فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
123 - 158
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط میان فیلم های سینمایی اسپایدرمن و نظریه صنعت فرهنگ که توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت- مطرح شده، می پردازد. صنعت فرهنگ که از دیدگاه آنان، ابزاری برای بازتولید ارزش های مصرف گرایانه و سلطه جویانه در جوامع سرمایه داری است، در تحلیل فیلم های ابرقهرمانی با استناد به دنباله سازی ها و بازسازی های مداوم فیلم ها، مورد اشاره قرار می گیرد. در این سینما، ارزش های اخلاقی و قانونی، به مثابه تمهیدی برای اشاعه ایدئولوژی غالب در نظام سرمایه داری امریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آثار اسپایدرمن نقدهایی اساسی به سرمایه داری را به نمایش می گذارند و به بررسی ازخودبیگانگی ناشی از تأثیرات رسانه و فرهنگ مصرفی بر زندگی فردی و اجتماعی می پردازند. لذا با وجود وابستگی سینمای ابرقهرمانی به چهارچوب صنعت فرهنگ، مفهوم آزادی فردی و مقاومت در برابر سلطه فرهنگی در این آثار مورد تأکید قرار می گیرد. در این مقاله، هر سه مجموعه سینمایی تولیدشده با محوریت اسپایدرمن، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با در نظر گرفتن پژوهش های معاصر در بازتعریف فرهنگ عامه پسند در عصر دیجیتال، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فیلم های اسپایدرمن، نه با اهداف تجاری و ایدئولوژیک، بلکه با نگرش انتقادی نسبت به استانداردسازی، مصرف گرایی، بت وارگی، عقلانی سازی، ازخودبیگانگی و کنترل اجتماعی، به مفاهیمی همچون عدالت، فداکاری و اخلاق دست یافته اند.
تحلیل بازنمایی تصویری زنان در عکس های اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
85 - 111
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده زنان معاصر ایران در عکس های ساخته و پرداخته شده اینستاگرام، نوعی از زیست رسانه ای را برای اکنون آنان رقم زده و پای مفهوم دگرمکان یا هتروتوپیای فوکو را به پژوهش باز کرده است. بازنمایی تصویری زنان، از سویی تحت قدرت انضباطی موجود در ساختار مکان مند رسانه قرار گرفته و ازسوی دیگر، با حرکت در میان انبوهی از تصاویر بی پایان، به آشکارگی هرچه تمامِ خود نزدیک شده و پژوهش را به حادواقعیت بودریار رسانده است. به این ترتیب، امر بازنمایی تصویری زنان در خوانشی هم زمان فوکویی-بودریاری پیش برده شده است. این مقاله با هدف روشن ساختن تصویر معاصر و رسانه ای زنان و در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که بر ارتباط ساختار فناورانه هتروتوپیای رسانه ای اینستاگرام ذیل اصل اول هتروتوپیا (هتروتوپیای انحرافی) با تصویر زنان معاصر ایران در حادواقعیت رسانه ای قرار گرفته است، به مشاهده عکس هایی از آنان در بازه زمانی دی ماه ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۲ در میان صفحات کاربری عمومی این شبکه پرداخته و از راه بهره مندی از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۰ داده را که در سطحی از افراط یا شدت تطابق با چارچوب نظری پژوهش قرار گرفته اند، انتخاب کرده و آن ها را ذیل پارادایم تفسیری - برساختی به روش تحلیل محتوای کیفی سپرده است. نتایج حاصله روشن می کند که قدرت جاری در ساختار انضباطی و گفتمان های رسانه ای هتروتوپیای انحرافی اینستاگرام، بدن-ابژه هایی حادواقعی و منقاد شده از زنان را به همراه داشته است که در قالب بدن هایی منفعل بازنمایی شده اند.
تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
197 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA بود. روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی انجام شد. نمونه آماری شامل 384 نفر از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام برندهای پوشاک ورزشی ایرانی بود. ابزار تحقیق پرسشنامه کردلو (1389) بود و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و باینومیال در نرم افزار SPSS27 استفاده شد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که بین میانگین مؤلفه های تحقیق با نمره ملاک چهار اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین های به دست آمده از نمره ملاک بزرگ تر هستند، بدین معنا که تبلیغات رسانه اجتماعی اینستاگرام اثربخش بوده اند. همچنین درمجموع متغیر تحقیق نیز اختلاف معناداری با نمره ملاک در سطح مثبت دارد. بدین معنی که تبلیغات اینستاگرام اثربخشی مثبت معناداری بر مشتریان برندهای پوشاک ورزشی دارد. تبلیغات از طریق رسانه اجتماعی اینستاگرام در مؤلفه های جلب توجه، ایجاد آگاهی و علاقه، ایجاد تمایل و انگیزه، اقدام به خرید دارای اثربخشی بیش از 50 درصد در سطح معناداری 05/0 بوده است و بیشترین اثربخشی متعلق به مؤلفه اقدام به خرید با 76 درصد اثربخشی بوده است. رسانه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک ابزار جدید و پرطرفدار در عصر ارتباطات و یک کانال جدید و محبوب برای انتقال پیام های تبلیغاتی، موردتوجه بسیاری قرار گرفته اند. برندهای پوشاک ورزشی بایستی در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشند و با استفاده از بیگ دیتاها اثربخشی تبلیغات را در رسانه های اجتماعی با حفظ حریم خصوصی افراد و در ابعاد مختلف بررسی و تحلیل شود.
Journalists' Satisfaction with Telecommuting Post-COVID-19: A Case Study of ISNA News Agency
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
87 - 106
حوزههای تخصصی:
Background: Due to the changes brought about by the COVID-19 pandemic, telecommuting has emerged as a new work method in the media, enabling journalists to adapt to digital technologies.Aims: This study aims to assess journalists' satisfaction with telecommuting in the post-COVID era among journalists at ISNA news agency.Methodology: The theoretical foundation of this research is based on the ideas of Daniel Bell and Manuel Castells. The statistical population includes 123 journalists, managers, senior editors, and news editors. Data was collected using a survey method and a researcher-designed questionnaire. The questionnaire's validity was evaluated through face validity, and its reliability was determined by a Cronbach's alpha coefficient of 0.956.Results: The results of this study indicate that telecommuting has had positive effects on journalists' productivity, focus, topic discovery, and job enthusiasm. Among the factors assessed on a 5-point Likert scale, “improved output during telecommuting” ranked highest with an average of 4.35, followed by “no issues in communication with colleagues” with an average of 4.29, “feeling of enthusiasm and vitality” with an average of 4.19, “better focus on work” with an average of 4.18, “more time for work” with an average of 4.07, “topic discovery and development” with an average of 3.87, and finally, “ease of communication with relevant organizations and individuals” with an average of 3.74.Conclusions: Environmental, family, and individual factors (such as number of children or marital status) have no effect on job satisfaction in telecommuting, but journalists’ job position does influence their satisfaction with telecommuting.
Visual Climate Change Communication in Iran’s Social Media: A Discourse Analysis of X
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
337 - 354
حوزههای تخصصی:
Background: The visual turn is one of the most important features of contemporary culture. Therefore, in climate change communication, images can play a crucial role in conveying environmental messages. Environmental advocates use the potential of visuals to deliver part of their messages to their audience. However, only a limited number of studies have focused on the visualization of climate change communication. Given the characteristics of social media, free from the constraints of mainstream media, they can serve as a suitable platform for visualizing climate change messages.Aims: Despite Iran's role in greenhouse gas emissions and the engagement of environmental activists, no research has been conducted on the role of images in conveying climate change messages on Iranian social media. Therefore, the main question of this research is: How do Iranian users on social media platform X frame climate change through images, and within what discourses?Methodology: To answer the question of the research, a combination of quantitative and qualitative visual discourse analysis was applied to 500 images in 2023.Findings: Studies on the visualization of climate change messages have predominantly focused on developed countries. The findings reveal that Iranian users have addressed climate change through four key discourses: scientific, political, ecological, and protest. Furthermore, the results show that visual discourses have been seen globally in Persian X and it has addressed the present tense and the framework of the consequences.Conclusion: In general, the public's attention to climate change in Iranian society reflects the dynamism of the environmental movement in Iran and the growth of environmental literacy among Iranian social media users.
کارکردگرایی بایستگی های قرآن کریم در انتقال مؤثر پیام دینی جهت دریافت مخاطب (مطالعه موردی: سریال تنها ترین سردار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند هدایت مخاطب انسانی همزمان باخلقت بشرآغاز و با فرستادن پیامبران الهی، ادامه یافته است. در گذشته دین در تمامی ساحتهای حیات بشری حضور فعّال داشته؛ اما به تدریج با تنزّل ایمان از امری نهادی و اعتقادی به امری کاملاً شخصی و تجربی که متأثر از اقتضائات ذاتی مدرنیته بود، تبدیل گشته است. در جهانی که رسانه ها حاکمان علی الاطلاق می باشند به ناچار از این ابزار به ویژه از زبان تصویر در جهت بسط مفاهیم دینی باید بهره جست. لذا با روش کتابخانه ای و اسنادی و هرمونتیک و کنکاش در تفاسیر به این نتایج دست یافته ایم که قرآن ضمن بسترشناسی مطلوب و مؤثر انتقال پیام رسانه ای دینی ذیل مؤلفه های اصول بنیادین محتوا، ابزار مؤثر انتقال، ملازمات منبع، ملازمات دریافت و ملازمات توأمان منبع و دریافت، به ترسیم و تحقق این سازوکار پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که با ابزار رسانه بخصوص رسانه های تصویری می توان پیام دین را به مخاطب منتقل نمود و کاربست پارامترهای مذکور ارتباط گر دینی دغدغه مند را در ارتباطی مؤثر و مانا نسبت به عنصر مخاطب به صورت کاربردی یاری رسان می باشد که معیاری برای سنجش تولیدات رسانه ای هستند. این تحقیق به مطالعه موردی مجموعه تلویزیونی تنها ترین سردار در قالب جداول تطبیقی پرداخته است.
طراحی الگوی تبیین عوامل مؤثر بر قوم گرایی معطوف به رسانه های اجتماعی در ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
361 - 392
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر و علیرغم پیش بینی بسیاری از نظریه پردازان جامعه شناسی و علوم سیاسی و از جمله نظریه پردازان حوزه نوسازی، قومیت و قوم گرایی شدت بیشتر و جان تازه ای یافته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تبیین عوامل مؤثر بر قوم گرایی معطوف به رسانه-های اجتماعی در ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد، بدین منظور از رویکرد فراترکیب استفاده شد. اسناد مورد مطالعه با استفاده از جستجوی کلیدواژه های مرتبط قوم گرایی و رسانه های اجتماعی در بازه زمانی بین سالهای 1392 تا 1402 در پایگاه پایگاه های داده Civilica ،SID, magiran گردآوری شد. نتایج نشان داد که با بررسی 40 مقاله از 1029مقاله 1029مقاله ی اولیه ابعاد و مولفه های مختلف به عنوان عوامل موثر قوم گرایی که در پژوهش های مختلف داخلی شناسایی کرده اند. نتایج نشان داد که عوامل موثر بر قوم گرایی شامل فردی، رسانه، عوامل اجتماعی، سبک زندگی، فرهنگ، معنوی- اعتقادی، عاطفی، عوامل موقعیتی، عوامل دانشی/ اطلاعاتی، عوامل استراتژیک می باشد. نتیجه گیری می شود که بر اساس پژوهشهای مختلف عوامل مختلف و متعددی در قوم گرایی نقش دارد که با شناسایی این عوامل می توان زمینه شناسایی و آگاهی و اطلاع از عوامل قوم گرایی و به نوعی امنیت را فراهم نمود.
The Effects of Data Privacy Regulations on Cybersecurity Practices in Nigeria and Africa
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
313 - 336
حوزههای تخصصی:
Background: With the rapid digital transformation across the African continent, ensuring the protection of personal data through effective regulatory frameworks is crucial. Key regulations, including Nigeria’s Data Protection Regulation (NDPR) and the African Union’s Convention on Cyber Security and Personal Data Protection, have been enacted to address growing concerns about data privacy and cybersecurity.Aims: This literature review critically examines the impact of data privacy regulations on cybersecurity practices in Nigeria and across Africa, focusing on empirical studies that highlight the interplay between regulation enforcement and cybersecurity outcomes.Methodology: This review synthesizes empirical studies that explore the effectiveness of these regulations in improving cybersecurity practices in both public and private sectors.Results: Empirical research from Nigeria indicates that while the NDPR has led to some positive changes in organizational data protection strategies, challenges in enforcement, resource allocation, and awareness continue to hinder its full impact. Studies reveal that small to medium enterprises (SMEs) face difficulties in complying with the regulations due to a lack of capacity and knowledge. Similarly, research across several African countries shows a significant gap in both the implementation of data privacy laws and the cybersecurity measures required to mitigate emerging threats, such as ransomware and data breaches. Furthermore, empirical evidence highlights that varying levels of regulatory enforcement across the continent result in inconsistent cybersecurity practices, leading to vulnerabilities in the digital infrastructure. The review also explores empirical findings on the socio-economic and political barriers that affect the successful enforcement of data privacy regulations, with particular focus on limited technical expertise, political instability, and insufficient resources for regulatory bodies. Additionally, studies suggest that there is a growing need for cross-border collaboration and capacity building to bridge the regulatory gaps and improve overall cybersecurity resilience.Conclusion: Empirical evidence underscores the need for stronger regulatory frameworks and greater cooperation across African nations to enhance the protection of personal data and fortify cybersecurity practices across the region. Recommendations for future policy development are provided, based on the insights gained from existing empirical studies.
میزان تاثیر و باورپذیری کاربران لرستانی از مطالب فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
146 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی میزان تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران استان لرستان از اخبار و مطالب فضای مجازی بود.روش: در مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر، جامعه حدود3500 نفر بودند که نمونه ای به حجم 345 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که پایایی پرسشنامه برابر با82/. و ضریب همسانی کل پرسشنامه 88/. مورد استفاده قرار گرفت و برای تحلیل داده ها، روش های آماری توصیفی، آزمون های رگرسیون خطی و تحلیل عاملی به کار رفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین و انحراف معیار تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران 79/65 و 8/39 که نشان دهنده تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران فضای مجازی در سطح بالا بود. همچنین به ترتیب محتوای سیاسی با میانگین3/17 و انحراف استاندارد 97/ ، محتوای مسایل اجتماعی با میانگین و انحراف استاندارد3/11 و 96/.، محتوای علمی و اموزشی با میانگین و انحراف استاندارد3/01 و 94/.، محتوای مسایل مذهبی با میانگین و انحراف استاندارد 2/97 و 87/.، محتوای مسایل تبلیغاتی و خدماتی با میانگین و انحراف استاندارد 2/90 و 83/.، محتوای مسایل عامیانه و اطلاعات عمومی با میانگین و انحراف استاندارد 2/78 و 80/.، محتوای سوال و نظرسنجی با میانگین و انحراف استاندارد 2/46 و 73/. و محتوای تفریح و سرگرمی با میانگین و انحراف استاندارد2/19 و 70/. بیشترین تاثیرگذاری را بر ذهن و باورپذیری شرکت کنندگان داشته اند.نتیجه گیری: با توجه به پیامدهای باورپذیری ذهن کاربران، سیاست ها و برنامه ریزی ها باید با اولویت تاثیرپذیری نوع محتوا، هم خوانی داشته باشد.
شناسایی الزامات مدیریت محتوای رسانه های اجتماعی برای خانواده های ایرانی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه ارتباطات و فرهنگ دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
87 - 102
حوزههای تخصصی:
امروزه حضور رسانه ها و شبکه های اجتماعی در بین خانواده ها به نحوه ای است که خانواده شبکه ای شده، شکل گرفته است. اما با توجه به فرهنگ ایرانی اسلامی این مسئله مطرح است که خانواده ایرانی اسلامی در استفاده از رسانه های اجتماعی باید مدیریت محتوا داشته باشد. ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد شناسایی الزامات مدیریت محتوای رسانه های اجتماعی برای خانواده های ایرانی – اسلامی است. چارچوب مفهومی این پژوهش بر مبنای نظریه خانواده شبکه ای شده بری ولمن استوار است.این پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون و ابزار گردآوری اطلاعات آن مصاحبه عمیق و ابزار پردازش کدگذاری سه مرحله ای کینگ (1998) است. جامعه آماری نخبگان دانشگاهی و خبرگان فعال در حوزه رسانه اجتماعی و خانواده بوده که از بین آنها 19 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. قابلیت اعتماد و اعتبار به روش لینکولن و گوبا بررسی شده است.یافته ها نشان داد برای مدیریت محتوای رسانه های اجتماعی در خانواده ایرانی اسلامی باید به چهار مضمون اصلی، توجه به مخاطب، تولید محتوای تخصصی، آموزش و دانش تفسیر محتوا و هویت واحد پیام توجه کرد. همچنین در این مدیریت باید به ایجاد نظام رده بندی سنی تولید محتوا، تقویت والدگری دیجیتال، تقویت روحیه فرصت محور، تقویت تفکر انتقادی اعضای خانواده، توجه به تربیت رسانه ای کودک، تقویت هوش رسانه اجتماعی کودک، ترسیم وضع مطلوب خانواده شبکه ای توسط دولت، توجه به شاخصه های سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه کرد. درمجموع با پایش وضع محیطی استفاده خانواده ها از رسانه های اجتماعی و برنامه ریزی صحیح بر اساس شاخص های ایرانی اسلامی می توان مصرف محتوای اعضای خانواده ایرانی را در رسانه های اجتماعی مدیریت کرد.
فناوری مالکیت زدایی از هویت شغلی: اتنوگرافی کارگران راننده ی شرکت حمل ونقل آنلاین اسنپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
87 - 118
حوزههای تخصصی:
این مقاله گزارشی است از پژوهشی گسترده تر درباره ی وضعیت کار رانندگان اسنپ در شهر تهران. این پژوهش در ابتدا به شکل اتنوگرافی سازمانی آغاز شد، اما میدان پژوهش مسئله ی خود را به مسئله ی از پیش تعریف شده تحمیل کرد و بدین ترتیب پژوهشگر ملزم شد تغییراتی در روش شناسی خود اعمال کند. این تغییرات پژوهش را در سنت اتنوگرافی متعهدانه، متاثر از پیشنهادهای روش شناختی پیر بوردیو و همچنین ملاحظات اخلاقی نانسی شپر هیوز مستقر می کند. آنچه در این مقاله گزارش شده است، روایتی است از سلب مالکیت هویت شغلی از کارگران اسنپ. این سلب مالکیت آنچنان ریشه دار است که می توان از راننده ی اسنپ، هنگام رانندگی برای شرکت اسنپ، پرسید شغلش چیست؟ و هرگز وارد عرصه ی مهملات نشد. این ویژگی نشان از چرخشی در عرصه ی مالکیت زدایی و کالایی سازی در نظم سرمایه داری دارد: مالکیت زدایی از امر انتزاعی و کالایی سازی «کار». این پژوهش می کوشد شرحی از زبان کارگران دیجیتال درباره وضعیت کار دیجیتال در ایران ارائه کند.
الگوی مدیریت تغییر سازمان های آموزشی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت تغییر سازمانی و مکانیسم های مدیریت موثر تغییر به گونه ای که سازمان ها بتوانند با موفقیت به اهداف تغییر دست یابند، زمینه ای حیاتی برای مدیریت و سازمان است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت تغییر سازمانی در عصر تحول دیجیتال می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی است، که ازنظرهدف، توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده، توصیفی می باشد. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب در هفت مرحله: تنظیم پرسش پژوهش؛ بررسی نظاام مند متون؛ بررسی و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعات؛ تحلیل و ترکیب یافته ها؛ کنترل کیفیت و ارائه یافته ها انجام گردید. در ابتدا بر اساس معیارهای تعیین شده، 81 پژوهش انتخاب و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور ارزیابی و پالایش مفاهیم و کدهای استخراج شده از روش گروه کانونی و برای سنجش پایایی از ضریب کاپای کوهن بهره گرفته شد. براساس یافته-ها چارچوب مدیریت تغییر دربرگیرنده: محرک های تغییر)بیرونی و درونی)، پاسخ راهبردی(بازمهندسی استراتژی ها و مسیرهای خلق ارزش، شناسایی تغییرات و ظرفیت های آتی فناوری، شناسایی تهدیدها و فرصت های دیجیتال)، نیاز به تغییر(زمینه سازی توسعه بلوغ دیجیتال، ارزیابی موانع و قابلیت ها، ارزیابی شکاف ها و خلاها)، حوزه تغییر(فناوری، سیستم، استراتژی، منابع انسانی، فرهنگ، ساختار)، اجرای تغییر، توانمندسازها(حمایت از نوآوری و تحول دیجیتال، فناورمحوری، مشتری محوری، سبک رهبری، رشد و توسعه (فردی و سازمانی)و تسهیل کننده های تغییر(تأمین منایع، یادگیری سازمان، مدیریت دانش، توسعه نظام استعداد دیجیتال، انطباق پذیری دیجیتالی سازمان، ارتباطات، رهبری، مشارکت) است. براساس یافته ها مدیریت تغییر سازمانی که بر سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی تأثیر می گذارد،و به تدریج فشارهای وارده از سوی محیط برون سازمان و درون سازمانی را کاهش داده و یا از بین می-برد. تقویت یافته های این پژوهش به سازمان ها در مدیریت مؤثر و کارآمد تغییرات در همگام شدن با تحولات دیجیتال، مانایی سازمان و رقایت پذیر بودن کمک می نماید.
Trans-Jurisdictional “Publivate” Cyber Self-(Re)presentation: The Transformation of Compartmentalization in Iranian Social Life
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
25 - 45
حوزههای تخصصی:
Background: Space is a constructed concept: a cultural and ideological segmentation, and a translation of the sociopolitical structures of society. On social media platforms, the public becomes a composite of privates, where individuals’ multiple selves are (re)presented before a multiplicity of audiences within a third type of space, which we coin the “publivate” sphere. This sphere emerges from the combination and blurring of public and private spaces on social media platforms.Aims: This article aimed to shed light on issues related to cyber self-(re)presentation within this “publivate” space.Methodology: We utilized cross-level integration, synthesizing micro- and macro-level theories, and interdisciplinary integration, incorporating concepts and theories from diverse fields, including social media studies, sociology, psychology, and regulatory perspectives.Discussions: We discussed how the interplay among public, private, and “publivate” selves, along with the reciprocal influences of conformity, pluralistic ignorance, normalization, and normativity, have been transforming the traditional compartmentalization of spaces in Iranian social life. Additionally, we discussed the complications of trans-jurisdictional regulation of cyberspace and their implications for users, particularly Iranians.Conclusions: Given the dynamic nature of societies, norms, and cultures, effective governance of cyberspace and cultural practices should account for sociocultural dynamics.
ادراک از شعار محوری دولت چهاردهم در میان کاربران شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: توییتر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
49 - 85
حوزههای تخصصی:
اجتناب از «دعوا» و اختلاف، یکی از مباحث کلیدی مسعود پزشکیان در جریان تبلیغات چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. او بر این نکته تأکید داشت که مشکلات مملکت وقتی حل خواهد شد که «با هم دعوا نکنیم». با پیروزی وی، این ایده در قالب مفهوم «وفاق» تبدیل به ایده و شعار محوری دولت او شد. پس از رأی اعتماد کابینه و آغاز بکار دولت و با توئیت رئیس جمهور با کلیدواژه «وفاق»، ایده «وفاق» به مرور در میان مردم، رسانه ها، فعالان سیاسی و مدنی محل بحث قرار گرفت. اما پرسش اینجاست که در میان گروه های سیاسی، چه فهمی از ایده وفاق شکل گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش ها، داده های توئیتر فارسی، که در آن گروه های مختلف سیاسی حضور دارند، با استفاده از روش تلفیقی و با بکارگیری استراتژی های تحلیل محتوا و تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد ادراک کاربران توئیتر حول مفهوم وفاق، ادراک متکثر و تا حدی متعارض است و بسته به گرایش سیاسی هر یک از کاربران، نوع نگاه به آن متفاوت بوده است. دو تصویر اصلی راجع به مفهوم وفاق در میان کاربران توئیتر وجود دارد؛ تصویر اول، وفاق به مثابه انتصابات است. در سوی دیگر اما، بخشی از منتقدان دولت، وفاق را در تحقق خواسته های جامعه معنا کرده اند و در این میان، دو مقوله تغییر در قوانین فیلترینگ و حجاب را به عنوان نمادی از این خواسته معرفی کرده اند. بر اساس این یافته ها، دست کم در میان فعالان سیاسی و مدنی حاضر در توئیتر، وفاق به معنای «هم مسألگی» نبوده است.
ارائه الگوی داده بنیاد درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل با مخاطبان (مطالعه موردی: هنرمندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
213 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل هنرمند با مخاطب پرداخت. سؤال اصلی پژوهش این بود که تعامل بین مخاطب و هنرمند از دیدگاه هنرمندان هنرهای تجسمی تحت تأثیر چه عواملی شکل می گیرد و چه راهبردهایی برای تقویت این تعامل می توان ارائه داد. روش تحقیق از نوع نظریه زمینه ای (رویکرد سیستماتیک) بود. میدان پژوهش حاضر، شهر اصفهان و مشارکت کنندگان پژوهش، هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی بودند که تعداد 14 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای سیستماتیک (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. بر مبنای یافته های پژوهش، شرایط علی تأثیرگذار بر تعامل هنرمند با مخاطب عبارتند از: مجازی شدن، ناترازی چندلایه، مخاطب زدایی هنرمند و مرجعیت اجتماعی هنرمند. شرایط زمینه ای شامل دو مقوله سرگشتگی نهادی و بسترهای اقتصادی ویران است. تعارضات ایدئولوژیک و سیالیت مخاطب دو عامل مداخله گر در تعامل هنرمند و مخاطب هستند. راهبردهای بهبود تعامل بین هنرمند و مخاطب عبارتند از: کارآمدتر شدن نهادها، بازسازی نظام بازاریابی، دیجیتالیزه کردن هنر و بازسازی نظام اندیشه. در نهایت، پیامدهای تحقق این راهبردها شامل تقویت مرجعیت هنری، تقویت منابع سرمایه ای هنر و تقویت کیفیت هنری است. «چرخشِ دیجیتالی و سیالیتِ معنایی تعامل» مقوله مرکزی است.
به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
37 - 68
حوزههای تخصصی:
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.
راهبردهای بازیابی جایگاه مطبوعات در بین مخاطبان رسانه های جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
5 - 32
حوزههای تخصصی:
مطبوعات در تاریخ معاصر ایران همواره نقشی تعیین کننده در تحولات اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایفا کرده اند. بااین وجود، رشد رسانه های ارتباطی مجازی و محدودیت هایی که مطبوعات در سال های اخیر تجربه کرده اند، سبب شده است این نقش تعیین کننده با ریزش مخاطبان تضعیف شود. تداوم این وضعیت، با توجه به نقش بنیادی مطبوعات در جامعه ایرانی و جریان سازی آن در تاریخ معاصر، می تواند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهکارهایی برای بازیابی جایگاه مطبوعات در میان مخاطبان رسانه های جدید بود. برای نیل به این هدف، از روش نظریه زمینه ای (رویکرد کلاسیک ظهوریابنده) استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل ۲۹ نفر از متخصصان، استادان دانشگاه، کارشناسان و افرادی بودند که حداقل ۷ سال سابقه حرفه ای در این حوزه داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نتایج پژوهش بیانگر آن بود که ۵ راهکار اصلی برای بازیابی نقش مطبوعات در عصر مجازی می توان ارائه داد: بازسازی نظام تولید محتوا (تحلیلگری محتوا، همگام سازی محتوا و جذاب سازی محتوا)، بازسازی نظام مخاطب شناسی (نیازسنجی مداوم و تقویت تعامل دوسویه)، مجازی سازی ساختاری (پذیرش مجازی، شبکه سازی مجازی، روزنامه اینترنتی)، بازسازی نظام تولید و توزیع (بازسازی شبکه تولید، بازسازی شبکه توزیع، بازسازی شبکه مالی) و بازسازی نظام اعتماد (آزادی بیان، تقویت ماهیت مردمی، استقلال، تغییر قوانین). در صورت تحقق این راهکارها که درهم تنیده اند و ماهیتی سیستمی دارند، می توان انتظار داشت به مرور مخاطبان مطبوعات افزایش یابند؛ هرچند ماهیت این مخاطبان با عصر پیشامجازی متفاوت خواهد بود.
سواد رسانه ای و زورگویی مجازی به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زورگویی مجازی، از آسیب های اجتماعی فضای سایبر است که با رشد نفوذ اینترنت و رسانه های نوین، اهمیتی روزافزون یافته است. نظر به گستردگی و ناهمخوانی تعاریف مختلف از این پدیده، در پژوهش حاضر زورگویی مجازی را بر اساس مورد توافق ترین شاخص ها، عملی عامدانه، تکرارشونده و پیوسته تعریف کرده ایم که در بستر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و به منظور آزار دیگری، از سوی یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد، درحالی که قربانی قدرت، مهارت یا آمادگی لازم را برای مقابله ندارد. در این پژوهش، با استفاده از روش های کمی و با استفاده از پرسشنامه ای ترکیبی (جامعیه آماری 251 نفری)، کیفیت و کمیت زورگویی مجازی علیه زنان و نسبت آن با شاخص های سواد رسانه ای بررسی شده است. بر پایه یافته ها، زورگویی مجازی نسبت به زنان بزرگسال در ایران، خصوصاً در فضای شبکه های اجتماعی و ابزارهای پیام رسان، پدیده ای به نسبت شایع و بسیار آسیب رسان است که بیشترین آسیب آن، متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان می شود. در جامعیه آماری پژوهش، 40 درصد از زنان 18 تا 50 سالیه مورد بررسی، مواردی از تجربیه زورگویی مجازی را گزارش کرده اند. همچنین میزان زورگویی مجازی مشخصاً با سطح سواد رسانه ای جامعیه آماری نسبت عکس دارد. سطح گستردگی این پدیده در میان زنان مورد پژوهش (که کمی بیش از نرخ متوسط این پدیده در گزارش های جهانی است)، می تواند زنگ هشداری برای مسئولان این حوزه باشد؛ زیرا آنچه روشن است، آموزش های رسمی و غیررسمی سواد رسانه ای، خصوصاً از منظر آموزه های انتقادی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصلیه چشمگیری دارد.
واکاوی ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
7 - 29
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر پیامدهای خاص فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری متمرکز است. یکی از پیامدهای آن، افزایش تولید و توزیع اخبار جعلی است که فرایند آگاه سازی و اعتماد عمومی را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آسیب های فراوانی به پایه های حکمرانی و دموکراسی وارد کرده است. برای مواجهه مناسب با این مسئله، تکیه بر ابعاد جدید معرفتی روزنامه نگاری ضروری است. هدف از این تحقیق، شناخت ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال است. به همین منظور، از روش فراترکیب بر روی کلیه تحقیقات انجام شده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. در پایان، در قالب چهار مقوله "پیام"، "وسیله"، "مخاطب" و "فضا"، مؤلفه های داده به عنوان یک فرم دانش؛ بحران اخبار جعلی، دانش شبکه ای، روزنامه نگاری دیجیتال به عنوان علم چندرشته ای؛ خبرنویسی زنده، روزنامه نگاری موبایلی به عنوان یک فرم دانش؛ تجمیع خبری به عنوان یک شیوه معرفت شناختی؛ شیوه های خبری الگوریتمی، رسانه اجتماعی به عنوان یک پلتفرم خبری؛ جریان خبری شتابان، هنجارهای راستی آزمایی، مشارکت، کامنت های کاربران، اقتدار کاربر، عصر پساحقیقت و روزنامه نگاری مستقل از زمان تحت عنوان "ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال" شناسایی شدند که می توان آن ها را پیامدهای فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری به شمار آورد.
نوع شناسی متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
مطالعات پژوهشگران برای دستیابی بیشتر به اقناع، به عنوان یک شکل رایج از نفوذ اجتماعی در انسان، به طور روزافزون ادامه دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که انواع شیوه های متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی کدامند؟ حوزه پژوهش، تمامی مقاله های مرتبط با رویکرد شناختی به اقناع در تبلیغات را در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند ابسکو، امرالد، ساینس دیرکت، الزویر و پروکوئست در بر می گیرد. پس از خوشه بندی، ۷۷ مضمون کلیدی، ۵ مضمون یکپارچه کننده و ۲ مضمون کلان حاصل شد. این مضامین کلان، ابعاد ماتریس نوع شناسی را تشکیل دادند و با عنوان های "اقناع شناختی" (مشتمل بر مخاطب شناختی، پیام شناختی و شناخت احساسی) و "اقناع احساسی" (مشتمل بر مخاطب احساسی و پیام احساسی) شناسایی شدند. در انتها، چهار نوع اقناع با نام های مزدایی، ایستایی، چیستایی و پذیرا معرفی شد. نتایج ضریب قابلیت اعتماد هولستی نشان داد که قابلیت اعتماد مضامینِ مستخرج، 962/0 است. پس ازآن، شاخص ها و گونه های استخراج شده در اختیار خبرگان حوزه تبلیغات، برند، رسانه و بازاریابی قرار داده شد تا قابلیت اعتبار و اعتماد آن ارزیابی شود. به منظور ارزیابی ثبات درونی مقوله ها از آلفای کریپندورف و برای ارزیابی اجماع، از نسبت روایی محتوایی لاوشه استفاده شد. صحت و قابلیت ثبات نام گذاری ها به روش دلفی در دو مرحله تأیید شد.