ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۲۱.

Beyond Dualisms: An Ecofeminist Critique of Patriarchal Oppression in Margaret Atwood’s The Testaments(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
This paper examines how patriarchal control impacts both women and nature in Margaret Atwood’s The Testaments in light of Val Plumwood’s environmentalism. Plumwood critiques dualistic thinking that privileges masculinity and culture over femininity and nature, outlining five mechanisms of domination—“backgrounding,” “radical exclusion,” “incorporation,” “instrumentalism,” and “homogenization”— that create a hierarchy of superiority and inferiority. Drawing on this framework, the study investigates how The Testaments portrays the intertwined oppression of women and the environment in the male-dominated society of Gilead, highlighting their shared struggle for survival. The novel not only depicts how dualisms sustain oppression but also reveals moments of resistance and survival that challenge these binaries. By bringing ecological and feminist concerns into dialogue, this paper highlights the interconnectedness of environmental degradation and gendered violence. It ultimately argues for dismantling oppressive dualisms in favor of an alternative worldview based on intrinsic value, mutual respect, and symbiosis between all genders and nature.
۱۲۲.

مؤلفه های سبک مقابله معنوی مثبت بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۹۱
استرس بخش غیرقابل اجتنابی از زندگی انسان است و نحوه صحیح مقابله با آن، می تواند به سلامت جسمی و روانی فرد منجر شود. دعای هفتم صحیفه سجادیه، یکی از منابع ارزشمندی است که راهکارهایی دقیق برای تسکین زخم های ناشی از حوادث سخت در آن ترسیم شده است؛ لذا این پژوهش با استفاده از ترکیب روش تحلیل شبکه مضامین و روش توصیفی زمینه یابی، به استخراج مؤلفه های مقابله معنوی مثبت با تمرکز بر دعای هفتم صحیفه سجادیه می پردازد. یافته ها نشان می دهد مقابله معنوی مثبت، شامل پنج مضمون فراگیرِ بینش و اقرار در پیشگاه پروردگار، بازسازی شناختی- معنوی، اتصال معنوی، کشف و درک معنا و بازگشت هدفمند به زندگی است. این پنج مضمون پایه، لایه های روان شناختی مشکل ادراک شده را از بینش تا عمل در بر می گیرد. بینش نسبت به عدم پاسخگویی نظام مقابله ای اولیه و نقص در عملکرد و اقرار به آن، گشودگی شناختی در مرحله بازسازی شناختی - معنوی و هشیاری نسبت به خود حقیقی، خدای واقعی،هستی و پنداره زدایی از مبدأ، اتصال معنوی سبب بازسازی نظام پردازشگر و توسعه وجودی، کشف و درک معنا موجب برقراری ارتباط عمیق با معنای درست ضربه و تنظیم هیجانی و در نهایت بازگشت هدفمند به زندگی سبب بازسازی عمل فرد شده و بدین وسیله، در گذر از این مراحل، دعا مخاطب خود را در مقابله با دشواری های زندگی یاری می رساند.
۱۲۳.

From Cover to Story: AI-Driven Genre Classification and Illustrated Narrative Creation for Children's Literature(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۵
Storytelling is a fundamental pillar of childhood development, where visual narratives play a crucial role in enhancing engagement and cognitive processing. While Generative Artificial Intelligence (GAI) has revolutionized content creation, its application for automated story generation from book covers remains largely unexplored. This study presents an innovative pipeline that combines computer vision for genre classification with G AI to create tailored illustrated stories. After evaluating four deep learning architectures widely used in image classification tasks, ConvNeXt-Tiny was selected as the final model, achieving a Weighted F1-score of 0.6898 in categorizing children's books into 13 distinct genres through cover image analysis. To address the lack of benchmark datasets, we compiled and rigorously validated a specialized collection of 4,085 Persian children's book covers. The proposed system leverages both cover design elements and predicted genre features within structured prompts to generate coherent illustrated stories through LLMs and image-synthesis models. A sample of 26 generated stories was qualitatively evaluated by three child psychologists based on narrative coherence, genre alignment, age appropriateness, character continuity, and visual congruence. This research makes significant contributions to both Persian literary analysis and AI-driven creative systems, demonstrating how machine learning can enhance educational storytelling while preserving cultural authenticity.
۱۲۴.

DREaM: Drug-Drug Relation Extraction via Transfer Learning Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۲
Relation extraction between drugs plays a crucial role in identifying drug–drug interactions and predicting side effects. The advancement of machine learning methods in relation extraction, along with the development of large medical text databases, has enabled the low-cost extraction of such relations compared to other approaches that typically require expert knowledge. However, to the best of our knowledge, there are limited datasets specifically designed for drug–drug relation extraction currently available. Therefore, employing transfer learning becomes necessary to apply machine learning methods in this domain. In this study, we propose DREAM, a method that first employs a trained relation extraction model to discover relations between entities and then applies this model to a corpus of medical texts to construct an ontology of drug relationships. The main contribution of this study is adapting the ACORD model to the medical domain using transfer learning, enabling the extraction of domain-specific drug–drug relations and the construction of an ontology. The extracted relations are subsequently validated using a large language model. Quantitative results indicate that the LLM agreed with 71 % of the relations extracted from a subset of PubMed abstracts. Furthermore, our qualitative analysis indicates that this approach can uncover ambiguities in the medical domain, highlighting the challenges inherent in relation extraction in this field.
۱۲۵.

نقش تعدیل کننده نشاط معنوی در رابطه مهارت های حل مسئله و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده نشاط معنوی در رابطه مهارت های حل مسئله و رضایت زناشویی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری را زوج های شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 100 نفر(50 زوج) به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق سه پرسشنامه استاندارد مهارت های حل مسئله (PSI؛ هپنر و پترسون، 1982)، رضایت زناشویی (ENRICH؛ فونر و السون، 1989) و نشاط معنوی (SV؛ افروز، 1395)، گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده گردید. یافته های همبستگی نشان داد که بین مهارت حل مسئله (01/0> p) و نشاط معنوی (05/0> p) با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. با این حال، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه با وارد کردن تعامل نشاط معنوی و مهارت حل مسئله نشان داد که هیچ یک از متغیرها (اعم از مهارت حل مسئله یا تعامل آن با نشاط معنوی) پیش بینی کننده معناداری برای رضایت زناشویی نبودند. این یافته ها بیانگر نقش همبستگی مثبت این متغیرها با رضایت زناشویی بود، اما اثرات تعاملی آن ها نیازمند بررسی های بیشتر است.
۱۲۶.

نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. 300 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به منظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت روانی 25 سوالی (SCL-25؛ نجاریان و داوودیان، ۱۳۸۰)، نسخه سوم پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-S3؛ یانگ و همکاران، 2003) و پرسشنامه سبک های شوخ طبعی (HSQ؛ مارتین و همکاران، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه بر نشانگان بالینی اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0P<). طرحواره های ناسازگار اولیه بر سبک های شوخ طبعی سازگارانه اثر مستقیم منفی و بر سبک های شوخ طبعی غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که سبک های شوخ طبعی سازگارانه و غیر سازگارانه در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی نقش میانجی دارند (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگارانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری سبک های شوخ طبعی بر نشانگان بالینی دانشجویان اثر داشتند.
۱۲۷.

سیر تحول کالبد معماری خانه های تاریخی قم؛ مطالعه موردی: دوره قاجار و پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۳
خانه های قم از مهم ترین گونه های معماری هستند که به واسطه تغییر شیوه زندگی، تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه بخش وسیعی از آن ها در بافت شهر در طی زمان دچار تغییر شده است. سیر تحول معماری خانه ها در دوره قاجار و پهلوی قابل مطالعه است. خانه های دوره قاجار و پهلوی به لحاظ کمی و کیفی یکی از مهم ترین گونه های خانه های تاریخی ایران به حساب آورد. معماری این دوره به عنوان بخشی مهمی از تاریخ معماری ایران به واسطه ی شکل گیری جریان برجسته تحول و تغییر در فضای اجتماعی و همچنین در مفهوم کالبد و فضا دارای اهمیت است. این پژوهش باهدف بررسی شباهت ها و تفاوت های معماری خانه های تاریخی قم و تحلیل سیر تحول کالبدی آن ها انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که سیر تحول کالبدی خانه های تاریخی قم چگونه بوده و چه عواملی در این تغییرات نقش داشته اند؟ اهداف پژوهش شامل شناسایی ویژگی های کالبدی، تحلیل ارتباطات فضایی و اجتماعی، و بررسی تأثیر تحولات تاریخی و فرهنگی بر سازماندهی فضایی این خانه ها است. این مطالعه با روش تفسیری - تاریخی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که خانه های تاریخی قم عمدتاً بر اصول درون گرایی استوار بوده اند. بااین حال، در گذر زمان، تحولات قابل توجهی در بخش های مختلفی از جمله ورودی ها، ایوان ها، حیاط ها و فناوری های ساخت آن ها رخ داده است. این تغییرات در ارتباط با شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقلیمی هر دوره تأثیر عمیقی بر معماری این خانه ها داشته است. همچنین، تأثیرات تاریخی و اجتماعی، به ویژه تغییرات جمعیتی و نیازهای جدید، باعث دگرگونی در ساختار و عملکرد فضایی این خانه ها شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که باوجود تغییرات ساختاری، اصول معماری گذشته در طراحی این خانه ها کم رنگ شده است. در این پژوهش سعی در درک ارتباط میان فضاهای معماری در خانه های تاریخی شده است.
۱۲۸.

مطالعه تطبیقی‑انتقادی مبانی غربی استقلال دولت در نظم بین المللی از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: مفهوم استقلال دولت، به عنوان رکن بنیادین نظم بین الملل، همواره دستخوش تحول و بازخوانی بوده است. در شرایط گذار نظام بین الملل، واکاوی انتقادی مبانی توجیه گر این مفهوم، اهمیتی ویژه می یابد. درحالی که اندیشه سیاسی غرب، چارچوبی منسجم و اومانیستی برای حاکمیت دولت ها ساخته است، این مبانی کمتر در معرض نقدی ریشه ای از منظری بیرونی و برآمده از یک سنت فلسفی جایگزین قرار گرفته اند. مسئله محوری این است که برداشت مسلط و سکولار از استقلال، فاقد ظرفیت لازم برای بنیان گذاری یک نظم جهانی عادلانه و پاسخ گویی به نیازهای تمدن های مبتنی بر معنویت است. از این رو، بازتعریف استقلال نه به مثابه یک ارزش خودبسنده، بلکه به عنوان یک مفهوم مکتبی و ابزاری در خدمت تحقق غایات توحیدی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این مقاله می کوشد با پر کردن این خلأ، مطالعه ای تطبیقی‑انتقادی از معماری مفهومی غرب در باب استقلال، از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر ارائه دهد. برای پروژه های تمدنی بدیل مانند تمدن اسلامی، دستیابی به کنشگری معنادار در عرصه جهانی، مستلزم بازتعریفی بنیادین از استقلال، فراتر از قالب های سکولار مدرن آن است. روش: این پژوهش با روش «تحلیل انتقادی-تطبیقی متون» در دو مرحله متوالی انجام شده است. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش تحلیلی-تفسیری در مطالعه متون شاخص غربی در حوزه فلسفه سیاسی، حقوق و روابط بین الملل، سه ستون مفهومی اصلی توجیه کننده استقلال دولت در گفتمان مسلط غربی استخراج شد: حاکمیت ملی به مثابه بنیان حقوقی و حافظ هویت جمعی؛ حق تعیین سرنوشت به منزله منبع مشروعیت مردمی؛ و کارآمدی راهبردی در نظام وابستگی متقابل به مثابه توجیه عملی. در مرحله دوم، با رویکردی تقابلی-تطبیقی، هر یک از این مبانی در مواجهه با مفاهیم محوری فلسفه سیاسی اسلامی معاصر -مانند حاکمیت الهی، استقلال مکتبی، عدالت به مثابه غایت حکمرانی، تکلیف محوری در برابر حق محوری، و نفی سلطه- مورد ارزیابی انتقادی قرار گرفت. یافته ها: بررسی تطبیقی، وجود دو پروژه فکری و تمدنی اساساً متمایز و اغلب متعارض در باب استقلال را آشکار می سازد. الگوی غربی بر پایه ای عرفی، زمین مدار و دولت-ملت محور استوار است که در آن استقلال خود غایت نهایی برای حفظ و تقویت دولت-ملت در نظم موجود بین المللی است. در مقابل، خوانش اسلامی با پذیرش کلی و نسبی این مبانی، معماری آن ها را دگرگون می سازد. در این نگاه، حاکمیت ملی در ذیل حاکمیت الهی و به مثابه «امانت و تکلیفی الهی» بازتعریف می شود. حق تعیین سرنوشت از حقی خودبنیاد به «مسئولیتی امانی در برابر خدا» تبدیل می گردد. کارآمدی و منفعت ملی نیز در چارچوب «مصلحت نظام اسلامی» و عدالت بازتعریف شده است و راهبرد مدیریت وابستگی، به مثابه شکلی پوشیده از سلطه، نقد شده و در برابر آن، راهبرد «خودکفایی تمدنی» و «تعامل گزینشی و عزتمند» ارائه می گردد. نتیجه گیری: برآیند این تقابل، شکل گیری دو پروژه سیاسی متعارض است: پروژه غربی معطوف به تثبیت، مدیریت یا اصلاح تدریجی نظم موجود، و پروژه اسلامی در پی دگرگونی بنیادین آن و استقرار نظمی مبتنی بر ارزش های توحیدی و عدالت. این تفاوت، ریشه در هستی شناسی، انسان شناسی و غایت شناسی متمایز این دو سنت دارد. این تقابل دیگر صرفاً یک اختلاف نظری نیست، بلکه به شکافی ژئوپلیتیک و تمدنی بدل شده که رفتار بازیگران، ائتلاف ها و تضادهای آینده نظام بین الملل را شکل خواهد داد. بنابراین، واکاوی مفهوم استقلال در دوران حاضر، در حقیقت مطالعه میدانی نبرد پارادایمی بر سر معنای حاکمیت، مشروعیت و غایت حیات جمعی در عرصه جهانی است.
۱۲۹.

مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
۱۳۰.

From Nothing to Existence: quantum vacuum in light of the fundamentality of existence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
The emergence of the universe from "Nothing" continues to be one of the most challenging questions in both physics and philosophy. Lawrence Krauss, in his theory, identifies the quantum vacuum with "Nothing" and attempts to explain the Cosmogenesis without invoking a metaphysical cause. This study, drawing on the Fundamentality of Existence (FOE) in Mulla Sadra’s Transcendent Philosophy (al-hikmah al-muta‘āliyah), shows that the quantum vacuum possesses an ontological reality rather than being absolute Nothingness. According to Sadrian ontology, the quantum vacuum may be considered the weakest level of Existence within the gradational hierarchy of Existence (However, one may also argue—based on its proximity to immateriality and potentiality—that it paradoxically resembles a higher ontological intensity closer to Divine Simplicity. This dual reading remains open to further exploration). Furthermore, this paper critically examines Krauss’s assertion that physical laws alone suffice to account for the Cosmogenesis. From the perspective of the Fundamentality of Existence, physical laws are merely descriptive and contingent rather than self-sufficient causes. Thus, the Sadrian framework provides a deeper metaphysical foundation, revealing the limitations of Krauss’s scientific explanation and affirming that the cosmogenesis ultimately necessitates a cause beyond physical laws.
۱۳۱.

Why AI Can Never Have a Soul: a philosophical inquiry into language and consciousness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۳
This paper examines the question of whether artificial intelligence (AI) could ever possess consciousness or soul. While rapid advances in machine learning, neural networks, and large language models have generated speculation about machine sentience, we argue that AI remains confined to the limits of language and computation, incapable of attaining the lived, experiential dimension that defines human subjectivity. Drawing upon both Western and Indian philosophical traditions, the paper explores the ontological and phenomenological nature of consciousness, the relation between language and experience, and the metaphysical concept of soul. Through engagement with Wittgenstein, Bhartṛhari, Descartes, Husserl, Nagel, Chalmers, and classical Indian systems such as Vedānta and Sāṅkhya, we demonstrate why AI cannot transcend simulation into embodiment. Critical responses to strong AI, functionalism, transhumanism, and emergentist theories are considered, yet all fail to address the irreducibility of subjectivity and the ontological distinctiveness of soul. The conclusion reaffirms that AI’s boundaries are linguistic and computational, whereas human consciousness transcends language through lived experience, making the notion of a soulful AI both metaphysically impossible and philosophically incoherent.
۱۳۲.

A Philosophical Critique of Warfare in the Contemporary Era: ethical justifications and competing theories(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۶
This study aims to provide a comprehensive philosophical critique of warfare in the contemporary era, focusing on ethical justifications and competing theoretical frameworks. It examines the extent to which classical just war theory remains applicable and explores how contemporary philosophers contribute to the redefinition of the ethics of war. Employing an applied, descriptive-analytical, qualitative approach, the study gathers data from library sources, theoretical literature, previous research, and scholarly articles. It reviews such sources to critically analyze the philosophical and ethical foundations of war. The findings show that states resort to war for reasons including the defense of human rights, protection of sovereignty, and response to significant threats. Just war theory distinguishes between conflicts that are ethically justified and those that are not. Although ethical principles invariably influence warfare, some conflicts can be justified on grounds of justice, rendering absolute pacifism impractical. Also the analysis reveals that classical frameworks, while foundational, are insufficient for addressing the moral complexities of contemporary warfare. Emerging forms of conflict challenge traditional notions of legitimacy and moral accountability, highlighting significant gaps in existing theories. Contemporary warfare necessitates a revised and integrative philosophical framework capable of accommodating new modes of violence and global security concerns. Such a framework should synthesize insights from just war theory, pacifism, and political realism to provide a robust basis for evaluating the morality of modern conflicts and international bodies must prioritize disarmament and ethically based legislation to safeguard human rights and dignity.
۱۳۳.

تدوین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال است. در موقعیتی که فناوری های نوین، همچون هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، داده کاوی و سامانه های گزارشگری هوشمند، بنیان های حرفه حسابداری را دستخوش تغییر کرده اند، برنامه های رسمی آموزشی به تنهایی پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دانشجویان نیستند. در این میان برنامه پنهان، که شامل مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهایی است که به طور غیررسمی در جریان فرایند یاددهی یادگیری منتقل می شود، در آماده سازی دانشجویان برای محیط کار جدید نقش کلیدی دارد. با توجه به خلأ موجود در ادبیات پژوهش در زمینه ماهیت و ابعاد این برنامه پنهان در بستر دیجیتال، این پژوهش در پی آن است که بر اساس داده های میدانی، چارچوبی نظری و بومی برای تبیین این پدیده ارائه کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به کارگیری روش نظریه داده بنیاد بر مبنای مدل استراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی رشته حسابداری، در دانشگاه های سطح یک ایران بوده است. داده ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه ساختاریافته در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گردآوری شد. انتخاب مصاحبه شوندگان به صورت هدفمند آغاز شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه از دل داده ها استخراج و در قالب مقوله های اولیه دسته بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، ارتباط بین مقوله ها در چارچوب الگوی پارادایمی (شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها) بازسازی شد. در نهایت، در کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شکل گیری برنامه پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، به عنوان هسته مرکزی شناسایی و الگوی نهایی تدوین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، تحت تأثیر چندلایه اصلی شکل می گیرد. در سطح شرایط علّی، گسترش فناوری های آموزشی (کلاس های آنلاین، هوش مصنوعی، نرم افزارهای حسابداری)، شیوه یادگیری، تعاملات و انتظارات کلاسی را دگرگون می سازد و درباره ضرورت مهارت هایی چون شبکه سازی، یادگیری مستقل و حل مسئله فناورمحور، پیام های ضمنی منتقل می کند. در سطح شرایط زمینه ای، ساختارها و رویه های نهادی مانند نمره محوری، بی تفاوتی به تقلب و ارزیابی های سنتی، به نگرش های سطحی و گاه غیراخلاقی بعضی از دانشجویان شکل می دهد؛ در حالی که تعاملات غیررسمی در گروه های مجازی، بستر انتقال ارزش ها و الگوهای جدید است. شرایط مداخله گر همچون نگرش و مهارت فناورانه استادان، قوانین آموزشی، ابزارهای دیجیتال و فشارهای اجتماعی، می توانند تقویت کننده یا تضعیف کننده برنامه پنهان باشند. در برابر این شرایط، راهبردهای متفاوتی شکل می گیرد: برخی استادان و دانشجویان از برنامه پنهان برای تقویت اخلاق، مهارت های نرم و تجربه های عملی بهره می گیرند، در حالی که گروهی دیگر با رفتارهای سطحی یا غیراخلاقی آن را در جهت منفی بازتولید می کنند. در نهایت، پیامدهای این فرایند دوگانه است: ۱. رشد شایستگی های دیجیتال، هویت حرفه ای و شبکه سازی حرفه ای و ۲. تقویت نمره گرایی، یادگیری سطحی و تضعیف تعهد اخلاقی. بنابراین شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی بازار کار، دانشجویان را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق می دهد که هم می تواند فرصت ساز و هم تهدیدآفرین باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در عصر دیجیتال، برنامه پنهان بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است؛ زیرا بسیاری از شایستگی های مورد انتظار حرفه حسابداری، نه از طریق برنامه رسمی، بلکه از طریق تعاملات غیررسمی و محیط های یادگیری ضمنی شکل می گیرند. الگوی به دست آمده بیانگر آن است که شکل گیری این برنامه، تابعی از تعامل پیچیده بین فشارهای فناورانه، زمینه های آموزشی و راهبردهای کنشگران دانشگاهی است. از این رو، سیاست گذاران آموزشی و مدیران دانشگاه ها، باید علاوه بر بازنگری در برنامه های رسمی، به مدیریت و هدایت برنامه پنهان توجه جدی داشته باشند. فراهم آوردن زیرساخت های دیجیتال، تقویت سواد فناورانه استادان، ارتقای فرهنگ سازمانی پذیرای تغییر و حمایت از راهبردهای یادگیری خلاقانه، می تواند پیامدهای مثبت برنامه پنهان را تقویت و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. از جنبه نظری، این پژوهش با ارائه الگویی بومی، شکاف موجود در ادبیات را پُر می کند و ابعاد پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال را آشکار می سازد. از جنبه عملی نیز یافته ها می تواند به عنوان راهنمایی برای دانشگاه ها، انجمن ها و سازمان های حرفه ای، در راستای تربیت حسابداران آینده نگر و توانمند در محیط دیجیتال به کار گرفته شود.
۱۳۴.

The Role of Ethical and Spiritual Values in the Emergence, Continuity, and Advancement of the Islamic Revolution of Iran within the Intellectual Framework of the Two Leaders of the Revolution(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
Objective: The aim of this study is to explain the function of ethical and spiritual values across three critical stages of the Islamic Revolution of Iran, emergence, continuity, and advancement, based on the intellectual framework of the two leaders of the Revolution (Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei). Accordingly, the research seeks to answer the key question: ‘What role do these values play in guiding the Revolution’s transition from its formative phase toward civilizational development?’ Method: Adopting a qualitative approach and employing a descriptive–analytical method, this study analyzes the content of official documents, writings, and speeches of Imam Khomeini and the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, aiming to provide a deep, internal, and religion-based understanding of the phenomenon. Results: The findings demonstrate that ethics and spirituality have functioned not merely as initial catalysts for revolutionary mobilization, but as foundational pillars for sustaining the political legitimacy of the Islamic system and as a robust barrier against secularization. Maintaining social equilibrium and enabling the Revolution to move beyond mere survival toward the realm of civilizational and cultural growth in the future is entirely contingent upon the continuity and institutionalization of this epistemic foundation. Conclusion: The final analysis indicates that the identity of the Islamic Revolution is defined through a triadic interconnection of ethics, spirituality, and politics. Consequently, the realization of any future-oriented strategy, the reproduction of soft power, and the achievement of the New Islamic Civilization are existentially dependent on the institutionalization of the same moral–spiritual foundation that constituted the Revolution’s point of departure. Without it, civilizational development would be unattainable.
۱۳۵.

تبیین فرایند ملّت سازی در ایران مبتنی بر نقش معماری، زبان ارتباطی و آیین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش به تبیین فرایند ملّتسازی در ایران مبتنی بر نقش معماری ابنیه نظامی، زبان ارتباطی و همچنین آیین نظامی (هنر موسیقی نظامی و تشریفات خاص و حماسی) میپردازد. رهیافت پسااثباتی با رویکرد تبیین تفهمی روش پژوهش میباشد. هدف تحقیق تبیین چگونگی فرایند ملّت سازی در ایران با برجسته نمودن نقش معماری ابنیه، زبان و آیین نظامی (موزیک نظامی همراه با تشریفات) در این فرایند میباشد. یکپارچگی سازمانی و یکپارچگی فرهنگ ملّی متاثر از سه متغیر معماری ابنیه پادگانهای نظامی، زبان و همچنین موزیک نظامی، فرضیه مورد نظر پژوهش است. روش گردآوری مطالب مبتنی بر مصاحبه و مطالعات کتابخانهای است. نوآوری مهم تحقیق پردازش مفهوم ملّتسازی ایرانی مبتنی بر نقشآفرینی این سه متغیر مهم از طریق تاثیر بر جامعهپذیری سربازان در پادگانهای نظامی است. نقطه تقاطع این سه متغیر مهم ایجاد روح و غرور حماسی است که ضرورت فرایند ملّتسازی در تحولات اجتماعی در ایران است. یافته مهم پژوهش ایضاح روند تحولی ملتسازی متکی بر متغیرهای معماری و هنر و ارتباطات زبانی در سازمان ارتش است.
۱۳۶.

شناسایی و تحلیل معانی ثانوی فعل امر در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
چکیده ابوعلی حسن بن علی بن اسحاق، مشهور به خواجه نظام الملک طوسی از برجسته ترین نویسندگان ایران در کتاب سیاست نامه (سیرالملوک) اندیشه های سیاسی خود را دور از هرگونه پیچیدگی لفظی کلام، در قالب دیباچه و حکایت ها بیان کرده است. این کتاب از نظر ادبی، تاریخی و سیاسی لایه های عمیقی دارد و از زیباترین نمونه های نثر مرسل فارسی است. در این پژوهش چگونگی کارکرد معانی ثانوی فعل امر در نثر سیاست نامه بررسی شده است. فعل امر مهم ترین بخش جملات انشایی در سیاست نامه است. نویسنده به دلیل محتوای تعلیمی این کتاب، فعل امر را بیشتر در معنای ثانوی ارشاد و راهنمایی به کار برده است. ازآنجاکه متن برای مطالعه شاهان و کارگزاران حکومتی نوشته شده است، دقت ِنظر بر چگونگی بهره بردن نویسنده از معانی ثانوی جملات امری، می تواند علاوه بر آشکارساختن برخی دلایل توفیق و ماندگاری کتاب، شناخت دقیق تری از اندیشه نظام الملک نیز به دست دهد. این پژوهش از نوع بنیادی است و روش انجام کار، دسته بندی بسامدی و تحلیل شواهد است. باتوجه به یافته های این پژوهش، بیشترین فراوانی کاربردِ معنای ثانوی فعل امر در سیاست نامه، مربوط به «ترغیب و ارشاد» و کمترین فروانی آن متعلق به «تسویه» است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که خواجه نظام الملک در برخی فرازها و به خصوص در دیباچه فصل ها، به سبب احترام به مستمع (پادشاه) جمله امری را به صورت خبری بیان کرده که مجاز مرکب از فعل امر است.
۱۳۷.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.
۱۳۸.

Habeas Narrativum: Kafka’s Trial, Legal Discourse, and the Right to Review-Ready Reasons(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۶
This article proposes habeas narrativum: a translation protocol that treats literary form as procedural evidence within legal discourse and converts scenes of injury in Kafka’s The Trial into administrable minima for decisions in informational regimes. Rather than reading Kafka as allegory or doctrine, the method isolates recurrent formal injuries (non-notice, non-reasons, secret files, and credibility theater) and renders them as four predicates that make authority answerable: (1) prospectively intelligible notice identifying the items at issue, the operative rule text, and the time window; (2) review-ready reasons that are case specific, traceable to the disclosed record, falsifiable by counterevidence, and timely; (3) access and rectification through a contestable record bundle; and (4) a standard of review that prefers evidence over demeanor heuristics and specifies remedies keyed to missing predicates. Read this way, The Trial functions as a forensic archive whose scenes document which minima are absent and, therefore, what a reviewer must be able to demand on the record. To demonstrate portability beyond the literary court, a brief platform-moderation mini-case shows how these predicates reorganize routine review: requiring itemized notices, record-tied reasons, and rectification channels without demanding model transparency, thereby turning literary diagnosis into enforceable review practice in contemporary legal discourse.
۱۴۰.

بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان