فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
247 - 288
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت نحوه بازنمایی رسانه ای هویت ملی ایرانی طی رویدادهای ورزشی بزرگ دوره انقلاب و جنگ 1357-1368 انجام و به بررسی هویت ملی در گفتمان رسانه های غالب آن زمان می پردازد. روش تحقیق تحلیل گفتمان تاریخی- انتقادی و رویکردهای وُداک و فرکلاف و چارچوب مفهومی نیز نظریه «ناسیونالیسم پیشپا افتاده» و بهره گیری از دکترین «ام القری» است. جامعه نیز رسانه های دنیای ورزش و کیهان ورزشی و جمهوری و کیهان در بازی های آسیایی دهلی نو (1361)، سئول (1365) و المپیک سئول (1367) است که با نمونه گیری هدفمند نظری صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد ارجاع به «ما» با اشاره به «ایران و اسلام»، «ملل مسلمان به مثابه بخشی از خود» و «انقلاب» صورت می گیرد. استراتژی های اسنادی برای بازنمایی رسانه ای مثبت خود برای «اقتدار جمهوری اسلامی»، «صدور انقلاب با ورزش»، «اخلاقمداری ایرانی»، «ملتی بزرگ»، «مسلمان حقیقی بودن»، «ناجی مستضعفین و شکست ناپذیر» و «مبارزبودن» ملت ایران است. مواضع اقناعی پایداری، وحدت، قدرت، حق، نوع دوستی و فرهنگ برای برساخت یک هویت ملی ایرانی- اسلامی و تاریخ، سوءاستفاده، تهدید و عدم سودمندی برای برساخت هویت «دیگری» استفاده می شود.همچنین نظم مستقر در دنیا مبتنی بر دولت-ملت است و در کنار آمدن با این واقعیت صلب نظریه ام القراء برای نوعی تطابق از سوی نظریه پردازان جمهوری اسلامی مطرح می شود. در حوزه ورزش و بازنمایی رسانه ای آن هم شاهد نوعی تطابق از همین دست هستیم و تحولی در مفهوم ملت و بازگشت به ملت به منزلهی دین و پیروان دین وجود دارد. بازنمایی هویت در رسانه های مدنظر نیز نماینده یک گفتمان و دارای شباهت های ایدئولوژیک در پوشش رویدادهای ورزشی هستند.
الزامات تعیین کیفر در جرایم رایانه ای در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
123 - 145
حوزههای تخصصی:
جرایم رایانه ای، جرایمی منحصر به فضاهای رایانه ای و داده های الکترونیکی به شمار می آیند که درعین حال می توانند از مرزهای یک کشور نیز فراتر رفته و وصفی فراسرزمینی و بین المللی پیدا کنند. این گونه جرایم، در عین ارتکاب در فضایی محدود، ممکن است آثار جبران ناپذیری به بار آورده و حتی یک کشور یا چندین نقطه از جهان را متوجه خود سازند. به منظور مقابله مؤثر با این گونه جرایم، قانون گذار در سال ۱۳۸۲ قانون تجارت الکترونیک و پس ازآن در سال ۱۳۸۸ قانون جرایم رایانه ای را به تصویب رسانده است. با ملاحظه مقررات موجود، هرچند نفس چنین اقدامی لازم و ضروری بوده است، اما تعیین کیفر برای جرایم رایانه ای بدون توجه و ملاحظه علمی همه الزامات و اصول مهم و راهبردی، مثمرثمر نخواهد بود. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی کاربردی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای نگارش یافته است، درصدد است الزامات حاکم بر تعیین کیفر در این گونه جرایم را، با تفکیک الزامات سلبی از ایجابی، به گونه ای ارائه کند که مقنن بتواند در مقام کیفرگذاری، با عنایت به این الزامات، در مسیر مقابله مؤثر با جرایم رایانه ای گام بردارد و از ناکارآمدی کیفرهای موجود بکاهد. هدف از این پژوهش، تلاش در جهت تدوین الزاماتی فراتقنینی است که با نگاهی کامل تر و مبتنی بر اصول، اهداف و واقعیت های موجود، وضعیت کیفرگذاری برای جرایم مطرح در این گستره را بهبود بخشد.
فراترکیب چیستی هنر انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
155 - 184
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، از جمله بزرگ ترین پدیده های سیاسی- اجتماعی سده اخیر جهان محسوب می شود که در کنار آثار خود در ابعاد مختلف زندگی، تأثیرات فراوانی را در ساحت هنر از خود به جای گذاشته است. با این وجود، یکی از مهم ترین پرسش هایی که پیش روی هنر انقلاب اسلامی قرار دارد، سؤال از چیستی آن است. مقاله حاضر تلاش کرده تا با استفاده از روش فراترکیب و بهره بردن از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و بارسو، از طریق تحلیل و بررسی مجموعه ای از پژوهش های مرتبط با موضوع خود، تقریر منسجمی از چیستایی هنر انقلاب اسلامی ارائه دهد که در آن اصول حاکم بر این هنر و نسبت آن با برخی از مبانی معرفتی انقلاب اسلامی موردتوجه قرار گرفته باشد. به این ترتیب در مقاله حاضر، پس از تحلیل و بررسی 39 اثر علمی، اعم از کتاب، مقاله، پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری، که حاصل مرور نظاممند مجموعه وسیعی از آثار علمی است، اصول و مبانی حاکم بر هنر انقلاب مبتنی بر منطق علل اربعه، در چهار بعد «فاعل» (هنرمند)، «غایت» (هدف تولید اثر هنری)، «فرم» و «محتوا» ارائه شده است. طبق این پژوهش، توحید محوری، کرامت تکوینی انسان، تعالی انسان، واقع گرایی، معاد باوری، هدفداری عالم و اراده مندی انسان، هدایت تشریعی انسان و ... از جمله مهم ترین مبانی حاکم بر هنر انقلاب اسلامی به شمار می روند.
نظم خودانگیخته، از ضرورت معرفت شناختی تا ضرورت اخلاقی؛ هایک و شرایط امکان مطالعه علمی نظم مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
9 - 42
حوزههای تخصصی:
هایک به تأسی از ریکرت، محدودیت های ذهن را به رسمیت می شناخت و از این رو کلیت واقعیت را نامتناهی و در ساحت شناخت، دسترسی ناپذیر می دانست؛ بنابراین، شناخت با انتزاع یا صورت بندی مفهوم ممکن می شود. به عبارتی دیگر، شیوه انتزاع یا نحوه صورت بندی مفهوم، طریقه درک ما از جهان را روشن می کند. در این معنا، انتزاع یا صورت بندی مفهوم ضرورتی معرفت شناختی برای ممکن شدن شناخت است. با این فهم، سرچشمه اعتبار انتزاع یا صورت بندی مفهوم (به مثابه ضرورتی معرفت شناختی که معرفت علمی را ممکن می کنند)، نه واقعیت بیرونی و بالفعل بلکه نحوه درک واقعیت و صورت بندی مفهومی از آن است؛ بنابراین، ادعای ضرورت در معرفت علمی از نگاه ریکرت به تقدم عقل عملی و در اندیشه هایک به تقدم امر انتزاعی مشروط می شود. به تعبیری تدارک ضرورت معرفت شناختی مشروط به ضرورتی هنجاری می شود. نقطه اشتراک هایک و ریکرت برداشت هنجاری این دو از منشأ اعتبار است. برای ریکرت، ارزش های نظریِ عقل عملی منشأ اعتبار است، برای هایک قواعد انتزاعی چنین کارکردی دارد. بر اساس چنین برداشتی، مفهوم هنجاری ای مثل نظم مطلوب سیمایی ژانوسی می یابد؛ ازیک سو غایتی است که باید محقق شود و ازسویی دیگر موجودیتی که می توان آن را موضوع مطالعه توصیفی قرار داد. این مقاله، ضمن تبیین تقدم منطقی «امر هنجاری» بر توصیف یا مطالعه علمی نظم مطلوب در آرای هایک و اسلاف فکری او، محدوده های مطالعه علمی مفاهیم اخلاقی ای مثل نظم مطلوب را روشن می سازد که بعدها پشتوانه ای برای بسط مفاهیمی چون توسعه قرار گرفته اند.
نقش گفتمان موزه ای در انسجام بخشی گفتمان های متعارض (مطالعه موردی نمایشگاه 'آینده ای برای گذشته')(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
177 - 206
حوزههای تخصصی:
موزه ها در صورت بندی های فرهنگی جامعه، به ویژه در نقاط حساس تخاصم های فرهنگی و هنری، نقش محوری دارند. این مقاله با تمرکز بر رسالت موزه ها و نقش گفتمان موزه ای در شرایط چالشی، به تحلیل نمایشگاه «آینده ای برای گذشته» در موزه هنر زوریخ (به عنوان نمونه موردی) می پردازد. مبنای نظری پژوهش، نظریه گفتمان انتقادی لاکلا و موفه است. جستار حاضر در گام نخست، با گفتمان کاوی در نظم گفتمانی فضای موزه هنر زوریخ، به بررسی گفتمان های شناسایی شده در نمایشگاه پرداخته و سپس چگونگی تثبیت معنا توسط موزه را تحلیل می کند. پرسش تحقیق این است که چه گفتمان هایی در شکل گیری روایت آثار هنری غارت شده موزه هنر زوریخ، نقش مؤثر ایفا می کنند؟ چگونه تعارض های معنایی میان گفتمان های متعدد و بعضاً متخاصم به تعادل و ثبات معنایی منتهی می شود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که نظم گفتمانی موزه هنر زوریخ شامل گفتمان های «تاریخی»، «هنری»، «اخلاقی» و «نهادی (موزه ای)» است. در موزه هنر زوریخ، گفتمان موزه ای با استفاده از اعتبار نهادی و همچنین با مداخلات هژمونیک، نقش سازنده ای در مشروعیت بخشی و سازماندهی گفتمان های خرد متعارض ایفا می کند. موزه ها می توانند به عنوان نهادهای فرهنگی، نقش کنشگرانی فعال را در نقاط تلاقی گفتمان ها ایفا کنند و با ایجاد فضاهای دیالوگ، زمینه ای برای تأمل در تحقیقات منشأ و بازنگری هویت تاریخی فراهم آورند.
Cyber Governance in Morocco: Between the Consolidation of Interne Status and the Enhancement of Global Positioning
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
251 - 272
حوزههای تخصصی:
Background: The conceptualization of Moroccan cyberspace is intrinsically linked to the country's international and regional dynamics, in particular those of its African and Mediterranean neighborhood.Methodology: we have mobilized quantitative techniques and potential comparative analysis to address our crucial research questions around the strengths and weaknesses within Morocco's national cyber strategy by analyzing and comparing them with other international experiences, and finally recommending best practices to maintain the regional leadership position.Discussion: Although Morocco has acquired considerable expertise in comparison with this environment, regarding proven mechanisms of cyber stability, and the institutionalization and organization of national cyber security. However, one of the main obstacles lies in the centralization of these practices by the State, as well as in the sectorial and selective approach chosen by Moroccan policymakers to secure the national cyber space. This strategy, contrary to the country's principles of openness, was developed on the basis of the arguments, based on the priorities and strategic challenges specific to each sector.Aims: We open up our local experience to comparison with other known global experiences in the field of national cybersecurity, to decipher the strengths and weaknesses of national digital strategies and to fill the gaps causing the weakening of our replicating processes.Conclusion: The question is whether a simple reform of the central state's public policies on national cybersecurity is effective or, on the contrary, the situation requires a drastic and broader intervention, materialized by major investments and structural reforms in entire development strategies.
بررسی سطوح هشتگانه روایی برانیگان در کیفیت ادراک روایت مطالعه موردی رمان وقت سایه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
289 - 316
حوزههای تخصصی:
شناخت شگردهای روایی در داستان یکی از اولویت های اصلی پژوهش های ساختارگرایی در دهه های اخیر است. از نظر روایت شناسان با سطح بندی عناصر روایت می توان شیوه ها، شگردها، جهان اثر، جهان داستانی روایتگر و کیفیت ادراک را در اثری خاص بررسی کرد. ادوارد برانیگان هشت سطح از سطوح روایی را برای انتقال و ادراک روایت های مدرن لازم می داند. این سطوح موجب ورود خواننده به متن ادبی و درک و دریافت آن می شوند. در این پژوهش ابتدا به روشی توصیفی تحلیلی به معرفی سطوح هشتگانه برانیگان پرداختیم. سپس بازتاب این سطوح را در رمان پست مدرن «وقت سایه ها» نوشته محمود فلکی بررسی کرده ایم. نتایج نشان می دهد راوی با ویران سازی و بازنمایی تجربه ها از طریق رویدادهای درون ذهنی، شخصیت های خود را که از خلال خاطره بازگو می شود با تحولات انضمامی و برون ذهنی(اجتماعی) همراه می سازد. سپس با سطح بندی و ارائه لایه لایه اطلاعات زمینه را برای حضور مخاطب در روایت و رویدادهای آن فراهم می کند. نویسنده از طریق شکستن تسلسل زمانی و درهم تنیدگی آنها تفاوت ها و شباهت رویدادها و شخصیت های داستان را برجسته می سازد.
توسعه و کارایی داستان سرایی فرارسانه ای در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
169 - 197
حوزههای تخصصی:
ما برای ارائه محتوای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر به مخاطبان و اقناع آنان در راستای اهداف خود، به شکل های نوینی نیاز داریم. داستان سرایی فرارسانه ای یکی از شکل های شاخص، استاندارد و جهانی است که جای آن در فضای علمی، دانشگاهی و تولیدات رسانه ای ایران خالی است. این شکل به دلیل برخورداری از تمام شکل های رسانه ای در بطن خود، به مدیران رسانه این توانایی را می دهد تا بتوانند محتوای موردنظر را بدون محدودشدن در بستر رسانه ای خاص، روایت کنند. این مقاله با هدف بررسی توسعه داستان سرایی فرارسانه ای و کارایی آن در رسانه های ایران نوشته شده است. با بررسی نظری انواع هم گرایی و داستان سرایی فرارسانه ای، به دنبال واکاوی این شکل در تولیدات رسانه ای ایران، توسعه و به کارگیری آن هستیم. نوع تحقیق، اکتشافی توصیفی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی است و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و یافته های آن در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شده است. انحصارگرایی، ضعف در تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، نامناسب و ناکارآمدبودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تعدد نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و حق نشر و کم توجهی به بخش خصوصی از موانع توسعه و به کارگیری داستان سرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران است. پیشنهادهای راهبردی لازم برای سیاست گذاری رسانه ها جهت توسعه شکل فرارسانه ای، بر اساس یافته های تحقیق آورده شده است.
پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه طراحی و اجرا شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش کمی انجام شده است. تکنیک این پژوهش پیمایش و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه (دو پرسشنامه هوش اجتماعی و مصرف رسانه ای) است. جامعه آماری شامل تمامی جوانانی است که در شهر لنگرود به صورت حرفه ای ورزش می کنند. نمونه آماری بر اساس مراجعه به جدول مورگان، 384 نفر انتخاب شد و پرسشنامه ها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، در میان نمونه مورد نظر توزیع و پس از تکمیل، جمع آوری شد. از بین پرسشنامه ها، 372 پرسشنامه، قابل بررسی بود.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش اجتماعی بر اساس معادلات خطی به دست آمده، بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر مطالعه کتاب، تماشای تلویزیون داخلی و تئاتر رفتن، بر هوش اجتماعی مثبت بوده؛ اما اثر مطالعه هفتگی روزنامه، گوش دادن به رادیو و سینما رفتن بر هوش اجتماعی «منفی» است. تحلیل این یافته ازآن جهت اهمیت دارد که مطالعه کتاب و تئاتر رفتن همواره از مصداق های فرهنگی رشد فکری بوده و هوش اجتماعی جوانان ورزشکار مورد مطالعه در پژوهش حاضر، بر مبنای این نوع استفاده از رسانه، تأثیرات مثبتی می پذیرد. نتایج همچنین نشان داد که بُعد پردازش اطلاعات اجتماعی از هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر تئاتر رفتن در ماه، صرف زمان در اینترنت و فضای مجازی در شبانه روز بر بعد پردازش ِ هوش اجتماعی «مثبت» است، اما اثر میزان تماشای ماهواره در هفته بر پردازش اطلاعات اجتماعی «منفی» است. از سوی دیگر تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو نیز بر بعد آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی، اثر منفی داشته است. نتایج نشان داد که بُعد مهار ت های اجتماعی از هوش اجتماعی نیز بر مبنای استفاده از رسانه ها قابل پیش بینی بوده، و اثر تماشای ماهواره در طول هفته، مطالعه نشریه در هفته، میزان گوش دادن به موسیقی در شبانه روز، میزان گوش دادن به رادیو، سینما رفتن، بر بعد مهارت های اجتماعی مثبت بوده، اما وقت گذرانی در فضای مجازی در شبانه روز، بر مهارت های اجتماعی «منفی»می باشد.نتایج: نتایج نشان داد که وضعیت کلی هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده و نقطه تلاقی استفاده از رسانه ها و هوش اجتماعی، برقراری ارتباط توسط افراد است. از سوی دیگر طبق نتایج رابطه منفی میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هوش اجتماعی به دست آمده که می تواند برگرفته از اثرات مربوط به نوع و میزان استفاده از این شبکه ها باشد. با توجه به نتایج پژوهش در زمینه اثرات منفی وقت گذرانی در فضای مجازی بر هوش اجتماعی، باید برای ارتقاء هوش اجتماعی با تقویت مهارت شنونده فعال بودن، همدلی با دیگران، تقویت مهارت های کار گروهی، ارتقاء مهارت های ارتباطی به ویژه مهارت های ارتباط غیرکلامی در دنیای حقیقی، در نظام آموزش عالی و همچنین از طریق رادیو، تلویزیون و بستر فضای مجازی تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین و واکاوی پارادایم راهبردی تبلیغات تجاری کانون های آگهی در رسانه های اجتماعی به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل SWOT انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از کارشناسان حوزه تبلیغات و رسانه های اجتماعی جمع آوری و با استفاده از ماتریس IFE و EFE و مدل TOWS برای تدوین استراتژی های عملی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت تبلیغات شامل استفاده هوشمندانه از اینفلوئنسرها، ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان برای رهگیری رفتار آنان و رعایت اصول امنیت اطلاعات است. همچنین، با استناد به مدل مفهومی ترکیبی نظریه اقناع، مدل 4C، تحلیل SWOT و TOWS، یافته ها نشان داد که تهدیداتی نظیر فیلترینگ و نگرانی های امنیتی نیازمند تدوین استراتژی های محافظه کارانه هستند. معیارهای مهمی که می توانند به تبیین الگوی راهبردی تبلیغات تجاری کمک کنند شامل ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان به منظور رهگیری رفتار مشتری در رسانه های اجتماعی (شناسایی مخاطبان تکراری)، امنیت اطلاعات مخاطبان و کسب اعتماد آنان و همچنین افزایش نرخ تعامل کاربران با مدیران کسب وکار در رسانه های اجتماعی است. تولید محتوای اقناعی و متناسب با نیازهای مخاطبان، نقش مهمی در افزایش تعامل و اثربخشی تبلیغات دارد. مدل 4C به شناسایی عناصر کلیدی محتوا، بستر، ارتباط و جامعه کمک کرد. تحلیل SWOT و TOWS استراتژی محافظه کارانه WO با تأکید بر بهره گیری هوشمندانه از اینفلوئنسرها و تولید محتوای هدفمند را پیشنهاد داد. درنهایت مدل پیشنهادی به مدیران تبلیغاتی کمک می کند تا استراتژی های مؤثرتری برای تعامل با مخاطبان و ارتقای بازدهی تبلیغات خود تدوین کنند.
مطالعه شیوه های گذار به تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در دو دهه اخیر (مطالعه موردی بی بی سی ساندز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال و گسترش سکوها، تقاضا برای محتوای تعاملی در حال افزایش است و این موضوع شامل محتوای شنیداری نیز می شود که با رسانه های سنتی تفاوت بسیار دارد.شرایط جدید تحولات ساختاری و محتوایی را در این سازمان های رسانه ای به دنبال خواهد داشت. این مقاله با هدف بررسی زمینه ها و عوامل مؤثر بر تغییر ساختاری و محتوایی ناگزیر در چنین شرایطی انجام شد تا به این سؤال ها پاسخ دهد که راهکارها و توصیه های عملی برگرفته از رسانه هایی که این مراحل را طی کرده اند چگونه در رادیو ایران قابل اجرا است؟ چه تغییرات ساختاری در سازمان های رادیویی برای همگامی با این تحولات ضروری است؟ و تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در پلتفرم های شنیداری جدید چه ویژگی هایی دارند؟ ازآنجاکه رادیو بی بی سی حرکت به سمت تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری را زودتر از دیگر رادیوها آغاز کرد در این پژوهش به عنوان نمونه مطالعه شد. این مقاله با استفاده از روش مطالعه موردی و رویکرد کیفی،شامل مطالعه منابع علمی و گزارش های داخلی بی بی سی و تحلیل محتوای کیفی داده ها از پلتفرم بی بی سی ساندز در پاییز و زمستان 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد رادیو بی بی سی برای تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری، اقدام به تحولات ساختاری در سطوح مختلف خود ازجمله: توجه به تغییر تعریف رادیو در عصر پلتفرم ها، توجه به بسترهای جدید عرضه محتوای شنیداری با تأکید بر پلتفرم های موبایلی، توجه به تغییرات الگوهای اجتماعی، یکپارچه سازی عرضه محتواهای شنیداری، امکان شخصی سازی محتوا کرده است.همچنین می توان نتیجه گرفت ردیابی عادات شنیداری، تحلیل داده ها و بهبود تولید محتوا، جذب مخاطبان جدید و شکل دهی عادات شنیداری، ارائه تجربه ای شخصی سازی شده تر و مرتبط تر به کاربران ازجمله مزایا و اثرگذاری منفی بر بودجه رادیو و جانشینی پلتفرم های ثانویه به جای ناشر اصلی می توانند به الگو گرفتن در این گذار اجباری برای رادیو ایران مطرح شوند.
ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
74 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد بررسی ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین بر اساس ماهیت ارتباطی آن هاست و بر نقش اخلاق در هدایت رفتار کاربران در فضای مجازی تأکید می کند.روش شناسی پژوهش : روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع اسنادی به تحلیل پدیده ها پرداخته است. همچنین رویکرد مقاله، ترکیبی از فرهنگ شناسی و رسانه شناسی است که به بررسی نقش اخلاق در تعاملات رفتاری در بستر رسانه های نوین می پردازد.یافته ها: یافته های مقاله نشان می دهد رسانه های نوین نقش مؤثری در شکل گیری و گسترش ارزش های اخلاقی دارند و با توجه به تغییر شکل تعاملات در فضای دیجیتال، مفاهیم سنتی مانند حریم خصوصی و مسئولیت پذیری نیاز به بازتعریف دارند. چالش هایی همچون انتشار اخبار جعلی، نقض حریم خصوصی و گمنامی کاربران، ضرورت توجه به اخلاق در رسانه ها را دوچندان کرده است. مقاله تأکید می کند که اخلاق رسانه ای باید با فرهنگ و باورهای دینی هر جامعه هماهنگ باشد و برای تقویت آن، آموزش سواد رسانه ای، تدوین منشورهای اخلاقی و ارتقای تفکر انتقادی ضروری است.بحث و نتیجه گیری: نتیجه گیری مقاله بیان می کند که با توجه به گسترش تعاملات در فضای دیجیتال و چالش های اخلاقی ناشی از آن، تدوین منشور اخلاقی یکپارچه بر پایه ارزش های فرهنگی و دینی ضروری است. همچنین نقش آموزش های اخلاقی و رسانه ای در توانمندسازی کاربران برای تصمیم گیری درست و مسئولانه در فضای مجازی حیاتی است. تقویت اخلاق در رسانه ها مستلزم همکاری میان نهادهای آموزشی، رسانه ای و فناوری برای ایجاد فضای دیجیتال سالم، امن و فرهنگی است.
مرور فراتحلیلی تعامل کاربران با محیط واقعیت مجازی و ارتباط آن با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
317 - 359
حوزههای تخصصی:
فناوری واقعیت مجازی به عنوان یک فناوری نوین به کاربران اجازه می دهد محیطی شبیه سازی شده ای که شبیه به یک محیط واقعی است را تجربه کنند. این سیستم ها انواع مختلفی از تعامل با کاربران را شامل می شوند؛ بنابراین می توان با بررسی نمونه های مرتبط، اصول و راهکار های تولید یک محیط مجازی تعاملی را خصوصاً در حوزه معماری شناسایی نمود. اهمیت ایجاد تعامل بین کاربر و محیط شبیه سازی شده در این حوزه در درک بهتر کاربران از محیط و توجه به مسئله موردمطالعه تأثیرگذار است که درنتیجه آن می توان به یافته های دقیق تر و نتایج معتبر تر اشاره کرد. این پژوهش به روش فراتحلیل انجام شده و جمع آوری مطالب از طریق کتابخانه ای صورت گرفته است. روند انجام این پژوهش در ابتدا با مشخص شدن حوزه کلی این پژوهش که «تعامل کاربر در محیط واقعیت مجازی» می باشد، آغاز و با بررسی کلیدواژه های مرتبط، مقالات در راستای این موضوع جمع آوری شدند و سپس پس از گزینش نهایی تعداد 39 مقاله موردبررسی قرار گرفت. درنهایت می توان بیان داشت که فناوری واقعیت مجازی در زمینه های گوناگونی همانند: صنعت ساختمان، پزشکی، آموزش، نگهداری و سایر زمینه ها کاربرد های متنوعی دارد. در مورد ارتباط این فناوری با حوزه معماری به عنوان دغدغه اصلی این پژوهش نیز مشخص شد که این فناوری به واسطه قابلیت های محیط مجازی شبیه سازی شده، باعث افزایش همکاری و تعامل بین اعضای گروه های طراحی، مهندسین و مخاطبین می شود و این ارتباط به واسطه شناخت از 4 مؤلفه: 1- کاربران، 2- دستگاه ها، 3- فعالیت کاربران و 4- روش ارزیابی، به عنوان عوامل مؤثر در ایجاد یک محیط تعاملی مؤثر در فناوری واقعیت مجازی حاصل می شود.
آینده پژوهی عوامل موثر بر هویت نوجوان تهرانی با تاکید بر فضای مجازی، خانواده و مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، فضای مجازی به بستر اصلی بازنمایی و بازتعریف هویت نوجوانان بدل شده است، درحالی که نهادهای سنتی همچون خانواده و مدرسه همچنان درگیر پاسخ گویی به چالش های ناشی از این تحول اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی (Causal Layered Analysis - CLA) و رویکرد آینده پژوهی، به واکاوی سطوح گوناگون تحولات هویتی نوجوانان تهرانی در تقاطع سه نیروی کلیدی- خانواده، مدرسه و فضای مجازی- می پردازد. داده ها از طریق ۱۸ مصاحبه عمیق با نوجوانان، والدین، معلمان و مشاوران گردآوری شده و در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که در سطح لیتانی، گفتمان غالب معطوف به اضطراب والدین و روایت های هشدارآمیز درباره زوال ارزش هاست؛ در سطح ساختاری، نارسایی نظام آموزشی و ضعف سواد رسانه ای خانوادگی، نوجوانان را در معرض بحران های هویتی قرار داده است؛ در سطح گفتمانی، شکاف میان رویکردهای مراقبت محور بزرگسالان و گفتمان خودابرازی دیجیتال نوجوانان برجسته است؛ و در نهایت در سطح استعاری، نمادهایی چون «نوجوانِ کاوشگر دیجیتال»، «مدرسه به مثابه قلعه متروک» و «خانواده چون چراغی در مه»، بازتابی از ناخودآگاه فرهنگی و شکاف بین نسلی اند. این پژوهش با ترسیم سه سناریوی آینده نگر شامل «تداوم شکاف»، «تطابق حداقلی» و «بازتعریف نهادی و گفتمانی»، تأکید می کند که بازسازی روایت ها، توانمندسازی نهادهای تربیتی و بازمهندسی سیاست های فرهنگی برای ارتقاء هویت سازی نوجوانان در جهان مجازی ضروری است. یافته ها چارچوبی نظری-کاربردی برای تحلیل آینده هویت نوجوانان ایرانی ارائه می دهند و بستر مناسبی برای مداخلات آموزشی، فرهنگی و سیاست گذاری فراهم می کنند.
مدل سازی عوامل فرهنگی موثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
123 - 145
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل فرهنگی مؤثر برافزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی به مطالعه و تحلیل عاملی اشاره دارد که تأثیر بزرگی در افزایش قابلیت های پویایی و توانمندی های پلتفرم های داخلی دارد. ازاین رو این تحقیق از با ماهیت اکتشافی به روش کیفی درصدد مدل سازی عوامل فرهنگی مؤثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده) است. جامعه آماری 30 نفر از کارشناسان و صاحب نظران حوزه تولید محتوا و توسعه دهنده های پلتفرم های تعاملی و رسانه های اجتماعی بودند؛ که محقق در نفر 15 ام به اشباع نظری رسید. پس از تحلیل محتوای داده ها، سه مؤلفه اصلی و زیر مؤلفه های تأثیرگذار بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی مشخص شد: 1. مؤلفه سیاست گذاری کلان فرهنگی شامل؛ فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ استفاده از فناوری، فرهنگ همکاری بین بخشی، فرهنگ آموزش و یادگیری و فرهنگ حمایت از نوآوری و 2. مؤلفه خرد یا عمومی فرهنگی شامل؛ فرهنگ مشارکت اجتماعی در رسانه بومی، ترویج و تقویت فرهنگ ملی، فرهنگ هویت بخشی مخاطب، فرهنگ حفظ حریم خصوصی، فرهنگ نوآور بودن مخاطبان و 3. مؤلفه فرهنگ رسانه ای، شامل: فرهنگ تنوع و کیفیت بالای تولید محتوا، فرهنگ هم گرایی رسانه ای، فرهنگ تعاملی بودن و احترام به سلیقه مخاطبان، فرهنگ رشد هویت برند، فرهنگ توسعه قابلیت های پلتفرم، فرهنگ تمرکز بر امنیت و اعتماد کاربران، فرهنگ به روزرسانی و ارتقاء پلتفرم ها در سطح حرفه ای.
ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
11 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
ضرورت های سیاست گذاری حقوقی در آستانه تحولات شگرف انقلاب چهارم صنعتی و هوش مصنوعی با تاکید بر چالش ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب چهارم صنعتی و پیشرفت های سریع در فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، زندگی ما را به شدت تغییر داده اند. این تغییرات بزرگ، باعث شده اند که قوانین فعلی دیگر جوابگوی نیازهای جدید نباشند و لازم باشد قوانین جدیدی نوشته شوند تا با این تحولات هماهنگ شوند. مثلاً، فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، ربات ها و اینترنت اشیا، سؤال های جدیدی به عبارت صحیح تر چالش هایی درباره حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، مسئولیت پذیری و حقوق مالکیت فکری و... به وجود آورده اند که باید به آن ها پاسخ داده شود. در اینجا با نگاهی توصیفی و تحلیلی این مقاله به این موضوع می پردازد که چرا باید قوانین جدیدی برای این فناوری ها نوشته شود و چه چالش هایی در این راه وجود دارد. مثلاً، وقتی یک سیستم هوش مصنوعی تصمیم اشتباهی می گیرد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ یا چگونه می توان از اطلاعات شخصی افراد در دنیایی که هر روز داده های بیشتری جمع آوری می شود، محافظت کرد؟ همچنین، این جستار تأکید می کند که برای حل این مشکلات، کشورها باید با هم همکاری کنند، چون خیلی از این مسائل، مثل امنیت سایبری یا مالکیت فکری، فقط در یک کشور اتفاق نمی افتد و نیاز به قوانین جهانی دارد. اولویت های سیاست گذاری حقوقی شامل تدوین قوانین شفاف و انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های حقوقی برای حمایت از حریم خصوصی و امنیت داده ها، و ترویج اخلاق فناوری است. هدف نهایی این است که با ایجاد تعادل بین پیشرفت فناوری و ارزش های انسانی، آینده ای امن، عادلانه و پایدار برای همه جوامع فراهم شود. در اینجا نوعا بر اهمیت همکاری بین دولت ها، بخش خصوصی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به این هدف تأکید می نماید.
بررسی تأثیر شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی و برندسازی شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
199 - 228
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی با نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی انجام شده است. روش تحقیق، کمی پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی است. گردآوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی و با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۳۹۲ نفر از فعالان حوزه برندسازی شخصی در شبکه اجتماعی اینستاگرام است که به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه آماری SPSS استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین متغیر شبکه اجتماعی اینستاگرام با شایستگی های فردی، برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 895/0، 647/0 و 250/0 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شایستگی های فردی با ضریب مسیر 326/0 و 215/0 به ترتیب با متغیرهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی، و برندسازی شخصی نیز با ضریب مسیر 525/0 با موفقیت شغلی تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی بین شبکه اجتماعی اینستاگرام و موفقیت شغلی مورد تأیید است. یافته ها در بخش مطالعات نظری و کتابخانه ای و برآیندی از روش میدانی تحقیق نیز نشان داد بهره گیری از فناوری نوینی نظیر هوش مصنوعی با قابلیت بهینه سازی برندها، کمک به هویت بصری لوگوها، ایجاد محتواهای جذاب، انگیزشی و تأثیرگذار، و شناسایی و تحلیل رفتار مخاطب، مصرف کنندگان و مشتریان می تواند تأثیر قابل توجهی بر روند موفقیت شغلی و برندسازی شخصی بر بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشد.
تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
Communicating Sustainable Creativity: A Visual Content Analysis on Instagram
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
355 - 367
حوزههای تخصصی:
Background: As companies are increasingly committed to sustainability practices in all their activities, they also have the increasing opportunity to communicate it to strengthen the brand through various means. One of them is undoubtedly represented by social media.Aims: This paper examines the communication of fashion sustainability through social media, and in particular its visual dimension, by undertaking a content analysis of over 600 Instagram photos of two Tunisian brands that are visibly exposed on the sustainability front.Methodology: Statistical analysis of this communication based on image, caption and hashtag is used to provide interesting insights into the elements that underlie effective online sustainability communication and, more specifically, on visual social media. Three theories are used to explain this topic namely Speech Act Theory, Color Theory, and Technology for Environmental Action Model (TPAM). Nine themes related to sustainability and fashion were extracted from the images of two sustainable brands “Shab Kids”, “Triiiza” and “Tommy Hilfiger” accompanied by their captions and hashtags.Finding: Our findings contribute significantly to understanding the elements used in visual communication of sustainable fashion brands on social media. For brand-generated content, we selected two eco-responsible Tunisian brands elected by “ileycom” (online marketplace) that declare themselves sustainable and are known in the fashion industry and among consumers for their orientation towards sustainable practices. Sustainable brands engage consumers in a conversation about sustainability, which can strengthen brand identity and create an emotional connection with the audience.Conclusion: It is essential for brands to communicate sustainability while taking full advantage of social media platforms like Instagram. Our study analyzed various communication elements on Instagram such as single image, multiple images, hashtags, and captions.