ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۷۱ مورد.
۸۶۱.

تأثیر معماری اکولوژیک و استفاده از مواد و مصالح بازیافتی در طراحی داخلی فرهنگسرای کودک برای کودکان 3 تا 7 سال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
کودکان حساس ترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و نقش مهمی در آینده هر کشور دارند. جوامع امروزی به کودکانی خلاق نیاز دارند. اگرچه خلاقیت به عنوان یک عنصر نهادینه از بدو تولد در هر فردی وجود دارد، اما نیاز به شکوفایی دارد و بهترین زمان پیشرفت آن در فاصله سنی 2 تا 10 سال روی می دهد. کودکان در این سنین بیشتر زمان خود را به بازی کردن اختصاص می دهند و از این طریق نحوهی برقراری ارتباط اجتماعی را می آموزند. آن ها نیاز به محیطی دارند که علاوه بر تأمین ایمنی و راحتی خود بتوانند در آن آزادانه فعالیت کنند. این نیازها باعث به وجود آمدن نوعی از معماری می شود که از نظر مقیاس، استانداردها و کیفیت فعالیت مختص کودکان است. در دهه های اخیر با افزایش جمعیت و مصرف بی رویه منابع طبیعی، توجه به معماری اکولوژیک اهمیت یافته است. معماری اکولوژیک در طراحی انواع ساختمان هایی که هدف آن ها حفظ محیط زیست سالم و پایدار باشند به کار می رود. استفاده از مصالح قابل بازیافت و محصولات سبز روش مناسبی برای ساخت بناها بر اساس این رویکرد می باشد. این پژوهش، فضای داخلی فرهنگسرایی را برای کودکان 3 تا 7 سال مورد بررسی قرار داده است و به این مسئله می پردازد که ویژگی های معماری اکولوژیک و استفاده از مواد و مصالح بازیافتی در طراحی فرهنگسرای کودک چه تأثیری در پرورش خلاقیت کودکان و حفاظت از محیط زیست دارد و شاخصه ها و ویژگی های طراحی در معماری اکولوژیک چیست؟ برای دستیابی به اهداف مذکور، داده های پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در طراحی فضای کودک با به کارگیری عناصری چون نور، فرم های نرم و منحنی، رنگ، بافت های متنوع و همچنین بهره گیری از اصول معماری اکولوژیک مانند استفاده از پوشش گیاهی و مصالح قابل بازیافت می توان بستر مناسبی را جهت آموزش، پرورش خلاقیت و حفظ محیط زیست فراهم نمود.
۸۶۲.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۸
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۸۶۳.

بازخوانی و معرفی قلعه های عثمانیان د ر تبریز براساس منابع نوشتاری و یافته های جد ید باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۹
عثمانی ها د ر سفرهای جنگی شان به مرزهای امپراطوری، همواره براساس یک سیستم «قلعه محور» حرکت می کرد ه اند . د ر این سیستم، محوریت پیشروی ها و نقشه راه تصرفات مبتنی بر تصرف قلاع و بازسازی آنها د ر راستای پیشبرد اهد اف نظامی و سیاسی شان بود ه است. د ر این راستا، با بررسی های مید انی و کتابخانه ای، نگارند گان موفق یه شناسایی سه قلعه د ر تبریز و اطراف آن شد ند . که عثمانی ها آنها را براساس این شیوه بهره گرفته اند : 1. قلعه رشید یه 2. قلعه جعفرپاشا 3. قلعه خامنه. این پژوهش براساس ترکیبی از روش های کتابخانه ای و مید انی انجام شد ه است. به گونه ای که منابع مطالعه شد ه با مد ارک باستان شناسی به د ست آمد ه تطبیق د اد ه شد ند . و به لحاظ قالب نظری نیز از نظریه چیرگی(ارتباط بین مراکز سیاسی- نظامی) کالین رنفرو برای تحلیل نتایج پژوهش استفاد ه شد ه است. د رنهایت، با بررسی قلاع مذکور، به این نتیجه می رسیم که هر یک از قلاع مذکور پتانسیل و تأثیر سیاسی- نظامی خاصی بر تحولات این د وره د اشته اند . این مسئله را د ر قالب نظریه چیره گی رنفرو به این شکل می توان تحلیل کرد که قلاع مورد بحث با اینکه هر کد ام یک واحد سیاسی- نظامی مستقل عمل می کرد ند . اما د ر قالب ساختار سیاسی عثمانی د ر مناطق متصرفه شمال غرب ایران، به صورت یک سیستم هماهنگ عمل می کرد ه اند . لذا، قلاع عثمانی ها د ر تبریز د ر قالب این سیستم قلعه محور و د ر بازه زمانی 1603-1585 میلاد ی موجب تد اوم حاکمیت سیاسی بیست ساله د ولت عثمانی بر مناطق متصرفه آذربایجان و بالاخص تبریز شد ه اند .
۸۶۴.

نقش سن و جنسیت در ادراک حسی و تجربه زیسته کاربرانِ میدان های بهارستان و امام خمینی (ره) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
مقدمه: ادراک فضا در میدان های تاریخی شهری، حاصل تعاملات بدنی، حسی و حافظه ای انسان با محیط پیرامون است و فراتر از تحلیل های صرفاً بصری یا کالبدی عمل می کند. در این میان، میدان های منطقه ۱۲ تهران، به ویژه میدان های دارای کارکردهای سیاسی و فرهنگی، فرصت مناسبی برای مطالعه تجربیات ادراکی شهروندان فراهم می آورند. عنصر آب به عنوان یک مؤلفه طبیعی و چندحسی، نقشی کلیدی در تقویت این تجربیات دارد، اما اغلب در طراحی های معاصر مورد غفلت قرار گرفته است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی نقش ادراک حسی و عناصر خاطره ساز، به ویژه آب، در شکل گیری تجربه زیسته کاربران دو میدان بهارستان و امام خمینی (سابقاً توپخانه) انجام شده است. پرسش های اصلی پژوهش بر چگونگی تأثیر حضور آب بر تجربه فضایی، عوامل مؤثر بر این تجربه، و تفاوت های ناشی از سن و جنسیت در تفسیر فضا تمرکز دارد. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساخت یافته با چهار محور اصلی است: انتظارات کاربران از میدان، اولویت های طراحی منظر، عناصر حافظه ساز، و نقش آب در تجربه زیسته. نمونه شامل ۵۹ کاربر میدان ها در ساعات مختلف روز بوده که با ترکیب روش های هدفمند و تصادفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها به صورت آماری-توصیفی انجام گرفته است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان دادند که آب با فعال سازی هم زمان چند حس، موجب ایجاد تجربه ای لذت بخش و به یادماندنی می شود. تفاوت هایی میان گروه های سنی و جنسی در نوع ادراک حسی نیز مشاهده شد. همچنین کیفیت، فرم و نگهداشت آب نماها تأثیر قابل توجهی بر عمق تجربه فضایی داشتند. نتیجه گیری: طراحی فضاهای عمومی، به ویژه در بافت های تاریخی، باید بر پایه درک چندحسی، پویایی اجتماعی، خاطره پذیری و پاسخ گویی به نیازهای روانی کاربران شکل گیرد. عنصر آب می تواند به عنوان عاملی مؤثر در تقویت حضور، هویت مکان و پیوندهای عاطفی کاربران با فضا عمل کند. توجه به ابعاد غیرکالبدی در طراحی، زمینه ساز ارتقای کیفیت تجربه شهری، افزایش حس تعلق و پایداری استفاده از فضا خواهد بود.
۸۶۵.

بررسی عوامل مؤثر بر تحول منظرِ بام در ابیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
اَبیانه، روستایی در شهرستان نطنز است که در دامنه کوه کرکس به صورت پلکانی شکل گرفته و عنصر بام در آن به دلیل نقش مهمی که در ایجاد منظر ایفاء می کند دارای اهمیت فراوانی است. مقصود از منظرِبام، ویژگی های کالبدی و کارکردی آن است که در تعامل با کیفیات زیستی و الگوهای رویدادی مردم در طول زمان به وجود آمده است. دو عامل اصلی حضور مردم و مشارکت آن ها در قوامِ منظر مؤثر بوده اما از دهه های گذشته این حضور کم رنگ شده و با ورود مصالح جدید در روستا و کاربست آن، بخشی از منظر کالبدی و کارکردی بام در معرض زوال قرار گرفته است. هدف پژوهش فهم منظرِ بام در ابیانه است و جهت نیل به آن دو پرسش درباره ویژگی های منظرِبام در ابیانه و عوامل مؤثر بر تحول آن مطرح شده است. در پاسخ به پرسش های مقاله و با استفاده از روش تفسیری و رهیافت تفسیری- تاریخی، ویژگی های کارکردی و کالبدی منظرِبام در این روستا بررسی شده است. نتایج این مقاله نشان می دهد که سیر تحول منظرِ بام در ابیانه در چهار دوره قاجار، پهلوی اول و دوم، دهه 50 تا 80 شمسی و هم اکنون قابل بررسی است و مجموعه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، انسانی و اقلیمی در آن نقش داشته اند. در حفاظت از این منظر، اقداماتی چون آگاهی رسانی و ظرفیت سازی می تواند در کنار استفاده از فنآوری نوین در ترکیب با دانش های بومیِ ساختِ و مرمت بام مفید باشد. در این میان بهره گیری از تجارب روستاهایی مانند ماسوله و ارائه مشوق های مالی برای تغییر وضعیت بام از طرف نهادهای دولتی و غیردولتی لازم به نظر می رسد.
۸۶۶.

تحلیل فرایند طراحی نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
بیان مسئله: معماری معاصر ایران و آثار شکل گرفته در بستر آن، عرصه بازنمایی اندیشه ها و گفتمان های جاری جامعه ایرانی در این دوران است. با خوانش آثار معماری و شناخت حاصل از آن، می توان به درک مناسبی از جهان فکری حاکم بر بستر دست یافت. مسئله پژوهش تلاش برای پاسخ به خلاء دانشی درباره ثبت نشدن دانش های ضمنی است که در حد واسط حرفه و آموزش های دانشگاهی ایجاد می شوند تا فرصت واکاوی جریان معماری پیشرو ایران را مبتنی بر فرایند طراحی ایجاد کند و نحوه تأثیر متقابل بستر حرفه ای و جریان پیشرو را بررسی کند.هدف پژوهش: این تحقیق تلاش دارد تا به واسطه مطالعه و واکاوی سرمایه های فرایندی موجود در دفاتر نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب در ایران و مستند کردن و تطابق آنها با فرایندها و روش های شناخته شده توسط فرایندپژوهان، در جهت ثبت دانش های ضمنی موجود در این دفاتر، تأثیر کیفیت به کارگیری این فرایندها گام بردارد. هدف از این کار دستیابی به آگاهی از فرایند ارتقاء و بهینه سازی فرایند های طراحی در دفاتر معماری معماران نسل دوم پس از انقلاب و مناسب سازی آنها برای بستر معماری ایران است.روش پژوهش: این پژوهش از دسته پژوهش های کیفی است که از روش نظریه زمینه ای بهره می برد و در گام های نخست از روش کتابخانه ای و اسنادی و پس از آن از روش میدانی (مصاحبه عمیق نیمه باز) در گردآوری داده استفاده می کند. در آخر به تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 پرداخته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد جامعه حرفه ای ایران در حال گذار از نوعی تفکر شهودی به سمت تفکر تحلیلی است. حرفه مندان پیشرو تلاش می کنند تا با نوعی از تجربه گرایی و همینطور تجزیه مسئله و وزن دهی بیشتر به گام های تحلیلی فرایند ها به سمت نوعی تفکر تحلیلی و خردگرایی قدم بردارند.
۸۶۷.

نمادشناسی عناصر طبیعت در هنر نگارگری ایران (مورد پژوهی: دوره صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۶
هنر نگارگری ایرانی اسلامی، به خصوص در دوره صفوی به عنوان یکی از برجسته ترین جلوه های هنری در تاریخ هنر جهان، همواره مورد توجه پژوهشگران و هنردوستان قرار گرفته است. یکی از ویژگی های بارز نگارگری دوره صفوی، استفاده از عناصر طبیعت به عنوان نمادهای معنوی فرهنگی است. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل نمادشناسی عناصر طبیعت در هنر نگارگری ایران به ویژه دوره صفوی است. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از: «عناصر طبیعت در نگارگری ایران به چه نمادهایی اشاره دارند؟ و «تأثیر بسامد آن ها در دوره صفوی چگونه است؟» رویکرد پژوهش فوق، کیفی کمی است که ابتدا با روش تحلیلی تفسیری به تحلیل داده های کتابخانه ای برای شناسایی عناصر طبیعت در نگارگری و سپس با روش آمار توصیفی به تحلیل توزیع و درصد فراوانی این عناصر در نمونه های موردی می پردازد و سپس با روش آیکونولوژی به تحلیل آثار برای فهم نماد ها پرداخته می شود. ابزار این پژوهش، کتابخانه ای و مطالعات میدانی است. یافته ها نشان می دهند که شش عنصر با درصد فراوانی بالای پنجاه درصد، از بسامد بالایی در آثار نگارگران برخوردار است. این عناصر به ترتیب عبارت اند از: «کوه و صخره»، «گل و بوته»، «درخت»، «خاک»، «آسمان» و «ابر». با توجه به نمادشناسی این عناصر در نگارگری ایران به ویژه در دوره صفوی، به نظر می رسد هدف نگارگران از استفاده پرتکرار این عناصر طبیعت، نشان دادن درک عمیق تر آفرینش و سیروسلوک از عالم ماده به عالم معنا بوده است. در دوره صفوی، با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و مذهبی، تأکید بیشتری بر استفاده از نمادها، به ویژه در هنر نگارگری، مشاهده می شود. همچنین هنرمندان این دوره با جهان بینی عمیق خود، آثار معناداری آفریدند که با وجود تحولات هم عصر، ساختار خود را حفظ کردند و به هنر پیشین ادامه دادند.
۸۶۸.

رسانه های معاصر: بین تبادل دانش و انتقال تجربیات هنر تجسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
بدون تردید مهم ترین ویژگی عصر پسافناوری در حوزه ارتباطات، علاوه بر حذف محدودیت های فیزیکی، کاستن از نیاز به زمان و مکان است. امری که سبب ایجاد یک انقلاب اطلاعاتی بی پایان شده است. افزایش ژرفای سوادِ فرهنگی در مخاطب آثار هنر تجسمی دیگر تنها به تقویت تجربه از طریق دانش اندوزی محدود نمی شود؛ بلکه تعامل مستقیم و ارتباط با جامعه هنری به واسطه استفاده از رسانه های معاصر، نقش فعالی در ساحت آفرینش و گسترش هنر تجسمی (در شاخه های هنری متنوع) ایفا می کند. هرچه دانش مخاطب درباره تاریخ هنر، سبک ها، روش ها و تکنیک های مختلف آن افزون تر باشد، فرهنگ او عمیق تر شده و تجربه اش افزایش می یابد و این امر به او توانایی رسیدن به مراحل بالاتر در حوزه درک و تحلیل هنری را می دهد. به این ترتیب، زمانی که فرآیندهای فنی و ذهنی را که هنرمند در هنگام خلق اثر هنری خود طی می کند، به واسطه رسانه ثبت (و به مخاطبان منتقل) می شود، رسانه می تواند دانش را به چیزی ملموس (برای مخاطبان) تبدیل کند. این امر به رشد درک هنری و ارتقای آگاهی زیبایی شناختی فرد و جامعه کمک می کند. این پژوهش به دنبال تبیین چگونگی بهره گیری از رسانه های معاصر به عنوان پایگاه دانشی مهم در هزاره سوم، در گسترش و انتقال تجربیات هنر تجسمی محلی و جهانی است. همچنین در پی تشریح امکاناتی است که رسانه ها از طریق این ارتباط هنری بی پایان برای توسعه برنامه های درک و تحلیل هنری ارائه می دهند؛ موضوعی که به واسطه فرآیند ارتباط متقابل بین عموم مخاطبان هنر -به ویژه دانشجویان هنر تجسمی - و فعالیت های هنری متنوعی که در بستر اینترنت برگزار می شود ممکن شده است.
۸۶۹.

تحلیل تطبیقی عناصر هویت ساز در معماری حیاط مرکزی مورد پژوهی: خانه بروجردی ها و خانه عامری ها در بافت تاریخی کاشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
معماری حیاط مرکزی به عنوان یکی از الگوهای بنیادین معماری ایرانی، در طول تاریخ به واسطه تعامل با مؤلفه های فرهنگی، اقلیمی و اجتماعی، بستری برای تجلی هویت بومی فراهم آورده است. خانه بروجردی ها و خانه عامری ها در بافت تاریخی کاشان، دو نمونه برجسته از این الگو هستند که به واسطه طراحی منحصربه فرد، جزئیات معماری و ارتباط عمیق با محیط پیرامونی شناخته می شوند. این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به تحلیل عناصر هویت ساز این دو بنا پرداخته و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و برداشت های میدانی، شباهت ها و تفاوت های ساختاری، فضایی و تزیینی آن ها را بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد که هر دو بنا به طور میانگین از 65% عناصر مشترک در طراحی فضاهای داخلی و حیاط مرکزی بهره برده اند، اما تفاوت های قابل توجهی در مقیاس حیاط (با تفاوت حدود 30 درصد)، سبک تزیینات (75% از تزیینات خانه عامری ها پیچیده تر از خانه بروجردی ها است) و نحوه بهره گیری از نور و سایه (خانه بروجردی ها با استفاده از 3 بادگیر و خانه عامری ها با 5 بادگیر) مشاهده می شود. این تفاوت ها بازتابی از جایگاه اقتصادی و فرهنگی سازندگان آن ها است. نتایج نشان می دهد که درک عمیق از عناصر هویت ساز معماری حیاط مرکزی می تواند الگویی مناسب برای طراحی های معاصر فراهم کند. همچنین، با استفاده از این یافته ها، می توان به طور میانگین 40% بهبود در بهره وری انرژی و 25% کاهش در هزینه های ساخت پروژه های معماری جدید در مناطق گرم و خشک ایران ایجاد کرد. این پژوهش بر لزوم حفاظت و بازخوانی این میراث ارزشمند تأکید دارد.
۸۷۰.

تطبیق ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های شاد و دارای بحران بر اساس آزمون ترسیم خانواده (مدل کرمن) و مصاحبه (مطالعه موردی: کودکان ۸ تا ۱۰ سال دختر شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
دوران کودکی از مهم ترین مراحل زندگی است که در آن پایه های شخصیت فرد شکل می گیرد و خانواده، به عنوان نخستین پایگاه تربیتی کودک به شمار می رود؛ لذا شیوه های تربیتی والدین و شرایط روانی اجتماعی حاکم بر خانواده می توانند تأثیرات عمیقی بر شکل گیری هویت کودک داشته باشند. خانواده های درگیر بحران های روانی، عاطفی یا ساختاری، معمولاً محیطی ناایمن برای رشد فراهم می آورند که می تواند در رفتارها و بازنمایی های کودک به ویژه در آثار هنری اش بازتاب یابد. نقاشی یکی از ابزارهای فرافکن است که از طریق آن می توان به دنیای اندیشه ها، احساس ها و تجارب هیجانی کودک دست یافت. پژوهش حاضر به مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های شاد و دارای بحران، با استفاده از تست ترسیمی آزمون خانواده (مدل کرمن) و مصاحبه با کودکان و والدین آنها، به روش توصیفی تحلیلی می پردازد. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی است. سطح ترسیمی آزمون خانواده که شامل مؤلفه های خط، رنگ، فضا، فاصله بین اشخاص، بی ارزش نمودن اشخاص، اضافه نمودن شخصیت های دیگر، کمبود محبت، تعیین هویت، و ویژگی های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند، مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون مجذور خی دوطرفه تحلیل شده است. آزمودنی ها شامل 50 کودک سنین مابین 8 تا 10 سال دختر بودند که با مراجعه به مدرسه دخترانه شهید بهشتی در منطقه 15 تهران و 12 خانه بازی در مناطق 1، 2، 3، 6، 15، 22 تهران در سال 1402، به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. در یافته ها در شاخص های «خطوط بارز، پررنگ، آزادانه و بلند»، «خطوط قطعه قطعه، متغیر و پیچیده»، «رنگ های سرد»، «رنگ خاکستری و مشکی» و همچنین شاخص «نزدیک به هم یا دست در دست» و «برجسته کردن شخصی در تصویر» تفاوت معنادار میان خانواده های شاد و دارای بحران مشاهده شد.
۸۷۱.

اولویت بندی شاخص های تاب آوری اجتماعی جهت ساماندهی سکونتگاه های غیر رسمی ازطریق اقدامات مبتنی بر ارتقای منظر شهری (مطالعه موردی: محله اسلام آباد منطقه دو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
بیان مسئله: با افزایش روزافزون جمعیت و تمایل به شهرنشینی، میزان جمعیت سکونتگاه های غیررسمی رو به افزایش گذارده است. این نوع سکونتگاه ها به دلیل سیما و منظر شهری نا مناسب، دچار انزوا و به دنبال آن درگیر معضلات اجتماعی شده اند. یکی از راهکارهای تغییر وضعیت فعلی سکونتگاه های غیررسمی، افزایش تاب آوری اجتماعی آنها است. هدف پژوهش: این پژوهش در پی تدوین راهکارهای ساماندهی این نوع محلات از خاستگاه افزایش تاب آوری اجتماعی ازطریق انجام اقدامات کالبدی و اجتماعی در جهت بهبود و ارتقای منظر شهری در این گونه از بافت های شهری است. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. به طوری که در مرحله نخست و در بخش مبانی نظری ازطریق «مطالعات کتابخانه ای» اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد و در مرحله دوم برای شناسایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در محله ازطریق «مشاهدات میدانی» با ابزارهای مصاحبه، مشاهده و عکس برداری اقدام شده است. نتیجه گیری: در چارچوب نظری نهایی، در بعد «اجتماعی»؛ شاخص های تعامل، همبستگی و مشارکت، در بعد «هویتی- فرهنگی»؛ شاخص های دلبستگی، هویت اجتماعی و کالبدی، در بعد « کالبدی»؛ شاخص های دسترسی، ایمنی و امنیت، انعطاف پذیری و تنوع و در بعد «حمایتی»؛ شاخص های کارایی جامعه محلی، حمایت و عدالت در محله اسلام آباد به عنوان شاخص های تاب آوری اجتماعی شناسایی شد. پس از احصای پتانسیل های موجود در محله و ارتباط آن ها با شاخص های به دست آمده، یک سری اقدامات کالبدی و اجتماعی اولویت بندی شده ازطریق نرم افزار ArcGIS روی نقشه جانمایی شد. در نهایت با بررسی اقدامات قابل انجام در جهت بهبود و ارتقای سیما و منظر شهری محله، این نتیجه حاصل شد که شاخص تعاملات در موضوع تاب آوری اجتماعی سکونتگاه اسلام آباد در اولویت قرار دارد.
۸۷۲.

شناسایی مؤلفه های مؤثر بر ارزیابی و پرورش خلاقیت هنری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
در ارزیابی، نقد و یا حتی بیان ذوق و تمجید یک اثر هنری همواره خلاقیت نقش پر رنگ و ویژه ای دارد. اهمیت این موضوع به اندازه ای است که می توان اذعان نمود هر جا سخن از هنر به میان می آید، خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر در مباحث هنر است. همچنین خلاقیت در حوزه های دیگر به عنوان مقوله ای در خورِ نگرش محسوب می شود؛ اما در حوزه هنر، در سطوح بالاتری قابل مشاهده بوده و از این رو شایسته پرورش و توجه بیشتری است. پیش زمینه پرورش خلاقیت، شناسایی مؤلفه ها و معیارهایی در جهت سنجش آن است. مناسب ترین بستر جهت دستیابی به چنین مؤلفه هایی، مطالعات و پژوهش هایی است که صاحب نظران این حوزه در دهه های مختلف بیان کرده اند. از این جهت پژوهش حاضر با هدف بررسی ماهیت چندوجهی خلاقیت هنری به شناسایی مؤلفه های اصلی مؤثر بر آن می پردازد که در این زمینه از دیدگاه های صاحب نظران مختلف روان شناسی، هنر و علوم شناختی بهره می گیرد. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و از استدلال استقرایی سود می برد. داده های مورد نیاز تحقیق با استفاده از بررسی اسنادی به عنوان یکی از تکنیک های مطالعات کتابخانه ای، گردآوری شده و چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز بر مبنای تحلیل محتوای ویژگی های عینی و با استفاده از نرم افزار MAXQda صورت پذیرفته است. در ادامه مؤلفه ها و زیرمقوله ها، سازمان دهی و طبقه بندی شده اند. در نهایت مؤلفه ها در دو بخش ویژگی های فردی و پیرامونی دسته بندی گردید. در مقوله فردی، ابعاد مهارت فردی، توانایی های اکتشافی، عوامل روان شناختی پایه و مشخصه های دوگانه شخصیتی، در کنار شانسِ برتری های ژنتیکی و هوش از عوامل فردی به حساب می آیند و در بخش ویژگی های پیرامونی، عواملی چون محیط اجتماعی و فرهنگی و محدودیت های آن، محیط فیزیکی و کارکردی و حوزه فعالیت طبقه بندی شده است.
۸۷۳.

مطالعه نقوش و کتیبه ها در محراب تکیه مشرقی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۳
محراب گچ بری شده طاق مشرقی نمونه کم نظیری از محراب های گچی با طاق نماهای تودرتو در فارس است که ازنظر تناسبات هندسی و زیبایی شناسی نقوش، اثری ویژه تلقی می شود. بااین همه، مطالعات کافی برای شناخت آن صورت نپذیرفته و به سبب ناپدید شدن کتیبه ساخت، تاریخ گذاری آن نیز به درستی انجام نشده است. هدف این پژوهش، مطالعه نقوش (گیاهی و هندسی)، بررسی نظام تناسباتی و انگاره های زیبایی شناسی حاکم بر طراحی نقوش محراب است تا بتوان از رهگذر آن بازه زمانی دقیق تری نیز برای ساخت محراب پیشنهاد داد. پژوهش کنونی از روش تاریخی و رویکردی توصیفی و تحلیلی بهره برده است؛ داده های میدانی، برداشت دقیق محراب و بررسی منابع تاریخی به نتایج منتهی شده اند. یافته ها نشان می دهند که این محراب از نظام تناسباتی شناخته شده ای -که برخی از آن به «تناسبات طلایی ایرانی» یادکرده اند- بهره برده است. طاق نمای درونی از نوع «چَفد سه بخشی تند» با گره بندی است و مملو از کتیبه هایی شامل اسماء الهی و نقوش گیاهی (گل و برگ) در حالتی طبیعت گرایانه و واقع گرایانه است. کتیبه ای با خط کوفی بنایی نیز سوره اخلاص را نشان می دهد. تشابه نقوش گیاهی این محراب با برخی از نقوش مدرسه الغ بیگ سمرقند و طرح هایی از سنت کتاب آرایی و نگارگری مکتب شیرازِ عهد تیموری این گمان را قوی می نماید که محراب اثری از روزگار ابراهیم سلطان بوده و حوالی ساخت سنگ مزار عماد الدّین محمود در جوار آن ساخته شده باشد. این کار یا به دست خبرگانی از سمرقند یا هنرمندانی از کارستان هنری ابراهیم سلطان انجام شده، چراکه از سنت های محلی و دیگر نمونه های پیش و پس از خود در شیراز متمایز است. 
۸۷۴.

مدلیابی مولفه های موثر بر الگوهای معماری به منظور تأثیر ابزارهای تعاملی بر افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۷
در سال های اخیر، کیفیت فضاهای آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری و رشد ذهنی کودکان مورد توجه فزاینده ای قرار گرفته است. کودکان، به دلیل ویژگی های خاص روان شناختی و ادراکی، واکنش های متفاوتی نسبت به محیط پیرامون خود نشان می دهند؛ واکنش هایی که می تواند به طور مستقیم بر میزان تمرکز، مشارکت فعال و کیفیت فرآیند یادگیری آنان اثرگذار باشد. از این رو، طراحی فضاهای آموزشی نه تنها یک امر کالبدی، بلکه یک ضرورت تربیتی و شناختی به شمار می آید. بیان مسئله در این پژوهش از این نگرش سرچشمه می گیرد که محیط های آموزشی صرفاً ظرفی برای آموزش نیستند، بلکه خود به مثابه یک "ابزار یادگیری" عمل می کنند. تجربه های حسی، ادراکی و تعاملی کودکان در این فضاها، می تواند بنیان شکل گیری حضور ذهن، تقویت توجه و ارتقای توانایی های شناختی آنان را فراهم آورد. به ویژه در شرایط کنونی که ابزارهای تعاملی و فناوری های نوین به بخش جدایی ناپذیر زندگی کودکان تبدیل شده اند، بررسی نقش این عناصر در ارتقای کیفیت آموزش ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر، مدلسازی مؤلفه های مؤثر بر الگوهای معماری با تأکید بر کارکرد ابزارهای تعاملی در افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان، معماران، طراحان آموزشی و والدین کودکان است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون طراحی انعطاف پذیر فضا، بهره گیری از نور و رنگ طبیعی، گرافیک های محیطی و به کارگیری فناوری های تعاملی، به طور معناداری بر افزایش حضور ذهن و تمرکز کودکان در محیط های آموزشی اثر می گذارند. نتایج به دست آمده می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و معماران در جهت خلق محیط های یادگیری کارآمدتر و کودک محور مورد استفاده قرار گیرد.
۸۷۵.

تحلیل فضایی صرفه های ناشی از تجمع در مقیاس کوچک: تخصصی شدن و تنوع فعالیتهای اقتصادی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
بررسی و تحلیل صرفه های ناشی از تجمع فعالیت های اقتصادی از دیرباز موردتوجه محققان بوده است. مطالعات صورت گرفته در این رابطه بیشتر در حوزه اقتصادی و در سطح کشور و منطقه بوده و کمتر به مقیاس کوچک تر از شهر و به خصوص خیابان ها پرداخته شده است. در این پژوهش به جای این که شهر به صورت یک کل واحد در نظر گرفته شود، ساختارهای اصلی اقتصادی شهر به تفکیک خیابان ها موردبررسی قرارگرفته و با بررسی سه هزار و ۸۰۴ فعالیت یا بنگاه اقتصادی در شهر کازرون با استفاده از شاخص نسبت مکانی، هرفیندال-هریشمن و شانون وضعیت تجمع بنگاه ها و آثار آن ازجمله تخصصی شدن و تنوع در سطح خیابان ها موردبررسی قرارگرفته است؛ بنابراین ضمن شناسایی و ارائه مکان محور خیابان های تخصصی و متنوع، فعالیت اقتصادی مربوطه نیز ارائه شده است. نتایج نشان دهنده این امر است که فعالیت های اقتصادی با توجه به نوع خدماتی که ارائه می دهند در کنار فضای موردنیاز برای فعالیت، اهمیت دسترسی سواره، میزان جریان پیاده و نزدیکی به مراکز جمعیتی می توانند در موقعیت های خاصی از شهر متمرکز یا پخش گردند؛ به طوری که فعالیت های فنی مثل خدمات وسایل نقلیه (بولوار خرمشهر) و خدمات کشاورزی (خیابان فردوسی) در خیابان های عریض تر و دورتر از مرکز شهر و فاقد جریان پیاده، مشاورین املاک بیشتر در توسعه های جدید (بولوار پردیس)، مراکز درمانی در مرکز شهر (خیابان سلمان فارسی)، خیابان های متنوع (خیابان شهدای شمالی و جنوبی، ابوذر، حضرتی و امام خمینی) دارای عرض کمتر نسبت به خیابان های تخصصی و در نزدیکی ناحیه تجاری مرکزی شهر، پیاده روهای شلوغ تر و تنوعی از فعالیت های مختلف را در خود جا داده اند.
۸۷۶.

تحلیل خطاهای انسانی در فرایند طراحی معماری: شناسایی منشأ، طبقه بندی و راهکارهای کاهش آن، با رویکرد بومی انگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۷
فرایند طراحی معماری، به عنوان فعالیتی انسان محور، مستعد خطاهای شناختی، ادراکی و ارتباطی است که منجر به انحراف از اهداف اولیه می شوند؛ پژوهش های معماری عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز بوده و خطاپذیری انسانی فرایند طراحی کمتر به صورت نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی منشأ و طبقه بندی خطاهایی که بازیگران انسانی در چرخه طراحی معماری مرتکب میشوند، شکل گرفته تا در ادامه، راهکارهایی برای کاهش تأثیر آن ها بر شکاف میان اهداف طراحی و نتایج نهایی، مبتنی بر منشاء آن ها ارائه دهد. همچنین، با توجه به بستر فرهنگی پژوهش، نقش گسست از الگوهای بومی نظیر نظام استاد-شاگردی و اخلاق حرفه ای سنتی در بروز این خطاهای نوین نیز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با راهبرد کیفی و رویکرد تحلیل مضمون انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 105 نفر از متخصصان (25 استاد دانشگاه، 30 معمار حرفه ای، 15 مدیر پروژه، 10 کمک طراح دیجیتال، 15 دانشجوی کارشناسی ارشد و 10 پژوهشگر معماری) گردآوری شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفته است. یافته ها نشان داد که خطاهای انسانی در پنج بُعد اصلی هستند: خطاهای شناختی (سوءتفسیر مسئله)، خطاهای ادراکی (درک نادرست مقیاس و فضا)، خطاهای ارتباطی (عدم هماهنگی تیم و کارفرما)، خطاهای مدیریتی (کنترل زمان و منابع) و خطاهای فنی (در ترجمه ایده به نقشه). افزون بر این، نتایج نشان داد که جایگزینی مفهوم «ادبِ معماری» با ضوابط خشک اداری، چگونه باعث شده است که خطاهای ناشی از بی توجهی به کرامت انسانی و سلسله مراتب فضایی در فرایندهای طراحی نهادینه شود.
۸۷۷.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
۸۷۸.

تبیین کارکردهای اجتماعی عکس های دوروتیا لانگ در مواجهه با رکود بزرگ اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۱
این مقاله به بررسی کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند، با تمرکز بر آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ اقتصادی، می پردازد. رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، میلیون ها نفر از کشاورزان و کارگران را با بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری مواجه ساخت. در این شرایط، دولت ایالات متحده پروژه ای تحت نظارت اداره حفاظت از مزارع FSA برای مستندسازی واقعیت های زندگی مردم و جلب حمایت عمومی به اجرا گذاشت. دوروتیا لانگ، به عنوان یکی از برجسته ترین عکاسان این پروژه، توانست به بازنمایی عمیق شرایط دشوار خانواده های محروم بپردازد و صدای بی صدایان جامعه را به گوش مردم و سیاست گذاران برساند. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نقش عکاسی مستند در بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیر آن بر آگاهی عمومی و تغییرات اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند و نقش دوروتیا لانگ در بازتاب شرایط اجتماعی زمان خود است. پرسش های پژوهش: 1. چه کارکردهایی برای عکاسی مستند در حوزه مسائل اجتماعی قابل شناسایی است؟ 2. چگونه آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ به بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه پرداخته اند؟ 3. چگونه عکاسی مستند می تواند به آگاهی بخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد این پژوهش به صورت بنیادی و بر اساس نظریه جامعه شناختی بوده و از روش نمونه گیری موردی برای بررسی آثار دوروتیا لانگ استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار لانگ صرفاً بازنمایی بحران اقتصادی نبوده، بلکه نقشی فعال در برانگیختن احساس همدلی عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های حمایتی دولت داشتند. بنابراین، همکاری دوروتیا لانگ با گروه FSA در بستر رکود بزرگ، نمونه ای شاخص از قدرت عکاسی مستند به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی است؛ ابزاری که همچنان در جهان امروز قابلیت تأثیرگذاری و الهام بخشی دارد.
۸۷۹.

سنجش اثربخشی آموزش سازنده گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته ی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
انگیزه تحصیلی به عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه ی تحصیلی دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری مقطع کارشناسی پیوسته و رشته ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش آزمون و پس آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته ها حاکی از آن است که، روش سازنده گرایی به طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی انگیزگی را کاهش می دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می کند و پیشنهاد می گردد سیاست گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده تر این روش را فراهم نمایند.
۸۸۰.

شناسایی ادراکات محیط زندگی در کار از خانه؛ مطالعه موردی: اهواز در شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: ادراکات ذهنی افراد از محیط زندگی تأثیر مستقیمی بر استراتژی ها و نحوه مداخله آن ها در محیط دارد. این ادراکات بسته به شرایط و عوامل مختلف، دستخوش تغییر شده و استراتژی های متنوعی برای سازگاری ایجاد می کنند. دوران کار از خانه در جریان همه گیری کووید-19، چالشی نوین در تعامل با محیط زندگی ایجاد کرد که نیازمند راهکارهای گوناگون بود. در این میان، شهر اهواز با توجه به چالش های اقلیمی نظیر ریزگردها، امواج گرمایی، و سیلاب ها، به محیطی خاص برای بررسی این تعاملات بدل شده است. با توجه به احتمال تداوم کار از خانه به عنوان راهکاری برای مدیریت بحران ها، پژوهش های مرتبط تاکنون کمتر به نقش ادراکات ساکنان در مناسب سازی محیط زندگی پرداخته اند. روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش Q و تکنیک دلفی، به بررسی ادراکات ذهنی ساکنان اهواز و استراتژی های آن ها در مواجهه با محیط زندگی در شرایط کار از خانه می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی ساکنان و ارائه راهکارهایی متناسب با این الگوها است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، آمیخته است. جامعه آماری شامل ساکنان اهواز است که در دوران قرنطینه ناشی از کووید-19 به کار از خانه مشغول بودند. داده ها در بخش کیفی با تحلیل مصاحبه های باز از 14 نفر و مرور ادبیات گردآوری و بر اساس آن جداول Q تهیه و توسط 51 نفر تکمیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 10 دسته الگوی ذهنی شامل رفتارگرا، امکان گرا، فردگرا، نیازگرا، مداخله گرا، کیفیت گرا، انسان گرا، توسعه گرا، تجربه گرا و مطلوب گرا انجامید. اعتبار داخلی از طریق نظر متخصصان و اعتبار خارجی با آلفای کرونباخ (865/0) تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که محیط زندگی در اهواز فاقد قابلیت های کافی برای حمایت از کار از خانه مؤثر است. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می دهد که طراحی و بهبود محیط ساخته شده باید با توجه به ادراکات و نیازهای گروه های مختلف ذهنی انجام شود. ازجمله پیشنهادها می توان به طراحی فضاهای انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های دیجیتال، توسعه فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی ایمن، و برگزاری رویدادهای اجتماعی محله ای اشاره کرد. این اقدامات می توانند کیفیت زندگی را در شرایط کار از خانه ارتقا داده و سازگاری شهر را افزایش دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان