مطالعه انتقادی «ادبیات پدری» و تفسیر اشاری در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر تلاش دارد با ابتنا بر تفکر انتقادی، سطوح مختلف فهم مولوی را از تفسیر بررسی کند و جهان آگاهی های او را در دو بخش ادبیات پدری(تفسیر ارشادی) و ادبیات عرفانی(تفسیر اشاری) تحلیل نماید. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مستندات کتابخانه ای به مطالعه فهم این فقیه و خطیب متقدم، و عارف شعرگرای متأخر از تفسیر قرآن پرداخته، ضمن بازخوانی سلوک فهم مولوی؛ برای نخستین بار به تبیین اختلافات قهری و ابعاد مشترک تفسیر ارشادی و اشاری در مثنوی معنوی اقدام نموده است. چنین پژوهشی علاوه بر روشن ساختن زوایا و آشکار کردن خفایای آثار ادبی با مشکات قرآنی، سبب نزدیکی مطالعات بین رشته ای شده، موضوعات و مؤلفه هایی تازه برای پژوهش را فراهم می آورد که شمول شان می تواند نگرش هایی متنوع از فهم و تفکر را خلق کند. نتیجه پژوهش نشان می دهد علی رغم اختلاف های ساختاری میان جهان آگاهی های ادبیات پدری و تفسیر اشاری، در نگاه فرایندی عارف به میانجی گری تفسیر ارشادی است که با تفسیر اشاری آشنا می شود و به مدد نفس ناطقه و گوش جان به مرتبه استعلایی فهم راه می یابد. عمده ترین برآیند این مرتبه از فهم: ذهنیت باز، انعطاف پذیری، توجه به مخاطب محوری، گفتمان سازی، تفکر واگرا، فهم در قالب زندگی، هرمنوتیک تمثیلی، عدم قطعیت معنا و توانایی در پرسش گری است.