فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
جوان بودن ساختار جمعیت، یکی از عوامل بنیادین در پیشرفت و اقتدار کشورها به شمار می رود. بنابراین، با توجه به بحرانی شدن نرخ باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران، پژوهش حاضر با هدف اصلی ترغیب خانواده ها به افزایش فرزندآوری از طریق برنامه های نمایشی تلویزیون انجام شده است. در این پژوهش، برای گردآوری داده ها از ابزار «مصاحبه نیمه ساختاریافته» و برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش «تحلیل محتوای کیفی برساخته» استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران برنامه های نمایشی تلویزیون، خبرگان حوزه فرهنگ و رسانه، مشاوران و روان شناسان خانواده، و متخصصان زنان و زایمان بود که بر اساس منطق اشباع نظری و به شیوه نمونه گیری هدفمند، مصاحبه هایی با هفده نفر از آنها انجام شد. پس از پیاده سازی مصاحبه ها و سازمان دهی داده ها، فرایند کدگذاری و استخراج مقوله های فرعی (واحدهای معنایی یا موضوعی در متن) صورت گرفت. سپس، با ترکیب کدهای مشابه، مقوله های اصلی با دقت و حساسیت بالا استخراج شد تا مفاهیم کلیدی تحقیق و ساختار محتوایی مشخصی به دست آید. درنهایت، داده ها در قالب پنج مقوله اصلی سازمان دهی شدند که عبارت اند از: «برجسته کردن مزایای خانواده پرجمعیت: مثل نمایش هم افزایی فرزندان در تربیت یکدیگر» - «نشان دادن مضرات خانواده کوچک: مثل نمایش نارسایی های خانواده های کوچک به ویژه برای دوران سالمندی والدین» - «برجسته نکردن چالش ها و سختی های فرزندآوری: مثل برجسته نکردن اختلافات بین والدین و فرزندان» - «اصلاح باورهای ذهنی زوجین پیرامون خانواده و فرزندآوری: مثل اصلاح باورهای غلط زوجین پیرامون سقط جنین عمدی» - «ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی و تقبیح آسیب های فرهنگ غربی: مثل احیای خرده فرهنگ های مؤید ازدیاد نسل». بنابراین، تحلیل و تفسیر این مقوله های اصلی و فرعی نشان داد که برای تشویق خانواده ها به افزایش فرزندآوری، حداقل این پنج سیاست محتواییِ کلیدی باید در تولید برنامه های نمایشی تلویزیون مدنظر قرار گیرد.
بایسته های رفتاری مخاطب رسانه در پرتو آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
83 - 113
حوزههای تخصصی:
پیام رسانه ای، مسیری دوطرفه و متشکل از فرستنده (رسانه) و گیرنده (مخاطب) است. در ادبیات دینی نه تنها فرستنده پیام ملزم به رعایت چارچوب های شرعی و اخلاقی است، بلکه گیرنده پیام نیز ملزم به رعایت این چارچوب ها است. قرآن کریم رهنمودهایی در خصوص بایسته های رفتاری مخاطبین دارد که شناخت و کاربست آن نقش بسزایی بر مصونیت مخاطبین در برابر تأثیرپذیری از پیام های رسانه ای منفی دارد. پژوهش حاضر آموزه های قرآنی ناظر به دریافت، پردازش و بازنشر پیام های رسانه ای توسط مخاطبین را بررسی نموده است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و ابزارهای گردآوری داده ها از نوع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های قرآن کریم در خصوص بایسته های رفتاری مرحله دریافت محتوا شامل «گزینش منبع پیام»، «پرهیز از دروغ شنوی» و «پرهیز از پوچ گرایی»، و در مرحله پردازش محتوا شامل «صحت سنجی»، «احتیاط در تصدیق» پیام های مشکوک، و در مرحله بازنشر محتوا شامل «ارجاع به کارشناس» و «پرهیز از تأیید و انتشار» شایعات و اخبار و مطالب غیرواقعی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهکارهای حقوقی کنونی مانند جرم انگاری و محاکمه قضایی بیشتر ناظر به تولید و ارسال پیام توسط «فرستنده» است و در سمت دریافت پیام توسط «مخاطب» خلأ تقنینی وجود دارد. در چنین شرایطی، «ارتقاء سواد دینی مخاطب» از طریق تبیین بایسته های رفتاری، کارآمدتر و کم هزینه تر از ساز و کارهای حقوقی است.
مصرف رسانه ای و رابطه آن با پایبندی به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین چالش های فرهنگی در ایران، کاهش میزان پایبندی نسل جوان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی، به ویژه در سال های اخیر است. با توجه به نقش رسانه ها در این فرایند، در این پژوهش، به بررسی رابطه بین مصرف رسانه ای و پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی پرداخته شد. جامعه آماری شامل جوانان 18-35 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده ها با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای تعیین روایی این پرسشنامه، از روش اعتبار صوری و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش های آماری صورت گرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن است که هرچند بین مجموع مصرف رسانه ای با پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های سه گانه آن (هویت فرهنگی، هویت ملی و هویت دینی) رابطه همبستگی معناداری وجود نداشت، ولی وجود این رابطه درمورد استفاده از رسانه های داخلی و خارجی با متغیر مذکور موردتأیید قرار گرفت. این رابطه درخصوص مصرف رسانه های داخلی با هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن، از نوع مستقیم و درمورد مصرف رسانه های خارجی با موارد یادشده، از نوع معکوس بود. براساس یافته های تحقیق، می توان دریافت صرف مدت زمان مصرف رسانه ای نمی تواند تبیین کننده میزان پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن باشد، بلکه این نکته به مقدار زیادی، متأثر از نوع رسانه و محتوای انتشاریافته در آن است.
The Role of E-Commerce in Economic Transformation from a Business Management Perspective
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
415 - 428
حوزههای تخصصی:
Background: Over the past few decades, the rapid expansion of cross-border e-commerce has reshaped global trade, acting as a key driver of economic transformation. As a crucial aspect of globalization, e-commerce has facilitated the integration of businesses into international markets, reducing geographical barriers and transaction costs while fostering economic development.Aims: The present study aims to examine e-commerce and its role in economic transformation from a business management perspective.Methodology: The research employs a descriptive survey method, with a statistical population comprising all students and graduates in the fields of e-commerce and business management in Bandar Abbas. Using a convenience sampling method, a total of 203 individuals were selected as the study sample. A researcher-developed questionnaire with a reliability coefficient exceeding 0.8 was distributed among the participants. Data analysis was conducted using descriptive and inferential statistical methods, specifically the T-test, through SPSS version 22.Findings: The findings revealed that the T-test statistic for the role of e-commerce in accelerating economic transactions was 73.7, its impact on inflation in the global economy was 54.9, and its contribution to facilitating transactions was 65.5, all statistically significant at a 95% confidence level (P<0.05).Conclusions: E-commerce plays a significant role in enhancing the speed of economic transactions, influencing inflation in the global economy, and facilitating trade from a business management perspective.
Cultural Critique and Authority in the Digital Media Era: A Rhetorical Analysis of Instagram Vernacular Film Reviewers
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
107 - 125
حوزههای تخصصی:
Background: The emergence of amateur critics and vernacular reviewers as non-institutional cultural voices is one of the consequences of social media's development and widespread use.Aims: This study aims to better understand reviewers and their types by examining how they establish critical authority in comparison to institutional critics and their potential influence on cultural valuation.Methodology: This subject is explored through the rhetorical analysis of their linguistic strategies. The research draws theoretically on existing literature regarding cultural criticism and review in social media. Methodologically, it combines qualitative content analysis and rhetorical analysis, emphasizing identifying Aristotelian persuasive elements within the data, including ethos, pathos, and logos. The study sample consists of 350 Instagram posts gathered from 30 film review pages.Findings: The findings indicate that most reviewers adopt a consumer-oriented perspective, distancing themselves from institutional critics. They have also emphasized using Instagram's affordances, particularly its interactive and participatory features, to construct their cultural authority. Furthermore, they have employed rational and emotional appeals in alignment with presenting "summaries and supplementary movie information" and expressing "emotional appeal and affective experience of consumption". These strategies, along with the reviewers' focus on "addressing the audience's emotional needs", "personal growth and self-improvement", and "less dependence on institutional critics", reflect their disinterest in delving into deeper levels of critical evaluation and rhetorical directness in constructing their authority. In the final section of the article, the impact of reviewers on cultural valuation is further discussed, distinguishing three types: "film-style bloggers", "cinema influencers", and "critical reviewers".Conclusions: Based on the results, the first two types of reviewers demonstrate how Instagram’s platform-specific features primarily shape critical authority. While diverse reviewers enhance access to information, they often marginalize critical evaluation and cultural value in favor of consumerism and commercial competition. Only "Critical Reviewers" have successfully integrated critical evaluation with Instagram’s affordances through distinct rhetorical strategies, emphasizing the need to increase their numbers in the era of digital media.
جنگ شناختی؛ عرصه جدید در ارتباطات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
96 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله نقش جنگ شناختی را به عنوان یکی از مصادیق قدرت نرم در ارتباطات سیاسی موشکافی می کند.روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل ثانویه است که در آن از داده های موجود برای پاسخ به سؤالات تحقیقی جدید استفاده می شود. روش تحلیل ثانویه در چند مرحله صورت می گیرد: در مرحله اول، اهدف تحقیق شناسایی شد. در مرحله دوم داده های موجود جستجو شد تا در مرحله سوم کیفیت داده های موجود ارزیابی شود. در مرحله چهارم، از میان داده های موجود، تقریباً بیست اثر به عنوان داده های مناسب در حوزه رسانه، قدرت نرم، ارتباطات سیاسی و جنگ شناختی انتخاب شد. در مرحله پنجم، این داده ها ارزیابی و در نهایت با تحلیل و تفسیر داده ها، نتیجه گیری به عمل آمد.یافته ها: جنگ شناختی مفهومی جدید در مطالعات میان رشته ای علوم شناختی، ارتباطات و علوم سیاسی است. ظهور این مفهوم نظر متفکران و سیاستمداران را در مورد ارتباطات سیاسی دچار تحول کرده است. همان طور که ارتباطات سیاسی از اثرات شناختی رسانه های جمعی برای بهبود روابط میان سیاست مداران، مردم و رسانه ها بهره می گیرد، نظریه پردازان جنگ شناختی نیز هدف مشابهی دارند؛ تفاوت اصلی این دو، نحوه نگاه و بهره گیری از توان رسانه هاست که یکی به دنبال ایجاد ارتباط واقعی و مؤثر میان مردم و سیاست مداران از طریق تبلیغات و اطلاع رسانی صحیح و دیگری به دنبال بهره گیری از خلاء ارتباط میان حاکمان و مردم و ایجاد تنازع و نابودی علقه های فکری بین مردم و سیاست مدارن است.نتیجه گیری: جنگ شناختی به عنوان تهدیدی برای تخدیر و تأثیرگذاری بر اذهان و افکار عمومی جزء جنگ های نرم دسته بندی می شود. در این جنگ برای دستکاری هوشمندانه و تخریب بیشتر اذهان و قلوب از ابزارهای علوم شناختی فناوری های رسانه ای جدید و هوش مصنوعی استفاده می شود. در نتیجه، جنگ شناختی عرصه جدیدی در ارتباطات سیاسی محسوب می شود که در آن رسانه ها کارکرد شناختی پیدا کرده اند.
تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت و آسیب های فضای مجازی با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
159 - 196
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان منطقه 4 شهر تهران پرداخته شده است.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق 6483 نفر با دامنه سنی 18-15سال و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 362 نفر انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت خوشه ای و تصادفی ساده انجام گرفته و از سه پرسشنامه تأثیر شبکه های اجتماعی، پرسشنامه اوقات فراغت و پرسشنامه سلامت معنوی استفاده گردیده است. داده های به دست آمده با روش آمار توصیفی و ضریب همبستگی با استفاده از نرم افزار (22- spss) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین تأثیر شبکه های اجتماعی با مؤلفه (فعالیت های فرهنگی، اجتماعی) اوقات فراغت رابطه معنادار و منفی وجود دارد؛ به این معنی که هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی (فرهنگی، اجتماعی) بپردازند، کمتر به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی گرایش پیدا می کنند. همچنین بین اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت شامل مطالعه و کتابخوانی، هنر، و فرهنگی، اجتماعی با سلامت معنوی و اخلاقی آن رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.بحث و نتیجه گیری: هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی مذکور بپردازند، از سلامت معنوی بالاتری برخوردار می گردند. درنتیجه متغیر اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت، در حد متوسط توان تبیین و پیش بینی متغیر سلامت معنوی را دارند.
The Evolution of Disinformation from Fake News Propaganda to AI-driven Narratives as Deepfake
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
229 - 250
حوزههای تخصصی:
Background: Misinformation has undergone significant transformations over the past few decades, evolving from relatively simple text-based fake news articles to highly sophisticate AI-driven content such as deepfakes and other forms of manipulated media.Aims: This paper traces the historical development of misinformation, its increasing reliance on Artificial Intelligence (AI), and the potential future trajectories of disinformation as AI technologies advance.Methodology: We begin by examining the shift from traditional text-based disinformation campaigns, often propagated via social media platforms, to more immersive and persuasive forms of AI-generated media.Discussions: We discuss how AI techniques, such as Generative Adversarial Networks and Natural Language Processing, have revolutionized the landscape of false information, allowing for the automation of misinformation production and its widespread dissemination at an unprecedented scale. Furthermore, this paper investigates the role of social media algorithms in amplifying disinformation, demonstrating how these platforms, originally designed to prioritize user engagement, inadvertently aid in the spread of false information by promoting sensationalized or emotionally charged content. Through an in-depth analysis of case studies, including the COVID-19 pandemic and the 2020 U.S. elections, this paper highlights the dangers posed by AI-generated misinformation, particularly deepfakes, which are becoming increasingly difficult to detect, even by advanced AI systems. The implications of this shift for democratic processes, public trust, and societal cohesion are profound. This paper also explores the ethical dilemmas posed by AI-driven misinformation and presents potential solutions through the lens of AI-enhanced detection technologies and policy interventions. Lastly, this paper emphasizes the urgent need for interdisciplinary cooperation between policymakers, technologists, and media organizations to mitigate the harmful impacts of AI-driven misinformation while preserving the integrity of information in the digital age.Conclusions: By exploring both technological and regulatory approaches, a comprehensive framework for understanding the evolving threat of AI-driven disinformation is essential and pathways for future research in this critical area is suggested.
انیمه در فضای سوم؛ تحلیل روایت برجسته ترین انیمه های ژاپنی از منظر دورگه شدن فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
143 - 184
حوزههای تخصصی:
امروزه، انیمه یا همان انیمیشن ژاپنی موفقیت اقتصادی- فرهنگی قابل توجهی به دست آورده و در یک کلام، جهانی شده است. با این حال آنچه سبب شده تا انیمه به چنین موقعیتی دست پیدا کند، غربی شدن یا هویت زدایی نبوده است. انیمیشن ژاپنی به واسطه فرهنگ دورگه یا ترکیبی خود توانسته تا مخاطبانی از سراسر جهان را به خود جذب کند. از همین رو، مطالعه حاضر درصدد بوده است تا پشتوانه ای تجربی برای این ادعا ارائه داده و بنابراین به مطالعه چگونگی ترکیب فرهنگی در متن انیمه بپردازد. هایائو میازاکی و ماکاتو شینکای که آثار ایشان در میان پرفروش ترین انیمه های تاریخ قرار دارد، انتخاب شده و دو انیمه از هر یک- شهر اشباح و پسر و مرغ ماهی خوار از میازاکی و اسم تو و سوزومه از شینکای-تحلیل روایت شده است. بر اساس نتایج، ترکیب امر محلی و غیرمحلی در سطوح روایی مختلف این چهار انیمه؛ از جزئیات کاتالیزوری چون غذا گرفته تا مکان های به تصویرکشیده شده و شخصیت ها رخ داده و شیوه خلاقانه در اعمال آن، سبب خلق فضایی سوم شده است. برای نمونه باید به معماری هیبریدی اشاره کرد یا از کاراکتری با مبنای اسطوره ای اما یک ظاهر آشنا و معمولی یا غربی نام برد. همچنین مقایسه این دو کارگردان؛ به عنوان دو انیماتور صاحب سبک ژاپنی، گویای آن است که قالب و سطح کلان روایت های میازاکی نیز به طرز درهم تنیده ای، دورگه شده است؛ حال آن که شینکای، از قالب شرقی روایت بهره برده و از وجه کلان، امر محلی را به مبنا و جهت اصلی روایت خود بدل کرده است.
نقش مصرف انیمه «کی پاپ» و «کی دراما» بر ارزش های دختران نسل زد ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
69 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش مصرف انیمه، کی پاپ و کی دراما در ارزش های نسل زد و میزان مصرف این محصولات در بین این نسل در شهر تهران می پردازد. همچنین مقایسه ای بین ارزش های دو گروه مصرف کننده و غیرمصرف کننده انجام می شود. این پژوهش از نوع آمیخته روش کیفی و کمی با رویکرد جامعه شناختی است. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه عمیق با 21 دختر 12 تا 18 سال مصرف کننده این محصولات و تجزیه و تحلیل آنها انجام شد. براساس یافته های کیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای از ارزش های مصرف کنندگان براساس ارزش های ده گانه شوارتز تهیه شد. پرسشنامه به گونه ای تدوین شد که غیرمصرف کنندگان هم قادر به پاسخ گویی به آن باشند. سپس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای، با 445 دختر 12 تا 18 سال در مناطق 22 گانه تهران پرسشنامه مذکور در مصاحبه حضوری تکمیل شد. یافته ها حاکی از آن است که 69 درصد پاسخگویان، مصرف کننده یک یا چند محصول فوق هستند. مقایسه بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان، حاکی از آن است که در بسیاری از معرف های سنجش شده، بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان تفاوتی معنادار مشاهده می شود.
Political Polarization Mechanics on Persian Twitter (X): A Social Network Analysis of the 2024 Iranian Presidential Election
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
175 - 201
حوزههای تخصصی:
Background: The 2024 Iranian presidential election intensified political polarization on Persian Twitter (X), where ideological factions engaged in networked contestation. This study employs social network analysis to examine polarization mechanics, mapping key actors, echo chambers, and discursive strategies. Findings illuminate digital factionalism, algorithmic amplification, and the role of influencers in political mobilization.Aims: This study explores the mechanisms driving political polarization on Persian Twitter (X) during the 2024 Iranian presidential election.Methodology: Utilizing computational social science methodologies, the research combines social network analysis (SNA) and thematic analysis to examine over 133,000 active users and numerous election-related hashtags. Data collection spanned June 1–16, 2024, leveraging Twitter's API to identify clusters, user interactions, and thematic trends. Key tools included the Louvain algorithm for community detection and centrality measures for network analysis, visualized through Gephi software.Findings: Findings reveal a fragmented political landscape characterized by ideological divides, echo chambers, and limited interaction between opposing factions. Analysis identified six major clusters, each aligned with distinct political affiliations, including reformists, conservatives, and opposition groups. Thematic analysis further highlighted the rhetoric surrounding leading candidates Masoud Pezeshkian and Saeed Jalili, revealing polarized sentiments and distinct narratives among their supporters and detractors. The study also underscores the role of platform algorithms, influencer strategies, and group identities in deepening polarization.Conclusions: This research contributes to the understanding of digital polarization within Iran's socio-political context. It emphasizes the dual role of social media as both a space for public discourse and a driver of ideological segregation. Recommendations include strategies for promoting digital literacy, fostering inclusive discussions, and enhancing algorithmic transparency to mitigate polarization in Iran.
The Social Network: Youth Film 2.0 by Neil Archer
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
387 - 390
حوزههای تخصصی:
Aurhor: Neil ArcherTitle: The Social Network: Youth Film 2.0Year of Published: 2023130ppIn EnglishISBN: 978-0367753115Dimensions: 13.8 x 0.76 x 21.6 cmCountry of Origin: IndiaPacker: RoutledgeCinema and Youth Cultures series
حکمرانی جهانی هوش مصنوعی در خدمت منافع بشریت و نقش سازمان ملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
66 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی موضوع هوش مصنوعی و اقدامات سازمان ملل متحد در این عرصه در طی سال های مختلف است. در ادامه این پژوهش سعی دارد لزوم چارچوب گذاری هوش مصنوعی توسط سازمان ملل متحد را بررسی کند.روش پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به تبیین هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جنبه های مختلف زندگی انسان پرداخته و با بررسی اسناد و گزارش های متعدد سازمان ملل متحد، اقدامات این سازمان را در تنظیم مقررات و چارچوب گذاری این فناوری بررسی خواهد کرد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی با توجه به پیشرفت روزافزونی که در جنبه های مختلف زندگی بشر داشته، لزوم چارچوب گذاری جهانی آن احساس می شود همچنان که برخی از کشورها به تنظیم مقرراتی درخصوص این فناوری پرداخته است. سازمان ملل به دلیل عضویت تمامی کشورها در آن و داشتن نقش دیپلماسی چندجانبه در عرصه جهانی با تنظیم مقررات در زمینه این فناوری، می تواند باعث هدایت و کنترل مثبت آن گردد.نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی تا مقیاس گسترده ای قابلیت ایجاد چالش های حقوقی مختلفی را در ابعاد گوناگون زندگی افراد خواهد داشت. علی رغم تلاش های متعدد کشورهای مختلف در زمینه تنظیم گری این فناوری، همچنان نیاز شدید به تصویب قوانینی جامع و شفاف توسط نهادی جهانی و خاص همچون سازمان ملل متحد احساس می شود.
مقایسه دو مدل «ژورنالیسم» و «دعوت» به مثابه دکترین عمومی سازی علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«عمومی سازی علم» فرایندی است که در طی آن، تولیدات جامعه علمی به سمع و نظر مخاطبان غیرعلمی رسیده و آنها را نیز از آخرین دستاوردهای اندیشه ای بشر، مطلع می سازد. دغدغه عمومی سازی در وهله اول منوط به معنای علم و رابطه آن با فرهنگ و در قدم دوم منوط به غایتی است که برای علم در نظر گرفته می شود و متولیان نهاد علم، تکفل آن را بر عهده می گیرند. در قدم بعدی نیز مبتنی بر دکترین و مدل رسانه ای است که اصحاب علم قصد دارند در قالب آن به امر عمومی سازی بپردازند. براین اساس می توان مدل های مختلفی برای عمومی سازی ذکر کرد؛ در جهان غرب این امر در قالب مدل «ژورنالیسم» صورت گرفته که ناظر به یک روش فنّاورانه برای توزیع و مدیریت شناختی دانش در سطح عمومی جامعه است. در جهان اسلام اما به دلیل ترادف علم با حکمت، مدل «دعوت» به عنوان دکترین عمومی سازی علم معرفی می شود که الگوی آرمانی در آن، بر هدایت و خیرخواهی نسبت به مخاطبان اصرار می ورزد. یافته های مقاله حاضر نشان می دهد که با انجام تطبیقی نامتوازن می توان تفاوت های مبنایی و روشی مدل «دعوت حکمی» و مدل «ژورنالیسم علمی» را در چهار ساحت «الگوی ارتباطی»، «محتوا»، «هدف ارتباط» و «مخاطب» تبیین نمود. امروزه توجه به این تفاوت ها، بایدها و نبایدهای متفاوتی را پیش روی اندیشمندان فعال در شبکه های اجتماعی می گذارد.
جامعه آرمانی و وجوه آن در مطبوعات زنان دوره پهلوی اول؛ مطالعه موردی پیک سعادت نسوان و دختران ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
187 - 212
حوزههای تخصصی:
جریان فکری تحول خواهانه منبعث از جنبش مشروطیت در حوزه مطالبات زنان در دوره پهلوی اول تداوم یافت و در ادوار بعد نضج گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این جریان به دنبال پاسخ به این پرسش ها انجام شده: جامعه ایده آل تایپ از لحاظ مناسبات جنسیتی و جایگاه زنان در مطبوعات زنان این دوره چیست و نشریات چه ویژگیهایی از این جوامع متبادر می سازند؟ در این راستا متن نشریه پیک سعادت نسوان (1306-1307) و دختران ایران(1310-1311) بعنوان نمونه انتخاب و با تکنیک تحلیل سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. اتخاذ رویکرد نظری ایده آل تایپ وبری بعنوان ابزاری تحلیلی نشان داد نویسندگان در هر دو نشریه هم با اشاره به جامعه غرب و مشخصا اروپا، هم با ارجاع به وضعیت زنان در کشورهای موردی (مصر و ژاپن) و نیز با معرفی الگوهای زن پیشرو در صورتبندی سنخ آرمانی اهتمام ورزیده اند. همچنین تعریفی که از تجمیع ویژگیهای جامعه مثالی قابل احصا است هم دربردارنده وجوه ارزشی، نگرشی و هم مصادیق عینی، عملی است و در کنه خود وضعیت ایران آن روزگار و فاصله آن تا وضعیت بهبودیافته نسبی را نشان می دهد. طرح این مصادیق و وجوهشان تلاش برای الگودهی به اذهان زنان و مردان تحول خواهی بوده که از نظم جنسیتی فرودست انگارانه زنان به تنگ آمده و ترقی ایران را در هنگامه تاسیس و تثبیت دولت مدرن در این سمت و سو می جستند. همچنین گزارش و تحلیل یافته ها در رصد تغییرات اجتماعی زنان و نظم جنسیتی داده های بدیعی دارد.
مطالعه شیوه بازنمایی کنشگران اجتماعی در اخبار مربوط به حوادث سال (1401) ایران بر اساس نظریه ون لیوون (2008م) (مقایسه شبکه العربیه و الجزیره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
61 - 90
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی به رمزگشایی ایدئولوژی های پنهان شده در متن و تحلیل روابط نابرابر حاکم بر رسانه می پردازد. این که خبرگزاری ها چه تکنیک-هایی را علیه گفتمان مخالف بکار می گیرند و کنشگران غیرخودی را چگونه بازنمایی می کنند، از اهداف تحلیل گفتمان انتقادی است. الگوی تحلیل جامعه - معناشناختی ون لیوون (2008) الگوی مناسبی است که به وسیله آن می توان نحوه بازنمایی کنشگران اجتماعی و نمودهای متنی آن را در متون مختلف از جمله متون مطبوعاتی مورد بررسی قرارداد. این پژوهش با بررسی دو مقاله مرتبط با حوادث سال 1401 ایران از دو خبرگزاری برجسته العربیه و الجزیره، قصد دارد ایدئولوژی صاحبان این خبرگزاری ها و موضع آن ها نسبت به این حوادث را روشن سازد. یافته های پژوهش نشان می دهد خبرگزاری العربیه علی رغم ادعای بی طرفی در انتقال اخبار این جریان، ولی به طور هدفمند و با فعال سازی منفی و ارزش دهی منفی جبهه حاکم، به قطب بندی و غیریت سازی دست زده و از آن ها تصویری خشن و خون ریز ارائه داده است و کنشگران طرف دیگر را با منفعل سازی، ارزش دهی مثبت و نام دهی و هویت دهی، کنشگرانی مظلوم و صاحب حق نشان داده است. خبرگزاری الجزیره بر خلاف العربیه در جریان انتقال این اخبار سعی کرده با کتمان و یا کم رنگ کردن کنشگران جبهه حاکم و ارزش دهی منفی هر دو طرف، سیاست محتاطانه ای پیش بگیرد.
تحلیل مسیر رابطه بین جنسیت، سطح تحصیلات و دینداری با عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در بین مسلمانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
235 - 268
حوزههای تخصصی:
دین، فرهنگ و استعاره های مفهومی با تعیین علل ارزشی و ضد ارزشی احساسات، به کنترل و ساماندهی احساسات و افزایش شادمانی کمک می کند؛ لذا، هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر جنسیت، تحصیلات و دین داری بر رابطه عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در مسلمانان ایرانی است. پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی بود. از بین کلیه مسلمانان ایرانی ۳۹۸ زن و مرد با سطوح تحصیلی مختلف به صورت در دسترس، پرسشنامه آنلاین دین داری گلاک و استارک (۱۹۶۵)، آزمون عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسشنامه نشاط اجتماعی را تکمیل کردند. یافته ها نشان می دهد که جنسیت، تحصیلات، و عمل به باور دینی تأثیر مثبت و معناداری بر نشاط اجتماعی و دین داری دارند (۰۵.>p). همچنین، دین داری بر نشاط اجتماعی و عمل به باور دینی بر تحصیلات و جنسیت نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵.>p). اثر عمل به باور دینی بر نشاط اجتماعی با میانجی گری جنسیت و تعدیل تحصیلات معنادار است (۰۱.>p)، اما با میانجی دین داری معنادار نیست (۰۵.<p). همچنین اثر عمل به باور دینی بر دین داری از طریق تحصیلات و جنسیت معنادار است (۰۵.> p). با این حال، تحصیلات و جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارند (۰۵.<p). همچنین، عمل به باورهای دینی از طریق دین داری یا جنسیت/تحصیلات، و نیز جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارد (۰۵.<p). در نتیجه، عمل به باورهای دینی، با فراهم کردن حمایت اجتماعی و احساس معنای زندگی، به طور مستقیم باعث افزایش نشاط اجتماعی می شود درحالی که باورهای دینی به طور غیرمستقیم و به ویژه تحت تأثیر عواملی مانند جنسیت و تحصیلات می توانند بر نشاط اجتماعی تأثیر بگذارند. تحصیلات و جنسیت بر شدت و نوع رابطه بین دین داری و نشاط اجتماعی تأثیر دارند.
مدیریت گنبدی، الگویی برای تحول مدیریت شبکه های استانی صدا وسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
183 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت رسانه، فرآیند به کارگیری بهینه همه امکانات مادی، انسانی، فناورانه و غیره برای تولید، بازتولید و توزیع پیام های هدفمند، در چارچوب نظام ارزشی پذیرفته شده و با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان است. داشتن نظام رسانه ای قوی نیز در گرو روش، الگو و نظام مدیریت سیاستگذاری صحیح در حوزه مدیریت است. لذا هدف اصلی پژوهش، تدوین الگوی تحولی مدیریت شبکه های استانی می باشد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است که با روش کیفی داده بنیاد و طرح اکتشافی انجام شد. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل خبرگان مدیریت رسانه در استان مازندران و کشور با سن بیشتر از 40 سال، سابقه بیشتر از 20 سال و تحصیلات دکتری و کارشناسی ارشد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن قانون اشباع تعداد 16 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته ها: الگوهای موجود مدیریت رسانه شبکه استانی مازندران شناسایی شد که شامل سبک مدیریت دستوری، آنومیک و سبک مدیریت ترکیبی (گاهی اقتضایی و گاهی مشارکتی) است. یافته ها همچنین نشان داد "نظام مدیریت گنبدی"، مطلوب ترین الگوی مدیریت رسانه شبکه استانی است. نتیجه گیری: الگوی مدیریت گنبدی که برپایه عنصر علم اعم از مادی و طبیعی و علوم معارف الهی و توحیدی است ابعادی چندگانه دارد و می تواند گرهگشای مدیریت شبکه استانی باشد. بهره گیری از این الگو می تواند بهبود عملکرد (افزایش اثربخشی) از طریق توزیع انرژی یکسان و مداوم برای همه کارکنان توسط مدیر گنبدی را در پی داشته باشد.
تحلیل شیوه های تبلیغی اوانجلیست ها در شبکه های اجتماعی
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۵
32 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش در صدد تحلیل شیوه های تبلیغی اوانجلیست ها در شبکه های اجتماعی است.روش شناسی پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی است که برای انجام آن 60 صفحه از صفحات متنوع انجیلی ها بررسی و محتوای آن ها مورد تحلیل قرار گرفت و در تحلیل چند مرحله ای به نتایجی دست یافت.یافته ها: در نهایت روشن می شود که این گروه ها با تجزیه و تحلیل مخاطب در ابتدا و انگاه اتخاذ استراتژی های متنوع محتوا، انتشارو تعامل در راستای رسیدن به هدفی که بیان شد طی مسیر می کنند.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با درک گسترده تر از تلاقی میان رسانه، مذهب، و تلاش های تبشیری گروه های مسیحی، از منظری دقیقتر به منظومه رسانه دینی در عصر دیجیتال پرتو می افکند.
نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین در زمینه دین باوری
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۵
109 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین و تأثیر آن بر ترویج دین باوری می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تحلیل فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار محتوای دینی و بررسی تهدیدهای احتمالی مانند سانسور الگوریتمی است.روش شناسی پژوهش: تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع علمی داخلی و بین المللی انجام شده است. داده ها و اطلاعات به روز مرتبط با موضوع جمع آوری و بر اساس رویکردهای تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند نقش مؤثری در تولید و توزیع محتوای مذهبی ایفا کند و از طریق تحلیل رفتار کاربران در رسانه های اجتماعی، محتوای دینی خلاقانه و تعاملی تولید شود. در عین حال، خطراتی مانند سانسور الگوریتمی و تحریف اطلاعات مذهبی وجود دارد که می تواند تهدیدی برای آزادی مذهب و بیان در فضای آنلاین باشد.بحث و نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در رسانه های مدرن می تواند به گسترش دین باوری کمک کند، اما این امر نیازمند نظارت دقیق و چارچوب های اخلاقی است تا از تهدیدات احتمالی جلوگیری شود. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار نوین، همزمان با ایجاد فرصت های جدید برای تبلیغ دین، چالش هایی نیز به همراه دارد که باید به طور کامل مدیریت شود.