فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
189 - 209
حوزههای تخصصی:
شماری از آیات قرآن، مشتمل بر گزاره های تمثیلی است و به منظور تفسیر درست، متقن و جامعی از متن قرآن، ضروری می نماید مفسران، در راستای دستیابی به مقاصد آیات، از شناخت وجوه زبان این گزاره ها و کارکردهای آنها برخوردار شوند و مکتب خویش را نسبت به نظرات «زبان شناسی» مشخص کنند. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس داده ها و اطلاعات کتابخانه ای به ویژه بهره جستن از کتب ادبی، بلاغی، تفاسیر متقدمین و متأخرین نگاشته شده است و در صدد دستیابی به پاسخ این سؤال است که زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی- اجتماعی از چه وجوهی برخوردار است؟ یافته های حاصل از آن عبارت اند از: چندوجهی، ذوجهات و ذواضلاع بودن زبان قرآن در بیان گزاره های تمثیلی و تک وجهی نبودن آن؛ به گونه ای که حقایق قرآن در قالبی ادبی و هنری به زبان تمثیلی و به صورت معرفت بخش و واقع گرا بیان شده است و از طریق کاربست این گزاره های تمثیلی، در عین تفهیم معنای سطحی و ظاهری گزاره ها، هم زمان معنای عمیق، باطنی و واقعی ورای ظواهر کلام نیز القا می شود و تخیل، توهم و کذب در آن راه ندارد و معنادار است. زبان مقدس آن، زبان اصلاحگر رفتارهای اجتماعی در اموری از قبیل عهدشکنی و انفاق نادرست است؛ افزون بر این، چند نوع دیگر از کاربست آن را در امور ذیل می توان برشمرد: زبان وحدت اجتماعی، زبان تعهدبرانگیزی در ثبات امنیت اجتماعی و زبان واقع گویی.
وجوه معنایی اِبن در قرآن کریم با روی کرد معناشناسی تاریخی: تکمله ای بر سنّت تفسیری وجوه و نظائر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اِبن از جمله کهن ترین واژه های سامی است که با درنظر گرفتنِ اَشکال مختلف صرفی، 162 بار در 132 آیه از قرآن کریم به کار رفته است. تصور غالب نزد عالمان لغت و تفسیر آن است که اِبن واژه ای تک وجهی در قرآن کریم است که تنها بر معنای پسر (فرزند مذکّر) دلالت دارد. به همین جهت است که در کتب وجوه و نظائر باب مستقلّی درباره آن گشوده نشده، و برخلاف واژه های هم حوزه نظیر أب و اُمّ و أخ به بحث درنیامده است. بااین حال مُداقّه در کاربردهای قرآنیِ واژه اِبن ازیک سو و پی جویی هم زادهای آن در زبان های سامی از سوی دیگر نشان از آن دارد که برخلاف تصور اولیه، اِبن واژه ای با وجوه معنایی متعدد است. بر همین اساس، در پژوهش حاضر کوشش می شود با بهره بردن از روش معناشناسی تاریخی، سابقه واژه اِبن و سیر تحولات معنایی آن از زبان های نیا تا عربی قرآنی کاویده، و وجوه معناییِ آن در قرآن کریم بازشناخته شود. برآیند این پژوهش آن است که کاربردهای قرآنی واژه اِبن نه بر یک معنا، که بر چهار معنا دلالت دارد که عبارتند از: پسر (فرزند مذکّر)، فرزند (اعمّ از فرزندان ذُکور و اِناث)، عضوی از یک جماعت، و مَرد.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.
Identifying Social Actors in the Story of Prophet Yūsuf Based on Van Leeuwen's (2008) Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Van Leeuwen's (2008) discourse-semantic approach is a method of discourse analysis that, employing socio-semantic categories and emphasizing the importance of social actors in discourse, investigates the hidden layers of language in both oral and written texts, revealing the underlying relationships within each discourse. In Van Leeuwen's (2008) method, anyone playing a role in the discourse is considered a social actor. This branch of analysis can find a special place in Quranic studies; for, upon reflection on certain Quranic narratives, it becomes evident that these texts, overtly and covertly, contain many of these discourse systems. This research aims to analyze the discourse system of Surah Yūsuf using a descriptive-analytical method, employing the socio-semantic components of Van Leeuwen's (2008) analytical model. Given that the Surah Yūsuf, while narrating a concise account of the life of Prophet Yūsuf, features significant social actors and noteworthy speech acts, a discourse analysis using Van Leeuwen's theory reveals beneficial insights that enhance the wonder of this heavenly book. Studies show that in this Surah, discourse components based on overtness (frequency 758) have a higher frequency compared to those based on covertness (frequency 322). This signifies that God, in a stylistic innovation, familiarizes the audience with the names of individuals, groups, places, and times in which social actors play active roles. Furthermore, role attribution (frequency 195), reference type specification (frequency 302), and nature specification (frequency 88) show the highest representation in the various overt expressions of social actors in this Surah
تأویل گفتمان فلسفی آیات جهان شمول قرآن کریم با تأکید بر نظرات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
123 - 148
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم مدعیات فراوانی در عرصه وجودشناسی با حفظ هویت اطلاق و کلیت بیان شده است که واجد تعمیم پذیری حداکثری و فراگیر است و ازآن جاکه زبان و رویکرد قرآن کریم، ایمان گرایانه و روش آن وحیانی است، پس از طرح مدعیات قرآنی فرایند منطقی در حوزه ارائه مدعیات، مطرح نمی شود، به این صورت که واسطه بین مدعا و نتیجه دیده نمی شود، لذا حد وسطی چون برهان و دلیل در متن قرآن کریم کمتر به چشم می خورد. از سوی دیگر، آحاد قرآن پژوهان و وحی شناسان، وحی و اشراق و دریافت نبوی را در عینیت با خرد می دانند. علامه طباطبایی با تسلط بر گفتمان فلسفی عرفانی از یک سو و همچنین توانمندی بر تفسیر قرآن کریم از سوی دیگر، به خوبی توانسته است بین گفتمان ایمان گرایی و خردگرایی، تطبیق و همسانی و همگرایی ایجاد کند. قرآن کریم در چندین آیه از آیات خود، احکامی فراگیر و پایدار از هستی را تبیین و توصیف می کند؛ آیاتی که حکایت از اقتضائات جهان شمولانه دارد و بسیار به مبانی نظرات حکمای اسلامی چون اصالت وجود و بساطت وجود و تشکیک وجود نزدیک است. علامه طباطبایی با تأکید ترتیبی و ساختار و انسجام و سازگارگرایانه، که تحت برهان «انّ ملازم» قرار می گیرد، از بداهت وجود به اشتراک وجود و از آن به زیادت وجود و سپس به اصالت وجود و آن گاه به تشکیک وجود و وحدت وجود، بساطت وجود و گستره آن را مبرهن می سازد. در این نوشتار به روش کتابخانه ای، در قالب یک فرایند تحلیلی و توصیفی، بسط و تطبیقی در خصوص آیات جهان شمول قرآن کریم و نظرات فلسفی و حکمی علامه طباطبایی مطمح نظر واقع می شود.
معناشناسی تاریخی واژه «حنیف» و شناسایی تحول معنایی آن با تأکید بر نفی ارزش های موهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
219 - 245
حوزههای تخصصی:
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.
تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.
مبانی سبک شناخت علامه طباطبایی درعدول از سیاق در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اصل و قاعد سیاق در رسیدن به مراد الاهی در تفسیر قرآن یکی از قواعد تفسیری است که برخی از مفسران به آن توجه دارند. علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که توجه ویژه ای به قاعده سیاق داشته و در جای جای تفسیر المیزان بر کاربست آن جهت رسیدن به مراد الاهی تاکید دارند. با توجه به اینکه بهره گیری از قاعده سیاق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مبانی تفسیری علامه محسوب میشود، اما ایشان گاهی در تفسیر برخی از آیات قرآن از این مبنای تفسیری خود عدول کرده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی ضمن اشاره به کارکردهای کاربست سیاق در تفسیر المیزان به مبانی عدول علامه طباطبایی از سیاق آیات در رسیدن به مراد خدا اشاره کرد است. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که علامه طباطبایی در آیات مربوط به امامت امام علی (ع) و فضایل اهل بیت (ع)، همچنین عدم ارتباط با صدر و ذیل آیه، هماهنگی با شأن نزول آیه، مخالفت سیاق آیه با سیاق آیات قبل و بعد، استفاده از شمول معنایی آیه از قاعده سیاق آیات عدول کرده است.
بررسی تطبیقی مبانی روش تفسیر قرآن به قرآن در تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر قرآن به قرآن به عنوان روشی تفسیری در قرن اخیر با اصول و مبانی مشخص خود، توسط مفسران شیعه و سنی مورد استفاده قرار گرفته است. مفسرانی چون علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی از شیعه و عبدالکریم خطیب و شنقیطی از اهل سنت از این روش بهره برده اند. با مطالعه تفاسیری که به این روش نگاشته شده اند، مبانی مشترک و غیرمشترک مفسران شیعه و سنی آشکار می شود. از مهمترین این مبانی می توان به تناسب سور و آیات قرآن، همگانی بودن فهم قرآن، حجیت عقل در مسیر فهم قرآن، اعتبار ظواهر قرآن، استقلال وساطت قرآن، نورانیت قرآن، تبیان کل شیء بودن قرآن و وحدت موضوعی سوره های قرآن اشاره کرد. این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، به بررسی، تحلیل و نقد این مبانی پرداخته و به انتقادات وارده پاسخ داده است. نتیجه نهایی نشان می دهد که تفسیر قرآن به قرآن کاربردی ترین و شاید تنها روش متقن تفسیری است که نظریه آن در خود قرآن کریم وجود دارد.این روش تفسیری با تکیه بر اصول منسجم خود، راهی مطمئن برای فهم صحیح قرآن ارائه می کند و تمایز آن از سایر روش های تفسیری در همین رویکرد جامع و خودبسنده به قرآن است. این روش به مخاطبان کمک می کند تا با روشی دقیق و معتبر به فهم قرآن دست یابند.
بررسی طرح واره های تصویری قرآن کریم بر اساسِ نظریه جانسون (مطالعه موردی سوره عنکبوت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی از مهم ترین مباحث زبان شناسی به شمار می آید که میان زبان و اندیشه، ارتباط برقرار کرده و نظریه های مختلفی هم چون استعاره مفهومی، طرحواره های تصویری و ... را شامل می شود. در قرآن کریم بسیاری از مفاهیم انتزاعی در قالب مجموعه ای از مفاهیم عینی بیان می گردد که بررسی آن ها در فهم و درک صحیح مقصود قرآن تأثیر بسزایی دارد؛ پژوهش حاضر با بررسی انواع طرحواره های تصویری در سوره عنکبوت در صدد آن است تا معانی و زیبایی های نهفته و همچنین مفاهیم انتزاعی موجود در این سوره را با استفاده از رویکرد زبان شناسی شناختی و به روش توصیفی تحلیلی، تبیین کند. براساس داده های موجود از سوره عنکبوت، طرحواره حرکتی پربسامدترین طرحواره بود؛ پس از آن طرحواره حجمی و سپس طرحواره قدرتی در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. با این وجود در این سوره طرحواره حرکتی برای درک و فهم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارد. با استفاده از طرحواره های تصویری، بسیاری از مفاهیم انتزاعی و غیرعینی برای مخاطب عینی و ملموس می شود که این در درک و فهم دقیق و عمیق قرآن کریم نقش بسزایی دارد.
ارزیابی اندیشه معاصرت قرآنی در آراء تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظریه معاصرت قرآنی تلاشی برای به روز شدن و تازه گشتن فهم ما از قرآن متناسب با نیازسنجی در هر عصر است که البته با خوانش های بسیار متفاوتی توسط اندیشمندان اسلامی همراه بوده و همین امر موجب شده تا دست یابی به یک خوانش صحیح از این نظریه ضروری بنماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آراء تفسیری علامه طباطبایی و امام خمینی، درصدد مطالعه تطبیقی مبانی نظریه معاصرت قرآنی از نگاه این دو اندیشمند معاصر است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که قرائت خاصی از نظریه معاصرت قرآنی مبتنی بر رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری این دو مفسر قابل ردیابی است. نگرش نظام مند به معارف قرآن کریم، مطابقت کتاب تکوین و کتاب تدوین، ضرورتِ گذار از مفهوم به مصداق، تسرّی دادن خطابات قرآنی و بهره بردن از تجلّیات دائمی قرآن، از مهم ترین مبانی نظریه معاصرت از نگاه امام و علامه است. این قرائت با در نظر گرفتن مراتب متعدد برای حقیقت واحد قرآن، در عین آنکه نسبیّت در فهم را منتفی می داند، با اعتبار بخشیدن به فهم های مختلفی که هر کدام متناظر با یکی از مراتب آن حقیقت واحده است، زمینه را برای برقراری گفت وگو میان نیازهای روز و قرآن کریم در جهت پاسخ گویی به این نیازها فراهم می سازد.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «دابّه الأرض»؛ بر پایه شواهد درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
171 - 192
حوزههای تخصصی:
«دابّه من الأرض» در آیه 82 سوره نمل ذکر شده است. عموم مفسران اهل سنت آن را حیوانی خارق العاده دانسته اند که در آستانه قیامت خروج خواهد کرد و برخی از ایشان تنها جنبه حیوانی دابّه را پذیرفته و درباره جزئیات آن توقف کرده اند. اما در تفاسیر شیعه، اغلب امام علی، مصداق دابّه و زمان خروج او آستانه قیامت یا رجعت ذکر شده است. طبق هر دو نظر، دابّه با مردم گفت وگو نموده، یا آنان را مجروح و یا به نسبت ایمان و کفرشان علامت گذاری می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شواهد درون متنی، شامل سیاق و آیات هم موضوع و نیز شواهد روایی و تاریخی، به نتایجی نو در چگونگی اثبات مفهوم و مصداق «دابّه الأرض» دست یافته است. بر این اساس، نتیجه پژوهش این است که مصداق مفهوم دابّه، امام علی و زمان خروج او نیز جنگ بدر بوده است که ایشان نقش تعیین کننده در آن نبرد داشته و موجب هلاکت ده ها تن از سران مشرک گردیده است.
روی کردِ قُشَیری در تفسیر بَسمَله و ارزیابی عمل کرد وی در لطائف الإشارات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قُشَیری (درگذشته 465ق) در تفسیر لطائف الإشارات نگرش نوآورنهای را ذیل بسمله هر سوره در پیش گرفته و توضیحاتی منحصر به فرد ارائه نموده است. این توضیحات بعضاً درونمایه یکسانی دارند؛ اما در سطح واژگان تفاوتهای قابلملاحظهای میانشان دیده میشود. این عملکرد با دیگر تفاسیر متمایز است و از جنبه قِدمَت، پیشگام محسوب میشود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی بر توضیحات قشیری ذیل بسمله تمرکز دارد تا به اهداف قشیری از انتخاب این موضوعات برای درج ذیل تفسیر بسمله دست یابد. بدینمنظور دو فرضیه قابلارزیابی است: نخست آنکه توضیحات قشیری با فواتح و خواتیم همان سوره مرتبط باشد؛ دوم آنکه این تفاسیر با محور اصلی سوره در ارتباط باشند. بررسی تفسیر 113 بسمله قشیری در مطالعه کنونی نشان میدهد که در هر دو فرضیه، بیشترین نوع رابطه میان توضیحات مفسر و سوره از نوع تطابق، و البته در موارد پرشماری هم از جنس تباین است. به بیان دیگر، توضیحات قشیری در بسیاری از موارد از جنس ذوقیاتی است که هیچ ربطی به محور اصلی سوره ندارد. در برخی موارد حتی رابطه تضاد نیز مشاهده میشود؛ یعنی توضیح قشیری در نقطه مقابل محور اصلی سوره قرار دارد. درهرحال در مطالعه کنونی با نظر به عملکرد قشیری از این فرضیه دفاع میشود که او هر بسمله را مختص به همان سوره میداند.
واکاوی گشتار جانشینی در سوره مبارکه بقره بر پایه نظریه نحو زایشی چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
35 - 66
حوزههای تخصصی:
نظریه گشتاری چامسکی، نظریه ای نحوبنیان است که در آن، فرایند گشتار به شکل های حذف، افزایش، جانشینی و جابه جایی صورت می پذیرد و ژرف ساخت جمله را به روساخت آن بدل می کند. این فرایند می کوشد از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق اندیشه هایی را دریابد که در ورای کلمات و جملات قرار دارند. لذا پژوهش حاضر، با شیوه تحلیل محتوا، صرفاً عنصر جایگزینی، آن هم از نوع مصدری را در سوره مبارکه بقره، مورد بررسی قرار داده است. هدف از این پژوهش، تسهیل در فهم لغوی و معنایی آیات از طریق ژرف ساخت و روساخت و بیان کارکرد ادبی و هنری واژه های جایگزین است. پس از مقایسه ژرف ساخت با روساخت آیات، نتیجه به دست آمده نشان می دهد که در فرم روساختی، به دلیل استفاده از مصدر به جای وصف مشتق، جمله ها بار معنایی مبالغه آمیز و مؤکّد به خود گرفته و مختصرتر شده اند که این امر، همسو با اصل اقتصاد زبانی است. این تکنیک، از شیوه های گفتاری مبالغه آمیز پربسامد قرآن است که به دلیل خروج از عادت زبانی، باعث برجستگی مشهود در کلام می شود. هدف از آن، علاوه بر تأثیرگذاری در مخاطب، آفرینش جمله هایی با معنای احتمالی است که این امر از جنبه دلالی باعث توسعه معنایی و از جنبه لغوی باعث ایجاز در کلام می گردد. تنوع بخشی به ساختار سخن و جلوگیری از یک نواختی، از دیگر اغراض جانشینی مصدر است. گفتنی است که تحلیل آیات شریفه وکشف ژرف ساخت و بیان زیبایی شناسی ها و اغراض ثانویه ای که مقاله حاضر بر اساس نظریه گشتاری چامسکی به آن دست یافت، یک احتمال است و نمی توان آن را به خداوند متعال نسبت داد.
Theoretical Framework of the Political Sanctity of Hijab Unveiling Based on Grounded Theory Methodology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: A discourse emerged concerning hijab, creating a new perspective in public opinion and opening a path towards public awakening; this was the political sanctity of hijab unveiling. Objective: The present study, based on the hypothesis that the political sanctity of hijab unveiling is rooted in Quranic verses and aligns with historical evidence, aims to theorize the concept of the political sanctity of hijab unveiling. Methodology: This paper employs a data-driven theory-building approach. Initially, Quranic verses were coded. Subsequently, other sources, including hadiths, scholarly articles, reports, and historical evidence of unveiling, were identified and coded. Sub-categories were then identified in relation to the main category to form this model. It is noteworthy that here, the grounded theory approach was primarily implemented through robust historical sources and extensive, in-depth, and precise religious research possessing sufficient richness. Findings: Through axial coding of the data, in addition to the main category, three core categories were extracted: the religious obligation of maintaining hijab in both minimal and maximal forms as mentioned in the Quran, and hijab as a social law applicable to all Islamic countries and all citizens of an Islamic country. Results: The core phenomenon, "The theorizability of the political sanctity of hijab unveiling," with the provision of necessary conditions, yields positive consequences towards individuals' commitment to the hijab law by understanding the deep-rooted sanctity of hijab unveiling in Quranic verses, and consequently, increases the prevention of transgression. However, to fully achieve these consequences, a strategy of meticulous planning to counter hijab unveiling as a tool to undermine the Islamic government is recommended, not only as a religious obligation but also as a symbol and indicator of the Islamic system.
The Dramaturgy of Silence in the Quran A Case Study: The Story of Prophet Moses and Khiḍr and Joseph(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most important structural studies is the examination of narrative techniques in the Quranic stories with the aim of showing the quality of the visual layers. To achieve this type of research, various models and methods are used. One of the interdisciplinary models is dramaturgy. Dramaturgy, as a theatrical function, seeks synergy within the text and displays actions to influence the audience and answer their potential questions; likewise, the audience's confrontational or interactive feelings with the work and structured analyses of the artistic work aim to determine the impact of the narrative and the longevity of the work. In this research, the story of Prophet Moses and Khiḍr (al-Kahf: 60ff) and a part of the story of Joseph have been studied using a descriptive-analytical method. The results show that the quality of using the dramaturgy of silence encompasses ten different and novel types, from authorial silence to causal silence. In these narrative techniques, the Quranic images do not, on their own, draw the narrative lines of the text, but rather are reflected in the domains of certain insights, concepts, and epistemological, cosmological, ethical, and aesthetic assumptions. These seemingly fragmented images are multi-referential and in their echo also include silence, making it a part of such frames. The narrative essence in the story of Khiḍr and Moses and Joseph is the mention of the meta-narrative in two realms: "First, the compositional actions and functions based on reality, and the second part, the descriptive and interpretive actions that recount the paratexts."
بررسی آیه ایلاء به مثابه یگانه مستند قرآنیِ حق جنسی زن در بُعد زمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
79 - 114
حوزههای تخصصی:
آیه «ایلاء» یگانه مستند قرآنی حق جنسی زوجه از حیث زمان است که حق جنسی زن را محدود به چهارماه یکبار می کند. پژوهش حاضر با روش تحقیق کیفی و تحلیل مضمونِ متونِ تفسیری به دنبال سیر تطور دیدگاه مفسرانِ عصر نزول تا عصر حاضر و پاسخ به مفهوم آیه ایلاء، تفاوت آن با مسئله ظهار، مواجهه شارع با پدیده ایلاء و چگونگی ارتباط آیه ایلاء با حق جنسی زوجه، از دیدگاه ایشان است. در تبیین تفسیری آیه ایلاء و اثبات عدم دلالت آیه با مقرر کردن زمان چهار ماه برای حق جنسی زوجه، ده مسئله مرتبط با حق جنسی به دست می آید که هر یک به نوعی در اثبات عدم دلالت آیه ایلاء دخیل است. از مجموع آنها می توان نتیجه گرفت ایلاء، فی نفسه موردرضایت شارع نیست و تعیین زمان چهار ماه در حقیقت ایجاد مهلتی برای شوهر است تا نسبت به وضعیت زناشویی خود تدبیری کند و یکی از دو راه رجوع (با رابطه خاص جنسی) و یا طلاق را برگزیند تا حق جنسی زن استیفا گردد. به نظر می رسد ایلاء همانند عده (طلاق یا وفات)، مسافرت، غیبت، اختلالات جنسی شوهر و غیره شرایط خاصی است که خداوند زمان چهار ماه را برای آن مقرر نموده است و محدود کردن حق جنسی زن به زمانی خاص در شرایط معمول زندگی، با فلسفه حفظ عفت برای همسران در ازدواج و مسئولیت شوهر در برابر نیاز جنسی زن سازگار نیست. بنا بر مستندات قرآنی، روایی، قواعد فقهی، مؤیدات عقلی- عرفی و اقتضائات عصر حاضر می توان معیار نیاز جنسی زن را همچون نیاز جنسی مرد، تقویت کرد.
بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1-22
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان جامع ترین مکتب الهی همواره نسبت به روشنگری آحاد جامعه اهتمام داشته و در این راستا با تبیین مسائل مطرح در جامعه به تشکیل نظام فکری اسلام پرداخته است.یکی از موضاعات مهم در همه اعصار جایگاه زن می باشد و مباحث اسلامی نیز به این موضوع توجه داشته همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به این مهم پرداخته شده است.لذا نظر به اهمیت این موضوع در تشکیل نظام فکری و اثبات ارزشمندی زنان در مکتب اسلامی ضرورت دارد با بررسی منابع اسلامی به این مهم پرداخت.زین جهت این نوشتار با بررسی آیات قرآن کریم درباره زنان با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن می پردازد و در صدد تبیین ارزشمندی زنان در دین اسلام می باشد و به یافته هایی دال بر بی اهمیتی،هتک حرمت و عدم توجه به زنان در ملل پیش از اسلام و توجه به ارزشمندی زنان بعد از ظهور اسلام با مصادیقی همچون نقش موثر زنان در تحکیم و پایداری جامعه،برابری زنان و مردان در اندیشه تفکری اسلام،نگاه ویژه اسلام به زنان با تشریع احکامی خاص درباره آنان و توصیه به چگونگی برخورد با زنان دست یازید.