فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۹٬۸۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، فضای مجازی به بستر اصلی بازنمایی و بازتعریف هویت نوجوانان بدل شده است، درحالی که نهادهای سنتی همچون خانواده و مدرسه همچنان درگیر پاسخ گویی به چالش های ناشی از این تحول اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی (Causal Layered Analysis - CLA) و رویکرد آینده پژوهی، به واکاوی سطوح گوناگون تحولات هویتی نوجوانان تهرانی در تقاطع سه نیروی کلیدی- خانواده، مدرسه و فضای مجازی- می پردازد. داده ها از طریق ۱۸ مصاحبه عمیق با نوجوانان، والدین، معلمان و مشاوران گردآوری شده و در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که در سطح لیتانی، گفتمان غالب معطوف به اضطراب والدین و روایت های هشدارآمیز درباره زوال ارزش هاست؛ در سطح ساختاری، نارسایی نظام آموزشی و ضعف سواد رسانه ای خانوادگی، نوجوانان را در معرض بحران های هویتی قرار داده است؛ در سطح گفتمانی، شکاف میان رویکردهای مراقبت محور بزرگسالان و گفتمان خودابرازی دیجیتال نوجوانان برجسته است؛ و در نهایت در سطح استعاری، نمادهایی چون «نوجوانِ کاوشگر دیجیتال»، «مدرسه به مثابه قلعه متروک» و «خانواده چون چراغی در مه»، بازتابی از ناخودآگاه فرهنگی و شکاف بین نسلی اند. این پژوهش با ترسیم سه سناریوی آینده نگر شامل «تداوم شکاف»، «تطابق حداقلی» و «بازتعریف نهادی و گفتمانی»، تأکید می کند که بازسازی روایت ها، توانمندسازی نهادهای تربیتی و بازمهندسی سیاست های فرهنگی برای ارتقاء هویت سازی نوجوانان در جهان مجازی ضروری است. یافته ها چارچوبی نظری-کاربردی برای تحلیل آینده هویت نوجوانان ایرانی ارائه می دهند و بستر مناسبی برای مداخلات آموزشی، فرهنگی و سیاست گذاری فراهم می کنند.
ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
74 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد بررسی ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین بر اساس ماهیت ارتباطی آن هاست و بر نقش اخلاق در هدایت رفتار کاربران در فضای مجازی تأکید می کند.روش شناسی پژوهش : روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع اسنادی به تحلیل پدیده ها پرداخته است. همچنین رویکرد مقاله، ترکیبی از فرهنگ شناسی و رسانه شناسی است که به بررسی نقش اخلاق در تعاملات رفتاری در بستر رسانه های نوین می پردازد.یافته ها: یافته های مقاله نشان می دهد رسانه های نوین نقش مؤثری در شکل گیری و گسترش ارزش های اخلاقی دارند و با توجه به تغییر شکل تعاملات در فضای دیجیتال، مفاهیم سنتی مانند حریم خصوصی و مسئولیت پذیری نیاز به بازتعریف دارند. چالش هایی همچون انتشار اخبار جعلی، نقض حریم خصوصی و گمنامی کاربران، ضرورت توجه به اخلاق در رسانه ها را دوچندان کرده است. مقاله تأکید می کند که اخلاق رسانه ای باید با فرهنگ و باورهای دینی هر جامعه هماهنگ باشد و برای تقویت آن، آموزش سواد رسانه ای، تدوین منشورهای اخلاقی و ارتقای تفکر انتقادی ضروری است.بحث و نتیجه گیری: نتیجه گیری مقاله بیان می کند که با توجه به گسترش تعاملات در فضای دیجیتال و چالش های اخلاقی ناشی از آن، تدوین منشور اخلاقی یکپارچه بر پایه ارزش های فرهنگی و دینی ضروری است. همچنین نقش آموزش های اخلاقی و رسانه ای در توانمندسازی کاربران برای تصمیم گیری درست و مسئولانه در فضای مجازی حیاتی است. تقویت اخلاق در رسانه ها مستلزم همکاری میان نهادهای آموزشی، رسانه ای و فناوری برای ایجاد فضای دیجیتال سالم، امن و فرهنگی است.
پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه طراحی و اجرا شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش کمی انجام شده است. تکنیک این پژوهش پیمایش و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه (دو پرسشنامه هوش اجتماعی و مصرف رسانه ای) است. جامعه آماری شامل تمامی جوانانی است که در شهر لنگرود به صورت حرفه ای ورزش می کنند. نمونه آماری بر اساس مراجعه به جدول مورگان، 384 نفر انتخاب شد و پرسشنامه ها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، در میان نمونه مورد نظر توزیع و پس از تکمیل، جمع آوری شد. از بین پرسشنامه ها، 372 پرسشنامه، قابل بررسی بود.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش اجتماعی بر اساس معادلات خطی به دست آمده، بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر مطالعه کتاب، تماشای تلویزیون داخلی و تئاتر رفتن، بر هوش اجتماعی مثبت بوده؛ اما اثر مطالعه هفتگی روزنامه، گوش دادن به رادیو و سینما رفتن بر هوش اجتماعی «منفی» است. تحلیل این یافته ازآن جهت اهمیت دارد که مطالعه کتاب و تئاتر رفتن همواره از مصداق های فرهنگی رشد فکری بوده و هوش اجتماعی جوانان ورزشکار مورد مطالعه در پژوهش حاضر، بر مبنای این نوع استفاده از رسانه، تأثیرات مثبتی می پذیرد. نتایج همچنین نشان داد که بُعد پردازش اطلاعات اجتماعی از هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر تئاتر رفتن در ماه، صرف زمان در اینترنت و فضای مجازی در شبانه روز بر بعد پردازش ِ هوش اجتماعی «مثبت» است، اما اثر میزان تماشای ماهواره در هفته بر پردازش اطلاعات اجتماعی «منفی» است. از سوی دیگر تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو نیز بر بعد آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی، اثر منفی داشته است. نتایج نشان داد که بُعد مهار ت های اجتماعی از هوش اجتماعی نیز بر مبنای استفاده از رسانه ها قابل پیش بینی بوده، و اثر تماشای ماهواره در طول هفته، مطالعه نشریه در هفته، میزان گوش دادن به موسیقی در شبانه روز، میزان گوش دادن به رادیو، سینما رفتن، بر بعد مهارت های اجتماعی مثبت بوده، اما وقت گذرانی در فضای مجازی در شبانه روز، بر مهارت های اجتماعی «منفی»می باشد.نتایج: نتایج نشان داد که وضعیت کلی هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده و نقطه تلاقی استفاده از رسانه ها و هوش اجتماعی، برقراری ارتباط توسط افراد است. از سوی دیگر طبق نتایج رابطه منفی میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هوش اجتماعی به دست آمده که می تواند برگرفته از اثرات مربوط به نوع و میزان استفاده از این شبکه ها باشد. با توجه به نتایج پژوهش در زمینه اثرات منفی وقت گذرانی در فضای مجازی بر هوش اجتماعی، باید برای ارتقاء هوش اجتماعی با تقویت مهارت شنونده فعال بودن، همدلی با دیگران، تقویت مهارت های کار گروهی، ارتقاء مهارت های ارتباطی به ویژه مهارت های ارتباط غیرکلامی در دنیای حقیقی، در نظام آموزش عالی و همچنین از طریق رادیو، تلویزیون و بستر فضای مجازی تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
57 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با تأکید بر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و حقوقی می پردازد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، خوشه ای چندمرحله ای است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۱ نفر و در بخش کمی شامل ۳۸۴ نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای سنجش تأثیر هریک از عوامل از آزمون تی تک نمونه ای و برای تحلیل روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج نشان داد که میان عوامل ارتباطی خودسانسوری شهروندان تهرانی شامل مؤلفه های ارتباطات تعاملی (ارتباطات بین فردی، گروهی و جمعی) و قدرت پیوند (جامعه آشنا و ناآشنا، تعامل با افراد مبتلا به افسردگی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی و صمیمت) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری برقرار است. همچنین، میان عوامل فرهنگی خودسانسوری با مؤلفه هایی چون فرهنگ معنوی و اخلاق استعلایی (دین، مذهب، آداب ورسوم و آموزش) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری مشاهده شد. به علاوه، میان عوامل حقوقی خودسانسوری با مؤلفه های امنیت فردی، نظام اجتماعی و وجدان (امنیت حقوقی، جانی و اقتصادی) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری یافت شد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای بهره برداری مراکز ذی ربط ارائه شد.
AI Embassies: A New Frontier in Cyber Domain
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
203 - 227
حوزههای تخصصی:
Background: The world is rapidly becoming more intelligent, and AI is penetrating many fields, including international affairs. Based on this, we will soon witness the emergence of a new generation of embassies, namely AI embassies.Aims: This article answers the main question: "What are the prerequisites and requirements for using AI in embassies?"Methodology: This research, conducted using a qualitative approach and socio-technical theory, examines changes around embassies and operational experiences in this area and concludes that ambassadors need to align with modern developments to succeed in their diplomatic missions.Findings: The research findings indicate that a comprehensive and accurate understanding of the developments in the host country and benefiting from AI suggestions for developing relations with the government and people of the host country are among the advantages of AI embassies. Security issues and the need for skilled human resources are some of the challenges of AI embassies. Finally, the main achievement of this article is to provide an operational framework for the responsible use of AI in embassies.Conclusion: Designing and implementing an artificial intelligence strategy, ensuring data quality and security, empowering embassy staff, and continuous monitoring and evaluation are the most critical components of this proposed framework.
Communicating Sustainable Creativity: A Visual Content Analysis on Instagram
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
355 - 367
حوزههای تخصصی:
Background: As companies are increasingly committed to sustainability practices in all their activities, they also have the increasing opportunity to communicate it to strengthen the brand through various means. One of them is undoubtedly represented by social media.Aims: This paper examines the communication of fashion sustainability through social media, and in particular its visual dimension, by undertaking a content analysis of over 600 Instagram photos of two Tunisian brands that are visibly exposed on the sustainability front.Methodology: Statistical analysis of this communication based on image, caption and hashtag is used to provide interesting insights into the elements that underlie effective online sustainability communication and, more specifically, on visual social media. Three theories are used to explain this topic namely Speech Act Theory, Color Theory, and Technology for Environmental Action Model (TPAM). Nine themes related to sustainability and fashion were extracted from the images of two sustainable brands “Shab Kids”, “Triiiza” and “Tommy Hilfiger” accompanied by their captions and hashtags.Finding: Our findings contribute significantly to understanding the elements used in visual communication of sustainable fashion brands on social media. For brand-generated content, we selected two eco-responsible Tunisian brands elected by “ileycom” (online marketplace) that declare themselves sustainable and are known in the fashion industry and among consumers for their orientation towards sustainable practices. Sustainable brands engage consumers in a conversation about sustainability, which can strengthen brand identity and create an emotional connection with the audience.Conclusion: It is essential for brands to communicate sustainability while taking full advantage of social media platforms like Instagram. Our study analyzed various communication elements on Instagram such as single image, multiple images, hashtags, and captions.
بازشناخت اصول و فنون مذاکره با تأکید بر معنویت در الگوی مذاکره جعفر بن ابی طالب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذاکره و گفتگو، به عنوان یک راهبرد سیاسی و فرهنگی از نظر اهداف و مطامع خود، در طول تاریخ تحول یافته و تغییر کرده است. در آغاز اسلام، نشر دعوت دینی، انعقاد صلح، دفاع از اسلام و توسعه تعالیم دینی عمدتا از طریق مذاکره دنبال می شد؛ از نمونه های موفق آن، مذاکره نخستین مبلغ بین الملل اسلام، جناب جعفر طیار با نجاشی پادشاه حبشه است که توانست با تکیه بر توانایی های فردی و برجسته سازی معنویت، به پیروزی دست یافته و باعث سربلندی اسلام و عزت و امنیت نومسلمانان مهاجر گردد. این تحقیق با هدف بازشناخت نسبتاً جامعی از روش ها و ابزارهای استفاده شده توسط جناب جعفر طیار در مذاکرات و تأثیر معنویت بر کیفیت و نتایج مذاکرات می پردازد؛ تدوین استراتژی و برنامه ریزی، مدیریت شروع مذاکره، تمرکز بر وجوه مشترک، شنوندگی فعالانه، برقراری ارتباط، رعایت اصول اخلاقی، تسلط بر احساسات و عواطف، آگاهی از اهداف مذاکره، تأثیرگذاری و متقاعدسازی و... از جمله این روش هاست. نتایج این تحقیق که با روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفت، نشان داد که آن جوانب و اصولی که در عصر کنونی به صورت مدون و علمی وجود دارد، در الگوی مذاکره جناب جعفر به وضوح مشهود است. موفقیت های به دست آمده توسط ایشان مؤید این امر است که اصول و فنون عام و متداول مذاکره اگر با محوریت توحید، زیربنای حرکت معنوی انسان قرار گیرد، می تواند تأثیر قابل توجهی در نتایج مذاکرات و ارتقای کیفیت روابط انسانی و سازمانی به همراه داشته باشد. انتظار می رود این تحقیق بتواند به کیفیت مهارت های مذاکره ای و بهره وری بیشتر در ارتباطات شخصی و حرفه ای کمک رساند.
هویت جویی نوجوانان ایرانی هوادار گروه های پاپ کره ای به مثابه ارتباطات آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
419 - 454
حوزههای تخصصی:
در حدود یک دهه گذشته، هواداری از گروه های موسیقی پاپ کره ای (کی پاپ) در میان بسیاری از نوجوانان و جوانان ایرانی، گسترش یافته است. پژوهش پیش رو با هدف مطالعه بخشی از آثار هواداری نوجوانان ایرانی از موسیقی پاپ کره ای انجام شده است. سوال تحقیق این است که هواداری از موسیقی پاپ کره ای، در چه قالب هویتی بروز می یابد؟ در رویکرد نظری پژوهش، ضمن اشاره به دلالت های دینی برخی مفاهیم در حوزه هواداری، به دیدگاه های نظریه پردازان هویت و ارتباطات آیینی پرداخته شده است. برای گردآوری داده ها، ضمن مشاهده مشارکتی صفحات هواداری پاپ کره ای نوجوانان ایرانی در شبکه های اجتماعی با 18 هوادار نوجوان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. داده های مصاحبه با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شده و در نهایت، 1 مضمون فراگیر و 6 مضمون سازمان دهنده استخراج شده است. نتایج نشان می دهند که هوادارای از پاپ کره ای موجد آثار عمیقی بر شیوه معنابخشی و فهم جهان پیرامون در اذهان نوجوان ایرانی شده است. باورمندی به ستاره های کره ای علاوه بر اثرگذاری بر شیوه های درک و معنا کردن جهان فردی و اجتماعی، نوجوان ایرانی را به سمت ادغام در اشکال زبانی جهانی هواداری پاپ کره ای و گرایش به آیین ها و هنجارهایی شبه دینی هدایت می کند. آیینهای هوادارای در تقویم زمانی مشخص و با اتحاد هواداران گروه های موسیقی مشخص در اشکال گوناگون مجازی و غیرمجازی انجام می گردد. به نظر می رسد تحسین ویژگی های شخصیتی و هنری ستاره های کره ای و تعلق افراطی به آنها به تدریج موجب بتسازی از شخصیت آنها می-شود.
پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین و واکاوی پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل SWOT انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از کارشناسان حوزه تبلیغات و رسانه های اجتماعی جمع آوری و با استفاده از ماتریس IFE و EFE و مدل TOWS برای تدوین استراتژی های عملی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت تبلیغات شامل استفاده هوشمندانه از اینفلوئنسرها، ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان برای رهگیری رفتار آنان و رعایت اصول امنیت اطلاعات است. همچنین، با استناد به مدل مفهومی ترکیبی نظریه اقناع، مدل 4C، تحلیل SWOT و TOWS، یافته ها نشان داد که تهدیداتی نظیر فیلترینگ و نگرانی های امنیتی نیازمند تدوین استراتژی های محافظه کارانه هستند. معیارهای مهمی که می توانند به تبیین الگوی راهبردی تبلیغات تجاری کمک کنند شامل ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان به منظور رهگیری رفتار مشتری در رسانه های اجتماعی (شناسایی مخاطبان تکراری)، امنیت اطلاعات مخاطبان و کسب اعتماد آنان و همچنین افزایش نرخ تعامل کاربران با مدیران کسب وکار در رسانه های اجتماعی است. تولید محتوای اقناعی و متناسب با نیازهای مخاطبان، نقش مهمی در افزایش تعامل و اثربخشی تبلیغات دارد. مدل 4C به شناسایی عناصر کلیدی محتوا، بستر، ارتباط و جامعه کمک کرد. تحلیل SWOT و TOWS استراتژی محافظه کارانه WO با تأکید بر بهره گیری هوشمندانه از اینفلوئنسرها و تولید محتوای هدفمند را پیشنهاد داد. درنهایت مدل پیشنهادی به مدیران تبلیغاتی کمک می کند تا استراتژی های مؤثرتری برای تعامل با مخاطبان و ارتقای بازدهی تبلیغات خود تدوین کنند.
بررسی سطوح هشتگانه روایی برانیگان در کیفیت ادراک روایت مطالعه موردی رمان وقت سایه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
289 - 316
حوزههای تخصصی:
شناخت شگردهای روایی در داستان یکی از اولویت های اصلی پژوهش های ساختارگرایی در دهه های اخیر است. از نظر روایت شناسان با سطح بندی عناصر روایت می توان شیوه ها، شگردها، جهان اثر، جهان داستانی روایتگر و کیفیت ادراک را در اثری خاص بررسی کرد. ادوارد برانیگان هشت سطح از سطوح روایی را برای انتقال و ادراک روایت های مدرن لازم می داند. این سطوح موجب ورود خواننده به متن ادبی و درک و دریافت آن می شوند. در این پژوهش ابتدا به روشی توصیفی تحلیلی به معرفی سطوح هشتگانه برانیگان پرداختیم. سپس بازتاب این سطوح را در رمان پست مدرن «وقت سایه ها» نوشته محمود فلکی بررسی کرده ایم. نتایج نشان می دهد راوی با ویران سازی و بازنمایی تجربه ها از طریق رویدادهای درون ذهنی، شخصیت های خود را که از خلال خاطره بازگو می شود با تحولات انضمامی و برون ذهنی(اجتماعی) همراه می سازد. سپس با سطح بندی و ارائه لایه لایه اطلاعات زمینه را برای حضور مخاطب در روایت و رویدادهای آن فراهم می کند. نویسنده از طریق شکستن تسلسل زمانی و درهم تنیدگی آنها تفاوت ها و شباهت رویدادها و شخصیت های داستان را برجسته می سازد.
بررسی رابطه پایگاه اجتماعی- اقتصادی با درک از معنای زندگی در میان دانش آموزان دختر شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
157 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل محتوای انشای دانش آموزان بر اساس مؤلفه ی معنای زندگی و بررسی رابطه ی آن با وضعیت اجتماعی - اقتصادی آنان می باشد. مطالعه ی حاضر طبقات و مؤلفه های معنای زندگی را از منظر دانش آموزان 13 تا 14 ساله موردبررسی قرار داده است. جامعه ی آماری این پژوهش، 8700 نفر بودند. نمونه ی این پژوهش، 125 نفر از دانش آموزان دختر پایه ی هفتم مشهد بودند که دارای سه پایگاه اجتماعی – اقتصادی ضعیف، متوسط و بالا بودند. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوا استفاده شد و برای پی بردن به نگرش دانش -آموزان در خصوص معنای زندگی، به تحلیل محتوای انشا دانش آموزان، پرداخته شد. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان داد که از میان مؤلفه های معنای زندگی، به ترتیب «روابط» (71%)، «باور» (48%) و «لذت» (46%) مؤلفه هایی بودند که با بیشترین فراوانی از سوی مشارکت کنندگان گزارش شدند. همچنین، مؤلفه ی «رشد» (22%)، مؤلفه ی «خدمت» (12%)، مؤلفه ی «سلامتی» (8%) و مؤلفه ی «مدرسه» (7%) را به خود اختصاص دادند. همچنین بین جایگاه اجتماعی – اقتصادی افراد و مؤلفه ی معنای زندگی آنان رابطه ی معناداری یافت شد؛ افرادی که دارای جایگاه اجتماعی – اقتصادی بالا بودند به مؤلفه های «روابط»، «رشد» و «مدرسه» اشاره ی زیادی کرده بودند. افرادی که جایگاه اجتماعی – اقتصادی متوسط بودند به مؤلفه های «لذت» و «سلامتی» اشاره داشتند و درنهایت، افرادی که دارای جایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین بودند به مؤلفه های «باور» و «خدمت» اشاره ی زیادی داشتند.
تئاتر به مثابه ابزار ارتباطی در خدمت آموزش بهداشت و سلامت؛ بررسی دیدگاه صاحب نظران حوزه ارتباطات و تئاتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
221 - 247
حوزههای تخصصی:
هدف: تئاتر به مثابه یک «ابزار ارتباطی» به دلیل ماهیت آن، نقش موثری در انتقال معنا و مفاهیم دارد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت وجوه نظری و عملی تئاتر آموزشی و امکان سنجی آن برای آموزش بهداشت و سلامت به مثابه یک رسانه است.روش پژوهش: برای نیل به این هدف، محققان از روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون استفاده کرده اند. جهت رسیدن به پاسخ پرسش های پژوهش با 12 نفر از متخصصان و صاحب نظران عرصه ارتباطات سلامت و تئاتر آموزشی مصاحبه های نیمه عمیق انجام شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که با «اصلاح سیستم آموزشی و آموزش و پرورش»، در نظر گرفتن «تئاتر به مثابه رسانه آموزشی در توسعه» و «توانمندسازی و توسعه شناخت و آگاهی افراد جامعه» می توان آن را در راستای اهداف توسعه بخشی دولت ها در نظر گرفت. همچنین تئاتر می تواند با «کمک و جراحی بحران های مختلف از طریق انتقال تجربه»، «ترغیب مخاطب به مشارکت در حل بحران»، «فرهنگ سازی و پیشگیری از بحران» و «ابزار نقد در بحران ها» به کار گرفته شود.نتایج: در بحران کرونا نیز تئاتر می تواند با «آموزش پیام های بهداشت و سلامت در ناخودآگاه مخاطبان»، «آموزش خودمراقبتی و پیشگیری از بیماری ها در میان کودکان و نوجوانان» و «ابزار آموزشی برای رفتارهای ماندگار بهداشتی و سلامت» تسهیل کننده باشد. بر مبنای پژوهش اگر تئاتر را به مثابه یک رسانه در نظر بگیریم، «ارتباطات بهداشتی» مقوله ای است که باید مدنظر مسئولان و دست اندرکاران حوزه بهداشت و سلامت قرار بگیرد. آﻣﻮزش ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺳﻄﺢ دانش و ﻣﻬﺎرت های افراد ﺑﺎیﺪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ کﻤک کﻨﺪ ﺗﺎ در ﻣﻮرد ﺳﻼﻣﺖ ﺧﻮد، ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﺎﻣﻌﻪای کﻪ در آن زندگی می کنند، قادر به تصمیم گیری شوند.
گونه شناسی «خشونت علیه زنان» در روزنامه های ایران: مطالعه موردی روزنامه آنلاین اعتماد
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 154
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان یکی از آسیب های اجتماعی به شمار می رود و تهدیدهای بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد. پدیده خشونت علیه زنان، معضلی است که نه تنها در ایران بلکه در جهان به اشکال مختلف شاهدش هستیم، برای مقابله با آن تلاش های بسیاری شده است. از آنجا که رسانه ها نقش مهمی در آگاه سازی و مقابله با این پدیده دارند و با توجه به در نظر گرفتن ارزش های خبری، این موضوع باید جایگاه مهمی در مطبوعات داشته باشد چرا که حداقل دارای سه ارزش خبری «فراوانی، دربرگیری و برخورد» است؛ در نتیجه این موضوع باید یکی از موضوعات مهم جراید باشد. این مقاله بر گونه شناسی انواع خشونت علیه زنان در روزنامه های ایران با مطالعه موردی، روی روزنامه آنلاین اعتماد متمرکز است. دور از نظر نیست که با توجه به کاهش تیراژ روزنامه های چاپی و پر مخاطب بودن فضای مجازی، اغلب مخاطبان به نسخه آنلاین آن ها مراجعه می کنند. محتوای تمامی صفحات شماره های 6 ماهه نخست سال 1402 بررسی شده تا مشخص شود آیا این روزنامه به انواع و گونه های مختلف خشونت علیه زنان (حاد و غیرحاد) توجه داشته و آیا در پوشش اخبار و تولید محتوایش در این زمینه برای این معضل راه کار و تحلیل ارائه داده یا خیر. طی این پژوهش مشخص شد که روزنامه آنلاین اعتماد در این بازه زمانی 136 شماره منتشر کرده که در بیش از نیمی از آن درباره پدیده خشونت علیه زنان مطلب داشته که در اکثر صفحات روزنامه از جمله حادثه، جامعه، ورزش، هنر و ادبیات و سیاست منتشر شده اند. در این پژوهش به طور جداگانه نشان دادیم که در هر ماه بیشترین و کمترین میزان توجه روزنامه مورد مطالعه به کدام نوع خشونت علیه زنان، معطوف بوده و آیا محتوای آن تحلیلی تولید شده یا صرفا پوشش خبر.
وضعیت نظم ملی جمهوری اسلامی ایران در دهه اخیر(با تاکید بر نقش و کارکرد شبکه های مجازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
121 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: ورود هم زمان شبکه های اجتماعی به عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران با بروز برخی از بی نظمی ها و اعتراضات به وضوح نشان دهنده این واقعیت است که این پلتفرم ها می توانند به عنوان عاملی چالش برانگیز در نظم و ثبات اجتماعی عمل کنند. این تغییرات در الگوهای ارتباطی و اجتماعی، ظرفیت شبکه های اجتماعی را برای تحریک و تسهیل اعتراضات و بی نظمی ها افزایش می دهد؛ بنابراین، نقش این پلتفرم ها در شکل دهی به فضایی که در آن نظم اجتماعی به چالش کشیده می شود، موردتوجه جدی قرار می گیرد و می تواند پیامدهای عمیقی بر ساختار حکمرانی و تعاملات سیاسی در ایران داشته باشد. در این تحقیق تلاش شد به این سؤال پاسخ داده شود که «چه رابطه میان شبکه های اجتماعی و نظم ملی در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؟».روش: برای جمع آوری داده ها علاوه بر منابع اسنادی، اینترنتی و کتابخانه ای، از مصاحبه ی نیمه ساختمند با نخبگان استفاده شد. در ادامه داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون و رویکرد تفسیری تحلیلی موردبررسی قرار گرفتند.یافته ها: رسانه ها با درنوردیدن مرزهای ملی، بستر جدید رقابت میان کشورهای مختلف دنیا را فراهم کرده اند؛ ازاین رو به عنوان مؤلفه ای اثرگذار ساخت و نظم سیاسی اجتماعی کشورهای مختلف ازجمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده اند.نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی با ویژگی ها و کارکردهایشان ابزار تشدید، گسترش و تداوم زمانی محتوای نظام مند و بی نظمی هستند. با توجه به تقابل تمدنی و ارزشی الگوی حکمرانی انقلاب اسلامی ایران و نظام سلطه مدرنیسم غربی، این شبکه ها می توانند به مثابه چاقوی دولبه نظم جمهوری اسلامی ایران را به صورت مثبت و منفی تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود قرار دهند.
ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
11 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
مرور فراتحلیلی تعامل کاربران با محیط واقعیت مجازی و ارتباط آن با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
317 - 359
حوزههای تخصصی:
فناوری واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوین به کاربران اجازه می دهد محیطی شبیه سازی شده ای که شبیه به یک محیط واقعی است را تجربه کنند. این سیستم ها انواع مختلفی از تعامل با کاربران را شامل می شوند؛ بنابراین می توان با بررسی نمونه های مرتبط، اصول و راهکار های تولید یک محیط مجازی تعاملی را خصوصاً در حوزه معماری شناسایی نمود. اهمیت ایجاد تعامل بین کاربر و محیط شبیه سازی شده در این حوزه در درک بهتر کاربران از محیط و توجه به مسئله موردمطالعه تأثیرگذار است که درنتیجه آن می توان به یافته های دقیق تر و نتایج معتبر تر اشاره کرد. این پژوهش به روش فراتحلیل انجام شده و جمع آوری مطالب از طریق کتابخانه ای صورت گرفته است. روند انجام این پژوهش در ابتدا با مشخص شدن حوزه کلی این پژوهش که «تعامل کاربر در محیط واقعیت مجازی» می باشد، آغاز و با بررسی کلیدواژه های مرتبط، مقالات در راستای این موضوع جمع آوری شدند و سپس پس از گزینش نهایی تعداد 39 مقاله موردبررسی قرار گرفت. درنهایت می توان بیان داشت که فناوری واقعیت مجازی در زمینه های گوناگونی همانند: صنعت ساختمان، پزشکی، آموزش، نگهداری و سایر زمینه ها کاربرد های متنوعی دارد. در مورد ارتباط این فناوری با حوزه معماری به عنوان دغدغه اصلی این پژوهش نیز مشخص شد که این فناوری به واسطه قابلیت های محیط مجازی شبیه سازی شده، باعث افزایش همکاری و تعامل بین اعضای گروه های طراحی، مهندسین و مخاطبین می شود و این ارتباط به واسطه شناخت از 4 مؤلفه: 1- کاربران، 2- دستگاه ها، 3- فعالیت کاربران و 4- روش ارزیابی، به عنوان عوامل مؤثر در ایجاد یک محیط تعاملی مؤثر در فناوری واقعیت مجازی حاصل می شود.
تعارضات ساختاری در سپهر کتابخانه ای و جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
393 - 429
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیف و تحلیل تعارضات ساختاری در سپهر کتابخانه ای و جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی ایران است. مفروضه ما این است که کتابخانه های عمومی به دلایل جامعه شناختی در فرایند پیشبرد ترویج علم با موانعی متکثر رویاروی هستند. ادعای نظری این مقاله آن است که تعارضات ساختاری در سپهر کتابخانه ای ایران، جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی را با چالش جدی مواجه ساخته اند. در این پژوهش نخست اسناد فرادستی در رابطه با جایگاه کتابخانه های عمومی در ترویج علم بررسی شد تا روشن شود عمومی سازی علم چه جایگاهی در سپهر کتابخانه ای ایران دارد؟ پس از ردیابی این هدف، پرسش مهم تری در رابطه به موانع اصلی ترویج علم در نهاد کتابخانه های عمومی مطرح شد. بنا بر یافته های این پژوهش، موانع و مسائلی ساختاری نظیر «عدم وجود استراتژی بنیادین برای حل مشکلات و تعارضات ساختاری، عدم اتخاذ رویکرد مناسب برای پیاده سازی گفتمان ترویج علم در رسانه ملی، نقض عدالت توزیعی در خدمات کتابخانه ای و جایگاه حاشیه ای کتابخانه-های عمومی» جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی ایران را دچار چالش جدی کرده اند.
بررسی تأثیر شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی و برندسازی شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
199 - 228
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی با نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی انجام شده است. روش تحقیق، کمی پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی است. گردآوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی و با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۳۹۲ نفر از فعالان حوزه برندسازی شخصی در شبکه اجتماعی اینستاگرام است که به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه آماری SPSS استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین متغیر شبکه اجتماعی اینستاگرام با شایستگی های فردی، برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 895/0، 647/0 و 250/0 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شایستگی های فردی با ضریب مسیر 326/0 و 215/0 به ترتیب با متغیرهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی، و برندسازی شخصی نیز با ضریب مسیر 525/0 با موفقیت شغلی تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی بین شبکه اجتماعی اینستاگرام و موفقیت شغلی مورد تأیید است. یافته ها در بخش مطالعات نظری و کتابخانه ای و برآیندی از روش میدانی تحقیق نیز نشان داد بهره گیری از فناوری نوینی نظیر هوش مصنوعی با قابلیت بهینه سازی برندها، کمک به هویت بصری لوگوها، ایجاد محتواهای جذاب، انگیزشی و تأثیرگذار، و شناسایی و تحلیل رفتار مخاطب، مصرف کنندگان و مشتریان می تواند تأثیر قابل توجهی بر روند موفقیت شغلی و برندسازی شخصی بر بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشد.
درنگی بر فرصت های تحلیل داده در اخبار صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
31 - 53
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری داده محور، فرایند استفاده از داده ها برای تولید، روایت و انتشار فرآورده های خبری است که در دهه اخیر موردتوجه و اقبال سازمان های خبری پیشرو و برجسته قرار گرفته است. این پژوهش با هدف آگاهی بخشی از فرصت های روزنامه نگاری داده محور و ایجاد انگیزه برای کاربرد مؤثر آن در اخبار صداوسیما، به شناسایی این فرصت ها می پردازد. داده های این پژوهش از راه مصاحبه با کارشناسان و خبرگان جمع آوری و با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده است. از تحلیل متون مصاحبه ها، ۱۱۱ مضمون پایه استخراج شد. با یکپارچه سازی این مضامین، ۳۲ مضمون سازمان دهنده و در نهایت ۴ مضمون فراگیر شکل گرفت که فرصت های روزنامه نگاری داده محور در اخبار صداوسیما را تشکیل می دهند: "ایجاد تمایز، برجستگی و کسب اعتبار و مرجعیت رسانه ای"، "قابلیت روزنامه نگاری داده محور برای اولویت گذاری و برجسته سازی اخبار"، "تولید فرآورده های خبری نو، چندرسانه ای و تعاملی" و "افزایش مخاطب و فراهم کردن زیست بوم درآمدزایی نو، احیای حوزه عمومی و اثرگذاری و نفوذ بر حکمرانی". همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که این فرصت ها را می توان با نظریه های برجسته سازی، حوزه عمومی و اشاعه (پذیرش) نوآوری تبیین و تفسیر کرد.
Cyber Governance in Morocco: Between the Consolidation of Interne Status and the Enhancement of Global Positioning
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
251 - 272
حوزههای تخصصی:
Background: The conceptualization of Moroccan cyberspace is intrinsically linked to the country's international and regional dynamics, in particular those of its African and Mediterranean neighborhood.Methodology: we have mobilized quantitative techniques and potential comparative analysis to address our crucial research questions around the strengths and weaknesses within Morocco's national cyber strategy by analyzing and comparing them with other international experiences, and finally recommending best practices to maintain the regional leadership position.Discussion: Although Morocco has acquired considerable expertise in comparison with this environment, regarding proven mechanisms of cyber stability, and the institutionalization and organization of national cyber security. However, one of the main obstacles lies in the centralization of these practices by the State, as well as in the sectorial and selective approach chosen by Moroccan policymakers to secure the national cyber space. This strategy, contrary to the country's principles of openness, was developed on the basis of the arguments, based on the priorities and strategic challenges specific to each sector.Aims: We open up our local experience to comparison with other known global experiences in the field of national cybersecurity, to decipher the strengths and weaknesses of national digital strategies and to fill the gaps causing the weakening of our replicating processes.Conclusion: The question is whether a simple reform of the central state's public policies on national cybersecurity is effective or, on the contrary, the situation requires a drastic and broader intervention, materialized by major investments and structural reforms in entire development strategies.