فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۸۱ تا ۲٬۵۰۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
55 - 70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حق بر زندگی خانوادگی به عنوان هسته اولیه و اصلی حقوق اجتماعی محسوب می گردد. هدف از پژوهش حاضر تبیین مبانی فقهی حق مزبور در فقه امامیه و رویکرد اسناد حقوق بشری به آن است.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نظری و روش آن توصیفی- تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات، کتاب خانه ای است که با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که حق بر زندگی خانوادگی دارای اوصاف خاصی می باشد که از میان آن ها، ویژگی عاطفی بودن و ضرورت اجرای آن به صورت اختیاری و با اراده آزاد از اهمیت به سزایی برخوردار است. همین وصف باعث شده است که حق بر زندگی خانوادگی دارای قالبی دوگانه باشد.
نتیجه : حق بر زندگی خانوادگی و حریم خصوصی، علی رغم آنکه در اسناد بین المللی، منابع فقهی و حقوق داخلی مورد شناسایی قرار گرفته است، اما در مرحله اجرا فاقد ابزارها و ضمانت اجراهای سنتی می باشد؛ به همین دلیل است که حق مزبور در مرحله تشریع و شناسایی دارای قالبی حقوقی می باشد اما در مرحله اجرا دارای قالبی اخلاقی است.
مدل مفهومی عرفانی شکر در دعای عرفل امام حسین (ع) مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
241 - 266
حوزههای تخصصی:
دعای عرفه به عنوان یکی از گنجینه های عرفانی و ادعیه مأثور، مناجات حضرت سیدالشهدا(ع) در صحرای عرفات است. شکر گزاری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل رشد معنوی، روح حق شناسی را در برابر هر نعمتی احیا می کند. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل رفتاری از گفتمان عارفانه و عاشقانه دعای عرفه امام حسین(ع) در قالب شکرگزاری با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و تحلیل کیفی و جمع آوری اطلاعات از منابع معتبر تاریخی، به ویژه تفسیر دعای علامه جعفری(ره) انجام شده است. یافته ها نشان داد که در دعای عرفه، مفهوم «شکر عرفانی» به معنای قدردانی آگاهانه، در 35 فراز دعا تکرار شده است (۱۸ بار صریح، 17 بار ضمنی)؛ این تکرار، بیانگر محور شکر عرفانی در این دعا و اهمیت آن، برای تقرب به خداوند است. نتایج حاکی از آن است که شکرگزاری در این دعا، نه تنها یک عمل فردی و عبادی، بلکه راهبردی جامع، برای دستیابی به کمال انسانی و تقرب به خداوند تلقی می شود. این مدل شامل مؤلفه های مهمی همچون توبه، رضا، ایمان، یقین، توکل، اخلاص، معرفت و توحید است که هریک به مرحله ای خاص در سلوک عرفانی اشاره دارد و با نگرشی هدایت گرانه، زمینه ساز تعالی روحی و اخلاقی افراد در بازتعریف و تبیین ارزش های انسان معاصر و مدلی کاربردی در زندگی روزمره افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
تقسیم قرآن به 555 واحد موضوعی (رکوع) و کارکردهای آن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
69 - 108
حوزههای تخصصی:
«رکوعات قرآنی» از تقسیمات کهن قرآن است که درباره کمیت، علّت، مُقَسِّم و زمان انجام آن اختلاف نظر است. برخی، این تقسیم را ازسوی مفسّران تابعی و برخی، زمان پیدایش آن را سده چهارم هجری و از حوزه فرهنگی خراسان و ازسوی علمای ماوراءالنهر (فرارود) دانسته اند. درباره شمار رکوعات، چهار عدد درخور توجّه است: در رساله «خلاصه الوقوف» منسوب به ابن مهران نیشابوری (د381ق)، قرآن به 553 رکوع و در مصاحف شبه قارّه هند و تفسیر جامع البیان ایجی شیرازی (د905ق) به 556 رکوع تقسیم شده است؛ مشایخ شهر بخارا در طلیعه سده چهارم هجری برای ختم قرآن در نماز تراویح، قرآن را به 540 رکوع تقسیم کرده اند. برپایه مطالعات سده اخیر، قرآن 555 رکوع دارد که به آن «واحدهای موضوعی قرآن» نیز اطلاق می شود. این پژوهش، به روش توصیفی – تحلیلی پس از مطالعه احادیث، تفاسیر و منابع علوم قرآنی بدین نتیجه دست یافته است که در مرحله نزول تدریجی – به جز موارد اندکی - قرآن رکوع به رکوع نازل می شده است و چون پیامبر اکرم از فرصت نماز برای تثبیت آن ها در قلب مردم بهره می بردند و پس از قرائت هریک از آن ها به رکوع می رفتند تا مسلمانانی که نشنیده اند، بشنوند و آن ها که پیش از نماز شنیده اند، به ذهن بسپارند، هر واحد موضوعی، یک «رکوع» نام گرفت. واحدهاى موضوعى هر سوره، کلید مهمّى براى تشخیص محور موضوعى آن سوره و سیاق آیات است. مفسّران، معلّمان، قاریان و حافظان قرآن نیز مى توانند در تدبّر، آموزش، تلاوت و حفظ قرآن از این فصل بندی حکیمانه بهره بگیرند تا تفسیر، تعلیم، قرائت و تلاوت آنان هدفمند و منظّم شود و حُسنِ مَطلع و حُسن خِتام داشته باشد.
تبیین تربیتی چگونگی تبدیل علم به ایمان در دیدگاه علامه مصباح یزدی (ره)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در تربیت دینی که مهم ترین بعد تعلیم و تربیت است، باید علم و آگاهی و احساسات متربی در مسیری مثبت جاری شود و عواطف او درگیر ایمان گردد. تحقق یا شکل گیری ایمان و به ویژه ایمان به خدا، از مسائل پیچیده در فلسفه، الهیات و بلکه روان شناسی بوده است. اندیشمندان در ضمن مباحث فلسفی، کلامی، اخلاقی، تفسیری و روان شناختی، اشاراتی به بحث ماهیت علم و ایمان و ارتباط این دو برحسب استنباط خود از متون دینی نموده اند. یکی از دیدگاه های مطرح در این زمینه، دیدگاه نظام مند و منسجم علامه مصباح یزدی(ره) است که ارزش بررسی توسط پژوهشگران عرصه علوم انسانی و معارف دینی را داراست. تبیینِ تربیتیِ نحوه شکل گیری ایمان برای تدوین الگوی تربیت دینی، مسئله ای است که نبودش احساس می شود. لذا هدف پژوهش حاضر این است که با روش تحلیل محتوا، دیدگاه علامه مصباح(ره) را در مورد ماهیت علم و ایمان و ارتباط این دو عنصر با یکدیگر، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، تا از این طریق تبیینی تربیتی از چگونگیِ تبدیل علم به ایمان از منظر ایشان ارائه دهد. یافته تحقیق این است که بر اساس تحلیل های انجام شده، تصدیق عقلی بایستی با یکی از گرایش های فطری نفس همگام شود تا خوشایند نفس انسان گردد و بدان شوق پیدا کند و سرانجام به تصدیق قلبی تبدیل شود و ایمان حاصل گردد.
واکاوی بحران هویت در رمان «أنا أحیا» با تکیه بر نظریه روانشناسی اریک اریکسون
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 53
حوزههای تخصصی:
انسان همواره به دنبال این بوده تا هویت اصلی خود را بیابد و به پرسش های «من کیستم؟»، «هدف زندگی چیست؟» پاسخ دهد؛ از این رو بحث هویت و بحران هویت در عصر حاضر اهمیت زیادی پیدا کرده است. رمان بستری مناسب برای پرداختن به مشکلات انسان است و از آنجا که لیلی بعلبکی نویسنده رمان «أنا أحیا» این مسأله را در اثر خود انعکاس داده است، نگارندگان به بررسی آن پرداخته اند. اریک اریکسون، با معرفی مفهوم «بحران هویت» و ارائه مدل هشت مرحله ای رشد روانی-اجتماعی، نقش محوری پنجمین مرحله، یعنی «هویت یابی» را برجسته ساخت. در این پژوهش، نویسندگان با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر چارچوب نظری اریکسون، به تحلیل علل بروز بحران هویت در شخصیت اصلی رمان می پردازند. این واکاوی با هدف تبیین فرآیند شکل گیری هویت فردی در تعامل با عوامل خانوادگی و اجتماعی، و در بافت کلی اثر ادبی صورت می پذیرد تا بدین وسیله از یک واقعیت اجتماعی که در جامعه نویسنده موجود بوده و او در قالب رمان بدان پرداخته است پرده بردارند.. نتایج حاکی از آن است که از جمله پیامدهای بحران هویتی که در بُعد فردی در شخصیت لینا نمودار است، می توان به احساس پوچی و سرگردانی، اضطراب، ترس و ناتوانی در تصمیم گیری برای آینده اشاره کرد. در بُعد اجتماعی هم او دچار عقده حقارت، تعارض و رفتارهای ناهنجار است. در بُعد خانوادگی نیز شکافی عمیق بین او و اعضای خانواده اش ایجاده شده که ناشی از تحقیر و نادیده گرفتن او است.
بررسی نگاه انسان محوری در آیات قرآن کریم با استفاده از روش تحلیل مضمون
منبع:
قرآن و عترت سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
71 - 94
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی دیدگاه انسان محور در آیات قرآن می پردازد و به تحلیل معانی و مضامین نهفته در آیات مرتبط با انسانیت می پردازد. هدف این پژوهش، درک دیدگاه قرآن نسبت به انسان محوری و خدا محوری است. این تحقیق با استفاده از رویکرد کیفی و با بهره گیری از تحلیل موضوعی و نمودار شبکه ای ساختاری انجام شده است. یافته ها شامل مضامین سازمان دهی شده ای هستند: انسان به عنوان جانشین خدا، تسلط و برتری انسان، کرامت انسانی، هم راستایی اراده خداوند با منفعت و سعادت انسانی، که در نهایت به موضوع کلی دیدگاه انسان محور در آیات قرآن منجر می شود. با توجه به اینکه انسان جانشین خدا و وارث تمامی صفات الهی است و خداوند تسلط و برتری را بر جهان به انسان عطا کرده و کرامت انسان را از طریق آفرینش منحصر به فرد و دمیدن روح خود در او ارتقا داده است؛ می توان نتیجه گیری کرد که در دیدگاه قرآنی، تفکیکی بین خدا و انسان وجود ندارد. بلکه انسان دارای یک واقعیت الهی است. علاوه بر این، فرمان ها و اراده های خداوند به منظور آوردن منفعت و سعادت برای بشر طراحی شده اند و بنابراین با انسان محوری که به دنبال همان هدف است، تضادی ندارند. هرگونه تضاد درک نادرست انسان از فایده و سعادت خود و انحراف او از عقل است.
ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن کریم از معنای مشتقات ریشه «ح-س-ب»
حوزههای تخصصی:
ریشه «ح-س-ب» و مشتقات آن از جمله ساخت های پیچیده و دشوار در قرآن کریم به شمار می آیند که مترجمان فارسی معاصر در ترجمه آن ها با چالش های معنایی متعددی روبه رو بوده اند. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دقیق معنای مشتقات این ریشه و ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن، به ویژه ترجمه های فولادوند، مکارم شیرازی، یزدی، حدادعادل، انصاریان و کوشا، پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مترجمان فارسی برای ۱۰۹ کاربرد قرآنی این ریشه، معادل هایی متنوع همچون «اندیشیدن»، «انگاشتن»، «گمان کردن»، «پنداشتن»، «عذاب»، «آفت»، «حساب دقیق»، «حسابرسی»، «پاداش دادن»، «بسنده»، «کافی» و... ارائه کرده اند. تحلیل ها حاکی از آن است که مهم ترین عامل مؤثر در معنایابی ریشه «ح-س-ب»، ساخت های صرفی آن است. در این ریشه، سه ساخت اصلی «حُسبان» به معنای «شمردن»، «حِسبان» به معنای «پنداشتن» و «حَسْب» به معنای «بس» وجود دارد که از آن ها هفت ساخت در قرآن انعکاس یافته است. تفاوت های ساختی میان این هفت شکل، موجب شکل گیری معانی و ترجمه های متنوع و گاه متفاوتی از ساخت اصلی شده است. برخی از مترجمان یادشده به این تفاوت ها توجه کافی نداشته اند و در نتیجه، ترجمه هایی ناقص یا نادرست ارائه داده اند. در این میان، ترجمه های فولادوند نسبت به سایر مترجمان، عملکرد بهتری داشته و دقیق تر ارزیابی شده اند.
انسان شناسی فرهنگی عرب جاهلی (مطالعه موردی: منشأ دخترکشی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۷
145 - 168
حوزههای تخصصی:
برای درک بهتر کلمات قرآنی، کمک گرفتن از علوم روز مانند انسان شناسی فرهنگی عرب جاهلی، سبب می شود افق های جدیدی در فهم مراد خداوند برای ما گشوده شود. شناسایی علل و منشأ دخترکشی عرب، با کمک محورهای انسان شناسانه خانواده، اقتصاد، دین، زبان، حکومت و طبیعت شبه جزیره میسر شد. مؤلفه خویشاوندی و تبار «خانواده» عرب جاهلی که به صورت پدرتباری و قبیله ای بوده، مانع از انتقال نسب و نژاد به واسطه دختران بود. از سوی دیگر در کارکرد تولیدِمثل خانواده، دختران اگر داماد هم شأن و هم کفو قبیله نیافته بودند، ازدواج آنان خواری و ذلت بود؛ ازاین رو تولد دختران در قبائل عرب بادیه نشین ننگ و عار بود. امرارِمعاش سخت در صحرای خشک عربستان و نوع فعالیت «اقتصادی» دامداری، شکار و غارت قبائل همسایه، سبب تحقیر و به اسارت رفتن زنان و درنتیجه نقطه ضعف اعراب جنگجو بود. ویژگی تمسک به «دین» پرستش بتان و خدایانی که قربانی هایی مانند کودکان می طلبیدند، دخترکشی را در میان اعراب به منسکی مذهبی برای الحاق دختران خدا به خدا تبدیل کرد. دخترکشی در میان قبائل بنی تمیم و قریش، بیش از دیگر قبائل گزارش شده بود.
مبانی شناخت در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
81 - 110
حوزههای تخصصی:
با عنایت به اهمیت و جایگاه محوری اندیشه امام خمینی بر ساخت نظم سیاسی پسا انقلاب اسلامی و نیز شخصیت علمی ذو ابعاد ایشان، در این تحقیق بر آن هستیم تا با مراجعه به متن اندیشه عرفانی، اخلاقی و فلسفی، به این پرسش پاسخ دهیم که مبانی عرفانی، اخلاقی و فلسفی در نظم فکری امام خمینی چیست؟ یافته این پژوهش که با استفاده از کاربست نظریه هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به دست آمده دلالت بر آن دارد که امام در مسئله شناخت، قائل به ذومراتب بودن شناخت است و با عنایت به محدودیت شناخت انسان به عالم طبیعیات، بر ضرورت دین و وجوب ارسال انبیا معتقد است و درنتیجه این نگرش، قائل به طیف گسترده ای از منابع شناخت اعم از منابع عقلی، متن مقدس و شهودی است. درزمینه هستی شناختی نیز در زمره قائلین به فلسفه متعالیه صدرایی بر وجود یک نظم سلسله مراتبی در عالم باور دارد و همه موجودات را مظهر و اسم خداوندی می داند که بر فطرت الهی مخمر گشته اند و درزمینه انسان شناسی نیز انسان را در عالی ترین مرتبه خود، در مقام کون جامع، خلیفه الله و مظهر انسان کامل یاد می کند و با طرح نظریه دو فطرتی در وجود انسان، یعنی فطرت مخموره محجوبه در حجاب طبیعت و فطرت مخموره غیرمحجوبه اولی را از جنود جهل و منشأ شقاوت و دیگری را از جنود عقل و عامل سعادت انسان عنوان می کند. درزمینه روش شناسی نیز ایشان قائل به تکثر روش و استفاده از هر یک از روش های شناخت در محدوده کاربست پذیری آن است.
اعتبارسنجی سندی و تحلیل محتوایی احادیث «عالم ذر» در منابع شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
1 - 30
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمی که همواره موردگفتگو و اختلاف دیدگاه بین اندیشمندان اسلامی بوده، وجود عالمی به نام «عالم ذر» است. مهم ترین دلایلی که برای اثبات «عالم ذر» مطرح شده، آیات 172-173 سوره اعراف و احادیث متعددی است که در کتاب های حدیثی شیعه نقل شده است. بر اساس ظاهر این آیه و احادیث وارده، خداوند انسان ها را در عالم مادی قبل از آفرینش انسان در دنیا، از پشت پدرانشان خارج کرده و آنان در آن عالم، به خداوند معرفت قلبی پیداکرده و به ربوبیت او اقرار کرده اند و درنتیجه حجت بر همه انسان ها تمام شده است. برخی از اندیشمندان اسلامی که وجود چنین عالمی را منکر هستند، احادیث «عالم ذر» را یا از نظر سند نامعتبر دانسته و یا دلالت این روایات را بر عالم ذر مورد انکار قرار داده اند. در این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی احادیث «عالم ذر» موردبررسی قرارگرفته، تلاش شده که ثابت شود، اولاً، بخش قابل توجهی از احادیث عالم ذر ازنظر سند معتبرند و ثانیاً، دلالت این احادیث بر وجود عالم ذر غیرقابل انکار است.
بررسی تطبیقی شبهات قاعده لطف در سه دوره تاریخی کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قاعده لطف جایگاه مهمی در علم کلام امامیه داشته و در اثبات برخی مسائل مهم کلامی به این قاعده استناد شده است. مسأله پژوهش حاضر این است که قاعده لطف در کلام امامیه، با چه شبهاتی روبه رو بوده و موضع متکلمان در مواجهه با این شبهات چه بوده است؟ و هدف پژوهش، شناخت عمیق تر جایگاه قاعده لطف در تاریخ کلام امامیه است. یافته های این پژوهش، که با رویکرد تاریخی- تطوری و روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، سه دوره متمایز برای قاعده لطف در مواجهه با شبهات را نشان می دهد: دوره تکوین (دوره پیش از شیخ مفید)، دوره رشد و توسعه (دوره شیخ مفید تا ابتدای قرن یازدهم)، و دوره تردید (از قرن یازدهم تا زمان حاضر). در دوره تکوین، به جز ابن نوبخت، سایر متکلمان نگاه استقلالی به قاعده لطف نداشتند، و تنها شبهه ای که در کتاب «الیاقوت» ابن نوبخت درباره وجوب قاعده لطف مطرح، و به آن پاسخ داده شده، شبهه عبث بودن لطف است. در دوره رشد و توسعه، با بسط و تفصیل مباحث مربوط به قاعده لطف، شبهات متعددی بر این قاعده وارد شد، که البته متکلمان این شبهات را پاسخ داده و از قاعده لطف دفاع کردند. ویژگی دوره تردید اولاً شبهات جدید و تردیدهایی است که در آثار غیر کلامی- به ویژه آثار اصول فقهی- طرح شده است، و ثانیاً اینکه برخی متکلمان بعد از ذکر برخی شبهات، به آنها پاسخ نداده اند و گویی در اعتبار این قاعده دچار تردید شده اند
المباغته والمفاجئه فی الخطاب القرآنی (دراسه أسلوبیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
القرآن الکریم کتاب فی غایه الفصاحه والبلاغه والإعجاز، وهذا الکتاب مملوء بالأسالیب الجامعه والمانعه لبیان المعنى المنشود وإلقائه إلى ذهن المخاطب. المباغته تدلّ على أمرٍ لم یحسبْه الشخص وحدثت له دون انتظار وتوقع، فالمباغته وهی عمل الغرض منه استثمار غفله الغیر وذلک بتوجیه ضربه سریعه وقویّه فی مکان وزمان معینین بحیث لا یتمکن المخاطب من اتخاذ أی رد فعل مضاد لإحباط الخطط. اخترنا فی هذا المقال موضوع «المباغته والمفاجئه» فی القرآن الکریم لنبحث عن الأسالیب والسیاقات التی نواجهها فی شأن المباغته والمفاجئه لنرى لماذا اختلفت هذه الأسالیب، مبیّنین الأهداف والمقاصد والأغراض ودلاله کل کلمه من کلمات المباغته اللفظیه فی هذا الکتاب على المنهج الوصفی- التحلیلی مستعینین بالمنهج الإحصائی. قمنا فی هذا المقال بتحلیل أصوات ألفاظ المباغته اللفظیه التی قد ذُکرت فی القرآن وهی "بغته" 13 مره، و«إذا» الفجائیه التی ذُکرت فیه 47 مره، وواصلنا البحث بتحلیل الحروف والکلمات والتراکیب والآیات والسور التی جاء هذان اللفظان فی سیاقها لنرى الأهداف والأغراض ودلالات کل من هذین اللفظین فی سیاقه الذی جاء فیه، وعدم مجیء أحدهما فی موضع الآخر. وأهمّ النتائج التی توصّلنا إلیها هی: أنّ «بغته» استعملت فی معظم الآیات لبیان مباغته الکفار والمنافقین حین أخذهم العذاب خاصه عذاب الموت والهلاک وعذاب القیامه، لکنّ «إذا» استعملت فی معظم الآیات لبیان إعجاز الأنبیاء ونکث عهد الکفار وإنکارهم لنعمات الله تعالى وشرکهم به. وکذلک یکون الغرض الأساسی فی الآیات الشامله للفظه «بغته» هو اعتبار الناس من القوم الظالمین ومصیرهم، ولکن الغرض الأساسی فی الآیات الشامله للفظه «إذا» هو ترهیب الناس من المعاصی وترغیبهم إلى عمل الخیر.
زبان قرآن به مثابه زبان نشانه؛ تحلیل نشانه شناختی آیات قرآن با تأکید بر توحید ربوبی و جهان شمولی تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
121-146
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیلی - تفسیری و با رویکردی نشانه شناختی به بررسی ماهیت زبان قرآن به مثابه «زبان نشانه» یا «نظامی از نشانه ها» می پردازد. با استناد به آیات و تأکید قرآن بر مفهوم «آیه» (نشانه بودن)، استدلال می شود که زبان قرآن فراتر از گزاره های عرفی یا علمی، مبتنی بر نظام نشانه شناختی است و قرآن نه تنها متنی دینی، بلکه شبکه ای از نشانه هاست که مخاطب را به کشف حقایق از طریق تعامل با نشانه ها و تأمل در هستی و توحید ربوبی -با تکیه بر کلیدواژه «حق» در قرآن- فرامی خواند. تحلیل محتوایی و نقش توحید ربوبی در هدایت انسان نشان می دهد که زبان نشانه محور قرآن، راهی جهان شمول برای درک حق ارائه می دهد که وابسته به فرهنگ، دانش و تجربه فردی و اجتماعی است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رویکرد نشانه محور قرآن، امکان تفسیر پویا و تطبیق پذیر با شرایط زمانی- مکانی مختلف را فراهم می سازد، بدون آنکه به یکتابودن حقیقت خدشه وارد شود. این پژوهش همچنین توحید ربوبی و نزدیکی به حق را به عنوان محوری برای وحدت بخشی به تفسیرهای متنوع از نشانه ها معرفی می کند؛ زیرا خداوند سراسر عالَم را نیز برپایه زبان نشانه آفریده است. یافته ها حاکی از آن است که خوانش نشانه شناختی از قرآن، راه حلی برای رفع تضاد میان ثبات حقیقت و تغییرپذیری تفسیرها است.
بررسی انتقادی «نظریه نظام گرا» در مواجهه با علوم انسانی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
197 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش معرفی و ارزیابی رویکرد فرهنگستان علوم اسلامی در برابر علوم انسانی غربی است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد اصالت فاعلیت و ولایت دو مبنای مهم ارزیابی برای فرهنگستان است. ازطرفی فرهنگستان برای علوم انسانی غربی چند ویژگی اصلی قائل است. همین ارزیابی به علاوه نگاه تمدنی که این مجموعه دارد، موجب شده است که تمامی رویکردهای موجود نسبت به علوم انسانی غربی را مردود بداند. فرهنگستان در برابر علوم انسانی غربی تنها رویکرد خود، نظریه نظام گرا، را کارآمد تلقی می کند. نتیجه این رویکرد آن است که در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی، نمی توان از علوم غربی استفاده کرد و بر فرض آنکه عناصر مثبتی هم در تمدن غرب یافت شود، غیر قابل تجزیه است. رویکرد مذکور، در عین برخورداری از برخی نقاط قوت، دارای نقاط ضعفی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تکیه بر مبانی باطل، ضعف در نظریه پردازی، تناقض در رویکرد، غلبه نگرش غرب ستیزانه بر نگرش غرب پژوهانه.
المستوي الصوتي في قصيدة أبي تمام في رثاء ولده قراءة أسلوبية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
37 - 52
حوزههای تخصصی:
یتناول هذا البحث المستوی الصوتی لإحدی القصائد المعروفه للشاعر أبی تمام، التی رثی بها ولده. ولا نجد قصیده تخلو من عناصر الموسیقی؛ لأنّ الموسیقی تعدّ عنصرا مهما فی تشکیل ونظم الشعر. وتشمل الموسیقى التی درسناها فی القصیده، الموسیقی الخارجیه والقافیه والموسیقی الداخلیه، حیث درسنا فی الموسیقى الخارجیه الوزن والزحافات والعلل، ثم درسنا قافیه القصیده؛ الحروف والحرکات. أمّا فی الموسیقی الداخلیه فدرسنا أولا الجناس، والطباق، وردّ العجز علی الصدر، ومراعاه النظیر، والتصریع، والترصیع؛ وثانیا التکرار الذی یشمل تکرار الحروف وتکرار الألفاظ. وقد خرجت الدراسه بنتائج منها: أنّ الشاعر استعمل الألفاظ المناسبه للرثاء، وقد کان اختیاره لمجزوء البحر البسیط المسمى بمخلّع البسیط الذی یلائم الحاله النفسیه المسیطره علیه وجوّ الحزن الذی یعیشه فی محله. وجاءت القافیه نونیه مطلقه، مردوفه، موصوله، متواتره. وحرف النون الواقع بین حرفی مدّ یمنح القصیده امتدادا وتصاعدا موسیقیا، خاصه أنّ حرف النون یدلّ علی الأنین فکان الشاعر یختم به کلّ الکلام الذی یذکره فی البیت فیشبه بذلک ما تفعله النائحات فی النیاحه على المیت. وعلى العکس من قصائده الأخرى، قلّل الشاعر من الطباق وندر الجناس لدیه. وإنّ کثره الحروف المجهوره بالنسبه للحروف المهموسه فی القصیده لتدلّ على رغبه الشاعر فی التصریح بهمومه وإعلان شکواه وأحزانه، کما أنّ تکرار حروف النون والراء واللام، لها دلالتها علی الحزن والأسی فی سیاقاتها لتفریغ تلک الشحنات العاطفیه. بینما کرر الشاعر حرف التاء، حرف الهاء وحرف الفاء أکثر من بقیه الحروف المهموسه، لتلطیف کلامه.
مقایسۀ سه مرحلۀۀ استکمال نفس نزد ابن طفیل و شیخ اشراق: کودکی تا بلوغ نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
113-131
حوزههای تخصصی:
مسئله استکمال نفس و رسیدن انسان به سعادت از مباحثی بوده است که در بین فلاسفه ی اسلامی از جمله ابن طفیل و شیخ اشراق حائز اهمیت فراوانی بوده است. این فیلسوفان در باب استکمال نفس، مراحل و شرایط و مقدماتی را ذکر نموده اند. همین امر نشان از توجه فیلسوفان اسلامی به بحث سلوک و عرفان عملی دارد. از آنجا که تحقیق درباره نفس و غایت و کمال او تاثیر عمده ای بر نگرش انسان به زندگی دارد و موجب اصلاح رفتار و اعمال انسان ها می گردد، در این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی بدنبال مقایسه میان نظر ابن طفیل و سهروردی در باب استکمال نفس و نحوه رسیدن به سعادت حقیقی هستیم. بر اساس یافته های این پژوهش، طبق دیدگاه ابن طفیل و شیخ اشراق، استکمال نفس انسانی در گرو گذر از سه مرحله است که در برخی از آنها مشابهت هایی یافت می گردد. هرچند وجوه افتراق نیز دیده می شود. بر این اساس مرحله اول به زعم هر دو فیلسوف خودآگاهی می باشد. اما مرحله دوم از نظر ابن طفیل تشبه به اجسام سماوی و نفوس فلکی است که یکی از مراحل استکمال نفس و رسیدن به سعادت است، همچنین مرحله دوم از نظر سهروردی مراجعه به طبیب روحانی است. اما مرحله سوم نزد ابن طفیل ارتباط مستقیم با واجب الوجود معرفی شده است در حالیکه این مرحله نزد شیخ اشراق اتصال به آفتاب جهان افروز معرفی شده که هم قابل تحلیل به عقل فعال است و هم واجب الوجود. نهایتا بررسی نظر این دو فیلسوف ما را به این نتیجه می رساند که سعادت در گرو علم و عمل توأمان می باشد که از علم به خود شروع و با وصول به ماورا طبیعت ختم می شود.
بررسی و تبیین امکان اخلاقِ اگزیستانسیال
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
113 - 138
حوزههای تخصصی:
امکان یا عدم امکان اخلاق اگزیستانسیال همواره مورد سؤال و مناقشه آمیز بوده است. این موضوع به ویژه از آن حیث مهم است که اگزیستانسیالیست ها به فرد گرایی و سابژکتیویسم شهره اند و از آن حیث که اصول اخلاقی را تنها به عنوان قواعد کلی می پذیرند، بر این باوراند که در موقعیت های عینی، تنها فردْ تصمیم گیرنده است. سارتر به صراحت، از این موضع دفاع می کند، اما برای دورماندن از انتقادات کسانی که این موضع را غیرقابل نقد و حتی نسبی گرایانه می دانند، مفهوم «جهان بین الاذهانی» را مطرح می کند. او هرچند تلاش دارد تا به نوعی به اخلاق جهان شمول متعهد باشد و از آنارشیسم اخلاقی برهد، باز هم به نظر، بین ابژکتیویسم و سابژکتیویسم معلّق می ماند. کی یرکگور، اما به عکس، بر اساس سابژکتیویسم و در سپهر دینی، به صراحت، امر اخلاقی را تعلیق می کند و بر این باور است که فرد (در مواجهه با خدا) بالاتر از کلی قرار می گیرد و این پاردوکسِ ایمان است. بر اساس این پارادوکس، فرد از آن حیث که «یگانه» است، خود را با این فرض که نه دون تر، بلکه برتر از امر اخلاقی است، علیه آن توجیه می کند. برای کی یرکگور، حضرت ابراهیم (ع) از این جهت نمونه و مورد خاصی است که در آزمون وحشتناکش، با ایمانی تزلزل ناپذیر با خدا مواجه می شود و «برای رضای او و به خاطر خودش» تسلیم اخلاق باطنی می شود.
بررسی فقهی – حقوقی تاثیر انکار بعد از اقرار به قتل عمد در سقوط قصاص نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
139 - 150
حوزههای تخصصی:
اصل در فقه، حقوق مدنی وکیفری این است که انکار بعد از اقرار مسموع نیست و از این اصل مواردی مانند رجم به اتفاق فقها و حد قتل به نظر برخی از فقها و ماده 173 قانون مجازات اسلامی استثناء شده و انکار بعد از اقرار در این موارد مسموع است. در خصوص تاثیر انکار بعد از اقرار در قصاص نفس دوفرع قابل بحث است فرع اول: اقرار به قتل عمد و سپس اقرار شخص دیگر به همان قتل و رجوع اقرار کننده اول از اقرار؛ فرع دوم: اقرار به قتل عمد و سپس انکار آن بدون وجود اقرار شخص دیگری به همان قتل؛ موضوع این مقاله فرع دوم است که بحث مبسوطی در متون فقهی نشده است و به این سوال پاسخ داده شده است که آیا از مجموع ادله استفاده می شود انکار بعد از اقرار در قتل عمد مسقط قصاص می باشد؟ نتیجه تحقیق این است که با توجه به روایت جمیل بن دراج و ادله دیگر انکار بعد از اقرار موجب سقوط قصاص است. هدف مقاله بررسی فقهی موضوع در جهت اصلاح قانون و روش تحقیق از نظر محتوا توصیفی و تحلیلی و از جهت گردآوری منابع کتابخانه ای است.
حدیث «علي مع الحقّ» از عبقات الأنوار تصحیح و تحقیق یا تصحیف و تحریف
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ دی و بهمن ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۲۱۰)
283 - 314
حوزههای تخصصی:
حدیث «علی مع الحقّ» از موسوعه عبقات الأنوار، بخش مخطوط و تکمیل نشده ای است که در سال های اخیر در دسترس پژوهشگران قرار گرفت. این بخش مجموعه ای از فیش های نامدون و سیاهه هایی است که بیشتر توسط کاتبانی ناآشنا با واژگان و اصطلاحات به رشته تحریر درآمده است، از این رو متنی درهم ریخته و پرغلط از این اثر برجای مانده است.
به تازگی پاره ای از این سیاهه که از نظم و پیوستگی بهتری برخوردار است توسط مؤسسه ای در قم گزینش شده و با طمطراق «تصحیح، تحقیق و تعلیق»، و با وصف «تحقیق علمی کم نظیر» چاپ و روانه بازار شد. ولی بررسی این اثر نشان می دهد که متن چاپی نه تنها گزینشی، بلکه دچار تحریف و تصحیف و ناهنجاری در خوانش نسخه است، و شرط امانت داری در ارائه نسخه به شدت مورد تسامح قرار گرفته است. علاوه بر آنکه سهل انگاری در مقابله و ویرایش، لغزش های تایپی، شتابزدگی در چاپ، به این اثر فاخر آسیب رسانده و محتوای آن را سست نموده است. بازبینی این تصحیح ناقص و پراشتباه اعتماد به متن چاپی را سلب نموده، و ضرورت تصحیحی دیگر را آشکار می سازد.
بررسی فقهی و حقوقی ضمان ناشی از تجویز داروتوسط پزشک
منبع:
فقه و فقاهت سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
161-187
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و کاربردی مساله ضمان یا عدم ضمان طبیب در امر تجویز دارو است.در این مقاله کوشیده ایم با روش کتابخانه ای دو دیدگاه ضمان یا عدم ضمان طبیب را بررسی نماییم.به نظر می رسد با وجود ظاهر ماده 496 قانون مجازات اسلامی اصل بر عدم ضمان طبیب می باشد.ادله فقهی عدم ضمان نیز در این مقاله بررسی شده است و به نظر می رسد ادله عدم ضمان در فقه امامیه اقوی از ضمان باشد.و در آخر پیشنهاد اصلاح ماده 496 قانون مجازات اسلامی ارائه شده است.پیشنهاد می شود ماده 496 بدین شکل اصلاح شود:« پزشک حاذق در معالجات یا موارد تجویز دارویی که دستور انجام آن را به مریض یا پرستار و مانند آن صادر می نماید،ضامن نیست،مگر آنکه دچار تقصیر شده باشد یا مطابق ماده 495 این قانون از بیمار یا ولی او برائت یا اذن در معالجه اخذ نکرده باشد.»همچنین پیشنهاد می شود که در مورد شخصیتهای حقوقی عهده دار امر درمان پیش بینی مسئولیت مطلق براساس فرض تقصیر صورت گیرد تا شاهد توزیع مناسب ضرر باشیم.