فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خاستگاه واژه قرآنی تک بسامد «هُدِّمَت»، برساخته از ریشه «ه-د-م»، و واکاوی تطور صوری و معنایی آن انجام شده است. این واژه در تفاسیر و ترجمه های قرآنی، اساساً به مثابه یک واژه اصیل عربی و در پیوند با معنای جاافتاده «ویرانی یا تخریب» تلقی شده، بی آنکه بررسی ریشه شناختی مستقلی بر پایه تعاملات زبانی صورت گیرد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی یا درزمانی، ضمن اشاره به همزادهای واژه در دیگر زبان های سامی، کاربست های آن را در متون پیشاقرآنی شامل متون مقدس یهودی–مسیحی و اشعار کهن عربی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «هُدِّمَت» وام واژه ای برگرفته از فارسی باستان (handāma) به معنای «اندام» است که از طریق زبان آرامی و در چارچوب تعاملات زبانی عصر هخامنشی وارد زبان های سامی و سپس عربی شده و در آیه چهلم سوره حج بر پاره پاره کردن و فروپاشی ساختمان پرستشگاه ها دلالت دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش پیش رو نشان می دهد که بازسازی ریشه ثلاثی «ه-د-م» بر پایه یک ریشه ثنائی، به سبب غفلت از وام واژه بودن آن اساساً گرفتار خطای روش شناختی است.
مبانی سبک شناخت علامه طباطبایی درعدول از سیاق در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اصل و قاعد سیاق در رسیدن به مراد الاهی در تفسیر قرآن یکی از قواعد تفسیری است که برخی از مفسران به آن توجه دارند. علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که توجه ویژه ای به قاعده سیاق داشته و در جای جای تفسیر المیزان بر کاربست آن جهت رسیدن به مراد الاهی تاکید دارند. با توجه به اینکه بهره گیری از قاعده سیاق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مبانی تفسیری علامه محسوب میشود، اما ایشان گاهی در تفسیر برخی از آیات قرآن از این مبنای تفسیری خود عدول کرده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی ضمن اشاره به کارکردهای کاربست سیاق در تفسیر المیزان به مبانی عدول علامه طباطبایی از سیاق آیات در رسیدن به مراد خدا اشاره کرد است. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که علامه طباطبایی در آیات مربوط به امامت امام علی (ع) و فضایل اهل بیت (ع)، همچنین عدم ارتباط با صدر و ذیل آیه، هماهنگی با شأن نزول آیه، مخالفت سیاق آیه با سیاق آیات قبل و بعد، استفاده از شمول معنایی آیه از قاعده سیاق آیات عدول کرده است.
تحلیل فرآیند نهادینه سازی و تثبیت نماز در جامعه بر اساس ترتیب نزول سوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماز از محوری ترین مناسک عبادی اسلام و از لوازم اصلی دینداری است. سوره های قرآن در دوره های مکی و مدنی با سازوکار مشخصی به ترویج نماز پرداخته و سعی کرده اند آن را به تدریج در جامعه نهادینه سازی کنند. توجه به مراحل تبلیغ نماز در جامعه از آغاز اسلام در مکه تا پایان تثبیت آن در مدینه، الگوی مشخصی را نشان می دهد که می تواند در امور علمی و تبلیغی قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر با توجه به سیر نزول سوره های قرآن در مکه و مدینه و با کاربست روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم، فرآیند فرهنگ سازی و گفتمان سازی نماز را از فرد شروع می کند و سپس وارد مراحل خانوادگی و اجتماعی می شود؛ پس از آن، کارکردهای نماز را در جامعه برمی شمارد و آن گاه به آسیب شناسی و آفت زدایی از مسائل مربوط به آن می پردازد؛ به علاوه، پس از تثبیت نماز در جامعه، همچنان به تبیین اهمیت و کارکردهای آن پرداخته و به شبهات و دشمنی های رسانه ای مخالفان در این زمینه پاسخ می دهد. این پژوهش به طور کلی، مراحل پنج گانه ای را جهت نهادینه سازی و تثبیت نماز از آغاز تا پایان نزول قرآن شناسانده است که عبارت است از: 1. معرفی نماز به مثابه آیینی معرفتی اخلاقی و مناسکی؛ 2. فرهنگ سازی نماز در سطوح فردی و اجتماعی؛ 3. گفتمان سازی و کارکردگرایی با محوریت نماز؛ 4. جامعه سازی دینی و اخلاقی در پرتو نماز؛ 5. آسیب شناسی و آفت زدایی از جامعه دینی و نمازگزار. درباره زمان بندی هر یک از این مراحل باید گفت که معرفی نماز از همان ابتدای دوره مکی صورت گرفته و پس از آن، مراحل فرهنگ سازی و گفتمان سازی به ترتیب در میانه و پایان دوره مکی به وقوع پیوسته است. مرحله جامعه سازی، در کشاکش آماده شدن مسلمانان برای هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پی ریزی شده و در آغاز دوره مدنی نیز همچنان به صورتی جدّی ادامه پیدا کرده است. درنهایت در پایان دوره مدنی، مرحله آسیب شناسی و آفت زدایی به صورتی مفصل تبیین شده و بر تثبیت دین قیّم با محوریت نماز تأکید گردیده است.
Religious State and Political Participation; a Qur'anic Approach to the Theory of Conditional Maximal Political Participation (Delegative-Agential)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main question of the article is what approach to political participation is the existing or desired approach in Qur'anic thought. The research hypothesis, using the Jane Hampton model in theories of the state as a theoretical framework, is that in religious state, political participation and competition within the political regime are not against or solely for it, and among the delegative and agential approaches; the desired approach of the Qur’an is closer to what can be called "conditional maximum" or de-agential approach, which is conditional in the emergence and survival of religious state; a participation that is original as a causal element but is conditional and bound to some prior conditions and circumstances. The research approach in the two categories of verses of Shūrā and Bayʿah clearly has some differences with some other interpretative perspectives, and in the stage of choosing a leader, despite accepting the divine text and appointment, it also considers the political participation of the people to be relevant. In the research, in addition to the verses of Shūrā and Bayʿah, other verses such as the verses of keeping the contract, enjoining what is right and forbidding what is wrong, public speeches of the Qur’an, caliphate and trust, etc. have been compared with political and agency participation. Accordingly, the validity of the political contract between the ruler and the people, the requirement of the Shūrā institution in the public arena, active political participation as enjoining what is right and forbidding what is wrong and interfering in determining destiny, the right to choose and general selection of the people, the caliphate as a kind of doubt from God in line with the right to participate, and also the right to leave the government to the worthy as a trust are among the findings of the research as components and pillars of the "Conditional Maximum" (delegative- Agential) political participation approach.
Analysis of the Quranic Themes of the Theology of Resistance: A Case Study of Verses Related to the Battle of Uḥud(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
113 - 136
حوزههای تخصصی:
Resistance, as a successful phenomenon in Islamic thought and practical theology, is focused on monotheism, faith in God, and belief in divine victory in all social strata. The present study examines the concept of the theology of resistance with an emphasis on its Quranic themes. The theology of resistance, in addition to its cognitive, political, and social aspects, has deep religious roots in the Quran, which are manifested in concepts such as faith, patience, strong will, unity, and the continuation of the path of resistance. The current study, using a descriptive-analytical method, considers selected verses, especially those related to the Battle of Uḥud , as an example of the Quranic literature of resistance. It aims to show how these Quranic themes play a role in strengthening the social and cultural spirit of Muslim communities. The results of the research make it possible to explain the systematic theology of resistance and its practical analysis in the Battle of Uḥud as a model of resistance for believers. This research proves that conscious resistance with faith is a combination of individual and collective steadfastness that is achieved by trusting in God and believing in divine victory. It also emphasizes that promoting the discourse of the theology of resistance based on the Quran can guide the individual and collective behaviors of Muslims in confronting challenges and the domination of falsehood, and can be a factor in the honor and progress of Islamic societies. Thus, in addition to being considered a religious concept, the theology of resistance is also raised as a social and cultural need today that illuminates the path of resistance in the contemporary world
The Valuable Competencies and Professional Capabilities of a Worthy Mentor from the Perspective of the Holy Quran and the Hadith of the Ahl al-Bayt (PBUH)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The cultural and educational growth and advancement of individuals in society depends on the existence of worthy and virtuous mentors. Therefore, outlining the characteristics of a worthy mentor is of significant importance and impact. The present study, using a grounded theory approach, aims to extract and qualitatively analyze a complete set of religious texts, including verses from the Quran and hadiths of the impeccable Imams (AS), regarding the characteristics of a worthy teacher. The results indicated that the main concern of religious texts in introducing a worthy mentor can be categorized into two overarching areas: Competencies and capabilities. In the area of competencies, five categories, ethical, belief-based, emotional, cognitive, and self-related, were identified in order of frequency and priority. In the area of capabilities, four categories, behavioral-operational, developmental-educational, scientific-educational, and teaching, were identified in order of frequency and priority. The details of each category and a paradigmatic model of a worthy mentor based on religious teachings are presented in this research
بررسی تطبیقی مبانی روش تفسیر قرآن به قرآن در تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر قرآن به قرآن به عنوان روشی تفسیری در قرن اخیر با اصول و مبانی مشخص خود، توسط مفسران شیعه و سنی مورد استفاده قرار گرفته است. مفسرانی چون علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی از شیعه و عبدالکریم خطیب و شنقیطی از اهل سنت از این روش بهره برده اند. با مطالعه تفاسیری که به این روش نگاشته شده اند، مبانی مشترک و غیرمشترک مفسران شیعه و سنی آشکار می شود. از مهمترین این مبانی می توان به تناسب سور و آیات قرآن، همگانی بودن فهم قرآن، حجیت عقل در مسیر فهم قرآن، اعتبار ظواهر قرآن، استقلال وساطت قرآن، نورانیت قرآن، تبیان کل شیء بودن قرآن و وحدت موضوعی سوره های قرآن اشاره کرد. این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، به بررسی، تحلیل و نقد این مبانی پرداخته و به انتقادات وارده پاسخ داده است. نتیجه نهایی نشان می دهد که تفسیر قرآن به قرآن کاربردی ترین و شاید تنها روش متقن تفسیری است که نظریه آن در خود قرآن کریم وجود دارد.این روش تفسیری با تکیه بر اصول منسجم خود، راهی مطمئن برای فهم صحیح قرآن ارائه می کند و تمایز آن از سایر روش های تفسیری در همین رویکرد جامع و خودبسنده به قرآن است. این روش به مخاطبان کمک می کند تا با روشی دقیق و معتبر به فهم قرآن دست یابند.
آموزۀ توبه در اسلام از دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهری و مقایسه آن با آموزه های مسیحیت
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 187
حوزههای تخصصی:
موضوع توبه در نسبت با سعادت و کمال انسان به معنای بازگشت به مسیر هدایت است؛ بر همین اساس به عنوان یکی از آموزه های اساسی و اصلی ادیان الهی به مناسبت های مختلف و از دیدگاه ها و ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نگرش همسان یا ناهمسان ادیان الهی می تواند به فهم عمیق تر این مفهوم کمک کند؛ بر همین اساس در این نوشتار تلاش کردیم تا با استفاده از روش کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا مفهوم توبه را در قرآن کریم و انجیل مقایسه کنیم. نتایج به دست آمده در این مقایسه حاکی از آن است که در هر دو کتاب مقدس قرآن و انجیل، توبه به عنوان بازگشت از عمل قبیح و گناه معرفی شده است و نتایج مترتب بر آن بخشش گناهان و نیل به سعادت و رستگاری و رسیدن به بهشت جاویدان است؛ اما تفاوت ها ضمن جامعیت بیان قرآن به چند موضوع اساسی مربوط است: مطابق آیات قرآن متعلق توبه گناهان آدمی است؛ اما مطابق انجیل، گذشته از گناهان، توبه مشمول گناه ذاتی و جبلی انسان نیز می شود. مطابق آیات قرآن توبه به دو نوع توبه عبد و معبود تقسیم می شود؛ اما چنین تقسیمی در اناجیل وجود ندارد. در قرآن و سنت اسلامی برای توبه و مغفرت الهی واسطه ای میان انسان و خداوند وجود ندارد؛ اما در سنت مسیحی، دستگاه کلیسا واسطه بخشش و فیض است. همچنین در وجوب و شرایط قبول توبه نیز تفاوت هایی میان قرآن و انجیل وجود دارد.
نقد و تحلیل روایات صحیحین در خصوص حذف آیه رجم از قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
166-183
حوزههای تخصصی:
ادعای تحریف قرآن از طرف برخی افراد یکی از موضوعات مهم و حساس در طول تاریخ اسلام بوده که پذیرش این عقیده ضمن ایجاد تشکیک در آموزه های اعتقادی، می تواند موجب چالش در شکل گیری فرهنگ، اخلاق و و قوانین جامعه اسلامی باشد. در جهت رفع این انگاره از ساحت قرآن باید روایاتی بررسی شود که به حذف یا زیادت آیه یا سوره ای اشاره شده و باعث این ادعای سست گردیده است. از جمله این روایات، روایت «عمر بن خطاب» است که مشعر به حذف آیه ی موهوم رجم از قرآن کریم است که به شکل های مختلفی از جمله «الشَّیْخُ وَ الشَّیْخَهُ إِذَا زَنَیَا فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّهَ» روایت شده است. این پژوهش ضمن احصای طرق مختلف روایت، به روش توصیفی_ تحلیلی، به بررسی اشکالات متنی، محتوایی و سندی آن پرداخته است. بررسی نگاشته پیش رو حکایت از آن دارد که در حیطه متنی، آیه موهوم در روایت مذکور از جهات مختلف لفظی و دستوری با ادبیات عرب و اسلوب بیانی حاکم بر قرآن سازگار نبوده، و نیز از بعد محتوایی نمونه ای مانند این آیه و یا مصداقی در حکم آن نیست و به گمان بعضی این احتمال می رود که متن مورد بحث در اصل سنتی باشد که در زمان پیامبر اکرم(ص) وضع شده باشد. همچنین بررسی های سندی نشان می دهد که با توجه به مرفوع بودن اسناد، تمام طرق این روایت در زمره روایات ضعیف جای می گیرد. و نتیجه اشکالات وارده، روایت را از حیث اعتبار ساقط می باشد.
بررسی طرح واره های تصویری قرآن کریم بر اساسِ نظریه جانسون (مطالعه موردی سوره عنکبوت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی از مهم ترین مباحث زبان شناسی به شمار می آید که میان زبان و اندیشه، ارتباط برقرار کرده و نظریه های مختلفی هم چون استعاره مفهومی، طرحواره های تصویری و ... را شامل می شود. در قرآن کریم بسیاری از مفاهیم انتزاعی در قالب مجموعه ای از مفاهیم عینی بیان می گردد که بررسی آن ها در فهم و درک صحیح مقصود قرآن تأثیر بسزایی دارد؛ پژوهش حاضر با بررسی انواع طرحواره های تصویری در سوره عنکبوت در صدد آن است تا معانی و زیبایی های نهفته و همچنین مفاهیم انتزاعی موجود در این سوره را با استفاده از رویکرد زبان شناسی شناختی و به روش توصیفی تحلیلی، تبیین کند. براساس داده های موجود از سوره عنکبوت، طرحواره حرکتی پربسامدترین طرحواره بود؛ پس از آن طرحواره حجمی و سپس طرحواره قدرتی در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. با این وجود در این سوره طرحواره حرکتی برای درک و فهم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارد. با استفاده از طرحواره های تصویری، بسیاری از مفاهیم انتزاعی و غیرعینی برای مخاطب عینی و ملموس می شود که این در درک و فهم دقیق و عمیق قرآن کریم نقش بسزایی دارد.
Exploring Strategies to Resolve Contradictions between Verses and Narrations Regarding Procreation and Limiting Progeny(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the importance of increasing and decreasing procreation, the present study aims to address contradictory verses and narrations on this topic using a descriptive and analytical method and answer the question: ‘What are the solutions for resolving contradictory verses and narrations regarding the increase and decrease of procreation?’ The research findings show that by applying two solutions, namely governmental decrees and the rules of conflict, balance, and preference, the conflict among the verses and narrations in the field of prolificacy and population control is resolved. In the first approach, the verses and narrations of prolificacy and population control, based on the primary principle and rule, indicate the preference and desirability of increasing procreation. However, if the individual and social conditions of the Islamic community change, the primary rule may change. The ruler and the supreme jurisprudent can issue a decree according to the circumstances of the time. Consequently, both an increase and a decrease in procreation may occur in different times and conditions in the Islamic community, thus avoiding a conflict. In the second approach, considering that the contradictory verses and narrations in the field of prolificacy and population control are divided into three categories: Conflict between verses of prolificacy and verses of population control, conflict between verses and narrations of prolificacy and population control, and conflict between narrations of prolificacy and narrations of population control. In the conflict between verses of prolificacy and verses of population control, the verses of prolificacy are preferred. In the conflict between verses and narrations of prolificacy and population control, two scenarios are possible: Sometimes the verses of prolificacy conflict with the narrations of population control, in which case the verses of prolificacy are preferred because they are definite in meaning ( Dalālah ) and definite in origin ( Ṣudūr ), while the narrations of population control are speculative in meaning ( Dalālah ) and speculative in origin ( Ṣudūr ); and sometimes, the verses of population control conflict with the narrations of prolificacy. The narrations of prolificacy are preferred because the verses of population control do not indicate procreation and increasing progeny. In the conflict between narrations of prolificacy and narrations of population control, since the conflict between these narrations is of the type of absolute and restricted conflict, the narrations of population control are restricted by the narrations of prolificacy. Accordingly, according to the verses and narrations, the abundance and increase of procreation are desirable.
Theoretical Framework of the Political Sanctity of Hijab Unveiling Based on Grounded Theory Methodology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: A discourse emerged concerning hijab, creating a new perspective in public opinion and opening a path towards public awakening; this was the political sanctity of hijab unveiling. Objective: The present study, based on the hypothesis that the political sanctity of hijab unveiling is rooted in Quranic verses and aligns with historical evidence, aims to theorize the concept of the political sanctity of hijab unveiling. Methodology: This paper employs a data-driven theory-building approach. Initially, Quranic verses were coded. Subsequently, other sources, including hadiths, scholarly articles, reports, and historical evidence of unveiling, were identified and coded. Sub-categories were then identified in relation to the main category to form this model. It is noteworthy that here, the grounded theory approach was primarily implemented through robust historical sources and extensive, in-depth, and precise religious research possessing sufficient richness. Findings: Through axial coding of the data, in addition to the main category, three core categories were extracted: the religious obligation of maintaining hijab in both minimal and maximal forms as mentioned in the Quran, and hijab as a social law applicable to all Islamic countries and all citizens of an Islamic country. Results: The core phenomenon, "The theorizability of the political sanctity of hijab unveiling," with the provision of necessary conditions, yields positive consequences towards individuals' commitment to the hijab law by understanding the deep-rooted sanctity of hijab unveiling in Quranic verses, and consequently, increases the prevention of transgression. However, to fully achieve these consequences, a strategy of meticulous planning to counter hijab unveiling as a tool to undermine the Islamic government is recommended, not only as a religious obligation but also as a symbol and indicator of the Islamic system.
The Dramaturgy of Silence in the Quran A Case Study: The Story of Prophet Moses and Khiḍr and Joseph(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most important structural studies is the examination of narrative techniques in the Quranic stories with the aim of showing the quality of the visual layers. To achieve this type of research, various models and methods are used. One of the interdisciplinary models is dramaturgy. Dramaturgy, as a theatrical function, seeks synergy within the text and displays actions to influence the audience and answer their potential questions; likewise, the audience's confrontational or interactive feelings with the work and structured analyses of the artistic work aim to determine the impact of the narrative and the longevity of the work. In this research, the story of Prophet Moses and Khiḍr (al-Kahf: 60ff) and a part of the story of Joseph have been studied using a descriptive-analytical method. The results show that the quality of using the dramaturgy of silence encompasses ten different and novel types, from authorial silence to causal silence. In these narrative techniques, the Quranic images do not, on their own, draw the narrative lines of the text, but rather are reflected in the domains of certain insights, concepts, and epistemological, cosmological, ethical, and aesthetic assumptions. These seemingly fragmented images are multi-referential and in their echo also include silence, making it a part of such frames. The narrative essence in the story of Khiḍr and Moses and Joseph is the mention of the meta-narrative in two realms: "First, the compositional actions and functions based on reality, and the second part, the descriptive and interpretive actions that recount the paratexts."
A Comparative Ontological Study of the Existential Layers of the Quran in the Divine and Created Realms, from the Perspective of the Quran and Islamic Mysticism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study conducts an ontological study of the Quran, explaining its existential layers in the Divine Realm, also known as the World of God or the World of Necessity, and the Created Realm, also known as the World of Being or the World of Contingency. Based on the views of mystics and Quranic verses, it explains the existential ranks of the Quran and its specific names. The importance of this issue lies in proving the single, multi-ranked existence of the Quran and demonstrating that the Quran is present at every stage of existence, from the World of God to the World of Creation, each with a specific station and name. Through a comparative study of these ranks with Quranic verses, this article concludes that the Quran, as divine knowledge in the form of divine speech, saying, book, and both creative and written words, is present in an integrated manner at every rank of existence, accompanying the Perfect Human. A key finding of this article is that the ontological ranks of the Quran are sometimes expressed with a specific name in the Quran, such as Umm al-Kitāb (The Mother of the Book), Kitāb Mubīn (The Clear Book), and Nūr (Light), each pointing to a specific rank of the Quran's existence. In some cases, there is no specific name for a particular existential rank of the Quran in the verses, but the rank is referenced. For example, it is stated that the Quran was sent down from the rank of the name Allāh or the names al-Raḥmān or al-Ḥayy . This paper was written using a hybrid research method (textual-argumentative) and based on library and software data collection. It is an attempt to, for the first time in a coherent study, use mystical sources and Quranic verses to articulate the specific name of the Divine Book at each existential rank or at least the name of its existential rank.
بررسی تفسیری آیات نصرت الهی در اندیشه قرآنی آیت الله خامنه ای با تأکید بر آیه های «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» و «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
47 - 67
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی سنت نصرت الهی در اندیشه قرآنی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می پردازد. سنت نصرت الهی که در دو آیه «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» و «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُم» مطرح شده، بر حمایت خداوند از کسانی که در راه حق تلاش می کنند، تأکید دارد. اهمیت بررسی تفسیر آیت الله خامنه ای از این آیات از چند جهت است: تأثیر بر سیاست خارجی، الهام بخشی به جوامع مذهبی، تبیین رابطه دین و سیاست و درک چالش های معاصر. در این تحقیق، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بررسی گفتارها و نوشتارهای ایشان، تمامی مواردی که این آیات در آن به کار رفته، استخراج و طبقه بندی و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که از نظر ایشان، نصرت دین ابعاد و سطوح مختلفی دارد و فراتر از جهاد نظامی است. ایشان بر تلاش فکری و علمی و فرهنگی نیز تأکید می کند؛ همچنین نصرت الهی نسبت به مؤمنان را شامل کمک های مادی و معنوی می داند که به طرق غیرمنتظره صورت می گیرد. مصادیق نصرت الهی در دوره معاصر شامل برپایی نظام جمهوری اسلامی ایران، پیروزی در جنگ تحمیلی و پیدایش موج بیداری اسلامی است. ثمره نصرت الهی، عزت و وحدت و اقتدار است. به علاوه، نسبت نصرت دین الهی و نصرت مؤمنان، نامتوازن و پیروزی برای مجموع مؤمنان است.
ارزیابی اندیشه معاصرت قرآنی در آراء تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظریه معاصرت قرآنی تلاشی برای به روز شدن و تازه گشتن فهم ما از قرآن متناسب با نیازسنجی در هر عصر است که البته با خوانش های بسیار متفاوتی توسط اندیشمندان اسلامی همراه بوده و همین امر موجب شده تا دست یابی به یک خوانش صحیح از این نظریه ضروری بنماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آراء تفسیری علامه طباطبایی و امام خمینی، درصدد مطالعه تطبیقی مبانی نظریه معاصرت قرآنی از نگاه این دو اندیشمند معاصر است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که قرائت خاصی از نظریه معاصرت قرآنی مبتنی بر رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری این دو مفسر قابل ردیابی است. نگرش نظام مند به معارف قرآن کریم، مطابقت کتاب تکوین و کتاب تدوین، ضرورتِ گذار از مفهوم به مصداق، تسرّی دادن خطابات قرآنی و بهره بردن از تجلّیات دائمی قرآن، از مهم ترین مبانی نظریه معاصرت از نگاه امام و علامه است. این قرائت با در نظر گرفتن مراتب متعدد برای حقیقت واحد قرآن، در عین آنکه نسبیّت در فهم را منتفی می داند، با اعتبار بخشیدن به فهم های مختلفی که هر کدام متناظر با یکی از مراتب آن حقیقت واحده است، زمینه را برای برقراری گفت وگو میان نیازهای روز و قرآن کریم در جهت پاسخ گویی به این نیازها فراهم می سازد.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «دابّه الأرض»؛ بر پایه شواهد درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
171 - 192
حوزههای تخصصی:
«دابّه من الأرض» در آیه 82 سوره نمل ذکر شده است. عموم مفسران اهل سنت آن را حیوانی خارق العاده دانسته اند که در آستانه قیامت خروج خواهد کرد و برخی از ایشان تنها جنبه حیوانی دابّه را پذیرفته و درباره جزئیات آن توقف کرده اند. اما در تفاسیر شیعه، اغلب امام علی، مصداق دابّه و زمان خروج او آستانه قیامت یا رجعت ذکر شده است. طبق هر دو نظر، دابّه با مردم گفت وگو نموده، یا آنان را مجروح و یا به نسبت ایمان و کفرشان علامت گذاری می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شواهد درون متنی، شامل سیاق و آیات هم موضوع و نیز شواهد روایی و تاریخی، به نتایجی نو در چگونگی اثبات مفهوم و مصداق «دابّه الأرض» دست یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش این است که مصداق مفهوم دابّه، امام علی و زمان خروج او نیز جنگ بدر بوده است که ایشان نقش تعیین کننده در آن نبرد داشته و موجب هلاکت ده ها تن از سران مشرک گردیده است.
روی کردِ قُشَیری در تفسیر بَسمَله و ارزیابی عمل کرد وی در لطائف الإشارات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قُشَیری (درگذشته 465ق) در تفسیر لطائف الإشارات نگرش نوآورنهای را ذیل بسمله هر سوره در پیش گرفته و توضیحاتی منحصر به فرد ارائه نموده است. این توضیحات بعضاً درونمایه یکسانی دارند؛ اما در سطح واژگان تفاوتهای قابلملاحظهای میانشان دیده میشود. این عملکرد با دیگر تفاسیر متمایز است و از جنبه قِدمَت، پیشگام محسوب میشود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی بر توضیحات قشیری ذیل بسمله تمرکز دارد تا به اهداف قشیری از انتخاب این موضوعات برای درج ذیل تفسیر بسمله دست یابد. بدینمنظور دو فرضیه قابلارزیابی است: نخست آنکه توضیحات قشیری با فواتح و خواتیم همان سوره مرتبط باشد؛ دوم آنکه این تفاسیر با محور اصلی سوره در ارتباط باشند. بررسی تفسیر 113 بسمله قشیری در مطالعه کنونی نشان میدهد که در هر دو فرضیه، بیشترین نوع رابطه میان توضیحات مفسر و سوره از نوع تطابق، و البته در موارد پرشماری هم از جنس تباین است. به بیان دیگر، توضیحات قشیری در بسیاری از موارد از جنس ذوقیاتی است که هیچ ربطی به محور اصلی سوره ندارد. در برخی موارد حتی رابطه تضاد نیز مشاهده میشود؛ یعنی توضیح قشیری در نقطه مقابل محور اصلی سوره قرار دارد. درهرحال در مطالعه کنونی با نظر به عملکرد قشیری از این فرضیه دفاع میشود که او هر بسمله را مختص به همان سوره میداند.
تحلیل انتقادی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی به اختلالات رفتاری و تبیین دیدگاه قرآن در این باره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
67 - 95
حوزههای تخصصی:
اختلالات رفتاری به معنای رفتار انحرافی حاد است که کنش های پژمرده گونه یا یورش آمیز را شکل می دهد. این رفتارها، مورد پسند اطرافیان و مخاطبان نیستند، ولی کنشگر از آن ها احساس رضایت می نماید. این پژوهش به روش اکتشافی- تحلیلی، به دنبال ایجاد ارتباط معرفتی بین داده های استقرایی علوم انسانی و داده های تفسیری قرآنی می باشد. در گام نخست این جستار در مورد سرمنشأ پیدایش این اختلالات، چهار رویکرد ذیل، با عنوان عمومی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی، تبیین شده است: بیولوژیکی، روان تحلیل گری، رفتاری و انسان گرایی. پس از تبیین و نقد این دیدگاه ها، به تبیین نظریه قرآن بنیان اسلامی درباره بسترها و مناشی این اختلالات پرداخته شده است. دستاورد نوشتار آن است که هر یک از رویکردهای چهارگانه پیش گفته بیانگر بخشی از سرچشمه های اختلالات رفتاری اند، اما به گونه ای فراگیر قابل استدلال نیستند. در رهاورد قرآنی، بنیادی ترین مایه ایجاد اختلالات رفتاری، خدا فراموشی است. پیامد این غفلت، به فراموشی سپردن گوهر ارزشمند وجود آدمی و اهداف اصلی آفرینش است که نتیجه اش ایجاد ناهنجاری های رفتاری است. هدف از این تحقیق ارائه رویکردی مستدل، جامع و قرآنی، برای محققان علوم رفتاری به منظور شناسایی و تبیین عوامل و زمینه های این اختلالات در نظام عملکرد آدمی است تا بابی جدید در این عرصه برای ایشان باز شود.
امکان سنجی جریان «نظریه حجیت فقهی» در حوزه تفسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
تفسیر متون وحیانی، نیازمند اتخاذ اهداف، مبانی، قواعد، و روش های خاصّی است که مطالعات روش شناختی تفسیر نامیده می شود و برآیند آنها به شکل گیری سنت های تفسیری مختلف می انجامد. نظریه حجیت یکی از این سنّت هاست. براساسِ این نظریه، دستیابی به مراد الهی در چارچوب برنامه رسیدن به «حجت شرعی» از راه اصول لفظیه و امارات شرعیه ممکن است که در آن باید از مبانی، ابزارها و روش های متداول فقهی در حوزه اعتبارسنجی قراین تفسیری بهره گرفت. این نظریه با بیان های مختلفی از منجزیت تا وسطیت و غیره مواجه است و بر اساس آن نیز دیدگاه های مختلفی درباره امکان پذیرش آن در تفسیر قرآن، مطرح می شود. نویسنده در این مقاله می کوشد ضمن نقد این دیدگاه ها و بیان دو اشکال مهم فقدان اثر شرعی و مغایرت با رسالت مفسر، فرایند اعتبارسنجی قراین فهم و تفسیر را خارج از فضای گفتمان این نظریه مطرح نماید.