فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
1 - 16
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علی کیفیت زندگی براساس ویژگی های شخصیتی ازطریق تاب آوری در فرهنگ زنان خانه دار طی دوران کرونا شهرتبریز بود. جامعه آماری شامل زنان خانه دار ساکن شهر تبریز بود. نمونه پژوهش 175 نفر بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1996)، فرم کوتاه پرسشنامه پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1970) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود که آزمودنی ها به صورت آنلاین به آن ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار (AMOS) وSPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که عامل های شخصیتی روان نژندگرایی و برون گرایی اثرمستقیم و به واسطه تاب آوری اثر غیرمستقیم بر کیفیت زندگی دارند. هم چنین، اثر غیرمستقیم باوجدان بودن و دلپذیربودن معنی دار بود. در مجموع، ویژگی های شخصیتی با نقش میانجی تاب آوری، 42 % از واریانس کیفیت زندگی زنان خانه دار را در دوران کرونا تببین می کند. هم چنین نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بود. در مجموع، باتوجه به یافته های پژوهشی و با در نظر گرفتن فرهنگ زندگی زنان خانه دار شهرتبریز، ارتقاء تاب آوری و تقویت صفات مثبت شخصیت در بهبود کیفیت زندگی گروه مورد مطالعه در دوران کرونا موثر بوده است.
تحلیل مفهوم جنسیت در نمایشنامه «خشکسالی و دروغ» با استفاده از رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
567 - 584
حوزههای تخصصی:
آثار هنری، بخشی اساسی از فرهنگ یک جامعه و منعکس کننده وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه هستند. پژوهش پیش رو به تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامه خشکسالی و دروغ نوشته محمد یعقوبی می پردازد تا مطالعه کند که مفهوم جنسیت در این متن زبانی در قالب چه گفتمان هایی تولید یا بازتولید می شود. یعقوبی از نمایشنامه نویسانی است که در بیشتر آثارش، مضمون روابط میان زن و مرد در محیط خانواده و نقش های جنسیتی، برجسته است. برای نیل به هدف پژوهش، نظریه های مربوط به جنسیت از بعد زیست شناختی، فرهنگی و گفتمانی مطرح شده اند و در بخش روش تحقیق، رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک که پس زمینه های تاریخی-اجتماعی متون را برای تحلیل درنظر می گیرد، انتخاب شده است. بهره گیری از افق تاریخی-اجتماعی دهه هشتاد و تحلیل متن نمایشنامه با استفاده از راهبرد های پنج گانه وداک و بررسی مضامین کلیدی مندرج در آن نشان می دهد در نمایشنامه خشکسالی و دروغ، تعریف جنسیت و نقش های جنسیتی در وضعیتی میان گفتمان سنتی رسمی مسلط و گفتمان مدرن (به عنوان گفتمان رقیب) که امکان بروز آن در دهه هشتاد فراهم شد، تولید می شود. همچنین نویسنده متن به خوبی توانسته موقعیت جامعه در حال گذار به سمت مدرنیته ایران در دهه هشتاد و پیامدها و تحولات ایجادشده به سبب آن در عرصه خصوصی خانواده و روابط زناشویی را در خصایص شخصیت هایش بازنمایی کند.
اثربخشی الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش بر هوش هیجانی زوجین سازگار و ناسازگار شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش بر هوش هیجانی زوجین سازگار و ناسازگار شهر کرمانشاه در سال 1402-1401 بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی از نوع تحلیل محتوا(با بررسی ادبیات تحقیق در زمینه الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش و همچنین نظرات متخصصان حیطه مشاوره خانواده) بود. نمونه آماری بخش کیفی، جهت تدوین بسته آموزشی زوجین سازگار و ناسازگار ساکن در شهر کرمانشاه (10 نفر از متخصصان حوزه مشاوره خانواده) در سال 1402-1401 بود. جهت نمونه گیری با توجه به روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از زوجین سازگار و ناسازگار شهر کرمانشاه جهت استخراج مولفه های الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش و برای بررسی تاثیر متغیرهای مستقل، رویکرد بسته آموزشی تدوین شده 10 زوج و برای گروه کنترل نیز 10 زوج سازگار و ناسازگار انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مداخله الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش بر افزایش هوش هیجانی و مولفه های آن تاثیر معناداری داشته است (001/0=P). بنابراین می توان نتیجه گرفت الگوی سازگاری زناشویی مبتنی بر ابعاد هوش می تواند در مشاوره های پیش از ازدواج و مشاوره خانواده مورد توجه روانشناسان و مشاوران قرار گیرد.
