ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۱۳۰۱.

جلوه های نمادین رنگ سرخ درادبیات عرفانی با محوریت کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
در طول تاریخ بشر، رنگ ها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسان ها داشته اند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگ های مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. به هرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوه ای ویژه ای یافته اند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجم الدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحب نظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگ ها داشته اند .این بزرگان از طریق بیان رنگ ها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را به صورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحب نظران و مریدان خود بیان کرده اند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشته اند که از گنجینه های درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخص ترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه می پردازیم.
۱۳۰۲.

مطالعه انتقادی «ادبیات پدری» و تفسیر اشاری در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
نوشتار حاضر تلاش دارد با ابتنا بر تفکر انتقادی، سطوح مختلف فهم مولوی را از تفسیر بررسی کند و جهان آگاهی های او را در دو بخش ادبیات پدری(تفسیر ارشادی) و ادبیات عرفانی(تفسیر اشاری) تحلیل نماید. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مستندات کتابخانه ای به مطالعه فهم این فقیه و خطیب متقدم، و عارف شعرگرای متأخر از تفسیر قرآن پرداخته، ضمن بازخوانی سلوک فهم مولوی؛ برای نخستین بار به تبیین اختلافات قهری و ابعاد مشترک تفسیر ارشادی و اشاری در مثنوی معنوی اقدام نموده است. چنین پژوهشی علاوه بر روشن ساختن زوایا و آشکار کردن خفایای آثار ادبی با مشکات قرآنی، سبب نزدیکی مطالعات بین رشته ای شده، موضوعات و مؤلفه هایی تازه برای پژوهش را فراهم می آورد که شمول شان می تواند نگرش هایی متنوع از فهم و تفکر را خلق کند. نتیجه پژوهش نشان می دهد علی رغم اختلاف های ساختاری میان جهان آگاهی های ادبیات پدری و تفسیر اشاری، در نگاه فرایندی عارف به میانجی گری تفسیر ارشادی است که با تفسیر اشاری آشنا می شود و به مدد نفس ناطقه و گوش جان به مرتبه استعلایی فهم راه می یابد. عمده ترین برآیند این مرتبه از فهم: ذهنیت باز، انعطاف پذیری، توجه به مخاطب محوری، گفتمان سازی، تفکر واگرا، فهم در قالب زندگی، هرمنوتیک تمثیلی، عدم قطعیت معنا و توانایی در پرسش گری است.
۱۳۰۳.

Le Soufisme, L’autre Voie du Roman Autobiographique, Maghrébin, D’expression Française(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۱
Le présent article vise à rendre visible une nouvelle piste récemment empruntée par le roman autobiographique, francophone, maghrébin, celle de la spiritualité soufie par laquelle se renouvelle ainsi non seulement le genre en question mais toute la littérature maghrébine d’expression française. Ce tournant littéraire, inédit, fait écho à l’approche critique de Marthe Robert sur le genre romanesque, définissant ce dernier comme « une capacité à s’emparer de secteurs de plus en plus vastes de l’expérience humaine » (Robert, 1972 : 15). Cette nature plastique du roman se manifeste à deux niveaux dans Nulle part dans la maison de mon père de la célèbre écrivaine, algérienne, Assia Djebar : dans la relation dialogique qu’il entretient avec le livre, explicitement spirituel, Soufi, mon amour de l’écrivaine turque, Elif Shafak, et dans sa structure composite incluant le soufisme , l’autobiographie, la romance . De cette hétérogénéité, il résulte un néant culturel réalisé sur le mode de l’initiation soufie de l’accomplissement spirituel de l’être.
۱۳۰۴.

همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.
۱۳۰۵.

مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۶
پژوهش حاضر به مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان، در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی می پردازد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و تحلیلی بوده و ازلحاظ روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری آن را نخبگان شهر هرات تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، ۳۶۰ نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نخبگان شهر هرات به طور کلی، سیاست های هند در قبال افغانستان را مطلوب تر از سیاست های ایران و پاکستان ارزیابی می کنند. همچنین، یافته های تحقیق به صورت جزئی نشان می دهد که در زمینه سیاست های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و نیز خط مشی های سیاسی، نخبگان هرات به ترتیب هند، ایران و پاکستان را ترجیح داده و در سیاست های مذهبی و فرهنگی، به ترتیب هند، پاکستان و ایران را ترجیح می دهند. 
۱۳۰۶.

کاوشی در تطابق آرای کلامی امام محمد غزالی و عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۴
امام محمد غزالی و جامی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی ایران زمین اند، این دو، دیدگاه های کلامی خود را در آثارشان بازتاب داده اند و در گرایشات غالب کلامی خود، پیرو اشعریه اند ولی با این همه در پاره ای موارد، آرای کلامی اشاعره را نمی پذیرند. تفاوت هایی در پاره ای آراء کلامی بین این دو وجود دارد. در پژوهش حاضر به آراء کلامی این دو در زمینه هایی مثل توحید افعالی، نگرش این دو نسبت به فلسفه، جبر و اختیار، مباینت و یگانگی ذات و صفات خداوندی، مسئله رویت، تشبیه و تنزیه، عقل ونگاه این دو به آن، معاد جسمانی و شفاعت پرداخته شده و اشتراکات و نکته های تفارق بین این دو در این ابعاد روشن شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از آن دارد که که هم غزالی و هم جامی معتقد به توحید افعالی اند، ضد فلسفه اند، در مورد رؤیت، غزالی رؤیت را می پذیرد ولی بیشتر متمایل به رؤیت از طریق دل است و خداوند را منزّه از رؤیت جسمانی می داند، ولی جامی معتقد به رؤیت جسمانی است و در این مورد به شکل کامل از دیدگاه اشاعره تبیعت می کند. در عقل ستیزی و جبرگرایی نیز جامی نظر افراطی تری دارد؛ او در عقل ستیزی پیرو نگرش عرفانی است؛ حال آنکه غزالی جایگاه خاصّی برای عقل قائل است. در زمینه جبر و اختیار نیز، غزالی حد اوسط را برگزیده و جامی جبرگرای مطلق است. در مورد شفاعت و معاد جسمانی نیز تفاوت هایی در نگرش های این دو دیده می شود.
۱۳۰۷.

بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
۱۳۰۸.

تحلیل مضامین فرهنگ عامیانه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی: داستان گاوگُم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ عامه در داستان های هر منطقه است و از آنجا که انسان و زندگی و اندیشه او جزء لاینفک داستان است، پیوستگی فرهنگ عامه با زندگی به حوزه داستان هم راه یافته است. مضامین فرهنگ عامه شامل مجموعه ای از موضوع ها و مفاهیم است که در میان عموم مردم به طور روزمره مورد استفاده قرار می گیرد. بخشی از این فرهنگ شامل، آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی و بخشی دیگر شامل، جلوه های زبان محاوره و گویش های محلی، بازی ها، اشعار و ترانه ها، حکایت ها، ضرب المثل ها، اصطلاحات، کنایه ها و عبارت های خاص و مواردی شبیه به آن است که اغلب در زبان عموم مردم به کار می رود. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مضامین فرهنگ عامه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی، داستان گاوگُم) بوده است. این پژوهش از نظر هدف، جزو تحقیقات توصیفی تحلیلی است و براساس نوع و ماهیت داده ها، تحقیق کیفی است. بدین ترتیب پس از بررسی و تحلیل رمان گاوگم از علی علی نژاد، دریافتیم که نویسنده تلاش کرده در اثر داستانی جدیدش نگاهی تازه به داستان نویسی مبتنی بر فرهنگ بومی داشته باشد و با قلمی برگرفته از گویش مازندرانی و نگارش فارسی، نثری داستانی برای مخاطب بنویسد که هم دارای مؤلفه ها و فضای بومی باشد و هم برای مخاطب غیرمازندرانی فضای زبانی و روایی جدیدی ایجاد کند.
۱۳۰۹.

تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای قاجاری؛ مطالعه موردی: بزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
زمینه/ هدف: گورستان تخت فولاد اصفهان، واقع در جنوب شرقی این شهر با مساحت ۷۵ هکتار، و گورستان بُزلر هفشجان در استان چهارمحال و بختیاری، از جمله گورستان های مهم ایران به شمار می آیند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تحلیل و مقایسه کاربرد نقش سرو در گورستان های بُزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان است. در این راستا، تفاوت ها و شباهت های طراحی و کارکرد این نقش در دو گورستان بررسی شده است. روش/ رویکرد: نگارندگان با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی (از نوع هم زمانی)، به تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای این دو مجموعه در دوران قاجار پرداخته اند. در این پژوهش، سنگ مزارهای مربوط به دوره قاجار با بهره گیری از مطالعات اسنادی و میدانی با روش کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها/ نتایج: یافته ها نشان می دهند که هر دو گورستان دارای مجموعه ای متنوع از نقوش هستند که بر سنگ مزارها جلوه گر شده اند. این آرایه ها شامل نقوش اسلیمی، ختایی، گیاهی، حیوانی و اشیا بوده که نقش سرو در میان آن ها به اشکال گوناگون تکرار شده است. این درخت به عنوان یکی از مهم ترین نمادهای فرهنگی و مذهبی در هنر اسلامی ایران، به ویژه در گورستان های تاریخی، حضوری پررنگ دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرو به صورت مستقل یا در ترکیب با دیگر نقوشی همچون پرنده، محراب و گلدان دیده می شود. اگرچه طراحی این نقوش در دو گورستان تفاوت هایی دارد، اما ماهیت و نمادگرایی آن ها از منظر فرهنگی، اعتقادی و تاریخی مشابه است. این نقوش افزون بر جنبه های تزیینی، بازتاب دهنده باورها و مفاهیم نهفته در نقوش سنگ قبور دوران قاجار نیز هستند.
۱۳۱۰.

Le Cœur de la vache : Le retour de la littérature iranienne à la relation « l’humain/l’animal » et sa redéfinition écoféministe(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
« La Vache » est l’œuvre la plus parlante de la littérature iranienne du siècle dernier qui problématise la relation entre l’humain et l’animal. A l’époque actuelle, la conscience écologique et écoféministe des romanciers iraniens éveillée, la littérature extrême-contemporaine revient à cette relation. Roman extrême-contemporain, Le Cœur de la vache peut être considéré en tant que relecture écoféministe de « La Vache » et ceci se comprend à travers nombreuses références à l’intrigue et au personnage principal de la nouvelle. Le roman met en scène le jeune Atā qui fait l’expérience d’une aliénation progressive à force d’avoir travaillé dans un abattoir et tué les vaches. Il défend en effet une position écoféministe qui rejoint celle de Susan Griffin revendiquant l’égalité de l’homme et de la femme face à l’environnement. Dans cette recherche, nous nous sommes proposé d’effectuer une lecture réceptionniste et écoféministe du Cœur de la vache et nous avons tenté de répondre à quelques questions majeures : comment Le Cœur de la vache reproduit-il la problématique de « La Vache » et comment peut-on interpréter l’écart que le personnage principal représente par rapport à celui de la nouvelle ? Pourquoi ce personnage principal est condamné à l’isolement et comment le vit-il ? Quel type de relation rattache ce dernier au monde animal et quelles sont les conséquences d’une telle relation ? La réponse à ces questions nous a révélé l’émergence d’une nouvelle conscience écoféministe qui proclame l’égalité de l’homme et de la femme face aux conventions patriarcales et capitalistes.
۱۳۱۱.

تحلیل بازشناسی و بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار شاعر عاشورایی (محتشم کاشانی، عمان سامانی، بیضا جونقانی و شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
عاشورا یکی از مبانی الهام بخش شاعران ایران زمین بوده و هست؛ و در هر دوره و متناسب با وقایع همان عصر، شاعران نگاهی خاص به بیان این واقعه دارند. از مهم ترین ویژگی های رستاخیزی و حفظ نهضت عاشورا در بین مردم، بازتاب آن در اشعار شاعران عاشورایی است. شاعرانی که با قطب سازی ها علاوه بر مدح امام حسین(ع) و یاران وفادارش، بیان مظلومیت و حق بودن قیام، نگاه متفاوت به زن و الگوگیری از این واقعه، به هجو دشمنانش پرداخته اند. هر شاعری ضمن بیان توصیفی کلّی از این واقعه، هدف خاصی را دنبال می کند و به همین دلیل در این پژوهش به تحلیل بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار تن از شاعران عاشورایی دوران صفویه، قاجار و معاصر پرداخته ایم. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر شیوه کتابخانه ای انجام شده است. محتشم، عمان و بیضا بیشتر به بیان مظلومیت امام حسین(ع) و خانواده اش پرداخته اند؛ امّا شهریار ضمن چنین اشاراتی، مخاطب را به الگوگیری از واقعه عاشورایی دعوت می کند؛ عمان نتیجه ای عرفانی از این واقعه می گیرد و امام حسین(ع) را تنها لبیک گو به نوشیدن جام الست می داند؛ بیضا ضمن توصیف صحنه های نبرد، بیشتر به شخصیت حضرت زینب(س) و کارکردهای وی توجه کرده و از عناصر فرهنگی ایرانی مانند موی باز کردن و موی کندن، عروسی قاسم و... در اشعارش بهره برده است.
۱۳۱۲.

واکاوی جایگاه نور در آئین های نوروزی (نمونه موردی: آیین چراغ بران شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
یکی از موضوعاتی که می تواند قدمت، اصالت و ریشه دار بودن باورهای کهن مردم هر سرزمین را به نمایش بگذارد، برگزاری آیین ها و سنت ها و سیالیت اندیشه های والایی است که در پیوند میان ملیت و مذهب، توانسته اند با گذر از کوره راه های سخت زمانه، به زیست خود ادامه دهند. یکی از آن ها، آیین چراغ بران است که همه ساله در شب عید نوروز در صحن امامزادگان دو خاتون (س) شهرکرد برگزار می شود؛ تا روشنایی بخش سفره هفت سین باشد. در این آیین، فردی که به اصطلاح «سید» است اقدام به روشن کردن چراغ می کند و مردم برای حفاظت از این شعله تا پایان یافتن سوخت چراغ، می کوشند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی جایگاه و عناصر نمادین نور در فرهنگ ایرانی اسلامی است و این پرسش مطرح می شود که: جایگاه نور در آیین ملی مذهبی چراغ بران شهرکرد کجاست؟ روش ارائه مطالب، توصیفی   تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده است. آیین چراغ بران پیشینه ای چند هزار ساله دارد و ارتباط ناگسستنی ملیت و مذهب را با محوریت نور در قالبی نوآورانه به منصه ظهور رسانده است. باوجود اینکه نوروز و نو کردن آتش، آیینی مربوط به پیش از اسلام است، اما مردمان شهرکرد با اجرای این مراسم که تقدس نور و روشنایی از پیش تا پس از اسلام و احترام به آن را به نمایش می گذارد، به نوعی ارتباط با معبود حقیقی و ارادت به اهل بیت(ع) را در آستانه سال نو اعلام می کنند. قابلیت انعطاف پذیری دین اسلام و هوشمندی ایرانیان یکتاپرست، درهم تنیدگی سنت های ملی مذهبی در جهت رسیدن به معبود الهی و پیوستگی فرهنگی در این آیین، هم زمان متجلی شده است.
۱۳۱۳.

تحلیل ساختار تفسیر آیات و احادیث در نظام معرفتی هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۶
تفسیر صوفیان از آیات، احادیث، اقوال مشایخ و متون دیگر، چندوچونِ گزینش ها و معیارهای تفسیری آنان را در مواجهه با این امور بازنمایی می کند. در این میان، کشف المحجوب هجویری یکی از کهن ترین متون صوفیانه فارسی، منبع حائز اهمیتی در این زمینه به شمار می آید. نگارنده در این مقاله می کوشد ضمن طبقه بندی تأویلات هجویری از آیات و احادیث، با برشمردن اصلی ترین الگوهای تفسیری و عوامل تأثیرگذار در نظام معرفتی وی، میزان وفاداری او به ظاهر متن یا عدول از آن، داشتن گرایش های ذوقی، یا وجود جنبه های استدلال ورزانه در تأویل و نیز تصرفات ایدئولوژیک وی در تفسیر را نشان دهد. در ادامه این جستار، با مقایسه الگوهای استنباطی هجویری از آیات و احادیث با چهارچوب های اعمال شده وی در تأویل اقوال مشایخ صوفیه، میزان هماهنگی، انسجام منظر و هم نوایی معرفتی یا بالعکس آشفته گرایی او در عرصه تفسیر صوفیانه مشخص می شود.
۱۳۱۴.

تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۲۴۵۴
زمینه : از ویژگی های مهم متون ادب عرفانی پیوند آنها با کلام است که می تواند نشان دهنده اهمیّت مباحث کلامی از نظرگاه عارفان باشد. این پژوهش می کوشد ضمن بررسی و تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان و بازتاب مباحث کلامی در آثار علاءالدّوله سمنانی، اثبات کند که علم کلام در راستای رسیدن سالک به غایت و هدف، کمال مقدّمی و پیشینی شایسته ای به شمار می آید. روش : با توجه به این ویژگی ها در این مقاله  به روش توصیفی تحلیلی، نحوه پیوند کلام و عرفان در آثار علاءالدوله سمنانی بررسی و تبیین می شود. یافته ها : سالک با کاربرد ابزارکلام می کوشد به تدریج معارف خود را ارتقاء دهد تا از حیطه معرفت کلامی بیرون آید و به معرفت شهودی دست یابد. بررسی شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله نشان می دهد که کلام به سه صورت در مباحث عرفانی تأثیرگذار است: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 شرح و تبیین مسأله و تدارک زیرساخت های لازم؛ 3 تغییر زبان و وسعت دایره واژگانی. از سوی دیگر عرفان نیز در چهار بخش بر کلام اثر می گذارد: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 نقد آموزه های کلامی؛ 3 تبیین ابهامات و تکمیل آموزه های کلامی؛ 4 شرح و تعمیق تأمّلات کلامی در مسائل مختلف.
۱۳۱۵.

تحلیل بن مایه شناختی دیوان ابواسحاق حلاج اطعمه شیرازی، با تکیه بر دو مؤلفه ساختارگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۸
گونه ادبی طنز از قدیم ترین میراث مکتوب ادب فارسی، هم چون سرمایه فرهنگی سرزمین های فارسی زبان و فرهنگ نوشتاری فارسی، حضوری پررنگ و کم وبیش پیوسته داشته است. این امر مطالعه و بررسی آن را با رویکردهای گوناگون ناگریز می کند. یکی از رویکردهای ممکن، یافتن بن مایگان به منزله اجزایی از ساختار متن و سپس ترسیم شبکه بن مایگانی به منزله روابط میان اجزای ساختار است. مطالعه بن مایگان، برای دست یابی به ابربن مایه ها و چیرگی آن ها، شناختی تازه را از متن میسر می کند. گستردگی و انعطاف ماهیت بن مایه ظرفیت مطلوبی برای تحلیل متن به دست می دهد. بن مایه عنصر تکرارشونده متن است، مشروط بر آن که این تکرار بسنده و نیز دلالت مند باشد. این عنصر می تواند یک واژه، نماد، تصویر، شگرد ادبی و... باشد. در این پژوهش بن مایه های حامل طنز در دیوان ابوسحاق اطعمه شیرازی استخراج، طبقه بندی و با کمک منابع اسنادی و کتاب خانه ای، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. در انتها، «بزرگ نمایی و برجسته سازی امر خوردن» به عنوان ابربن مایه حامل طنز در متن به دست آمد که بن مایگان متعددی زیرمجموعه آن قرار دارند. این بن مایگان عبارت اند از: روابط بینا متنی (نقیضه پردازی، تضمین، تلمیح)، تیپ سازی راوی، واژگان مرتبط با عشق، اصطلاحات عرفانی برای خوراکی ها، تصویرپردازی، انسان انگاری، گفتگو، مناظره، شطح بافی، حماسی جلوه دادن خوردن، نام خوراکی ها در محل ردیف، استفاده فراگیر از واژگان مرتبط، تشبه به ادبیات تعلیمی، تقدس بخشی به خوردن، نظم سلسله مراتبی خوراکی ها و عنوان های طنزآمیز. کنش این بن مایگان و تراکم آن ها در متن در نهایت منتهی به برجسته سازی مفهوم «خوردن» و مفاهیم وابسته می شود.
۱۳۱۶.

Les enjeux et les défis traductologiques des nouvelles de Faribâ Vafi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۰
Cette étude se penche sur les enjeux et les défis traductologiques liés à la traduction littéraire, en particulier dans le cas des nouvelles de Faribâ Vafi, l’une des figures de la littérature iranienne contemporaine. L’objectif principal est d’élaborer une stratégie traductive capable de préserver à la fois la structure narrative, les spécificités stylistiques et les éléments culturels propres à l’univers de l’auteure, tout en produisant un texte fluide, lisible et culturellement accessible en langue cible. Notre corpus est constitué de quatre nouvelles issues du recueil Pas de vent, pas de rame que nous avons traduites en français. Ces textes, empreints d’un réalisme subtil et d’une écriture intimiste, posent des défis particuliers sur les plans lexical, syntaxique et culturel. Afin d’aborder ces problématiques, notre analyse s’appuie sur l’approche comparative de Vinay et Darbelnet, qui permet de mettre en lumière les procédés de transposition, d’équivalence ou encore d’emprunt mobilisés dans le passage du persan au français. Cette approche sera également enrichie par des apports théoriques issus de travaux récents sur la traduction des culturèmes et des spécificités littéraires dans les textes contemporains.
۱۳۱۷.

برساخت روایت های جمعی سوم شخصی مبتنی بر موضع گزینی راوی (نمونه داستانی: ترس ولرز نوشته غلام حسین ساعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: در یکی از گونه های روایت جمعی، راوی با وجود بهره گیری از زاویه دید سوم شخص، بازتاب دهنده صدای جمعی است. داستان ترس و لرز نوشته غلام حسین ساعدی نمونه ای شاخص از این الگوست؛ در حالی که کانون روایی در این اثر برون داستانی است، راوی با موضع گزینی خاص خود، در بافت تعاملات اجتماعی و فرهنگی گروه ادغام می شود و نوعی هم سویی با آن ها را بروز می دهد. اهمیّت این مطالعه در تحلیل سازوکارهایی است که بدون به کارگیری ضمیر اوّل شخص جمع، امکان برساخت جمع محور روایت را فراهم می آورند و هم زمان هویت های گروهی را بازنمایی می کنند. در چارچوب نظری پژوهش، عناصر روایی در پیوند با مفاهیم جامعه شناختی چون دیگری و جامعه بسته بررسی می شوند. روش: روش کار توصیفی–تحلیلی است و با تمرکز بر کنشگری و هم داستانی راوی، نام گذاری های سوگیرانه، درون مایه سازی فضا، بازنمایی حافظه جمعی و بازتاب باورپذیر شایعات، نشان می دهد که صدای روایت با حفظ بی طرفی ظاهری، در بازتولید گفتمان های جمعی مسلط نقش ایفا می کند. یافته ها: جمع بودگی در یک روایت را می توان به دو صورت فهمید: از طریق راوی جمعی یا از طریق داستانی که درباره یک گروه است. ۱. داستان «ترس و لرز» در دسته دوم قرار می گیرد. ۲. اگرچه داستان به شکل سوم شخص روایت می شود، راوی با شخصیت ها هم راستا است و دیدگاه و حافظه جمعی آن ها را به اشتراک می گذارد. ۳. صدای روایی از طریق نام گذاری های سوگیرانه، درون مایه سازی فضایی و هم راستایی با دیدگاه شخصیت ها، همبستگی گروه را بازنمایی می کند.۴. با تسهیل غیرمستقیم اعتبار شایعات و اجتناب از قضاوت آشکار، راوی گفتمان جمعی گروه را تقویت می کند. ۵. بنابراین، راوی سوم شخص روایت جمع محوری ایجاد می کند که به طور غیرمستقیم از مواضع جمعی شخصیت ها حمایت می نماید. بدین ترتیب یافته ها نشان می دهند این شکل از روایت جمعی سوم شخصی می تواند افق های تازه ای برای کاربست نظریه های روایت جمعی و تحلیل گفتمان های گروه بنیان در ادبیات معاصر فارسی بگشاید.
۱۳۱۸.

نقد ترجمه عربی اشعار فروغ فرخزاد بر پایه نظریه هنجارمحور توری و رویکرد معنایی – ارتباطی نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۴
ترجمه ی شعر یکی از پیچیده ترین شاخه های ترجمه است که مستلزم انتقال دقیق معنا، تصویرهای شعری و ویژگی های زیبایی شناسانه از زبان مبدأ به زبان مقصد می باشد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی، به بررسی ترجمه ی عربی گزیده ای از اشعار فروغ فرخزاد در کتاب مختارات من الشعر الفارسی الحدیث، اثر محمد نورالدین عبدالمنعم، می پردازد. چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر دو نظریه است: نظریه ی هنجارهای گیدئون توری و نظریه ی ترجمه ی معنایی و ارتباطی پیتر نیومارک. توری با دسته بندی هنجارهای ترجمه به سه نوع آغازین، مقدماتی و عملیاتی، به نقش عوامل زبانی و فرهنگی در روند ترجمه می پردازد؛ در حالی که نیومارک میان دو رویکرد ترجمه ی معنایی (وفادار به متن مبدأ) و ترجمه ی ارتباطی (متمرکز بر مخاطب مقصد) تمایز قائل می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ترجمه ی بررسی شده عمدتاً از رویکرد ارتباطی نیومارک پیروی کرده و با بومی سازی عناصر زبانی و فرهنگی، در پی انتقال پیام اشعار به مخاطب عرب زبان بوده است. با این حال، در برخی مواضع، انتقال کامل معنا و ظرافت های زیبایی شناسانه محقق نشده است که این امر، بیانگر چالش ها و محدودیت های ذاتی ترجمه ی شعر می باشد. این مطالعه، بر ضرورت بهره گیری آگاهانه از نظریه های ترجمه در ارتقاء کیفیت ترجمه های ادبی، به ویژه در حوزه ی شعر، تأکید می ورزد.
۱۳۱۹.

نویافته هایی مغفول از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۶۳
این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی اشعاری نویافته از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی را که از آنها غفلت شده است، تحلیل کند؛ نخست: غزلی از نزاری قهستانی: نزاری قهستانی غزل سرای زبردست سده هفتم و ربع اول سده هشتم هجری است که از او دیوان شعری به جا مانده است. این دیوان به کوشش مظاهر مصفا تصحیح و به چاپ رسیده است. تصحیح مصفا بر مبنای نُه نسخه خطی و مقابله با رساله ماشین شده رضا مجتهدزاده صورت گرفته است. در جُنگ انیس الخلوه، پنج غزل از نزاری آمده است که یکی از این غزل ها در دیوان چاپی او پیدا نشد. دوم: یک غزل و رباعی از ناصر بجه ای شیرازی: ناصر بجه ای شیرازی شاعر سده هفتم و ربع اول سده هشتم و معاصر با سعدی است. از این ناصر دیوانچه ای به تصحیح محمود مدبری منتشر شده است. میلاد عظیمی نیز غزل هایی را از او گردآوری کرده است. از ناصر غزلی در جنگ انیس الخلوه ذکر شده که در هیچ کدام از این گردآوری ها وجود ندارد. همچنین یک رباعی نویافته از او در جنگ خطی کتابخانه ملک به شماره 5319 وجود دارد که در هیچ کدام از گردآوری ها نیامده است. سوم: سه غزل از جلال الدین عتیقی: جلال الدین عتیقی شاعر سده هفتم و هشتم هجری است. دیوان اشعار او به صورت چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه فاتح ترکیه به طبع رسیده است. هجده غزل از عتیقی در جنگ شعری مونس العشاق ذکر شده که دو غزل از آنها نویافته هستند. همچنین یک غزل نویافته نیز در سفینه انیس الخلوه به نام عتیقی آمده است.
۱۳۲۰.

مطالعه تطبیقی متن و تصویر در روایت خسرو و شیرین بر اساس ریخت شناسی ولادیمیر پراپ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
ریخت شناسی از مباحث اساسی در نقد ادبی است که به بررسی ساختار درونی داستان ها و کشف کنش ها و خویشکاری های موجود در داستان می پردازد. پراپ نخستین بار به ریخت شناسی داستان ها پرداخت و قصه های عامیانه روس را بر این مبنا تجزیه و تحلیل کرد. او روایت را به عملکردها و شخصیت های متفاوت تقسیم کرد. این شاخصه ها را می توان در روایت های ایرانی نیز مشاهده کرد. با توجه به همگامی ادبیات با نگارگری ایرانی، الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره های ایرانی نیز قابلیت شناسایی و بررسی دارد. پژوهش حاضر به هدف شناسایی و تطبیق داستان و نگاره های روایت خسرو و شیرین براساس الگوی ریخت شناسی پراپ و در پاسخ به این پرسش هاست که کدام یک از عملکردها و شخصیت های ارائه شده در الگوی ریخت شناسی پراپ در نگاره ها و روایت خسرو و شیرین مشاهده می شود؟ بر اساس الگوی ریخت شناسی پراپ متن و نگاره های روایت خسرو و شیرین چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟ روش انجام پژوهش توصیفی–تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. به همین منظور 12 تصویر بر اساس سیر داستان خسرو و شیرین از مکتب هرات انتخاب و بر اساس متن داستان با نظریه پراپ مطابقت داده شدند. نتایج به دست آمده نشان می دهد 30 عملکرد از الگوی ارائه شده پراپ در روایت و 19 عملکرد در نگاره های خسرو و شیرین دیده می شود. همه انواع شخصیت ها در نگاره ها قابل شناسایی است که برخی دارای چندین عملکرد هستند. همچنین انواع وضعیت ها، گره افکنی ها و موانعی که باعث کشش و جذابیت داستان شده است در نگاره ها نیز وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان