مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت درونی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. در این راستا چهار عنصر اصلی برنامه درسی شامل (اهداف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) مورد ارزشیابی قرار گرفته اند. روش مورد استفاده در این پژوهش روش ترکیبی (کیفی- کمی ) است، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و اساتید دروس عمومی در این دانشگاه ها می باشد. حجم نمونه شامل 20 نفر از اساتید و 384 نفر دانشجو که بر اساس مدل مورگان انتخاب شده اند، در تحلیل داده های تحقیق از روش تجزیه و تحلیل کیفی(تجزیه و تحلیل توصیفی)، روش آماری توصیفی شامل(میانگین،توزیع فروانی و انحراف استاندارد) ، آماراستنباطی از (آزمون t برای دو گروه مستقل) جهت مقایسه نظرات اساتید و دانشجویان مورد استفاده قرار گرفته است.یافته های پژوهش بیانگر نظر موافق اکثریت دانشجویان مورد مطالعه، نسبت به عناصر برنامه درسی دروس عمومی است، پاسخ های ابراز شده در پرسشنامه محقق ساخته، نشانگر آن است که وضعیت موجود دروس عمومی از لحاظ عناصری همچون اهداف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی موجود درسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، در مورد عنصر هدف موجود دروس عمومی دیدگاه دانشجویان بر سطح متوسط و دیدگاه اساتید بر سطح مطلوب دلالت دارد.
مطالعه تطبیقی دروس عمومی کارشناسی در دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران
حوزههای تخصصی:
در دنیای کنونی که بیش از پیش نیاز به دانش آموختگان دارای اطلاعات و مهارت های عمومی، توانمند در دسترسی به اطلاعات، برقراری ارتباطات مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل و ارائه ی راه حل ها، تفکر خلاق و شناسایی محیط ملی و بین المللی احساس می شود. علاوه بر برنامه درسی تخصصی، دانشجویان کارشناسی ملزم به شرکت در تعداد معینی از دروس با موضوعات متعددی است که به طور معمول در طی سال های اول و دوم دانشگاه گذرانده می شود. این دوره که به عنوان برنامه درسی آموزش عمومی اشاره شده است، بخشی از برنامه درسی است که برای تمام دانشجویان مشترک است. در پژوهش حاضر برنامه های آموزش عمومی دانشگاه ها مورد مطالعه قرار گرفت. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی می باشد که دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران به عنوان نمونه انتخاب شده اند. محور های اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی ارزیابی و تغییرات در برنامه ها، مقررات آموزشی، موضوعات، دوره ها و واحد های درسی آموزش عمومی است. طی مطالعه دانشگاه های نمونه نکات مثبت و قابل تأمل از این مطالعه حاصل شده است که می توان برای بهبود برنامه دروس عمومی در دانشگاه های ایران پیشنهاد نمود.
هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی : مطالعه پدیدارشناختی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر هویت حرفه ای را از منظر تجارب مشترک بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی در دانشگاه های کشور بررسی کرده است. هدف پژوهش، فراهم کردن فضائی برای شنیده شدن داستانهایی است که آنها از هویت حرفه ای شان درک و تجربه کرده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی که مشغول تحصیل هستند و با رشته برنامه درسی آشنایی کامل دارند، می باشد. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از دانشکده های علوم تربیتی انتخاب شدند. به این منظور مصاحبه های نیمه سازمان یافته با 18 نفر از آنان انجام شد و جهت اطمینان از اعتبار، دقت و صحت داده ها ، ضمن بررسی و تایید سوالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر، از روشهای مقایسه مکرر داده ها و معادل سازی تا اشباع داده ها استفاده شد. داده ها با روش پیشنهادی اسمیت ( 1995)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 4 مقوله اصلی 1- نقش فردی 2- پذیرش اجتماعی 3-ساختار رشته 4- هویت بخشی به رشته از این داده ها شناسائی شدند که هر کدام دارای چندین مضمون فرعی می باشند. باز تعریف نقش برنامه ریز درسی، حدود و ثغور رشته، نقش معلم و تمرکز زدایی در برنامه درسی چند عامل از مجموعه عوامل استتنتاجی از این پژوهش هستند که در کسب هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی بر آنها تاکید شده است
طراحی و اعتباریابی الگوی تدریس مجازی باکیفیت در نظام آموزش عالی ایران
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش آموزش مجازی در نظام آموزش عالی و بارز بودن اهمیتی که تدریس مجازی باکیفیت در دوره های مجازی دارد هدف از این پژوهش طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت در نظام آموزش عالی ایران بود. برای طراحی الگو از روش پژوهش توصیفی تحلیلی استفاده شد. قلمرو مطالعاتی منابع چاپی و الکترونیکی در خصوص تدریس مجازی و عناصر آن بود. به منظور اعتبار بخشی الگو از روش توصیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل متخصصان، استادان و صاحب نظران آموزش مجازی بود، نمونه پژوهش با روش نمونه گیری ملاک محور، بر اساس ملاک هایی مانند داشتن مقاله، کتاب، ترجمه یا تدریس در دوره های مجازی، 30 نفر انتخاب شدند که اعتبار الگوی پیشنهادی را بررسی کردند. در زمینه طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت، نظریه ارتباط گرایی در این الگو به عنوان مبنا مد نظر قرار گرفت. بر اساس مبانی ذکر شده ویژگی های عناصر الگوی تدریس با کیفیت در نظام آموزش عالی ارائه شد و در نهایت اعتبار الگوی مذکور توسط متخصصان و صاحبنظران بررسی شد و مورد تایید قرار گرفت. در الگوی طراحی شده، فعالیت یاددهی-یادگیری یا اجرای تدریس در قالب سه مرحله طراحی، اجرا و ارزشیابی ارائه شد. این سه مرحله منفک از هم نبوده و با هم تعامل دارند. همچنین ویژگی های مربوط به عنصر فرایند یاددهی-یادگیری مربوط به این الگو تبیین شد.
طراحی و اعتباریابی ملاک ها و شاخص های ارزیابی کیفیت برنامه درسی مدارس متوسطه کشور: یک مطالعه موردی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مهمترین و اساسی ترین ملاک ها و شاخص های ارزیابی برنامه درسی مدارس گرداوری و توسط کارشناسان و متخصصین اعتبارسنجی بررسی گردید. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 300 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش و متخصصین ارزیابی کیفیت دانشگاه می باشد. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه داده ها از آماری توصیفی و تحلیل داده ها از آزمون (t) تک نمونه ای صورت گرفته. یافته های حاکی از آن است که همه ملاک ها و شاخص ها در سطح مطلوبیت خوبی ارزیابی شده، محاسبه آزمون (t) در مورد هر یک از ملاک ها و شاخص ها با درجه آزادی مشخص (299)، چون سطح معنی داری مشاهده شده (0.000=sig) مقدار کمتر از میزان خطای مجاز (05/0) شده، پس ملاک ها و شاخص های مهم و قابل قبول در جریان ارزیابی برنامه درسی مدارس کشور می باشد.
تحلیل محتوای مقایسه ای کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه هفتم دوره متوسطه اول(1393) و کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی پایه اول راهنمایی تحصیلی سابق(1390) از منظر هویت ملّی
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه هویت ملّی و هویت یابی از مسائل اساسی و ضروری هر جامعه است و کتاب های درسی تجلّی گاه سیاست های فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی کشورهاست، پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه هفتم و کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی (تاریخ، جغرافیا و تعلیمات اجتماعی) پایه اول راهنمایی تحصیلی (سابق) سال 1390از منظر هویت ملی مورد مطالعه وبررسی قرارگرفت .پژوهشگر در این تحقیق در حیطه پژوهش های توصیفی اقدام داشته است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه هفتم سال 1393و کتاب های درسی تاریخ، جغرافیا و اجتماعی سال1390 است. با توجه به موضوع و هدف مورد بررسی ،کلیه دروس کتاب های درسی جامعه هدف مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شد و برای پاسخ به فرضیه های پژوهش از آمار توصیفی و آزمون استنباطی خی دومورد استفاده قرار گرفت.نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در محتوای نوشتاری کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی نسبت به کتاب درسی مطالعات اجتماعی به ابعادهفتگانه هویت ملی توجه کمتری شده است .