فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی مطلوب آموزش در دوره ابتدایی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم می باشد. پارادایم این پژوهش کیفی است. روش انجام این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی است. جامعه این پژوهش شامل کلیه منابع، اعم از مقالات و پژوهش های لاتین صورت گرفته در زمینه استیم از سال 2010 تا 2023 می باشد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیارهایی چون میزان اعتبار پایگاه اطلاعاتی منتشرکننده اثر، ارتباط منبع با عنوان پژوهش، به روز و جدید بودن منابع، میزان مورد استناد قرار گرفتن آنها و...، حدود 25 مقاله به عنوان نمونه پژوهش حاضر انتخاب گردید. داده های پژوهش، بوسیله نرم افزار تحلیل داده های کیفی، MAXQDA، نسخه 2018، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، که پس از استخراج مقولات اصلی، فرآیند کدگذاری انجام شد. بدین ترتیب، مختصات عناصر اصلی یعنی هدف، محتوا، روش و ارزشیابی این رویکرد بدست آمد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در محور اهداف، این رویکرد به دنبال یکپارچه سازی، تلفیق و کاربردی ساختن دانش به منطور تربیت یادگیرندگانی مادام العمر، خلاق و دارای مهارت حل مسئله برای مواجهه مؤثر با چالش های پیش رو می باشد. محتوا درقالب تلفیقی از حیطه های تشکیل دهنده استیم و به صورت زمینه محوری و کاربردی انتخاب می گردد. این رویکرد، از روش های فعال و مبتنی بر سازنده گرایی پیروی کرده و در ارزشیابی نیز بر کسب اطلاعات از منابع چندگانه و توجه توأمان به فرایند و محصول تأکید دارد. با توجه به اطلاعات بدست آمده درباره چهار عنصر فوق، در نهایت، الگوی مطلوب آموزش در دوره ابتدایی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم تدوین شد.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
255 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
تدوین الگوی برنامه درسی تربیت اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی برای دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی برنامه درسی تربیت اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی برای دوره اول متوسطه بوده، روش تحقیق کیفی بود. جامعه آماری شامل مقالات و پژوهش های علمی، طرح های پژوهشی سازمان ها، تحقیقات خبرگان، کتب مرتبط تالیفی و پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مراکز آموزش عالی و بخشنامه های موجود در وزارت آموزش و پرورش، برای بررسی متون و متخصصان برنامه درسی، مؤلفان کتب درسی، برنامه ریزان وزارت آموزش و پرورش و متخصصان تربیت اقتصادی و کارآفرینی برای مصاحبه بود که 35 متن و با روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 15 خبره انتخاب شد. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری اولیه، محوری و ثانویه استفاده گردید. برای تعیین روایی و پایایی، از بازنگری و بازبینی خبرگان و توافق درون موضوعی، استفاده گردید. طبق نتایج، در الگوی پژوهش، عنصر «هدف»، دارای پنج مولفه، عنصر «محتوا»، دارای هفت مولفه، عنصر «روش های تدریس»، دارای شش مولفه و عنصر «ارزشیابی»، دارای پنج مولفه تعیین شد.
سنتز پژوهشی چالش های بومی سازی برنامه های درسی و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
155-202
حوزههای تخصصی:
advancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad. The present study is of qualitative type and synthesis research method. The inclusion criteria of researchers in this study were related to the researcher's goal and localization of curricula between 1376-1386 and 2000-2019. Coding method was used to analyze the data. It has been found that localization of their food programs with severe challenges such as, global challenge, teacher training, quality quality, design, execution, lack of time facilities and language challenge and electronic drawing containing subculture culture and ethnic diversity in It is Iran. In addition to synthesis, proposed solutions to address these challenges are also providedadvancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad.
بررسی خوانش پست مدرنیسم از تحولات دانش با تاکید بر دیدگاه فوکو و الزامات آن برای عناصر برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف پاسخ به این سؤال که نگرش نسبت به دانش چه الزاماتی را برای عناصر برنامه درسی به دنبال خواهد داشت؛ به بررسی تحولات دانش از دیدگاه پست مدرنیسم با تأکید بر دیدگاه فوکو پرداخته است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است که با روش مرور نظام مند صورت پذیرفت. محیط پژوهش (جامعه آماری) تمام تألیفات و مقالات مربوط به پست مدرنیسم، فوکو و برنامه درسی بود که با نمونه گبری هدفمند و با کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از سال 1383 تا 1400 انتخاب شد. یافته ها: نشان داده اند که در دیدگاه پست مدرنیسمی فوکو، آنچه در دوران مدرن هست نه پیشرفت است و نه نشانی از پیدایش پیوندی میان دانش و آزادی بدان سان که پیشروان و نمایندگان روشنگری چشم داشته اند؛ بلکه پیوند روزافزون دانش و سلطه است. به زعم فوکو، هیچ رابطه ی قدرتی بدون تشکیل حوزه ای از دانش متصور نیست و هیچ دانشی هم نیست که متضمن روابط قدرت نباشد از دیدگاه فوکو، این خوانش درزمینه عناصر برنامه درسی منتج به نتایجی از قبیل توجه به تعلیم و تربیت انتقادی و متکثر، درنظرگرفتن آموزش همگانی به عنوان بسط فناوری انضباطی، توجه به برنامه درسی به عنوان یک جریان سیاسی در مقابل یک فعالیت خنثی و توجه به مکانیسم هایی از قبیل نظارت، ردیابی و کمی سازی در تعلیم و تربیت خواهد شد. همچنین. الزامات این نگاه به دانش برای عناصر برنامه درسی، دربرگیرنده مواردی از قبیل توجه به آموزش وپرورش انتقادی، تردید در پذیرش محتوای آموزشی به عنوان غیر تاریخی، خنثی، جدا از ارزش و قدرت، توجه به تکثر و عدم تمرکز در آموزش وپرورش خواهد شد.
طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک است. این پژوهش در دو مرحله تدوین الگو و اعتبار سنجی الگو، با رویکردهای ترکیبی و کمی انجام گرفته است. در مرحله اول، تعداد 11 نفر با اشباع نظری، به صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شدند. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی بررسی و مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند؛ الگوی دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک با هشت مضمون اصلی – جهت گیری معلم، دانش هدف گذاری و سازمان دهی محتوا، آگاهی از درک دانش آموزان، شناخت دانش آموزان، راهبردهای تدریس، خودکارآمدی معلم، دانش فناورانه، و دانش ارزشیابی – طراحی گردید. این الگو با تهیه پرسشنامه محقق ساخته مورد اعتباربخشی قرار گرفت. 199 نفر از جامعه آماری معلمان فیزیک استان آذربایجان غربی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به اجرا درآمد. داده ها با شیوه تحلیل اکتشافی و تحلیل عاملی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده برای دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک از اعتبار لازم برخوردار است.
استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی به روش تحلیل مضمون برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف : تفکر رایانشی یک موضوع بین رشته ای است و نقش مهمی در پرورش مهارت حل مسئله به صورت الگوریتمی در یادگیرندگان دارد اما هنوز درک جامعی از آن در زمینه های آموزشی وجود ندارد. هدف این پژوهش، استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی است تا با افزایش دانش معلمان از ماهیت تفکر رایانشی، زمینه توسعه حرفه ای آنان را فراهم سازد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از لحاظ روش پژوهش کیفی است.جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2006 تا 2025 بود که با استفاده از کلمات کلیدی در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپرینگر، اریک،کتابخانه دیجیتالی انجمن ماشین های حسابگر و گوگل اسکالر جستجو شد و 831 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری و اعمال معیارهای ورود و خروج، 216 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند و 19 تعریف از آن ها استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل تعاریف از روش تحلیل مضمون با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. روایی مدل با نظر خبرگان و پایایی با روش هولستی محاسبه شد که ضریب پایایی 85/0 به دست آمد. یافته ها : یافته ها منجر به استخراج شبکه مضامین مؤلفه های تفکر رایانشی شد که شامل 65 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده، 4 مضمون فراگیر و یک ابر مضمون بود و با نرم افزار مکس کیودا 2020 ترسیم شد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد کاربرد مضامین مولفه های تفکر رایانشی در زمینه های آموزشی، مستلزم توسعه حرفه ای معلمان در قالب کارگاه های آموزشی است که با همکاری متخصصان علوم کامپیوتر و تکنولوژی آموزشی میسر می باشد.
تحلیل محتوای کتاب های فازسی خوانداری پایه سوم ابتدایی بر اساس تحلیل ویلیام رومی: مطالعه موردی سال های آموزشی 1391 و 1398(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
52 - 83
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه محتوای کتاب فارسی خوانداری سوم ابتدایی سال (1392-1391) که آخرین سال آموزشی کتاب فارسی درسی قدیم است و کتاب فارسی خوانداری سوم ابتدایی سال (1399-1398) که کتاب آموزشی کنونی در این پایه می باشد، انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل محتوای توصیفی ویلیام رومی و تعیین ضریب درگیری برای مقوله های متن، تصاویر و پرسش ها انجام شده است. جامعه آماری، دو کتاب نامبرده است که برابر با نمونه آماری می باشد. به منظور تعیین ضریب درگیری و سنجش میزان فعال بودن کتاب ها، محتوای آن ها در انواع مقوله ها بر طبق این روش جایگزین شده و سپس مقوله های فعال بر مقوله های غیرفعال تقسیم می شود. نتایج بررسی این تحقیق حاکی از این است که بر خلاف متن کتاب فارسی خوانداری سال (1392-1391)، در تهیه و تدوین کتاب فارسی خوانداری سال (1399-1398) استانداردهای لازم برای نگارش متن در نظر گرفته نشده است. در تنظیم تصاویر طبق این تحلیل در هر دو کتاب مذکور تصاویر فعال نمی باشند. همچنین نتایج این تحلیل در مورد پرسش های هر دو کتاب گویای این مطلب است که برخلاف کتاب فارسی خوانداری سال (1392-1391) پرسش های کتاب فارسی خوانداری سال (1399-1398) به روشی فعال تنظیم شده است. بنابراین پیشنهاد می شود در متن و تصاویر کتاب فارسی خوانداری کنونی (سال 1399-1398) بازنگری لازم صورت پذیرد تا دانش آموزان به لحاظ یادگیری ارتباط بهتری با آن ها برقرار کنند و درگیری ذهنی و میزان تفکر آنان در جهت مثبت ارتقا یابد.
طراحی چارچوب برنامه درسی مبتنی بر درک طراحی محور در دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
389 - 428
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب برنامه درسی مبتنی بر درک طراحی محور در دوره متوسطه انجام شد. جامعه پژوهشی شامل کلیه اسناد علمی معتبر مرتبط با موضوع بود که با جستجوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی و بر اساس معیارهای ورود، تعداد 286 پژوهش شناسائی و بر اساس معیارهای خروج، تعداد 39 پژوهش برای بررسی نهایی انتخاب شدند. برای جمع آوری، ثبت و گزارش اطلاعات اولیه پژوهش ها از فرم کاربرگ محقق ساخته استفاده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از الگوی هفت مرحله ای هورد (1983) و روش کدگذاری باز و محوری انجام شد. جهت اطمینان از نحوه کدگذاری، از دو نفر ارزشیاب برای کدگذاری مجدد یافته ها استفاده شد و برای تایید پایایی فرمول ضریب کاپای کوهن بکار برده شد. یافته ها نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر الگوی درک طراحی محور برنامه ای پیامد محور است که با مطرح کردن مفهوم معلم طراح، برای تمامی عناصر برنامه درسی نقشی نوین و متفاوت از الگوهای سنتی تعریف می کند.
آسیب شناسی برنامه درسی دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری بر اساس الگوی (ADDIE) (مطالعه آمیخته تشریحی)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
149 - 201
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی برنامه درسی دوره های آموزش نظام آموزش عالی بر اساس الگوی (ADDIE) بود. روش پژوهش ازلحاظ هدف جز تحقیقات کاربردی و ازنظر گرداوری داده ها جز پژوهش ترکیبی از نوع آمیخته تشریحی بود. جامعه آماری در بخش کمی، شامل کارشناسان، مدرسان و کارکنان شرکت کننده در دوره های آموزش ضمن خدمت بودند که از بین آن ها 91 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جامعه آماری بخش کیفی خبرگان آموزشی (مدرسان و کارشناسان آموزش) بودند که 12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته ی 40 سؤالی بود که روایی آن توسط اساتید و متخصصان تائید و ضریب پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 95% برآورد گردید. همچنین به منظور جمع آوری داده های بخش کیفی از مصاحبه نیمه سازمان یافته که چارچوب سؤالات آن بر اساس نتایج تحلیل داده کمی تشکیل شده بود، استفاده و جهت بررسی روایی تفسیری آن از استراتژی بازخورد مشارکت کننده و همچنین جهت بررسی میزان اعتبار آن از فرایند مستندسازی استفاده شد.
شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی: تاملی بر روایت های دوران تحصیلی ام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی است. متناسب با این هدف، روش روایت پژوهی از نوع خودشرح حال نویسی استفاده شد. منبع گردآوری داده های این تحقیق، خاطره ها و روایت های دوران تحصیل محقق بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد. در مجموع چهار مضمون اصلی (عوامل آموزشی، فردی، خانوادگی و محیطی) و 19 مضمون فرعی در دو محور شناسایی شد. یافته ها در بخش عوامل موثر قبل و حین انتخاب رشته شامل عدم تعلق به مدرسه، نقش معلمان، تاثیر نمرات درسی، هدایت تحصیلی، کسب نتایج موفق، برخورداری از استعداد ادبی، ترس از شکست، هدفمندی، علاقه و رغبت، حمایت و پشتیبانی، سوابق تحصیلی و آینده نگری شغلی بود. هم چنین در بخش عوامل مرتبط پس از انتخاب رشته، کسب نتایج موفق، دریافت بازخورد مثبت، تشکیل هویت، کاهش انگیزه، شک و تردید، رضایت والدین، انتظارات بالا و برداشت نادرست بدست آمد که بیانگر پیامدهای مثبت و منفی این انتخاب بوده است.
تحلیلی بر ابعاد و مولفه های موثر بر طراحی الگوی برنامه درسی مسئولانه در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر، مسئولیتپذیری به یکی از موضوعات کلیدی در تمامی سازمانها تبدیل شده است و نظام آموزش عالی نیز از این قاعده مستثنی نیست. دانشگاهها، با توجه به رسالتهای گسترده خود، در بسیاری از مسائل اساسی جامعه نقش کلیدی ایفا میکنند. این مسئولیت عمدتاً از طریق برنامه درسی محقق میشود؛ بستری که در ادبیات علمی با عنوان" برنامهدرسی مسئولانه" شناخته میشود. برنامهدرسی مسئولانه میکوشد تا دیدگاههای متنوع ذینفعان، از جمله دانشجویان ، صنعت و جامعه را در ساختارهای حاکمیتی، پژوهشها و اولویتهای آموزشی دانشگاهها تلفیق کرده و پاسخی متناسب، بهنگام و کارآمد به نیازهای روبه افزایش جامعه ارائه دهد. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی تحلیلی و انتزاعی از فرایندهای شکلدهنده به برنامهدرسی مسئولانه در آموزش عالی، و با بهرهگیری از رویکرد کیفی و نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۸ نفر از خبرگان آموزش عالی بود که آگاهی و اشراف کافی نسبت به مبانی نظری موضوع داشتند. دادهها از طریق مصاحبه گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. حاصل این تحلیلها، ارائه یک الگوی مفهومی منسجم از برنامهدرسی مسئولانه بود. در مجموع، ۴۴۹ شناسه و ۴۳ مقوله فرعی شناسایی شد که در قالب شش بُعد مدل پارادایمی دستهبندی گردید: پدیده محوری (۴ مقوله)، شرایط علّی (۸ مقوله)، شرایط زمینهای (۹ مقوله)، عوامل مداخلهگر (۹ مقوله)، راهبردها (۸ مقوله) و پیامدها (۵ مقوله). یافتهها نشان داد تحقق برنامهدرسی مسئولانه مستلزم ایجاد پیوند میان دانشگاه، جامعه و صنعت است. ازاینرو به سیاستگذاران آموزش عالی پیشنهاد میشود با تأکید بر شفافیت، پاسخگویی و نوآوری در برنامهدرسی، زمینه ارتقای کیفیت و کارآمدی دانشگاهها را فراهم آورند. همچنین، توجه به نیازهای واقعی دانشجویان و سایر ذینفعان میتواند مسیر توسعه پایدار و عدالت آموزشی را هموار سازد.
تعلیمات دینی نابارور در دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی موارد نابارور در تعلیمات دینی دوره دوم متوسطه بود. روش تحقیق پیمایش کیفی و مشارکت کنندگان آن 48 دانش آموز دوره دوم متوسطه شهر قم در رشته علوم انسانی بودند. داده ها از طریق مصاحبه جهت دار و قاعده مند جمع آوری شد. یافته ها نشان داد تعلیمات دینی دارای مطالبی تکراری (هدف آفرینش، معاد، نماز، روزه، بعثت و استعمار)، کلیشه ای (ضرورت معاد، تفاوت انسان و حیوان، حجاب و آزادی، خواستگاری دختر از پسر، حکومت اسلامی، جنگ عقیده، توبه اجتماعی، پاکی و صافی قلب نوجوان در عشق به خدا)، پیچیده و غیرقابل فهم (فشار قبر، قضا و قدر الهی، و غیبت امام زمان، شرک در جهان امروز، موسیقی حلال، سنت املاء و استدراج)، متعارض (چگونگی خلقت انسان)، بی تفاوت به جنسیت (ویژگی ها و نقش های جنسیتی، آمادگی در ازدواج، زمینه سازی ظهور، عزت نفس، زمینه های گناه)، غیرکاربردی در زندگی فردی و اجتماعی (امیدزدایی در آخرت، معرفی جمهوری های لیبرال، سوسیالیستی و دموکراتیک، وضعیت اروپا در قرون وسطی، زمینه های پیدایش تمدن جدید)، کلی و جزئی غیرضرور (موانع رسیدن به هدف، وضعیت انسان در برزخ، رعایت حجاب در دیگر ادیان الهی، کم توجهی به اصل وجود امام، احکام ازدواج موقت، اثبات وجود خدا، رهایی از شرک، اختیار)، کم توجه به درگیری ذهنی (آخرت و حالات انسان در آن، رانده شدن شیطان از درگاه الهی، علل فرستادن پیامبران متعدد، صلح امام حسن(ع) با معاویه، فلسفه عمل به احکام الهی، چگونگی افول جدی تمدن اسلامی) است که همه مصادیقی از ناباروری هستند. تداوم این وضعیت می تواند منجر به کاهش علاقه، افت درونی سازی مفاهیم دینی و تضعیف روند شکل گیری و تعالی هویت دینی شود.
مقایسه اثربخشی داستان های برگزیده ایرانی و خارجی بر پرورش تفکر مراقبتی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
245 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف: تفکر مراقبتی با تأکید بر ارزش ها و عواطف منجر به رشد اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان می شود. از این رو پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی داستان های ایرانی و خارجی گروه سنی «ج» بر تفکر مراقبتی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی پرداخته است. روش: پژوهش با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون در سال 1404-1403 در شهر اصفهان اجرا شد. 90 دانش آموز به روش خوشه ای مرحله ای انتخاب و در گروه آزمایش با مداخله داستان های ایرانی، گروه آزمایش با مداخله داستان های خارجی، و گروه کنترل قرار گرفتند. مداخله در گروه های آزمایش طی 10 جلسه انجام شد. داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون با پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (1397) جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: مداخله مبتنی بر داستان های ایرانی و خارجی تفاوت معناداری در تقویت تفکر مراقبتی کلی ایجاد نکرد. آزمون اثرات بین آزمودنی نیز تأیید کرد که مؤلفه های تفکر مراقبتی بین گروه های داستان های ایرانی و خارجی تفاوت معناداری ندارند. نتیجه گیری: داستان های ادبی ایرانی و خارجی به عنوان محرک های مؤثر در حلقه های کندوکاو فلسفی جایگاه ویژه ای دارند و با افزودن فعالیت ها و تمرین های مناسب می توان از این منابع در برنامه فبک استفاده نمود.
شناسایی فرصت های فضای مجازی در محیط های یادگیری از منظر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 106
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی فن آموزشی نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی، خودنظم دهی وعملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر و پسر پایه های دهم و یازدهم مقطع متوسطه دوم نواحی ۳ و۴ شهر تبریز به تعداد 15358 نفر بودند. در این پژوهش نمونه آماری 374 نفر از دانش آموزان با روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. ابزار گرداوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته دارای 26 گویه در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود که روایی سازه آن بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی به تایید رسید و پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 94/0 به دست آمد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فرصت های فضای مجازی در محیط های یادگیری برای دانش آموزان شامل بهبود فرایند یاددهی-یادگیری، تقویت پایه های اعتقادی،شناخت محدودیت ها و کمک به جامعه پذیری و سازگاری می شود. نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که فضای مجازی فرصت های بی شماری را در محیط یادگیری برای دانش اموزان فراهم می سازد
توسعه برنامه درسی پاسخگوی رشته علوم تربیتی: مطالعه کیفی عوامل بازدارنده و تسهیل کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این تحقیق با هدف شناسایی عوامل بازدارنده و تسهیل کننده توسعه برنامه درسی پاسخگو در رشته علوم تربیتی انجام شد. روش پژوهش : برای نیل به هدف موردنظر، پژوهشگر از رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده نمود. مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیأت علمی متخصص و صاحب نظر در حوزه برنامه ریزی درسی و خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزش عالی و دانشگاه بودند که از این میان، 18 نفر به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری تحلیل مضمون و به منظور اعتباریخشی داده ها، از روش کینگ و هاروکس استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که در مجموع 46 کد اولیه، 13 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده، ذیل دو مضمون فراگیر عوامل بازدارنده توسعه برنامه درسی پاسخگو و عوامل تسهیل کننده برنامه درسی پاسخگو قرار گرفتند. نتیجه گیری : بر اساس یافته ها، دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و رشته علوم تربیتی برای حرکت به سمت و سوی برنامه درسی پاسخگو، می بایست مجموعه عوامل بازدارنده و تسهیل کننده را در تدوین، توسعه و اجرای برنامه درسی رشته علوم تربیتی مورد توجه قرار گیرد چراکه توسعه برنامه درسی پاسخگو به صورت موازی نیازمند رفع عوامل بازدارنده و تقویت و توجه به عوامل تسهیل کننده است؛ ضمن اینکه هرگونه اقدام و سیاست گذاری در این زمینه نیازمند نگاه نظام مند و چندبعدی با در نظر گرفتن تمامی عناصر و ابعاد ساختاری، فنی، راهبردی، فرهنگی، اجتماعی است.
نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی: مطالعه ای در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی در محیط یادگیری ترکیبی (برخط-حضوری) مبتنی بر حل مسئله است. در این پژوهش روش نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری دانشجویان مهندسی دانشگاه شیراز بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی برای تقسیم دانشجویان به دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد و گروه ها در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (گواه) قرار گرفتند. گروه آزمایش شامل 18 نفر )یک کلاس 18 نفره( و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل شامل 20 نفر )یک کلاس20 نفره( در این مطالعه تعیین شد. داده ها با استفاده از آزمون عملکردی محقق ساخته در دو سری آزمون جمع آوری شد. روایی صوری آزمون توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (92/0) بررسی گردید. طی خروجی آزمون کوواریانس، یافته ها نشان داد بین میانگین نمره دانشجویان گروه آزمایش و کنترل در آزمون عملکرد تحصیلی، تفاوت معنی دار وجود دارد و گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، از میانگین بالاتری برخوردار است؛ در واقع روش بازی وار سازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور در توسعه عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی تاثیر مثبت دارد. یافته ها نشان داد که بازی وارسازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور می تواند بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی را ایجاد کند. این نتایج می تواند در سیاست گذاری های آموزشی برای ارتقای یادگیری و اشتغال پذیری فارغ التحصیلان مورد توجه قرار گیرد.
بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر خلاقیت دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : خلاقیت نقش مهمی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می کند و آموزش هنر می تواند بستری مناسب برای پرورش آن باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه گیری به صورت تصادفی از میان دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ انجام شد. در مجموع، ۶۰ دانش آموز پسر در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه درسی هنر آمیخته به طنز قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از این آموزش بهره مند نشد. برای سنجش خلاقیت، از پرسشنامه خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی هنر آمیخته به طنز تأثیر معناداری بر خلاقیت دانش آموزان دارد (F=1/533 ،p=0/043). ضریب اتا (0/749) حاکی از تأثیر زیاد این مداخله بر خلاقیت بود. میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از طنز در آموزش هنر می تواند نقش مؤثری در تقویت خلاقیت دانش آموزان ایفا کند. پیشنهاد می شود در تدوین و اجرای برنامه های درسی، به ویژه در حوزه هنر، از رویکردهای خلاقانه ای همچون تلفیق طنز استفاده شود تا زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان بیش از پیش فراهم آید. همچنین توصیه می شود پژوهش های آینده با نمونه های گسترده تر و در مقاطع تحصیلی مختلف انجام گیرد تا کارآمدی این رویکرد در شرایط متنوع آموزشی مورد ارزیابی قرار گیرد. بهره گیری از نتایج چنین مطالعاتی می تواند به ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و توسعه مهارت های خلاقانه در میان نسل جوان منجر شود.
تبیین ابعاد الگوهای برنامه درسی شایستگی محور به منظور تعیین شاخص ها و مولفه های اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اولویت بندی مهمترین شاخص ها و مؤلفه های الگوهای برنامه درسی شایستگی محور است.از مهمترین موضوعات در حوزه برنامه درسی، طراحی و ارائه الگوی برنامه درسی شایستگی محور است، بطوری که اندیشمندان و پژوهشگران متعددی در این رابطه به نظریه پردازی پرداخته و الگوهای متعددی با مؤلفه ها و شاخصه های متفاوت و گاهاً مشترک ارائه نموده اند. با توجه به تعدد الگوهای ارائه شده با وسعت شاخصه ها و مؤلفه های مطرح شده در هر کدام از آنها شناسایی، ارزیابی و اولویت بندی این الگوها از منظر کاربرد و اثرگذاری بهتر، کاری بس دشوار است. از این رو بررسی و اولویت بندی مهمترین شاخصه های مطرح شده در این الگوها و شناسایی مؤلفه های پرتکرار که نشان دهنده اهمیت آن مؤلفه است می تواند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد. به همین منظور در این پژوهش با بهره گیری از رویکردی تطبیقی و به روشی توصیفی تحلیلی به بررسی، شناسایی و ارزیابی مؤلفه های چهار الگوی برنامه درسی شایستگی محور مطرح شده از سوی چادها(2006)، ریان(2011)، دیلمور و همکاران(2001) و ریچاردز (2013) پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که شاخصه ها و مؤلفه های پرتکرار و دارای اولویت در این الگوها، مؤلفه های آموزش، روش های تدریس و ارزشیابی هستند. همچنین مؤلفه هایی نظیر مصادیق شایستگی و فرآیند یادگیری نیز در اولویت بعدی قرار دارد. آنچه از یافته های پژوهش حاصل گردید، این موضوع بود که شاخصه ها و مؤلفه های مشترک و پرتکرار از نقش تعیین کنندگی بالاتری نسبت به مؤلفه ها و شاخصه های کم تکرار برخوردارند، بنابراین استفاده از مؤلفه های پرتکرار در الگوهای پیشنهادی آتی می تواند اثرات مطلوبتری در حوزه برنامه درسی شایستگی محور داشته باشد.
مدل توسعه مهارت مطالعه دانشجویان در نظام آموزش عالی: رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواندن بهتر و درک عمیق متون، نیاز به دقت و یادگیری یک سری مهارت دارد. هدف این پژوهش طراحی مدل توسعه مهارتهای مطالعه دانشجویان در نظام آموزش عالی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و دادهها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع فراترکیب نظریهساز و با استفاده از روش هفت مرحلهای Feinberg-Kant (2018)جمع آوری شد. جهت اطمینان و اعتباربخشی به فرایند جستجو و دستیابی به یافته های پژوهش، تیم متخصص شامل سه نفر از متخصصان مدیریت آموزشی و دو نفر متخصص برنامه ریزی درسی، اعضای تیم فراترکیب پژوهش را تشکیل دادند. برای مضمون فراگیر مهارت های مطالعه، کدهای باز در سه کد محوری پیشایندهای فردی و محیطی، فرایندهای فردی، گروهی ومحیطی و پیامدهای فردی، گروهی و محیطی قرار گرفتند و در نهایت بر اساس کدگذاری گزینشی مدل نهایی توسعه مهارت مطالعه ترسیم شد. برای اعتبار یابی یافته های پژوهش از چهار روش اعتباریابی توصیفی، تفسیری، نظری و پراگماتیک استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد برای موفقیت و عملکرد بالای تحصیلی، ابتدا باید عوامل یا پیشایندهای توسعه مهارت مطالعه را فراهم نمود تا فرایندهای مطالعه به درستی شکل گرفته و نهایتا منجر به تقویت تفکر انتقادی، افزایش یادگیری مثبت و کاهش افسردگی، بالاتر رفتن نمرات از طریق یادگیری عمیق در ایجاد نگرش مثبت نسبت به دروس گردد.