بررسی رابطه بین متغیرهای مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی و تعلق نسلی با رفتار باروری زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باروری و فرزندآوری همواره با بدن زنان در ارتباط بوده و تغییرات زیستی و ظاهری را در بدن آنها پدید می آورد. امروزه، توجه به ابعاد جسمانی فرزندآوری و تلاش برای مدیریت شکل و ظاهر بدن در میان نسل جدید زنان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی رفتار باروری زنان در ارتباط با متغیرهای مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی و تعلق نسلی به روش پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش زنان متأهل 15 تا 49 ساله شهر تبریز هستند که 498 نفر از آنها با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه برآورد گردیده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. برای سنجش متغیر ها، جمع آوری داده ها و آزمون فرضیه ها از پرسش نامه های محقق ساخته استفاده شده و گویه های آن بر اساس پایه های نظری و تعاریف مفهومی طراحی و تدوین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد رفتار باروری زنان با مدیریت بدن رابطه منفی و معنی داری دارد. در حالیکه متغیر سرمایه اجتماعی ارتباط معنی داری با رفتار باروری زنان تبریزی ندارد. همچنین، رفتار باروری زنان تبریزی بر حسب تعلق نسلی آنها تفاوت معنی داری دارد یعنی با افزایش سن، رفتار باروری زنان روند کاهشی پیدا می کند.
بررسی نقش قدسی انگاریِ خانواده بر عوامل استحکام خانواده در آیات و روایات؛ پژوهشی کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رعایت عوامل کنشی و بینشی تضمین کننده سلامتی و کارآمدی خانواده است. قدسی انگاریِ خانواده که از جنس ادراکات اعتباری است، با طی فرایند های پیچیده ذهنی در قوه خیال و ذهن زوجین شکل می گیرد و در تحقق و تحول نگرش های اعضای خانواده مؤثر است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش قدسی انگاری خانواه بر عوامل استحکام آن با تدقیق در مضامین قرآنی و روایی به روش کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد و براساس مدل اکتشافی، چگونگی تأثیرگذاری نگرش تقدسی به خانواده بر عوامل بنیادین استحکام خانواده یعنی، رعایت اصول اخلاقی، تحقق نظامات حقوقی و خدامحوری بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که باتوجه به میزان تحقق شکل گیری ادراک «قدسی انگاری خانواده» در فرد و نقشی که برای او در ایجاد و تقویت این نگرش به وجود می آید، فرد می تواند بر عوامل مخرب در استحکام خانواده فائق آید. همچنین با ایجاد این نگرش در فرد، وی می تواند به واسطه تأثیرگذاری بر عوامل واسطه ای تحقق ساز مضامین بنیادین استحکام خانواده نقش مهمی در پایداری، استحکام و کارآمدی خانواده ایفا کند.
