فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیری به عنوان یکی از ارکان اصلی دانش سازمان و مدیریت، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. با وجود گستردگی ادبیات و نظریه های مرتبط با این موضوع، بررسی مفهوم تصمیم گیری از منظر منابع دینی، به ویژه قرآن کریم، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی مفهوم تصمیم گیری عقلایی از منظر قرآن کریم و با تکیه بر آرای تفسیری علامه جوادی آملی انجام شده است. اهمیت این پژوهش در آن است که با رویکردی نوین، به تبیین مفهوم تصمیم گیری عقلایی در چارچوب تفاسیر قرآن کریم می پردازد. آیت الله جوادی به دلیل جامعیت علمی و توجه به مسائل نوظهور در حوزه مدیریت، دیدگاه های ارزشمندی ارائه کرده اند که می تواند به غنای ادبیات تصمیم گیری در حوزه مدیریت کمک کند. این تحقیق با کاربست روش تفسیر موضوعی و تحلیلی-توصیفی انجام گرفته و زمینه ای برای استفاده از منابع دینی در تبیین مفاهیم مدیریتی فراهم کرده است. در این روش، با بررسی آیات قرآن کریم و تفاسیر مرتبط با تصمیم گیری، به ویژه آرای تفسیری علامه جوادی آملی، مفهوم و فرآیند تصمیم گیری عقلایی تحلیل و توصیف شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در نظام فکری ایشان، مبانی و فرآیند مشخصی برای تصمیم گیری عقلایی وجود دارد؛ قرآن کریم و خصوصا تفسیر تسنیم، می تواند به عنوان منبعی ارزشمند برای تبیین مفهوم تصمیم گیری عقلایی در حوزه مدیریت مورد استفاده قرار گیرد.
تحول نکاح منقطع فاقد مدت به نکاح دائم در آینه فقه، حقوق و رویه قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان حقوق اسلامی معاصر سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
225 - 244
حوزههای تخصصی:
از احکام نکاح منقطع از مهریه و اجل (مدت)، با عنوان عناصر و مقومات عقد در حقوق و فقه اسلامی نام برده می شود. درباره حکم زمانی که عقد نکاح موقت منعقد می شود، اما طرفین مدت را ذکر نکرده اند، میان فقیهان اختلاف نظر وجود دارد. برخی که غالب حقوقدانان به همراه برخی فقیهان هستند، به دلایل مختلف از جمله قاعده «العقود تابعه للقصود» معتقدند در این مورد عقد باطل خواهد بود. برخی دیگر که مشهور فقیهان امامیه هستند، بر انقلاب عقد موقت به نکاح دائم فتوا داده اند؛ دلیل این گروه، روایات نقل شده از امام صادق (ع) است. در این مقاله با بررسی تحلیلی – کتابخانه ای و بررسی ادله دو گروه به همراه ذکر رویه قضایی، این نتیجه به دست آمده است که قاعده «العقود تابعه للقصود» همانند باقی قواعد عام بدون تخصیص نمانده است و همچنان که مقصود شارع نیز بر این امر قرار گرفته است، در صورت ذکر نشدن مدت در نکاح موقت، عقد پیش گفته دائم خواهد بود. این نوشتار با اتخاذ نظر دوم (انقلاب نکاح موقت به دائم در صورت ذکر نشدن مدت) به تحلیل این موضوع پرداخته است و نوآوری آن در استدلال های فقهی و حقوقی منسجم، با تأکید بر پرهیز از تالی فاسد های ناشی از بطلان عقد نهفته است.این پژوهش با استناد به آرای قضایی، دیدگاه های حقوقدانان برجسته و تحلیل فقهی، می کوشد با رویکردی جدید ضمن دفاع از دیدگاه خویش، به تبیین آثار حقوقی و اجتماعی این نظریه بپردازد و راهکاری عملی برای حل معضلات حقوقی مرتبط ارائه دهد.
ارزیابی میزان توجیه پذیری نظریه های رسانه بر اساس الگوی گفتمان قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
109 - 135
حوزههای تخصصی:
با توجه به اقتضائات عصری رسانه علت ایجاد برخی از تحولات تاریخی و اجتماعی است و تا جایی پیش می رود که در صورت بندی های فرهنگی از عناصر کلیدی به شمار می آید. ازاین رو ارزیابی نظریه های رسانه بر اساس الگوی قرآنی می تواند به فهم درست این تحولات و ارزش گذاری این نظریات کمک نماید. برای نیل به نتیجه در بررسی این نظریات از رویکرد معرفت شناسانه بهره برده می شود. درواقع در این پژوهش ما بر آن شدیم تا بازخوانی برخی از نظریات حوزه رسانه و ارتباطات به ارزیابی این نظریات از حیث صدق و توجیه معرفت شناسانه بپردازیم. اساس این ارزیابی الگوی گفتمان قرآنی در باب رسانه و عنایت به قرآن به مثابه رسانه است. از میان نظرات صدق و توجیه، انطباق گرایی، کارکردگرایی و انسجام گرایی در این نوشتار مورد ارزیابی قرار گرفت و این نتیجه حاصل آمد که از میان هشت نظریه موردبررسی در این نوشتار نظریات مارشال مک لوهان، برجسته سازی و کاشت، دارای انطباق هستند و نظریاتی هستند که می توانند در گفتمان قرآنی کارکرد داشته باشند و قادر هستند در کنار یکدیگر باورهای منسجمی را توجیه نمایند. درحالی که نظریه تزریقی، مارپیچ سکوت، استفاده و رضامندی، اقتدارگرا و نیز رمزگشایی و دریافت، در سه حوزه انطباق گرایی، کارکردگرایی و انسجام گرایی در گفتمان قرآنی پذیرفته نیستند و محل اشکال می باشند.
تبیین تأثیر عملیات وعده صادق در مولفه های عمق بخشی داخلی و خارجی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران با عملیات وعده صادق در مواجهه با راهبرد رژیم صهیونیستی مبتنی بر ضربه شوک آور و دکترین اقدام پیش دستانه در حمله به بخش کنسولی ایران در دمشق، به عنوان جوهره راهبرد تل آویو، ضمن به چالش کشیدن راهبرد رژیم صهیونیستی، پیامدهای راهبردی مهمی را در عمق بخشی داخلی و خارجی انقلاب اسلامی با دو هدف کسب منافع امنیت ملی و دفع تهدیدات انقلاب اسلامی همراه داشته است که لازم است مولفه های آن تبیین شود. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای و دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی است. رویکرد روش شناسی تحقیق، آمیخته اکتشافی است و جامعه خبرگی این تحقیق شامل خبرگان دفاعی و امنیتی و راهبردی کشور و نمونه خبرگی شامل 14 نفر از خبرگان دارای تحصیلات دکتری در حوزه های مرتبط با امنیت ملی، راهبرد و علوم سیاسی دارای حداقل ۲۰ سال تجربه و مسئولیت در حوزه اجرایی مرتبط و به صورت هدفمند تا سطح اشباع نظری است. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از تحلیل مضامین برای دسته بندی و طبقه بندی عناصر تحقیق و از تحلیل های آماری با آزمون هایی چون ضریب لاوشه، میانگین رتبه ای با استفاده از نرم افزار SPSS و برای بررسی روایی و پایایی از فاکتورهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. نتایج تحقیق شامل تأثیر عملیات وعده صادق در 5 مولفه داخلی و 11 مولفه خارجی عمق بخشی انقلاب اسلامی شامل تأکید بر لزوم وجود رهبری حکیم و شجاع در جامعه، افزایش سرمایه اجتماعی نیروهای مسلح، ارتقای غرور ملی، انتقال پیام نفی سلطه جویی و سلطه پذیری به جامعه جهانی، موثر در کاهش یا تغییر رویکرد تقابل و رقابت برخی کشورها در منطقه و غیره است.
واکاوی تجرد نفس ابن سینا در بوته نقد فیزیکالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
209 - 233
حوزههای تخصصی:
درباره ساحت های وجودی انسان دو دیدگاه کلی مطرح شده است. طرفدارانِ دیدگاه اوّل، به دو ساحت وجودی جوهر غیرمادی (نفس) و بدن مادی باور دارند و افعال انسان را اصالتاً به جوهر غیرمادی نسبت می دهند. پیروانِ دیدگاه دوم، انسان را تک ساحتی و منحصر در وجود جسمانی می دانند. آن ها تمام اعمال انسان را به فیزیک او به ویژه مغز، فرومی کاهند و منکر جوهر غیرمادی هستند. پژوهش حاضر با هدف تبیین دیدگاه اول، به واکاوی تجرد نفس ابن سینا در بوته نقد دیدگاه دوم پرداخته است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. یافته ها و نتایج نشان می دهد ابن سینا با ارائه عناصر حجّت و انواع براهین در مقام اثبات تلاش نموده با تبیین چگونگی افعال نفس، تجرد نفس را نتیجه گیرد. بر این اساس، تجرد نفس در پارادایم ابن سینا بر سه محور تعقل، حلول و استقلال استوار است. فیزیکالیست ها معتقدند اعتقاد به وجود ماهیتی مستقل از جسم برای تبیین و توضیح ادراکات انسان، ناشی از عدم آگاهی لازم نسبت به عملکرد مغز و اعصاب و پیچیدگی های آن است. افزون بر این، این ادعا که تغییرات جسمانی به واسطه رابطه ابزاری جسم برای نفس است، قابل اثبات نیست. از این رو، انکار و اشکالات فیزیکالیستی بر سه محور توانایی مغز و اعصاب، ابهام فلسفه در تبیین منطقی رابطه نفس و بدن و جهل شناختی شکل گرفته است. ابن سینا با اقامه هفت استدلال در اثباتِ تجرد نفس، پاسخگوی اشکالات فیزیکالیستی متناظر است؛ امّا پاسخ به دو اشکالِ فیزیکالیستی در پارادایم ابن سینا مبهم باقی می ماند: اشکالِ تبیین ناپذیریِ پیوندِ نفس و بدن و اشکالِ مبتنی بر مقدمه مبتنی بر درک وجدانی.
قلمرو تقنینی و فقهی معامله با حق استرداد و بیع شرط در حقوق ایران و مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
233 - 248
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قلمرو تقنینی و فقهی بیع شرط و حق استرداد را می توان در قوانین و متون فقه امامیه و حنفی بررسی کرد. در مورد بیع شرط و حق استرداد نظرات متفاوتی وجود دارد؛ که حاکی از دو نظر یکسان و متفاوت بودن این شرایط و احکام می باشد و از نظر فقه و حقوق، دیدگاه تفاوت پذیرفته شده است. مواد و روش: روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقتداری و امانتداری رعایت شده است. یافته ها: قلمرو موضوع در حقوق ایران مطابق قوانین مدنی، ثبت، فقه امامیه و در حقوق مصر، مطابق قانون مدنی و فقه حنفی می باشد. نتیجه: قلمرو تقنینی در حقوق ایران در ماده 33 و 34 قانون ثبت، مدنی و رویه قضایی است؛ و در حقوق مصر در قانون مدنی وجود دارد. در حقوق مصر حق استرداد، چون مشتری مالک مبیع نمی شود، می بایست آن را رد نماید و بایع بدون رعایت مدت، حق استرداد و حق مطالبه مبیع را دارد. در حقوق ایران، طبق قانون ثبت، این بیع در زمره احکام رهن است؛ اما معامله با حق استرداد با احکام رهن تفاوت های اساسی دارد.
جایگاه مصلحت و آزادی های فردی و اجتماعی در جرم انگاری از منظر فقه و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جرم انگاری یکی از موضوعات مهم در حقوق کیفری است که عرصه تقابل مصلحت جمعی و عمومی و از یک سو و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی از سوی دیگر است. با توجه به تأثیرگذاری و پیامدهای جرم انگاری نسبت به حقوق و آزادی های فردی و در عین حال، مصلحت عمومی، تبیین و تحلیل رویکرد فقه و نظام حقوق بشر بین الملل ضروری است
مواد و روش ها: این پژوهش بصورت توصیفی- تحلیلی و از منابع کتابخانه ای تدوین شده است.
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: در فقه در عین توجه به حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی، به مصلحت عمومی توجه بیشتری شده و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی در راستای تحقق مصلحت عمومی تبیین و تحلیل می شود. در واقع، مصلحت شامل دین، جان، عقل، ناموس و نسل و اموال مردم که در سایه مصلحت بزرگ تری به نام حکومت قابل تحقق است
نتیجه: بر حقوق آزادی های فردی در جرم انگاری ترجیح و اولویت دارد. در نظام حقوق بشر بین الملل اما تأکید بر حداقل مداخله گرایی کیفری و رعایت حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی است. البته محدودیت هایی چون امنیت و سلامت عمومی برای حقوق و آزادی های فردی در جرم انگاری وجود دارد؛ اما این محدودیت ها حداقلی است.
مصب دعوی؛ به مثابه معیاری در توصیف خواهان نسبت به امر موضوعی در دعاوی مدنی (با تکیه بر آرای امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحریر محل اختلاف در دعاوی توسط طرفین و معرفی صحیح قلمرو امور موضوعیِ دعوی تحت عنوان مفهوم توصیف در آیین دادرسی مدنی تلقی می شود. این تأسیس اقتباسی بیانگر نقش طرفین دعوی در شناسایی و جهت بخشی خاستگاه واقعی دعاوی محسوب می شود تا جایی که چگونگی اقامه دعوی بر سرنوشت نهایی آن مؤثر است. «مصب دعوی» یکی از مفاهیمی است که هرچند در لسان فقها به صورت عنوانی مستقل و مبسوط مطرح نشده، می توان از آن به عنوان یک کاربست در جهت توصیف و شناسایی موضوع دعاوی توسط طرفین در دادرسی اسلامی بهره جست. جستارها در قالب دو رویکرد کلی نشان می دهد که برخی از فقها مانند امام خمینی (ره) در مقابل فقیهان معاصر که توصیف دعاوی را از دریچه غرض و اثر دعاوی جست وجو می کنند، با وجود تصریح به پذیرش لوازم عقلی و عرفی طرح دعوی که پشتوانه متقنی در سیره اجتهادی ایشان دارد، به دلیل ضرورت وظیفه دادرس به صرف استماع دعوای خواهان، به طور کلی مصب دعوی یا همان تحریر ظاهرشده دعوی توسط خواهان را حامل جایگاه صحیح طرح دعوی می دانند. تحکیم این دیدگاه مترقی که حامل اندیشه حاکمیت اراده طرفین بر امور موضوعی دعوی است، موضوع این نوشتار است.
جامعه پذیری مهدوی جوانان در عصر انفجار اطلاعات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
45 - 62
حوزههای تخصصی:
جامعه پذیری مهدوی جوانان، رمز ماندگاری، و پویایی نظام مقدس اسلامی است. در جمهوری اسلامی ایران باگذشت چهار دهه از انقلاب، مسئله جوانان و چگونگی هویت یابی آنان تبدیل به یک موضوع اساسی شده است. یکی از مسائل اساسی جامعه اسلامی ایران، حفظ و اشاعه ارزش های مبتنی بر آموزه های مهدوی، نهادینه ساختن آنها و جاری ساختن آن در جریان رشد جوانان است. این پژوهش تلاش دارد عوامل موثر بر جامعه پذیری مهدوی جوانان را در شرایط کنونی جامعه ایران معرفی نماید. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد با توجه به شرایط ایران به ویژه توسعه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، عوامل مهم جامعه پذیری مهدوی و شکل گیری شخصیت مهدوی، خانواده، گروه همسالان، نهادهای مذهبی و رسانه ها هستند و چنانچه این کارگزاران در راستای آموزش و درونی کردن هنجارهای اجتماعی و فرهنگ مهدوی عملکرد مناسبی نداشته باشند، جامعه پذیری مهدوی دچار اختلال می شود. فرهنگ مهدوی، در سطوح نظام سیاسی، فرآیند و سیاست گذاری، در تعامل با یکدیگر شکل می گیرد. دو بعد مهم فرهنگ مهدویت بعد اعتقادی و بعد زمینه سازی است که باید تلاش شود در جامعه پذیری مهدوی جوانان به هر دو بعد اهمیت داده شود.
تربیت اخلاقی و خودشکوفایی در اندیشه منسیوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
67 - 83
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسیِ تحلیلیِ تربیت اخلاقی و خودشکوفایی در اندیشه منسیوس، به عنوان یکی از بزرگ ترین فرزانگان چین باستان و از مهم ترین شارحان آیین کنفوسیوس، پرداخته است. اندیشه های منیسوس عمدتاً بر محور شناخت انسان استوار است و افزون بر شناخت طبیعت، توانایی ها و استعدادهای انسان، راه شکوفاسازی آنها جهت تبدیل به فرزانه کامل را می نمایاند. منسیوس طبیعت آدمی را نیک دانسته و اعتقاد دارد که آنچه انسانیتِ انسان در گرو رشد و شکوفایی آن است، چهار احساسِ موسوم به «سرآغاز های چهارگانه » است که به منظور تبدیل انسان اخلاقیِ بالقوه به انسان بالفعل، باید شناخته و شکوفا گردند؛ این چهار سرآغاز عبارت اند از: الف). احساس ترحم که سرآغاز نیک خواهی است؛ ب). احساس شرم و حیا که سرآغاز وظیفه شناسی است؛ ج). احساس فروتنی و نزاکت که سرآغاز التزام به سنّت های آئینی است؛ و د). قوه تشخیص صواب و خطا که سرآغاز خرد است. هر انسانی این چهار بذر وجودی را به سانِ چهار عضو بدن با خود دارد و هر که به انکار آنها اقدام کند، مانند آن است که خود را به دست خویش فلج نماید. اما در مقابل، اگر انسان بتواند این چهار نطفه وجودی را تماماً در خویشتن پرورده و شکوفا سازد، به کمال و فرزانگی دست می یابد. این سرآغازها نه آموختنی و اکتسابی، بلکه به مثابه موهبت هایی هستند که آنها را آسمان (تیآن) در نهاد انسان قرار داده است تا فصل انسان نسبت به سایر موجودات باشند.
الگوی حل منازعات قومی از منظر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
130 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش هایی که جوامع بشری، به ویژه کشورهای چندقومیتی ازجمله کشورهای اسلامی از قدیم تاکنون با آن مواجه بوده اند، منازعه های قومی در ابعاد نژادی، فرهنگی و سیاسی است. با توجه به اینکه در عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه، ترکیه و مانند آن، این منازعات در جریان است؛ تأمل و بررسی پژوهشی برای دست یابی به راهکارهای حل این مسئله از منظر قرآن کریم دارای اهمیت و ضرورت بسیار است؛ براین اساس، نوشتار حاضر با طرح این پرسش که: «راهکارهای قرآن کریم برای حل منازعات قومی در ابعاد نژادی، فرهنگی و سیاسی چیست؟» به سراغ قرآن کریم رفته است و تلاش کرده با استفاده از روش استنطاقی، الگویی مبتنی بر کلام وحی با کمک گرفتن از تفسیر آیات قرآن کریم به دست آورده و ارائه کند. یافته های تحقیق نشان می دهد، قرآن کریم در بُعد تفاوت های نژادی با نفی نژادپرستی، تعصب، تبعیض، پرهیز از تمسخر نژادی و مانند آن و در بعد اجتماعی و فرهنگی نیز با دعوت از همه افراد اجتماع انسانی به رعایت انسجام اجتماعی، پذیرش تفاوت های فرهنگی و تعامل و وحدت و در بعد سیاسی، با توصیه به مشارکت سیاسی، شایسته سالاری، عدالت اجتماعی، راهکارها و الگویی متعالی و اثربخش و متمایز از الگوهای حاکم موجود، برای حل منازعات سیاسی - قومی ارائه کرده است.
واکاوی معانی ثانویه استفهام در ترجمه بر اساس الگوی نظری وینی و داربلنه (مطالعه موردی: ترجمه های منتخب قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سبک های زیبای قرآنی برای بیان حقیقت، جلب توجه و آگاهی دادن به مخاطب، استفهام است. غالب استفهام های قرآن دربر دارنده اغراض و اهدافی غیر از استفهام حقیقی است. عالمان علم بلاغت، معانی ثانویه متعددی را از جمله انکار، استهزاء، تعجب، تقریر، نفی و... برای استفهام برشمرده اند. تاکنون تئوری های مختلف ترجمه به عنوان چهارچوب هایی مدون برای ارزیابی ترجمه های قرآن مورد استفاده قرار گرفته اند. از این میان، ژان پل وینه و ژان داربلنه در سال ۱۹۵۸ کتابی با عنوان «سبک شناسی تطبیقی فرانسه و انگلیسی» منتشر کردند که بعدها به منبع مهمی برای ترجمه پژوهان تبدیل شد. وینه و داربلنه در این اثر به معرفی تکنیک هایی پرداختند. در نوشتار حاضر، پس از تبیین این تکنیک ها و زیرشاخه های آن ها با روش توصیفی تحلیلی و مقابله ای به کیفیت کاربست آن ها در ترجمه معانی ثانویه استفهام چهار مترجم قرآن کریم (مکارم شیرازی، آیتی، انصاریان و الهی قمشه ای) که به دلیل تفاوت در رویکرد، نگرش فقهی و شیوه ترجمه ای که دارند، دارای تفاوت ها، مزایا و معایبی نسب به همدیگر هستند، می پردازد و هدف از آن تبیین چگونگی و میزان کاربرد الگوی ترجمه وینه و داربلنه در ترجمه های مورد بررسی است. یافته های پژوهش نشان می دهد مترجمان با توجه به قداست متن قرآن و ویژگی های زبانی خاص آن از ترجمه تحت اللفظی که یکی از مؤلفه های ترجمه مستقیم است، بیش از سایر مؤلفه ها بهره برده اند. علاوه بر این، تکنیک جابه جایی تغییر صورت -به عنوان یکی از مؤلفه های ترجمه غیرمستقیم- به سبب تفاوت ساختار دستوری دو زبان عربی و فارسی پس از ترجمه تحت اللفظی بیشترین بسامد را دارد؛ تکنیک غیرمستقیم همانندسازی نیز به سبب اشتراکات فرهنگی میان دو زبان و نیز ممنوعیت دخل و تصرف بیش از حد در قرآن نسبت به سایر مؤلفه ها بسامد کمتری دارد.
نقد نظریه اخلاق تکاملی ریچارد داوکینز با تأکید بر اندیشه الهی دانان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
123 - 142
حوزههای تخصصی:
اخلاق، همیشه در زندگی بشر حضور و ظهور داشته و رفتار او را به گونه ای تحت تأثیر قرار داده است. برای توجیه اخلاق نوعاً از دین استفاده می شود، اما خداناباوران جدید از جمله ریچارد داوکینز تلاش می کنند که بین دین و اخلاق شکاف ایجاد کنند و اخلاق را با اتکا به یافته های علم تجربی تبیین کنند. در این مقاله که به شیوه توصیفی۔ تحلیلی نگاشته شده است، تلاش کردیم نخست نظریهٔ اخلاق تکاملی داوکینز را با تکیه بر آثار خود او تبیین و توجیهات او را آشکار نماییم و سپس سعی کردیم تا نظریهٔ او را با اتکاء به اندیشه فیلسوفان و به ویژه الهی دانان و متألهان مسلمان، مورد نقد قرار دهیم. این نظریه از آنجا که نوعی واقع گرایی اخلاقی است، قابل توجه است، اما با چالش های مختلف روبه رو است. عدم اثبات فرضیهٔ داروین، عدم تضاد بین دین و اخلاق، سقوط در دام نسبیت، سقوط در دام جبرگرایی، ضعف های منطقی استدلال، عدم جامعیت و مانند آن، برخی از نقدهای مهمی است که براین نظریه وارد است.
قلمرو دانش قرآن بر مبنای آیه 59 سوره انعام (و عنده مفاتح الغیب...)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۴ «ویژه پژوهش های حدیثی»
۲۰۴-۱۹۱
حوزههای تخصصی:
نگارنده بر اساس آیه 59 سوره انعام و توضیح واژه ها و عبارتهای مهمّ آن به انواع مختلف غیب و کتاب مبین اشاره می کند و بر اساس روایات اهل بیت(ع) نتیجه می گیرد که بخشی از دانش در اختیار عموم بشر قرار گرفته، اما قسمت اعظم آن که دسترسی به اسباب و مسبّبات است، به اهل بیت اختصاص دارد و این در قلمرو دانش قرآن جای دارد.
بررسی مسئله «لحوق بدن به نفس» در معاد جسمانی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
24 - 7
حوزههای تخصصی:
دیدگاه علامه طباطبایی در ارتباط با معاد جسمانی و پذیرش نظر ملاصدرا از سوی ایشان، یکی از موارد محل بحث و اختلاف در میان شاگردان ایشان و اندیشمندان معاصر است. دلیل این امر، از یک سو، نقل قولی از مخالفت ایشان با نظر ملاصدرا و از سوی دیگر، تعبیر به کار رفته در آثار ایشان دال بر «لحوق بدن به نفس» است، از همین رو، برخی، نظر ایشان را مخالف با ملاصدرا و گاه منطبق بر نظریه مدرس زنوزی دانسته اند؛ اما از دیدگاه پژوهش حاضر، توجه به قرائن خارجی و سخنان نقل شده از علامه، نشان دهنده نادرست بودن این نگاه و هماهنگ بودن دیدگاه ایشان، با نظر صدرالمتألهین در خصوص معاد جسمانی است. معاد جسمانی از نگاه ایشان، نوعی حرکت استکمالی و اشتدادی است و از همین رو، نمی توان آن را بازگشت به مرتبه قوه و انفعال تفسیر کرد و از سوی دیگر، ایشان بر طبق نظریه روح المعانی، معنای حقیقی الفاظ را منحصر در مصداق مادی آن نمی دانند. در این بین، آنچه اصل برای تفسیر سخنان ایشان قرار می گیرد، دیدگاه ایشان در بحث از قوه و فعل است که بر طبق حرکت جوهری بیان می کنند وجود بالقوه و وجود بالفعل، موجود به وجود واحد هستند و انسان، وجود واحد سیّال و مستمری است که در آن، نفس و بدن با یکدیگر متحد هستند و لذا فرض جدایی و انفکاک بدن از نفس ممتنع است. این امر، شاهدی معتبر بر نادرستی این تفسیر است که لحوق بدن از نفس را به معنای جدایی بدن از نفس و سپس الحاق آن به نفس در روز قیامت تفسیر می کند. با این حال، رجوع به سخنان علامه، مشخص می کند که لحوق بدن به نفس، به معنای زائل شدن ملکات و صفات قسری برای نفس در برزخ و ایجاد بدن متناسب با کمالات و صفات عقلی نفس در روز قیامت است. از نگاه ایشان، سیر حرکت جوهری بدن، به معنای ایجاد بدنی متناسب با ملکات و صفات برزخی و صفات قابل زوال و سپس حرکت به سوی ایجاد بدنی متناسب با صفات و ملکات عقلی و صورت ذاتی سعادت و یا شقاوت برای انسان در روز قیامت است. لحوق نامیدن این امر، از آن جهت است که بدن در برزخ، مراحل تبدّل و تکامل مختلف را -براساس اعمال و رفتاری که انجام داده- طی می کند تا در نهایت به صورت بدنی دائمی و ابدی براساس صورت عقلی ایجاد و انشاء می شود و از همین رو، بدن اخروی، مماثل بدن دنیوی است و نه عین آن. دیدگاه مذکور، هماهنگ و منطبق با دیدگاه ملاصدرا در بحث از معاد جسمانی است که در بحث معاد جسمانی، دخالت عنصر را در بدن انسان نفی کرده و بیان می کند که در هر نشئه ای متناسب با آن، نفس، بدنی را برای خود ایجاد می کند.
مطالعه تطبیقی تعارض قوانین مرتبط با نکاح در نظام های حقوقی ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
685 - 702
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در زمینه تعارض قوانین مرتبط با نکاح، روش هایی متفاوت پیش بینى گردیده است. هدف مقاله حاضر بررسی تطبیقی تعارض قوانین مرتبط با نکاح در نظام های حقوقی ایران و عراق است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: حقوق موضوعه کشورهای ایران و عراق، تعارض قوانین مرتبط با نکاح را تابع قانون دولت متبوع آن ها قرار داده است. بر اساس حقوق عراق تعارض قوانین در نکاح، بسته به هر تعارضی، در موارد متعددی ظاهر می شود، ممکن است در انعقاد یا پس از آن ظاهر شود. بنابراین تعارض قوانین در نکاح مختلط تنها در صورتی ظاهر نمی شود که این رابطه موضوع یک رابطه باشد و رسیدگی به آن در دادگاه ها مطرح می شود؛ بلکه از لحظه ای که رابطه حقوقی در آن ایجاد می شود، وجود دارد. زیرا پیدایش این رابطه در منشأ خود مستلزم تعیین قانونی حاکم بر وضعیت آن از نظر شکل و ماهیت است و تعریف آن ایجاد می کند.
نتیجه: مبحث تعارض بین قوانین ملى، در محاکمی مطرح مى گردد که قوانین مرتبط با نکاح افراد را تابع قانون دولت متبوع شخص محسوب می نمایند؛ اثر مقوله تابعیت در اثر ازدواج و اثر آن بر مقوله تابعیت نیز در کشورهایى مطرح مى گردد که احوال شخصیه اشخاص تابع قانون دولت متبوع آن ها می باشد.
Existentialism in Christianity and Islam: A Case Study on Ibn Tufail vs. Kierkegaard(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۴
181 - 190
حوزههای تخصصی:
Ibn Ṭufayl and Kierkegaard share existentialist elements around nature. Ibn Ṭufayl believes in nature as the best teacher of philosophy and philosophical reasoning. For Kierkegaard, being human means being dependent on and embedded in nature. This makes Kierkegaard a highly relevant interlocutor for contemporary Eco philosophy and ecocriticism. Ibn Ṭufayl’s opinion on the subject is discernible in his novel called Ḥayy Ibn Yaqẓān. Pursuing the truth of life, Ḥayy, the main personage of Ibn Ṭufayl’s novel, finds his way through four travels of mind. Nature is the context of his travels, so determined to protect nature, Ḥayy takes considerable care of fauna and flora as he steps into the highest levels in his ascent. In the first travel, Ḥayy begins from nature from which is created and in which is raised by a roe mother. In the second travel, he figures out all of natural affairs insofar as becoming a leading scientist. In the third travel resulted in the former travel, Ḥayy becomes successful in philosophical analysis. In the fourth travel, Ḥayy goes forward with philosophical analysis and reaches mystical level. The mystical experiences go on so that through all natural beings and events Ḥayy conveys to God. In this last pace, Ḥayy returns to nature and becomes a nature protectionist. At the end of story, Ḥayy faces a religious stranger showed up from another island. Ḥayy finds his beliefs thoroughly in accordance with his own opinions.
سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و توسعه پایدار ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
247 - 266
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) علاوه بر مزیت هایی که با خود به همراه دارد، به عنوان یکی از مهم ترین منابع دولت ها برای دستیابی به اهداف اسناد توسعه ای است. با توجه به نقش FDI در اقتصاد، هدف از این مقاله، مروری بر وضعیت FDI در ایران و شناسایی نقاط ضعف و قوت آن است.
مواد و روش: این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. مواد و داده ها کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقتداری و امانتداری شده است.
یافته ها: علی رغم تدوین شش برنامه 5 ساله توسعه ای در کشورمان پس از انقلاب اسلامی، مقایسه میزان منابع پیش بینی شده در منابع توسعه ای از محل سرمایه گذاری خارجی با میزان منابع تحقق یافته از این محل، نشان می دهد که درصد اندکی از منابع پیش بینی شده در این برنامه ها تحقق یافته است.
نتیجه: ادامه حضور و رقابت پذیری کشورمان در حوزه سرمایه گذاری خارجی، علاوه بر قواعد بین المللی، نیازمند دستیابی به الگویی مشخص و کاربردی برای تحقق توسعه ملی است. لذا عدم تحقق این مهم در اسناد بالادستی با وجود قرار گرفتن در منطقه ژئوپلیتیکی، برخورداری از منابع اولیه نفت و گاز و بازار نسبتاً بزرگ، لزوم بازنگری جدی در سیاست های راهبردی و توسعه ای در این حوزه را صدچندان می کند.
قراءة سياسية في مفهوم الصبر في القرآن من منظور الحوکمة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ صیف ۲۰۲۴ العدد ۲
9 - 54
حوزههای تخصصی:
الصبر من المفاهیم القرآنیه التی تکرر ذکرها فی الآیات الکریمه (فی 93 آیه بمعدل 103 مره). وتشیر هذه الکثافه فی التکرار إلى أهمیه هذا المفهوم الذی طُرح، فی الأغلب، من زاویه أخلاقیه، بید أنّ التنبیهات المکرّره فی القرآن تثیر سؤالًا حول إمکانیه التعاطی مع مفهوم الصبر من زاویه الحوکمه فی أبعادها الإداریه والاجتماعیه والسیاسیه. تسعى هذه الورقه إلى تقدیم قراءه لمفهوم «الصبر» فی القرآن من منظور الحوکمه الإسلامیه عبر رؤیه استقرائیه، ووفقًا لنموذج السیاسه ثلاثی المراحل (التدوین، التنفیذ، والتقییم)، وبالاستعانه بدراسه مکتبیه وتحلیل لفحوى الآیات القرآنیه التی تتناول موضوع "الصبر" ومراحل نزول الآیات ذات الصله والنقاط المطروحه فی التفاسیر الشیعیه. فی الحقیقه، تستخرج الورقه الحالیه بأسلوب تحلیلی النتائج السیاسیه لمفهوم "الصبر" فی القرآن من نافذه الحوکمه الإسلامیه، وقد بلغت هذه النتائج من خلال دراسه الآیات التی تحتوی على کلمه "صبر" أو اشتقاقاتها، 159 ثیمه أساسیه، و62 ثیمه منظِّمه، و11 ثیمه شامله. فی الختام، صنّفت الثیمات الشامله ضمن المراحل الثلاث "التدوین"، "التنفیذ"، و"التقییم" استنادًا إلى نموذج السیاسه ثلاثی المراحل.
نظرية الأمة - الحضارة ودور الإمام فيها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ صیف ۲۰۲۴ العدد ۲
55 - 77
حوزههای تخصصی:
الهدف الأصلی من هذه المقاله بحث نظریتین مهمتین فی النظم الاجتماعیه – الحضاریه، أی نظریه الدوله – الأمه ونظریه الأمه – الحضاره ومقارنتهما ببعضهما. سؤال البحث الأصلی؛ ما هی الفوراق بین هاتین النظریتین فی الهیکل الاجتماعی وما هی النظریه الاجتماعیه التی بُنیت على أساسها هاتین النظریتین؟ صُممت منهجیه البحث بشکل کیفی وتحلیلی، مما یتیح لنا التعمق فی مفاهیم ومبادئ کل من هذه النظریات. وفی هذا السیاق، استُخرجَت البیانات من مصادر دینیه وتاریخیه موثوقه، وحُلّلت وشرحت الأبعاد المختلفه لهذه النظریات. تشیر النتائج المهمه للبحث إلى أن نظریه الدوله – الأمه تشکَّلت على أسس السیاده والحدود الجغرافیه والهویه الوطنیه، وحقوق المواطنه، وتعود جذورها إلى تاریخ أوروبا ونشأه الدول المرکزیه، حیث بُنیت هذه النظریه على أساس النظریه الاجتماعیه لإنسان السوق (الإنسان الاقتصادی). فی المقابل، تشکلت نظریه الأمه – الحضاره على أساس المعارف الوحیانیّه وسیره الأنبیاء، حیث تتناول العلاقه بین "الأمه" و"الحضاره" باعتبارهما مجتمعاً دینیاً وثقافیاً. وتستند هذه النظریه إلى نظریه اجتماعیه دینیه تُرکِّز على مفاهیم مثل الأخوّه والشفاعه والإیثار بوصفها قیماً أساسیه فی تشکیل المجتمعات الإسلامیه وتعزیز التماسک الاجتماعی والثقافی. کما أنَّ الإمام، بوصفه رکناً أساسیاً فی تشکیل الأمه والحضاره الإسلامیه، یؤدی دوراً مختلفاً عن مفهوم الهیمنات والسیادات الحدیثه، حیث یعمل کأبٍ رحیم یقوم برعایه الأمه وولایتها، ویصبح محوراً لهدایه المجتمع ونموه العلمی. تشیر النتیجه النهائیه إلى أن نظریه الأمه – الحضاره یمکن أن تبرز کنموذج فعّال فی العصر الحالی، حیث تُسهِم فی خلق مجتمعات مستقره ومتعهده بالمبادئ الإنسانیه والإسلامیه. هذه النظریه لا تقتصر على کونها تعمل کجواب للتحدیات الاجتماعیه والثقافیه للعالم المعاصر، بل یمکن أن تکون حلاً لتحقیق الحضاره الإسلامیه الجدیده وإرساء نظام عالمی جدید.