فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
238 - 272
حوزههای تخصصی:
تحقق تمدن نوین اسلامی یکی از اهداف بزرگ انقلاب اسلامی است که از زمان نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و شامل مجموعه ای از اقدامات و تغییرات مستمر در زمینه های مختلف است. سوال اصلی تحقیق این است که چالش های پیش روی فرآیند تمدن سازی چیست و تأثیرات هر یک از این چالش ها بر این فرآیند را چگونه است؟ هدف اصلی این پژوهش ارائه تحلیل جامع و عمیق از مخاطرات پیش روی فرآیند تمدن سازی در سطوح مختلف و شناسایی نقاط ضعف و تهدیدات احتمالی به منظور برنامه ریزی های آینده و تحقق اهداف تمدنی است. نو این تحقیق به توصیفی و تحلیلی و به روش تحلیل مضامین انجام شده است. یافته های این تحقیق منجر به طراحی یک شبکه تحلیلی نوین شده است که تعاملات پویا و چالش های متقابل میان سطوح شش گانه (فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی، امت اسلامی و جهانی) در فرایند تمدن سازی را به صورت نظام مند ترسیم می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاب آوری تمدنی در گرو رویکردی یکپارچه، تقویت عناصر تمدساز و طراحی راهبردهای انعطاف پذیر و چندسطحی برای مواجهه با چالش های درونی و بیرونی است.
بررسی آینده محیط های دفاعی- امنیتی باتوجه به توسعه علوم و فناوری های شناختی
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، تحولات سریع علوم و فناوری، به ویژه در حوزه علوم شناختی، تأثیرات عمیقی بر دفاع و امنیت گذاشته است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اساسی است که با توجه به توسعه علوم و فناوری های شناختی؛ آینده محیط های دفاعی- امنیتی چگونه خواهد بود؟ فرض این تحقیق آن است که توسعه علوم و فناوری های شناختی، تأثیرات شگرفی بر آینده محیط های دفاعی- امنیتی خواهد گذاشت. برای بررسی موضوع، از چهار رویکرد اصلی استفاده می نماید: رویکرد عصب شناختی جهت بررسی تأثیر علوم اعصاب و فناوری های مرتبط بر عملکرد مغز و رفتار انسان در حوزه دفاع و امنیت، رویکرد روان شناختی جهت تمرکز بر درک عوامل روانشناختی بر عملکرد افراد در موقعیت های نظامی، رویکرد شناخت اجتماعی جهت مطالعه تأثیر متقابل انسان، فناوری و محیط اجتماعی بر تصمیم گیری، ارتباطات و رفتار در حوزه دفاع و امنیت و رویکرد شناخت- محاسباتی جهت استفاده از مدل های محاسباتی برای شبیه سازی فرآیندهای شناختی انسان و بهبود عملکرد سامانه های دفاعی- امنیتی. مطالعه حاضر از نوع کیفی است و از روش گروه کانونی برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. در این پژوهش از سیزده متخصص علوم شناختی برای شرکت در جلسات گروه کانونی دعوت به عمل آمده است. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علوم و فناوری های شناختی قابلیت های بالقوه زیادی برای ارتقاء توان دفاعی و امنیتی کشورها دارند. این قابلیت ها می توانند به ایجاد سناریوهای مختلف در حوزه هایی همچون بهبود عملکرد سربازان، طراحی و تولید تسلیحات شناختی، مقابله با تهدیدات سایبری و جنگ شناختی و مدیریت حجم عظیم داده ها منجر شوند.
تأثیر فرآیندهای شناختی بر شکل گیری نگرش های سیاسی رادیکال در میان جوانان
حوزههای تخصصی:
رادیکالیسم سیاسی به عنوان یکی از چالش های مهم جوامع مدرن، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله فرآیندهای شناختی افراد قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش فرآیندهای شناختی در شکل گیری نگرش های رادیکال سیاسی، به تحلیل تأثیر سوگیری های شناختی، ادراک نابرابری، هیجانات سیاسی و نقش رسانه های معاند در تقویت گرایش های افراطی پرداخته است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و تحلیل محتوای داده های جمع آوری شده از منابع علمی و مطالعات میدانی بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که افراد با الگوهای شناختی بسته، پردازش اطلاعات قطبی شده و تفکر سیاه وسفید، بیش از دیگران مستعد پذیرش نگرش های رادیکال هستند. علاوه بر این، احساس تهدید، محرومیت نسبی و عدم اعتماد به نهادهای رسمی می تواند موجب تشدید این گرایش ها شود. همچنین، رسانه های معاند و شبکه های اجتماعی با بهره گیری از سوگیری های شناختی و بمباران اطلاعاتی، زمینه را برای تقویت گفتمان های افراطی و کاهش اعتماد عمومی به حکومت فراهم می کنند. از جمله مهم ترین پیامدهای گسترش نگرش های رادیکال سیاسی می توان به افزایش بی ثباتی اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی، و تعمیق شکاف های سیاسی و فرهنگی اشاره کرد. بر این اساس، مقابله با این پدیده مستلزم ارتقای سواد رسانه ای، تقویت تفکر انتقادی، و افزایش شفافیت در سیاست گذاری های اجتماعی و حکمرانی است. در نهایت، پیشنهاد می شود که سیاست های فرهنگی و آموزشی در جهت کاهش دوقطبی های سیاسی و افزایش حس تعلق اجتماعی تدوین و اجرا شوند.
بررسی تطبیقی راهبرد داعش و القاعده در نظم منطقه ای خاورمیانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
افراط گرایی مذهبی به چالش امنیتی، سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه تبدیل شده است. گروه های افراطی با تفسیری بنیادگرایانه از اسلام، مشروعیت نظام های سیاسی را منکر و در پی ارائه الگویی جایگزین هستند و با توسل به خشونت در صدد تحمیل ایدئولوژی خود هستند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل استراتژی های گروه های مذهبی افراطی، به ویژه داعش و القاعده، در مواجهه با نظم منطقه ای خاورمیانه انجام شده است. این پژوهش با بررسی ریشه ها و انگیزه های این گروه ها، به مقایسه رویکردهای داعش و القاعده در مواجهه با نظم منطقه ای می پردازد تا پیامدهای این تفاوت ها بر امنیت منطقه را ارزیابی کند. با استفاده از چارچوب نظری سازه انگاری، مقاله نشان می دهد که چالش این گروه ها فراتر از تهدیدات امنیتی، ابعاد هویتی و هنجاری دارد و به دنبال بازتعریف هویت ها و ارزش ها در خاورمیانه هستند. روش تحقیق کیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که داعش با راهبردی رادیکال به دنبال تغییر فوری نظم از طریق ایجاد خلافت بوده، در حالی که القاعده رویکردی تدریجی تر با تمرکز بر تضعیف “دشمن دور” داشته است. این تفاوت ها منجر به پیامدهای متفاوتی شده است. پژوهش بر این باور است که چالش گروه های افراطی، بازتابی از شکاف های عمیق در خاورمیانه است و مقابله مؤثر با آن نیازمند رویکردی جامع است که به عوامل مختلف شکل گیری افراط گرایی توجه کند و شامل تقویت نهادهای مدنی، ترویج آموزش و ایجاد فرصت های اقتصادی باشد.
بررسی متغیرهای هویتی -هنجاری موثر بر روابط ایران و اتحادیه اروپا2002 - 2020(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی متغیرهای هویتی و هنجاری موثر در روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا 2020 خواهیم پرداخت. بر این اساس به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که متغیرهای غیرمادی و هویتی چگونه بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ اثرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی این است که تفاوت ها در نگرش های ایران و اتحادیه اروپا در مقوله های سیاست و فرهنگ و مصادیق مربوط به هنجارها و ارزشها و نزدیکی هویتی اروپا با ایالات متحده امریکا منجر به اثرگذاری بیشتر متغییر های مادی نظیر مسأله هسته ای و منافع اقتصادی بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ شده است که این موضوع منجر به کاهش در روابط دو بازیگر در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، حتی طرح مباحث حقوق بشری شده و تنها در دوره پس از توافق برجام به دلیل نزدیک شدن طرفین به گفتمان تعامل و عدم اشاعه، بهبودی نسبی در روابط صورت گرفت.
نقد ایده خودفرمانی در کمال گرایی لیبرال «استیون وال»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
133 - 165
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، تلاش های اندیشمندان کمال گرا برای پاسخ به نقدهای حامیان بی طرفی، حکومت کمال گرایی را دوباره در کانون توجه اندیشمندان علوم سیاسی قرار داده است. عمده ترین نقدِ حامیان بی طرفی حکومت، ناسازگاری کمال گرایی با مبانی لیبرالیسم، یعنی خودفرمانی و آزادی های فردی است. بنابراین بخش زیادی از نوشته های نوکمال گرایان معطوف به اثبات سازگاری میان کمال گرایی و لیبرالیسم است. از جمله می توان به «استیون وال» اشاره کرد که مقالات و کتاب های متعددی در زمینه کمال گرایی منتشر کرده و به دنبال یافتن راهی میانه بین بی طرفی تمام عیار و کمال گرایی تمام عیار است. وال با طرح ایده کمال گرایی لیبرال می کوشد تا نشان دهد که نه تنها کمال گرایی در تعارض با خودفرمانی نیست، بلکه خودفرمانی از عناصر اصلی آن است و کمال گرایی، مدافع آزادی است، نه مانعی در برابر آزادی. مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی انتقادی مفهوم خودفرمانی و جایگاه آن در کمال گرایی لیبرال استیون وال می پردازد و می کوشد تا معلوم سازد که کمال گرایی لیبرال تا چه حد می تواند دغدغه تحدید خودفرمانی و آزادی های اساسی به دست حکومت های مدعی کمال گرایی را رفع کند.
توسعه نامتوازن و آینده تحولات سیاسی در عربستان سعودی (مطالعه تطبیقی ایران عصر پهلوی دوم و دولت ملک سلمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
580 - 549
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی وجوه اشتراک و افتراق تجربه توسعه شتابان در عربستان سعودی و ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی است. خوانش هایی که دولت ملک سلمان و مدیریت توسعه محورِ محمد بن سلمان را با رویکردهای دولت دوم پهلوی در همان زمینه مقایسه می کند، در فضای نخبگیِ ایران و نیز عربستان رواج یافته و موجب طرح پرسش هایی جدی شده است. روی کار آمدن محمد بن سلمان نقطه عطفی در مسیر حرکت سیاست، اقتصاد و روندهای اجتماعی در آن کشور است. در یک نگاه مقایسه ای به تاریخ تحولاتِ ایران پیش از انقلاب اسلامی، حداقل در سطح کلان شاهد روندهای مشابهی هستیم؛ روندهایی که در نهایت به سقوط دولت پهلوی انجامید. پرسش اصلی مقاله بر مهم ترین وجوه اشتراک دو ساختار سیاسی از منظر نگاه به توسعه و شیوه اجرای آن متمرکز است: وجوه تشابه دو تجربه توسعه گرایی در عربستان امروز از یک سو و تجربه دوران پهلوی دوم در ایران از سوی دیگر چیست. برای پاسخ و تبیین میزان اشتراک دو ساختار مورد بررسی، دست به بررسی ابعاد مشترک اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن دو زده و در یک رویکرد مقایسه ای میان دولت ملک سلمان به رهبری محمد بن سلمان با دوره پهلوی دوم در ایران به مشابهت های شایان توجهی در روندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رسیدیم که می توان آن را در «توسعه نامتوازن» خلاصه کرد. پرسش آینده پژوهانه متفرّع از این پژوهش آن است که خروجی توسعه نامتوازنی که در ایران از عوامل سقوط شاه قلمداد می شود، در عربستان به چه صورت بروز خواهد کرد.
تبیینی نو از نهاد سرمایه داری در خاورمیانه و شمال آفریقا: ظهور، تحول و تکامل آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
خاستگاه نهاد سرمایه داری- به مثابه یک نظام ( اقتصاد و سیاسی)، شکل بندی،(اجتماعی و اقتصادی) نظم (اجتماعی اقتصادی بازارمحور) - در خاورمیانه و چگونگی تحول و تکامل آن، علیرغم اهمیت در نظام مسائل معاصرخاورمیانه تا حد خیلی زیادی در پژوهش ها( به ویژه داخل) مرتبط اقتصادسیاسی( در سطوح خرد و کلان) مغفول مانده است. این مقاله در تلاش است به سئوال مهم خاستگاه و منشاء ظهور سرمایه داری در خاورمیانه و چگونگی تحول و تکامل آن در بستر تاریخ، پاسخ دهد. سطح تحلیل پژوهش حاضر، جهانی و مبتنی بر نظریات نظام جهانی ( والرشتاین، جیوانی اریگی، نظریه توسعه ناموزون و مرکب تروتسکی/انیه واس و اغلو) و از نظر روشی از روش تاریخی- دگرگونی(مرحله گرا)، تبیینی و آماری و مقایسه ای بهره می برد. از حیث زمانی نیز به دوران پیشا استعمار تا به امروز محدود می باشد. یافته های پژوهش در نگاه اول، چشم اندازی « مرحله ای- غیر خطی» و «تعاملی» از ظهور و بسط سرمایه داری در خاورمیانه نشان می دهد که هر مرحله از تحول، خاورمیانه صورتبندی خاصی از سرمایه داری در تطور تاریخ تجربه کرده است. این پژوهش ضمن پوشش برخی نقاط کور مفهومی و تجربی، در کلیت تا حدی فروض مهم اروپا محوری ( تاریخی، هنجاری، پیش آگاهی و مرحله گرا) و انتزاعیات فضایی ناشی از آن- یعنی رد عاملیت علی جهان غیر اروپایی/ سرپوش گذاشتن برخشونت سرمایه داری اروپایی- در مراحل مختلف تحول و تکامل و بسط سرمایه داری در خاورمیانه به چالش می کشد.
Cooperation and Conflict in the New Century: Strategic Implications for the Islamic Republic of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Following the end of the Cold War, the new world order was defined in terms of cooperation patterns in an interdependent world, even in the form of increasing globalization. However, contrary to what was proposed in theory, the practical realm and the operational arena of the world witnessed increasing competition and endless conflicts, confronting countries with emergent properties in the strategic environment. The Islamic Republic of Iran is among the countries that have been severely affected by such emergent properties and requires the create of a new strategic environment, a subject that has rendered international relations literature highly inefficient in both theoretical and applied domains, failing to address the strategic considerations of countries, including the Islamic Republic of Iran, in such a situation. In this regard, the question arises: ‘What are the strategic implications commensurate with the intensification and increase of regional and international conflicts?’ The answer is that regarding the emergence of a network of emergent conflicts that are sensitively dependent, the strategic decisions and necessities of countries will be influenced by this network. The present study examines the hypothesis by applying the abduction method and based on a complexity-chaos approach. The findings indicated that the Islamic Republic of Iran should formulate policies based on increasing complexity, enduring conflicts, and immediate deterrence by employing power diversity, and avoid any restriction of power elements and disruption in scientific-technological development. Otherwise, it may suffer an irreparable power gap with other actors, as in the past two centuries, and then face an existential threat.
جایگاه قدرت هوشمند در سیاست خارجی آمریکا: دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ (2021-2017)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز، ایالات متحده آمریکا یکی از تأثیرگذارترین کشورها در سیاست بین الملل است. دلیل این امر برتری آشکار آن در استفاده از قدرت سخت و نرم در سیاست خارجی است. بدین منظور این پژوهش با هدف بررسی جایگاه قدرت هوشمند در سیاست خارجی آمریکا: دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ (2021-2017) انجام گرفت. روش شناسی پژوهش، تاریخی-تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای، تحولات سیاست خارجی ایالات متحده از سال 2017 تا 2021 را بررسی کرده است. مشخص شد که رویکرد ایالات متحده عمدتاً بر مبارزه مستقیم با تروریسم، کاهش عملیات نظامی و ائتلاف سازی با متحدان سابقه در اروپا، تحریم های گسترده اقتصادی، تعامل دیپلماتیک با کره شمالی و روسیه تمایل داشته است. درواقع آمریکا در دوره اول ترامپ با بهره گیری از ابزارهای قدرت سخت (عملیات نظامی، فراهم ساختن تسلیحات و تحریم های اقتصادی) و نرم (دیپلماسی عمومی، تعامل دیپلماتیک و کمک های بشردوستانه) دائماً به دنبال کسب منافع ملی و امنیت خود در مناطق مختلف جهان بوده است. تفاوت در اهداف استراتژیک و منافع ژئوپلیتیک، منجر به اتخاذ رویکردهای متمایز قدرت سخت و نرم در قبال مناطق جهان شده است. یافته ها می تواند به درک عمیق تر پویایی های قدرت هوشمند در رویکرد روسای جمهور آمریکا و تأثیر آن بر سیاست گذاری های ملی کمک کند.
نقدی بر دو نظریه جنگ تمدن ها و گفت وگوی تمدن ها و تبیین نحوه تعامل تمدن ها از منظر اسلام با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات تمدن ها از مباحث مطرح در جوامع است، لذا مورد توجه تاریخ دانان و سیاسیون قرار گرفته و همواره تلاش کرده اند تا با تحلیل رویدادها نظریاتی ارائه دهند. یکی از عوامل تأثیرگذار در ارائه ی این نظریات؛ پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر امریکا است که نقطه ی شروع نظریات تمدنی است، نظیر؛ نظریه ی «برخورد تمدن ها»ی هانتینگتون و در مقابل «گفت و گوی تمدن ها»ی خاتمی است. نظریه ی هانتیگتون به دلیل صبغه ی ستیزه جویانه ی بین المللی و نظریه ی «گفت و گو» نیز علی رغم تکیه بر مسالمت، به دلیل آرمان گرایی این پروژه و قابلیت اجرایی نداشتن در سطح بین الملل مورد نقد است، لذا نیاز به نظریه ای جهان شمول و مبتنی بر آموزه های اسلامی محسوس است. در این نوشتار تلاش شده است که به شکل عام این دو نظریه (برخورد و گفت و گو) مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و سپس دیدگاه اسلام با تاکید بر نظریات رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای درباره نحوه ی تعامل تمدن اسلام در مواجهه با غرب مطرح می شود.
الگوی رهبری مشارکتی شیعه در سازمان وکالت اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبری شیعه در قالب نهاد امامت، با توجه به شرایط زمانه و اوضاع سیاسی اجتماعی دوران مختلف، الگوهای متفاوتی را به خود گرفته است. امامت اهل بیت در دوره چهارم یعنی از آغار امامت امام سجاد تا پایان غیبت صغری، راهبرد متفاوتی را اتخاذ کرد که می توان آن را «بازیابی درونی شیعه» نامید. در این دوره تشکیلات شیعه در قالب سازمان وکالت، با هدایت ائمه اطهار عهده دار رهبری شیعه می شود. سازمان وکالت، شبکه ای ارتباطی برای رهبری شیعیان و متشکل از امام معصوم و عده ای از شیعیان نزدیک و وفادار به امام بوده است که نقش مهمی در پیشبرد اهداف اهل بیت داشته است. پژوهش حاضر با روش تاریخی و گردآوری کتابخانه ای داده ها به دنبال پاسخ به این سؤال است که «رهبری شیعه در قالب سازمان وکالت در چه حیطه هایی بروز و ظهور داشته و چه الگویی به خود گرفته است؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان وکالت بر مبنای الگوی رهبری مشارکتی، تحت نظارت مستقیم امامان معصوم (ع) عمل می کرد. این الگو بر اساس نیازهای جامعه شیعه و با بهره گیری از اصول تعالیم اهل بیت (ع) طراحی شده بود و خود را در سه حیطه شئون، راهبردها و اصول رهبری شیعه بروز داده است. رهبری مشارکتی در سازمان وکالت بر سه اصل بنیادین استوار بود: پشتیبانی و حمایت متقابل، تصمیم گیری جمعی، و اهداف کلان. این چهارچوب، کارکردهای خاصی را در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای جامعه شیعه در دوران فشار و محدودیت های سیاسی به همراه داشت.
نقش و جایگاه زنان در تمدن نوین اسلامی بر پایه اولویت بندی مسئولیت بانوان در برابر حکومت اسلامی، خانواده و اجتماع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی، در گام نظری و عملی خود، با پرسشی بنیادین از «زن» و «جایگاه او» روبروست. نباید این پرسش را در دایره تقلیل گرایی های سنتی یا التقاط با الگوهای غربی گنجاند، بلکه مستلزم خلق هندسه ای نوین از مسئولیت های چندلایه ای بانوان است. بررسی نقش زنان، بدون در نظر گرفتن مفهوم و نهاد خانواده، منجر به شکل گیری تحلیل ناقص و نادرستی از نقش آنان خواهد شد. یکی از محورهای اصلی هویتی و ساختاری تمدن ها در الگوی تشکیل و اداره خانواده آن تمدن تجلی می یابد. در الگوی خانواده داری، نقش زنان بسیار حائز اهمیت است به نحوی که می توان یکی از وجوه افتراق تمدن ها را متاثر از تعریف نقش متفاوت آنان از جایگاه زنان به حساب آورد. هدف این پژوهش تبیین نقش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی است، به نحوی که نقش آنان هم در قبال حکومت اسلامی و هم به عنوان قلب تپنده خانواده و هم عضو اثرگذار اجتماع تعریف شود. بنابراین، مسئله اصلی، نه حذف یا تضعیف این عرصه ها است، بلکه تبیین منطق اولویت گذاری در نقش زنان می باشد. این تحقیق با روش اسنادی و با مطالعه آثار کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در تمدن نوین اسلامی، زنان نه متاثر از الگوی ذهنی برخی صاحب نظران، فاقد حضور اجتماعی هستند و نه مانند الگوی غربی که شعار برابری جنسیتی در حضور اجتماعی می دهند، بلکه راهی که تمدن نوین اسلامی ترسیم می کند الگوی سومی است که محور تعیین نقش در آن بر اساس وظایف زنان در برابر حکومت اسلامی، ولی جامعه، خانواده و نوع خلقت جسمی و روحی زنان می باشد.
کاربست الگوی حکمرانی خوب در مدیریت قومی- فرهنگی کلانشهرها در ایران (مورد مطالعه شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
57 - 79
حوزههای تخصصی:
کلانشهرهای چندقومی به عنوان نماد پیچیدگی های جهان معاصر، فضایی پویا از تعامل، تقابل و هم زیستی فرهنگ ها، ادیان و هویت های مختلف هستند. مدیریت این کلانشهرها نیازمند درکی عمیق از پویایی های اجتماعی و اتخاذ رویکردهایی منعطف و همه جانبه نگر است. این وضعیت، ضرورت بازتعریف شاخص های حکمرانی خوب شهری را برای کاهش تنش ها و تقویت هم-زیستی مسالمت آمیز پررنگ می سازد. اگرچه نظریه های کلاسیک حکمرانی شهری بر مفاهیمی مانند مشارکت مردمی، شفافیت، و عدالت فضایی تأکید دارند، اما به نظر می رسد این چارچوب ها در مواجهه با کلانشهرهای چندفرهنگی مانند اهواز نیازمند بازنگریِ زمینه محور هستند. بر همین اساس پرسش اصلی این است که کدام شاخص های حکمرانی خوب می توانند تنش های قومی و فرهنگی در اهواز را به شیوه ای پایدار مدیریت کنند؟ این مقاله با تمرکز بر اهواز، در پی آن است که با روشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر داده های پیمایشی و اسنادی، شاخص های حکمرانی خوب که بیشترین تأثیرگذاری در مدیریت تنش های قومی و فرهنگی دارند را شناسایی و رتبه بندی کند. نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نشان می دهد که به ترتیب سه شاخص شفافیت، قانون مداری و اجماع بالاترین رتبه را در میان شاخص های حکمروایی خوب تأثیرگذار بر مدیریت قومی و فرهنگی کلانشهر اهواز کسب کرده اند. بر اساس نتایج این پژوهش با توجه به ماهیت مسائل قومی در کلانشهر اهواز به نظر می رسد تکیه بر شهر چندفرهنگی و فاکتورهای آن بتواند زمینه ساز مدیریت مطلوب تنش های قومی و فرهنگی و نزدیک شدن به شاخص های حکمروایی خوب در این کلانشهر باشد.
Morality or the Seduction of Power in the Zionist Regime's War Against the Palestinian People (War Study October 7, 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Islamic Resistance Front planned a massive attack on the positions of the Zionist regime on October 7, 2023, and presented it in the form of the Battle of Al-Aqsa Storm. The main question of this research, which was developed based on the descriptive-analytical method, is to evaluate and examine the extent to which ethical principles were applied and observed in the recent battle between Hamas and the Zionist regime, looking at the theory of just war and within the framework of the theories of Al-Farabi and Michael Wallers. Therefore, according to the research findings, the Al-Aqsa Storm operation itself had a moral justification in the form of the right of Palestinians to self-determination, while the invocation of self-defense by the Zionist regime and the brutal attacks against civilians do not fit into positive moral practices and self-defense. However, the Zionist regime produces the power of language in what can be called the seduction of power, something to which not only humans in general, but also the victims in particular are exposed, which in turn often encourages and justifies oppression.
شعر و نماد، بازنمایی بیداری اسلامی و مقاومت؛ تحلیل نمادشناختی دو قصیده از تمیم البرغوثی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات معاصر، استفاده از نمادها به عنوان شیوه ای برای بیان غیرمستقیم افکار، احساسات، برانگیختن عواطف واندیشه ها، مخصوصا در موضوعات سیاسی واجتماعی، رواج چشمگیری یافته است. این رویکرد که از نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شده است، زمینه را برای درگیر کردن ذهن خواننده در فرایند خوانش فراهم ساخته است. از جمله شاعران معاصر که بخوبی از این ظرفیت بهره برده است، تمیم البرغوثی است؛وی با بکار گیری نمادهای دینی در اشعار خود، توانسته است تصاویری جدید وتأویل پذیر خلق کند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نمادشناختی و جمع آوری کتابخانه ای داده ها وبا بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی،(روش) به بررسی نمادها در دو شعر شاخص البرغوثی با عنوان های«أمیر المؤمنین»و«سفینه نوح» می پردازد(مسئله). در شعر نخست، شاعر با بهره گیری از نمادپردازی دقیق، چهره سید حسن نصرالله را در قالب امیر مؤمنان بازآفرینی می کند؛ شخصیتی که به عنوان نماد ایستادگی، رهبری خردمندانه در حوزه مقاومت ووحدت اسلامی است. در شعر دوم نیز همین شخصیت با تصویر کشتی نوح بازنمایی می شودنمادی که بر نقش رهایی بخش ونجات بخش او برای امت اسلامی تأکید دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که البرغوثی با به کارگیری نظام مند نمادهای دینی، توانسته است مفاهیم سیاسی واجتماعی را در مجموعه های هنرمندانه وتأمل برانگیز بیان کند. این نمادها علاوه بر انتقال پیام های شاعر، خواننده را نیز به تفسیر ورمزگشایی فعالانه فرامی خوانند(یافته ها).
A Comparative Study of the Status of National Identity and Ethnic Identity in Two Discourses: Pahlavi and the Islamic Republic Case Study: The Kurdish Ethnicity in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Multiethnic identities in any country can have a dual function; on the one hand, they can strengthen national unity and on the other hand, they can become a trump card in the hands of foreigners to undermine the national security and territorial integrity of that country. In the meantime, the central government plays a decisive role in determining how the ethnic groups living in the country function. In the present study, two completely different approaches to the way of interacting with ethnic identities, namely the Pahlavi government and the Islamic Republic, are examined. Also, a case study will address the way the two aforementioned governments interacted with the Kurdish people, and in this way, the question of what position national identity and ethnic identity had in the two aforementioned periods will be answered. The research data were collected using a library method and analyzed using a comparative method. The research findings indicate that the adoption of an antagonistic approach by the Pahlavi government, which was aimed at achieving Iranian national unity and strengthening their national cohesion, led to the central government's efforts to eliminate ethnic identities, and the cultural policymaking of the Islamic Republic, by adopting an agonistic approach, accepted the concept of ethnic identities as one of the indelible realities of Iranian society.
بررسی و تحلیل چالش های کلان فرهنگی ایالات متحده آمریکا و رهیافت های تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
آمریکای کنونی نه صرفاً یک کشور بلکه در حقیقت صورت تمدنی جهان غرب در عصر حاضر می باشد و جمهوری اسلامی ایران که داعیه دار ایجاد تمدن نوینی در جهان است برای گذار از تمدن رایج فعلی یعنی تمدن غرب می بایست در گام نخست آن را به درستی بشناسد و شناخت باطن یک تمدن از طریق آگاهی به فرهنگ آن امکان پذیر است. از این رو، هدف از این پژوهش، شناخت وضعیت و چالش های کلان فرهنگی آمریکا، به عنوان موتور محرک سایر عرصه های تمدنی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی) می باشد. لذا در راستای این هدف، کتاب های 15 نفر از صاحب نظران این حوزه که دارای بالاترین نمره در وب سایت های goodreads و Librarything می باشد مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده ذیل مفهوم فراگیری تحت عنوان وضعیت کلان فرهنگی ایالات متحده و مبتنی بر 111 کد استخراج شده، 24 مضمون پایه و 3 مضمون اصلی و سازمان دهنده یعنی: وضعیت چالش های فرهنگی– تمدنی جامعه آمریکا، ایده فکری این کشور در حوزه فرهنگ و آینده فرهنگ آن شناسایی شد. باتوجه به شاخص های کلان بدست آمده از جامعه و فرهنگ آمریکا، به نظر می رسد این کشور دچار بحران های بزرگی است که در صورت برطرف نشدن این چالش ها، معضلات جامعه آمریکا تشدید خواهد شد. عاملی که تاکنون مانع شده تا این بحران ها فرهنگ آمریکا را به سوی فروپاشی سوق دهد، علاقه به تغییری است که در ذات فرهنگ ایالات متحده شکل گرفته است.
تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی و انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
267 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نسبت تحولات نظری جریان اصلاح طلبی مذهبی با انقلاب اسلامی است. در این چهارچوب انقلاب اسلامی ایران محصول تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی معرفی شده است. روش پژوهش، ترکیبی از تفسیر متون، تحلیل گفتمان و ردیابی فرایندهای تاریخی است. با استفاده از این روش ها سیر تاریخی، فکری و گفتمانی اصلاح طلبی در ایران مورد بررسی واقع شده و نحوه تکوین سه گفتمان اصلی اصلاح طلبی، یعنی گفتمان های مصلحت، مصالحه و مناظره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. مهم ترین یافته مقاله آن است که گفتمان مناظره نقش اصلی در شکل گیری ایدئولوژی انقلاب داشته و اهدافی چون آزادی، استقلال و عدالت را با بازخوانی مفاهیم اسلامی در چهارچوبی انقلابی بازتعریف کرده است؛ در دوران پس از پیروزی انقلاب، ضعف در نظریه پردازی برای مدیریت کشور و تغییر گفتمان جهانی، موجب افول این گفتمان و ضرورت بازاندیشی در آن شده است.
بررسی جنگ تجاری آمریکا و چین از دیدگاه رئالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان - ایالات متحده آمریکا و چین - برای چندین دهه بر سر بسیاری از مسائل مناقشه برانگیز به توافق رسیده اند. با این حال، در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، دولت آمریکا تلاش کرد با افزایش تعرفه ها و آغاز جنگ تجاری با چین به این رابطه ی همکاری پایان دهد. این پژوهش سعی دارد به سوالات زیر پاسخ دهد. عوامل موثر در جنگ تجاری آمریکا و چین و پیامدهای آن چیست؟ و نظریه های مهم روابط بین الملل ( رئالیسم، لیبرالیسم و مارکسیم ) درباره جنگ تجاری آمریکا و چین، چه می گویند؟ این مقاله، رابطه آمریکا و چین را به عنوان نوعی چانه زنی برای سلطه در حوزه فناوری و نظام بین الملل در نظر می گیرد. واقع گرایان معتقدند این جنگ تجاری طولانی مدت خواهد بود و احتمالاً به یک درگیری گسترده تر تبدیل خواهد شد. لیبرالیست ها بر این باورند که احتمال تشدید این جنگ اندک است و ایالات متحده و چین با امضای توافقنامه های تجاری همکاری خواهند کرد. و مارکسیست ها استدلال می کنند که جنگ تجاری آمریکا و چین تنها یکی از درگیری های ناشی از نظام سرمایه داری جهانی است و از طریق این جنگ نمی توان نرخ اشتغال در آمریکا را به طور پایدار افزایش داد.