ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۰۴۱ تا ۱۹٬۰۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۹۰۴۱.

تحلیل رویکردهای بومی سازی برنامه های درسی علوم انسانی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
با وجود اینکه فرهنگ و تمدن ایرانی از کامل ترین و بالاترین مرتبه تعالیم الهی نشأت می گیرد، نظام آموزشی بخصوص نظام دانشگاهی نتوانسته مدل مناسبی در برنامه های درسی ارائه دهد که با شرایط فرهنگی در سراسر کشور متناسب باشد. حال این سؤال مطرح است که «برای داشتن تعلیم و تربیتی با نگاه بومی بخصوص در برنامه های درسی علوم انسانی نظام دانشگاهی کشور، بکارکیری چه رویکردی مناسب است»؟ جهت دستیابی به پاسخی برای این سؤال، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و تمام منابع در دسترس داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مطالعه شد. یافته ها حاکی از آن است که برای تحول در برنامه درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی، لازم است در برنامه ریزی درسی علاوه بر بکاربستن تجربیات دیگر کشورها، از فرهنگ و تمدن غنی خود، بهره مند شده و حتی گامی فراتر نهاده و یک الگوی برخاسته از فرهنگ و تمدن خود به جهانیان معرفی کند. نتایج نشان داد بایستی به گونه ای برنامه ریزی درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی انجام شود که ضمن توجه و رشد دانش بومی، از همراهی دانش جهانی هم بهره گرفته شود. در حقیقت یک رشد دوطرفه، که هم از میراث فرهنگ غنی مان حفاظت کرده و هم به اوج قله های دانش جهانی دست یافت. این امر با استفاده از تئوری درخت در جهت گسترش دانش محلی خود در بستر جهانی شدن می تواند امکانپذیر باشد و ضروری است متخصصان و برنامه ریزان علوم انسانی در نظام دانشگاهی کشور به این نکته مهم توجه داشته باشند.
۱۹۰۴۲.

تحلیل نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در مصونیت نوجوانان از اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات نظام های آموزشی در تمام جوامع رو به گسترش است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در بین نوجوانان شهر بغداد در دوره متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش: روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نوع داده ها و نحوه پژوهش توصیفی- همبستگی می باشد. دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بغداد در سال تحصیلی 2025-2024 بود. از جامعه آماری مورد اشاره به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و با استفاده از فرمول حجم نمونه تاپاچیک و فیدل (2013) که در پژوهش های همبستگی برای هر متغیر بین ده تا بیست نفر باید انتخاب شود، 12 نفر به ازای هر متغیر و خرده متغیر وارد پژوهش شدند که درمجموع حجم نمونه 300 نفر بود و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت، کمال گرایی و خانواده دوستی استفاده گردید. اطلاعات جمع آوری شده بهوسیله تحلیل رگرسیون چندمتغیره با روش گام به گام توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج همبستگی درونی نشان داد بین کمال گرایی مثبت (31/0=β)، کمال گرایی منفی (33/0=β)، خانواده دوستی (52/0=β) با اعتیاد به اینترنت رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام با حضور هر دو متغیرهای پیش بین نشان داد که نقش مهم خانواده دوستی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان دوره دوم متوسطه معنادار و مؤثر بوده است (001/0p<). از بین ابعاد مثبت و منفی کمال گرایی، کمال گرایی منفی نقش پیش بینی معناداری در اعتیاد به اینترنت داشته است (001/0p<). نتیجه گیری: از این رو، با توجه به تأثیر معنادار خانواده دوستی و کمال گرایی منفی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت، اتخاذ تصمیمات کاربردی می تواند به کاهش این معضل در بین دانش آموزان دوره دوم متوسطه کمک کند و زمینه ساز روابط سالم تر و استفاده متعادل تر از فناوری های دیجیتال باشد.
۱۹۰۴۳.

تماس زبانی به عنوان کاتالیزور آموزشی برای دانش آموز فارسی زبان: تحولات معنایی وام واژ گان عربی در کتاب عربی - زبان قرآن، پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
زبانشناسی تماسی علمی میان رشته ای است که به مطالعه شیوه و میزان تماس زبان ها می پردازد و در نیمه دوم قرن بیستم پایه گذاری شده است. توماسون و کوفمن (1988) معروف ترین فرضیه را برای تماس زبان ها در سه سطح ارائه داده اند. معمول ترین شیوه نفوذ زبان ها، در شرایط همجواری، تبادل واژگانیست. زبان های فارسی و عربی در نخستین سطح آمیختگی زبانی قرار دارند و اگرچه از دو خانواده زبانی متفاوت هستند؛ درزمینه دادوستد واژگانی در دوره های مختلف زبان فارسی، بر یکدیگر تأثیر داشته اند. آمیختگی این دو زبان، منجر به تبادل وام واژه های بسیاری گردیده است. بسیاری از وام واژه های عربی، هنگام ورود به زبان فارسی دستخوش تحولات معنایی شده اند. این پژوهش توصیفی با رویکرد کمی، انواع وام واژه های عربی در زبان فارسی را که در برنامه درسی زبان عربی هفتم متوسطه گنجانده شده ، به همراه انواع تحولات معنایی آن ها از زبان مبدأ به مقصد، بررسی می کند. واحد بررسی اسم و فعل بود. یافته ها نشان داد که میزان کاربرد وام واژه های عربی در متن، به نسبت واژگان عربی در ده درس کتاب 16% و حدود یک پنجم (⅕) کل واژه های پیکره است. 94% وام واژه ها اسم و 6% فعل بودند. تعیین نوع تحولات معنایی وام واژگان عربی در پیکره پژوهش نشان داد که سه شیوه وام گیری معادل مدلول اولیه (5/90 درصد)، تخصیص معنایی (3/7 درصد) و گسترش معنایی (2/2 درصد) در برنامه درسی گنجانده شده است؛ اما وام واژه ای که دچار تغییر معنایی شده باشد، یافت نشد. تغییر معنایی یکی از خاستگاه های خطای درک معنای واژه است و تأثیر منفی بر یادگیری زبان آموزان دارد. نظر به اینکه پربسامدترین وام واژه های عربی در زبان فارسی، به گروهی تعلق دارد که دستخوش تغییر معنایی می شوند، عدم وجود این نوع از وام واژه ها در برنامه درسی، نشان از آگاهی مؤلفین کتاب از تداخل تغییرات معنایی وام واژه ها در زبان مقصد دارد.
۱۹۰۴۴.

تبیین رویکرد شناختاری زبان دین و دلالتهای آن برای تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۷
این مقاله با بررسی و تبیین رویکرد شناختاری زبان دین، به منظور استنتاج دلالتهای آن برای تربیت دینی تدوین شده است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با روش تحلیل مفهوم، عناصر مرتبط با این رویکرد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، سپس با بهره گیری از روش استنتاجی (مدل اصلاح شده الگوی فرانکنا)، دلالتهای این رویکرد در باب اهداف، اصول و روشهای تربیت دینی استخراج شده است. رویکرد شناختاری رتبه ای - چندساحتی زبان دین، رویکردی تلفیقی و سازوار از رویکردهای شناختاری زبان دین است که بر اساس برخی از مبانی خداشناسی مانند وجود خدا و وحدانیت و مبانی انسان شناسی مانند قدرت اختیار و تعقل، ذوابعاد بودن و کمال جویی تربیت اسلامی استنتاج شده است. این رویکرد ضمن اعتقاد به معرفت بخشی و معناداری زبان دین، اعتقاد به ترکیبی و چندساحتی بودن زبان دین نیز دارد و بر ترکیب «نماد» و «نشانه» در این زبان تأکید می کند. شناخت صفات الهی، پرورش قوه تعقل، تزکیه و تهذیب نفس و تقویت ایمان به منزله اهداف تربیت دینی مستنتج از این رویکردند که مبتنی بر اصولی مانند خودشناسی، خردورزی، تدریج و پیوستگی، جامع نگری و سازنده گرایی واقع گرایانه و روشهایی مانند بحث و گفت و گو، استدلال مبتنی بر نگاه آیه ای و روشهایی نوین مانند روش تلفیقی و روش نوشتن خلاق اند که می توانند به منزله راهنمای عمل در فرایند تربیت دینی به کار گرفته شوند تا متربیانی پرورش یابند که در تمام زمینه های تربیت دینی اعم از بعد علمی-عقلی، بعد درونی و بعد بیرونی دین ورز شوند.
۱۹۰۴۵.

اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۲
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
۱۹۰۴۶.

Effectiveness of mindfulness-based education intervention on emotional competence and school belonging in high school students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۵
This study investigated the effectiveness of a mindfulness-based education intervention on enhancing emotional competence and school belonging among high school students. A quasi-experimental pretest-posttest control group design was employed with a sample of 30 students (15 experimental, 15 control) from a public high school in Iran. The intervention group participated in an 8-week mindfulness training program integrated into their school schedule, while the control group received no such intervention. Standardized scales were used to measure emotional competence and school belonging before and after the intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results revealed significant improvements in both emotional competence and school belonging for the experimental group compared to the control group (p < 0.05), demonstrating the positive impact of mindfulness practices on students’ emotional and social well-being. The findings are consistent with previous research suggesting that mindfulness fosters emotional regulation, empathy, and a greater sense of connectedness in school settings. This study highlights the value of incorporating mindfulness into educational programs to support students’ psychological and social development. It suggests the potential of mindfulness-based interventions to improve learning environments and recommends further longitudinal and large-scale research to validate and expand upon these findings.
۱۹۰۴۷.

شناسایی موانع تعامل سازنده بین اولیاء و مربیان مدرسه و راهکارهای بهبود آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۹
در عصر تعلیم و تربیت مشارکتی، تعامل سازنده میان اولیاء و مربیان از عوامل کلیدی موفقیت آموزشی و تربیتی به شمار می رود. با این حال، ضعف ارتباط میان این دو نهاد موجب اختلال در فرآیند یادگیری و کاهش سرمایه اجتماعی مدرسه می شود. هدف این پژوهش شناسایی موانع تعامل والدین و مربیان و ارائه راهکارهای بهبود آن است. این پژوهش کیفی و با رویکرد فراترکیب است. داده ها با جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی، مقالات مرتبط تا سال ۱۴۰۴ جمع آوری و بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند. در نهایت، داده های کیفی مطالعات منتخب با استفاده از تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل و سنتز شدند. نتایج نشان داد موانع تعامل در شش دسته اصلی شامل عوامل شناختی و نگرشی، ارتباطی و تعاملی، ساختاری و سازمانی، خانوادگی و اجتماعی، مدرسه ای و حرفه ای و عوامل حقوقی و سیاست گذاری قرار می گیرند. پیامدهای این گسست نیز در ابعاد روان شناختی و تحصیلی دانش آموزان، کارکردهای مدرسه، روابط اجتماعی و فرهنگی و پیامدهای بلندمدت آشکار می شود. در پایان، راهکارهای تقویتی در سطح آموزشی، ارتباطی، مدیریتی، خانوادگی و سیاست گذاری ارائه گردید.
۱۹۰۴۸.

واکاوی اخلاق در متامدرنیسم به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش حاضر واکاوی اخلاق در متامدرنیسم، به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی است. روش تحقیق اسنادی است که برای ارائه یک مرور نظام مند و گردآوری نظریات اخلاقی صاحب نظران متامدرنیسم، از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده نیز بهره گیری شده است. بنابراین، نخست با به کارگیری روش پژوهش اسنادی، به واکاوی اخلاق در متامدرنیسم پرداخته شده، سپس با استفاده از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده به استخراج دلالتهای تربیت اخلاقی متامدرن، شامل اهداف، اصول و روشها پرداخته شده است. همچنین، برای اخلاق در متامدرنیسم، شش ویژگی ترکیبی بودن، ساختاری و مرحله ای بودن، متنوع و متفاوت حول یک مرکز مشترک بودن، فعال کننده نقش سلسله مراتب اخلاقی، اصالت اخلاقی داشتن و گرایش به محبت و مراقبت داشتن به عنوان یافته های پژوهش مطرح شده است. این پژوهش به منزله نتیجه، هدف غائی رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم را پرورش انسانی تلاشگر در فضای انزواگر پست مدرن در نظر گرفته است که علاوه بر هشت هدف واسطی، هشت اصل و هفت روش تربیت اخلاقی را شامل می شود. مؤلفه هایی همچون تناسب اخلاقی، ساخت معنا، اصالت- محوری، همدلی، صمیمیت فناورانه، توسعه مرحله ای، دلخوشی احتمالی و روایتهای بزرگ به عنوان اصول رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم مطرح شده است. همچنین از ترکیب، نسل نویسی، همکاری، حضور شناسنامه ای، تاریخ نگری، بیان تناقض و امید و خوش بینی، به منزله روشهای تربیت اخلاقی متامدرن نام برده شده است.
۱۹۰۴۹.

هنجاریابی پرسش نامه پرخاشگری در دانش آموزان ورزشکار شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف از انجام این پژوهش هنجاریابی پرسش نامه پرخاشگری در دانش آموزان ورزشکار شهر مشهد بود. جامعه آماری پ ژوهش را دانش آموزان ورزشکار مقطع متوسطه دوره دوم شهر مشهد تشکیل دادند که از بین آنها تعداد 300 تن به شکل نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اب زار اندازه گیری مورد استفاده پرسش نامه 15 سؤالی پرخاشگری (ماکاروسکی و همکاران، 2013) بود که دارای 3 مؤلفه (متهور، خطاکردن، ابراز وجود) است. روش امتیازگذاری به سؤال ها بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای (از کاملاً مخالف=1 تا کاملاً موافق=5) بود. روایی صوری پرسش نامه توسط اساتید متخصص روان شناسی ورزشی مورد تأیید قرار گرفت. آزمون های آماری مورد استفاده شامل ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بود. یافته های پژوهشی نشان دهنده پایایی درونی (83/0=α) برای پرسش نامه پرخاشگری در ورزش بود. در خصوص روایی سازه و بر اساس میزان روابط و T-value، تمامی سؤال ها رابطه معناداری با مؤلفه ها داشتند و توانستند پیشگوی خوبی برای مؤلفه خود باشند. همچنین در خصوص روابط مؤلفه ها با مفهوم پرخاشگری نتایج نشان داد که تمامی مؤلفه ها توانستند پیشگوی خوبی برای مفهوم پرخاشگری باشند. در نتیجه روایی درونی و بیرونی مدل «پرخاشگری در ورزش» تأیید شد.
۱۹۰۵۰.

اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۶
پیشینه و اهداف: مداخله یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی با استفاده از یافته های علوم اعصاب در طراحی و اجرای فعالیت های یادگیری تلاش می کند آموزش را به گونه ای سازمان دهی کند که با ماهیت یادگیری مغز سازگار باشد. هدف از اجرای این پژوهش اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی منطقه زاغه بود. روش ها : روش تحقیق نیمه آزمایشی و در قالب استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم مقطع ابتدایی شهرستان زاغه که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. از بین جامعه آماری، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و نیمی دیگر در گواه گمارش شدند. مباحث یادگیری مغز محور به دانش آموزان گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه-ای به مدت ۲ ماه ارائه شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) و پرسشنامه بهزیستی تحصیلی پیترینن و همکاران (2014) جمع آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS22 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: برآیند تجزیه وتحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش یادگیری مبتنی بر مغز %40 در افزایش سطح تاب آوری تحصیلی و %41 در افزایش سطح بهزیستی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است (P<0/01). نتیجه گیری: می توان گفت یکی از رویکردهای سازنده در جهت بهبود و تقویت متغیرهای تحصیلی تاب آوری و بهزیستی، رویکرد آموزش یادگیری مبتنی بر مغز است.
۱۹۰۵۱.

طراحی چارچوب مفهومی به منظور ارزشیابی معلمان ابتدایی بر مبنای مؤلفه های شایستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از این پژوهش طراحی چارچوب مفهومی برای ارزشیابی معلمان ابتدایی بر مبنای مؤلفه های شایستگی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و هدف کاربردی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت 24 نفر از متخصصان علوم تربیتی (شامل ارزشیابان آموزشی، مدیران، کارشناسان آموزشی و معلمان ابتدایی) در شهرستان کازرون طی سال تحصیلی 1402-1403 جمع آوری گردید. نمونه گیری به شیوه هدفمند و از نوع نظری بوده و تحلیل داده ها با روش نظریه پردازی داده بنیاد تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها در شش مضمون اصلی شامل (شرایط علّی تحقق نظام ارزشیابی شایسته محور، مؤلفه های شایستگی معلمان، راهبردهای اجرایی مؤثر، موانع و محدودیت ها، عوامل زمینه ای تأثیرگذار و پیامدهای نظام ارزشیابی کارآمد)، در قالب 31 کد انتخابی، 85 کد محوری و 183کد باز سازمان دهی شد. نتایج نشان داد که نظام ارزشیابی فعلی، به دلیل تکیه بر معیارهای سنتی و فرم های کلی ، توان سنجش واقعی عملکرد معلمان را نداشته و بسیاری از مؤلفه های شایستگی (از جمله شایستگی های رفتاری، دانشی و حرفه ای) را نادیده می گیرد؛ که این امر منجر به شکل گیری نگرش منفی در معلمان، کاهش انگیزه شغلی و افت بهره وری نظام آموزشی شده است. چارچوب پیشنهادی، با شناسایی و تلفیق مؤلفه های کلیدی شایستگی و ارائه راهکارهای اجرایی مبتنی بر مشارکت ذی نفعان، قابلیت پاسخگویی به چالش های نظام فعلی ارزشیابی را داراست. در نهایت، یافته های این پژوهش منجر به طراحی یک مدل مفهومی جامع و کاربردی برای ارزشیابی شایسته محور معلمان ابتدایی گردید که می تواند راهگشای تصمیم سازی مدیران و سیاست گذاران آموزشی باشد.
۱۹۰۵۲.

سنتزپژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی –یادگیری در نظام های آموزشی در دوران شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
ویروس کرونا جوامع آموزشی را به ویژه از نظر تغییر گسترده به سمت یادگیری آنلاین، تحت تاثیر قرار داده است. این به معنای تبدیل سریع برنامههای درسی و سبکهای یادگیری به یک بستر دیجیتال است. ایجاد تغییر در برنامههای درسی بدون بررسی و کنترل دقیق تمامی عوامل تاثیرگذار درآن نمیتواند به تغییرات اثربخش منجرگردد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، به روش کیفی و با استفاده از شیوه سنتز پژوهی، بر اساس الگوی روبرتس انجام شده است. در این پژوهش، پس از بررسی های لازم، حوزه قطعی مطالعه جهت سنتز پژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی-یادگیری، حدود 13 منبع مرتبط و موجود بر روی سایتهای تخصصی و ژورنالهای خارجی بوده است. برای نمونهگیری، از منابع در دسترس چاپی و الکترونیکی مرتبط با هدف و موضوع پژوهش، استفاده شده و تا حد اشباع ادامه یافته است. ابزار گردآوری اطلاعات، فیشبرداری بوده و مطالب مرتبط با هدف پژوهش با ذکر مشخصات منبع مطالعاتی و با یک نظم منطقی ثبت و اولویتبندی گردیده است. نتایج پژوهش نشان میدهدکه ما به سطح بالایی از آمادگی نیاز داریم تا بتوانیم به سرعت با تغییرات محیط سازگار شویم و بتوانیم خود را با حالتهای مختلف ارائه با توجه به شرایط همه گیری کووید19هماهنگ کنیم.
۱۹۰۵۳.

بررسی وضعیت پرورش تفکر انتقادی از دیدگاه انیس در سامانه مدیریت یادگیری (ال ام اس) با رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
این پژوهش با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف پرورش تفکرانتقادی از دیدگاه انیس در سامانه مدیریت یادگیری (ال ام اس) صورت گرفته است. هدف اصلی پژوهش این است که جنبه های وساطت ال ام اس و تغییرات کاهشی و افزایشی که در تجارب یا ادراک یادگیرندگان در حوزه تفکر انتقادی صورت می گیرد شناسایی شود. پساپدیدارشناسی که یک رویکرد فلسفی در مطالعات فناورانه است، این امکان را می دهد تا چگونگی دگرگونی تجربه و ادراک فراگیران را هنگام استفاده از این فناوری ها مورد بررسی قراردهیم، لذا در پژوهش حاضر از این روش بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان شرکت کننده در کلاس های مجازی بودندکه به صورت نمونه گیری دسترس و با روش نمونه گیری گلوله برفی و در نظر گرفتن اصل اشباع انتخاب شده اند و تجارب آن ها با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته درمورد اس تفاده از سامانه مدیریت یادگیری مورد بررسی قرارگرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهدکه به واسطه آموزش مجازی از طریق ال ام اس، دسترسی آسان به منابع آموزشی متنوع، ایجاد فرصت های بحث وگفتگو به شیوه های گوناگون، امکان یادگیری در گروه های کوچک، درک دیدگاه های متنوع، محیط آموزش سازنده و امکان شخصی سازی آموزش، زمان و مکان انعطاف پذیر و امکان تقویت مهارت های حل مسئله و توسعه خودکارآمدی از جمله جنبه های تقویت شده دانشجویان در بهره گیری از ال ام اس است که به آن ها توانایی بیشتری در تفکر انتقادی می دهد. درمقابل کاهش تعاملات چهره به چهره میان فراگیران و اساتید، فقدان امکان پرسش و پاسخ مستقیم و چهره به چهره، نقص ادراکی در تفهیم و تفسیر مطالب، عدم امکان نظارت مستقیم بر فراگیران و عدم امکان ایجاد حس مشارکت و تعلق خاطر میان فراگیران و محیط آموزشی، موانعی برای اندیشیدن انتقادی دانشجویان است.
۱۹۰۵۴.

طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش مجازی در آموزش و پرورش استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش های مجازی در آموزش و پرورش استان فارس انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، با رویکرد کیفی – کمی (آمیخته) و با طرح اکتشافی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد متخصص در حوزه آموزش مجازی و استادان مدیریت آموزشی و دربخش کمی شامل تمامی مدیران و کارکنان آموزش و پرورش استان فارس به تعداد 2311 نفر بودند.روش نمونه گیری در بخش کیفی، روش هدفمند و در بخش کمی، روش تصادفی طبقه ای بود. نمونه آماری در بخش کیفی با در نظر گرفتن قانون اشباع نظری ، تعداد 30 نفر و در بخش کمی ، بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای (1632 نفر مرد و 679 نفر زن) انتخاب شدند.ابزار گرد آوری دادها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت با 57 گویه بود. یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد مدل اعتبارسنجی برای پیاده سازی آموزش های مجازی به ترتیب بعد تکنولوژیکی ، پداگوژیکی، مدیریتی و استراتژیکی ، منابع انسانی و پشتیبانی ، فرهنگی – اجتماعی و جهانی می باشند. در تحلیل عاملی اکتشافی، تاثیر همه ابعاد و مولفه ها بر پیاده سازی آموزش های مجازی تایید شد.
۱۹۰۵۵.

بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی بر ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهر مشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
پیشینه و اهداف: مهارت های اجتماعی نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. تفکر مراقبتی که بر ارزش ها، احساسات و مسئولیت پذیری تأکید دارد، به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای این مهارت ها مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی در بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهرستان مشکان بود. روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان مشکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای آموزش تفکر مراقبتی را دریافت کرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (۱۹۸۳) بودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تفکر مراقبتی به طور معناداری مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل افزایش داد (p < 0.001). اندازه اثر 0.352 نشان دهنده تأثیر قابل توجه این مداخله بود .نتیجه گیری: آموزش تفکر مراقبتی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای مهارت هایی مانند ارتباطات، همدلی، همکاری، حل مسئله و مدیریت هیجان در دانش آموزان به کار گرفته شود. این روش به بهبود سلامت روانی-اجتماعی و تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و همدل کمک می کند.
۱۹۰۵۶.

مفهوم پردازی، فرایند و پیامد رقابت از منظر آموزگاران دوره ابتدایی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
در جوامع امروز، رقابت نه به عنوان وسیله بلکه به عنوان هدف در تعلیم و تربیت مطرح می شود که می تواند مشکل ساز باشد. این فرایند به دلیل عدم تعریف اصولی رقابت در جامعه هست. از این رو، هدف پژوهش حاضر، پدیدارشناسی مفهوم رقابت، فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت و پیامدهای رقابت است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن، پدیدارشناسی از نوع توصیفی است. میدان پژوهش آموزگاران استان مازندران بود. نمونه پژوهش 17 نفر (3 نفر مرد و 14 نفر زن) بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب گردیدند. پس از مصاحبه ی نیمه عمیق با 14 نفر، اشباع نظری داده ها به دست آمد، اما برای اعتباربخشی به یافته ها، مصاحبه ها تا هفدهمین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی و نرم افزار 2020 MAXQDA صورت پذیرفت. همچنین به منظور اطمینان پذیری از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده گردید. در بخش یافته ها، نه مضمون اصلی  و 34 زیرمضمون به دست آمد. از جمله مضامین مهم می توان به رقابت مثبت، رقابت آمیخته، فرایند ایجاد رقابت در مدرسه، پیامدهای اجتماعی رقابت و پیامدهای فردی رقابت اشاره کرد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر همسو با پژوهش های مرتبط بود. این نتایج نشان دادند که رقابت در ذات خود یک پدیده ای خنثی است و وقتی تحت تاثیر افکار و نگرش آدمیان قرار می گیرد، با توجه به پیامدهایی که دارد به رقابت مثبت و منفی تبدیل می شود. از این رو توجه به فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت مثبت و منفی بسیار مهم و ضروری است.
۱۹۰۵۷.

بررسی دیدگاه انسان شناسی ابن مسکویه و دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۸
هدف این پژوهش تبیین انسان شناسی (بررسی ماهیت و نسبت ابعاد بدنی، فردی و اجتماعی) ابن مسکویه و ارائه چشم اندازی از مؤلفه های نظام آموزشی متناسب با آن است. به منظور تحقق این هدف از روش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. یافته های پژوهش به این شرح است: مبانی شامل: وجود ویژگی های عمومی و مراحل رشد؛ تأثیرگذاری طبیعت و ذات بر کمال انسان؛ وجود اراده و تأثیر آن بر کمال انسان؛ وجود رابطه زیربنایی و روبنایی نفس و بدن؛ تأثیر محبت و خیر عمومی بر شکوفایی فرد و جامعه ؛ وجود طبیعت متفاوت و تأثیر آن بر انسجام اجتماعی؛ تأثیر عادت بر شکل گیری خلق وخو. اصول تربیتی نیز به ترتیب شامل: اصل آموزش تدریجی و هدفمند، آموزش سهل گیرانه، مسئولیت دهی همراه با انگیزه، تربیت بدن، آموزش تعاون و فرهنگ تعاون، استفاده از تساهل به مثابه تکنیک، نقش مکملی عادت و مبتنی بودن عادت بر اندیشه. به منظور تحقق مبانی و اصول فوق هدف غایی آموزش خیر مطلق و تقرب به خدا و اهداف واسطه ای شامل رشد تمام ساحات، درک و پذیرش قانونمندی در راستای ایجاد امید به تغییر و ساختن استنتاج شده اند. محتوا، روش تدریس و ارزشیابی در سه سطح شامل سطح عمومی، سطح وسع و سطح متعالی در نظر گرفته شده اند؛ سطوحی که منتج از مبانی و اصول اند. سطح اول باتوجه به ویژگی های عمومی انسان ها، سطح دوم باتوجه به وسع و همچنین علایق متفاوت افراد و سطح سوم باتوجه به ضرورت اندیشه ورزی، تعامل نفس و بدن و کمال منش اجتماعی مبتنی بر محبت و تساهل شکل گرفته است. نتایج این پژوهش تأکید بر هم گرایی سه بُعد بدنی، فردی و اجتماعی دارد. هم گرایی به غیر فروکاهش گرایی در آموزش توجه دارد. برای مثال، نبود فروکاهش در رابطه نفس و بدن و هم گرایی عرصه عمومی و خاص، اراده و کوشش، اندیشه و عادت، تعاون و فردیت و در نهایت تساهل و تعالی.
۱۹۰۵۸.

فراتحلیلی بر تفاوت های انگاره ای زبان آموزی در مطالعات یادگیری کودکان بر مبنای شاخص جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۱
پیشینه و اهداف: این جستار با هدف بررسی مطالعات نظری-تجربی پژوهشگران حوزه زبان آموزی کودک، برای شناسایی تفاوت های انگاره ای زبان آموزی دختران و پسران در سنین اولیه کودکی(1-5سال) انجام گرفت. روش: روش اجرای مطالعه، روش فراتحلیل بود. برمبنای آن جامعه نمونه، براساس الگوی پریسما، در نهایت11 مقاله مرتبط انتخاب و در بخش های انگاره، رویکرد، ماهیت، روش و محورهای مفهومی باهم تطبیق داده شد. یافته ها: یافته های فراتحلیلی حاکی از سه احتمال داشت: میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوت وجود دارد و دختران زودتر از پسران به این مهم دست می یابند؛ میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوتی وجود ندارد، بلکه در معرض عوامل دیگر قرار گرفتن، باعث تفاوت می شود؛ در برخی کلمات(احساسی، عاطفی و..) دختران زودتر صاحب مؤلفه های کلامی(درک و بیان) می شوند. در برخی کلمات( حرکتی، ابزاری..) پسران زودتر زبان را می آموزند. نتیجه-گیری: اینکه اکثر پژوهشگران مورد بررسی معتقد به وجود تفاوت جنسیتی در حوزه زبان آموزی در کودکان بودند، اما برخی هم معتقد بودند تفاوت ناشی از عوامل دیگری است، که در زبان خود را نشان داد. لذا نیاز هست عوامل جانبی مؤثر بر زبان آموزی مورد کنترل بیشتری قرار گیرد، تا عناصر اثرگذار بر تفاوت های زبان بهتر شناخته شوند
۱۹۰۵۹.

بررسی تحلیلی رویکردهای ارتباطی و آموزشی برای دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: مقاله حاضر با هدف بررسی طیف رویکردهای ارتباطی معلمان و دانش آموزان با آسیب شنوایی انجام شد. روش ها : به این منظور، مقاله های منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه های اطلاعاتی Scholar Google، Science Direct، Elsevier، EBSCO و Springer برای مقاله های انگلیسی و در پایگاه های اطلاعاتی ISC ، SIDو IranDoc برای مقاله های فارسی به کار گرفته شدند و به روش پدیدار شناسی انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که رویکردهای ارتباطی مبتنی بر تقویت مهارت های زبانی و اجتماعی، با تأثیر مثبت بر کیفیت یادگیری و تعاملات اجتماعی دانش آموزان با آسیب شنوایی همراه است. علاوه بر این، رویکردهای تخصصی مانند استفاده از زبان اشاره و تکنولوژی های نوین، نقش مهمی در بهبود تعاملات روزمره این دانش آموزان دارند. همچنین، این رویکردها به تقویت اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانش آموزان در فرآیند یادگیری و توسعه مهارت های ارتباطی آن ها کمک می کنند. به طور کلی، این پژوهش نشان داد که انتخاب رویکرد مناسب باید بر اساس نیازهای خاص دانش آموزان و ویژگی های فردی آن ها انجام گیرد. پیشنهاد می شود که متخصصان آموزش و پرورش با در نظر گرفتن ویژگی های جمعیت شناختی و نیازهای آموزشی هر دانش آموز، از ترکیب مناسبی از این رویکرد ها بهره برداری کنند. این مداخلات به ویژه برای دانش آموزانی که نیاز به حمایت ویژه در مهارت های ارتباطی و زبانی دارند، ضروری است. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند به عنوان مبنای علمی برای طراحی و توسعه برنامه های آموزشی و درمانی برای دانش آموزان با آسیب شنوایی و همچنین بهبود تعاملات اجتماعی و ارتباطی آنان با اطرافیان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۰۶۰.

شناسایی مؤلفه های برنامه درسی شایستگی محور جهت پرورش اشتغال پذیری در آموزش عالی: یک مطالعه مروری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های برنامه درسی شایستگی محور جهت پرورش اشتغال پذیری در آموزش عالی انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش مرور سیستماتیک بود. با استفاده از کلید واژه های برنامه درسی شایستگی محور، اشتغال پذیری، تعداد 84 منبع در پایگاه های اطلاعاتی ساینس دایرکت، اسکاپوس، اریک،گوگل اسکولار و پایگاه اطلاعات و اسناد علمی ایران مطالعه قرار گرفت. ابزار پژوهش چک لیست بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مقوله ای استفاد شد. بر اساس بررسی منابع تعداد 13 مضمون؛(3 مضمون فراگیر و تعداد 10مضمون سازمان دهنده) برای برنامه درسی شایستگی محور شناسایی و استخراج شد. برای تعیین اعتبار، مضامین استخراج شده در اختیار 15 نفراز متخصصان برنامه درسی شایستگی محور قرار گرفت و میزان اعتبار آن 74/. محاسبه گردید. انتظار می رود با لحاظ ابعاد شناختی، عاطقی و روانی- حرکتی برنامه درسی شایستگی محور اشتغال پذیری و مضامین زیر مجموعه آنها در برنامه درسی قصد شده و اجرایی، بتوان زمینه تحقق شایستگی های اشتغال پذیری در دانشجویان را فراهم ساخت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان