ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۰٬۱۱۵ مورد.
۴۱.

واکاوی تجارب زیسته مادران دارای کودک اوتیسم از پیامدهای دایه گری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر باهدف شناسایی تجارب زیسته مادران از آثار و پیامدهای دایه گری دیجیتالی در بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در بین کودکان صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. گروه هدف شامل تمامی مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال با اختلال شبه اوتیسم در شهر یزد در سال 1403 - 1404 بود که 9 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند ملاک محور و با رعایت قانون اشباع نظری داده ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. درنهایت ادراکات تجربه شده مادران در قالب 2 مضمون اصلی و 18 مضمون فرعی سازمان دهی شد. در این راستا آسیب های دایه گری دیجیتالی بر کودکان شامل مشکلات بینایی، مشکلات خواب، کاهش سلامت جسمی با رفتار ناسالم، کاهش توجه به بهداشت شخصی، پرخاشگری، کاهش تمرکز و توجه، کاهش توانایی حل مسئله، کاهش مدت زمان بازی های فیزیکی، افزایش استرس و اضطراب، کاهش رضایت از زندگی، افزایش وابستگی عاطفی به دستگاه های دیجیتال به جای ارتباطات انسانی، کاهش عملکرد تحصیلی، افزایش غیبت های مدرسه، کاهش زمان مطالعه بود. از طرف دیگر آسیب های دایه گری دیجیتالی بر خانواده شامل کاهش کیفیت ارتباطات خانوادگی، کاهش مدت زمان تعاملات خانوادگی، کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوا و تنهایی بود. نتایج حاصل از بررسی ادراکات مادران نشان داد که دایه گری دیجیتالی می تواند تأثیرات گسترده ای بر سلامت جسمی و روانی کودکان داشته باشد و باعث بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در کودکان آن ها شود.
۴۲.

Responsible cyberspace engagement: Towards Omolúàbí ethos for Nigerian youth

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
Background: Cyberspace is understood in this paper as a place for possible moral and immoral conducts, just as it is the case with physical societies across the world. However, the Nigerian cyberspace has, in recent times, experienced increase in moral decadence, with young people engaging in acts of vices, including disrespect, fraud, and phishing among other cybercrimes. This set of behaviours negates the values expected of a well-ordered and well-meaning cyberspace, all of which threaten physical societal cohesion and ethical standards. Aims: This paper examines Omolúàbí ethos, a traditional embodiment of moral principle of the Yoruba people, as a remedial framework. The Omolúàbí ethos places virtues such as good character, respectful conduct, gentleness, honesty, trust, humanness, among others, as a necessity for building a responsible society, even in the cyberspace. Methodology: Being philosophical research, the paper adopts qualitative method to unpack the relevance of ancient Yoruba proverbs and ethical practices to contemporary online engagement. Findings: The paper argues that if the Omolúàbí ethos is imbued into cyberspace culture, through the medium of philosophical counseling in collaboration with the National Orientation Agency, it could help ensure a more suitable online environment where respect, dignity, and virtue are paramount. Conclusion: This paper contributes to scholarship by positioning an indigenous ethical framework for addressing contemporary cyberspace’s ethical challenges.
۴۳.

Between exploitation and resilience: Reconciling AI’s role in surveillance capitalism and disaster risk management

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
Background: This study explores the paradoxical role of artificial intelligence as both a tool of exploitation within surveillance capitalism and a force for resilience in disaster risk management, highlighting the ethical and governance challenges that arise at the intersection of these domains. Aims: This article aims to enable the ethical use of AI in DRM while insulating public systems from the structural harms of commercial data exploitation. Methodology: Drawing from a comparative qualitative analysis of 35 academic sources, the study investigates how BigTech corporations and data brokers leverage AI to commodify personal data, consolidate informational power, and erode democratic agency. Results: The present study critically examines the dual role of artificial intelligence in contemporary digital society, contrasting its exploitative deployment within surveillance capitalism with its constructive use in disaster risk management (DRM). Simultaneously, it highlights a parallel body of research showcasing AI’s capacity to enhance early warning systems, situational awareness, and post-disaster recovery, especially in resource-constrained and climate-vulnerable regions. Conclusion: To reconcile these conflicting trajectories, the article proposes the Public AI for Resilience (PAIR) framework—a governance model grounded in data sovereignty, public infrastructure, algorithmic explainability, and cross-sectoral collaboration. Ultimately, the article argues for a normative recalibration of AI governance that prioritizes equity, transparency, and collective resilience over market imperatives, demonstrating that AI’s public good potential can be realized without surrendering to surveillance-based capitalism.
۴۴.

Book review: The Discursive-Digital Link: Antagonism and Polarisation in Digital Spaces by Ehsan Dehghan

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
Aurhor: Ehsan DehghanTitle: The Discursive-Digital Link: Antagonism and Polarisation in Digital Spaces Year of Published: August 2025352ppIn EnglishISBN: 9781032487274Publisher: New York: Routledge
۴۵.

ترویج دیپلماسی فرهنگی از طریق مجامع پارلمانی: مطالعه موردی اتحادیه اروپا و امکان سنجی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۶
دیپلماسی فرهنگی از جنبه های کلیدی روابط بین الملل است که از طریق تسهیل تبادل ایده ها، ارزش ها و عناصر فرهنگی میان ملت ها، درک و همکاری متقابل را ارتقا می دهد. در این میان، دیپلماسی پارلمانی از طریق مجامع پارلمانی نقش مهمی در پیشبرد اهداف فرهنگی ایفا می کند. این پژوهش باهدف بررسی چگونگی کمک مجامع پارلمانی اتحادیه اروپا به ارتقای دیپلماسی فرهنگی، به تحلیل ابتکاراتی چون جایزه لوکس، سال میراث فرهنگی اروپا و همکاری این مجامع با نهادهای فرهنگی بین المللی می پردازد. برای بررسی این موضوع از نظریات کامینگز، ویسگلاس، دی بوئر و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش سوآت استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مجامع پارلمانی به واسطه چارچوب های ساختاری و مشارکت های راهبردی خود، توانسته اند بسترهایی برای گفت وگوی بینافرهنگی و تقویت قدرت نرم ایجاد کنند. بااین حال، چالش هایی نظیر محدودیت منابع، مشارکت عمومی محدود و رویکردهای از بالابه پایین نیز شناسایی شدند. تحلیل پژوهش بیانگر آن است که دیپلماسی فرهنگی اتحادیه اروپا در تقاطع ابتکارات پارلمانی و دیپلماسی جهانی فرصت های قابل توجهی برای ارتقای تعاملات فرهنگی و تقویت همکاری بین المللی فراهم نموده است. از همین رو، این مطالعه پیشنهاد می کند که جمهوری اسلامی ایران با الهام از تجربیات اتحادیه اروپا، چارچوبی منسجم برای بهره گیری از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی در راستای تقویت و ترویج دیپلماسی فرهنگی تدوین نماید.
۴۶.

Artificial intelligence and crime detection: A critical review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
Background: Since the advent of modern policing, technological innovations in communication and information management have significantly shaped investigative practices and crime detection strategies. Aims: The current research study explores the transformative role of Artificial Intelligence in modern crime detection and prevention across diverse domains including cybercrime, environmental crime, financial fraud, and urban surveillance. Methodology: Employing a qualitative meta-synthesis methodology, the research critically examines peer-reviewed literature published between the years 2015 and 2025 to identify emerging trends, technological innovations, and socio-legal implications associated with AI-driven policing. Findings: The key findings highlight the integration of machine learning, computer vision, and natural language processing techniques into the predictive and real-time law enforcement systems. These technologies have demonstrably enhanced the accuracy, efficiency, and responsiveness of crime prevention strategies. However, the current study also reveals significant challenges, including algorithmic bias, lack of transparency, and inadequate regulatory oversight, particularly in socially stratified or underregulated contexts. Conclusion: The current article underscores the necessity of embedding explainability, accountability, and human oversight into Artificial Intelligence systems to ensure the ethical and equitable implementation of AI-driven policing systems.
۴۷.

تأثیر جریان سازی شبکه اجتماعی اینستاگرام بر امنیت روانی جامعه (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر جریان سازی شبکه اجتماعی اینستاگرام بر امنیت روانی جامعه، با تمرکز بر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران انجام شده است.این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که چگونه شبکه اجتماعی اینستاگرام می تواند بر شاخص های امنیت روانی شامل ترس و نگرانی، افسردگی، کارکرد اجتماعی و آرامش تأثیرگذار باشد و همچنین محتوای هدفمند تولیدشده و نبود زیرساخت حفاظتی برای صیانت از محیط خصوصی چگونه بر این شاخص ها تأثیر می گذارد.این پژوهش شامل یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی است که به منظور بررسی تأثیرات مذکور تدوین شده اند.حجم نمونه این مطالعه شامل ۳۸۱ نفر بود و ازطریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند.روش تحقیق به صورت پیمایشی است و از نظریه ارتباطاتی تزریقی برای بررسی رفتارها استفاده شده است.داده ها با استفاده از یک پرسشنامه استاندارد ۳۸ سؤالی در بستر پرس لاین جمع آوری شده است.همچنین، برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی آماری پارامتری و ناپارامتری پیرسون و اسپیرمن استفاده شده و تمام این تحلیل ها با نرم افزار SPSS انجام گرفته است.نتایج پژوهش نشان می دهد که محتوای هدفمند تولیدشده و نبود زیرساخت حفاظتی در صیانت ازمحیط خصوصی، تأثیر معناداری بر شاخص های امنیت روانی نظیر ترس و نگرانی، افسردگی، کارکرد اجتماعی و آرامش دارند.به طور کلی، تمام فرضیه ها تأیید شده و رابطه معناداری بین متغیرها و شاخص های مربوطه وجود دارد.
۴۸.

امکان سنجی تأثیر رسانه بر سیاست گذاری کیفری جرایم ناشی از نفرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
جرم ناشی از نفرت جرمی است که سیاست گذاری راجع به آن به طرز آشکاری متأثر از فعالیت های رسانه ای است، جرمی که به دلیل ماهیت خاصش همیشه علیه شخص یا گروهی که دارای ویژگی متفاوتی است ارتکاب می یابد.در این مقاله با روش تحلیلی توصیفی و به ویژه روش تحلیل محتوای کیفی، افزون بر تحلیل مبانی تأثیرگذاری رسانه بر سیاست گذاری جرایم ناشی از نفرت، به صورت خاص امکان سنجی تأثیر سه محتوای رسانه ای یعنی مستند " و عنکبوت آمد " و فیلم های " عنکبوت و عنکبوت مقدس " که اقتباسی هستند از یکی از مهم ترین مصادیق جرم ناشی از نفرت یعنی پرونده قتل های سریالی سعید حنایی که زنان خیابانی را با انگیزه نفرت به قتل می رساند مورد بررسی قرار گرفته است.این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا امکان تأثیر فعالیت های رسانه ای فوق بر سیاست گذاری کیفری جرم ناشی از نفرت وجود دارد؟ از این رو هدف این پژوهش بیان چگونگی تأثیر رسانه بر سیاست گذاری کیفری جرایم ناشی از نفرت است.نتایج حاصل از این پژوهش به این شرح است که چنین محتواهای رسانه ای به دلیل ایفای نقش در شناساندن زنان خیابانی به سیاست گذاران کیفری به عنوان یکی از مؤلفه های مهم جرم ناشی از نفرت و همچنین ارائه یک رویکرد مبتنی بر حمایت از طریق تأکید بر قانون مداری و نفی هرگونه هرج ومرج در جامعه ظرفیت تأثیرگذاری بر سیاست گذاران کیفری را دارند؛ از طرفی با به نمایش گذاشتن تفکیک بین حق پنداشتن کار جنسی و ضرورت حمایت از جان کارگران جنسی، کارفرمایان اخلاقی در جامعه را که ممکن است توسعه مفهومی جرم ناشی از نفرت به چنین افرادی را نوعی به رسمیت شناختن چنین عملی بدانند قانع کرده اند.با این حال چالش هایی چون وابستگی رسانه، ناتوانی در تأثیرگذاری مبتنی بر رویکردهای علمی و تأکید بر روایت گری پوپولیستی شتاب و کیفیت این تأثیرگذاری بر سیاست گذاری کیفری را محدود کرده است.
۴۹.

نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در میزان سواد رسانه ای (مطالعه نقش میانجی تفکر انتقادی دانشجویان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در میزان سواد رسانه ای (مطالعه نقش میانجی تفکر انتقادی دانشجویان) است.روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است.جامعه آماری این پژوهش تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، خوراسگان (حدود 000/22 نفر) هستند.از این تعداد از طریق فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد ۳۸۴ نفر به کمک روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند.نتایج نشان داد که انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی و تفکر انتقادی بر سواد رسانه ای و نیز انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی بر تفکر انتقادی تأثیر مثبت داشت.در پایان نتایج این پژوهش نشان داد تفکر انتقادی دانشجویان نقش میانجی گری در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و سواد رسانه ای ایفا می کند.
۵۰.

تحلیل مضمون نقش رسانه ها در مهندسی ذهن افراد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
مهندسی ذهن، مفهومی جدید و میان رشته ای است که با استفاد ه از اصول علوم شناختی، روان شناسی و علوم اعصاب به تحلیل و تأثیرگذاری بر افکار، تصمیم ها و رفتار افراد می پردازد.رسانه ها نیز نقشی کلیدی در شکل دهی به افکار عمومی و جهت دهی رفتارهای اجتماعی ایفا می کنند.با ظهور فناوری های رسانه ای جدید، از جمله شبکه های اجتماعی، رادیو، تلویزیون و هوش مصنوعی، رسانه ها پتانسیل قابل توجهی برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات عمومی و جریان سازی اجتماعی دارند.این پژوهش به بررسی نقش رسانه در مهندسی ذهن افراد جامعه می پردازد و روش ها، ابزارها، فرصت ها و تهدیدهای احتمالی آن را شناسایی می کند.در این مقاله با استفاده از تحلیل مضمون، ۴۷ تأثیر مهم رسانه در ذهن مردم شناسایی شده است.این موارد ذیل مضامین سازمان دهنده رسانه های چاپی با هفت مضمون، رسانه های صوتی با هشت مضمون، رسانه های تصویری با هفت مضمون، رسانه های چندرسانه ای با پنج مضمون، رسانه های دیجیتال با هشت مضمون و رسانه های تعاملی با ۱۲ مضمون دسته بندی شده اند.یافته ها نشان می دهد هر یک از شش نوع رسانه به شیوه های خاصی از قبیل: گزینش محتوا و حذف یا تغییر پیام ها، استفاده از ابزارهای احساسی و روان شناختی، شرطی سازی ذهنی، تأثیرگذاری بر ناخودآگاه و تکیه بر تکنیک های شناختی بر ذهن مخاطبان تأثیر می گذارند.این فرایندهای مهندسی ذهن، بسته به نوع رسانه و شیوه ارتباطی آن، می توانند تأثیرات کوتاه مدت یا بلندمدت بر نگرش ها، تصمیم گیری ها و حتی رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند.با توجه به نتایج به دست آمده، در بخش پایانی، پیشنهادهای کاربردی و نظری برای استفاده مسئولانه از مهندسی ذهن در سیاست گذاری ارائه شده است.
۵۱.

تأثیر سیستم های هوش مصنوعی در تولید خودکار محتوای خبری بر کیفیت و استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری: یک فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: این پژوهش به بررسی تأثیر سیستم های هوش مصنوعی در تولید خودکار محتوای خبری بر کیفیت و استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری می پردازد. روش: با استفاده از روش فراتحلیل کیفی، 27 مقاله علمی منتشر شده بین سال های 2019 تا 2024 مورد بررسی قرار گرفته است. این مقالات با استفاده از نمونه گیری هدفمند از پایگاه های داده علمی معتبر انتخاب شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد استفاده از هوش مصنوعی تأثیرات متنوعی بر کیفیت محتوای خبری داشته است. از یک سو، هوش مصنوعی پتانسیل افزایش سرعت، حجم و دقت تولید خبر را دارد و می تواند به پوشش گسترده تر موضوعات خبری کمک کند. برخی مطالعات نشان داده اند که محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی از نظر خوانندگان، عینی تر و کمتر جانبدارانه ارزیابی شده است. از سوی دیگر، هوش مصنوعی همچنان با چالش هایی در زمینه خلاقیت، تفکر تحلیلی، درک ظرافت های زبانی و رعایت اصول اخلاقی مواجه است. در زمینه انطباق با استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری، نتایج متناقضی مشاهده شده است. نقش روزنامه نگاران نیز به تدریج از انجام وظایف تکراری به سمت تحلیل های عمیق تر، نظارت بر محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و توسعه مهارت های جدید تغییر کرده است. نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری، ضمن ارائه پتانسیل های قابل توجه، چالش های جدی را نیز ایجاد می کند. رویکرد "روزنامه نگاری اگزو"، که ترکیبی از توانمندی های هوش مصنوعی و مهارت های انسانی است، به عنوان راهکاری برای بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی و حفظ همزمان ارزش های اساسی روزنامه نگاری پیشنهاد می شود. این یافته ها بر اهمیت توجه به جنبه های اخلاقی، حرفه ای و اجتماعی استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری تأکید می کنند و ضرورت تحقیقات بیشتر در این زمینه را آشکار می سازند.
۵۲.

بررسی رابطه «رضایت از اوقات فراغت» و «رضایت از زندگی» در بین جوانان، مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۳
هدف این پژوهش، تبیین رابطه میان رضایت از اوقات فراغت و رضایت از زندگی در بین جوانان می باشد. در این پژوهش مولفه ها ی روانشناختی، آموزشی، اجتماعی، آرامش و تمدد اعصاب، فیزیولوزیکی و زیبایی شناختی اوقات فراغت مورد توجه قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه ها با توجه به ماهیت پژوهش، داده ها ی مورد نیاز از طریق ابزار پرسشنامه و به روش میدانی از میان نمونه ای متشکل از 300 نفر از دانشجویان دانشگاه علم و فرهنگ جمع آوری شد. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها آزمون ها ی همبستگی پیرسون، اسپیرمن و آنالیز واریانس با استفاده از نرم افزار آمار ی spss 20 به کار گرفته شد. یافته ها ی پژوهش حاکی از آن است که بین رضایت از زندگی و رضایت از اوقات فراغت رابطه مثبت و معنادار ی وجود دارد. این مسئله نشانگر این واقعیت است، مادامی که افراد از انجام فعالیت ها ی تفریحی و اوقات فراغت خود رضایت کافی داشته باشند، به همان میزان رضایتمند ی ایشان از زندگی نیز افزایش می یابد. در سطح ابعاد اوقات فراغت نیز، نتایج حاکی از آن است که ابعاد شش گانه رضایت از اوقات فراغت با رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنادار ی داشته است. در پایان نیز بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، پیشنهاداتی ارائه شده است.
۵۳.

درآمدی بر ارتباطات میان فرهنگی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۲
ارتباطات میان فرهنگی انتقادی، به عنوان یک رویکرد مطالعاتی نوپدید، با تمرکز بر واکاوی روابط قدرت، ساختارهای نابرابر و زمینه های آشکار و نهان مؤثر بر تعامل فرهنگی، چارچوبی تحلیلی برای درک عمیق تر روابط و رویارویی های میان فرهنگی ارائه می دهد. این رویکرد، برخلاف دیدگاه های سنتی و مرسوم که بر تفاوت های رویین و مهارت های فردی تأکید دارند، فرهنگ را عرصه ای پویا و منازعه آمیز قلمداد می کند که در آن معانی، هویت ها و روابط فرهنگی به طور پیوسته بازتعریف می شوند. پژوهش حاضر با هدف ارائه درآمدی نظری و افق گشا، به معرفی جایگاه رویکرد انتقادی در مطالعات ارتباطات میان فرهنگی پرداخته و بنیادهای نظری و تاریخی آن را در سنت های مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی و مطالعات پسااستعماری پی جویی می کند. این پژوهش که از منابع اسنادی و روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد، عناصر مفهومی کلیدی نظیر متون فرهنگی، ستم زدایی، روابط قدرت، زمینه مندی، نیروهای تاریخی، رهایی بخشی و حافظه جمعی را تبیین نموده و به اهمیت روش پژوهش اخلاقی می پردازد. یافته ها نشان می دهند فهم تعامل میان فرهنگی بدون توجه به نیروهای پیدا و پنهان قدرت، پیامدهای تبعیض و استعمار و زمینه های شکل گیری ساختارهای نابرابر امکان پذیر نیست. همچنین مداخله در زمینه های کلان برای تقویت صدای گروه های فرهنگی حاشیه ای و ایجاد فضایی گفتگومحور ضروری است. درنهایت، با نگاهی به مسیرهای پیش روی ارتباطات میان فرهنگی انتقادی می توان دریافت که توجه به تحولات زیست محیطی، نابرابری های نظام سلامت، ساختارهای فضای مجازی و لزوم احیای دانش های بومی، آینده این حوزه را ترسیم می کند. به طور کلی، رویکرد انتقادی به ارتباطات میان فرهنگی با آشکارسازی سازوکارهای سلطه و بداهت زدایی از ساختارهای نابرابر، نه تنها ابزاری تحلیلی بلکه کنشی رهایی بخش برای حرکت به سوی جامعه ای عادلانه تر است.
۵۴.

تأثیر احتمالی جامعه دوره ناصری بر تحوّل شبیه زینب در نسخ تعزیه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۹
چگونگی دگرگونی شبیه زینب در نسخِ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، تحت تاثیرِ شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان،هدف اصلی این مقاله است. بهره گیری از دست مایه های فرهنگیِ دوره ناصری در نسخ دست نوشتِ زمانه ناصری، سبب افزایش داستانک ها و بیان گر رشد شبیه زینب و عبور شبیه یادشده از ایستایی تمثیل وار به نمونه ای حقیقی از زنان جامعه خویش است. کارایی گوناگونِ شبیه زینب در لحظه های بحرانی و غم بار، چگونگی تاثیرپذیری احتمالی شبیه زینب را از اجتماع و فرهنگ دوره ناصری آشکار می کند. سندها و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه به جا مانده از آن زمان، منابعی با اعتبار در کشف چگونگی بازتاب شرایط یادشده و تحوّلِ شبیه زینب است. پرسش اصلی این مقاله به چگونگی روند تحوّل شبیه زینب از زنی خرافی به زنی مبارز، متناسب با رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فرضیه اصلی به تاثیر قراردادهای اجتماعی و فرهنگی بر گوناگونی و پویایی کاراییِ شبیه زینب بر اساس ویژگی های درون و برون متنی در تعزیه نامه های دوره ناصری می پردازد. منظور از ویژگی های درون و برون متنی، شرایط جامعه و فرهنگ دوره ناصری است. یافته های این مقاله به روشِ تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، واکاوی خواهد گردید. گستره زمانی پژوهش به دوره ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و گستره مکانی، مربوط به نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» است.
۵۵.

بازنمایی تهیدستان شهری در رسانه مدیریت شهری (همشهری آنلاین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۱
بازنمایی رسانه ای یکی از ابعاد بازنمایی است که در مطالعات فرهنگی اهمیت بسزایی دارد. مطابق اسناد بالادستی، شهرداری تهران مکلف شده است تا در راستای تحقق عدالت شهری عمل کند. براین اساس انتظار می رود رسانه شهرداری تهران نیز موضوع تهیدستان شهری را مورد بازنمایی قراردهد. هدف از این پژوهش تحلیل بازنمایی تهیدستان شهری در رسانه مدیریت شهری، همشهری آنلاین است. بدین منظور از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شده است. دوره مورد بررسی دوره ششم مدیریت شهرداری از سال 1400 تا 1403 است. در این دوره تمامی گزارش های تحلیلی و خبری مرتبط با موضوع مطالعه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در یک سنخ شناسی از تهیدستان شهری، بیشترین بازنمایی در رسانه همشهری مربوط به گروه هایی است که از آنها به عنوان تهیدستان نیازمند یاد می شود. و رسانه مدیریت شهری سعی کرده تا در راستای اسناد بالادستی اقدامات شهرداری تهران را در این زمینه بازتاب دهد. پس از آن، مقولات تهیدستان شیاد و تهیدستان قابل ترحم قراردارند. این نتایج نشان می دهد. بازنمایی رسانه ای در چارچوب گفتمان و ایدئولوژی رایج ضمن تفکیک تهیدستان به گروه های واقعی و غیرواقعی و مستحق و غیرمستحق، بی آزاد و پرخطر، سعی نموده تا به نوعی واقعیت تهیدستی مدیریت شود. همچنین در این رسانه کمتر به علل ساختاری فقر پرداخته شده و نوع گزارشها بیشتر خبری است تا تحلیلی.
۵۶.

هوش مصنوعی به مثابه فرصت یا تهدید برای روزنامه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۸۶
گسترش فزاینده فناوری هوش مصنوعی در سال های اخیر و سرعت و دقت آن در تهیه و تنظیم محتواهای خبری، موجب تردیدهایی درباره آینده حوزه روزنامه نگاری شده است. هدف این پژوهش، بررسی این مسئله است که آیا هوش مصنوعی می تواند جایگزین عوامل انسانی اتاق خبر شود یا همانند دستیار عمل خواهدکرد. این مقاله با روش کتابخانه ای و مطالعه تطیبقی انجام شده است. نخست، اخبار تنظیم شده توسط انسان، جهت بازتنظیم به هوش مصنوعی داده شد و سپس مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفت. سپس به منظور اتقان نتایج، نظرات کارشناسان مطالعه و مضامین مهم آن ها استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی می تواند مسئولیت هایی را که مستلزم خلاقیت زیادی نیستند، انجام دهد اما وظایف پیچیده تر همچون تنظیم گزارش های تحقیقی، سیاست گذاری، عملیات روانی و گفتمان سازی را نمی توان کاملا به هوش مصنوعی واگذاشت و همچنان حضور عامل انسانی برای اصلاح خطاهای آن ضروری است. زیرا ادراک هوش مصنوعی متأثر از مطالب وب است و انبوه اخبار جعلی و توزیع نامتوازن داده ها، ممکن است بر صحت و جهت گیری محتوای تولیدی آن اثر بگذارد. درنتیجه هوش مصنوعی می تواند مانند دستیار به روزنامه نگاران کمک کند؛ اما تا آینده نزدیک، نمی تواند جانشین نیروهای خلاق و متخصص رسانه ها شود. البته توانمندی های روزافزون هوش مصنوعی تغییراتی را در الگوهای شغلی اتاق های خبر ایجاد خواهدکرد و مشاغل کم اهمیت تر تدریجا جای خود را به هوش مصنوعی می دهند. بهره گیری آگاهانه از هوش مصنوعی به افزایش کمیّت و کیفیت تولیدات رسانه ای خواهد انجامید. درحالی که تساهل در مواجهه با آن می تواند، اعتبار و سرمایه اجتماعی رسانه ها را خدشه دار کند. روزنامه نگاران باید با اطلاع از محدودیت ها و مخاطرات این فناوری، نقش نوین خود را بازتعریف کنند.
۵۷.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۵۸.

نقش رهبری رسانه ای و شایستگی سرمایه انسانی در تقویت پایداری برند باشگاه پرسپولیس در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: پایداری برند در باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از پرهوادارترین و باسابقه‎ترین باشگاه‎های فوتبال ایران، نیازمند راهبردهایی دقیق و علمی برای تقویت پایداری برند خود در فضای رسانه‎ای و اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل پیشران‎های کلیدی مؤثر بر پایداری برند این باشگاه انجام‎شده است. روش‎شناسی: روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون در مرحله کیفی و تکنیک دیمتل فازی در مرحله کمی بود. در گام نخست، با بهره‎گیری از مصاحبه‎های نیمه‎ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان رسانه، مدیریت ورزشی و برندینگ، 35 پیشران فرعی در قالب 7 پیشران اصلی استخراج شد. سپس، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل روابط علّی ـ معلولی میان مؤلفه‎ها، جایگاه هر پیشران در ساختار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مشخص گردید. یافته‎ها: یافته‎ها نشان داد که سه پیشران «ارتباط با هواداران و افکار عمومی»، «ساختار و سیاست‎های رسانه‎ای» و «مدیریت بحران رسانه‎ای» دارای بیشترین تأثیرگذاری در ساختار برند باشگاه هستند و به عنوان عوامل علی باید در اولویت مداخلات راهبردی قرار گیرند. در مقابل، «سرمایه انسانی برندمحور»، «انسجام درون‎سازمانی» و «سرمایه انسانی تیم رسانه» بیشتر تأثیرپذیر هستند. نتیجه‎گیری: این نتایج می‎تواند به تدوین نقشه راهی برای سیاست‎گذاری رسانه‎ای باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای کمک نماید و ابزاری کاربردی برای مدیران در جهت تقویت برند سازمانی فراهم سازد.
۵۹.

استفاده و رضایتمندی زنان ایرانی از سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی با تأکید بر نگرش دینی مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی الگوهای استفاده و رضامندی زنان ایرانی از مجموعه های نمایشی در قیاس میان دو بستر رسانه ای اصلی، یعنی تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، و با هدف محوری بررسی نقش و همبستگی این الگوها با متغیر نگرش دینی مخاطبان تدوین شده است. اهمیت این موضوع در نفوذ فرهنگی فزاینده محتوای نمایشی در جامعه و نقش آن در تعامل یا تعارض با ارزش ها و باورهای دینی ریشه دارد. این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را زنان ایرانی بالای ۱۲ سال تشکیل می دادند که از میان آن ها نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان استفاده از مجموعه ها در میان زنان به طور کلی بالاست؛ اما نگرش دینی نه تنها یک متغیر زمینه ای بلکه عامل مهمی در جهت دهی به انتخاب و میزان رضایتمندی مخاطبان زن است. یافته ها به وضوح حاکی از وجود یک شکاف رضایتمندی معنادار میان دو بستر رسانه ای بود؛ به طوری که زنان با سطح دینداری بالاتر، مجموعه های تلویزیون را به دلیل تأکید بیش تر بر ارزش های خانواده محور و اخلاقی، مشروع تر و مطلوب تر دانسته و ترجیح می دهند. درمقابل، زنان جوان تر، تحصیل کرده تر و با نگرش دینی ضعیف تر، رضایت بیش تری را در محتوای شبکه نمایش خانگی جستجو می کنند که بر مضامینی نظیر فردگرایی، آزادی محتوایی و بازتعریف هویت زنانه مستقل تأکید دارد. این نتایج درنهایت نشان دهنده آن است که رقابت میان تلویزیون و نمایش خانگی، بازتاب دهنده تنش های فرهنگی و ارزشی در میان زنان ایرانی بوده و نگرش دینی نقش پالایش فرهنگی فعال را در مصرف رسانه ای ایفا می کند.
۶۰.

بازنمایی شکاف های اجتماعی ایران در رسانه های فارسی زبان خارجی (مورد مطالعه: ایران اینترنشنال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۹
رسانه را یکی از اثرگذارترین مراجع فکری افکار عمومی در میان جوامع معاصر دانسته‌اند. اعتراضات سال ۱۴۰۱ به دلیل فوت مشکوک مهسا امینی، بهانه و دستاویز مناسبی برای پرداخت محتوای متناسب با اهداف رسانه‌ای شبکه‌های معاند در جهت اثرگذاری بر افکار عمومی فراهم آورد. بررسی اجمالی محتوای تولیدات شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی، نشان‌دهندۀ تمرکز این رسانه‌ها بر شکاف‌های اجتماعی ایران و تشدید آن‌ها بوده است. برای روشن‌شدن مسیر شبکه‌های معاند در زمینۀ بازنمایی شکاف‌های اجتماعی ایران، شبکۀ خبری ایران اینترنشنال برگزیده شده است. از آن‌رو که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی آسان‌تر و عمومی‌تر از شبکه‌های ماهواره‌ای است، صفحۀ این شبکۀ خبری در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام مورد بررسی قرار گرفته است. روش جمع‌آوری دادۀ این پژوهش متن‌کاوی بوده و نمونۀ آن متناسب با چهار بازۀ زمانی مرتبط با نقاط عطف اعتراضات و در مجموع ۱۳۰ پست انتخاب شده است. پست‌های منتخب با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل کیفی قرار گرفته‌اند و ۲۷۵ مضمون توصیفی اولیه، ۲۷ مضمون توصیفی ثانویه، ۸ مضمون تفسیری و ۴ مضمون فراگیر استخراج شده است. در نتیجه، مضامین موردتوجه ویژۀ این رسانه عبارت‌اند از: تقابل و رویارویی مردم و حکومت، ناکارآمدی حکومت و بی‌کفایتی مسئولان، محرومیت و مظلومیت زنان در ایران و قبح‌زدایی از بی‌حجابی در جامعۀ ایرانی که به‌طور عمده ذیل شکاف سیاسی (دولت ـ ملت) قرار می‌گیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان