فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱۱٬۳۴۱ مورد.
منبع:
فلسفه دین سال بیستم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
311 - 321
حوزههای تخصصی:
رابطه ایمان با عمل از مسائلی است که مورد بحث و اختلاف نظر میان فیلسوفان و متکلمان اسلامی و غربی بوده است. در همه ادیان از پیروان خواسته شده که علاوه بر ایمان در مرحله عمل نیز به دین پایبند باشند. در این میان کانت در آثار خویش عقل انسان را قادر به ترسیم برنامه ای جامع برای سعادت خود می داند و معتقد به خودآیینی اخلاقی است. مطهری با تکیه بر قدرت عقل در تشخیص اصول و کلیات معتقد است که عقل بشری توانایی ترسیم چنین نقشه راه جامعی را ندارد و به نقد دیدگاه های کانت دراین باره پرداخته است. در این مقاله، با استفاده از روش های توصیفی و تطبیقی و بالاخص انتقادی، آسیب های وارده بر مبانی کانت در رابطه ایمان با عمل عبادی بررسی می شود. آسیب هایی که می توان از منظر مطهری به این ایده کانت وارد دانست عبارت اند از: تقلیل مفاهیم دینی به دریافت های عقلانی، عدم توجه به تفاوت بین حسن فعلی و فاعلی، بشری انگاشتن قوانین الهی، سرگردانی، گرفتاری در تناقض ایده و عمل، غفلت از ریشه و مبدأ افعال عبادی و اخلاقی، عدم تفکیک بین هدف و وسیله، عدم تفکیک بین انواع روابط.
الهیات طبیعی و فلسفه اسلامی (تبیین، تحلیل و بررسی طرح ریچارد سوئین برن)
منبع:
کلام و ادیان سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
109 - 127
حوزههای تخصصی:
الهیات طبیعی در یک اصطلاح آن، به معنای استفاده از مقدمات تجربی و یافته های علوم طبیعی در خداشناسی و به طور خاص، براهین اثبات خدا به کار می رود. این پروژه، قدمتی طولانی دارد و در فضای معاصر نیز از یک سو با توجه به اقبال به علوم طبیعی و ازسوی دیگر برخی یافته های خاص این علوم یا برخی تنگناهای تبیینی آن ها، رونق پیدا کرده است. به صورتی که پروژه الهیات طبیعی، به اصطلاح فوق، در نوک پیکان مقابله با الحاد علمی جدید قرار گرفته است. ریچارد سویین برن، به عنوان یکی از مشهورترین فیلسوفان دین معاصر، از برجسته ترین متفکرین این پروژه به حساب می آید؛ به گونه ای که پژوهش در حیطه الهیات طبیعی، بدون ارجاع به آرای او معمولاً، ناقص تلقی می شود. او به تصریح خودش، به دنبال این است که فرضیه وجود خدا را به عنوان یک فرضیه تجربی، با شواهد علمی تأیید و درنتیجه وجود خدا را به عنوان بهترین تبیین برای برخی یافته های تجربی به کرسی بنشاند؛ اما به نظر می رسد در فلسفه اسلامی، ضوابطی وجود دارد که امکان چنین طرحی را محدود می کند. در این مقاله پس از مروری کوتاه بر طرح الهیات طبیعی سویین برن و تحلیل آن، به واکاوی انگیزه و دلایل او برای این طرح، مبادی الهیاتی و معرفت شناسانه آن و نقدهای وارد بر آن خواهیم پرداخت. در گام دوم، علاوه بر نقدها و تحلیل های اصیل این مقاله، تمامی نقدهای موجود در اهم آثار فارسی درباره برهان سویین برن، تقریر و ارزیابی شده و در دودسته نقدهای وارد و ناوارد دسته بندی شده اند.
تبیین مسئولیت انسان در برابر «زمان» بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
193 - 216
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیات و روایات، زمان و وقت از ارزشمندترین چیزهایی است که انسان از آن بهره مند است و با هیچ مقیاسی قابل ارزشگذاری نیست. در زبان آیات و روایات، انسان نسبت به عُمر، فرصت و زمان مسئول دانسته شده است. با توجه به اینکه زمان در نگاه برخی از اندیشمندان، امری موهوم و غیر واقعی است، و از سوی دیگر، زمان با فرض وجود داشتن، امری غیر اختیاری است، چگونه مسئولیت انسان در برابر زمان توجیه پذیر است؟ این نوشتار به روش توصیفی، تحلیلی به بررسی حقیقت زمان و تبیین فلسفی مسئولیت و مؤاخذه انسان در برابر آن بر اساس مبانی فلسفی ملاصدار پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که زمان نه تنها امری موهوم و غیر اختیاری نیست، بلکه امری واقعی و اختیاری است و متعلق تکلیف قرار می گیرد، از این رو، زمان، مسئولیت آور است، چرا که رسیدن به سعادت که هدف آفرینش انسان است در گرو توجه به زمان، عُمر و عدم غفلت از آن بوده و تنها راه سعادت انسان، استفاده از این نعمت عظمایی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است. توجه به این جهت، ضرورت این بحث را نیز تضمین می نماید.
بررسی نقش قرآن کریم در راهبری کلام اسلامی با رویکرد نقادانه به آراء خاورشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین عرصه های اثرگذاری معارف قرآنی در یک حوزه دانشی، عرصه «مدیریت و راهبری» آن حوزه است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی نقادانه به آراء خاورشناسان، نقش قرآن در راهبری علم کلام را بررسی کرده و نشان داده که ازیک سو قرآن کریم با تأیید روش عقلی و الهام بخشی، استدلال و ردیه نویسی مسلمانان را به رویکرد عقلی در کلام ترغیب نموده و درون مایه های استدلالی موجود در قرآن کریم الهام بخش استدلال های کلامی به مسلمانان بوده است. از سوی دیگر مسلمانان با اهتمام ویژه به آموزه های قرآنی و مقدم ساختن آنها در چینش مسائل کلامی و اولویت بندی آموزه های اعتقادی از قرآن تأثیر پذیرفته اند. اثبات این نقش آفرینی ها به ابطال نظریه برخی خاورشناسان می انجامد که نه تنها بسیاری از آموزه های اعتقادی و کلامی را برگرفته از سایر ادیان و یا دیگر عوامل بیرونی می دانند، بلکه حتی پیدایش و تطور علوم اسلامی و از جمله علم کلام را نیز متأثر از عوامل خارجی می شمارند و نقش آیات و معارف قرآن را بکلی انکار می کنند و یا نقش چندان مؤثری برای آنها ترسیم نمی نمایند.
اخلاق صلح در فرهنگ رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
29 - 53
حوزههای تخصصی:
«صلح» جوهره اصلی همه ادیان و صلح گرایی غایتی است که تمامی ادیان به ارائه راهکارهایی درباره آن پرداخته اند. در فرهنگ رضوی به پشتوانه اصولی چون عدالت، رشد فکری و اجتماعی، مدارا و عفو، صلح از بنیادی ترین اصول در مناسبات بین المللی منظور شده و ایجاد صلح پیش از آنکه عملی مادی باشد، امری معنوی است که به تکریم حقوق واقعی بشر متکی بوده و برخلاف ادبیات حقوقی بین المللی معادل یک مفهوم سلبی؛ یعنی محدود به نبود جنگ نیست، بلکه فراتر از آن، مفهومی ایجابی و به معنای همزیستی مسالمت آمیز با حفظ کرامت انسانی است. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته حاکی از آن است که در فرهنگ رضوی برخلاف دیدگاه غیرواقع بینانه و قوم محورانه برخی مستشرقان غربی چون برنارد لوئیس، هانتینگتون و ... که اسلام را دین ناسازگار با صلح و دموکراسی و منبع خشونت و تروریسم معرفی می کنند، اسلام پیام آور صلح و دوستی است و این قابلیت را دارد که نسبت ب ه دیگر تئوری و پارادایم های تئوریک موجود در عرصه روابط بین الملل، ارائه دهن ده ی ک تئوری جدید و جامع باشد؛ چراکه قلمرو اجرای صلح در فرهنگ رضوی علاوه بر صلح در مفهوم خاص، صلح در معنای عام را نیز در برمی گیرد؛ در این فرهنگ، برخلاف آنچه در ادبیات حقوق مخاصمات مسلحانه اشاره می شود، دفاعِ مشروعِ پیش دستانه وجود ندارد، چراکه صلح امری مقدس و جهاد اقدامی انسان دوستانه و در راستای گسترش صلح و امنیت در پرتو حاکمیت الهی، نفی حاکمیت طاغوت و دفاع از مظلوم و مبارزه با بی عدالتی است.
تحلیل رویکرد ابن عربی درباره جایگاه حقیقی و حقوقی امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
215 - 240
حوزههای تخصصی:
محی الدین ابن عربی، مقام ویژه ای برای امیرالمؤمنین(ع) قائل است؛ او منزلت امام را فراتر از همه آحاد امت اسلامی و حتی فراتر از انبیای دیگر دانسته و ایشان را با القابی مانند سید عالمیان، پیشوای عالم، سر انبیاء، نور عالم، نزدیک ترین مردم به پیامبر(ص) و قسیم بهشت وجهنم خوانده است. او براین باور است که امام علی(ع) همراه و ملازم با حق بوده و فهم ویژه قرآن به ایشان عطا شده است و بر سایر خلفا برتری دارد. در این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی و میان رشته ای، همه مقامات یاد شده و ویژگی های ممتاز و جایگاه حقیقی و حقوقی امام علی(ع) در اندیشه ابن عربی مورد واکاوی قرار گرفته است. حاصل پژوهش اینکه مقام شامخی که شیخ برای امام علی(ع) قائل است جز برای حضرت ختمی مرتبت(ص) برای هیچ احدی چنین عظمت و منزلتی قائل نیست. او در واقع امامت باطنی وجایگاه حقیقی امام را که بسا رفیع تر از امامت ظاهری است، آشکارا پذیرفته است و در پاره ای از آثار خود از امامت ظاهری آن جناب نیز سخن گفته و آن را در مواردی به صورت غیر مسقیم و با کنایه بیان کرده است.
بررسی روند دگردیسی مبانی راهنماشناسی صوفیه از مفهوم «صدق» به «ولایت»
منبع:
کلام و ادیان سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
111 - 143
حوزههای تخصصی:
مسئله راهنماشناسی در تصوف از مباحث زیربنایی و محوری در بینش صوفیان بوده که عمدتاً ذیل مفاهیمی نظیر «انسان کامل» و «ولایت» بررسی می شود. مطالعه تاریخچه مباحث راهنماشناسی، از دگرگونی مبانی و مفاهیم این مسئله در ادوار مختلف حکایت دارد. این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی ازطریق جمع آوری گزارش های کتابخانه ای، سعی در کندوکاو درباره پیشینه راهنماشناسی صوفیه داشته و در پی آن است که ابتدا به مفهوم صدق و جایگاه و تاریخچه آن در منظومه مباحث راهنماشناسی صوفیان نخستین بپردازد و به دنبال آن، سیر گذار از مفهوم «صدیق» به «ولی» را با نظر به عوامل مهم در این تبدّل رأی، بررسی کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد، صوفیان نخستین، بحث از مقام و جایگاه انسان کامل را غالباً ذیل عنوان «صدق و صدیق» تعریف می کردند، نه «ولی و ولایت». علت این مسئله نیز غلبه گرایش های مذهبی و کلامی بر رویکرد های عرفانی آن ها بود، چه اینکه قاطبه مشایخ تصوف تا حوالی قرن ششم ق، در زمره پیروان مذاهب اهل سنت به شمار می رفتند و در نگاه مسلمان سنی مذهب، مفهوم «صدق» و «صدیق» که در شخصیت «ابوبکر بن ابی قحافه» مصداق می یافت، نشانِ بالاترین مرتبه ای بود که یک مسلمان می توانست به چنگ آورد؛ اما با گذشت تاریخ و هم زمان با گرایش صوفیان به تعالیم شیعی، بحث از صدق و صدیق نیز به محاق رفته و عنوان ولی و ولایت جایگزین آن شده و در نهایت شالوده تمام مباحث راهنماشناسی و انسان شناسی در تصوف قرار گرفت.
واکاوی زمینه های نگارش اولین کتب فضائل اهل البیت در آثار معتزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایات فضائل اهل بیت(ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم (ع) دست خوش حوادث مختلفی گردید و مسئله جانشینی رسول الله(ع) تاثیر بسزایی در عدم نقل این دسته از روایات را در میان محدثان اهل سنت بر خلاف محدثان شیعه ایفا می کرد. اما با این حال با شروع قرن سوم هجری روایات فضائل اهل بیت (ع) خصوصا امام علی(ع) که قبل از این زمان به صورت جسته و گریخته در برخی از منابع اهل سنت نقل می شد به صورت کتاب مستقل به نگارش درآمد. پرسش بنیادین این پژوهش، آن است که مهمترین زمینه های نگارش اولین کتب مناقب اهل بیت(ع) توسط معتزله چه بوده است؟ در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی و پژوهش در منابع تاریخی و حدیثی، منشأ توجه محدثان معتزله به روایات فضائل اهل بیت (ع) و نگارش کتاب مستقل در این موضوع مورد پژوهش قرار گرفت که بررسی زمینه های مختلف، بیانگر آن است: برداشته شدن قانون منع تدوین حدیث، ضعف و انحطاط بنی امیه، روی کارآمدن بنی عباس با شعار (الرضا من آل محمد (ع))، پیگیری افضلیت امام علی (ع) توسط مامون برای جلب رضایت امام رضا (ع) و شیعیان، فضای سیاسی-اجتماعی بغداد و ارتباط معتزلیان با شیعیان خصوصا زیدیان، باقی بودن فضای مسموم بنی امیه و تعصبات عثمانیه، بیشترین تاثیر را در نگارش اولین کتب فضائل اهل بیت (ع) توسط ابوجعفر اسکافی معتزلی ایفا نموده است.
معیارهای تشخیص ناروا بودن فرهنگ عمومی از نگاه نهج البلاغه در بعد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بایسته های جامعه امروزی توجه به فرهنگ عمومی است. وضعیت فرهنگ جامعه حکایت گر وضعیت عمومی آن جامعه از میزان پای بندی و عدم پای بندی افراد آن به هنجارهاست. هنجارهای فرهنگی از منظر جامعه شناختی، شامل ارزشها، آداب و رسوم یا عرف و قوانین می شود. با توجه به اینکه سخنان امیرالمؤمنین علیه السلامبه بعدارزشی فرهنگ عمومی بیشتر توجه دارد، در این تحقیق درصددیم در بعداجتماعی و از جنبه ارزشی آن، با مراجعه به نهج البلاغه و استخراج و تحلیل گزاره های مرتبط مورد بررسی قرار دهیم. در پاسخ به این سوال که چه معیارهایی را برای تشخیص ناروایی فرهنگ در بعد اجتماعی می توان از نهج البلاغه بدست آورد، به معیارهایی همانند ظلم پیشگی، عیب جویی، شایعه پردازی، عقب گرد فرهنگی، قطع ارتباط با دیگران، منت گذاری در یاری دیگران، خلف وعده، سوءظن، چاپلوسی و سخن چینی، بعنوان معیارهای ناروایی و عدم مطلوبیت آن در جامعه دینی بر مبنای مبانی اسلامی با استفاده از یانهادیین کار موجب پرهیز از زادهظلم پیشگی عیب جویی شایعه پردازی قعب گرد فرهنگی قطع ارتباط با دیگران خلف وعده سوء ظن وبه مبانی انروش تحلیل کیفی محتوای گزاره ها به نتیجه رسیده ایم که برخی از رفتارهای مردم در قالب فرهنگ عمومی طبق گزاره های نهج البلاغه نارواست که باید اصلاح شوند.
بررسی اصول اعتقادی و شیوه های اجرایی تبلیغی - جماعت التبلیغ
منبع:
کلام حکمت سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
49 - 65
حوزههای تخصصی:
جماعه التبلیغ یکی از بزرگ ترین و پرنفوذترین جماعات اسلامی سلفیاست که در نقاط مختلف جهان دارای پایگاه تبلیغی بوده و توانسته است افراد بی شماری را جذب کند. این گروه دارای مانیفست خاصی برای مبلیغن خود می باشد که علاوه بر طرح اصول تبلیغ ، منع ورود به مباحث سیاسی را نیز مطرح می کنند. اما علی رغم اعلام این سیاست، اعضایی از جوانان آن، جذب جنبش های سلفی جهادی و اخوان المسلمین و حتی وهابیت شده اند. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و اسناد مکتوب این فرقه، ضمن بررسی اصول اعتقادی و شیوه های تبیلغی این گروه به علل جذب اعضای آن به جنبش های جهادی نیز پرداخته شده است. در نهایت این پژوهش به این نتیجه دست یافته که جماعت تبلیغ دارای اصول اعتقادی تبلیغی فردی و اجتماعی و روش های تبلیغی خاص می باشد. اصول تبلیغی فردی آنان عبارت از کلمه طیبه ، نماز ، علم و ذکر ، اکرام مسلمین ، و تفریق وقت؛ و در بخش روش های تبلیغی از ابزازهای تبلیغی و رسانه ای و از اقسام شیوه های تبلیغی بصورت عمومی، فردی، خصوصی و اجتماعی بهره برده اند.
خصوصیات عالم برزخ از نظر علامه طباطبایی( ره) با تأکید بر تفسیر المیزان
منبع:
کلام حکمت سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
91 - 111
حوزههای تخصصی:
این نوشتار بر آن است با مراجعه به نظرات علامه طباطبایی (ره) و کتاب المیزان، با ویژگی های عالم برزخ و زوایای مبهم آن آشنا شده و تصویری روشن از خصوصیات برزخ ارائه نماید. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در این تحقیق، به صورت توصیفی – تحلیلی و نوع گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است. از نظر علامه طباطبایی (ره)، عالم برزخ دارای خصوصیاتی همچون: باز بودن پرونده تبعات اعمال انسان در برزخ ، محل اگاه شدن انسان به حقانیت خداوند و آغاز آن از زمان مرگ و امتداد آن تا روز قیامت می باشد. استمرار سیر تکاملی ارواح انسان ها در این عالم به صورت تکامل علمی به این معناست که افزایش معرفت انسان نسبت به خداوند و بسیاری از معارف دینی امکان پذیر می باشد. بنابراین هم اکنون عالم «برزخ» وجود دارد وآنانی که مرده اند دراین عالم به سر می برند؛ زیرا روح، «گوهر مستقلی» است مجرد از بدن، که بدون جسم عنصری نیز به بقای خود ادامه می دهد. نتیجه اینکه تمامی ادیان الهی مبدأ و مقصد را پذیرفته اند و نقطه بحث برخی اندیشمندان، کیفیت رستاخیز و چگونگی معاد است.
تبیین تاریخی مؤلفه های راهبردی همگرایی در سیره علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهوراندیشه ها نوین و تعدد نحله های فکری- فرهنگی در جهان اسلام پس از رحلت رسول الله(ص) تا به امروز، چالش ﻣﺴﺌﻠه همگرایی امت اسلام را رقم زده است. همگرایی از بنیادی ترین اصول اعتقادی اسلام، که از عهد رسول الله(ص) با هدف و عقیده ای واحد حول محور امامت در مسیری خاصی مشخص گردید.عصر امام علی(ع)(تا40هجری) فصل آغاز فرقه گرایی، جریان سازی فکری، قیام ها، شورش های داخلی علیه خلافت اسلامی بود. فعالیت این جریان ها در شبهه افکنی، همگرایی امت اسلامی یکی از این تهدیدها و زمینه ساز افتراق امت اسلامی بود. نوع مواﺟﻬه امام علی(ع) با عوامل تفرقه افکنانه، تقویت و ایجاد وحدت و همگرایی امت نقش مهمی داشت. این مقاله با پرسش چیستی مؤلفه های راهبردی همگرایی از منظر امام علی(ع)، به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای وکتب تاریخی و حدیثی، درصدد است با شناخت این مؤلفه ها در سیره امام علی در موقعیت هایی نظیر مواجهه با خلفا و جریان های فکری، الگویی از روش های همسو به همگرایی اسلامی دست یابد. آموزه های در قالب مؤلفه های اصلاح مبانی اعتقادی توأم با احترام، حل اختلافات داخلی و وجود کینه ها و عداوت ها میان مسلمانان، نداشتن تنش و حضور در امورات سیاسی ونظامی، حُسن خُلق، تمسک به قرآن و سنت نبوی و غیره نمود یافت. فرﺿیه مقاله بر آن است که امام (ع) بر مبنای اندیشه های بنیادین اسلامی، با درک شرایط سیاسی اجتماعی و ارتقای سطح آگاهی مردم در احیاء همگرایی امت واحده؛ ریشه های واگرایی را در عدم درک درست از دین و سنت رسول الله (ص) و قدرت طلبی و تمایلات حاکمیتی می دانستند. اقدامات امام در راستای همگرایی امت در قالب تدابیر و راهنمایی صحیح خلفا و تعامل با نحله های فکری گوناگون و زدودن ابهام وشبهات و اجتناب از هرگونه اقدام واگرایانه در برابر یکپارچگی امت بوده است.
ریشه ها و عوامل انحطاط اخلاقی یهود از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرآن از میان اقوام و پیروان ادیان، بیشترین سخن درباره یهود بوده و بیشترین انحطاط اخلاقی به آنان نسبت داده شده است؛ ازهمین رو این امر نیازمند تبیین و بررسی ریشه ها و مؤلفه های اساسی انحطاط اخلاقی یهود در قرآن است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و توصیفی، از طریق کدگذاری باز و مقوله بندی تمام ویژگی های ناپسند اعتقادی، اخلاقی و رفتاری یهود و سپس از طریق کدگذاری بسته، به بررسی و تحلیل اوصاف ناپسند اخلاقی یهود پرداخته شده است. با بررسی واژگان، مضامین و مفاهیم آیات قرآن، ابتدا ویژگی های عمومی یهود و سپس مهم ترین صفات اخلاقی ناپسند شان مشخص شده است و در آخر، مهم ترین خصوصیات اعتقادی و اخلاقی یهود، برای دستیابی به هدف تحقیق و تعیین عوامل اصلی انحطاط یهود، به عنوان آورده های طولی در این امور ذکر شده است: 1. حس گرایی و معرفت شناسی تجربی و به تبع آن، مادی گرایی و نژاد پرستی؛ 2. پیروی از هواهای نفسانی، موتور محرک انحطاط اخلاقی یهود شمرده شده است؛ 3. عصیان عالمانه، متأثر از عامل 1و2 به عنوان مجری انحطاط اخلاقی یهود به شمار آمده است.
ارزیابی تقریرهای «برهان تمانع» و لوازم آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«برهان تمانع» برهانی است که با الهام از قرآن، به ویژه آیه «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (انبیاء: 21) مطرح و با تقریرهای گوناگون ارائه، و توحید در خالقیت و ربوبیت، اعم از ربوبیت تکوینی و تشریعی با آن اثبات می شود. «برهان تمانع» به فرض اختلاف آلهه متعدد اختصاص ندارد و فرض توافق آلهه در خلق و تدبیر و حتی تباین کلی دو واجب را نیز شامل می شود. ازاین رو برهان را براساس تعدد قدرت ها و اراده های متوافق و تمانع اراده ها و قدرت ها تبیین نموده اند. توالی فاسد فرض دو واجب در برخی از تقریرها عدم تکون عالم، و در برخی ناهماهنگی موجودات، و در برخی لزوم ترکب ذاتین مفروضین، و در برخی فروض، تضاد یا تناقض است. هدف این پژوهش که با روش کتابخانه ای تهیه و به روش تحلیلی تبیینی ارائه شده، بررسی فروض گوناگون و تقریرها و اشکالات مطرح شده درباره «برهان تمانع» و میزان کاربری آن در اثبات ابعاد گوناگون توحید ذاتی و افعالی است. حاصل اینکه یکی از پیش فرض های قطعی این برهان وحدت عالم و از اهمّ مبانی دفع شبهات و شقوق آن، «صرف الوجود و بسیط الحقیقه بودن واجب» است. با این بیان می توان از این برهان، «توحید ذانی» را نیز نتیجه گرفت؛ زیرا صفات و افعال واجب، جلوه و تجلی ذاتیات اوست.
بررسی شبهه طول عمر حضرت مهدی (عج) براساس ادله عقلی و نقلی
منبع:
موعودپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹
23 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به شبهه بسیار مهم امکان طول عمر حضرت حجت (عج) براساس نگاه عقل و دین است. بسیاری از مستشکلان درون دینی و برون دینی به دلیل اهمیت منجی در ادیان و فطرت بشر به چیستی و چگونگی حیات موعود مورد انتظار توجه و سؤال های متعددی در این باره مطرح کرده اند. این گونه سؤال ها در خاستگاه بین المللی اهمیت و ضرورت بیشتری دارد که می طلبد هر دانش پژوهی در شیوه احتجاج و پاسخ دهی به این شبهات توانمندی لازم را به دست آورد. مقاله حاضر با ادله عقلی ثابت می کند که جهان پهنه بی نهایت ها و ممکن هاست. طول عمر زیاد با پیشرفت های بشری درمقابله با بیماری ها و کنترل سلامتی، امر محال عقلی یا متناقض نیست که قابل توجیه نباشد. نمونه های افراد با طول عمر زیاد در تاریخ بشر نیز مؤید این مطلب است. ازنظر قرآن نیز آیات مربوط به داستان اصحاب کهف، یونس پیامبر (ع)، عزیر نبی (ع) و نوح نبی (ع) نشان دهنده امکان طول عمر بیشتر است. ازنظر روایات، بحث قدرت و اراده الهی که محیط بر تمام کائنات است و بحث اعجاز و خرق عادت بودن حیات امام مهدی (عج) بیشتر به چشم می خورد.
واژگان کلیدی: امام زمان (عج)، پاسخ به شبهات، طول عمر، ادله عقلی، ادله نقلی.
ارزیابی نظریه جابری در تغییر عصریِ گفتمان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
299 - 324
حوزههای تخصصی:
محمد عابد جابری، یکی از نوگرایان معاصر عرب است که با تأثیرپذیری از اندیشمندان فرانسوی و با تکیه بر روش های نوین پژوهشی، به ویژه در حوزه معرفت شناسی، به انتقاد از متون اسلامی، از جمله قرآن پرداخته است. با توجه به آسیب هایی که رویکرد انتقادی وی درباره قرآن دارد، تحقیق پیش رو بر آن شد تا با روش توصیفی، تحلیلی به تبیین و نقد مبانی و دیدگاه های وی درباره تغییر عصریِ گفتمان قرآن بپردازد. طبق بررسی انجام شده، دیدگاه های جابری در دو حوزه مبانی و دیدگاه عبارت اند از: 1. بین متون غیر هم عصر، گسست معرفتی وجود دارد؛ 2. لازم است، با قرار دادن هر متن در بستر تاریخی خود، به کشف ساختار اجتماعی و سیاسی مولّدِ گفتمان آن متن و در نهایت به قرائت انتقادی از گفتمان آن اهتمام ورزید؛ 3. قرآن به حسب شرایط محیطی جامعه عرب نازل شده است؛ 4. مفاهیم و اندیشه های قرآن بر اساس عرف عام و عربی فهم می شود؛ 4. احکام قرآن با گذر زمان قابل تغییرند. مبانی و دیدگاه های مذکور از جهاتِ عدم قطعیت وجود گسست در ساختارهای معرفتی، هم نوایی با اندیشه های جبرگرایانه، اتکا به پیش فرض های اومانیسمی، عدم تأثیرپذیری قرآن از شرایط محیطی به رغم توجه به آن، اشتمال قرآن بر مفاهیم و اندیشه هایی نو و بدیع و دایر مدار مصلحت و حکمت بودن احکام قرآن در همه اعصار نقد می شود.
بررسی تطبیقی مفهوم «اشا» و «دهرمه» در سنت هندویی و زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
135 - 145
حوزههای تخصصی:
ارائه تعریفی واحد از دهرمه (حق) که جزو آموزه های مبتنی بر وداهاست، مشکل به نظر می رسد. دهرمه همانند آب که نمی تواند موجب حرکت ماهی در رودخانه شود، نمی تواند باعث حرکت یک شیء نامتحرک گردد، بلکه می تواند به حرکت اشیای متحرک کمک کند. دهرمه سرمدی، لازمان، بی شکل و نامتحرک است و بر سراسر فضای جهان سیطره دارد. اشا به معناى درست کردارى، حقیقت و نظم است. از سوی دیگر اشا به معنای قانون طبیعى ناظر بر حرکت منظم خورشید، گردش فصل ها و دوام هستى است. در این جستار به معانی متفاوت دهرمه و اشا اشاره شده و این دو در سنت دینی هندویی و زرتشتی با یکدیگر مقایسه شده اند. در جستار حاضر کوشش شده است به صورت کیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای شباهت ها و تفاوت های دو مفهوم مزبور بیان شود. با توجه به بررسی های انجام یافته، دهرمه و اشا مفاهیمی بسیار نزدیک به هم دارند و این می تواند ریشه در سنت مشترک هند و ایرانیان باستان قبل از مهاجرت داشته باشد. علاوه بر مشابهت در معنا، تقریباً دارای اهداف یکسانی نیز هستند و آن هدف چیزی جز سعادت و نیک بختی نیست.
نقش میانجی گرانه نگرش های مذهبی در رابطه بین امیدواری و تاب آوری با بی ثباتی ازدواج در زوجین متقاضی طلاق
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
97 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی نقش میانجی گرانه نگرش های مدهبی در رابطه بین امیدواری و تاب آوری با بی ثباتی ازدواج در زوجین متقاضی طلاق بود. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی بود، که از طریق روش تحلیل مسیر انجام شد. در این پژوهش 211 نفر افراد متقاضی طلاق در استان گیلان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس اقدام به تکمیل پرسشنامه های پژوهش کردند. به جهت تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSS25 و AMOS22 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر بیانگر این بود که بین تاب آوری و امید با بی ثباتی ازدواج رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین بررسی متغیرهای میانجی نشانگر این بود که در رابطه بین تاب آوری و بی ثباتی ازدواج هر سه بُعد باور، عواطف و رفتار دینی میانجیگری معنی داری داشتند (05/0p<). اما در رابطه با امیدواری فقط مولفه عواطف دینی رابطه امیدواری و بی ثباتی ازدواج را میانجی گری کرد (0001/0p<). نتیجه گیری: به جهت کاهش بی ثباتی ازدواج زوجین می توان از راهبردهای افزایش تاب آوری و امید بهره برد. همچنین با آموزش در زمینه نگرش های مذهبی و افزایش باور، رفتار و عواطف دینی می توان اثرگذاری تاب آوری بر بی ثباتی ازدواج را افزایش داد.
بررسی تطبیقی نقش استقلال در حفظ قلمرو سرزمینی در حکومت دینی در مقایسه با حکومت های پادشاهی ایران معاصر (از قاجار تا کنون)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
157 - 175
حوزههای تخصصی:
واکاوی نقش استقلال در حکومت های معاصر ایران حاکی از آن است که رویکرد حکومت های سه گانه قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی تفاوت آشکاری با یکدیگر داشته است. گرچه حفظ کرامت سرزمینی در بیان دولت ها مورد توجه بوده است، اما در رخدادهای بیرونی بخش های فراوانی از سرزمین ایران در مناقشات نظامی و سیاسی از دست رفت. در این پژوهش حفظ قلمرو سرزمینی با نگاه استقلال حاکمیت ها مورد توجه قرار گرفته شد و این مهم تبیین شد که حکومت های سه گانه مذکور چه مقدار توانستند از عنصر استقلال در حفظ و یکپارچگی سرزمینی بهره مند شوند و سرانجام تبیین شد که حکومت دینی کنونی(جمهوری اسلامی) توانست با استفاده از عنصر استقلال و با تکیه بر توان داخلی و اعتماد به ملت ایران استقلال کشور را از گزندهای فراوان در امان نگه دارد.
واکاوی انتقادی سرّانگاری چرایی غیبت امام زمان (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
177 - 213
حوزههای تخصصی:
اگرچه باور به غیبت امام زمان(ع)، از باورهای قطعی و بی چون و چرای مذهب امامیه شمرده می شود؛ اما مسئله چرایی غیبت و تحلیل آن به کمک خرد، روایات و داده های تاریخی حیات امامان معصوم(ع) از دیرباز در تراث امامیه مطرح بوده و گاه، با چالش ها و نگرش های متفاوت روبه رو بوده است. به نظر می رسد بیشترین مباحث پیرامون چرایی غیبت در سایه سار روایات معصومان؟ع؟، شکل گرفته است و از آن جا که در روایات، با دو دسته روایت مواجه هستیم؛ دسته ای که از علل غیبت سخن یاد کرده و دسته ای دیگر که آن را سرّی از اسرار الهی شمرده است؛ برخی با تکیه بر روایات سرّ، بر این باورند که بشر با شناخت و فهم ناقص خویش، راهی برای دست یابی به چرایی غیبت ندارد؛ از این رو، هرگونه تلاشی را در این راستا، بی ثمر، ناپسند و مذموم شمرده اند در این مقاله، پس از مفهوم شناسی سرّ، به نقل هریک از این روایات پنج گانه سرّ پرداخته، سند و دلالت هریک از آنها را بررسی نموده و سرانجام، پندار یادشده را باطل ساخته و بر امکان دست یابی به علت غیبت پای فشردیم.