ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۹٬۸۶۵ مورد.
۴۱.

سیاست گذاری محتوایی برنامه های نمایشی تلویزیون برای ترغیب به افزایش فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه های نمایشی تلویزیون جمعیت سیاست گذاری رسانه ای فرزندآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
جوان بودن ساختار جمعیت، یکی از عوامل بنیادین در پیشرفت و اقتدار کشورها به شمار می رود. بنابراین، با توجه به بحرانی شدن نرخ باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران، پژوهش حاضر با هدف اصلی ترغیب خانواده ها به افزایش فرزندآوری از طریق برنامه های نمایشی تلویزیون انجام شده است. در این پژوهش، برای گردآوری داده ها از ابزار «مصاحبه نیمه ساختاریافته» و برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش «تحلیل محتوای کیفی برساخته» استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران برنامه های نمایشی تلویزیون، خبرگان حوزه فرهنگ و رسانه، مشاوران و روان شناسان خانواده، و متخصصان زنان و زایمان بود که بر اساس منطق اشباع نظری و به شیوه نمونه گیری هدفمند، مصاحبه هایی با هفده نفر از آنها انجام شد. پس از پیاده سازی مصاحبه ها و سازمان دهی داده ها، فرایند کدگذاری و استخراج مقوله های فرعی (واحدهای معنایی یا موضوعی در متن) صورت گرفت. سپس، با ترکیب کدهای مشابه، مقوله های اصلی با دقت و حساسیت بالا استخراج شد تا مفاهیم کلیدی تحقیق و ساختار محتوایی مشخصی به دست آید. درنهایت، داده ها در قالب پنج مقوله اصلی سازمان دهی شدند که عبارت اند از: «برجسته کردن مزایای خانواده پرجمعیت: مثل نمایش هم افزایی فرزندان در تربیت یکدیگر» - «نشان دادن مضرات خانواده کوچک: مثل نمایش نارسایی های خانواده های کوچک به ویژه برای دوران سالمندی والدین» - «برجسته نکردن چالش ها و سختی های فرزندآوری: مثل برجسته نکردن اختلافات بین والدین و فرزندان» - «اصلاح باورهای ذهنی زوجین پیرامون خانواده و فرزندآوری: مثل اصلاح باورهای غلط زوجین پیرامون سقط جنین عمدی» - «ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی و تقبیح آسیب های فرهنگ غربی: مثل احیای خرده فرهنگ های مؤید ازدیاد نسل». بنابراین، تحلیل و تفسیر این مقوله های اصلی و فرعی نشان داد که برای تشویق خانواده ها به افزایش فرزندآوری، حداقل این پنج سیاست محتواییِ کلیدی باید در تولید برنامه های نمایشی تلویزیون مدنظر قرار گیرد.
۴۲.

بایسته های رفتاری مخاطب رسانه در پرتو آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قرآن رسانه پیام مخاطب سواد رسانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
پیام رسانه ای، مسیری دوطرفه و متشکل از فرستنده (رسانه) و گیرنده (مخاطب) است. در ادبیات دینی نه تنها فرستنده پیام ملزم به رعایت چارچوب های شرعی و اخلاقی است، بلکه گیرنده پیام نیز ملزم به رعایت این چارچوب ها است. قرآن کریم رهنمودهایی در خصوص بایسته های رفتاری مخاطبین دارد که شناخت و کاربست آن نقش بسزایی بر مصونیت مخاطبین در برابر تأثیرپذیری از پیام های رسانه ای منفی دارد. پژوهش حاضر آموزه های قرآنی ناظر به دریافت، پردازش و بازنشر پیام های رسانه ای توسط مخاطبین را بررسی نموده است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و ابزارهای گردآوری داده ها از نوع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های قرآن کریم در خصوص بایسته های رفتاری مرحله دریافت محتوا شامل «گزینش منبع پیام»، «پرهیز از دروغ شنوی» و «پرهیز از پوچ گرایی»، و در مرحله پردازش محتوا شامل «صحت سنجی»، «احتیاط در تصدیق» پیام های مشکوک، و در مرحله بازنشر محتوا شامل «ارجاع به کارشناس» و «پرهیز از تأیید و انتشار» شایعات و اخبار و مطالب غیرواقعی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهکارهای حقوقی کنونی مانند جرم انگاری و محاکمه قضایی بیشتر ناظر به تولید و ارسال پیام توسط «فرستنده» است و در سمت دریافت پیام توسط «مخاطب» خلأ تقنینی وجود دارد. در چنین شرایطی، «ارتقاء سواد دینی مخاطب» از طریق تبیین بایسته های رفتاری، کارآمدتر و کم هزینه تر از ساز و کارهای حقوقی است.
۴۳.

تحلیل مسیر رابطه بین جنسیت، سطح تحصیلات و دینداری با عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در بین مسلمانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عمل دینی نشاط اجتماعی باور اعتقادی جنسیت تحصیلات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
دین، فرهنگ و استعاره های مفهومی با تعیین علل ارزشی و ضد ارزشی احساسات، به کنترل و ساماندهی احساسات و افزایش شادمانی کمک می کند؛ لذا، هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر جنسیت، تحصیلات و دین داری بر رابطه عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در مسلمانان ایرانی است. پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی بود. از بین کلیه مسلمانان ایرانی ۳۹۸ زن و مرد با سطوح تحصیلی مختلف به صورت در دسترس، پرسشنامه آنلاین دین داری گلاک و استارک (۱۹۶۵)، آزمون عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسشنامه نشاط اجتماعی را تکمیل کردند. یافته ها نشان می دهد که جنسیت، تحصیلات، و عمل به باور دینی تأثیر مثبت و معناداری بر نشاط اجتماعی و دین داری دارند (۰۵.>p). همچنین، دین داری بر نشاط اجتماعی و عمل به باور دینی بر تحصیلات و جنسیت نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵.>p). اثر عمل به باور دینی بر نشاط اجتماعی با میانجی گری جنسیت و تعدیل تحصیلات معنادار است (۰۱.>p)، اما با میانجی دین داری معنادار نیست (۰۵.<p). همچنین اثر عمل به باور دینی بر دین داری از طریق تحصیلات و جنسیت معنادار است (۰۵.> p). با این حال، تحصیلات و جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارند (۰۵.<p). همچنین، عمل به باورهای دینی از طریق دین داری یا جنسیت/تحصیلات، و نیز جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارد (۰۵.<p). در نتیجه، عمل به باورهای دینی، با فراهم کردن حمایت اجتماعی و احساس معنای زندگی، به طور مستقیم باعث افزایش نشاط اجتماعی می شود درحالی که باورهای دینی به طور غیرمستقیم و به ویژه تحت تأثیر عواملی مانند جنسیت و تحصیلات می توانند بر نشاط اجتماعی تأثیر بگذارند. تحصیلات و جنسیت بر شدت و نوع رابطه بین دین داری و نشاط اجتماعی تأثیر دارند.
۴۴.

جنگ شناختی؛ عرصه جدید در ارتباطات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قدرت نرم نانوتکنولوژی تخدیر ذهن علوم شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: این مقاله نقش جنگ شناختی را به عنوان یکی از مصادیق قدرت نرم در ارتباطات سیاسی موشکافی می کند.روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل ثانویه است که در آن از داده های موجود برای پاسخ به سؤالات تحقیقی جدید استفاده می شود. روش تحلیل ثانویه در چند مرحله صورت می گیرد: در مرحله اول، اهدف تحقیق شناسایی شد. در مرحله دوم داده های موجود جستجو شد تا در مرحله سوم کیفیت داده های موجود ارزیابی شود. در مرحله چهارم، از میان داده های موجود، تقریباً بیست اثر به عنوان داده های مناسب در حوزه رسانه، قدرت نرم، ارتباطات سیاسی و جنگ شناختی انتخاب شد. در مرحله پنجم، این داده ها ارزیابی و در نهایت با تحلیل و تفسیر داده ها، نتیجه گیری به عمل آمد.یافته ها: جنگ شناختی مفهومی جدید در مطالعات میان رشته ای علوم شناختی، ارتباطات و علوم سیاسی است. ظهور این مفهوم نظر متفکران و سیاستمداران را در مورد ارتباطات سیاسی دچار تحول کرده است. همان طور که ارتباطات سیاسی از اثرات شناختی رسانه های جمعی برای بهبود روابط میان سیاست مداران، مردم و رسانه ها بهره می گیرد، نظریه پردازان جنگ شناختی نیز هدف مشابهی دارند؛ تفاوت اصلی این دو، نحوه نگاه و بهره گیری از توان رسانه هاست که یکی به دنبال ایجاد ارتباط واقعی و مؤثر میان مردم و سیاست مداران از طریق تبلیغات و اطلاع رسانی صحیح و دیگری به دنبال بهره گیری از خلاء ارتباط میان حاکمان و مردم و ایجاد تنازع و نابودی علقه های فکری بین مردم و سیاست مدارن است.نتیجه گیری: جنگ شناختی به عنوان تهدیدی برای تخدیر و تأثیرگذاری بر اذهان و افکار عمومی جزء جنگ های نرم دسته بندی می شود. در این جنگ برای دستکاری هوشمندانه و تخریب بیشتر اذهان و قلوب از ابزارهای علوم شناختی فناوری های رسانه ای جدید و هوش مصنوعی استفاده می شود. در نتیجه، جنگ شناختی عرصه جدیدی در ارتباطات سیاسی محسوب می شود که در آن رسانه ها کارکرد شناختی پیدا کرده اند.
۴۵.

تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت و آسیب های فضای مجازی با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان

کلیدواژه‌ها: رسانه اخلاق شبکه های اجتماعی اخلاق دیجیتال فضای مجازی اوقات فراغت سلامت معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: در این پژوهش به تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان منطقه 4 شهر تهران پرداخته شده است.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق 6483 نفر با دامنه سنی 18-15سال و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 362 نفر انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت خوشه ای و تصادفی ساده انجام گرفته و از سه پرسشنامه تأثیر شبکه های اجتماعی، پرسشنامه اوقات فراغت و پرسشنامه سلامت معنوی استفاده گردیده است. داده های به دست آمده با روش آمار توصیفی و ضریب همبستگی با استفاده از نرم افزار (22- spss) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین تأثیر شبکه های اجتماعی با مؤلفه (فعالیت های فرهنگی، اجتماعی) اوقات فراغت رابطه معنادار و منفی وجود دارد؛ به این معنی که هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی (فرهنگی، اجتماعی) بپردازند، کمتر به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی گرایش پیدا می کنند. همچنین بین اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت شامل مطالعه و کتابخوانی، هنر، و فرهنگی، اجتماعی با سلامت معنوی و اخلاقی آن رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.بحث و نتیجه گیری: هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی مذکور بپردازند، از سلامت معنوی بالاتری برخوردار می گردند. درنتیجه متغیر اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت، در حد متوسط توان تبیین و پیش بینی متغیر سلامت معنوی را دارند.
۴۶.

جامعه آرمانی و وجوه آن در مطبوعات زنان دوره پهلوی اول؛ مطالعه موردی پیک سعادت نسوان و دختران ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ممالک مترقی حوزه عمومی حق تحصیل تبعیض جنسیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۵
جریان فکری تحول خواهانه منبعث از جنبش مشروطیت در حوزه مطالبات زنان در دوره پهلوی اول تداوم یافت و در ادوار بعد نضج گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این جریان به دنبال پاسخ به این پرسش ها انجام شده: جامعه ایده آل تایپ از لحاظ مناسبات جنسیتی و جایگاه زنان در مطبوعات زنان این دوره چیست و نشریات چه ویژگیهایی از این جوامع متبادر می سازند؟ در این راستا متن نشریه پیک سعادت نسوان (1306-1307) و دختران ایران(1310-1311) بعنوان نمونه انتخاب و با تکنیک تحلیل سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. اتخاذ رویکرد نظری ایده آل تایپ وبری بعنوان ابزاری تحلیلی نشان داد نویسندگان در هر دو نشریه هم با اشاره به جامعه غرب و مشخصا اروپا، هم با ارجاع به وضعیت زنان در کشورهای موردی (مصر و ژاپن) و نیز با معرفی الگوهای زن پیشرو در صورتبندی سنخ آرمانی اهتمام ورزیده اند. همچنین تعریفی که از تجمیع ویژگیهای جامعه مثالی قابل احصا است هم دربردارنده وجوه ارزشی، نگرشی و هم مصادیق عینی، عملی است و در کنه خود وضعیت ایران آن روزگار و فاصله آن تا وضعیت بهبودیافته نسبی را نشان می دهد. طرح این مصادیق و وجوهشان تلاش برای الگودهی به اذهان زنان و مردان تحول خواهی بوده که از نظم جنسیتی فرودست انگارانه زنان به تنگ آمده و ترقی ایران را در هنگامه تاسیس و تثبیت دولت مدرن در این سمت و سو می جستند. همچنین گزارش و تحلیل یافته ها در رصد تغییرات اجتماعی زنان و نظم جنسیتی داده های بدیعی دارد.
۴۷.

مقایسه دو مدل «ژورنالیسم» و «دعوت» به مثابه دکترین عمومی سازی علم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژورنالیسم دعوت حکمت عمومی سازی علم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
«عمومی سازی علم» فرایندی است که در طی آن، تولیدات جامعه علمی به سمع و نظر مخاطبان غیرعلمی رسیده و آنها را نیز از آخرین دستاوردهای اندیشه ای بشر، مطلع می سازد. دغدغه عمومی سازی در وهله اول منوط به معنای علم و رابطه آن با فرهنگ و در قدم دوم منوط به غایتی است که برای علم در نظر گرفته می شود و متولیان نهاد علم، تکفل آن را بر عهده می گیرند. در قدم بعدی نیز مبتنی بر دکترین و مدل رسانه ای است که اصحاب علم قصد دارند در قالب آن به امر عمومی سازی بپردازند. براین اساس می توان مدل های مختلفی برای عمومی سازی ذکر کرد؛ در جهان غرب این امر در قالب مدل «ژورنالیسم» صورت گرفته که ناظر به یک روش فنّاورانه برای توزیع و مدیریت شناختی دانش در سطح عمومی جامعه است. در جهان اسلام اما به دلیل ترادف علم با حکمت، مدل «دعوت» به عنوان دکترین عمومی سازی علم معرفی می شود که الگوی آرمانی در آن، بر هدایت و خیرخواهی نسبت به مخاطبان اصرار می ورزد. یافته های مقاله حاضر نشان می دهد که با انجام تطبیقی نامتوازن می توان تفاوت های مبنایی و روشی مدل «دعوت حکمی» و مدل «ژورنالیسم علمی» را در چهار ساحت «الگوی ارتباطی»، «محتوا»، «هدف ارتباط» و «مخاطب» تبیین نمود. امروزه توجه به این تفاوت ها، بایدها و نبایدهای متفاوتی را پیش روی اندیشمندان فعال در شبکه های اجتماعی می گذارد.
۴۸.

Cultural Critique and Authority in the Digital Media Era: A Rhetorical Analysis of Instagram Vernacular Film Reviewers

کلیدواژه‌ها: critical authority Cultural Criticism Instagram Rhetorical analysis vernacular reviewers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
Background: The emergence of amateur critics and vernacular reviewers as non-institutional cultural voices is one of the consequences of social media's development and widespread use.Aims: This study aims to better understand reviewers and their types by examining how they establish critical authority in comparison to institutional critics and their potential influence on cultural valuation.Methodology: This subject is explored through the rhetorical analysis of their linguistic strategies. The research draws theoretically on existing literature regarding cultural criticism and review in social media. Methodologically, it combines qualitative content analysis and rhetorical analysis, emphasizing identifying Aristotelian persuasive elements within the data, including ethos, pathos, and logos. The study sample consists of 350 Instagram posts gathered from 30 film review pages.Findings: The findings indicate that most reviewers adopt a consumer-oriented perspective, distancing themselves from institutional critics. They have also emphasized using Instagram's affordances, particularly its interactive and participatory features, to construct their cultural authority. Furthermore, they have employed rational and emotional appeals in alignment with presenting "summaries and supplementary movie information" and expressing "emotional appeal and affective experience of consumption". These strategies, along with the reviewers' focus on "addressing the audience's emotional needs", "personal growth and self-improvement", and "less dependence on institutional critics", reflect their disinterest in delving into deeper levels of critical evaluation and rhetorical directness in constructing their authority. In the final section of the article, the impact of reviewers on cultural valuation is further discussed, distinguishing three types: "film-style bloggers", "cinema influencers", and "critical reviewers".Conclusions: Based on the results, the first two types of reviewers demonstrate how Instagram’s platform-specific features primarily shape critical authority. While diverse reviewers enhance access to information, they often marginalize critical evaluation and cultural value in favor of consumerism and commercial competition. Only "Critical Reviewers" have successfully integrated critical evaluation with Instagram’s affordances through distinct rhetorical strategies, emphasizing the need to increase their numbers in the era of digital media.
۴۹.

The Social Network: Youth Film 2.0 by Neil Archer

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Cinema Digital Culture youth cultures

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
Aurhor: Neil ArcherTitle: The Social Network: Youth Film 2.0Year of Published: 2023130ppIn EnglishISBN: 978-0367753115Dimensions: 13.8 x 0.76 x 21.6 cmCountry of Origin: IndiaPacker: RoutledgeCinema and Youth Cultures series
۵۰.

The Role of E-Commerce in Economic Transformation from a Business Management Perspective

کلیدواژه‌ها: E-Commerce Economic Transformation Business Management trade facilitation Inflation Impact

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
Background: Over the past few decades, the rapid expansion of cross-border e-commerce has reshaped global trade, acting as a key driver of economic transformation. As a crucial aspect of globalization, e-commerce has facilitated the integration of businesses into international markets, reducing geographical barriers and transaction costs while fostering economic development.Aims: The present study aims to examine e-commerce and its role in economic transformation from a business management perspective.Methodology: The research employs a descriptive survey method, with a statistical population comprising all students and graduates in the fields of e-commerce and business management in Bandar Abbas. Using a convenience sampling method, a total of 203 individuals were selected as the study sample. A researcher-developed questionnaire with a reliability coefficient exceeding 0.8 was distributed among the participants. Data analysis was conducted using descriptive and inferential statistical methods, specifically the T-test, through SPSS version 22.Findings: The findings revealed that the T-test statistic for the role of e-commerce in accelerating economic transactions was 73.7, its impact on inflation in the global economy was 54.9, and its contribution to facilitating transactions was 65.5, all statistically significant at a 95% confidence level (P<0.05).Conclusions: E-commerce plays a significant role in enhancing the speed of economic transactions, influencing inflation in the global economy, and facilitating trade from a business management perspective.
۵۱.

The Effect of Social Networks on Women's Political Participation; Case Study of ClubHouse

کلیدواژه‌ها: ClubHouse Gender Identity Political Action political participation Social Networks Women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
Background: A key claim and fundamental assumption of feminist thought is that many traits commonly perceived as female are not inherent or genetically determined, but are instead products of historical and social conditioning. This perspective argues that even in contemporary societies, persistent anti-female stereotypes limit women’s ability to fully exercise their rights. For instance, the historical exclusion of women from political life, potentially driven by male power dynamics, has fostered the misconception that women lack interest in political engagement.Aims: This research seeks to investigate this hypothesis: does Internet-based social networks help to increase women's political participation?Methodology: Employing a qualitative approach, this study synthesizes data from diverse sources– including case study of Clubhouse, and peer-reviewed academic literature– to explore to what extent are women interested in political action under free and equal conditions? To this end, we selected the Clubhouse platform. We then monitored and analyzed women’s behavior before and after a sensitive national political event, the 2021 (1400 AH) presidential election.Findings: The findings indicated that, contrary to our initial hypothesis, the Clubhouse platform’s open environment did not significantly enhance women’s political participation or stimulate greater interest in political topics. Women largely remained engaged with content related to entertainment, family life, cooking, and music.Conclusions: This viewpoint aligns with the tendency to view gender-related issues as stemming from inherent, natural differences rather than socio-historical constructs.
۵۲.

حکمرانی جهانی هوش مصنوعی در خدمت منافع بشریت و نقش سازمان ملل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی سازمان ملل متحد مجمع عمومی منافع بشریت حکمرانی جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: هدف این پژوهش بررسی موضوع هوش مصنوعی و اقدامات سازمان ملل متحد در این عرصه در طی سال های مختلف است. در ادامه این پژوهش سعی دارد لزوم چارچوب گذاری هوش مصنوعی توسط سازمان ملل متحد را بررسی کند.روش پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به تبیین هوش مصنوعی و تاثیر آن بر جنبه های مختلف زندگی انسان پرداخته و با بررسی اسناد و گزارش های متعدد سازمان ملل متحد، اقدامات این سازمان را در تنظیم مقررات و چارچوب گذاری این فناوری بررسی خواهد کرد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی با توجه به پیشرفت روزافزونی که در جنبه های مختلف زندگی بشر داشته، لزوم چارچوب گذاری جهانی آن احساس می شود همچنان که برخی از کشورها به تنظیم مقرراتی درخصوص این فناوری پرداخته است. سازمان ملل به دلیل عضویت تمامی کشورها در آن و داشتن نقش دیپلماسی چندجانبه در عرصه جهانی با تنظیم مقررات در زمینه این فناوری، می تواند باعث هدایت و کنترل مثبت آن گردد.نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی تا مقیاس گسترده ای قابلیت ایجاد چالش های حقوقی مختلفی را در ابعاد گوناگون زندگی افراد خواهد داشت. علی رغم تلاش های متعدد کشورهای مختلف در زمینه تنظیم گری این فناوری، همچنان نیاز شدید به تصویب قوانینی جامع و شفاف توسط نهادی جهانی و خاص همچون سازمان ملل متحد احساس می شود.
۵۳.

Political Polarization Mechanics on Persian Twitter (X): A Social Network Analysis of the 2024 Iranian Presidential Election

کلیدواژه‌ها: echo chambers political polarization persian Twitter social network analysis 2024 Iranian presidential election

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
Background: The 2024 Iranian presidential election intensified political polarization on Persian Twitter (X), where ideological factions engaged in networked contestation. This study employs social network analysis to examine polarization mechanics, mapping key actors, echo chambers, and discursive strategies. Findings illuminate digital factionalism, algorithmic amplification, and the role of influencers in political mobilization.Aims: This study explores the mechanisms driving political polarization on Persian Twitter (X) during the 2024 Iranian presidential election.Methodology: Utilizing computational social science methodologies, the research combines social network analysis (SNA) and thematic analysis to examine over 133,000 active users and numerous election-related hashtags. Data collection spanned June 1–16, 2024, leveraging Twitter's API to identify clusters, user interactions, and thematic trends. Key tools included the Louvain algorithm for community detection and centrality measures for network analysis, visualized through Gephi software.Findings: Findings reveal a fragmented political landscape characterized by ideological divides, echo chambers, and limited interaction between opposing factions. Analysis identified six major clusters, each aligned with distinct political affiliations, including reformists, conservatives, and opposition groups. Thematic analysis further highlighted the rhetoric surrounding leading candidates Masoud Pezeshkian and Saeed Jalili, revealing polarized sentiments and distinct narratives among their supporters and detractors. The study also underscores the role of platform algorithms, influencer strategies, and group identities in deepening polarization.Conclusions: This research contributes to the understanding of digital polarization within Iran's socio-political context. It emphasizes the dual role of social media as both a space for public discourse and a driver of ideological segregation. Recommendations include strategies for promoting digital literacy, fostering inclusive discussions, and enhancing algorithmic transparency to mitigate polarization in Iran.
۵۴.

نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین در زمینه دین باوری

کلیدواژه‌ها: دین رسانه های نوین هوش مصنوعی جامعه اسلامی دین باوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین و تأثیر آن بر ترویج دین باوری می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تحلیل فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار محتوای دینی و بررسی تهدیدهای احتمالی مانند سانسور الگوریتمی است.روش شناسی پژوهش: تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع علمی داخلی و بین المللی انجام شده است. داده ها و اطلاعات به روز مرتبط با موضوع جمع آوری و بر اساس رویکردهای تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند نقش مؤثری در تولید و توزیع محتوای مذهبی ایفا کند و از طریق تحلیل رفتار کاربران در رسانه های اجتماعی، محتوای دینی خلاقانه و تعاملی تولید شود. در عین حال، خطراتی مانند سانسور الگوریتمی و تحریف اطلاعات مذهبی وجود دارد که می تواند تهدیدی برای آزادی مذهب و بیان در فضای آنلاین باشد.بحث و نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در رسانه های مدرن می تواند به گسترش دین باوری کمک کند، اما این امر نیازمند نظارت دقیق و چارچوب های اخلاقی است تا از تهدیدات احتمالی جلوگیری شود. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار نوین، همزمان با ایجاد فرصت های جدید برای تبلیغ دین، چالش هایی نیز به همراه دارد که باید به طور کامل مدیریت شود.
۵۵.

تحلیل مستندهای مادرکشی،کُربال از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست

کلیدواژه‌ها: محیط زیست مسئولیت اخلاقی فیلم مستند نشانه شناسی رسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: این تحقیق در صدد تحلیل مستندهای تلویزیونی از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست است.روش شناسی پژوهش : روش این تحقیق روش نشانه شناسی است و از داده های آرشیوی و اسناد رسانه ای استفاده شده و شیوه ی تحلیل نشانه شناسی هم شیوه ی پیرس است.یافته ها: در فیلم های مستند منتخب ارزش های اخلاقی و هنجارها از طریق سه عنصر نشانه شناسی (پیرس) نماد، نمایه و شمایلی به کار رفته است و از این راه سه عنصر مضامین بحران خشکسالی دریاچه ها و منابع زیرزمینی، قطع درختان و جنگل خواری، آلودگی هوا مورد تحلیل قرارگرفته است. طبق یافته های تحقیق سه موضوع بحران های محیط زیستی، لزوم مراقبت و همچنین احیای محیط زیست در دو فیلم "مادرکشی و کُربال" به تصویر کشیده شده است. این دو فیلم برای به تصویرکشیدن مسولیت اخلاقی بیشتر از نمایه ها استفاده کرده است.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با تحلیل و بررسی فیلم های منتخب به این نتایج رسیده است که عدم رعایت اخلاق زیست محیطی در سطح حاکمیتی، با تصمیمات غلط و بدون دانش کافی و در سطح دوم عدم آگاهی از نحوه ی مصرف منابع توسط مردم باعث بروز بحران ها در موضوع محیط زیست شده است. و نیز استفاده ی فیلم سازان از عناصر نشانه شناسی در فیلم ها برای انتقال مفاهیم به صورت تصویری که ماهیت فیلم می باشد بسیار کاربردی و مهم می باشد.
۵۶.

واکاوی ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی روزنامه نگاری دیجیتال اخبار جعلی داده کاربر پساحقیقت فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۸
این پژوهش بر پیامدهای خاص فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری متمرکز است. یکی از پیامدهای آن، افزایش تولید و توزیع اخبار جعلی است که فرایند آگاه سازی و اعتماد عمومی را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آسیب های فراوانی به پایه های حکمرانی و دموکراسی وارد کرده است. برای مواجهه مناسب با این مسئله، تکیه بر ابعاد جدید معرفتی روزنامه نگاری ضروری است. هدف از این تحقیق، شناخت ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال است. به همین منظور، از روش فراترکیب بر روی کلیه تحقیقات انجام شده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. در پایان، در قالب چهار مقوله "پیام"، "وسیله"، "مخاطب" و "فضا"، مؤلفه های داده به عنوان یک فرم دانش؛ بحران اخبار جعلی، دانش شبکه ای، روزنامه نگاری دیجیتال به عنوان علم چندرشته ای؛ خبرنویسی زنده، روزنامه نگاری موبایلی به عنوان یک فرم دانش؛ تجمیع خبری به عنوان یک شیوه معرفت شناختی؛ شیوه های خبری الگوریتمی، رسانه اجتماعی به عنوان یک پلتفرم خبری؛ جریان خبری شتابان، هنجارهای راستی آزمایی، مشارکت، کامنت های کاربران، اقتدار کاربر، عصر پساحقیقت و روزنامه نگاری مستقل از زمان تحت عنوان "ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال" شناسایی شدند که می توان آن ها را پیامدهای فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری به شمار آورد.
۵۷.

مؤلفه های موثر بر سرشت و سرنوشت مطبوعات ایران در دوران جنگ جهانی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مطبوعات مجلس احزاب دولت ایران جنگ جهانی دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: با نزدیک شدن به انقلاب مشروطیت هر روز بر اهمیت و جایگاه مطبوعات در وقایع سیاسی افزوده می شد اما جز اندک زمان کوتاهی پس از مشروطیت و ایام پس از سقوط رضاشاه را نمی توان به عنوان عصر رونق مطبوعات به حساب آورد. در مرحله نخست و در پی انقلاب مشروطیت، روزنامه ها و مطبوعات ملی و محلی گوناگونی در عرصه سیاسی و فرهنگی ایران ظهور نمودند، به طوری که دو روزنامه «مجلس» و «ایران نو» در مجلس دوم هر کدام یکی از دو حزب و جریان سیاسی را نمایندگی می کردند. در طول جنگ جهانی دوم با وجود فضای باز سیاسی اما بار دیگر همان رویکرد لجام گسیختگی و هتاکی مطبوعات ادامه یافت که با وجود آزادی نسبی در مطبوعات اما پیشرفتی در زمینه حرفه ای شدن مطبوعات به وقوع نپیوست. حال پرسش اساسی پژوهش حاضر این است که، فضای باز و متناقض سیاسی آن دوره و کانون های متعدد قدرت، سرنوشت و سرشت مطبوعات را به چه سمت و سویی سوق می دادند؟روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کتابخانه ای بوده که در آن پس از بررسی و جمع آوری داده ها در قالب فیش های تحقیق، به دسته بندی و سپس تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعت پرداخته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که در شرایط آن روز اوضاع مطبوعات ثابت نبود و گردانندگان نشریات نیز در صورت توقیف از فضای باز و شرایط جدید سیاسی استفاده می نمودند و با اخذ امتیاز با عناوینی دیگر ولی با همان اهداف و رویکردهای قبلی به فعالیت خود ادامه می دادند و توقیف را دور می زدند و بی اعتبار می ساختند و همین عامل هم باعث هتاکی و جسارت بیشتر مطبوعات این دوره شده بود.نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرگاه مجلس به عنوان نماد آزادی خواهی قدرت می گرفت، مطبوعات نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی تقویت می شدند، به طوری که در اثنای جنگ جهانی دوم و شکل گیری فضای باز سیاسی، این اتفاق به خصوص در مجلس چهاردهم رقم خورد و رشد و گسترش مطبوعات را - در کوتاه مدت - به دنبال داشت. اما کمرنگ شدن نقش مجلس و دخالت نیروهای خارجی در انتخابات این نهاد مهم، بر سرنوشت مطبوعات نیز اثر  منفی نهاد و در نهایت مطبوعات را به سمت و سوی کم رونقی پیش برد.
۵۸.

Visual Climate Change Communication in Iran’s Social Media: A Discourse Analysis of X

کلیدواژه‌ها: climate change communication visual discourse analysis Visualization X

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
Background: The visual turn is one of the most important features of contemporary culture. Therefore, in climate change communication, images can play a crucial role in conveying environmental messages. Environmental advocates use the potential of visuals to deliver part of their messages to their audience. However, only a limited number of studies have focused on the visualization of climate change communication. Given the characteristics of social media, free from the constraints of mainstream media, they can serve as a suitable platform for visualizing climate change messages.Aims: Despite Iran's role in greenhouse gas emissions and the engagement of environmental activists, no research has been conducted on the role of images in conveying climate change messages on Iranian social media. Therefore, the main question of this research is: How do Iranian users on social media platform X frame climate change through images, and within what discourses?Methodology: To answer the question of the research, a combination of quantitative and qualitative visual discourse analysis was applied to 500 images in 2023.Findings: Studies on the visualization of climate change messages have predominantly focused on developed countries. The findings reveal that Iranian users have addressed climate change through four key discourses: scientific, political, ecological, and protest. Furthermore, the results show that visual discourses have been seen globally in Persian X and it has addressed the present tense and the framework of the consequences.Conclusion: In general, the public's attention to climate change in Iranian society reflects the dynamism of the environmental movement in Iran and the growth of environmental literacy among Iranian social media users.
۵۹.

تحلیل بازنمایی تصویری زنان در عکس های اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رسانه اینستاگرام هتروتوپیا هتروتوپیای رسانه ای بازنمایی حادواقعیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
حضور گسترده زنان معاصر ایران در عکس های ساخته و پرداخته شده اینستاگرام، نوعی از زیست رسانه ای را برای اکنون آنان رقم زده و پای مفهوم دگرمکان یا هتروتوپیای فوکو را به پژوهش باز کرده است. بازنمایی تصویری زنان، از سویی تحت قدرت انضباطی موجود در ساختار مکان مند رسانه قرار گرفته و ازسوی دیگر، با حرکت در میان انبوهی از تصاویر بی پایان، به آشکارگی هرچه تمامِ خود نزدیک شده و پژوهش را به حادواقعیت بودریار رسانده است. به این ترتیب، امر بازنمایی تصویری زنان در خوانشی هم زمان فوکویی-بودریاری پیش برده شده است. این مقاله با هدف روشن ساختن تصویر معاصر و رسانه ای زنان و در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که بر ارتباط ساختار فناورانه هتروتوپیای رسانه ای اینستاگرام ذیل اصل اول هتروتوپیا (هتروتوپیای انحرافی) با تصویر زنان معاصر ایران در حادواقعیت رسانه ای قرار گرفته است، به مشاهده عکس هایی از آنان در بازه زمانی دی ماه ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۲ در میان صفحات کاربری عمومی این شبکه پرداخته و از راه بهره مندی از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۰ داده را که در سطحی از افراط یا شدت تطابق با چارچوب نظری پژوهش قرار گرفته اند، انتخاب کرده و آن ها را ذیل پارادایم تفسیری - برساختی به روش تحلیل محتوای کیفی سپرده است. نتایج حاصله روشن می کند که قدرت جاری در ساختار انضباطی و گفتمان های رسانه ای هتروتوپیای انحرافی اینستاگرام، بدن-ابژه هایی حادواقعی و منقاد شده از زنان را به همراه داشته است که در قالب بدن هایی منفعل بازنمایی شده اند.
۶۰.

به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه هایدگر سینمای رهایی بخش فلسفه هنر فلسفه تکنولوژی رخ داد حقیقت دور هرمنوتیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان