فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۴۱ تا ۲٬۶۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
تفسیر به رأی به عنوان یک إنگاره مشهور هم چون هر پدیده تاریخی، در گذر زمان تحولاتی را تجربه نموده است. مطالعه نظام مند این پدیده تاریخی نیازمند تحلیل گزارش های نخستین در این حوزه است. بدین منظور پژوهش حاضر با إتخاذ رویکردی تاریخی اندیشگانی، «إنگاره حرمت تفسیر به رأی» را مورد بررسی قرار داده و با تحلیل تاریخی گزارش های روایی و تفسیری در پی پاسخ به این سؤال است که آیا آنگونه که مشهور است روایات نهی کننده از تفسیر به رأی، حقیقتاً منعکس کننده دیدگاه نبوی (ص) در این زمینه هستند؟ و اینکه، این إنگاره از چه زمانی به إنگاره ای فراگیر تبدیل شد؟ نتیجه به دست آمده نشان می دهد که دست کم بر پایه گزارش های موجود، نه تنها نمی توان موضع پیامبر (ص) نسبت به تفسیر به رأی را کشف نمود؛ حتی در سده نخست هجری وجود إنگاره ای به نام «تفسیر به رأی» و حرمت آن قابل إثبات نیست. حتی آن دسته از گزارش های شیعی که تلاش می کند حرمت تفسیر به رأی را حدیث قدسی جلوه دهد، نهایتاً در بازه زمانی سال های پایانی قرن دوم هجری قابل زمان بندی هستند. نخستین تحریرها از «قول به غیر علم» درباره قرآن و ممنوعیت آن سخن می گویند، دیری نمی پاید که برخی از محدّثان و مفسران، از گزاره فوق به مفهوم «تفسیر به رأی» عدول نموده و زمینه ساز پدید آمدن إنگاره ای شدند که بعدها از شهرت و فراگیری خاصی برخوردار شد.
فوائد الافضلیه، اثری در پزشکی بنام شاه عباس دوم
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
417 - 424
حوزههای تخصصی:
این نوشتار اختصاص به معرفی کتاب «فوائد الافضلیه» دارد؛ کتابی در بیش از هفتصد صفحه، اثری پزشکی که علی افضل طبیب بن محمدامین قاطع قزوینی آن را برای شاه عباس ثانی نوشته است.
نگاهی به چاپخانه های ایرانی در آلمان در دوره قاجار و پهلوی (مطالعه موردی منابع موجود در کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
157 - 184
حوزههای تخصصی:
تاریخ پیدایش نخستین کتاب چاپی فارسی چندان ارتباطی با ورود صنعت چاپ و نشر در ایران ندارد. چاپ کتاب های فارسی در کشورهای اروپایی و پیشتازی آن نسبت به ایران پیشینه ای طولانی دارد. این مقاله به کتاب ها و مجلات فارسی چاپ شده در کشور آلمان و به ویژه دو چاپخانه «کاویانی» و «ایرانشهر» که بروز و نمود بیشتری داشته اند، پرداخته است. این چاپخانه ها به همت گروهی از جوانان ایرانی تأسیس و راه اندازی شده است، که رواج افکار جدید و تلاش برای ترویج توسعه براساس معیارهای جهان متجدد را یکی از اهداف خود برشمرده اند. حفظ متون نفیس و اصیل ایرانی و احیای آنها از گزند فراموشی و نابودی را می توان یکی از دستاوردهای آنها دانست. بررسی منابع چاپخانه های موجود در آلمان به ویژه (کاویانی و ایرانشهر) بیانگر آن است که از لحاظ تجهیزات و امکانات جز برترین چاپخانه ها بوده اند و از بهترین شکل حروفات و مکملترین سیستم ماشین آلاتی موجود در چاپخانه های فرنگی، استفاده می کرده اند. حروف شان را از معروفترین کارخانه های حروف ریزی آلمان تهیه می کردند. استفاده از کاغذهای مرغوب همچنین کاربرد رنگ در مینیاتور و عکس از دیگر ویژگی های آنهاست. در پایان این نوشتار، جهت دسترس پذیری به کتاب های چاپ آلمان در کتابخانه های امروزی به صورت موردی به موجودی کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی (قم) پرداخته شد و سیاهه ای از منابع موجود در این کتابخانه ارائه گردیده است.
درباره اشکال ها و نقایص بی شمار ترجمهکتاب اعراب و ایرانیان؛ بر اساس روایت فتوحات اسلامی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
317 - 342
حوزههای تخصصی:
کتاب «اعراب و ایرانیان؛ براساس روایت فتوحات اسلامی» اثری است تخصصی در واکاوی رخدادهای موسوم به فتوحات اعراب در ایران که مترجمی ناآشنا با قواعد ابتدایی تاریخ، نسبت به ترجمه آن اهتمام ورزیده و ماحصل کار او، چیزی جز سیاهه ای از اغلاط فاحش نیست. در این فصل، سعی بر آن شده است تا اشکالات و نقایص عدیده ترجمه کتاب معین گردد، تا بلکه خوانندگان و علاقه مندان نامتخصص دریابند که داخل شدن در امور تخصصی علوم دیگر، بی آنکه اندک آشنایی با ابتداییات آن علوم در اندوخته دانشی ایشان باشد، به چه فجایع علمی خواهد انجامید. امید راقم این سطور آن است که این مَثَل، عبارت آموز ایشان باشد.
دشواری های برگردان قرآن و لغزشهای برخی مترجمان (1)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
385 - 405
حوزههای تخصصی:
برگردان قرآن به هر زبانی که باشد با دشواریهای فراوانی همراه است و مترجمِ قرآن باید با شناخت کافی از این دشواریها، و با آگاهی کامل از فنون ترجمه، و به دور از هر گونه شتاب و تعجیل به ترجمه اقدام نماید. بی توجهی به این دشواریها یا کم اهمیت دیدن آن، لغزشهایی را موجب می شود که در آستان قرآن روا نیست. بخشی از این دشواریها و پاره ای لغزشها در مقال کنونی که به شیوه تحلیلی-انتقادی عرضه می شود، مورد بررسی قرار می گیرد تا بیش از پیش بر اهمیت موضوع تاکید شده باشد.
چالش طبع و ملکه در سه گانه خلق ، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
83 - 112
حوزههای تخصصی:
طبع و ملکه دو عامل مهم شکل گیری مدل های پایدار و غالب در هر یک از سه سطح خلق، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن سینا به شمار می آیند. مراد از ملکه هیئتی در نفس است که زوال آن سخت یا غیرممکن است. طبع و استعدادهای طبیعی نیز از جمله اموری اند که به سختی در معرض زوال و نابودی قرار می گیرند. از جهت همین سختی زوال است که هم ملکه و هم طبع در ریشه یابی رفتارهای پایدار مورد توجه اند. همانقدر که طبع در سه سطح خلق، نطق و صنعت مداخله و ایفای نقش می کند؛ به همان سان ملکه، عامل غلبه رفتارها، افکار و صناعات و شکل گیری الگوهای پایدار و ثابت نظری، عاطفی و رفتاری است. در امور طبعی؛ اخلاق فطری، علوم بدیهی مقدمات اول و صناعات فطری مانند نویسندگی، در شناسایی خصلت های رفتاری نقش دارد و در ملکات، تکرار و عادت به مقتضیات جاری نطقی، خلقی و صناعی، ملکاتِ ارادیِ خلقی، نطقی و صناعی را ایجاد می کند که سرمنشا بسیاری از رفتارهای انسان در سطوح نامبرده اند. مساله ی این تحقیق ناظر به چالش و ضدیت اقتضائات و احکام طبع و ملکه است. توضیح آنکه گاهی میان مقتضیات طبعی و ملکات نفسانی تضاد و دوگانگی ایجاد می شود برای مثال طبع اقتضای نوع دوستی دارد و ملکات شکل گرفته در نفس منشا اعمال مخالف نوع دوستی هستند، در چنین صورتی ملکات و مقتضیات آن ها جانشین طبع می گردند. این موضوع ذیل عنوانِ همسانی جایگاه ملکات خلقی، نطقی و صناعی با امور طبیعی به چشم می خورد. ملکات همسان طبع عمل می کنند. طبیعی سازی معارف و اخلاقیات و نیز صناعات به کمک ملکه سازی آن ها از همین روی مورد تاکید ابن سینا است. در صورت بیشتر شدن تعارض و آشکارشدن آن، بسته به میزان رسوخ و نهادینگی ملکه، طبع ضعیف می گردد یا به طور کامل زایل می شود. در این تحقیق به روشی توصیفی-تحلیلی ابتدا به محل نزاع یعنی چالش طبع و ملکه اشاره می کنیم و سپس به این موضوع می پردازیم که در صورت تقابل دو نیروی طبع و ملکه با یکدیگر با نظر به اینکه هر دو نیز عامل پایداری و شکل گیری به رفتارهای غالب اند، نفس انسان از کدام یک از این دو نیرو تبعیت می کند.
جایگاه انسان شناختی واقع گرایانه زن در اسلام و تمدن غرب از دیدگاه امام موسی صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
جایگاه زن در خانواده و اجتماع، یکی از مهم ترین بحث ها در جهان امروز است. مسئله زن در هر مکتب فکری؛ محصول جهان بینی، معرفت شناسی و انسان شناسی آن مکتب است. در تمدن غرب و جوامع غیرالهی، الگوهای ارائه شده برای زن، محصول تفکر مادی گرایانه، اومانیستی و فمینیستی است که انسان را محور همه چیز می داند و اصالت را به اراده و خواست او می دهند و به زن نگاه ابزاری دارند. هدف از نگارش این مقاله که با روش توصیفی- تحلیلی و انتقادی انجام شده است، بررسی و تبیین آرای امام موسی صدر درباره جایگاه واقعی زنان در اسلام و تمدن غرب است. یافته ها و نتایج نشان داد که امام موسی صدر معتقد است که در تمدن و مکاتب غربی، زن به مثابه نگاره و تابلوی هنری انگاشته می شود و تمام توجه به وجه زنانگی زن است و بُعد انسانی زن انکار یا نادیده گرفته شده و از زن تحت عنوان آزادی سوءاستفاده شده است؛ اما دین اسلام با تکریم زن، جایگاه انسانی اش را به او بازگردانده و از ظلم و ستم فردی و اجتماعی علیه وی جلوگیری کرده است.
واکاوی مسائل اخلاقی در زمینه هوش مصنوعی با نگاهی به اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
97 - 123
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از موضوعات بحث برانگیز، هوش مصنوعی می باشد؛ که به طور گسترده به عنوان قابلیت یک ماشین برای انجام عملیات هوشمندانه مانند استدلال، یادگیری، ارتباط و سایر رفتارهای هوشمندانه تعریف می شود. هدف اصلی تحقیقات در حوزه هوش مصنوعی، تولید سیستم هایی است که به شکلی شبیه به انسان عمل کنند و دارای ویژگی هایی مانند آگاهی، تفکر و اخلاق باشند. بنابراین ضرورت دارد که در سیستم های هوش مصنوعی که قادر به تفکر و آگاهی هستند، اخلاق مصنوعی وجود داشته باشد تا آن ها به هیچ کدام از موجودات زنده به طور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب نرسانند. در غیر این صورت، نبود پایه اخلاقی برای این سیستم ها می تواند مشکلاتی را برای انسان ها و موجودات دیگر به وجود بیاورد. در اسلام اخلاق در زمینه رفتار و اعمال انسان ها در نظام جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین، هنگام طراحی و استفاده از هوش مصنوعی، رعایت اصول اخلاقی اسلامی می تواند بهبود و کیفیت کارکرد سیستم های هوشمند را تضمین کند. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که در زمینه هوش مصنوعی چه چالش های اخلاقی وجود دارد؟ لذا هدف این مقاله تبیین چالش های اخلاقی در زمینه هوش مصنوعی با رویکردی بر اخلاق اسلامی می باشد.
تحلیل انتقادی حجیت مذاق شریعت در استنباط احکام شرعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳۸
39 - 60
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به هدف نقد حجیت مذاق شریعت در استنباط حکم شرعی، به روش توصیفی تحلیلی و رویکردی انتقادی و گردآوری اطلاعات و داده ها به شیوه کتابخانه ای نگاشته شده است.مذاق شریعت واسطه میان ادله اجتهادی و فقاهتی است. بدین معنا که هرگاه دست فقیه از دلیل عام یا خاص در فرع فقهی تهی گشت قبل از مراجعه به ادله فقاهتی با استکشاف مذاق شریعت از ادله مختلف، در فروعات مختلف و استناد به آن به عنوان یک اماره ظنی، حکم فرع مزبور را کشف می کند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که برای اثبات حجیت مذاق شریعت به عنوان منبع استنباط حکم، دلائلی ازجمله «سیره عقلا»، «اطمینان»، «حق الطاعه»، «ملاک حجیت خبر واحد»، «استشمام از روایات» و «استناد به استقرا» ذکر شده است. بررسی ها نشان می دهد تمامی دلایل مذکور قابل نقد و ردّند و حجیت مذاق شریعت به عنوان منبع و مصدر استباط حکم شرعی مناقشه پذیر است و درنتیجه حکم به عدم حجیت آن داده می شود.
شناسایی مؤلفه های اصلی و زیرمؤلفه های الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیئت علمی یک دانشگاه سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
117 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های اصلی و زیرمؤلفه های الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیئت علمی یک دانشگاه سازمانی بود. تحقیق از نظر هدف، توسعه ای و از نظر روش از نوع کیفی بود. جامعه تحقیق را اعضای هیئت علمی حوزه مدیریت آموزشی، مدیریت آموزش عالی و منابع انسانی تشکیل دادند. نمونه تحقیق 12 نفر از جامعه مذکور بودند که بصورت هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و روش جمع آوری داده ها مصاحبه ساختاریافته بود. به این صورت که به منظور شناسایی مؤلفه های اصلی و زیرمؤلفه های الگو، مبانی نظری، پیشینه تحقیق و اسناد و مدارک علمی مرتبط با حوزه مدیریت عملکرد منابع انسانی دانشگاه به شیوه کتابخانه ای و مطالعه اسنادی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. این ابزار توسط 6 نفر از خبرگان روایی سنجی شد. برای تحلیل داده های مصاحبه ساختاریافته و تکمیل الگوی اولیه مستخرج از ادبیات و پیشینه؛ آزمون دوجمله ای مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش؛ هفت مؤلفه اصلی الگوی اولیه (شناسایی و همراه -سازی، جذب، به کارگیری و نگه داشت، ارزشیابی عملکرد، ترفیع و ارتقاء، توسعه شایستگی ها و بالندگی، پایان خدمت) در سطح معناداری 0.05 مورد تآیید قرار گرفتند. همچنین 29 زیرمؤلفه الگوی اولیه در سطح معناداری 0.05 مورد تأیید قرار گرفتند.
معناشناسی زیادت در دو آیه متشابه لفظی (23بقره و38 یونس) قرآن و بررسی ترجمه آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
101 - 116
حوزههای تخصصی:
معناشناسی آیات متشابه لفظی، یکی از مهم ترین محورهای پژوهش قرآن است. در قرآن آیاتی هستند که از الفاظ و تعابیر یکسانی برخوردارند، اما در ساختار کلام با اندکی تفاوت، دو یا چند بار تکرار شده اند. این تفاوت ها در تذکیر و تأنیث، تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، مفرد و جمع، فواصل آیات و معرفه و نکره است که هر یک می تواند در عرصه پژوهش مورد توجه قرار گیرد. در این پژوهش هدف، بررسی زیادت در آیات متشابه لفظی است که با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا با استفاده از قواعد واژه شناسی و فرهنگ لغات به معنای واژه یا حروف اضافی در آیه دست یافته سپس با در نظر گرفتن علم معناشناسی به اطلاعات پردازش شده توسط قرآن در سیاق روی می آورد، تا مفهوم سازی موقعیت هر آیه با آن تعبیر اضافی روشن شود، سپس نتیجه این مفهوم سازی را با معادل های ترجمه در انواع روش ترجمه ای مترجمان: مکارم شیرازی، دهلوی، خرمدل، الهی قمشه ای تطبیق داده ایم، در این پژوهش چهار ترجمه براساس روش ترجمه ی معنایی، تحت اللفظی، تفسیری و آزاد انتخاب شده است. نتیجه این پژوهش بیانگر آن است که زیادت در آیات متشابه دارای حکمت های مختلفی است مانند رعایت سیاق، تفاوت مخاطب و ارائه نکته و معنای جدید که مترجمان گاه هر دو آیه متشابه را یکسان ترجمه کرده اند و به زیادت حرف جر من در آیه توجه ای نکرده اند.
تأملی بر ماهیت عرفان اسلامی و بررسی مختصات نظری و عملی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
243 - 258
حوزههای تخصصی:
ازآن جاکه امروزه عرفان به اقسام متنوعی تقسیم شده و در بسیاری از این انشعابات، تحریف هایی رخ داده که نقش اصیل تعالیم دینی را به حداقل رسانده است، تبیین متقن «عرفان اسلامی» اهمیت والایی می یابد. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به شرح و تحلیل ماهیت عرفان اسلامی پرداخته می شود و بدین منظور مختصات نظری و عملی آن از جمله میزان و معیار اسلامی خواندن عرفان، مؤلفه های عرفان اسلامی، دلایل انحراف عرفان اسلامی و عرصه حضور عرفای مسلمان بررسی می شود . مطابق نتایج این جستار، چارچوب و محتوای عرفان اسلامی به طور کامل در مقام روش، تبیین و کاربست، بر اساس آموزه های دینی شکل می گیرد و میان گوهر ناب اسلام که در شریعت و سیره معصومین متبلورشده است، با مختصات نظری و عملی عرفان اسلامی هیچ افتراقی وجودندارد و سالک الی الله همواره باید جایگاه اجتماعی خود را نیز مورد اهتمام قراردهد و از رهبانیت و انزواطلبی بپرهیزد.
مبانی شناخت در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
81 - 110
حوزههای تخصصی:
با عنایت به اهمیت و جایگاه محوری اندیشه امام خمینی بر ساخت نظم سیاسی پسا انقلاب اسلامی و نیز شخصیت علمی ذو ابعاد ایشان، در این تحقیق بر آن هستیم تا با مراجعه به متن اندیشه عرفانی، اخلاقی و فلسفی، به این پرسش پاسخ دهیم که مبانی عرفانی، اخلاقی و فلسفی در نظم فکری امام خمینی چیست؟ یافته این پژوهش که با استفاده از کاربست نظریه هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به دست آمده دلالت بر آن دارد که امام در مسئله شناخت، قائل به ذومراتب بودن شناخت است و با عنایت به محدودیت شناخت انسان به عالم طبیعیات، بر ضرورت دین و وجوب ارسال انبیا معتقد است و درنتیجه این نگرش، قائل به طیف گسترده ای از منابع شناخت اعم از منابع عقلی، متن مقدس و شهودی است. درزمینه هستی شناختی نیز در زمره قائلین به فلسفه متعالیه صدرایی بر وجود یک نظم سلسله مراتبی در عالم باور دارد و همه موجودات را مظهر و اسم خداوندی می داند که بر فطرت الهی مخمر گشته اند و درزمینه انسان شناسی نیز انسان را در عالی ترین مرتبه خود، در مقام کون جامع، خلیفه الله و مظهر انسان کامل یاد می کند و با طرح نظریه دو فطرتی در وجود انسان، یعنی فطرت مخموره محجوبه در حجاب طبیعت و فطرت مخموره غیرمحجوبه اولی را از جنود جهل و منشأ شقاوت و دیگری را از جنود عقل و عامل سعادت انسان عنوان می کند. درزمینه روش شناسی نیز ایشان قائل به تکثر روش و استفاده از هر یک از روش های شناخت در محدوده کاربست پذیری آن است.
کاربست شواهد قرآنی در نقد دیدگاه آنگلیکا نویورث در خصوص شفاهیت قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات علوم قرآن و حدیث سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
127 - 157
حوزههای تخصصی:
توجه به زمینه های نزول قرآن امری است که از همان عصر نزول قرآن مدنظر عالمان این عرصه بوده است. این اهتمام را می توان در خلال مباحث متقدم شان نزول و اسباب نزول و همچنین مباحث متاخر بینامتنیت مشاهده کرد. در این میان شفاهیت قرآن یکی دیگر از این حوزه هاست با این تفاوت که توجه به زمینه های شکل گیری آیات قرآن را رکن رکین قرآن پژوهی و فهم قرآن می داند. دیدگاه شفاهیت قرآن، کلام مقدس مسلمانان را به سان نمایشنامه ای می بیند که پیامبر و همه اقتضائات معاصر وی در شکل گیری آن نقش فعال خود را دارند و آن ها را از شنونده صرف به عنصر فعال تبدیل می کند. از این رو دیدگاه مذکور، متن بودگی قرآن را ساحتی غیر اصیل دانسته و اصالت را به مشافهه میان پیامبر و عصر او می دهد. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی، ضمن بررسی آراء باورمندان به دیدگاه شفاهیت قرآن همچون آنگلیکا نویورث، ویلیام آلبرت گراهام، دانیل مدیگان و ... و نیز تدقیق در وجه نام گذاری وحی اسلامی به «قرآن»، «قول، «ذکر» و «حدیث» در خلال آیات ابتدایی و همچنین بهره گیری از راهبرد تحدی به عنوان سنجه ارزیابی دیدگاه های قرآن، دیدگاه شفاهیت قرآن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. حاصل آن که به نظر می رسد شواهد قرآنی استفاده شده در این پژوهش، همگی بر اصالت قدسی قرآن تاکید داشته و دیدگاه شفاهیت قرآن از این نظر مخدوس است.
بررسی سندی و محتوایی گزاره حدیثی «الصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَهِ عَلَامَهُ قُوَّهِ الْعَقْل»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۲)
3 - 25
حوزههای تخصصی:
مفصل ترین حدیث «کتاب العقل و الجهل» اصول الکافی حاوی سفارش های پربار امام کاظم (علیه السلام) به هشام بن حکم است. علیرغم توصیه های فراوانِ آموزه های دینی به ارتباط با دیگران در فرازی از این حدیث نه تنها از تنهایی نهی نشده بلکه صبر بر آن نشانه ای برای کمال عقل شمرده شده است. نوشتار پیش رو با روشکتابخانه ای وتحلیل محتوا درپی پاسخ به این سؤالات است که سند حدیث چگونه است و رابطه میان صبر بر تنهایی و قوت عقل چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد براساس وثوق سندی حدیث ضعیف ارزیابی می شود اما قرائن محتوایی مثبِت ارتباط صبر برتنهایی و قوت عقل است. در آموزه های دینی صبر بر تنهایی به دلیل اجتناب از معاشرت مذموم و استقلال اندیشه و پایداری در مسیرحق، حکایت از قوت قدرت عاقله خواهدداشت. نتایج نیز حاکی از آن است که آگاهی و رشد عقلانی همچنین درک ماهیت پدیده تنهایی بر مبنای خداباوری از جمله عوامل مؤثر در تقویت صبر بر تنهایی است.
مفهوم شرط ارتکازی و ضوابط حاکم بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
301 - 313
حوزههای تخصصی:
با آن که شرط مفهومی قدیمی و شناخته شده در فقه و حقوق ایران است و بسیاری از اقسام آن توسط فقها و حقوقدانان مورد مداقه قرار گرفته، لکن اصطلاح شرط ارتکازی علاوه بر این که ترکیبی جدید و نوپدید در فقه و حقوق است ، واجد ابهامات متعدد و مختص به خود است. شرط ارتکازی به شرط مرتکز در اذهان متعاقدین گفته می شود که نه پیش از عقد و نه پس از آن مورد گفت و گو قرار نمی گیرد. این ابهامات علاوه بر اینکه فهم ماهیت شرط را دشوار می سازد، نسبت به احکام و ضوابط حاکم بر آن و میزان یکسانی و شباهت آن با سایر شروط نیز تردید ایجاد می نماید. در این مقاله بر آن هستیم که هم ماهیت این قسم از شروط را تبیین کنیم. در ادامه اثبات نماییم که اعتبار این قسم از شروط همانند سایر شروط مصرح بوده و مشمول عموم ادله وفای به شرط می باشد. نهایتا به بخشی از مسائل و احکام مختص به این شرط هم خواهیم پرداخت.
امکان سنجی تعمیمِ موجودات عالم هستی به تناکح نوعی لایتناهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
107 - 125
حوزههای تخصصی:
تناکح، مسئله ای است محفوفِ در آراء و نظرات هستی شناسانه عرفا و فلاسفه مسلمان، پیرامون چگونگی شکل یافتن عوالم وجود و ازدواج اسماء و صفاتِ منطوی در مراتب هستی و نتایج حاصل از آن؛ از نقطه ذات واحد تا به کثیر. تلاش نوشتار پیش رو، نگرشی دیگر است، همراه با امکان سنجی هستی شناسانه مسئله تناکح و تعمیم انواع موجودات، در سیری بی نهایت، که از آن به تناکح نوعی لایتناهی تعبیر شده است. در مباحث عرفانی و فلسفی، انواع موجودات هستی، علی الخصوص نوعِ انسانی، نمی تواند محدود به حالات و انواع خاص باشد؛؛ زیرا با تناکح، این انواع، مبدّلِ به انواعی دیگر یا حالات دیگر می گردند. پرسش نوشتار حاضر این است که آیا تناکحِ انواع تا نقطه لایتناهی امکان پذیر بوده؟ و در صورت امکان، چه متغیّرهایی موثر در این تناکحات است؟. روش پژوهش در یافتن به این پاسخ، امکان سنجی متغیّرها به نحو کیفی و کتابخانه ای است همگام با تحلیل آراء پیرامونی آن، و به لحاظ دستاورد و نتیجه، کاربردی خواهد بود. برخی متغیّرها نیز به روش تعاملی بر یکدیگر تاثیر گذارند. یافته پژوهش این است که این متغیّرها با تاثیر بر یکدیگر، به صورت مرحله به مرحله، امکان تعمیم انواع را به تناکح نوعی لایتناهی فراهم آورده و این نگرش جدید را تثبیت خواهند کرد.
بررسی تطبیقی کیفیت بقاء نفوس متوسطین از نظر صدرالمتالهین و ابن سینا
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
41 - 57
حوزههای تخصصی:
ابن سینا نفوس انسان را به چند دسته تقسیم می کند و بسته به اینکه هر نفس در چه مرتبه ای قرار گرفته است، کیفیت جداگانه ای برای بقای او ترسیم می نماید. در واقع، وی مواضعی را تحت تأثیر عدم اعتقادش به تجرّد قوّه خیال و عالم برزخ بیان می کند که مورد انتقاد صدرالمتألهین قرار می گیرد. ملاصدرا بقای نفوس را ناشی از التفات ذاتی نفس در جریان حرکت جِبِلی خویش به سمت مبادی عالی می داند. طرح مسئله بقای نفوس متوسطین در حکمت متعالیه به تبیین معاد جسمانی منجر می شود. ملاصدرا در این باره توانسته است به نحو سازگار با اصول دیگر فلسفه خویش به تبیین و حل مسئله بپردازد. اگرچه برخی ایرادها در طرح مباحث به شیوه بیان ملاصدرا وارد است، اما به طور کلی نقدهای که به ملاصدرا ایراد می گردد، به دلیل خلط میان مفاهیم، عدم درک درست برخی اصول موضوعه، عدم توجه به همه مطالب ارائه شده در آثار ملاصدرا و عدم توجه به شروح معتبر در این خصوص می باشد.
Fakhr al-Dīn al-Rāzī on “Conception” and “Assent”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
151 - 174
حوزههای تخصصی:
According to the orthodox view in Aristotelian tradition concerning the division of knowledge (ʿilm), some knowledge in the form of conception (taṣawwur) and assent (taṣdīq) is attainable (al-ʿilm al-ḥuṣūlī). The attainable knowledge is divided into primitive and theoretical. Regarding primitive knowledge, concerning “the conception”, knowing the language and noticing the word is enough to understand it without asking anyone,and concerning “the assent”, the assertion of which its ingredients are already knownis primitive and hence non-acquisitive if the knower immediately and without any investigation finds its truth-value. On the other hand, acquisitive knowledge is the knowledge about which the above conditions are not enough and the thinker should make some effort to obtain it, hence it is theoretical. However, according to Fakhr al-Dīn al-Rāzī, a famous Muslim philosopher, logician, and theologian, all “concepts” and all “assents”, are non-acquisitive although they may be divided into primitive and theoretical. His view leads to the conclusion that all sciences are non-acquisitive, that is, mankind does not have the power to acquire them, which is a counterintuitive view. Ṭūsī is the most famous critic of Rāzī. In this paper, first, I have examined Rāzī’s views and arguments and Ṭūsī’s criticisms. Secondly, I have suggested that Rāzī’s view is rooted in his theological viewpoint, which is coherent with Ashʿarite doctrine.
An Analysis of Muqātil ibn Sulaymān's Familiarity with the People of the Book in His Tafsīr(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۲, autumn and winter ۲۰۲۴
1 - 29
حوزههای تخصصی:
Muqātil’s exegesis is among the oldest surviving tafsirs of Islamic scholarship and distinguished for incorporating teachings from Jewish and Christian sources according to some. This article aims to explore the scholarly environment of the 2nd century and to assess the before mentioned accusation of Muqātil’s awareness of the scriptures and teachings of the People of the Book. To achieve this, two categories of Quranic verses related to the People of the Book were examined: the first concerning their sources, history, and beliefs, and the second focusing on their religious teachings . A comparative analysis of his interpretations, particularly in contrast to Tabari’s accounts of early commentators’ views on these verses, was conducted. The findings indicate that while Muqātil had a general awareness of the People of the Book, he lacked precise and direct knowledge of them. His understanding of biblical sources was superficial, and his grasp of their history and beliefs was inaccurate. A comparative study of his interpretations of the stories of Uriah and David (PBUH), Sarah and Abraham(PBUH), and Lot(PBUH) and his daughters reveals that, although his accounts align broadly with the Bible, they do not match its details. The resemblance of Muqātil’s interpretations in explaining certain verses raises the possibility that he was merely transmitting earlier views. However, the differences in wording and details, along with his pioneering interpretations in many cases, strengthen the likelihood that, even if he did not directly use the Bible, he may have gained indirect knowledge through interactions with its followers.