تحدیدپذیری اختیار رجوع به فدیه (عوض) در طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
161 - 184
حوزههای تخصصی:
موضوع تحدید اراده زوجه در رجوع به فدیه (عوض) به دلیل رواج عملی آن و مشکلات ناشی از این شرط، ضرورت دارد. هرچند حاکمیت اراده اشخاص در قلمرو نکاح محترم است، وجود مصالحی برای صیانت از استحکام خانواده و سیاست تسهیل در بازگشت پذیری طلاق، محدودیت هایی را در نحوه اِعمال اختیارات، می طلبد. ازجمله این موارد، نحوه دخالت اراده زن در رجوع به فدیه (عوض) است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تحدیدپذیری اختیار رجوع به فدیه (عوض) در طلاق، به شیوه تحلیلی- اسنادی انجام شد و به این پرسش که آیا تحدید اراده زوجه در شکل «اسقاط حق رجوع به فدیه»، «شرط فعل منفی حقوقی» یا «صلح» و نظایر آن، امکان دارد، پاسخ داده شد. نتایج نشان داد که با مراجعه به ادله، مبانی و تحلیل هسته حق رجوع و ارتباط آن با مصلحت خانواده، معلوم می شود در طلاق خلع و مبارات، اقدام زن در تحدید اراده خود دراین باره، مؤثر نیست و پس از طلاق (تا انقضای عدّه) نیز حق بر رجوع به قوت خود باقی است و به طریق اولی در حد فاصل توافق مقدماتی و طلاق، اراده زوجه، تحدیدپذیر نخواهد بود. در ناحیه مرد نیز، شرط رجوع به زن، قبل از رجوع زن به فدیه، خلاف شرع و مقتضای بائن بودن و درنتیجه، باطل است. در طلاق به عوض نیز رجعی و بائن بودن طلاق و احکام آن در دست شارع مقدس است و جنبه حکمی دارد و نه جنبه حقی. از این رو، تحدید اراده، در هر دو مرحله (در دوره توافق مقدماتی و بعد از طلاق) به قیاس اولویت، امکان پذیر نخواهد بود.
اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار مبتنی بر رویکرد اسلامی بر بهبود مدیریت خشم زوجین ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هیجان خشم از عوامل تأثیرگذار در روابط زوجین است و عدم مدیریت آن پیامد های ناگواری برای خانواده دارد. ازاین رو، مداخلات زوج درمانی برای کاهش اثرات مخرب هیجان خشم ضروری است. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار مبتنی بر رویکرد اسلامی بر بهبود مدیریت خشم زوجین ناسازگار به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره آوای رهایی در شهر تهران در سال 1401- 1402 بود که تعداد 30 زوج به روش دردسترس برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. بدین منظور از بین جامعه مورد مطالعه، تعداد 30 زوج که نمره خشم آنان حداقل 1 انحراف معیار بالاتر از میانگین مقیاس خشم بود شناسایی و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برنامه زوج درمانی هیجان مدار مبتنی بر رویکرد اسلامی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. داده های پژوهش با مقیاس خشم اشپیلبرگر جمع آوری و بااستفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان دهنده تفاوت معناداری در مؤلفه مدیریت خشم بین پیش آزمون و پس آزمون بود، اما میانگین پس آزمون و پیگیری از نظر آماری تفاوت معناداری نداشت. بنابراین می توان گفت که زوج درمانی مبتنی بر رویکرد اسلامی بر بهبود مدیریت خشم زوجین ناسازگار اثربخش بود و اثرات ناشی از درمان در مؤلفه مدیریت خشم توانست تا مرحله پیگیری اثرات خود را حفظ کند.
بررسی نقش تمایلات فردی به مثابه عاملیت بر توانمندی اقتصادی زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع توانمند سازی زنان به مثابه یک مفهوم اساسی در تمام رویکردها، در حوزه زنان به ویژه در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از فعالان حوزه زنان، سازمانهای دولتی و غیر دولتی قرار گرفته است. لذا این مطالعه به تبیین جامعه شناسی تاثیر تمایلات فردی به مثابه عاملیت بر توانمندی اقتصادی زنان شهر تهران پرداخته است. پژوهش از نوع کمی و با روش پیمایشی انجام شده است. بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحل ه ای، تعداد 402 نفر طبق فرمول کوکران به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند.براساس مدل رگرسیون چند متغیره، شاخص های تمایلات فردی، در مجموع حدود 25درصد از تغییرات توانمندی اقتصادی زنان را تبیین نموده اند. نتایج نشان داد تأثیرگذارترین شاخص بر گرایش زنان تهران به توانمندی اقتصادی، مربوط به میل به کارآفرینی می باشد. بعد از آن شاخص های عزت نفس، استقلال طلبی، میل به نوآوری و عدم اعتقاد به تقدیرگرایی، رقابت جویی، خودکارآمدی و میل به پیشرفت در رتبه های بعدی تأثیر قرار دارند. سپس تاثیر مولفه های "وضعیت تاهل"، "تحصیلات" و "اشتغال" بر توانمندی اقتصادی زنان شهر تهران مورد سنجش قرار گرفت، نتایج نشان داد زنان مجرد، دارای تحصیلات بالا و شاغل از توانمندی اقتصادی بالاتری در مقایسه با زنان گروه مقابل برخوردار هستند.با عنایت به نتایج تحقیق، به نظر می رسد توانمندسازی اقتصادی زنان، سبب افزایش مشارکت آنها در اقتصاد، توسعه اقتصادی و تقویت اقتصاد خانواده ها می شود و لازم است متولیان مسایل بانوان، با ایجاد بسترهای مناسب، تمهیدات لازم در راستای تقویت تمایلات فردی در زنان فراهم سازند.
نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
93 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. جامعه پژوهش تمام متون گردشگری می باشد. نمونه پژوهش متون مرتبط با گردشگری فرهنگی، سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جهت گردآوری داده ها، متون و منابع مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد وسپس به تحلیل محتوای داده ها پرداخته شد.نتایج نشان که گردشگری فرهنگی از جمله فعالیت هایی است که قابلیت بالایی برای ایجاد سلامت روان، کارآفرینی و اشتغال برای زنان دارد. از نظر روان شناسی گردشگری و استفاد از اوقات فراغت باعث سلامت روان و تضمین سلامت انسان ها و ایجاد نشاط می شود. گردشگری فرهنگی ابزار موثر و قابل اعتمادی را برای توسعه اقتصاد فراهم می کند. در ارتباط با گردشگری فرهنگی ترکیبی از ارزش های فرهنگی، عوامل اقتصادی وکارآفرینی وجود دارد که باعث می شود این نوع از گردشگری ارزش بیشتری پیدا کند. افزایش خدمات و محصولات در قالب محرک های کارآفرینی، زنان توانمند را ترغیب نموده تا در راستای پاسخ به نیاز گردشگران برآیند. این فرآیند در صورت راهبری مناسب، منجر به توسعه ی فرهنگی ، کارآفرینی و اقتصادی خواهد شد.
زمینه های روان شناختی و فرهنگی گرایش به بدحجابی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
47 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی زمینه های روان شناختی و فرهنگی گرایش به بدحجابی زنان می باشد. جامعه آماری تمامی زنان استان اصفهان بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند با 27 شرکت کننده به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفت. روش پژوهش آمیخته از نوع طرح متوالی اکتشافی بود. جهت گردآوری داده ها با مراجعه به پژوهش های انجام گرفته مواردی از زمینه های روان شناختی و فرهنگی بدحجابی شناسایی شد و براساس آن پروتکل مصاحبه ، نیمه ساختاریافته تدوین شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کیفی وکمی استفاده شد. نتایج نشان داد که ابتدا 242 کداولیه به دست آمد و با ترکیب کدهای اولیه 187 مضمون پایه منتج گردید و با تلخیص مضامین در مرحله قبل، تعداد 13 مضمون سازمان دهنده شکل گرفت و در نهایت سه مقوله اصلی «پیشایند گرایشی»، «پیشایند کنشی» و «پیشایند بینشی» شناسایی شد. پیشایند گرایشی شامل تمایل به هویت مردانه، مدگرایی، تنوع طلبی، آزادی طلبی، ضعف حرمت خود و احساس حقارت و عقده بود. پیشایند کنشی شامل بحران های زندگی، سبک زندگی و تأثیر محیط بود. پیشایندهای بینشی شامل تصورات ناسازگارانه، ناآگاهی نسبت به فلسفه پوشش و ضعف معرفت دینی بود. به طور کلی پیشایندها زمینه ساز ایجاد مکانیزم های علّی می باشند که متناسب با هر پیشایند، مکانیزم مجزایی در فرد به کار گرفته می شود . مهم ترین بخش شکل دهنده پیامدهای بد حجابی در زنان مکانیزم ها می باشند. لازم به ذکر است که دین موجب فراهم شدن زمینه های روان شناختی و فرهنگی به عنوان اصلی ترین عامل تعیین کننده مکانیزم های هسته ای و علّی نقش مهمی در تبیین و اصلاح پیشایندهای بینشی دارد.
وضعیت شناسی نظریه تحول خانواده، گامی به سوی تحول خداسوی خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های مفهومی در مطالعات خانواده، نظریه تحول خانواده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نظریه تحول خانواده و ارائه دسته بندی از دیدگاه های گوناگون، ارزیابی رویکردهای موجود و سرانجام، حرکت به سمت تحول خداسوی خانواده است. روش پژوهش «فراترکیب» و رویکرد آن «تحلیل انتقادی» بوده و گردآوری داده ها با استفاده از جستجوی کلیدواژه ای در پایگاه های داخلی و خارجی صورت گرفته است. براین اساس، پس از بررسی 585 مقاله، 66 مقاله وارد فرایند پژوهش شدند. بر طبق یافته های پژوهش ، نظریه تحول خانواده را می توان به دو رویکرد کلاسیک و دینامیک در دو برهه زمانی چهل ساله تقسیم نمود. در ذیل رویکرد کلاسیک، هفت مرحله دووال و چرخه زندگی مک گلدریک و در ذیل رویکرد دینامیک نظریه گذار، مدل سیستماتیک و نظریه چندبعدی، مطالعه و مقایسه شدند. پس از آن، در بخش نتیجه گیری ، با بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد کلاسیک در سطح روبنایی، هفت انتقاد، شامل شبهه جهان شمولی، تمرکز بر تک نسل، کم توجهی به تنوع ساختاری، پراکندگی و ناهمگرایی، سردرگمی در سطوح تحلیل، مشکلات روش شناختی و تصور وجود رابطه علی بین انجام تکالیف و گذر از مراحل مطرح می شود. همچنین بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد داینامیک در سطح روبنایی، شامل چهار انتقاد کارکردزدایی، ساختارزدایی، جنسیت زدایی و ارزش زدایی شده است. پس از آن با بیان انتقادات اشتراکی نظریه تحول خانواده در سطح زیربنایی در چهار حوزه معرفت شناختی، انسان شناختی، هستی شناختی و ارزش شناختی، لایه های زیرین نظریه تحول خانواده به چالش کشیده می شود. درنهایت، با استفاده از تعریف خانواده و مؤلفه های تحولی آن در دیدگاه چندبعدی معنوی، گامی در جهت حرکت به سوی تحول خداسوی خانواده برداشته شد.
مشارکت سیاسی زنان شهر تهران: تحلیل موانع پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
9 - 37
حوزههای تخصصی:
مطالعه مشارکت در معنای عام و مشارکت سیاسی زنان در معنای خاص در هر جامعه ای نیازمند توجه به لایه های عمیق اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی موانع مشارکت سیاسی زنان در شهر تهران است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی، کاربردی، مقطعی و کمّی (پیمایش) است. میدان مطالعه، شهر تهران و حجم نمونه شامل 400 نفر از زنان شهر تهران بودند که با ترکیبی از روش های نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی شده انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که مشارکت سیاسی در بین زنان گروه های سنی مختلف یکسان است و تفاوتی بین آنها وجود ندارد، اما زنان با درآمد بالاتر، شاغل و واجد تحصیلات بالاتر، مشارکت سیاسی بیشتری دارند. همچنین، بین موانع اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی، سیاسی، اقتصادی و روحی-روانی با مشارکت سیاسی زنان شهر تهران رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد و طبق نتایج مدل معادلات ساختاری، این موانع قادرند 16 درصد از واریانس مشارکت سیاسی زنان را تبیین کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که به ترتیب هر چقدر موانع اجتماعی، مدیریتی-سیاسی، روحی-روانی، اقتصادی و فرهنگی کاهش یابد، مشارکت سیاسی در میان زنان تسهیل شده و افزایش می یابد.
خوشی به مثابه احساسی جمعی در تعامل مناسکی (موردمطالعه: مادران ساکن حاشیه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
174 - 199
حوزههای تخصصی:
معمولا خواسته افراد این است که زندگی طولانی و سرشار از خوشی را تجربه کنند. این پژوهش با هدف واکاوی فهم زنان از مفهوم خوشی با روش گرندد تئوری اجرا و داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۲۸ مادر دارای فرزند زیر ۱۲ سال ساکن بهارستان از مناطق حاشیه ای شهر تهران انجام شده و از آنها این سوال باز پرسیده شده که خوشی یعنی چه؟ و شما چگونه خوشی را در زندگی تجربه می کنید؟ طی سه مرحله کدگذاری مدل های تحلیلی استخراج گردیده و این مدل ها در قالب نظریات جامعه شناسی احساسات بررسی و مدل نهایی حول مفهوم " احساسی جمعی در تعامل مناسکی" تعریف شده است. در قالب مدل پارادایمی نظریه زمینه ای خوشی تحت تاثیر تعالی خود ، عادتواره ها و نمادهای معنادار با مداخله گری تفکر در بستر بدن و شرایط محیطی و با اتخاذ راهبرد حس کردن یا زمینه مند کردن خوشی منجر به شکل گیری سبک زندگی بازاندیشانه (پیشرو) یا مقاومتی می شود.
رهبری متواضعانه و تعهد سازمانی: شکوفایی نقش زنان در محیط کار خصوصی
حوزههای تخصصی:
انتخاب سبک رهبری مناسب می تواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد کارکنان، افزایش رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری متواضعانه در ارتقای تعهد سازمانی زنان شاغل در شهر تبریز انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده و نمونه ای شامل 150 نفر از زنان شاغل در سازمان های خصوصی تبریز در سال 1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سبک رهبری متواضعانه اوانز و همکاران (2013) و تعهد سازمانی آلن و میر (1990) استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که سبک رهبری متواضعانه تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی دارد.این یافته ها نشان دهنده اهمیت بهره گیری از سبک رهبری متواضعانه در سازمان های خصوصی است که اغلب با چالش هایی چون رقابت بالا، حفظ نیروهای انسانی توانمند و افزایش بهره وری مواجه اند. سبک رهبری متواضعانه می تواند به عنوان راهکاری اثربخش در تقویت انگیزش و تعهد شغلی کارکنان، به ویژه زنان شاغل، مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه زنان شاغل ممکن است با موانع بیشتری در محیط های کاری روبه رو شوند، تقویت تعهد سازمانی آن ها از طریق حمایت و هدایت متواضعانه مدیران می تواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک شایانی کند. این رویکرد نه تنها انگیزه های شغلی کارکنان را افزایش می دهد، بلکه زمینه ساز حفظ و توسعه سرمایه انسانی در بلندمدت نیز می شود.
پیشگیری از طلاق آسیب زا و پشیمانی پس از طلاق (مطالعه کیفی از دیدگاه زنان آسیب دیده، مشاوران و روانشناسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
35 - 56
حوزههای تخصصی:
طلاق برای برخی زنان تصمیمی در جهت کاهش آسیب و افزایش سلامت جسمانی و روانی است و برای برخی همراه با پشیمانی و آسیب بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف شناخت و پیشگیری از طلاق آسیب زا و پشیمانی پس از طلاق زنان، با روش تحلیل محتوا کیفی، مبتنی بر رویکرد تحلیل محتوا متعارف، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مثلث سازی داده ها انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 37 زن آسیب دیده از طلاق و 12 مشاور و روانشناس در تهران انجام شد. طبق یافته ها 2 تم اصلی، 6 مقوله و 43 زیر مقوله شناسایی شد. طلاق نامعقولانه دربرگیرنده سه مقوله عدم تلاش کافی برای حفظ زندگی، اقدام سریع و هیجانی جهت طلاق و عدم آمادگی لازم برای زندگی پس از طلاق است. یافته ها تأکیدی بر ضرورت فرهنگ سازی مراجعه به متخصصین سلامت روان در هنگام تعارضات زناشویی و ارجاع از دادگاه خانواده به مشاوره در موارد اقدام به طلاق، جهت کاهش طلاق آسیب زا و پشیمانی پس از طلاق است.
تدوین الگوی توسعه کسب و کارهای ورزشی زنان در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
987 - 1011
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی توسعه کسب وکارهای ورزشی زنان در استان تهران است. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با تکنیک نظریه برخاسته از داده ها انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه نخبگان و متخصصان حوزه اشتغال، کارآفرینی و کسب وکارهای ورزشی است که 18 نفر از آن ها به روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در الگوی نهایی تحقیق که براساس کدگذاری و تحلیل داده ها شکل گرفت، عوامل علی (نیاز به خودشکوفایی، چشم انداز روشن، توسعه بهره وری زنان، درآمدزایی، تناسب کسب وکارهای ورزشی و نیل به استانداردها) لزوم توجه به پدیده محوری (خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار) را نشان داد. یافته های پژوهش عبارت اند از: خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار (سیاست گذاری و برنامه ریزی، آموزش کارآفرینی، حمایت قانونی، تشویق کارآفرینی، ترویج کارآفرینی و توسعه اکوسیستم کارآفرینی) با لحاظ کردن عوامل مداخله گر (موانع حقوقی-قانونی، کسب وکار نامناسب، حمایت مالی ناکافی، حمایت ناکافی از کارآفرینی) و زمینه های موجود (محدودیت های فرهنگی، محدودیت های اجتماعی، محدودیت های فردی، مشارکت ورزشی ناکافی، نیروی انسانی مستعد و مزیت پایتخت) پیامدها (توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی، مشارکت ورزشی زنان، ارتقا عملکرد ورزش زنان و تندرستی زنان). نتایج این تحقیق می تواند به عنوان الگویی برای اقدامات و برنامه های توسعه مشاغل ورزشی زنان مورد استفاده سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ورزشی قرار گیرد.
بازجستی در طلاق قضایی ناشی از عسر و حرج معنوی زوجه با تأملی در آراء قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
134 - 167
حوزههای تخصصی:
عسر و حرج معنوی مشقت ها و سختی هایی است که به روح، روان و حیثیت فرد وارد می شود. با توجه به اینکه این نوع از عسر و حرج غالبا در طلاق قضایی ناشی ازعسر و حرج زوجه مورد غفلت قانونگذار قرار گرفته است، پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی همراه با گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای انجام گرفته، با مداقه در کتب فقهی و حقوقی مرتبط و چندین دادنامه کوشیده است مصادیق عسر و حرج معنوی را که حرج معنوی ناشی از مسائل روانی، حرج معنوی ناشی از مسائل مالی و حرج معنوی ناشی از رویه قضایی می باشد وغالبا از سوی زوج و رویه قضایی بر زوجه عارض می گردد را احصاء و تاثیر عسر و حرج معنوی بر طلاق را بررسی کند. باتوجه به ادله قاعده لاحرج، در تمامی مصادیق مذکور عسر و حرج معنوی می تواند برای زوجه حق درخواست طلاق قضایی ایجاد کند. در پایان نیز دو پیشنهاد در خصوص اصلاح رویه قضایی و لزوم آموزش های کاربردی افراد قبل و بعد از ازدواج مطرح شده است.
پیشایندهای موثر بر برنامه ریزی مالی خانوار با تاکید بر ارزش های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی مالی به خانوارها در دستیابی به اهداف مالی و مواجه منطقی با رویدادهای غیرمنتظره زندگی کمک می کند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندهای موثر بر برنامه ریزی مالی خانوار از طریق به کارگیری نظریه توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده است. به لحاظ روش، پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای ایرانی بوده و حجم نمونه آماری 328 نفر است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و Amos نسخه 24 انجام شده است. بنابر یافته های پژوهش، هر سه مولفه ارزش های فرهنگی (خانواده گرایی، عاطفه و شناخت) و دانش مالی بر قصد برنامه ریزی مالی اثر مثبت و معناداری دارند (p < 0.01). همچنین دو متغیر نگرش مالی و کنترل رفتار اداراک شده دارای اثر میانجی بر رابطه بین مولفه های ارزش های فرهنگی و دانش مالی با قصد برنامه ریزی مالی است (p < 0.01). بنابراین ارزش های فرهنگی به عنوان یک پیشایند مهم و موثر بر رفتار مالی افراد نیازمند توجه ویژه خانوارها و سیاست گذاران است.
تأثیر فقر چندبعدی بر راهبردهای غیررسمی کنشگری سیاسی زنان (مطالعه موردی: زنان معترض به کمبود آب روستای نقدی علیا در سال ۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
867 - 890
حوزههای تخصصی:
فقر چندبعدی یکی از علت های روی آوردن زنان روستایی به راهبردهای کنشگری غیررسمی است که در ارتباط با بستر و موقعیت زنان روستایی و مشکلات زندگی روزمره، آنان را به مطالبه گری و تلاش برای تغییر سیاسی وامی دارد. در این راستا زنان معترض به مشکل آب در روستای نقدی علیای مشکین شهر برای حل مشکلشان در روند تجربه روزانه کولبری آب و عدم کارایی سازوکارهای نهادی روستایی، راهکاری غیررسمی را برگزیدند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر فقر چندبعدی بر راهبردهای غیررسمی کنشگری سیاسی در میان زنان روستایی با تمرکز بر تجربه زیسته زنان روستای نقدی علیای مشکین شهر است. چارچوب نظری پژوهش قوم نگاری نهادی و متمرکز بر تجربیات زیسته گروه های فرودست است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و مصاحبه گروه کانونی با زنان معترض و متون نهادی شامل خبرها، دستورالعمل های دولتی و فیلم پخش شده زنان جمع آوری شده است. تحلیل داده های مصاحبه برمبنای تحلیل مضمون (تماتیک) است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که زنان معترض روستای نقدی علیای مشکین شهر برای حل مشکل آب روستا، به دلیل ناکارآمدی سازوکارهای نهادی روستایی در انتقال مشکل و پاسخ دهی مناسب، اقدام به بستن جاده اردبیل به مشکین شهر کردند. پخش فیلم اعتراضشان در فضای مجازی آن را به امری سیاسی تبدیل کرد و موجب واکنش سریع مسئولان شد و زنان روستا را از قدرت تأثیرگذاری عملکرد گروهی شان آگاه کرد، اما لحظه ای بودن راهکار غیررسمی همراه با پاسخ دهی ناقص مسئولان موجب پایداری مشکل آب شده است.
Gender and Third Spaces: A Study of Women’s Perception and Experience of Coworking Spaces in the City of Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۵)
80 - 101
حوزههای تخصصی:
Gender and Third Spaces: Women's Perceptions and Experiences of Coworking Spaces in Tehran"New theories consider space as a social construct in which all members of society, including women, play a role in its production. Space is a domain for the reproduction of power and the representation of social roles. The concept of third space, despite being discussed by many theorists, was notably introduced by Oldenburg. Third spaces can be understood as places other than home and work where individuals spend their time freely, away from the formal constraints of work and the emotional and functional demands of home. Third spaces are arenas for the presence of effective social interactions and the expression of individual and collective creativity. This study employs a qualitative method, grounded theory approach, and in-depth interviews with 8 women who participate in coworking spaces. Coworking spaces have recently gained popularity in Iran, with many men and women engaging in work and activities there. The findings of this study reveal that women have transformed these spaces into professional networking environments and use them to navigate a male-dominated structure that limits women’s participation in professional activities. This indicates women’s agency in social spheresKeywords: Gender; Agency; Third Space; Coworking Space; Networking