تبیین تضاد معنایی عبارت «ما بین أیدیهم وما خلفهم» بر اساس رویکرد شناختی و بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد شناختی، واژگانِ زبان انباشته ای از واژه ها نیستند، بلکه شبکه ای از الفاظ هستند که برحسب تنوعی از پیوندهای معنایی، در رابطه متقابل با یکدیگر قرار می گیرند. تعبیر «ما بین أیدیهم وما خلفهم» به مثابه تعبیری قرآنی از زمان، بنا بر تفاسیر معتبر لغوی بر هر دو معنای گذشته/آینده و گذشته/آینده دلالت دارد. مشابه این تعارض را لیکاف و جانسون با رویکرد شناختی و از خلال نظریه استعاره مفهومی، در زبان انگلیسی بررسی کرده اند. این نظریه، بر اساس حقیقت ادراک تجسدی، بیان می کند زبان ما به مفهوم انتزاعی زمان مفهوم مکانی داده است. در این راستا، به ویژه برای تبیین تعارض ها، سه مدل شناختی زمان پیشنهاد می شوند: 1- مدل ناظر متحرک، 2- مدل زمان متحرک و 3- مدل توالی زمانی. پژوهش حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی و با کاربست مدل های شناختی و در مقایسه با تحلیل های بلاغی، میزان توفیق هر کدام را در توجیه تعارض پیش گفته بیان می کند. مدل های 1 و 2 که ناظرمحور هستند، صرفاً یک معنا را توجیه می کنند، در هر دو آینده، پیش رو و گذشته، پشت سر است. اما مدل 3 که زمان محور است، با آیات مشتمل بر ترکیب هم خوانی ندارد، زیرا حضور ناظر در آیات قطعی است. حال آنکه دیدگاه بلاغی با تکیه بر رکن تشابه در استعاره، به دو اعتبار تمثیل حرکت مضاف/مضاف الیه و تمثیل دیدنی/نادیدنی، چرایی این تعارض را به خوبی روشن می کند. بنا بر نتایج این پژوهش، تحلیل بلاغی، در تبیین این تضاد، توجیهی کامل تر و منسجم تر در مقایسه با تحلیل شناختی ارائه کرده است.