فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعارض منافع، یک موقعیتی است که قضاوت یا رفتار حرفه ای مربوط به منافع با اهمیت به صورت ناروا تحت تاثیر منافع کم اهمیت به مخاطره می افتد و فرد در آن موقعیت،میان دو منافع مذکور تعارض می بیند. این موقعیت در حوزه های مختلف روابط اجتماعی انسان وجود دارد وجزء ناهنجاری های عمومی و از شاخصه های مهم فساد در این حوزه ها شناخته می شود. عدم مدیریت آن می تواند پیامدهای مهمی را در پی داشته باشد.ازاین روی، شناخت موقعیت تعارض منافع درفرهنگ قرآن درمقام تقنین وراهنمایی بشرلازم وضروری است. در این مقاله با روش «تحلیل محتوا» ابتداء موقعیت های تعارض منافع در قرآن مجید تبیین می شود و آنگاه راهکارهای قرآنی مقابله با این پدیده اجتماعی ارزیابی می گردد. یافته های تحقیق نشان می دهد که خدای متعال درمقام تشریع، بر اهمیت موضوع تعارض منافع واقف بوده و کوشیده با معرفی موقعیت ها و ارائه راهکارها و بیان پیامدهای عدم توجه به راهکارها، تا حد ممکن از آن پیشگیری کند. راهکارهایی چون ترجیح مصلحت عالی بردانی، ایجاد تعارض منافع مثبت، سرزنش نفع طلبی، رعایت عدالت و ایثار ... از راهکارهایی است که می تواند در پیشگیری و مدیریت تعارض منافع مؤثر واقع شود.
واکاوی سبک داستان های قرآنی با محوریت داستان حضرت موسی و علم فرشتگان به فساد و خون ریزی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیم نگاهی به تفاسیر قرآن کریم در خصوص آیه ی شریفه ی ﴿... قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ..﴾ (بقره:30) نشان می دهد که مفسران در این خصوص دیدگاه های متفاوت و توجی هی گوناگونی ارایه نموده اند. این مطالعه در صدد آن بوده تا با بررسی ساختاری داستان کشتن گاو به وسیله قوم موسی (ع) به این سوال پاسخ دهد که چگونه و از کجا فرشتگان می دانستند که انسان خونریز است و چگونه به خداوند در این خصوص اعتراض نموده و گفتن د« اَ تجعلُ فیها من یفسدُ فیها؟» برای این منظور با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و ابزار سندکاوی و کتابخانه ای، داده های لازم گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این سخن فرشتگان، نمی تواند ابتدایی بوده و حتماً مسبوق به سابقه ای است و ما این را از عبارت ﴿لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا﴾ (بقره:32) می توانیم دریافت کنیم به عبارت دیگر فرشتگان این آگاهی را قبلاً از خداوند متعال دریافت نموده بوده اند منتهی این مهم به جای این که در آغاز داستان ذکر شود در انتهای آن بیان گردیده است.
نقد رویکردهای تاریخی نگر به متن قرآن از دیدگاه مرزوق عُمَری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ مندی قرآن به معنای تأثیرپذیری متن از شرایط تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و معرفتی مخاطبان عصر نزول، مستلزم فهم قرآن در چارچوب زما ن مند تفسیرِ بشری است؛ به گونه ای که صورت بندی مضامین قرآن هم متأثر از دانش، ظرفیت های ادراکی و نیازهای مخاطبانِ آن مقطع ارزیابی شود و نسبیت تاریخیِ بر تفسیر قرآن سیطره یابد. این پنداره یکی از چالش های بنیادین در گفتمان نواندیشی دینی معاصر به شمار می آید. مطالعه حاضر با هدف واکاوی دیدگاه یکی از اندیشوران معاصر درباره این نظریه، به تبیین آراء مرزوق عُمَری، اندیش مند الجزایری و ناقد نظریه تاریخ مندی قرآن می پردازد و به ارائه تصویری جامع، منقح و روش مند از دستگاه فکری او در نقد روی کرد تاریخ مندی متن قرآن می کوشد. این مطالعه در پی آن است که صورت بندی جامعی از دیدگاه وی عرضه کند و جایگاه اندیشه او را در گفتمان معاصر نقد تاریخ مندی قرآن به روشنی تحلیل نماید. عُمَری با تأکید بر ناسازگاری روش های مرسوم مطالعه متون بشری با متن وحیانی بازگشت نقادانه به میراث تفسیری را ضروری می داند. عُمَری ضمن صورت بندی خلاء های روی کردهای تاریخی نگر، خواستار بازگشت به سنت تفسیری اسلامی نه به معنای جمود و تکرار گذشته، بل که در قالب تجدید عقلانی و معرفتی در چارچوب معرفتی اسلامی است. در مقام نقد دیدگاه عُمَری نیز می توان گفت، اگرچه انتقادات او درخورتأمل است، نگرش او گاهی اوقات به افکندنِ تقابلی دوگانه میان عقل سنتی و مدرن گرایش دارد و اگر او بتواند تمایزگذاری واضح تری میان ابزارهای روش شناختی تحلیل و مبانی فلسفی زیربنایی آن ها بنهد بر غِنای تحلیلیِ نظریه اش خواهد افزود.
بازخوانی و تحلیل دیدگاه قرآن پژوهان درباره کشف علل حذف در فواصل قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از گونه های تغییرات و دگرگونی ها در فواصل آیات که در قرآن به طور گسترده روی داده است، تغییر فواصل با بهره جویی از اسلوب حذف است. با توجه به اهمیت و جایگاه محوری این اسلوب در ساختار فواصل قرآنی، این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی، دیدگاه های اندیشمندان درباره این اسلوب و نوع تحلیل و نگرش آن ها درباره مقاصد حذف در فواصل را بازخوانی می کند تا ضمن دست یابی به تصویری روشن از روش های دانشمندان مسلمان به منظور کشف علت حذف های رخ داده در فواصل و نتایج حاصل از آن ها، نقاط قوت و ضعف آن روش ها آشکار شوند و زمینه استفاده از روش های روزآمد برای رفع نارسایی های موجود فراهم آید. مطالعه های صاحب نظران از نظر نوع نگرش آن ها و دلایلی که برای حذف در فواصل ارائه کرده اند، به پنج دسته دیدگاه ادبی، رویکرد زیباشناسانه، دیدگاه معناشناسانه، همپایه بودن معنا و زیبایی لفظ و مطالعه های آواشناسانه تقسیم بندی می شوند. از آنجا که قرآن به عنوان سخن خداوند ظرفیت قبول چندین احتمال را در یک موضوع مشخص دارد، از بیشتر دلایل بیان شده توسط اندیشمندان به همراه روش ها و رویکرد های نوین زبان شناسی، می توان برای کشف لایه های معنایی و بیانی آیاتی استفاده کرد که در فواصل آن ها حذف رخ داده است.
تحلیل انتقادی انگاره های قرآنیون پیرامون تأخیر تدوین حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
33-60
حوزههای تخصصی:
مسأله تاخیر در تدوین حدیث به مثابه یک پدیده تاریخی، خود منشأ پیدایش مجموعه انگاره هایی در این خصوص شده است، که لازمه تحلیل این انگاره ها اتخاذ نگاهی تاریخی به این مقوله می باشد. انگاره ناهم ترازی اعتبار سنت با قرآن، انگاره بی نیازی به سنت در پیاده سازی شریعت و انگاره تفکیک ناپذیری احادیث صحیح از سقیم از جمله این انگاره ها هستند. در این میان جریان قرآن بسندگی در دین موسوم به «قرآنیون»، با تاثیرپذیری از مطالعات استشراقی نقش پر رنگی در توسعه و ترویج این انگاره ها داشته اند. مبنای قرآنیون دراین شبهات، گزارش های حدیثی و تاریخی احادیث منع کتابت در زمان رسول خدا (ص) و پذیرش نهی توسط صحابه و تداوم و تاکید بر آن پس از رحلت پیامبر(ص) است. پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با هدف تحلیل تاریخی انگاره های قرآنیون سامان یافته، به این نتیجه رسیده است که دلایل و مستندات قرآنیون در تثبیت این انگاره ها از اعتبار و وجاهت علمی کافی برخوردار نبوده؛ زیرا، اولا اعتبار سنت متوقف بر نگارش و کتابت آن نیست. ثانیا سیره گفتاری و رفتاری پیامبرمساله منع نگارش سنت را بر نمی تابد و نمی توان تصمیم صحابه در خصوص مقابله با تدوین حدیث را تداوم سیره نبوی دانست.
شخصیت شناسی تفسیری جعفر مرتضی عاملی (ویژگی، مبانی و روش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
205-219
حوزههای تخصصی:
سیدجعفر مرتضی عاملی شخصیتی است که بیشتر به تاریخ و سیره معروف است؛ امّا در آثار ایشان تک نگاریهای تفسیری وجود دارد که موجب شد تا نگارنده، شخصیت تفسیری ایشان را مورد واکاوی قرار دهد. بدین منظور با مطالعه و بررسی آثار تفسیری ایشان مانند: (تفسیر سوره الفاتحه)، (سوره الکوثر)، و... این نتیجه حاصل شد که ایشان در موضوع ویژگی ها، اموری چون پاکی نفس، امتناع از ابتغاء فتنه و آگاهی دقیق و همه جانبه از اطراف و اکناف قرآن کریم را ذکر می نمایند و در (روش تفسیری) خود، به مواردی چون توجّه به (مخاطب شناسی قرآن)، (چند معنایی واژگان قرآن و تحقیق در خاستگاه آنها)، (جایگزین ناپذیر بودن واژگان قرآنی)، (معناشناسی واژگان قرآنی با روش هم نشینی و جانشینی)، اشاره دارند. ایشان خود را با دو رویکرد، از دیگر مفسران، متمایز می شمارند؛ یکی آنکه روش خود را صرفاً برگرفته از معصومین(ع) می-دانند و براین ادّعا هستند که برای این کار از روایاتی بهره برده که مفسر دیگری از آنها بهره نبرده است؛ دوم اینکه ایشان روش تفسیری خود را روش (جزئی نگرِ گزاره محور) می نامند و ادعا دارند که از روش (استنتاج گزاره ای) بهره می برند و منظورشان از استنتاج گزاره ای این است که فرضیه های جایگزین برای تفسیر یک آیه را مشخص می-کنند سپس خصوصیات موجود در همانندها و ویژگی های معنایی موجود در آنها را با هم مقایسه می نمایند، بعد از آن، به معنای مورد نظر آیه دست می یابند. آنچه از روش جعفر مرتضی برمی آید اینکه ایشان بر مبانی تفسیری قرآن مانند وحیانی بودن قرآن، عدم تحریف قرآن و... کاملاً پایبند بوده است.
فضای تخاصم گفتمانی در سوره احزاب؛ با بهره گیری از برخی مؤلفه های نظریه لاکلاو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
47 - 64
حوزههای تخصصی:
سوره احزاب مضامینی چالش انگیز در ارتباط با مسائل شخصی پیامبر ص مطرح نموده که موجب قضاوت هایی درباره ایشان و دست مایه منتقدان اسلام گردیده است. از سوی دیگر، شماری از منتقدان، قرآن را کتابی پریشان و آشفته می دانند که موضوعات مختلف و بی ارتباط را در کنار هم آورده است که تنوع و تعدد و پراکندگی ظاهری موضوعات در سوره احزاب می تواند مؤید این نظر باشد. علی رغم چندین پژوهش درباره این سوره، از منظر تحلیل گفتمان که از روش های جدید تحلیل متون در دانش زبان شناسی است، تاکنون مطالعه ای پیرامون آن صورت نگرفته است. گزاره های سیاسی اجتماعی فراوانی در سوره احزاب موجود است که طبق فرضیه این پژوهش حول محوری واحد گرد آمده است و این پژوهش در پی آن است تا با بهره گیری از برخی مؤلفه های تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه که مشخصه آن تسری گفتمان از حوزه فرهنگ و فلسفه به جامعه و سیاست است، فضای تخاصم گفتمانی در سوره احزاب را تبیین کند. طبق یافته های این پژوهش، دو گفتمان متخاصم در موقعیت نزول سوره احزاب درصدد تضعیف هژمونی یکدیگر بوده اند. منافقان و بیماردلان گفتمان نفاق و جهل را شکل داده بودند که دالّ مرکزی آن موروثی دانستن جایگاه پیامبر ص و گرایش به نبوت فرزندخوانده ایشان به عنوان نبیّ بعدی بود و دیگر دالّ های این گفتمان نیز آن را تقویت می کرد. در واکنش به آن، گفتمان ایمان، با پشتیبانی خدا و پیامبر ص و مؤمنان راستین، با تبیین جایگاه پیامبر ص به عنوان فرستاده خدا و خاتم النبیین که نه موروثی و نه قابل انتخاب است، ضمن حفظ هژمونی خود، به تبیین این موضوع به عنوان دالّ مرکزی خود مبادرت ورزید.
Semantic Analysis of "Amn" and "Kufr" in the Quran: Based on Saussure's Theory of Collocation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Semantics, a branch of linguistics, utilizes the relational network between the linguistic form and its meaning to achieve a more precise understanding of Quranic vocabulary and propositions. One common method is the conceptual collocation between words. "Amn" (security) and "Kufr" (disbelief) are central words in the Quran, whose semantic fields include key words such as Islam, affirmation, gratitude, and denial. The present study aims to uncover the meanings of "Amn" and "Kufr" using the concept of collocation. The research method is descriptive-analytical, based on library resources. The objective is to deepen the understanding of the life-giving concepts of the Quran to achieve divine guidance. To achieve this, relevant verses were extracted, and Saussure's theory of collocation in linguistics was employed. Finally, based on the primary meanings of the words and their neighboring words, concepts are presented. Reflecting on the semantics of Quranic vocabulary and carefully examining the collocation network between them provides a more precise understanding of the verses. Simultaneously examining "Kufr" and "Amn," and the network of meanings associated with them, reveals the various semantic levels of these words, leading to a better understanding of the verses. Some of the research findings are as follows: The primary meaning of "Amn" is tranquility, and its other meanings in collocation include prepositional collocations (prepositions "Bāʼ" and "Lām"), nominal collocations (the word "Mushrikūn" - polytheists), adjectival collocations ("al-Muʼmin" - the believer, "Wa Huwa Muʼmin" - and he is a believer, "Ṣādiq" - truthful), and verbal collocations ("Shakartum" - you gave thanks, "Kafarū" - they disbelieved, "ʻAmilū al-Ṣāliḥāt" - they did righteous deeds, "Taʼmurūna bil Maʻrūf wa Tanhawna ʻan al-Munkar" - you command good and forbid bad). The primary meaning of "Kufr" is concealment, and its other meanings in collocation include nominal collocations ("al-Fāsiqūn" - the wicked), adjectival collocations ("Yaʼūs" - despair), and verbal collocations ("Lā Yuʼminūn" - they do not believe, "Mā ʻArafū" - they did not know, "Ushkurū" - give thanks, "Aṣliḥ" - correct, "Ashraktumūn" - you associated partners with God, "Kadhdhabū" - they denied)
زمینه ها و بسترهای فتنه گری بنی اسرائیل از منظر قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
60-77
حوزههای تخصصی:
فتنه انگیزی، مخرب ترین پدیده اجتماعی در جوامع انسانی است. خواستگاه فضای غبارآلود فتنه؛ باورها، گرایش ها و کنش های غلط فتنه گران و ثمره آن، فساد، تباهی، گمراهی و سقوط است. هدف پژوهش حاضر، تبیین زمینه ها و بسترهای فتنه گری بنی اسرائیل از منظر قرآن و روایات است. چرائی فتنه گری این قوم در زمان موسی(ع) و دیگر انبیای بنی اسرائیل، بویژه در عصر پیامبر(ص) و بعد از رحلت حضرت و رخدادهای فتنه انگیز آنان در زمان امام علی(ع)، با وجود ادعای مشترکات بنیادین اعتقادی؛ توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. رویکرد اصلی در این پژوهش آن است که با تحلیل آیات قرآن کریم و حدیث، زمینه ها و بسترهای فتنه در قوم یهود را مورد بررسی قرار دهد. انحراف از مبانی دینی و اعتقادی، برتری طلبی، مادی گرائی، دنیا-دوستی، مسؤلیت گریزی و توجیه گری، بی بصیرتی مردم و حاکمان جامعه و مهجوریت اهل بیت(ع)، از مهم ترین زمینه ها و بستر های فتنه گری یهود بشمار می رود. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی تحلیلی، با استناد به منابع کتابخانه ای، منابع تفسیری، تاریخی و علمی است
نقد ترجمه های قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات (بررسی موردی: آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر، آیه اکمال دین)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
67 - 95
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان، پرداختن به ناهمگونی ظاهری برخی آیات قرآن با یکدیگر یا با اصول اعتقادی است که گاه موجب بروز شبهاتی از سوی مخالفان شده است. از جمله این آیات، آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر و آیه اکمال دین است. آیات ابتدایی سوره عبس، بر اساس شأن نزول مشهور، از آیات مشکله در حوزه عصمت انبیاء به شمار می رود و آیه تطهیر و آیه اکمال دین نیز از دشوارترین آیات در کشف وجه تناسب با صدر و ذیل خود محسوب می شوند، به گونه ای که برخی مفسران از تبیین تناسب آنها پرهیز کرده یا نظریاتی چون معترضه بودن بخش هایی از آیه، اجتهاد صحابه در جمع آوری آیات، یا حتی فرضیه جابجایی آیات توسط معاندین اهل بیت علیهم السلام را مطرح کرده اند. این در حالی است که با تأمل در سیاق آیات، تحلیل دقیق شأن نزول و توجه به برخی آرایه های ادبی مانند استطراد، می توان بسیاری از این چالش های تفسیری را برطرف کرد. با این حال، بازتاب این تحلیل ها در ترجمه های فارسی قرآن بسیار اندک است. هدف این پژوهش، بررسی انتقادی مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات است. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای میان ترجمه های فارسی و تفاسیر است.
The Function of Mental Spaces and Conceptual Blending on the Cognition of Divine Attributes in the Quran within the Framework of Fauconnier and Turner's Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Quran, as the miracle of speech and in the form of a divine book, has been used to elevate humanity’s religious perspective. In the path of developing the cognition of God's attributes and reforming human beliefs in this domain, it employs unique literature. One of the Quranic innovations is the use of the audience's mental spaces and conceptual blending. This concept was proposed and presented by Fauconnier and Turner in cognitive concepts. Examining the application of mental spaces and conceptual blending in the Quran, especially in verses related to divine attributes, plays an important role in the correct human understanding of these transcendental subjects. Finally, conceptual blending and semantic mapping for conveying concepts to the audience are also considered in the present study. The present study, using a descriptive-analytical method and within the framework of semantic analysis, aims to examine the mental spaces and conceptual blending presented in the two attributes of "Creation (Khalq) and nearness (Qurb)" in the verses of the Quran. Since the human mind is sometimes mixed with polytheistic beliefs, and these attributes are extra-material and discussed within the absolute divine rule, understanding them is difficult and challenging for humans. However, the application of the conceptual blending method in this type of subject facilitates understanding for the audience. In conclusion, it is found that in examining the attributes associated with the two above attributes, a conceptual blending with the domains related to these attributes has taken place, which plays an important role in convincing the deniers of resurrection and disbelievers in divine Lordship. In other words, one of the Quran's methods in proving the principles of faith is through mapping human mental experiences with the input domain of divine attributes. These conceptual blends elevate their mental abstraction in the face of supernatural and non-experimental subjects, such as the cognition of God and belief in the occurrence of the Day of Judgment. This knowledge strengthens faith components and serves as evidence for disbelievers.
واکاوی نظریه علّامه طباطبایی درباره «استقلال دلالی جملات تامّه قرآنی» (ارکان نظریه- اقسام دلالت ها)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
141 - 170
حوزههای تخصصی:
سبک تفسیری علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، یعنی بهره گیری از قرینه سیاق و دادن اهمیت فراوان به آن در کشف مدالیل آیات شریفه، موجب شده است که بتوان این تفسیر را «تفسیری سیاقی» نامید. اما کنار این سبک تفسیری، ایشان مبتنی بر انبوه روایات اهل بیت از «سبک تفسیری مستقل از سیاقِ مجموعی» پرده برداری کرده اند. اختصار عبارات علامه ذیل آیه 115 سوره بقره و بسنده کردن به آن توسط برخی پژوهشگران، موجب شده است ارائه یک نظریه منسجم درباره دیدگاه علامه نادیده گرفته شود تا جایی که برخی افراد، دیدگاه ایشان را فاقد پشتوانه علمی می دانند. ازسوی دیگر، در بسیاری از پژوهش ها نیز تنها به یک بُعد این دیدگاه تحت عنوان «فرازهای مستقل» اشاره شده است. برهمین اساس، جستار پیش رو با هدف انسجام بخشی به نظریه علامه و تبیین ارکان و ابعاد آن و تشریح متن محور عبارات ایشان با شیوه تحلیلی-توصیفی سامان یافته است. در نهایت نویسندگان به این نتیجه دست یافته اند که اعتبار این سبک تفسیری بر یکی از شیوه های استنباطی اهل بیت از آیات قرآن کریم و به عنوان قاعده ای نقلی-تفسیری استوار است که می توان آن را قاعده «حجیت دلالی هر جمله تامّه الإفاده یا مستقله قرآنی» نامید. رکن پایه و اولیه این سبک و روش تفسیر بر امکان چشم پوشی از برخی مراتب سیاق و در نظر گرفتن سیاق و ظهور یک جمله تامّه الإفاده -که معنایی صحیحی را با توجه به منظومه دین مننقل می کند- مبتنی است و رکن تبعی آن توسعه مدالیل سطح عرضی یا افقی (در فرازهای مستقل) و توسعه مدالیل سطح طولی یا عمودی (در فرازهای مستقل و غیرمستقل) با نگرش تقطیعی و تجریدی به سیاق است.
دیدگاه مفسران در خصوص مفهوم «ظنّ خاشعان به لقاء رب» در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
265 - 287
حوزههای تخصصی:
واژه «ظن» از واژه های پرکاربرد در قرآن کریم است و جایگاه مؤثری در آیات اعتقادی و اخلاقی دارد. در برخی از آیات قرآن کریم، نظر مفسران در خصوص معنای واژه «ظن»، محل نزاع است. یکی از آیات مورد بحث، آیه 46 سوره بقره است که در خصوص ظن خاشعان به ملاقات رب است. در این خصوص مفسران دارای سه دیدگاه کلی هستند. اکثر مفسران ظن را به معنای یقین و برخی دیگر آن را گمانِ متمایل به یقین می دانند و گروه سوم، ظن در آیه مورد بحث را حمل بر ظاهر می کنند. هر کدام از این سه دیدگاه از سوی مفسران با استدلالاتی همراه است که بیان و نقد آن دارای اهمیت است و ثمرات اعتقادی و اخلاقی متعددی دارد. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی و به استناد منابع کتابخانه ای به این پرسش اساسی پاسخ داده می شود که مفهوم واژه «ظن» و ظرف تحقق «لقاء رب» در آیه ۴۶ سوره بقره چیست. آنچه از ظاهر این آیه به دست می آید، این است که «لقاء رب» در بستر دنیا برای خاشعان محقق شده است و ازاین رو هیچ محذوری برای حمل واژه «ظنّ» بر معنای ظاهری اش یعنی «گمان» وجود ندارد. دلایل این برداشت از آیه علاوه بر ناتمامی و نقدپذیر بودن دیدگاه های گذشته، عبارت است از: حداقلی بودن توصیف خداوند از نمازگزاران خاشع در صورت تحقق «لقاء رب» در آخرت؛ مطابقت ظن خاشعان به لقاء رب در بستر دنیا با ویژگی خشوع ایشان و وقوع لقاء رب در نماز خاشعان.
مقایسه انسجام و پیوستگی معنایی سوره شمس با ترجمه آن بر مبنای زبان شناسی متن (مطالعه موردی ترجمه خرمشاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی متن یکی از شاخه های نسبتاً جدید زبان شناسی است و به دنبال یافتن ویژگی هایی است که سبب می شوند نوشته ای را متن بنامیم. دوبگراند و درسلر هفت ویژگی برای متن ارائه داده اند که در این پژوهش بر دو مورد آن یعنی انسجام و پیوستگی معنایی تمرکز شده است. بدین ترتیب که عوامل و ابزار انسجام و پیوستگی معنایی در متن سوره ی شمس و ترجمه ی آن از خرمشاهی به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته تا به این مهم دست یافته شود که متن سوره و ترجمه ی منتخب آن از نظر انسجام و پیوستگی چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند و چه عواملی باعث ایجاد تفاوت های موجود شده است. نتیجه ی بررسی های انجام شده این است که از میان عوامل مختلف انسجام ارجاع، حذف و تکرار باعث حفظ انسجام و یکدستی متن سوره و ترجمه ی آن شده و از میان عوامل پیوستگی معنایی توجه به سیاق، اصل تفسیر و همانندی سبب پیوستگی در معنا گردیده، با این تفاوت که در مورد ارجاع به وسیله ی ضمیر، بنا به دستور زبان فارسی برای جلوگیری از تکرار اسم، ضمیر اشاره به کار رفته و در برخی موارد نیز حذف فعلی در ترجمه صورت نگرفته است. به طور کلی اما ملاحظه می شود که مترجم به عنوان یک مخاطب متن را به درستی درک و دریافت کرده و از موضوع اصلی آن در ترجمه خارج نشده؛ لذا متن سوره و ترجمه ی آن تا حد زیادی از نظر انسجام و پیوستگی معنایی مرتبط هستند.
بررسی روش های معصومان در استناد به قرآن، با هدف ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
65 - 86
حوزههای تخصصی:
جایگاه قرآن و اهل بیت این دو یادگار پیامبر ص و اهمیت تمسک به آن دو برای گمراه نشدن پس از ایشان، بر مسلمانان پوشیده نیست. پیامبر در قرآن به عنوان اسوه حسنه معرفی شده و به تبع آن اهل بیت ع نیز در جایگاه وصایت و جانشینی بعد از پیامبر، از این منزلت برخوردارند. از سوی دیگر، قول و عمل معصومان مستند به قرآن است و ایشان به شیوه هایی که بررسی و تبیین خواهد شد، به قرآن استناد کرده اند. این پژوهش با هدف بررسی انواع استناد و شیوه های معصومان در استناد به قرآن، با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و به دنبال روشن ساختن نقش این استناد در توسعه فرهنگ قرآن در جامعه است. استنادهای معصومان به ظاهر قرآن (اعم از نهی، عام، خاص، مفهوم و استثنای آن)، یا به باطن آن است و در برخی موارد به تعمیم قرآن و گاهی به مجموع آیات درباره یک موضوع استناد کرده اند. ره آورد این پژوهش آن است که اهل بیت ع با روش هایی مانند استناد ابتدایی، استناد در بحث و مناظره و استناد در پاسخ به سؤال، سخن یا عمل خود را به قرآن مستند ساخته اند. این حجم از استناد و تنوع آن، نشانه ای بر فرهنگ سازی این سیره برای شیعیان است. تبیین صحیح این سیره برای پیروان اهل بیت ع ، انگیزه ای برای تأسی به ایشان در محور قرار دادن قرآن در زندگی و مستندسازی گفتار و کردار خود به قرآن است.
A Methodical Application of Identifying Surah Objectives in the Quran for Approaching Verse Coherence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Quran is a sign of the Iʻjāz and truthfulness of the final Prophet's (PBUH) claim of prophethood. It initially challenged opponents to produce something similar, and throughout history, it has become a platform for the endless and comprehensive efforts of scholars of literature, religious studies, and exegesis in accessing the essence of divine revelation. Recognizing and understanding the coherence of verses within the Quranic Surahs is one of the manifestations of these efforts. This importance motivated the present library research to compare the identification of Surah objectives with verse coherence using a descriptive-analytical method. This approach aims to investigate the reciprocal relationship between correctly identifying the objective of each Surah and understanding the coherence of its verses. The current research found that although knowing the manner of verse coherence in each Surah, due to its gradual revelation and thematic diversity, is difficult, a sign of the Quran's miraculous nature, and sometimes beyond human capability, subjective evaluation and unprincipled analysis of Surah objectives and verse relationships can hinder access to the consistency and harmony of the Word of God. Therefore, sincere contemplation, preliminary knowledge of the context of revelation and virtues of the Surah, awareness of the general objectives of the Quran, consideration of the Surah's name, utilization of interpretive narrations, attention to the beginning and ending of the Surah, a comprehensive view of all the Surah's themes, and reflection on the Surah's word choice and the significance of frequently repeated words and verses are eight criteria for understanding the harmony and coherence of each Surah's verses. All of these ultimately return to the role of Surah objectives in approaching verse coherence, factors that eliminate initial anxiety and dispersion and reveal the unity, continuity, and consistency of the verses
هندسه آیات اتحاد امت اسلامی با محوریت ولایت الهی در قرآن
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
211 - 236
حوزههای تخصصی:
اتحاد امت اسلامی یکی از مهم ترین مسائل مطرح در قرآن کریم است. مجموع آیات مرتبط با این موضوع دارای محورهایی است که کشف و استنباط آنها، روشن کننده هندسه نظام مسائل وحدت در قرآن است. از آنجا که وحدت مسلمانان، راهبردی بنیادین در پیوند جمعی مسلمانان، خنثی کننده توطئه های دشمنان دین و مقدمه ساز جهانی شدن اسلام است، امامان انقلاب نیز همواره بر این موضوع تأکید داشته اند. ضرورت تبیین هندسه وحدت در قرآن کریم برای حل مشکلات جامعه اسلامی در دوره کنونی به وضوح احساس می شود؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با استفاده از روش جمع آوری اسنادی و تحلیل توصیفی به تبیین هندسه اتحاد و وحدت امت اسلامی با محوریت ولایت الهی پرداخته است. اهم نتایج به دست آمده در این تحقیق عبارت اند از: 1- فرآیند تحقق اتحاد و وحدت به صورت یک حرکت مستمر تصویر شده و تمام لوازم و مراحل آن، از جمله آغاز، انجام، مسیر و راهنما، تبیین گردیده است. 2- برای حصول اتحاد و وحدت در هر مرحله ای از این فرآیند، محور واحدی با استنباط از آیات قرآن تبیین شده است. این محورها عبارت اند از: «صراط مستقیم»، «اهل ذکر»، «صادقین»، «نور»، «حق» و «حبل الله» که همگی از مصادیق ولایت الهی می باشند.
تئوری ارتباط شبکه ای جغرافیای قرآن، فقه و فرهنگ به روش زمینه ای (گرندد تئوری)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
259 - 287
حوزههای تخصصی:
ارتباط فقه، قرآن و جغرافیا، مسئله ای است که از زوایای مختلف می توان به آن پرداخت؛ ولی آنچه مسلم است، این است که این ارتباط از طریق بررسی مکانه ای قرآن و ویژگی های جغرافیایی و باستان شناسی آن ها می تواند محسوس تر و ملموس تر بیان گردد، به گونه ای که در دل این ارتباط، تأثیرات فرهنگی محسوس قابل مشاهده است. رسالت این مقاله، بررسی ارتباط مکانه ای مطرح شده در قرآن بر فقه و بالتبع تأثیرات فرهنگی آن است. روش اصلی این پژوهش، رویکرد کیفی نظریه زمینه ای است که برای رسیدن به آن، از روش نظریه پردازی داده محور با بررسی دویست و بیست و سه آیه از آیاتی که در قرآن مکانی مطرح گردیده، استفاده شده است. با بررسی این داده ها، چهار مقوله محوری استخراج گردید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اماکن قرآن کریم، علاوه بر تعیین محدوده مکانی دارای حکم فقهی، بر تبیین مصادیق عمل دارای حکم فقهی نیز مؤثر است. نتایج مقاله نشان می دهد در کدبندی محوری، شاهد ارتباط منطقی و علی، مقوله های شرایطی و فرایندی و راهبردهایی که به پیامدهای مناسب منجر می شود نیز هستیم؛ به طوری که بررسی این اماکن، موجب فراهم شدن فضایی در جهت استنباط احکام فقهی به صورت شبکه ای به هم پیوسته که نسبت متوازنی با مفهوم مرکزی دین و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ دارد، می شود.
تاریخ گذاری حدیث "... لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ ..." در مصادر روایی فریقین «با تأکید بر روش تعیین حلقه مشترک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری مأثورات در نگاه مستشرقان علی رغم گذشت یک سده از مباحث نوین درحدیث پژوهی معاصر تلقی می شود؛ به گونه ای که بازشناسی شیوه آنان در تحلیل روایات از ضرورت این امر گواهی می دهد؛ زیرا قبول یا طرد نتایج آنان فارغ از آشنایی با شیوه حدیث پژوهان غربی میسر نخواهد بود. پژوهش حاضر نیز با نگاهی مشترک بر سند و متن گزاره "لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ"، در پی ارزیابی این پرسش است که تعیین حلقه مشترک، کدامین دوره را نخستین خاستگاه زمانی ترویج روایت معرفی می دارد. لذا این پژوهش با نظر به فقدان مطالعات حدیثی پیرامون تاریخ گذاری روایت مذکور در مجامع فریقین، برآن است تا ازگذار پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی، کاستی های موجود را برطرف نماید. گفتنی است این نوشتار با بهره وری از شیوه توصیفی تحلیلی بدین رهیافت نایل آمد که تحلیل سندی و دلالی روایت بر مبنای مستندات نقلی و کلامی، تماماً از ضعف روایت و گسترش بی رویه آن در عصر فتوحات خلفا حکایت می نماید. نقل منفرد گزاره در مصادر شیعی و انتقال آن در مکتوبات "راوندی" و "طبرسی"، در قیاس با نخستین ورود روایت در سیره "إبن إسحاق" و انعکاس آن با تعدد طرق در منابع متاخرتر، از جمله مهم ترین برآیند حاصله از تحلیل ترکیبی روایت است .
تفسیر اجتماعی آیات مربوط به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
185 - 208
حوزههای تخصصی:
تفسیر اجتماعی قرآن کریم به مثابه مهم ترین رویکرد تفسیری معاصر، به حل و اصلاح مسایل عصری جامعه و از جمله مسایل زنان نیز اهتمام داشته است. در واقع مفسران اجتماعی، تحت تأثیر حرکت های دفاع از حقوق زنان ، تفاسیر ویژه ای از آیات مربوط به زنان ارائه داده اند که در بسیاری موارد با تفاسیر متقدمان تمایز دارد. مسأله این پژوهش، بررسی و مطالعه نسبت و رابطه تفسیر اجتماعی آیات با مطالبات اجتماعی زنان است که با روش کتابخانه ای و رویکرد تاریخی و تحلیلی انجام شده است. این جستار نشان داده که تفسیر اجتماعی آیات قرآنی ، تأثیر و نقش سازنده ای در ارتقای جایگاه زنان در جهان اسلام داشته است. بسیاری از مفسران اجتماعی قرآن معتقدند ؛ اسلام و آموزه های قرآنی در 15 سده پیش از این امتیازات فرهنگی و حقوق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ویژه ای برای زنان قایل شده و آیات قرآنی رویکرد تبعیض آمیزی به جنس زن نداشته اند. زن و مرد از نگاه قرآن در کرامت انسانی و آفرینش برابر هستند . علاوه بر آن در خطاب های قرآنی، شئونات معنوی ، اوامر و نواهی الهی و ثواب و عقاب اخروی به یکسان مورد توجه قرارگرفته اند. حق آموزش، منع قانونی تعدد زوجات و حق مشارکت سیاسی در شمار مطالبات مهم زنان در جهان اسلام بوده که مفسران اجتماعی در مقایسه با مفسران سده های پیشین دیدگاه های تفسیری نوی درباره آنها بیان کرده اند. برابری جنسیتی و تساوی حقوق از نگاه بسیاری از مفسران اجتماعی قرآن پذیرفته شده اگر چه با توجه به تمایزهای طبیعی زن و مرد به تشابه حقوق آن دو اعتقاد ندارند.