ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۱۳۴۱.

تحلیل ترانه های دهه نود با رویکرد نظریه تحلیل گفتمان؛ مطالعه موردی مجموعه شعر خانه ترانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
با گذشت یک قرن افت و خیز در ترانه معاصر ایران، امروز می توان سیر دگردیسی آن را در واپسین دهه آن، دهه نود، با رویکردی تحلیلی مطالعه کرد و مجموعه شعر «خانه ترانه» با آثار بیش از پنجاه ترانه سرای دهه نود این امکان را تا حدودی فراهم آورده است. نظریه تحلیل گفتمان در این مقاله به بررسی نقش و کارکرد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری و فلسفی ژانر ترانه و نیز حقیقت ماهوی آن در عصر پسامدرنیته می پردازد؛ چراکه نظریه گفتمان می تواند یکی از نمودهای عصر پسامدرنیسم و دوره گذار از ماهیت واقعیت تک بُعدی ابژه ها در زندگی اجتماعی امروز باشد. این جستار، ترانه های دهه نود را به عنوان یکی از نمودهای فراگیر فرهنگی ارزیابی کرده و به یافته هایی ذیل موضوعاتی چون: تاریخ ترانه، عشق، زبان و نیز ممنوعیت دست یافته است. طبق نتایج این پژوهش، ترانه های دهه نود در یک ساز و کار مدرنیستی و پسامدرنیستی تحت تأثیر دو عامل ایدئولوژی و قدرت از یک هژمونی فکری و فلسفی پیروی می کنند که به نوعی منجر به خلق گفتمان تازه ای در این حوزه شده است. گفتمانی که در لایه های زیرینش از تأثیر مسائلی چون: تکنولوژی، سیاست، فرهنگ، علایق و سلایق جوانان، اتوریته مافیای صنعت موسیقی، برخورد سلبی رادیو و تلویزیون ملی و... خبر می دهد.
۱۳۴۲.

امام بخش صهبایی منتقدی برجسته از شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
یکی از برجسته ترین ویژگی های زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره هند، حضور نقد ادبی در آن است. در این زمینه نویسندگان و منتقدان زیادی آثار مختلفی از خود به یادگار گذاشته اند. این آثار یا به صورت مستقل نگاشته شده اند، یا در ضمنِ آثاری با موضوعاتی دیگر، به نقد اشعار دیگران پرداخته اند. در مواجهه با این آثار، ممکن است ما با برخی دیدگاه های انتقادی آن منتقدان موافق نباشیم، اما معرفی و ارزیابی این آثار، از لحاظ تاریخ نقد ادبی در زبان فارسی بسیار حائز اهمیت است. یکی از این منتقدان شبه قاره که آثار قابل توجهی از او باقی مانده، امام بخش صهبایی است. وی در آثار خود مکرر به مسائل نقد و بلاغت پرداخته است. او که در سده سیزدهم می زیست، با تألیف بیش از بیست رساله در زمینه های مختلف اعم از نقد ادبی، شرح برخی متون فارسی، بلاغت، لغت و... شخصیت تأثیرگذاری در این زمینه ها بوده است. علاوه بر این وی با تدریس زبان فارسی، شاگردان زیادی تربیت کرد که همگی آنان در گسترش زبان فارسی نقش عمده ای ایفا کرده اند. در این مقاله به معرفی امام بخش صهبایی و بررسی اجمالی سوانح زندگی او پرداخته شده و در ضمن با معرفی آثارش، دیدگاه های مختلف وی به ویژه در حوزه نقد ادبی بررسی و تحلیل شده است.
۱۳۴۳.

بررسی واژه های کهنِ جامانده از فرهنگ ها در ذخیره خوارزمشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۲
با بررسی متون گذشته زبان فارسی و همچنین دستنویس های کهنی که در تصحیح این متون از آنها استفاده نشده است، گاه به واژه هایی برخورد می کنیم که در هیچ فرهنگ نامه یا لغت نامه ای دیده نمی شوند و پژوهشگر باید برای یافتن معنا و مفهوم آن، کاوش و کندوکاو فراوانی انجام دهد. همچنین معنای برخی از واژه ها در این متن ها با معنایی که در فرهنگ ها برای آنها آمده، متفاوت است. بنابراین ضرورت بررسی و واکاوی در معنا و ساختار این گونه واژه ها بسیار احساس می شود. این گونه پژوهش ها می تواند برخی واژه های فراموش شده یا جامانده از فرهنگ های فارسی را بازنماید تا کار مصحّحان و پژوهشگران متون فارسی آسان تر شود و هنگام برخورد با واژه ای ناشناخته به معنا و کاربرد آن پی ببرند. در کتاب ارزشمند ذخیره خوارزمشاهی برخی واژه های ناشناخته که در واژه نامه های مختلف زبان فارسی به عنوان مدخل وارد نشده اند، وجود دارد که باید بازشناسانده شوند. در این پژوهش با جست وجو در فرهنگ های مختلف فارسی، عربی، پهلوی و انگلیسی، و بررسی ساختار و تحول واژه ها از زبان پهلوی تا فارسی دری، سعی شده است معنا، کاربرد و تلفظ صحیح برخی واژه های ناشناخته یا جامانده از فرهنگ ها نمایانده شود. این واژه ها در این پژوهش به چهار دسته تقسیم شده اند که برخی از آنها واژه های ساده و مرکب اند و برخی دیگر صورت های جدید یا تلفظ های دقیق از واژه هایی شناخته شده اند. این بررسی نشان می دهد که هنوز در تاریخ زبان فارسی واژه هایی وجود دارند که باید بازنمایی شوند. همچنین بررسی این نوع واژه ها می تواند گستره لغات زبان فارسی، مراحل دگرگونی و تحول واژه ها، و گونه های مختلف یک واژه را نشان دهد.
۱۳۴۴.

رفتارشناسی شخصیت های داستان رستم و سهراب بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی رفتار شخصیت های تأتیر گذار داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی، مبتنی بر چارچوب نظریه انتخاب ویلیام گلسر، به روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش محوری مقاله آن است که چگونه می توان با تکیه بر مؤلفه های کلیدی تئوری انتخاب (نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری، واقعیت گرایی و ماشین رفتار)، خوانشی نظام مند از کنش های مؤثر و نامؤثر شخصیت های این روایت ارائه داد؟ یافته ها نشان می دهد که رفتار شخصیت ها در چارچوب پنج نیاز بنیادین ویلیام گلسر (بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح) شکل می گیرد و تضاد میان «واقعیت بیرونی» و «ادراک ذهنی» آنان، به ویژه در شخصیت سهراب، به عنوان محرک اصلی انتخاب های تراژیک عمل می کند. همچنین، مسئولیت گریزی رستم در افشای هویت واقعی خود، نقشی کلیدی در تقابل میان «کنترل درونی» و «کنترل بیرونی» ایفا می کند که به گسست ارتباط مؤثر و فاجعه بار داستان می انجامد. در پایان این مقاله به این نتیجه می رسد که فقدان توازن در ارضای نیازهای اساسی و واکنش ناکارآمد به واقعیت، انتخاب های شخصیت ها را به سمت سرنوشتی تراژیک سوق می دهد که منجر به فاجعه می گردد. این مطالعه نه تنها ظرفیت نظریه های روان شناسی را در تحلیل متون حماسی تأیید می کند، بلکه الگویی برای بررسی تعامل «اختیار» و «مسئولیت پذیری» در ادبیات کلاسیک ارائه می دهد.
۱۳۴۵.

جای گزینی تخیل تاریخی با تخیل جغرافیایی به مثابه وجه ممیز دوره های عجایب نامه نویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۱
در این نوشتار، نشان داده خواهد شد که چگونه عنصر «مکان»، که در قالب توجه به جغرافیا در متون عجایب نامه ای دوره اول برجسته شده است، نماینده فکر زمینی و غیرتخیلی و خردگرایی است که در دوره های بعد جای خود را به «زمان» در قالب «تاریخ» می دهد و از عقلانیت و عینی بودن خارج می شود و به تخیل گره می خورد. به نظر می رسد عجایب نامه نویسی در دوره اول، پایگاهی برای نوعی «مقاومت» دربرابر جریان رسمیِ علم بوده است. با استناد به روش تبارشناختی فوکو، در پژوهش حاضر کوشش شده است نقاط گسست در خیال پردازی عجایب نامه نویسان معرفی شوند. در دوره نخست عجایب نویسی، «جغرافیا» محمل خیال پردازی و حلقه اتصال با واقعیت است. در دوره دوم، تمسک به «روایت پردازی» جای جغرافیا را می گیرد. دوره سوم، که طی آن خیال ورزی با تمسک به رویدادهای «تاریخی» صورت گرفته است، شاهد پروبال گرفتن موجودات افسانه ای و رشد چشمگیر آن ها هستیم. حتی شخصیت های تاریخی نیز از خیال پردازی مؤلفان عجایب نامه ها برکنار نمانده اند. براین اساس، سه دوره متمایز عجایب نامه نویسی معرفی شده اند.
۱۳۴۶.

صفات برجسته جوانمردان در افسانه های مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۲۰۱
در این پژوهش، جوانمردی همان فضایل اخلاقی ارزشی مانند شجاعت، وفاداری، فداکاری، عدالت خواهی، بخشش، مهمان نوازی و مساعدت به ضعفا در نظر گرفته شده است. ریشه این مفهوم در سنت تاریخی ایران قرار دارد. گروه هایی مانند عیّاران یا فتیان که در تاریخ به عنوان حاملان این ارزش ها شناخته شده اند، نقشی مهم در نشر و ترویج این اخلاق دارند. جوانمردان گروهی اخلاقی- تربیتی بوده که پیشینه حضور آنان به ایران پیش از اسلام می رسد. افسانه های عامیانه ازجمله آثار ادبی است که حاوی مضامین اخلاقی بوده و هدفی تعلیمی را در ژرفای خود جای داده اند. در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، «جوانمردی» افسانه های عامیانه ایرانی بررسی شده و نتایج حاکی از آن است که در برخی از افسانه های عامیانه ایرانی شخصیت هایی حضور دارند که ویژگی اخلاقی «جوانمردان» را دارا بوده و با شجاعت و وفاداری و فداکاری به ضعیفان یاری رسانده و به سبب بخشندگی و برپایی عدالت و مهمان نوازی می توان آنان را از جوانمردان و پیروان این آیین دانست. البته تمامی صفات در یک شخصیت دیده نمی شد و ممکن بود فقط یک یا چند صفت در قهرمان داستان دیده شود.
۱۳۴۷.

زال و سیمرغ به مثابه یک ترفندباز: خوانشی نوین از داستان های شاهنامه براساس نظریه های اسطوره شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
مقاله حاضر به بررسی شخصیت ترفندباز در داستان زال و سیمرغ از شاهنامه فردوسی می پردازد. ترفندباز به عنوان شخصیتی اسطوره ای، با ویژگی هایی همچون دوپهلو بودن و پیکرگردانی، چاره گری، و مداخله خداگونه شناخته می شود که در فرهنگ های مختلف جهان حضور پررنگی دارد. این پژوهش با استناد به نظریه های مختلف و بررسی ویژگی های یک ترفندباز، زال و سیمرغ را به عنوان ترکیب ترفندباز در اسطوره های ایرانی معرفی می کند. در این مقاله، ویژگی های ترفندباز مانند تغییر شکل، خردمندی، و توانایی ایجاد تحول در نظم اجتماعی تحلیل شده است. زال با تولد غیرعادی و پرورش یافتن توسط سیمرغ، شخصیتی بینابینی دارد که به او توانایی دخالت در موقعیت های بحرانی می دهد. سیمرغ نیز با نقش راهنمایی و شفابخشی، به عنوان موجودی ماورایی عمل می کند که در تعادل بخشیدن به قدرت و آشکار کردن حقایق نقش دارد. بررسی داستان رستم و اسفندیار نشان می دهد که زال و سیمرغ با استفاده از ترفند و دانش خود، به مقابله با ساختارهای ناعادلانه قدرت می پردازند و نظم نوینی را رقم می زنند. این پژوهش بر اهمیت ترفندباز در اسطوره های ایرانی تأکید دارد و جایگاه زال و سیمرغ را به عنوان نمادهایی از تحول و تعادل در فرهنگ ایرانی تبیین می کند.
۱۳۴۸.

National and Cultural Identity: Comparing Rabindranath Tagore and Ferdowsi(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
This article explores the themes of national and cultural identity as depicted in the thoughts and works of Rabindranath Tagore- a pivotal figure in specifically sub-continental literature, and Ferdowsi- the legendary Persian poet. Both writers, separated by centuries and cultural contexts, utilized their literary genius to reflect on nationhood and cultural pride. Tagore, writing during the British colonial era in India, and Ferdowsi, during the formation of a unified Persian identity under various rulers, offer unique perspectives on how literature can serve as a vehicle for expressing and shaping national identity. This essay delves into how these literary giants contributed to forming cultural consciousness and national identity in their respective societies by comparing their thoughts and beliefs showcased in their works.
۱۳۴۹.

بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
۱۳۵۰.

بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۰۷
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار در یک گفتمان بینارشته ای در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات اقتباس می پردازد. نگارنده بر مبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن، اقتباس قلعه ماهی ها را نه به عنوان یک فرایند ساده و مستقیم از متن اول بلکه به عنوان فرایندی کنش گرانه و خلاق بررسی می کند که شامل تغییرات عمیق و تفسیرهای جدیدی است که بر اساس زمینه ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی، تفاوت در رسانه انتقال و نیز درک مخاطب ایجاد می شود. در این جستار، براساس چهارچوب روش شناسی هاچن، بررسی فرایند اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها در سه سطح انجام می شود: از منظر سطح اول اقتباس یا همان متنی، به بررسی تفاوت میان درون مایه و پیرنگ دو داستان می پردازیم. در سطح دوم اقتباس یا فرایندی، تغییرات ناشی از تبدیل رسانه مکتوب منطق الطیر به رسانه بصری انیمیشن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در سطح سوم بررسی یا همان تجربه مخاطب، به تغییرات خلاقانه اقتباس گر با توجه به مخاطب کودک اقتباس خواهیم پرداخت. روش تحقیق توصیفی-کیفی است و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی گردآوری شده اند.انتخاب نمونه نیز به صورت هدفمند و براساس شاخص های اقتباس خلاقانه در آثار کودک انجام شده است.نگارنده نشان می دهد که اقتباس انیمیشن در رسانه نمایشی حوزه کودک چگونه می تواند تجربیات و تفسیرهای جدیدی از داستان اصلی را ایجاد کند و چگونه در زمینه فرهنگی و زمانی متفاوت، منجر به بازنگری و تغییر در معنای داستان می شود.
۱۳۵۱.

واکاوی نظریه اِشپیتزر در سوانح العشاق احمد غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۳
مقاله حاضر به واکاوی کاربست نظریه سبک شناسی لئو اشپیتزر در تحلیل متن عرفانی سوانح العشاق اثر احمد غزالی می پردازد. اشپیتزر در روش سبک شناسی خود بر حرکت از جزئیات زبانی به کشف «مرکز معنایی» یا روح حاکم بر متن تأکید دارد؛ روشی که از مشاهده انحراف ها، تکرارها و ویژگی های خاص زبان آغاز شده و به تفسیر کلی جهان بینی نویسنده منتهی می شود. این پژوهش با تکیه بر همین رویکرد، برخی ویژگی های سبکی و زبانی سوانح العشاق را بررسی کرده و نشان می دهد که چگونه ساختار زبان، تصاویر و ترکیبات عرفانی این اثر در خدمت بیان تجربه عاشقانه و شهودی قرار گرفته اند. در این تحلیل، عناصری همچون تکرار واژگان کلیدی، تقابل های معنایی، ایجاز و گاه گسست های نحوی به عنوان نشانه های سبکی مورد توجه قرار گرفته اند. بررسی این عناصر نشان می دهد که زبان احمد غزالی آگاهانه به سوی نوعی فشردگی معنایی و نمادپردازی حرکت می کند تا تجربه ای درونی و شهودی از عشق الهی را بیان کند. از منظر اشپیتزر، این ویژگی ها تنها آرایه های ادبی نیستند، بلکه نشانه هایی از مرکز فکری متن به شمار می روند؛ مرکزی که در سوانح العشاق، حول مفهوم «عشق به مثابه حقیقت بنیادین هستی» شکل می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاربرد روش اشپیتزر امکان فهم عمیق تر پیوند میان زبان و اندیشه در این اثر عرفانی را فراهم می کند. به عبارت دیگر، تحلیل سبک شناسانه نشان می دهد که ساختار زبانی سوانح العشاق نه صرفاً وسیله بیان، بلکه بازتابی از جهان بینی عرفانی احمد غزالی است. بدین ترتیب، این مطالعه می کوشد نشان دهد که رویکرد اشپیتزر می تواند ابزار مؤثری برای تحلیل متون عرفانی فارسی و کشف لایه های معنایی پنهان در آن ها باشد.
۱۳۵۲.

وزن و قافیه سه خشتی های کرمانجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۹
سه خشتی ها شناسنامه شعر کرمانجی است؛ سروده ها ی سه مصراعی موزون و مقفّی که گاهی ردیف هم دارد. اساس وزن در این نوع شعر، تساوی تعداد هجاهاست؛ بنابراین وزن آن «هجایی» است. کانون اصلی سه خشتی ها مناطقی از غرب فلات ایران بوده است که پس از کوچ بزرگ ایلات کرمانج در دوره صفویه از آن نواحی به خراسان، میراث ادبی شان را هم با خود منتقل کردند.  . تبارِ اصلی سه خشتی ها به سروده های هجایی ایرانِ پیش از اسلام مانند خسروانی ها و اورامن ها بازمی گردد. هدف مقاله، نمایاندن وزن هجایی و قواعد خاصّ قافیه در این سروده هاست. پرسش های اصلی پژوهش این است که با وجود طبع آزمایی برخی شاعران کرمانج در وزنهای عروضی و قالبهای دوبیتی/ رباعی، مثنوی، غزل و... کدام قالب شعری و چه نوع وزنی برای گویشوران این زبان، مأنوستر است و اینکه آیا قواعد قافیه در سه خشتی ها همان قواعد حاکم بر شعر عروضی است یا از گونه ای دیگر است .  نتایج تحقیق نشان می دهد سه خشتی های هجایی که غالباً با آواز یا ترکیبی از ساز وآواز، انشاد می شود، با ذاتِ زبانِ کرمانجی و دستگاهِ موسیقایی ذهنِ گویشوران این زبان سازگارتر است؛ حتّی شنوندگان غیرکرمانج نیز هماهنگی موسیقایی این سروده ها را با کمکِ کشش های هجایی که خواننده در هنگام خوانش ایجاد می کند، درمی یابند. قواعد قافیه پردازی در سه خشتی ها، نسبت به شعر رسمی متفاوت و تابعِ ذوق سرایندگان است.
۱۳۵۳.

بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱۳۵۴.

تأثیر لیلی و مجنون نظامی بر شقیقه ی سرخ لیلی پرویز اسلامپور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۳۷۶
بازآفرینی روایت های عاشقانه کلاسیک در شعر معاصر فارسی، یکی از مهم ترین جلوه های تعامل سنت و نوگرایی در ادبیات ایران است. منظومه «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار عاشقانه ادب فارسی، همواره الهام بخش شاعران در دوره های گوناگون بوده است. در دوران معاصر، برخی شاعران با رویکردی انتقادی و ساختارشکن، این روایت را از نو خوانده اند. پرویز اسلام پور، از چهره های شاخص شعر نو و جریان شعر دیگر، در شعر بلند «شقیقه سرخ لیلی» با استفاده از زبانی نوآیین و نگاهی اجتماعی و فلسفی، بازخوانی و بازآفرینی متفاوتی از داستان لیلی و مجنون ارائه داده است. هدف این پژوهش، بررسی میزان و شیوه های تأثیرپذیری اسلام پور از روایت نظامی و تحلیل تفاوت های مضمونی میان این دو اثر است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی – تطبیقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اسلام پور با بهره گیری از بن مایه های اصلی روایت نظامی، در ساختار و معنای آن دست برده و با رویکردی انتقادی، به بازتعریف نقش لیلی، نقد سنت های اجتماعی و برجسته سازی رنج زنانه پرداخته است. او با فاصله گیری از زبان تغزلی کلاسیک و استفاده از تصاویر نو و گاه تیره، فضایی می آفریند که روایت کلاسیک را به چالش می کشد و به تفسیری اجتماعی و جنسیتی از عشق دست می زند.
۱۳۵۵.

An Ecofeminist Reading of Ann Pancake’s Strange as this Weather Has Been: Women as Guardians of the Earth(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۴۵۳
The present article aims to analyze Ann Pancake’s Strange as this Weather Has Been through the lens of ecofeminist theories. The study explores the connections between women and nature by focusing on three key areas: inherent affinity and dualism, agency and intrinsic values, and conflict with technology. The article addresses how the novel expresses and upholds ecofeminist concepts and how the female characters challenge the male-dominated power structure by participating in the ecofeminist movement through their actions and words as Earth's guardians. Greta Gaard’s ecofeminist ideas form the theoretical foundation of this research. The article highlights how the primary female characters in the novel exhibit a profound bond with their land and work to safeguard it as guardians of the Earth, embodying resilience, empowerment, and an enduring spirit, and manifest self-confidence and a deep connection with nature. Through this affinity, they portray a sense of belonging and identity with nature. It laments that technology, which is manipulated in capitalist and patriarchal ideologies, treats nature merely as a commodity. The narrative also showcases and criticizes the dire environmental and societal consequences of mountaintop removal mining as a harmful technological practice in Appalachia, which, on a macro level, stands for the world.
۱۳۵۶.

استقبال شاعران ایران زمین از سیره چهارده معصوم در بکارگیری شورا و مشورت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۶
این تحقیق استقبال شاعران ایرانی از سیره چهارده معصوم در به کارگیری شورا و مشورت را مورد بررسی قرار می دهد. در سرزمین ایران از زمان ساسانیان دین و ملک دو روی یک سکه بوده اند و از دوره صفوی امورات ایران بر دو رکن موازی زبان فارسی و مذهب شیعه استوار شده است. از این رو فرهنگ دینی و فرهنگ ملی ایرانیان پیوندی ناگسستنی داشته اند و یکی از این موضوعات مشترک بسیار مهم در این مورد، توجه به فرهنگ شور و مشورت است. خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود دستور می دهد که با امت خودمشورت کند چرا که مشورت با مردم ارزش گذاشتن بر آنهاست و ارزشگذاری بر مردم باعث می شود که سیاست مداران به سلامتی از مخمصه های داخلی و خارجی عبور کنند و مردم را حامی و پشتیبان خود بدانند. نویسندگان در این پژوهش بصورت توصیفی و تحلیلی- استنباطی و با تامل و تفکر در اشعار شاعران کشور به بررسی استقبال آنها از سیره چهارده معصوم در بکارگیری شورا و مشورت در اشعار خود می پردازند و یافته های تحقیق نشان می دهد که مضامین بیشتر اشعار فارسی در تایید فرمایشات گهربار چهارده معصوم بوده است چرا که این مفهوم ریشه در تعالیم دینی و حکمت عملی دارد و نمادی از خردورزی، دوری از استبداد رای و بهره گیری از تجربیات دیگران در رسیدن به بهترین تصمیم است و مردم ایران علاقه وافری به مطالعه این گونه اشعار بعلت کمک به حل مشکلات روزمره شان داشته اند.
۱۳۵۷.

خوانش پدیدارشناختی بیگانه والدنفلس در عرفان اسلامی (تحلیل موردی داستان شیخ صنعان و دختر ترسا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۷
بسیاری از ناقدان سوبژکتیویسم که سوبژکتیویته را خودبنیاد می دانند، می کوشند با طرح مسأله تو یا دیگری از سوژه مرکززدایی کنند. این در حالی است که هوسرل و به تبع آن والدنفلس به هدف فراروی از سوژه خودبنیاد از «جهان خانگی» و «جهان بیگانه» سخن گفت. او در طرح مسأله پدیدارشناسی بیناسوژگی بر آن است که آنچه از سوژه مرکززدایی می کند، «امر بیگانه» است. بیگانه همچون چیزی ذاتاً غیرقابل درک و دسترس ناپذیر تجربه می شود و گسستی رادیکال در تجربه معمول ایجاد می کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد پدیدارشناختی به بررسی تطبیقی مفهوم «امر بیگانه» در اندیشه والدنفلس و عرفان اسلامی می پردازد و با اتکا به آرای برنارد والدنفلس نشان می دهد که چگونه مواجهه با بیگانه در هر دو سنت فکری به گسست از جهان خانگی و بازتعریف هویت می انجامد. تحلیل موردی داستان شیخ صنعان و دختر ترسا بر اساس مؤلفه های پدیدارشناسی والدنفلس (غیریت رادیکال، تجربه مرزی، گسست و پاسخ دهی)، مؤید این فرضیه است که عرفان اسلامی از طریق بازخوانی عناصر مطرود و هراسناک (کفر، شیطان، شراب) امکان گفت وگوی سازنده با غیریت رادیکال را فراهم می سازد. یافته ها حاکی از آن است که این فرایند نه تنها سازوکاری معرفت شناختی، بلکه الگویی اخلاقی برای مواجهه با تفاوت های فرهنگی-دینی در جهان معاصر ارائه می دهد.
۱۳۵۸.

Exploring the Role of Instagram in Learning English and Enhancing EFL Learners' Motivation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
Instagram, a widely popular platform, has become an influential tool for teaching and learning English by delivering daily updates of new language content on various Instagram pages and accounts. This study examines the effect of Instagram on learners' motivation to learn English and evaluates its advantages and disadvantages for educational purposes. A mixed-methods approach was utilized, incorporating quantitative data collected through a questionnaire distributed among 100 Iranian EFL learners and qualitative data gathered via semi-structured interviews with five teachers who actively employ Instagram in English instruction. Findings revealed that Instagram significantly boosts learners' motivation, with participants expressing positive views about the platform. Key advantages include its engaging and diverse content, as well as its potential to enhance skills and subskills like speaking and vocabulary. In spite of these benefits, certain drawbacks were identified, such as the presence of distracting non-educational content, limited interaction opportunities, and restrictions in fostering deep learning and comprehensive teaching. The study concludes that Instagram offers notable benefits for English education, particularly in motivating learners and providing varied content. However, to fully benefit from its educational potential, it is important to implement strategies that address the challenges identified. Balancing its strengths and limitations is essential to make Instagram more useful in English language education.
۱۳۵۹.

Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
۱۳۶۰.

بررسی نوآوری در مقاله های علمی پژوهشی مرتبط با شاهنامه؛ مطالعه موردی: سال های 1386- 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
روند شاهنامه پژوهی از آغاز، یعنی سال 1294، تا پایان سال 1385 در چند مقاله آسیب شناسی شده است. این پژوهش ها عواملی مانند گسترش کمّی مقاله ها، دلایل فراز و فرود شاهنامه پژوهی و نقاط ضعف موضوعی، محتوایی و ساختاری مقالات را بررسی کرده اند. مطالعات یادشده، به میزان نوآوری پژوهش ها در روش تحقیق، فرضیه ها و نتایج تازه که از مهم ترین ارکان مقاله علمی است کمتر توجه کرده اند. در پژوهش حاضر، به دو شاخص اساسی مقالات علمی پژوهشی منتشرشده در فاصله سال های 1386-1390 با موضوع شاهنامه و فردوسی پرداخته شده و نوآوری در دو رکن اصلی این مقالات، یعنی مسئله و روش تحقیق، بررسی شده است. به این منظور، 210 مقاله علمی پژوهشی منتشرشده در پنج سال پایانی دهه هشتاد، براساس معیارهای علمی در نُه دسته موضوعی طبقه بندی و سپس براساس شاخص هایی، میزان نوآوری و جریان سازی آنها بررسی شده است. ازنظر کمّی، دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، «مقایسه تطبیقی شاهنامه با دیگر آثار» و «بررسی شخصیت های شاهنامه» نسبت به دیگر موضوعات بسامد بالاتری دارند. نتایج نشان می دهد که در مقایسه با دوره های قبل، ازنظر کیفی، نقص های موضوعی و روش شناختی در مقاله های این دوره زمانی کاهش یافته و دیدگاه های تازه و نگرش های جدیدی در شاهنامه پژوهی پدیدار شده است. در دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، به دلایل مختلفی نظیر انتشار متن منقح شاهنامه، تمرکز بیشتر بر نظریات ادبی و مطالعات تطبیقی و بینامتنی، مقالاتی منتشر شده که گاه جریان ساز شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان