فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
393 - 429
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیف و تحلیل تعارضات ساختاری در سپهر کتابخانه ای و جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی ایران است. مفروضه ما این است که کتابخانه های عمومی به دلایل جامعه شناختی در فرایند پیشبرد ترویج علم با موانعی متکثر رویاروی هستند. ادعای نظری این مقاله آن است که تعارضات ساختاری در سپهر کتابخانه ای ایران، جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی را با چالش جدی مواجه ساخته اند. در این پژوهش نخست اسناد فرادستی در رابطه با جایگاه کتابخانه های عمومی در ترویج علم بررسی شد تا روشن شود عمومی سازی علم چه جایگاهی در سپهر کتابخانه ای ایران دارد؟ پس از ردیابی این هدف، پرسش مهم تری در رابطه به موانع اصلی ترویج علم در نهاد کتابخانه های عمومی مطرح شد. بنا بر یافته های این پژوهش، موانع و مسائلی ساختاری نظیر «عدم وجود استراتژی بنیادین برای حل مشکلات و تعارضات ساختاری، عدم اتخاذ رویکرد مناسب برای پیاده سازی گفتمان ترویج علم در رسانه ملی، نقض عدالت توزیعی در خدمات کتابخانه ای و جایگاه حاشیه ای کتابخانه-های عمومی» جایگاه ترویج علم در کتابخانه های عمومی ایران را دچار چالش جدی کرده اند.
وضعیت نظم ملی جمهوری اسلامی ایران در دهه اخیر(با تاکید بر نقش و کارکرد شبکه های مجازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
121 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: ورود هم زمان شبکه های اجتماعی به عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران با بروز برخی از بی نظمی ها و اعتراضات به وضوح نشان دهنده این واقعیت است که این پلتفرم ها می توانند به عنوان عاملی چالش برانگیز در نظم و ثبات اجتماعی عمل کنند. این تغییرات در الگوهای ارتباطی و اجتماعی، ظرفیت شبکه های اجتماعی را برای تحریک و تسهیل اعتراضات و بی نظمی ها افزایش می دهد؛ بنابراین، نقش این پلتفرم ها در شکل دهی به فضایی که در آن نظم اجتماعی به چالش کشیده می شود، موردتوجه جدی قرار می گیرد و می تواند پیامدهای عمیقی بر ساختار حکمرانی و تعاملات سیاسی در ایران داشته باشد. در این تحقیق تلاش شد به این سؤال پاسخ داده شود که «چه رابطه میان شبکه های اجتماعی و نظم ملی در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؟».روش: برای جمع آوری داده ها علاوه بر منابع اسنادی، اینترنتی و کتابخانه ای، از مصاحبه ی نیمه ساختمند با نخبگان استفاده شد. در ادامه داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون و رویکرد تفسیری تحلیلی موردبررسی قرار گرفتند.یافته ها: رسانه ها با درنوردیدن مرزهای ملی، بستر جدید رقابت میان کشورهای مختلف دنیا را فراهم کرده اند؛ ازاین رو به عنوان مؤلفه ای اثرگذار ساخت و نظم سیاسی اجتماعی کشورهای مختلف ازجمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده اند.نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی با ویژگی ها و کارکردهایشان ابزار تشدید، گسترش و تداوم زمانی محتوای نظام مند و بی نظمی هستند. با توجه به تقابل تمدنی و ارزشی الگوی حکمرانی انقلاب اسلامی ایران و نظام سلطه مدرنیسم غربی، این شبکه ها می توانند به مثابه چاقوی دولبه نظم جمهوری اسلامی ایران را به صورت مثبت و منفی تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود قرار دهند.
پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین و واکاوی پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل SWOT انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از کارشناسان حوزه تبلیغات و رسانه های اجتماعی جمع آوری و با استفاده از ماتریس IFE و EFE و مدل TOWS برای تدوین استراتژی های عملی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت تبلیغات شامل استفاده هوشمندانه از اینفلوئنسرها، ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان برای رهگیری رفتار آنان و رعایت اصول امنیت اطلاعات است. همچنین، با استناد به مدل مفهومی ترکیبی نظریه اقناع، مدل 4C، تحلیل SWOT و TOWS، یافته ها نشان داد که تهدیداتی نظیر فیلترینگ و نگرانی های امنیتی نیازمند تدوین استراتژی های محافظه کارانه هستند. معیارهای مهمی که می توانند به تبیین الگوی راهبردی تبلیغات تجاری کمک کنند شامل ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان به منظور رهگیری رفتار مشتری در رسانه های اجتماعی (شناسایی مخاطبان تکراری)، امنیت اطلاعات مخاطبان و کسب اعتماد آنان و همچنین افزایش نرخ تعامل کاربران با مدیران کسب وکار در رسانه های اجتماعی است. تولید محتوای اقناعی و متناسب با نیازهای مخاطبان، نقش مهمی در افزایش تعامل و اثربخشی تبلیغات دارد. مدل 4C به شناسایی عناصر کلیدی محتوا، بستر، ارتباط و جامعه کمک کرد. تحلیل SWOT و TOWS استراتژی محافظه کارانه WO با تأکید بر بهره گیری هوشمندانه از اینفلوئنسرها و تولید محتوای هدفمند را پیشنهاد داد. درنهایت مدل پیشنهادی به مدیران تبلیغاتی کمک می کند تا استراتژی های مؤثرتری برای تعامل با مخاطبان و ارتقای بازدهی تبلیغات خود تدوین کنند.
مطالعه شیوه های گذار به تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در دو دهه اخیر (مطالعه موردی بی بی سی ساندز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال و گسترش سکوها، تقاضا برای محتوای تعاملی در حال افزایش است و این موضوع شامل محتوای شنیداری نیز می شود که با رسانه های سنتی تفاوت بسیار دارد.شرایط جدید تحولات ساختاری و محتوایی را در این سازمان های رسانه ای به دنبال خواهد داشت. این مقاله با هدف بررسی زمینه ها و عوامل مؤثر بر تغییر ساختاری و محتوایی ناگزیر در چنین شرایطی انجام شد تا به این سؤال ها پاسخ دهد که راهکارها و توصیه های عملی برگرفته از رسانه هایی که این مراحل را طی کرده اند چگونه در رادیو ایران قابل اجرا است؟ چه تغییرات ساختاری در سازمان های رادیویی برای همگامی با این تحولات ضروری است؟ و تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در پلتفرم های شنیداری جدید چه ویژگی هایی دارند؟ ازآنجاکه رادیو بی بی سی حرکت به سمت تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری را زودتر از دیگر رادیوها آغاز کرد در این پژوهش به عنوان نمونه مطالعه شد. این مقاله با استفاده از روش مطالعه موردی و رویکرد کیفی،شامل مطالعه منابع علمی و گزارش های داخلی بی بی سی و تحلیل محتوای کیفی داده ها از پلتفرم بی بی سی ساندز در پاییز و زمستان 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد رادیو بی بی سی برای تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری، اقدام به تحولات ساختاری در سطوح مختلف خود ازجمله: توجه به تغییر تعریف رادیو در عصر پلتفرم ها، توجه به بسترهای جدید عرضه محتوای شنیداری با تأکید بر پلتفرم های موبایلی، توجه به تغییرات الگوهای اجتماعی، یکپارچه سازی عرضه محتواهای شنیداری، امکان شخصی سازی محتوا کرده است.همچنین می توان نتیجه گرفت ردیابی عادات شنیداری، تحلیل داده ها و بهبود تولید محتوا، جذب مخاطبان جدید و شکل دهی عادات شنیداری، ارائه تجربه ای شخصی سازی شده تر و مرتبط تر به کاربران ازجمله مزایا و اثرگذاری منفی بر بودجه رادیو و جانشینی پلتفرم های ثانویه به جای ناشر اصلی می توانند به الگو گرفتن در این گذار اجباری برای رادیو ایران مطرح شوند.
بررسی «تأثیر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین» بر «نگرش و تصویر برند» (مورد مطالعه: خوانندگان مرورهای آنلاین سایت دیجی کالا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ادراک مشتری از مفید بودن مرور آنلاین بر نگرش و تصویر برند است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی است. همچنین دارای رویکردی کمّی و از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این تحقیق را افراد بالای 18 سال تشکیل می دهند که تجربه خرید اینترنتی از سایت دیجی کالا را داشته اند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود استفاده شد که با فرض سطح اطمینان 95%، حجم نمونه 384، با روش نمونه گیری در دسترس، برآورد شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه که از پیشینه پژوهش بدست آمده بود، استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید خبرگان رسید. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS بیشتر از 7/0 برای تمام متغیرهای تحقیق بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS24 و Smart PLS2 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانش محصول بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیرگذار است؛ ادراک از مفید بودن مرور آنلاین بر نگرش نسبت به برند تاثیر گذار است؛ و ادراک از مفید بودن مرور آنلاین بر تصویر برند تاثیر گذار است (P-value<0.05). اعتبار منبع بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیرگذار نیست؛ تأثیر اجتماعی بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیر گذار نیست؛ و اعتماد ادراک برند بر ادراک از مفید بودن مرور آنلاین تاثیر گذار نیست (P-value>0.05).
ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
74 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد بررسی ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین بر اساس ماهیت ارتباطی آن هاست و بر نقش اخلاق در هدایت رفتار کاربران در فضای مجازی تأکید می کند.روش شناسی پژوهش : روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع اسنادی به تحلیل پدیده ها پرداخته است. همچنین رویکرد مقاله، ترکیبی از فرهنگ شناسی و رسانه شناسی است که به بررسی نقش اخلاق در تعاملات رفتاری در بستر رسانه های نوین می پردازد.یافته ها: یافته های مقاله نشان می دهد رسانه های نوین نقش مؤثری در شکل گیری و گسترش ارزش های اخلاقی دارند و با توجه به تغییر شکل تعاملات در فضای دیجیتال، مفاهیم سنتی مانند حریم خصوصی و مسئولیت پذیری نیاز به بازتعریف دارند. چالش هایی همچون انتشار اخبار جعلی، نقض حریم خصوصی و گمنامی کاربران، ضرورت توجه به اخلاق در رسانه ها را دوچندان کرده است. مقاله تأکید می کند که اخلاق رسانه ای باید با فرهنگ و باورهای دینی هر جامعه هماهنگ باشد و برای تقویت آن، آموزش سواد رسانه ای، تدوین منشورهای اخلاقی و ارتقای تفکر انتقادی ضروری است.بحث و نتیجه گیری: نتیجه گیری مقاله بیان می کند که با توجه به گسترش تعاملات در فضای دیجیتال و چالش های اخلاقی ناشی از آن، تدوین منشور اخلاقی یکپارچه بر پایه ارزش های فرهنگی و دینی ضروری است. همچنین نقش آموزش های اخلاقی و رسانه ای در توانمندسازی کاربران برای تصمیم گیری درست و مسئولانه در فضای مجازی حیاتی است. تقویت اخلاق در رسانه ها مستلزم همکاری میان نهادهای آموزشی، رسانه ای و فناوری برای ایجاد فضای دیجیتال سالم، امن و فرهنگی است.
مرور فراتحلیلی تعامل کاربران با محیط واقعیت مجازی و ارتباط آن با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
317 - 359
حوزههای تخصصی:
فناوری واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوین به کاربران اجازه می دهد محیطی شبیه سازی شده ای که شبیه به یک محیط واقعی است را تجربه کنند. این سیستم ها انواع مختلفی از تعامل با کاربران را شامل می شوند؛ بنابراین می توان با بررسی نمونه های مرتبط، اصول و راهکار های تولید یک محیط مجازی تعاملی را خصوصاً در حوزه معماری شناسایی نمود. اهمیت ایجاد تعامل بین کاربر و محیط شبیه سازی شده در این حوزه در درک بهتر کاربران از محیط و توجه به مسئله موردمطالعه تأثیرگذار است که درنتیجه آن می توان به یافته های دقیق تر و نتایج معتبر تر اشاره کرد. این پژوهش به روش فراتحلیل انجام شده و جمع آوری مطالب از طریق کتابخانه ای صورت گرفته است. روند انجام این پژوهش در ابتدا با مشخص شدن حوزه کلی این پژوهش که «تعامل کاربر در محیط واقعیت مجازی» می باشد، آغاز و با بررسی کلیدواژه های مرتبط، مقالات در راستای این موضوع جمع آوری شدند و سپس پس از گزینش نهایی تعداد 39 مقاله موردبررسی قرار گرفت. درنهایت می توان بیان داشت که فناوری واقعیت مجازی در زمینه های گوناگونی همانند: صنعت ساختمان، پزشکی، آموزش، نگهداری و سایر زمینه ها کاربرد های متنوعی دارد. در مورد ارتباط این فناوری با حوزه معماری به عنوان دغدغه اصلی این پژوهش نیز مشخص شد که این فناوری به واسطه قابلیت های محیط مجازی شبیه سازی شده، باعث افزایش همکاری و تعامل بین اعضای گروه های طراحی، مهندسین و مخاطبین می شود و این ارتباط به واسطه شناخت از 4 مؤلفه: 1- کاربران، 2- دستگاه ها، 3- فعالیت کاربران و 4- روش ارزیابی، به عنوان عوامل مؤثر در ایجاد یک محیط تعاملی مؤثر در فناوری واقعیت مجازی حاصل می شود.
آینده پژوهی عوامل موثر بر هویت نوجوان تهرانی با تاکید بر فضای مجازی، خانواده و مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، فضای مجازی به بستر اصلی بازنمایی و بازتعریف هویت نوجوانان بدل شده است، درحالی که نهادهای سنتی همچون خانواده و مدرسه همچنان درگیر پاسخ گویی به چالش های ناشی از این تحول اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی (Causal Layered Analysis - CLA) و رویکرد آینده پژوهی، به واکاوی سطوح گوناگون تحولات هویتی نوجوانان تهرانی در تقاطع سه نیروی کلیدی- خانواده، مدرسه و فضای مجازی- می پردازد. داده ها از طریق ۱۸ مصاحبه عمیق با نوجوانان، والدین، معلمان و مشاوران گردآوری شده و در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که در سطح لیتانی، گفتمان غالب معطوف به اضطراب والدین و روایت های هشدارآمیز درباره زوال ارزش هاست؛ در سطح ساختاری، نارسایی نظام آموزشی و ضعف سواد رسانه ای خانوادگی، نوجوانان را در معرض بحران های هویتی قرار داده است؛ در سطح گفتمانی، شکاف میان رویکردهای مراقبت محور بزرگسالان و گفتمان خودابرازی دیجیتال نوجوانان برجسته است؛ و در نهایت در سطح استعاری، نمادهایی چون «نوجوانِ کاوشگر دیجیتال»، «مدرسه به مثابه قلعه متروک» و «خانواده چون چراغی در مه»، بازتابی از ناخودآگاه فرهنگی و شکاف بین نسلی اند. این پژوهش با ترسیم سه سناریوی آینده نگر شامل «تداوم شکاف»، «تطابق حداقلی» و «بازتعریف نهادی و گفتمانی»، تأکید می کند که بازسازی روایت ها، توانمندسازی نهادهای تربیتی و بازمهندسی سیاست های فرهنگی برای ارتقاء هویت سازی نوجوانان در جهان مجازی ضروری است. یافته ها چارچوبی نظری-کاربردی برای تحلیل آینده هویت نوجوانان ایرانی ارائه می دهند و بستر مناسبی برای مداخلات آموزشی، فرهنگی و سیاست گذاری فراهم می کنند.
بررسی تأثیر شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی و برندسازی شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
199 - 228
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی با نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی انجام شده است. روش تحقیق، کمی پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی است. گردآوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی و با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۳۹۲ نفر از فعالان حوزه برندسازی شخصی در شبکه اجتماعی اینستاگرام است که به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه آماری SPSS استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین متغیر شبکه اجتماعی اینستاگرام با شایستگی های فردی، برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 895/0، 647/0 و 250/0 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شایستگی های فردی با ضریب مسیر 326/0 و 215/0 به ترتیب با متغیرهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی، و برندسازی شخصی نیز با ضریب مسیر 525/0 با موفقیت شغلی تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی بین شبکه اجتماعی اینستاگرام و موفقیت شغلی مورد تأیید است. یافته ها در بخش مطالعات نظری و کتابخانه ای و برآیندی از روش میدانی تحقیق نیز نشان داد بهره گیری از فناوری نوینی نظیر هوش مصنوعی با قابلیت بهینه سازی برندها، کمک به هویت بصری لوگوها، ایجاد محتواهای جذاب، انگیزشی و تأثیرگذار، و شناسایی و تحلیل رفتار مخاطب، مصرف کنندگان و مشتریان می تواند تأثیر قابل توجهی بر روند موفقیت شغلی و برندسازی شخصی بر بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشد.
شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
57 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با تأکید بر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و حقوقی می پردازد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، خوشه ای چندمرحله ای است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۱ نفر و در بخش کمی شامل ۳۸۴ نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای سنجش تأثیر هریک از عوامل از آزمون تی تک نمونه ای و برای تحلیل روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج نشان داد که میان عوامل ارتباطی خودسانسوری شهروندان تهرانی شامل مؤلفه های ارتباطات تعاملی (ارتباطات بین فردی، گروهی و جمعی) و قدرت پیوند (جامعه آشنا و ناآشنا، تعامل با افراد مبتلا به افسردگی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی و صمیمت) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری برقرار است. همچنین، میان عوامل فرهنگی خودسانسوری با مؤلفه هایی چون فرهنگ معنوی و اخلاق استعلایی (دین، مذهب، آداب ورسوم و آموزش) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری مشاهده شد. به علاوه، میان عوامل حقوقی خودسانسوری با مؤلفه های امنیت فردی، نظام اجتماعی و وجدان (امنیت حقوقی، جانی و اقتصادی) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری یافت شد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای بهره برداری مراکز ذی ربط ارائه شد.
تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
گونه شناسی «خشونت علیه زنان» در روزنامه های ایران: مطالعه موردی روزنامه آنلاین اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 154
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان یکی از آسیب های اجتماعی به شمار می رود و تهدیدهای بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد. پدیده خشونت علیه زنان، معضلی است که نه تنها در ایران بلکه در جهان به اشکال مختلف شاهدش هستیم، برای مقابله با آن تلاش های بسیاری شده است. از آنجا که رسانه ها نقش مهمی در آگاه سازی و مقابله با این پدیده دارند و با توجه به در نظر گرفتن ارزش های خبری، این موضوع باید جایگاه مهمی در مطبوعات داشته باشد چرا که حداقل دارای سه ارزش خبری «فراوانی، دربرگیری و برخورد» است؛ در نتیجه این موضوع باید یکی از موضوعات مهم جراید باشد. این مقاله بر گونه شناسی انواع خشونت علیه زنان در روزنامه های ایران با مطالعه موردی، روی روزنامه آنلاین اعتماد متمرکز است. دور از نظر نیست که با توجه به کاهش تیراژ روزنامه های چاپی و پر مخاطب بودن فضای مجازی، اغلب مخاطبان به نسخه آنلاین آن ها مراجعه می کنند. محتوای تمامی صفحات شماره های 6 ماهه نخست سال 1402 بررسی شده تا مشخص شود آیا این روزنامه به انواع و گونه های مختلف خشونت علیه زنان (حاد و غیرحاد) توجه داشته و آیا در پوشش اخبار و تولید محتوایش در این زمینه برای این معضل راه کار و تحلیل ارائه داده یا خیر. طی این پژوهش مشخص شد که روزنامه آنلاین اعتماد در این بازه زمانی 136 شماره منتشر کرده که در بیش از نیمی از آن درباره پدیده خشونت علیه زنان مطلب داشته که در اکثر صفحات روزنامه از جمله حادثه، جامعه، ورزش، هنر و ادبیات و سیاست منتشر شده اند. در این پژوهش به طور جداگانه نشان دادیم که در هر ماه بیشترین و کمترین میزان توجه روزنامه مورد مطالعه به کدام نوع خشونت علیه زنان، معطوف بوده و آیا محتوای آن تحلیلی تولید شده یا صرفا پوشش خبر.
Communicating Sustainable Creativity: A Visual Content Analysis on Instagram
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
355 - 367
حوزههای تخصصی:
Background: As companies are increasingly committed to sustainability practices in all their activities, they also have the increasing opportunity to communicate it to strengthen the brand through various means. One of them is undoubtedly represented by social media.Aims: This paper examines the communication of fashion sustainability through social media, and in particular its visual dimension, by undertaking a content analysis of over 600 Instagram photos of two Tunisian brands that are visibly exposed on the sustainability front.Methodology: Statistical analysis of this communication based on image, caption and hashtag is used to provide interesting insights into the elements that underlie effective online sustainability communication and, more specifically, on visual social media. Three theories are used to explain this topic namely Speech Act Theory, Color Theory, and Technology for Environmental Action Model (TPAM). Nine themes related to sustainability and fashion were extracted from the images of two sustainable brands “Shab Kids”, “Triiiza” and “Tommy Hilfiger” accompanied by their captions and hashtags.Finding: Our findings contribute significantly to understanding the elements used in visual communication of sustainable fashion brands on social media. For brand-generated content, we selected two eco-responsible Tunisian brands elected by “ileycom” (online marketplace) that declare themselves sustainable and are known in the fashion industry and among consumers for their orientation towards sustainable practices. Sustainable brands engage consumers in a conversation about sustainability, which can strengthen brand identity and create an emotional connection with the audience.Conclusion: It is essential for brands to communicate sustainability while taking full advantage of social media platforms like Instagram. Our study analyzed various communication elements on Instagram such as single image, multiple images, hashtags, and captions.
ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
11 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
ضرورت های سیاست گذاری حقوقی در آستانه تحولات شگرف انقلاب چهارم صنعتی و هوش مصنوعی با تاکید بر چالش ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب چهارم صنعتی و پیشرفت های سریع در فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، زندگی ما را به شدت تغییر داده اند. این تغییرات بزرگ، باعث شده اند که قوانین فعلی دیگر جوابگوی نیازهای جدید نباشند و لازم باشد قوانین جدیدی نوشته شوند تا با این تحولات هماهنگ شوند. مثلاً، فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، ربات ها و اینترنت اشیا، سؤال های جدیدی به عبارت صحیح تر چالش هایی درباره حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، مسئولیت پذیری و حقوق مالکیت فکری و... به وجود آورده اند که باید به آن ها پاسخ داده شود. در اینجا با نگاهی توصیفی و تحلیلی این مقاله به این موضوع می پردازد که چرا باید قوانین جدیدی برای این فناوری ها نوشته شود و چه چالش هایی در این راه وجود دارد. مثلاً، وقتی یک سیستم هوش مصنوعی تصمیم اشتباهی می گیرد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ یا چگونه می توان از اطلاعات شخصی افراد در دنیایی که هر روز داده های بیشتری جمع آوری می شود، محافظت کرد؟ همچنین، این جستار تأکید می کند که برای حل این مشکلات، کشورها باید با هم همکاری کنند، چون خیلی از این مسائل، مثل امنیت سایبری یا مالکیت فکری، فقط در یک کشور اتفاق نمی افتد و نیاز به قوانین جهانی دارد. اولویت های سیاست گذاری حقوقی شامل تدوین قوانین شفاف و انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های حقوقی برای حمایت از حریم خصوصی و امنیت داده ها، و ترویج اخلاق فناوری است. هدف نهایی این است که با ایجاد تعادل بین پیشرفت فناوری و ارزش های انسانی، آینده ای امن، عادلانه و پایدار برای همه جوامع فراهم شود. در اینجا نوعا بر اهمیت همکاری بین دولت ها، بخش خصوصی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به این هدف تأکید می نماید.
ارزیابی نظری نقش فضای مجازی در تأثیرگذاری اجتماعی و جهت دهی افکارعمومی
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۵
87 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ریشه یابی و کشف ویژگی های اصلی فضای مجازی در بُعد تأثیرگذاری اجتماعی انجام شده است تا امکان مدیریت بهتر روند رشد آن در جامعه و طراحی جهت دهی مطلوب برای این بستر فراهم شود.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به ارزیابی نقش فضای مجازی در تأثیرگذاری اجتماعی و جهت دهی افکارعمومی پرداخته است.یافته ها: یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که فضای مجازی در حقیقت با منطبق ساختن دنیای مجازی با دنیای واقعی و عینی و فراگیر ساختن سریع ندای یکپارچه افکارعمومی، حکومت را تسلیم خود نموده و با بالا بردن هزینه مخالفت با درخواست عمومی، تغییر در سیاست های داخلی و خارجی کشور و به دنبال آن، تحقق مطالبات افکارعمومی را به همراه خواهد داشت.بحث و نتیجه گیری: فضای مجازی به دلیل سرعت بالای انتشار اطلاعات و انطباق با فضای واقعی، نقش دوگانه ای به عنوان تهدید و فرصت برای حکومت ها ایفا می کند. این فضا ابزار مؤثری برای فشار افکار عمومی به حکومت جهت تحقق مطالبات است و هم زمان ابزاری برای مدیریت و مهندسی شرایط توسط حکومت به شمار می رود. از سوی دیگر، اهمیت فضای مجازی در شکل دهی افکار عمومی و تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های داخلی و خارجی حکومت ها نیز انکارناپذیر است. این فضا بستری ارزشمند برای مردم فراهم می کند تا با اتحاد و همبستگی، صدای خود را به مسئولان حکومت برسانند و به خواسته های اجتماعی و سیاسی خود دست یابند.
سریال «بازی تاج و تخت» در سنجه میتراییسم؛ (تطبیق سفر معنوی «برَن پاشکسته» با هفت گانه میترایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
57 - 88
حوزههای تخصصی:
آیین میترایی از ایران پیش از زردشت سربرآورد. میتراییسم طی دو قرن آخر پیش ازمیلاد به جهان رومی رسید و در غارنگاره ها، معماری، تزئینات بناها و حتی نمایش های قرون وسطی بازتاب یافت که این امر، نشانگر تأثیرگذاری فرهنگ مهردینی بر مغرب زمین است؛ حتی اثربخشی ناخودآگاه میتراییسم و هفت گانه آن را در جان مایه های سریال جهانی «بازی تاج و تخت» می توان یافت. مشابهت سیر و سلوک رازآموز میترایی برای رسیدن به جایگاهِ والا، با رخدادهای سریال یادشده و طی طریق «برَن استارک»، فرضیه زایش یک متن نوین از بطن میتراییسم را قوت می بخشد و این پرسش را به همراه دارد: با تحلیل متن سریال «بازی تاج وتخت»، چه وجوه اشتراک و افتراقی را بینِ سفر رازورزانه «برن استارک» با هفت گانه ای که نوآموز میترایی می گذراند، می توان برشمرد؟ این پژوهش با توصیف روایت و «بینامتنیت ژولیا کریستوا»[1]، به روش تطبیقی- تحلیلی، سلوک و والایش سالک / قهرمانِ این داستان را از «فروافتادن» در شمال تا «فرمانروایی» در جنوب، براساس مراحل گرویدن به میتراییسم به عنوان متن مادر بررسی می کند. برون داد این پژوهش به رغم تمایزها، هم گرایی میان مراحل سلوک میترایی و سفر خطیر «برن استارک» را تأیید می کند؛ آغاز و طی طریق هر دو سالک را مشابه دانسته و خدا گونگی مقام «پدر» میتراییسم را با فرمانروایی «برن پاشکسته» هم عِنان می بیند.
گونه های هویتی مهاجرین افغان براساس نسبت «خود و دیگری» در آثار سینمایی (مطالعه موردی: فیلم های برادران محمودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
89 - 118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد است با بهره گیری از مقوله «خود و دیگری» در نشانه شناسی فرهنگی، خوانشی را از سه فیلم «چندمترمکعب عشق»، «شکستن هم زمان بیست استخوان» و «رفتن»، محصول مشترک برادران محمودی (نوید و جمشید) ارائه دهد. براساس پژوهش ها، باتوجه به میزان اهمیت خود یا دیگری، چهار رویکرد مختلف: 1-خود و نه دیگری؛ 2- نه خود، بلکه دیگری؛ 3- هم خود و هم دیگری؛ 4- نه خود و نه دیگری، در نسبت «خود و دیگری» پدیدار می شوند که در پی آن، چهار گونه هویتی ثبات، سازگاری، پذیرش و بی هویتی ظاهر می شوند. این پژوهش به روش کتابخانه ای، با تکیه بر منابع دیداری و نوشتاری و به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که: افغان ها به عنوان دیگریِ فرهنگی، چه نوع رویکردها و گونه های هویتی را نسبت به ایرانیان اتخاذ می کنند؟ براساس نتایج پژوهش، برادران محمودی در آثار خود نشان می دهند که افغان ها هر چهار رویکرد را متناسب با میزان ترجمه متون فرهنگی ایرانیان و درنتیجه، مقدار تعامل با ایشان و نیز نحوه برخورد ایرانیان، نسبت به خودِ ایرانی اتخاذ می کنند. به علاوه، این رویکردها به صورت انواع گونه های هویتی در سرزمین مقصد شکل می گیرند که در قالب رفتار و گفتار شخصیت ها نشان داده می شوند. انتخاب این رویکردها به این صورت است که پناهجویان افغان هرچه جوان تر باشند، بیشتر، سازگاری هویتی را انتخاب می کنند و هرچه مسن تر باشند، ثبات هویتی را در پیش می گیرند. با استناد به این آثار، هویت پذیرنده و بی هویتی، کمتر در افغان ها دیده می شود.
شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
41 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: اجرایی نشدن سیاست های خودتنظیمی، منجر به نبود انعطاف و انطباق لازم میان نهادهای تنظیم گر و سینماگران و بروز برخی مشکلات ساختاری در روند توسعه بازار سینمای ایران شده است. هدف از این پژوهش، شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران بوده و برای دستیابی به این هدف، با تحلیل شرایط موجود و مطلوب، موانع اصلی اجرای این سیاست ها، بررسی شده است.
روش شناسی: در این پژوهش که با استفاده از روش آمیخته کمی و کیفی انجام گرفته، به منظور ترسیم شرایط مطلوب و شناسایی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی، با تکیه بر مبانی نظری، به مقایسه زوجی و رتبه بندی کمی مهم ترین عوامل، در سه شاخص صنعتی، راهبردی و محیطی پرداخته شده و برای ارزیابی شرایط موجود سینمای ایران و نیز ارزیابی موانع و چالش ها، از داده های کیفی و نظر خبرگان استفاده شده است. داده های کمی از طریق پرسشنامه های مقایسه زوجی1 و داده های کیفی با مصاحبه های هدفمند جمع آوری شده اند و در نهایت تحلیل داده های کمی با بهره گیری از نرم افزار اکسپرت چویس2 و تحلیل دادهای کیفی بر اساس کدگذاری انجام گرفته است.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، عوامل مربوط به شاخص راهبردی در داده های کمی با مجموع رتبه 3528 و 46 درصد و در داده های کیفی با مجموع 90، مهم ترین شکاف میان شرایط موجود و مطلوب در سینمای ایران است. از این رو، برای برطرف ساختن موانع اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران، تقویت عواملی همچون گسترش خصوصی سازی، تأسیس شوراهای فیلم، افزایش خودمختاری اصناف سینمایی و سرمایه گذاری بر روی استعداد ها و منابع انسانی پیشنهاد می شود.
نتیجه گیری: بر اساس داده های به دست آمده، چهار عامل: برقرای تعادل میان تنظیم گری دولتی و خصوصی، گسترش خصوصی سازی و توجه به فناوری های نوین و ظرفیت های بین المللی، مهم ترین راهکارهای اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران قلمداد می شوند.
مطالعه اعتماد و اعتبار اخبار رسانه ملی در بین «نسل زد» از نظر خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای اعتماد و اعتبار رسانه ملی در «نسل زد» است. این مطالعه، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است، یافته های آن، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمده و با تحلیل محتوا و کدگذاری مقوله ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. خبرگان تحقیق، شامل استادان حوزه ارتباطات، سردبیران و خبرنگاران و کارشناسان حوزه نسل Z با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش در کدهای محوری اعتبارزایی و اعتمادزایی در این نسل، دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهند که نسل زد، مخاطبانی دوجهانی هستند که از ابتدا به اینترنت و رسانه های مختلف دسترسی داشته اند و اگر چه رسانه ملی گام هایی را در جهت جذب مخاطب در میان این نسل برداشته، اما لازم است با ارائه محتوای موردعلاقه آنها، همچنین با ایجاد بخش های خبری ویژه این نسل و حضور در سکوهای برخط که این نسل در آن حضور دارد، در جهت جذب مخاطب نسل زد و اعتماد و اعتبار رسانه ملی اقدام نماید.