پژوهش های کیفی در برنامه درسی
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره 5 بهار 1403 شماره 14 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف پاسخ به این سؤال که نگرش نسبت به دانش چه الزاماتی را برای عناصر برنامه درسی به دنبال خواهد داشت؛ به بررسی تحولات دانش از دیدگاه پست مدرنیسم با تأکید بر دیدگاه فوکو پرداخته است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است که با روش مرور نظام مند صورت پذیرفت. محیط پژوهش (جامعه آماری) تمام تألیفات و مقالات مربوط به پست مدرنیسم، فوکو و برنامه درسی بود که با نمونه گبری هدفمند و با کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از سال 1383 تا 1400 انتخاب شد. یافته ها: نشان داده اند که در دیدگاه پست مدرنیسمی فوکو، آنچه در دوران مدرن هست نه پیشرفت است و نه نشانی از پیدایش پیوندی میان دانش و آزادی بدان سان که پیشروان و نمایندگان روشنگری چشم داشته اند؛ بلکه پیوند روزافزون دانش و سلطه است. به زعم فوکو، هیچ رابطه ی قدرتی بدون تشکیل حوزه ای از دانش متصور نیست و هیچ دانشی هم نیست که متضمن روابط قدرت نباشد از دیدگاه فوکو، این خوانش درزمینه عناصر برنامه درسی منتج به نتایجی از قبیل توجه به تعلیم و تربیت انتقادی و متکثر، درنظرگرفتن آموزش همگانی به عنوان بسط فناوری انضباطی، توجه به برنامه درسی به عنوان یک جریان سیاسی در مقابل یک فعالیت خنثی و توجه به مکانیسم هایی از قبیل نظارت، ردیابی و کمی سازی در تعلیم و تربیت خواهد شد. همچنین. الزامات این نگاه به دانش برای عناصر برنامه درسی، دربرگیرنده مواردی از قبیل توجه به آموزش وپرورش انتقادی، تردید در پذیرش محتوای آموزشی به عنوان غیر تاریخی، خنثی، جدا از ارزش و قدرت، توجه به تکثر و عدم تمرکز در آموزش وپرورش خواهد شد.
واکاوی نظریه های پیش برنده بومی سازی برنامه های درسی و تعیین جهت گیری منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رویکردها و نظریه های حمایت کننده از فرهنگ بومی انجام شد. در این راستا ابتدا کلیه پژوهش ها و اسناد با استفاده از روش مرور سیستماتیک شناسایی شده و سپس مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند. نتایج نشان داده که سه دسته رویکرد در مبانی نظری به عنوان عوامل پیش برنده و حمایت کننده از بومی سازی برنامه های درسی وجود دارند که یک دسته جنبه تجویزی و توصیفی دارند و بیشتر برای توصیف عناصر برنامه درسی مانند محیط یادگیری، نوع آموزش، نقش دانش آموز و ...دستوالعمل هایی را در این زمینه ارائه می دهند . دسته دیگر بیشتر نگاه عدالت بخشی داشته که دفاع از حقوق انسانی، عدالت آموزشی و برنامه درسی چند فرهنگی را سرلوحه رسالت خود قرار می دهند و در قالب نگرشهای نو در برنامه درسی ظاهر شده اند . دسته دیگر نیز نگاه ایدئولوژی داشته و برای طراحی برنامه درسی بومی حدود ثغور ها را مشخص نموده است. اما در بحث انتخاب و تطبیق پذیری تئوری منتخب مشخص شده که تئوری درخت از نظریه چنگ بالاترین مطابقت پذیری را با برنامه درسی بومی در کشور چند قومیتی ایران دارد. لذا این تئوری می تواند به عنوان مبانی نظری پیش برنده و حمایت کننده و همسو با بومی سازی به عنوان تکیه گاه در طراحی الگوهای بومی سازی برنامه های درسی در ایران کثیرالقوم قرار گیرد
تحلیل محتوای کتب فارسی دوره ابتدایی از حیث توجه به شکوفاسازی مهارت های نوشتاری و درک و فهم دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتب فارسی دوره ابتدایی از حیث توجه به شکوفاسازی مهارت های نوشتاری و درک و فهم دانش آموزان است تا از این طریق متوجه بشویم که چه میزان به این دو مهارت در کتب فارسی پرداخته اند. این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و با توجه به ماهیت مقیاس اندازه گیری از نوع اسمی است. پژوهش حاضر از لحاظ اجرا از نوع توصیفی_ تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کتب فارسی مقطع ابتدایی دانش آموزان(پایه اول تا ششم) در سال تحصیلی1402_1403 است. روش نمونه گیری به شیوه تمام شمار بود. ابزار اندازه گیری داده ها چک لیست نحلیل محتوای کتب فارسی دوره دبستان، محقق ساخته بوده که بر مبنای مولفه های مهارت نوشتاری و درک و فهم ساخته شده است. مولفه های مهارت نوشتاری شامل نوشتن غیر فعال، نوشتن نیمه فعال و نوشتن فعال می شود. مولفه درک و فهم، درک مطلب، است که تمامی کتب نوشتاری و خوانداری دوره دبستان بر اساس چک لیست خودساخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه ای که از این تحلیل بدست آمد می توان گفت به طور کلی از مجموع داده های موجود، بیشترین داده مربوط به کتاب نوشتاری است. پایه و اساس مهارت نوشتاری و درک و فهم از دوره دبستان آغاز می شود. در درک و فهم کتاب خوانداری توجه بیشتری نسبت به درک مطلب دارد و بین پایه های مختلف در میزان مطالب موجود بحث نوشتاری و درک و فهم تفاوت معنی داری وجود دارد.
رابطه برنامه درسی و تدریس:دیدگاه آنتروپی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تتدریس به عنوان یک رویکرد هنری زیباشناسانه، مربیان را قادر می سازد تا با مجموعه ای از اقدامات عملی که مبننی بر قضاوت های فردی ناوابسته به نظم از پیش تعیین شده است در موقعیت های پیچیده کلاسی مانند یک هنرمند ظاهر شوند. در واقع هدف اصلی این پژوهش بهره گیری از سه اصطلاح اساسی درعلم (سیستم، آنتروپی و پلی مورفیسم) به منظور تحلیل دو موضوع مهم در عرصه تعلیم و تربیت (تدریس و برنامه درسی) است. در پژوهش حاضر در ابتدا، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی رابطه تدریس با برنامه درسی و نقش های معلم در کیفیت مؤثر تدریس مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت نیز دیدگاه آنتروپی در رابطه برنامه درسی با تدریس و رابطه بین پلی مورفیسم و آنتروپی تشریح می گردد. نتایج پژوهش حاکی از این است، که رابطه تدریس با برنامه درسی دارای آنتروپی منفی است. ازطرفی لزوم نقشهای متعدد معلم در برنامه درسی باعث می گردد، که اینرابطه را می توان پلی مورفیسم (چندریختی) نامید. نتیجه این پژوهش می تواند در درک رابطه تدریس با برنامه درسی و نقش های معلم در کیفیت تدریس آموزش مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن درکتاب داستان پینوکیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان (فبک) است. صاحب نظران تعلیم و تربیت داستان را بهترین نثر برای برقراری ارتباط و ابزار مناسبی برای پرسش و پاسخ با کودکان می دانند و معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش پیش رو شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان پینوکیو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان پینوکیو نوشته کارلوکلودی گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بوده، که به سه بعد مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و با استفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مؤلفه-های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان از منظر مؤلفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار هستند و حضور این مؤلفه ها در آن مشهود است. به این صورت که، این داستان در بعد تفکر خلاق نسبت به دو بعد دیگر یعنی تفکر انتقادی و مراقبتی غنای بیشتری داشته اند.
تبیین ابعاد الگوهای برنامه درسی شایستگی محور به منظور تعیین شاخص ها و مولفه های اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اولویت بندی مهمترین شاخص ها و مؤلفه های الگوهای برنامه درسی شایستگی محور است.از مهمترین موضوعات در حوزه برنامه درسی، طراحی و ارائه الگوی برنامه درسی شایستگی محور است، بطوری که اندیشمندان و پژوهشگران متعددی در این رابطه به نظریه پردازی پرداخته و الگوهای متعددی با مؤلفه ها و شاخصه های متفاوت و گاهاً مشترک ارائه نموده اند. با توجه به تعدد الگوهای ارائه شده با وسعت شاخصه ها و مؤلفه های مطرح شده در هر کدام از آنها شناسایی، ارزیابی و اولویت بندی این الگوها از منظر کاربرد و اثرگذاری بهتر، کاری بس دشوار است. از این رو بررسی و اولویت بندی مهمترین شاخصه های مطرح شده در این الگوها و شناسایی مؤلفه های پرتکرار که نشان دهنده اهمیت آن مؤلفه است می تواند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد. به همین منظور در این پژوهش با بهره گیری از رویکردی تطبیقی و به روشی توصیفی تحلیلی به بررسی، شناسایی و ارزیابی مؤلفه های چهار الگوی برنامه درسی شایستگی محور مطرح شده از سوی چادها(2006)، ریان(2011)، دیلمور و همکاران(2001) و ریچاردز (2013) پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که شاخصه ها و مؤلفه های پرتکرار و دارای اولویت در این الگوها، مؤلفه های آموزش، روش های تدریس و ارزشیابی هستند. همچنین مؤلفه هایی نظیر مصادیق شایستگی و فرآیند یادگیری نیز در اولویت بعدی قرار دارد. آنچه از یافته های پژوهش حاصل گردید، این موضوع بود که شاخصه ها و مؤلفه های مشترک و پرتکرار از نقش تعیین کنندگی بالاتری نسبت به مؤلفه ها و شاخصه های کم تکرار برخوردارند، بنابراین استفاده از مؤلفه های پرتکرار در الگوهای پیشنهادی آتی می تواند اثرات مطلوبتری در حوزه برنامه درسی شایستگی محور داشته باشد.