ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۱۸۱.

پیش بینی اعتیاد به گوشی هوشمند نوجوانان بر اساس مولفه های هوش هیجانی و نگرانی از تصویر بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اعتیاد به گوشی هوشمند نوجوانان بر اساس مولفه های هوش هیجانی و نگرانی از تصویر بدنی انجام شد. روش پژوهش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن ها 140 نفر (69 پسر و 71 دختر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اعتیاد به گوشی هوشمند (SAS، کوون و همکاران، 2013)، نگرانی از تصویر بدنی (BICI، لیتلتون و همکاران، 2005) و هوش هیجانی (SEiS، شات و همکاران، 1998) بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون خطی چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نگرانی از تصویر بدنی، خجالت از ظاهر و تداخل اجتماعی با اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه مثبت و معنادار و بین هوش هیجانی، بهره برداری از هیجان و ارزیابی هیجانی با اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه منفی و معناداروجود دارد (05/ 0P<)، در حالی که «تنظیم هیجان» با اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه معناداری نشان نداد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و نگرانی از تصویر بدنی در مجموع 82% اعتیاد به گوشی هوشمند را تبیین می کنند، بنابراین پیشنهاد می شود مداخلات مبتنی بر هوش هیجانی و تصویر بدنی در کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند مورد توجه قرار گیرد.
۲۱۸۲.

اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: مطالعات به عمل آمده در ایران نشان می دهد توانایی های تفکر انتقادی در بین دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در سطح پایینی قرار دارد و آن چنان که اقتضای این توانایی هاست در نظام تعلیم وتربیت ایران مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ی هشتم متوسطه ی اول دبیرستان دولتی توحید شهرستان فومن می باشد. روش کار: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نمونه گردآوری اطلاعات، آزمایشی می باشد. جمعیت نمونه 30 نفر از دانش آموزان پسر پایه ی هشتم متوسطه ی دوره ی اول بودند که در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون، پرسش نامه های خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 90 دقیقه ای در دوره های آموزشی تفکر انتقادی شرکت نمودند و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در متغیرهای خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت و ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده شد. در مرحله پس آزمون، مقادیر F به ترتیب 459/183، 336/24، 045/116 و 471/24 به دست آمد که سطح معناداری 0001/0≥P بود. بنابراین می توان بیان کرد که آموزش تفکر انتقادی موجب افزایش خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت و ویژگی های شخصیتی دانش آموزان پسر پایه هشتم دبیرستان دولتی توحید شهرستان فومن می شود. نتیجه گیری: با استناد به یافته ها، می توان گفت استفاده از تکنیک تفکر انتقادی یک راهکار مناسب جهت بهبود موفقیت تحصیلی دانش آموزان می باشد.
۲۱۸۳.

The Mediating Role of Sexual Sensation Seeking in the Marital Relationships in Individuals with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
Objective: Extramarital relationships pose challenges to family life and can affect the mental health and well-being of family members. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of sexual sensation seeking on marital infidelity, sexual performance, and sexual satisfaction in individuals with attention deficit hyperactivity disorder. Methods: The present research was conducted based on a correlation and structural equation design. Among all married individuals referring to counseling and psychological service centers in Qazvin in 2022, 216 were selected through purposive sampling and participated as subjects. Data were collected using the self-report scale of Attention Deficit Hyperactivity Disorder, the Infidelity Scale, the Sexual Satisfaction Questionnaire, the Sexual Function Questionnaire, and the Kalichman and Rompa Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS version 25, Smart PLS version 3.3, and structural equation modeling. Results: The results showed that the relationship between sexual performance and the mediating variable of sexual excitement (β=0.25, t=4.20), sexual satisfaction and the mediating variable of sexual excitement (β= 0.18, t=3.87), the relationship between sexual performance and extramarital relationships (β=0.12, t=3.17), the relationship between sexual satisfaction and extramarital relationships (β=0.20, t=3.53), and the relationship between sexual excitement and extramarital relationships (β=0.25, t=5.28) were significant. Conclusion: The results of the study showed that sexual satisfaction, sexual function, and sexual sensation seeking can predict attitudes toward marital infidelity. Therefore, it is necessary to provide this information to couples in premarital counseling so that they can discuss sexual problems with a marriage counselor and a sex therapist in couples and receive specialized counseling for treatment if needed, to prevent the tendency toward marital infidelity.
۲۱۸۴.

رابطه ترومای دوران کودکی با علائم وسواسی_جبری: نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
مقدمه: طیف وسیعی از عوامل ژنتیکی، عصب شناختی، روان شناختی و اجتماعی در سبب شناسی اختلال وسواسی_جبری دخیل هستند و شروع آن می تواند از طریق مسیرهای مختلفی ایجاد شود. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی همجوشی فکر- عمل و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ترومای دوران کودکی و علائم وسواسی _ جبری در بزرگسالان بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناختی شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند، از این افراد 260 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه آسیب های کودکی، پرسشنامه همجوشی فکر و عمل، پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم و پرسشنامه تجدید نظر شده وسواس فکری_عملی بود. همچنین تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و در فضای نرم افزارهای SPSS-26 وAMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و اثر مستقیم ترومای کودکی (001/0>P ،64/5t= ،33/0β=) همجوشی فکر–عمل (001/0>P ،27/11t= ،82/0β=) و اجتناب تجربه ای (001/0>P ،68/10t= ،66/0β=) بر علائم وسواسی_جبری معنادار و مثبت بود. همچنین، اثر غیرمستقیم متغیر ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی همجوشی فکر-عمل معنا دار (05/0>P ،66/0=b) و اثر غیرمستقیم ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی اجتناب تجربه ای معنا دار (05/0>P ،53/0=b) بود. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای پژوهش در مجموع 68 درصد از واریانس علائم وسواسی_جبری را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای بین ترومای کودکی و علائم وسواسی_جبری بود. این یافته ها نشان می دهد که کاهش اجتناب تجربه ای و همجوشی فکر- عمل ممکن است شیوه مناسبی جهت تکمیل درمان علائم وسواسی_جبری در افراد مبتلا به ترومای کودکی باشد.
۲۱۸۵.

The Mediating Role of Narcissism in the Relationship between Organizational Commitment and Burnout among Secondary School Teachers in Zahedan

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۲۱۲
The present study aims to examine the mediating role of narcissism in the relationship between organizational commitment and job burnout among secondary school teachers in Zahedan. This research utilized a descriptive-correlational design. The study sample consisted of 213 teachers from elementary and secondary schools in Zahedan during the academic year 2024-2025, selected through multi-stage cluster sampling. Participants completed the Maslach and Jackson Burnout Inventory (1981), the Allen and Meyer Organizational Commitment Scale (1990), and the Ames Narcissistic Personality Inventory (NPI-16). The data were analysed using Pearson’s correlation coefficient and structural equation modelling. The results indicated that there was a significant positive relationship between organizational commitment and job burnout among secondary school teachers in Zahedan, with narcissism acting as a mediating variable. Narcissism serves as a mediator between organizational commitment and job burnout among teachers; therefore, increasing narcissism and enhancing organizational commitment are recommended as preventive measures against teacher burnout.
۲۱۸۶.

تأثیر فاکتورهای جمعیت شناختی بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: تفاوت های فرهنگی، سن، جنسیت و تحصیلات، زمینه های مهمی در ارزیابی از حافظه روزمره به شمار می روند. هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر فاکتورهای دموگرافیک مثل سن، جنسیت، تحصیلات و مدت ابتلا بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی انجام گردید. روش: در این مطالعه توصیفی از نوع علی- مقایسه ای که در میان بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی شهر زاهدان انجام گرفت تعداد 90 بیمار مبتلا به سکته مغزی (30)، سکته قلبی (30) و دیالیزی (30) شهر زاهدان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه حافظه روزمره ساندرلند همکاران (1983) و مشخصات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و مدت ابتلا به بیماری جمع آوری و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و t برای مقایسه میانگین های گروه های مستقل در نرم افزار spss نسخه 23 تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد که عملکرد حافظه روزمره به طور معناداری تحت تأثیر سن و تحصیلات قرار داشت (05/0>P). به این صورت که با افزایش سن و تحصیلات اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. جنسیت بر عملکرد حافظه روزمره تأثیر معنی داری نداشت (05/0<P). با افزایش مدت ابتلا در دو گروه بیماران مبتلا به سکته مغزی و سکته قلبی اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. در صورتی که در گروه دیالیزی با افزایش مدت دیالیز اختلالات حافظه روزمره بیشتر می شود. نتیجه گیری: از آنجایی که حافظه و یادآوری از عوامل مؤثر بر پیروی بیمار از درمان است، می توان نتیجه گرفت به هر میزان که افراد از حافظه بهتر و خطای حافظه کمتری برخوردار باشند، میزان پیروی از درمان در آنان بیشتر می شود.
۲۱۸۷.

Family Economic Hardship and Adolescent Risk-Taking: The Mediating Role of Family Cohesion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
Objective: This study aimed to examine the mediating role of family cohesion in the relationship between family economic hardship and adolescent risk-taking. Methods and Materials: A descriptive correlational research design was employed with a sample of 520 adolescents recruited from secondary schools in India, determined through Morgan and Krejcie’s sample size table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), the Economic Hardship Questionnaire (EHQ), and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES IV). Statistical analyses were conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation coefficients were calculated to determine associations among variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was performed to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using Chi-square, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA indices. Findings: Results indicated that family economic hardship was positively correlated with adolescent risk-taking (r = .42, p = .001) and negatively correlated with family cohesion (r = −.40, p = .001). Family cohesion was inversely related to adolescent risk-taking (r = −.36, p = .002). The SEM analysis demonstrated adequate model fit (χ²/df = 2.17, GFI = .93, AGFI = .90, CFI = .95, TLI = .94, RMSEA = .048). Direct paths showed that family economic hardship significantly predicted adolescent risk-taking (β = .38, p = .001) and negatively predicted family cohesion (β = −.41, p = .001). Family cohesion negatively predicted adolescent risk-taking (β = −.29, p = .002). The indirect effect of economic hardship on risk-taking via cohesion was significant (β = .12, p = .006), supporting the mediation hypothesis. Conclusion: Findings highlight that family cohesion partially mediates the link between economic hardship and adolescent risk-taking. Strengthening family cohesion may buffer adolescents from the adverse effects of financial strain and serve as a practical target for interventions aimed at reducing risk behaviors.
۲۱۸۸.

Designing a Structural Model of Marital Satisfaction Based on the Components of Systemic–Spiritual Couple Therapy with the Mediating Role of Power Structure in the Family(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۷۴
Objective: This study aimed to design and validate a structural model of marital satisfaction based on the components of systemic–spiritual couple therapy, with the mediating role of the family power structure. Methods and Materials: The research adopted a descriptive–correlational design with an applied objective. The statistical population included all couples in Isfahan who had been married for at least five years. Using convenience sampling, 384 participants (192 couples) were selected from counseling centers. Participants completed the ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire, the Family Power Structure Questionnaire, and the Systemic–Spiritual Couple Therapy Scale. Data were analyzed using Pearson correlation, multiple regression, and structural equation modeling (SEM) with AMOS software. Findings: Results showed that systemic–spiritual couple therapy had a significant positive effect on marital satisfaction (β = 0.54, p < 0.001) and on the family power structure (β = 0.61, p < 0.001). The family power structure also significantly predicted marital satisfaction (β = 0.24, p < 0.01), confirming its mediating role. The overall model demonstrated good fit indices, supporting the hypothesized relationships among variables. Regression analysis also revealed that the components of systemic–spiritual couple therapy and family power structure together explained 25% of the variance in marital satisfaction (R² = 0.25, F = 66.51, p < 0.001). Conclusion: The findings support the effectiveness of systemic–spiritual couple therapy in enhancing marital satisfaction, both directly and indirectly through improvements in family power dynamics. The proposed model underscores the importance of integrating spiritual and systemic interventions with structural family variables to improve relationship outcomes.
۲۱۸۹.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان با علائم اختلال وسواس- بی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه و هدف: اختلال وسواس- بی اختیاری یکی از اختلالات مزمن و ناتوان کننده در دوره نوجوانی است که با افکار مزاحم، بی اختیاری های ذهنی و رفتاری، و سطوح بالای اجتناب شناختی و هیجانی همراه است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحریف های شناختی، اجتناب تجربه ای، و مهارت خودمهارگری نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع متوسطه یکم استان قزوین در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 دانش آموز که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس وسواسی- بی اختیاری ییل براون (اسکاهیل و همکاران، 1997)، مقیاس تحریفات شناختی بین فردی (حمامچی و بویوکوزترک، 2004)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011)، و مقیاس خودمهارگری (کندال و ویلکاکس، 1979) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمام مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش طرد بین فردی (22/56=F)، انتظارات غیرواقعی از روابط (78/71=F)، ادراک نادرست بین فردی (99/39=F)، اجتناب تجربه ای (91/67=F)، و افزایش خودمهارگری (90/54=F) در نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- بی اختیاری شد (01/0>P). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با کاهش تحریف های شناختی بین فردی و اجتناب تجربه ای، نقش مؤثری در بازسازی باورهای ناکارآمد و افزایش پذیرش تجربیات درونی ایفا کرده است؛ این فرایند به کاهش تنش روانی و شکست چرخه های وسواسی در نوجوانان منجر شد.
۲۱۹۰.

اثربخشی طرحواره درمانی بر راهبردهای تنظیم هیجانی و رفتارهای پرخوری در زنان مبتلا به چاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر راهبردهای تنظیم هیجانی و رفتارهای پرخوری در زنان مبتلا به چاقی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را زنان مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مرکز درمان چاقی شهر مشهد در سال ۱۴۰3 به تعداد 100 نفر تشکیل می داد. پس از غربالگری و تشخیص اولیه، تعداد 30 نفر از این زنان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) و مقیاس پرخوری (BES) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه 90 دقیقه ای به صورت یک جلسه در هفته، تحت طرحواره درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس چندمتغیره نتایج نشان داد که استفاده از طرحواره درمانی بر بهبود راهبردهای تنظیم هیجانی و کاهش رفتارهای پرخوری مؤثر است (0.001>P). بر این اساس می توان طرحواره درمانی را به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود راهبردهای تنظیم هیجانی و کاهش رفتارهای پرخوری در زنان مبتلا به چاقی در نظر گرفت.
۲۱۹۱.

بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس آگاهی چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۱
استفاده مناسب از لحظه حال و آگاهی از افکار و احساسات نقش بسیار مهمی در سلامت روان دارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس آگاهی چندبعدی (MAS) در جامعه ایرانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان شهر تهران بود که تعداد 200 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها نسخه فارسی مقیاس آگاهی چندبعدی، پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه به همراه پرسشنامه تجربه ها (EQ) به صورت مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تائیدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی با توجه به شاخص های استاندارد، نشان داد مقیاس سه عاملی آگاهی چندبعدی از برازش مطلوبی برخوردار است. روایی همگرا مقیاس آگاهی چندبعدی با پرسشنامه تجربه ها معنادار بود (43/0r=). همچنین شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای هر عامل فراآگاهی، آگاهی غیرمتمرکز و آگاهی محیطی به ترتیب 50/0، 54/0 و 51/0 بود. پایایی کل مقیاس با استناد به ضریب آلفای کرونباخ نیز 71/0 به دست آمد. بنابراین میتوان گفت که این مقیاس در جامعه ایرانی برازش، اعتبار و روایی نسبتاً مطلوبی دارد و می تواند برای سنجش میزان آگاهی افراد با توجه به تفاوت های فردی آن ها در زمینه های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.
۲۱۹۲.

اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان متأهل 25 تا 45 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرضا در سال 1403 بود. تعداد 30 نفر از جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با روش تخصیص تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگذاری شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ما بودن در رابطه زوجی (WCRQ، کروز و همکاران،2013) استفاده شد. برای شرکت کنندگان گروه طرح واره درمانی با توجه به پروتکل طی 10 جلسه اجرا شد؛ اما گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. تحلیل داده ها با تحلیل آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری در هویت زوجی و جهت گیری رابطه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود دارد. ازآنجاکه طرح واره درمانی سبب ایجاد هویت زوجی و بهبود جهت گیری رابطه می شود و می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر برای افزایش جهت گیری رابطه زنان خیانت دیده استفاده کرد.
۲۱۹۳.

مقایسه چشم انداز زمان، هیجان ابراز شده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف این پژوهش مقایسه تاب آوری، خردمندی، هیجان ابرازشده و چشم انداز زمان در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود که نمونه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مادران دارای کودکان عادی 7 تا 12 ساله در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر ارومیه بودند که از میان آنان 120 مادر،60 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی و 60 مادر دارای فرزند عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های چشم انداز زمان زیمباردو و بوید، مقیاس تاب آوری کونور و دیودسون، ابرازگری هیجانی کینگ و امونز و پرسشنامه خرد آردلت پاسخ دادند. تحلی ل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد مؤلفه های چشم انداز زمان، هیجان ابرازشده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک سالم تفاوت معناداری دارد. به بیان دیگر، مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک عادی، خردمندی کمتر، حال جبرگرای بیشتر، گذشته مثبت و حال آینده نگر کمتری، تاب آوری کمتر، هیجان منفی بیشتر و هیجان های مثبت کمتری را تجربه می کنند. این یافته ها اهمیت مطالعه متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان شناختی مراقبان کودکان کم توان ذهنی را روشن می سازد.
۲۱۹۴.

تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانش آموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطه ای شایستگی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف اصلی مطالعه حاضر تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانش آموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطه ای شایستگی هیجانی بود. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان میبد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه مورد نیاز تعداد 276 نفر برای پاسخگویی به پرسشنامه ها به روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های فرم تجدید نظرشده ارتباط معلم دانش آموز، پیوند با مدرسه، شادکامی و شایستگی هیجانی بود. برای تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و کیفیت رابطه معلم – دانش آموز و پیوند با مدرسه اثر مستقیم بر شادکامی دانش آموزان دارند. کیفیت رابطه معلم – دانش آموز و پیوند با مدرسه از طریق شایستگی هیجانی بر شادکامی دانش آموزان تأثیر معنادار دارند. بنابراین، با توجه به نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که به منظور تقویت و بهبود شادکامی دانش آموزان توجه به بهبود کیفیت رابطه معلم دانش آموز، پیوند با مدرسه و شایستگی هیجانی دانش آموزان توجه گردد.
۲۱۹۵.

اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر کارکرد شناختی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر بهبود کارکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی در بزرگسالان بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری پنج ماهه بود. شرکت کنندگان شامل ۳۰ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای مداخله پردازش هیجانی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسش نامه نارسایی های شناختی (CFQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شدند. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی گروه بر کارکرد شناختی معنادار بود (F(1,28)=15.46, p=.001, η²=.35) و گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی نشان داد. همچنین اثر گروه بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار گزارش شد (F(1,28)=18.97, p<.001, η²=.40) و گروه آزمایش کاهش معناداری در سطح پریشانی تجربه کرد. آزمون بونفرونی نشان داد که تغییرات در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون در هر دو متغیر معنادار بود، ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مداخله پردازش هیجانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در بهبود عملکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد و این اثرات تا پنج ماه پس از درمان نیز پایدار باقی می ماند.
۲۱۹۶.

مرور نظام مند و تحلیل مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز: یافته های جهانی، چالش ها و توصیه هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۳۴۳
کیفیت رابطه معلم-دانش آموز تأثیرات قابل توجهی بر نتایج تحصیلی و غیرتحصیلی دانش آموزان دارد و نظریه دلبستگی، به عنوان چارچوبی کارآمد برای توسعه مداخلات اثربخش با هدف بهبود کیفیت این رابطه شناخته شده است. این پژوهش مروری با هدف بررسی نظام مند وضعیت فعلی مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم–دانش آموز در سطح جهان و ایران، تحلیل و مقایسه محتوای این مداخلات، و ارائه توصیه هایی برای کاربرد در شرایط ایران انجام شد. با استفاده از رویکرد نظام مند پریزما، 24 پژوهش واجد شرایط انتخاب و محتوای 19 مداخله ی معرفی شده در آن ها بررسی شدند. یافته ها نشان داد که توسعه مداخلات در این زمینه با چالش های قابل توجهی همراه است. نتایج حاکی از آن بود که مداخلات متنوع موجود، عمدتاً در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تاکنون مداخله ای متناسب با نیازها و ویژگی های فرهنگی ایران طراحی نشده است. همچنین در سطح جهانی، کمبود مداخلات برای مقاطع بالاتر از ابتدایی و عدم توجه کافی به نیازهای تحولی دانش آموزان شناسایی شد. این نتایج بر ضرورت توسعه مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی، متناسب با فرهنگ و نیازهای تحولی دانش آموزان در ایران تأکید دارد. یافته های این پژوهش می تواند راهگشای سیاست گذاران آموزشی، پژوهشگران و معلمان در توسعه مداخلات اثربخش برای بهبود رابطه معلم-دانش آموز در کشور باشد.
۲۱۹۷.

اثربخشی طرحواره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۲
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی طرح واره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول در منطقه ۵ شهر تهران در سال 1403 بود که از این جامعه تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند و سوالات پرسشنامه های رفتارهای هنجارگریز تحصیلی کلارک و همکاران (BIS-II؛ ۲۰۱۵) و تکانشگری بارت (INE-R؛ پاتون و همکاران، ۱۹۹۵) را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش مداخله طرح واره درمانی را طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه دریافت کردند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در متغیرهای رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری، بین دو گروه در مراحل پیش آزمون پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و طرح واره درمانی توانست به شکل معناداری نمرات هر دو متغیر را کاهش دهد. همچنین، نتایج آزمون بونفرونی حاکی از آن بود که این کاهش نه تنها بلافاصله پس از مداخله، بلکه در دوره پیگیری نیز حفظ شده است (05/0>p). بر این اساس می توان گفت استفاده از طرح واره درمانی می تواند در کاهش رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول به کار رود.
۲۱۹۸.

اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه: هر چند برای پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری، عاطفی و اجتماعی کودکان، روش های متعددی در دسترس است اما یکی از مهم ترین روش ها، مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور است. بررسی مطالعات پیشین نشان داد در مورد بررسی اثربخشی برنامه مهارت آموزی کودک راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای کودکان، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پایه چهارم تا ششم دوره ابتدایی (دامنه سنی 10 تا 12 سال) دارای تعارض با والد، مراجعه کننده به مرکز مشاوره تبسم شهر دزفول در سال 1402 بود. بر اساس روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد جامعه آماری، 16 نفر انتخاب شد و در دو گروه 8 نفری آزمایش (8 نفر) و گواه (8 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتارهای مقابله ای کودکان (هرناندز، 2008) استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور (فورمن، 2019) ارائه شد که شامل 15 جلسه 45 دقیقه ای هفتگی بود. هم چنین برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و نرم افزار SPSS-27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل در کودکان اثربخش بود (001/0 >P)، اما اثربخشی این نوع مداخله بر راهبرد انحراف از مشکل معنادار نبود (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود روانشناسان کودک و مشاوران مدارس در جهت بهبود راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله، به ویژه افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل از مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور استفاده کنند.
۲۱۹۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شرم از خود و ناگویی هیجانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شرم از خود و ناگویی هیجانی در زنان متقاضی طلاق بود. روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان متقاضی طلاق بود که در سه ماهه اول سال 1402 به مرکز مشاوره اندیشه و احساس شهر مشهد مراجعه کرده بودند.  از بین افراد مراجعه کننده تعداد 3 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف و بر اساس داوطلب بودن آزمودنی ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها در طول خط پایه و درمان به پرسش نامه های شرم درونی شده کوک و ناگویی هیجانی تورنتو پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته است به صورت معناداری بر شرم از خود و ناگویی هیجانی  در زنان متقاضی طلاق تأثیر بگذارد و سبب بهبود آن ها شود (P<0/05). بنابراین، می توان از این رویکرد در جلسات درمانی زنان متقاضی طلاق استفاده کرد. نتیجه : یافته های پژوهش حاضر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته است؛ از طریق ایجاد انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش، خودشفقتی و خودمهربانی، ذهن آگاهی و کاهش اجتناب تجربه ای  بر شرم از خود و ناگویی هیجانی زنان متقاضی طلاق موثر واقع شود و آن ها را کاهش دهد. در نتیجه می توان از درمان مذکور ( با در نظر گرفتن شرایط خاص هر مراجع و هم چنین ملاک های ورود و خروج مطرح شده در این پژوهش)، در جهت تقویت انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش، خودشفقتی و خودمهربانی، ذهن آگاهی و کاهش اجتناب تجربه ای برای کمک به زنان با مسائل و مشکلات مشابه کمک گرفت.
۲۲۰۰.

مقایسه تأثیر بازی درمانی و ذهن آگاهی بر تمرکز کودکان با نقش میانجی اضطراب پس از قرنطینه کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۵
این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر بازی درمانی مبتنی بر کاهش اضطراب و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر تمرکز دانش آموزان دختر چهارم دبستان شهر عالیشهر در سال تحصیلی 1401-1402و همزمان با پایان قرنطینه خانگی و گشایش مدارس در دوران کرونا، اجرا شده است.روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود. دختران پایه چهارم شهر عالیشهر، جامعه آماری این تحقیق بودند و 45 نفر با روش نمونه گیری دومرحله ای خوشه ای و تصادفی انتخاب شدند و در هر یک از گروه های بازی درمانی، ذهن آگاهی و گواه، 15 نفر به صورت تصادفی قرار گرفتند. در این پژوهش از آزمون تمرکز بریکن کمپ (2002) استفاده شد. هرکدام از گروه های آزمایشی، به مدت 8 هفته و طی 8 جلسه یک ساعته، آموزش ویژه خود را دریافت کردند. گروه گواه هیچ کدام از این آموزش ها را دریافت نکرد. در تحلیل استنباطی، از شاخص تحلیل کوواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس، 28/0 از واریانس متغیر تمرکز را تبیین می کند و برخلاف بازی درمانی مبتنی بر کاهش اضطراب (اندازه اثر =09/0)، بر بهبود تمرکز تأثیر معناداری دارد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر، نتایج نظری و کاربردی مهمی را در زمینه تأثیر ذهن آگاهی بر تمرکز در بر دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان