یک مدل برای نهادینه سازی حکمرانی اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران است، این تحقیق از نوع کیفی بوده و با رویکرد نظریه پردازی زمینه ای و استفاده از روش داده بنیاد انجام شده است. یافته ها نشان داد که در حکمرانی اسلامی علاوه بر ضعف انسجام مفهومی، خلأهای معناداری در آموزش تخصصی و نهادهای تربیتی دیده می شود. بر این اساس، راهنمای جامع حکمرانی اسلامی در قالب مدل سه لایه پیکره دانش حکمرانی اسلامی، تأسیس رشته حکمرانی و تربیت حکمران ها پیشنهاد شد. این پژوهش در راستای ارائه نخستین تلاش نظام مند برای صورت بندی راهنمای جامع حکمرانی اسلامی و تلفیق مبانی فلسفی و فقهی با استانداردهای نوین مدیریت و ارائه چارچوب روشن برای آموزش ارزیابی صلاحیت و تربیت حکمرانان است.
۱۶۷.

ارزیابی عملکرد دادگاه های اطفال و نوجوانان در چهارچوب عدالت ترمیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
عدالت ترمیمی به مثابه جریان قدرتمندی تلقی می شود که در حوزه اطفال و نوجوانان در قالب سازوکارهای ترمیمی عام همانند میانجیگری و نشست های ترمیمی و سازوکارهای ویژه نظیر پانل های نوجوانان بزهکار و دادگاه های ترمیمی نوجوانان برای پاسخ دهی به بزهکاری آنان شکل گرفته و درحال گسترش است. در نظام عدالت کیفری ایران، با توجه به محدودیت های قانونی، دادگاه های اطفال و نوجوانان عملاً به صلح و سازش میان بزهکاران و بزه دیدگان اقدام می کنند و از این جهت، چگونگی عملکرد این دادگاه ها و رعایت اصول ترمیمی برای آینده عدالت ترمیمی اهمیت اساسی دارد. به همین جهت، پژوهش حاضر این پرسش را بررسی می کند که فرایند صلح و سازش در این دادگاه ها چه ماهیتی دارد که این موضوع با استفاده از روش مشاهده غیرمشارکتی ۲۵ جلسه رسیدگی در دادگاه های اطفال و نوجوانان صورت می گیرد. بنا بر یافته های پژوهش، تمایل به برقراری صلح و سازش هم در جرایم سبک و هم شدید همانند توهین، تهدید، جرایم خشن، مالی و غیره در میان قضات، بزه دیدگان و بزهکاران، نشان دهنده اولویت ترمیم بر سایر پاسخ ها به بزهکاری نوجوانان است. از سوی دیگر، علی رغم اینکه حضور خانواده بزهکاران و بزه دیدگان، امکان تحقق نتایج ترمیمی را آسان تر می کند، ولی ممکن است به جهت عدم حضور بزهکار یا بزه دیده یا مشارکت منفعلانه آن ها، صلح و سازش میان بزه دیده و بزهکار به صلح و سازش در سطح خانواده ها تقلیل یابد. در نهایت، تأکید بیش از اندازه بر پرداخت خسارات در این دادگاه ها و تعهد والدین به پرداخت به جای بزهکاران، ممکن است کاهش سطح مسئولیت پذیری کودکان را به دنبال داشته باشد. 
۱۶۸.

نقش روان درمانی با رویکرد قرآنی بر بهبود افسردگی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۸۵۱
اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالش های مهم در حیطه سلامت روان محسوب می شود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخاب شده خانم 60 ساله ی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانه دار بود که به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنه ی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاس های مذکور در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پس آزمون به نسبت پیش آزمون کاهش قابل توجهی داشته و پس از پیگیری یک ماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که روان درمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.
۱۶۹.

رویکرد روزنامه اختر به چالش ها و راهکارهای تجارت عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
روزنامه اختر که در استانبول و خارج از قلمرو سیاسی ایران منتشر می شد، به دلیل برخورداری از آزادی نسبی از سانسور، قادر بود دیدگاه های اقتصادی و اجتماعی خود را شفاف تر بیان کند. یکی از محورهای مهم این نشریه، تحلیل چالش های تجارت ایران در عصر قاجار بود. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی، مقالات اقتصادی اختر را در سال های 1292 تا 1314ق/1875 تا 1896م بررسی کرده است. داده های مورد مطالعه شامل یادداشت ها و گزارش هایی درباره تجارت، صنایع دستی، مسکوکات، اوزان و مقیاس ها، بیمه، بانک و شرکت های تجاری است. پرسش اصلی پژوهش آن است که اختر چه موانعی را برای توسعه تجارت ایران شناسایی کرده و چه راهکارهایی ارائه داده است. یافته ها نشان می دهد که از نگاه این نشریه، عواملی چون انفعال دولت، نبود سازماندهی اقتصادی، تقلب در تولید کالاهای صادراتی، تراز منفی بازرگانی و فقدان قوانین نوین تجاری از مهم ترین مشکلات ساختاری اقتصاد ایران بوده اند. اختر در کنار نقد این وضعیت، بر ضرورت ایجاد نهادهای جدید اقتصادی مانند شرکت های سهامی، بانک ها، بیمه و برگزاری نمایشگاه های بین المللی تأکید می کرد و آن ها را لازمه پیوستن ایران به اقتصاد جهانی می دانست. این بررسی همچنین آشکار می سازد که اختر به طور هدفمند بخش هایی از کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت را ترجمه و در قالب سلسله مقالاتی با عنوان «مبادی علم ثروت ملل» منتشر کرده است تا اصول اقتصاد بازار را در فضای فکری ایرانِ قاجار مطرح کند. تحلیل محتوای این مقالات نشان می دهد که رویکرد اقتصادی اختر در چارچوب «لیبرالیسم تدبیری» قابل تبیین است؛ یعنی پذیرش اصول بازار آزاد همراه با باور به مداخله اصلاح گرایانه دولت برای رفع موانع نهادی. این پژوهش با بازسازی تحلیلی سیاست های اقتصادی اختر و ارائه این چارچوب مفهومی، امکان فهمی عمیق تر از گفتمان اصلاح اقتصادی اواخر قاجار و روند شکل گیری ایده های بومی اقتصاد در ایران را فراهم می کند.
۱۷۰.

بزهکاری یقه مجازی ها؛ برآیند موقعیت یا شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۵۱۸
بزهکاری یقه مجازی ها، ارتکاب جرایم یقه سفیدیِ مبتنی بر نیرنگ و فریب در فضای مجازی است. مرتکبان این جرایم با انگیزه های مالی و اقتصادی در فضای مجازی و با استفاده از امکانات این فضا به جرایم تزویرآمیز دست می یازند. آن ها ضمن برخورداری از هوش سایبری بالا، موقعیت سنجی و ناشناختگی در فضای اینترنتی که شبکه ای پویا و دارای محتوای دائماً در حال تغییر است، اقدامات فریبکارانه خود را با زیرکی در مدت مدیدی پنهان می نمایند. لذا گستره ماهیت زیان بار رفتارهای آن ها و آسیب های اقتصادی اجتماعی ناشی از جرایم ایشان معمولاً به مراتب وسیع تر از دیگر بزهکاران است. پرسش اساسی آن است که علت بزهکاری یقه مجازی ها چیست؟ یافته های پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، مبیّن آن است که اگرچه غالباً بزهکاری یقه مجازی ها، همانند سایر بزهکاران تابع عوامل متعدد زیستی روانی اجتماعی است، اما برون داد تقارنِ موقعیت و شخصیت به عنوان مهم ترین عوامل بزهکاری ایشان قلمداد می گردد؛ آن چنان که سد مقاومتِ بزهکار یقه مجازی با افول یا تغلیب عوامل ایجابیِ بازدارنده یا متغیرهای شخصیتیِ سلبی و سوق دهنده به بزهکاری حفظ یا شکسته می شود. بدین سان رفتار بزهکار یقه مجازی در کنار دیگر متغیرهای وابسته موجد جرم، تابع شخصیت اوست و برخورداری از اختلالات سه گانه شخصیتیِ مشترک با بزهکاران یقه سفید از قبیل خودشیفتگی، شخصیت ضداجتماعی و روان ستیزی در کنار خصیصه منحصر به فرد درون گرایی آن ها، برآیند توجیه بزهکاری آن ها است. پیوستار شخصیتی افراد از بالیدگی و پایداری تا اختلال و ناپایداری می تواند با بهره مندی از استحکام روانی، وی را حفظ نموده و یا به ورطه بزهکاری سوق می دهد. 
۱۷۱.

Armed Attack on (Military) Nuclear Programs; A New Exception to the Prohibition of the Use of Force?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۰
To date, the world has witnessed five instances of the use of force against States' nuclear programs: the U.S. response to the Cuban missile crisis (1962), Israel's attack on Iraq’s Osirak reactor (1981), the coalition States’ military strike on Iraq’s alleged weapons of mass destruction program (2003), Israel’s attack on the Al-Kibar in Syria (2007), and most recently, the June 2025 Israeli attack—carried out in cooperation with the United States—on Iran’s nuclear facilities. The attacking States claimed that their actions were justified on the basis that the nuclear programs of the targeted States, having allegedly deviated toward military purposes, had become an existential threat. Regardless of the accuracy of such claims, can the deviation of a State’s nuclear program from peaceful purposes—and even the acquisition of nuclear weapons—be considered per se a threat to international peace and security, capable of justifying a preemptive attack aimed at destroying or halting that program? This article examines existing State practice and, the ICJ’s case law to conclude that although the formerly consistent State practice rejecting such attacks has fragmented, the current divergence among States does not yet permit the emergence of a new exception to the peremptory norm of the prohibition of the use of force.
۱۷۲.

What Are the Criteria of Personality in Artificial Intelligence in Relation to Moral Status?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
The present article examines the possibility of attributing personhood to artificial intelligence agents, a concept central to determining moral status. The debate on personhood has long been central in applied ethics, particularly in discussions on abortion, where philosophers such as Mary Anne Warren proposed five criteria—consciousness, reasoning, self-motivated activity, capacity for communication, and self-awareness—as key indicators of personhood. The present study applies these criteria to artificial intelligence systems and asks whether their cognitive and functional capacities are sufficient for moral consideration. While certain features such as memory, goal-directed behavior, and limited moral interaction are identifiable in some AI systems, the absence of self-awareness and subjective experience remains a fundamental obstacle to full personhood. The article further engages with the views of Kant, Locke, DeGrazia, and Searle, assessing the possibility of AI’s moral standing—whether direct or indirect—through ethical frameworks such as deontology and virtue ethics. It concludes that although attributing personhood to AI remains highly problematic in its current state, addressing this issue is an urgent necessity for contemporary moral philosophy.
۱۷۳.

نقش رفتارهای خود حامی گری و خود تخریبی نیازهای اساسی روان شناختی در پیامدهای رفتاری ورزشکاران: بر اساس نظریه خود مختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط رفتارهای خود حامی گری و خود تخریبی نیازهای اساسی روان شناختی بر اهداف درونی و بیرونی، ذهن آگاهی و کیفیت خواب براساس نظریه خودمختاری در ورزشکاران است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، ورزشکارانی (دختر و پسر) با محدوده سنی 30-20 سال بودند که با سابقه حداقل سه سال در یکی از رشته های ورزشی رقابتی (تیمی و انفرادی) فعالیت منظم داشتند و عضو یکی از تیم های ورزشی در شهر تبریز بودند. تعداد 228 ورزشکار به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه شاخص اهداف، پرسشنامه سنجش رفتارهای خود حامی گری و خود تخریبی، پرسشنامه شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ و پرسشنامه مقیاس ذهن آگاهی، توجه و هوشیاری بود. به منظور تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. برای انجام محاسبات آماری از نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 26 در سطح معناداری 05/0 و همچنین از نرم افزار ام پلاس نسخه 4/7 جهت ترسیم مدل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد رفتارهای خود حامی گری ارتباط مثبتی با اهداف درونی و ذهن آگاهی داشتند. در مقابل نیز، رفتارهای خود تخریبی ارتباط منفی با اهداف درونی داشتند. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد تفاوت معناداری در متغیرهای تحقیق براساس تحصیلات، جنسیت و وضعیت تأهل وجود داشت، اما در رشته های تیمی و انفرادی وجود نداشت. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد احتمالاً ورزشکارانی که رفتارهای خود حامی گری بیشتری را در خود توسعه می دهند، رضایت مندی از نیازهای بیشتری را تجربه کرده، ذهن آگاه تر بوده و این ذهن آگاهی تمرکز فرد را بر روی اهداف درونی افزایش داده و منجر به عملکرد ورزشی بهینه و تسهیل بهزیستی روان شناختی می شود. از این رو، به مربیان و روان شناسان ورزشی پیشنهاد می شود با بهره گیری از رفتارهای خود حامی گری مداخلاتی با هدف کمک به ورزشکاران برای بازیابی خود با تأکید بر محتوای هدف جهت ارتقای رضایت مندی از نیازهای اساسی روان شناختی در جهت ارتقای سطح عملکرد، تداوم آن و همچنین سلامت روان ورزشکاران قدم بردارند.
۱۷۴.

تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی پپتید ناتریورتیک نوع B و کراتین کیناز قلبی در مردان سالمند مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: آسیب و نارسایی قلبی یکی از جنبه های بیماری دیابت نوع دو است، که ممکن است با اجرای تمرینات مقاومتی کاهش پیدا کند، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی بر مقادیر پپتید ناتریورتیک نوع B و کراتین کیناز قلبی در مردان سالمند دیابتی بود. روش تحقیق: تعداد 24 مرد سالمند (78-65 ساله) مبتلا به دیابت نوع دو (شاخص توده بدن: 4/4 ± 7/26 کیلوگرم/متر مربع) به طور تصادفی به دو گروه (12 نفری) کنترل و تمرین مقاومتی تقسیم شدند. تمرین مقاومتی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته با 50 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه اجرا گردید. خونگیری در دو مرحله پیش و پس از مداخله تمرین انجام شد، مقادیر پپتید ناتریورتیک نوع B  به روش کمی لومینسانس و الایزای ساندویچی و کراتین کیناز قلبی به روش رنگ سنجی اندازه گیری گردید، و تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس توسط SPSS نسخه 24 انجام گردید، و سطح معنی داری 05/p≤0 در نظر گرفته شد. یافته ها: پس از اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی سطوح پپتید ناتریورتیک نوع B در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری یافت (001/p=0)؛ اما مداخله هشت هفته ای تمرین مقاومتی در مردان سالمند دیابتی موجب افزایش مقادیر کراتین کیناز قلبی سرم آن ها در مقایسه با پیش از تمرین گردید (001/p=0)، اما در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد (06/p=0). نتیجه گیری: به نظر می رسد که هرچند اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی تأثیر معنی داری بر کاهش سطوح پپتید ناتریورتیک نوعB  مردان سالمند دیابتی دارد، اما منجر به افزایش معنی دار سطوح کراتین کیناز قلبی آن ها می گردد، که ممکن است اثر سودمندی بر وضعیت قلبی این بیماران نداشته باشد.
۱۷۵.

تبیین رفتارهای حفاظت از محیط زیست بر اساس نگرش، آگاهی و هنجارهای محیط زیستی و مصرف فرهنگی در شرایط تسهیل گر (مطالعه موردی: سنندج و کرکوک)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: مسئله محیط زیست در شهرهای سنندج ایران و کرکوک عراق، به عنوان دو شهر مهم در منطقه کردستان، با چالش های مشابه و در عین حال ویژگی های خاص مواجهه است. در سنندج، آلودگی هوا به ویژه در فصول سرد سال، به دلیل پدیده وارونگی دما و استفاده گسترده از خودروهای فرسوده و سوخت های فسیلی، به یک بحران تبدیل شده استهر دو شهر با تهدیداتی مانند تغییرات اقلیمی، کاهش تنوع زیستی و فشار بر منابع طبیعی روبه رو هستند و نیازمند رویکردهای مشترک و همکاری های منطقه ای برای حفاظت از محیط زیستند. در حوزه مطالعات محیط زیستی، اهمیت این پژوهش از چالش های مشترک و بحرانی دو شهر سنندج و کرکوک نشأت می گیرد.مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین رفتارهای حفاظت از محیط زیست بر اساس نگرش، آگاهی و هنجارهای محیط زیستی و مصرف فرهنگی در تعامل با شرایط تسهیل گر است. این پژوهش، به بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر رفتارهای حفاظت از محیط زیست شهروندان در شهرهای سنندج و کرکوک می پردازد. هدف کلی پژوهش، ارائه تبیینی جامع از عوامل مؤثر بر رفتارهای حفاظت از این حوزه است تا بتواند مبنایی علمی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی محیط زیستی در این جوامع فراهم آورد. روش:  روش حاکم بر این تحقیق، کمی و با پیمایش حضوری گردآوری داده صورت گرفته است. پرسشنامه محقق ساخته (با سوالات بسته  و ساخت یافته) ابزارگردآوری داده بوده است. در شاخص سازی، از طیف لیکرت استفاده شده است. شهروندان ساکن در شهرهای سنندج و کرکوک در کشور عراق  جامعه آماری پژوهش فعلی اند. مجموع جمعیت هر دو شهر برابر با 512842 نفر است که شهر سنندج 412767 نفر جمعیت (سرشماری نفوس و مسکن سال 1395) و شهر کرکوک 100075 نفر جمعیت داشته اند. به علت مشخص نبودن معیارها و عناصر نمونه گیری و نیز در دست نداشتن واریانسی از صفات و متغیرهای مورد مطالعه، حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Epi Info نسخه 7 و ویژه مطالعات پیمایشی و مقطعی گسترده، برآورد گردید. در برآورد، کل جامعه آماری با سطح اطمینان 99 درصد و تفکیک دو خوشه به تناسب 75 درصد و 25 درصد وارد گردید و حجم نمونه 518 نفر تعیین شد. در ادامه، 75 درصد نمونه (با توجه به وزن بیشتر جمعیت) به سنندج و 25 درصد به کرکوک اختصاص یافت. بر این اساس، حجم نمونه در سنندج 394 نفر و در کرکوک 124 نفر تعیین شد. برای نمونه گیری در این شهرها روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بهره گرفته شد و طبق این روش، عناصر نمونه را در چند مرحله انتخاب شدند. ابتدا شهرها را بر حسب جمعیت به چند خوشه یا منطقه تقسیم شد و با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده از هر خوشه یک منطقه انتخاب شده است. سپس، در هر شهر از میان منطقه ها (خوشه ها) چند محله به صورت کاملاً تصادفی انتخاب شدند. همچنین، از هر محله متناسب با تعداد بلوک (کوچه های) آن محله، نمونه ها به صورت کاملاً تصادفی از بین خانوارهای، افرادی که در خانه حضور داشتند و بالای 18 سال سن داشتند، انتخاب گردیدند. داده ها در مرداد و شهریور 1404 گردآوری شدند. برای تجزیه وتحلیل آماری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آمار همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با استفاده از دو نرم افزار  SPSS و SmartPLS انجام شد تا رد یا پذیرش فرضیه ها و مدل نظری ساخته شده آزمون شود. قبل از ارائه نتایج تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ارائه خواهد شد. یافته ها:  یافته ها نشان می دهند که ضعف زیرساخت ها و حمایت های نهادی می تواند مانع تبدیل نگرش ها و آگاهی مثبت به رفتارهای عملی شود. تحلیل همبستگی پیرسون نیز نشان داد که رفتارهای حفاظت از محیط زیست بیشترین همبستگی مثبت و معنادار را با آگاهی و نگرش محیط زیستی دارد و هنجارهای محیط زیستی نیز تأثیر مثبت قابل توجهی دارند. در مقابل، مصرف فرهنگی اثر منفی و غیرمعنادار و شرایط تسهیل گر اثر منفی و معناداری بر رفتارهای محیط زیستی نشان دادند که می تواند ناشی از ضعف نهادها و زیرساخت ها باشد. این نتایج حاکی از اهمیت عوامل درون فردی و پیچیدگی تعامل آن ها با عوامل اجتماعی و نهادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتارهای حفاظت از محیط زیست در میان شهروندان سنندج و کرکوک تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی، اجتماعی و نهادی شکل می گیرد؛ با این حال، بروز و شدت این تأثیرات در بستر اجتماعی و شهری هر یک از دو شهر معنا می یابد. سنندج به عنوان شهری با ساختار اداری-خدماتی و سطح نسبتاً بالاتر دسترسی به آموزش و فضاهای عمومی، از زمینه مساعدتری برای تقویت آگاهی و کنش های محیط زیستی برخوردار است، در حالی که در کرکوک، با توجه به شرایط خاص اقتصادی، تنوع قومی-اجتماعی و چالش های زیرساختی، نقش عوامل نهادی و شرایط تسهیل گر برجسته تر می شود. نتیجه : یافته ها نشان داد آگاهی و نگرش محیط زیستی به عنوان عوامل درون فردی، نقش کلیدی در پیش بینی رفتار دارند، اما تحقق عملی این رفتارها وابسته به وجود فرصت ها و زیرساخت های عینی است. هنجارهای اجتماعی نیز در هر دو شهر اثرگذارند، هرچند شدت و نحوه اثرگذاری آن ها متأثر از بافت فرهنگی و الگوهای تعامل اجتماعی متفاوت است
۱۷۶.

Examining and Analyzing Allameh Tabatabei’s Account on Faith within the Framework of Howard Snyder’s Non-Doxastic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
The aim of this study is to examine Allama Tabatabai’s account on faith and analyze it within the framework of Daniel Howard-Snyder’s non-doxastic approach. Faith is one of the key concepts in the epistemology of religion, and recent analytic approaches has increasingly distinguished it from belief. Allama Tabatabai describes faith as being based on two main components: "al- i'tiqad" and "tamakkun fi al-qalb“. This paper employs a comparative method to evaluate Allama’s account, interpreted as a form of doxastic faith, with the core components of Howard-Snyder’s non-doxastic model, in order to address the ambiguities in the concept of faith and the challenges associated with doxastic faith. Based on Howard-Snyder’s non-doxastic analysis of faith, the upshots show that the concept of "al- i'tiqad" in Allama’s account, as a cognitive attitude, is ambiguous and lacks the essential characteristic which is constituent for belief. Additionally, the failure to explicitly define the conative and evaluative components of faith in Allama’s account is another challenge. Drawing on Howard-Snyder’s model, which emphasizes faith amid doubt, this article argues that the non-doxastic framework provides conceptual resources for clarifying these ambiguities and for constructing a meaningful bridge between classical Islamic thought and contemporary discussions in the epistemology of religion.
۱۷۷.

طراحی مدل حکمرانی داده در سیستم های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح پذیر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۶
تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی در صنعت مالی، فرآیندهای تصمیم گیری، مدیریت ریسک، ارزیابی اعتباری و کشف تقلب را متحول کرده است. با این حال، پیچیدگی مدل های هوش مصنوعی و ابهام در نحوه تصمیم گیری آن ها، چالش هایی نظیر کاهش شفافیت، مسئولیت پذیری، حفظ حریم خصوصی و رعایت الزامات نظارتی را به همراه داشته است. در این راستا، هوش مصنوعی توضیح پذیر به عنوان رویکردی مؤثر برای افزایش شفافیت و قابلیت تفسیر تصمیمات الگوریتمی مطرح شده است. بهره گیری مؤثر از این فناوری در سیستم های مالی، نیازمند استقرار چارچوبی منسجم برای حکمرانی داده است.هدف این پژوهش، طراحی مدل حکمرانی داده در سیستم های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح پذیر است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی و اکتشافی است. بدین منظور، ادبیات مرتبط با حکمرانی داده، هوش مصنوعی توضیح پذیر و فناوری های مالی به صورت نظام مند بررسی و ابعاد و مؤلفه های مدل از طریق تحلیل محتوا و نظر خبرگان استخراج شد. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی شامل ابعاد کیفیت داده، امنیت و حریم خصوصی، شفافیت الگوریتمی، پاسخگویی، مدیریت ریسک، انطباق مقرراتی و نظارت مستمر است.نتایج پژوهش بیانگر آن است که استقرار این مدل می تواند اعتماد ذی نفعان را افزایش داده، سوگیری های الگوریتمی را کاهش دهد، کیفیت تصمیمات مالی را بهبود بخشد و انطباق با الزامات قانونی و نظارتی را تسهیل کند. ازاین رو، مدل ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سازمان های مالی، بانک ها، شرکت های فین تک و نهادهای ناظر مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۸.

Exploring Learners’ Emotional Engagement in Text-Driven Task-Based Lessons: Implications from an EFL Setting(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
Research on L2 learners’ engagement has highlighted the impact of emotional engagement on task performance to uphold their language development, but there remains a need for further empirical evidence, especially from the text-driven perspective on task-based language teaching. The present mixed-methods study aims to explore Vietnamese EFL learners’ emotional engagement during two task-based lessons driven by two text genres. One speaking task and a writing task that engaged the learners in solving problems driven by the texts were implemented in two three staged lessons. Quantitative data was collected by using a post-task questionnaire analyzed with SPSS v.29 to gauge 33 English undergraduates’ emotional engagement, and an interview was conducted with eight students on a voluntary basis to delve into factors that influence their emotional engagement. Observations during the lessons were further used to triangulate evidence. Descriptive statistics revealed that the participants were highly emotionally engaged in both task-based lessons, expressing high enjoyment and low anxiety. Further thematic analysis of engagement during the lessons indicated that pre-task visual prompting, text processing, the proper cognitive challenges of tasks and texts, and peer monitoring were the main influential factors. These findings imply that task design and implementation based on engaging texts potentially heighten learners’ emotional engagement in task-based performance, thereby facilitating their language acquisition.
۱۷۹.

Charting AI Integration in English Education: A Bibliometric Analysis of Emerging Trends, Ethical Dilemmas, and Theoretical Transformations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۶
his study conducts a bibliometric analysis of Artificial Intelligence (AI) in English education, employing co-citation and co-occurrence analyses to investigate significant research trends, theoretical frameworks, and interdisciplinary connections. The analysis delineates four primary research clusters: AI-assisted language acquisition, ChatGPT in educational methodologies, AI chatbots for English as a Foreign Language (EFL) students, and AI-facilitated student engagement. The co-citation analysis identifies pivotal studies that influence the intellectual framework of the field, whereas the co-occurrence analysis underscores thematic trends and research deficiencies. This study enhances the Technology Acceptance Model (TAM) by integrating pedagogical and ethical aspects, illustrating the interaction between perceived ease of use, usefulness, policy frameworks, teacher readiness, and AI implementation in education. Notwithstanding AI’s transformative potential, challenges persist, encompassing data privacy issues, algorithmic bias, ethical dilemmas, and the necessity for interdisciplinary collaboration. To connect AI with sustainable and equitable education, future research has to investigate the long-term adoption of AI, geographic disparities, and strategies for effective pedagogical integration. This study presents a framework for the ethical, effective, and interdisciplinary integration of AI in English education by promoting collaboration among educators, AI researchers, and policymakers.
۱۸۰.

دوگان سازی در زبان هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
در این مقاله، «دوگان سازی» در زبان هورامی بررسی و تحلیل شده است. داده های پژوهش به روش میدانی و در گفت وگو با گویشوران گونه «هورامی تخت» به دست آمده است که در شماری از آبادی های شهرستان سروآباد استان کردستان بدان سخن گفته می شود. هدف اصلی مقاله یکی شناخت کارکردهای دوگان سازی در هورامی است و دیگری فهم تمایزهای عمل کرد این پدیده در آن زبان نسبت به دیگر زبان های ایرانی، از جمله زبان فارسی. تحلیل ها و بررسی های این پژوهش، نشان می دهد که هر دو گونه دوگان سازی کامل و ناقص در هورامی نمودهای گوناگونی دارند. در این میان، دوگان سازی کامل فعل در هورامی متمایز به نظر می رسد و همانندی برای آن در زبان فارسی نمی توان یافت. همچنین بررسی برخی از ساخت های برآمده از دوگان سازی ناقص در هورامی نشان می دهد که علامت تصریفی جنس دستوری که در این زبان در حالت مطلق در جنس مؤنث ظاهر می شود، در ساختِ حاصلِ دوگان سازی یا از میان می رود، یا به گونه دیگری ظاهر می شود. با توجه به بخشی از داده ها و تحلیل های پژوهش، می توان گفت این پژوهش نیز تأییدکننده سازکارهای عمل کردی مشابه دوگان سازی در زبان انسان است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان