ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۱۴۱.

نقدی بر میراث ناملموس به عنوان یک مسئله شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
چرخش فرهنگی در گفتمان مطالعات شهری در سالهای اخیر، و توجه به حفظ تنوع فرهنگی در ساختار شهرها، مفهوم میراث فرهنگی ناملموس را به عنوان یک مسئله جدی در شهرهای جهان مطرح کرده است. مطابق تعریف کنوانسیون سال 2003 یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس شامل دانش و مهارت ها، بازنمایی ها و اقداماتی که جوامع، گروه ها و افراد به عنوان بخشی از میراث فرهنگی خود می شناسند. این مسئله شامل سنت های موروثی، فعالیت ها و اعمال اجتماعی، آیین ها، دانش و اعمال کلی مربوط به طبیعت و جهان اطراف است که ارتباط تنگاتنگی با احساس هویت و تعلق، تنوع فرهنگی، حافظه، دانش فرهنگی، سبک زندگی در ساختار شهر دارد. مباحث نظری کمتری درباره مسئله میراث ناملموس شهری مطرح گردیده است. در این مقاله بحث در مورد آنچه را که میراث مشهود و ملموس می نامیم کنار می گذاریم، به منبع و منشأ آن می پردازیم، یعنی میراث ناملموس. مسئله اصلی این مقاله تلاشی نظری و مفهومی است برای رسیدن به تعریفی بسط یافته تر از ویژگی های ذاتی میراث ناملموس و توسعه آن به عنوان یک زبان فهم که به ابعاد متفاوت تری از شناخت و درک مسئله شهری اشاره دارد. علاوه بر این با تاسی از آرای گادامر درباره ابعاد فهم، که با سه مفهوم زبان و زبانمندی، زمان و سنت، و مکانمندی و محلیت مرتبط است، به ابعاد فهم میراث ناملموس در منظر شهری پرداخته شده است. با توجه به پتانسیل تطبیق پذیری و خود بازسازی میراث ناملموس، همچنین ظرفیت همراهی با جریان های معاصر و مدرن زندگی شهری، و ارتباط با فرهنگ عامه و زندگی روزمره، می توان آن را به عنوان یک "تجربه زمینه ای"  بسط یافته، "منشور اتیک اجتماعی" و سامان فرهنگی یک جامعه دانست. از اینرو خوانش "مسئله میراث ناملموس جدید"، برای "نظم اجتماعی جدید" در شهرها، مسئله ای حیاتی به شمار می آید. 
۲۱۴۲.

بررسی و مدل سازی تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد با استفاده از مدل زنجیره مارکوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
در تحقیق حاضر به مطالعه و ارزیابی روند تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد در یک بازه زمانی بیست ساله از 2000 تا 2020 و پیش بینی روندهای احتمالی آن تا سال 2040 پرداخته شده است. در تحقیق حاضر، از تصاویر سنجنده های ETM و OLI ماهواره لندست در سه تاریخ 2000، 2010 و 2020 و تکنیک طبقه بندی نظارت شده برای تشخیص تغییرات رخ داده بهره گرفته شده است. همچنین، به منظور مدل سازی تغییرات کاربری اراضی از مدل زنجیره مارکوف و سلول های خودکار استفاده شده است. مطابق نتایج، اراضی ساخته شده بیشترین افزایش مساحت و پهنه های آبی بیشترین کاهش مساحت را نشان داده اند به نحوی که مساحت اراضی ساخته شده از 67/2367 هکتار به 08/71006 هکتار و مساحت پهنه های آبی از 63/9266 هکتار به 28/1164 هکتار رسیده است. علاوه بر این، نتایج مدل مارکوف چنین نشان می دهد که روند تغییرات کاربری اراضی منطقه موجب افزایش سطح اراضی بایر و اراضی ساخته شده و کاهش سطح دیگر اراضی شده و چنین انتظار می رود که مساحت اراضی زراعی به میزان 1/1473 هکتار، باغات و جنگل ها به میزان 11/810 هکتار، اراضی مرتعی به میزان 4/16455 هکتار و پهنه های آبی به میزان 69/545 با کاهش و در مقابل، مساحت اراضی بایر به میزان 72/11831 هکتار و اراضی ساخته شده به میزان 42/7448 هکتار افزایش خواهد یافت. به طور کلی، پیش بینی ها روند فزاینده گسترش اراضی ساخته شده و مسکونی و نیز کاهش روزافزون گستره پهنه های آبی منطقه را برجسته نموده است که این روند می تواند پیامدها و تبعات بسیاری بر توسعه پایدار شهرستان مهاباد به دنبال داشته باشد. بنابراین، نتایج تحقیق حاضر ضرورت توجه به مبحث تغییر کاربری اراضی در محدوده شهرستان مهاباد را برجسته نموده و می تواند شناخت مناسبی از ابعاد، روندها و الگوهای کاربری زمین در منطقه به مسئولان، محققان و مردم محلی ارائه دهد.
۲۱۴۳.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۲۱۴۴.

بررسی نقش ابعاد تاب آوری بر پایداری شهری در برابر مخاطرات طبیعی؛ مطالعه موردی: منطقه هشت شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف: امروزه شهرها سیستم های پیچیده ای هستند که توسط عوامل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی هدایت می شوند؛ بنابراین ازآنجایی که هر شهر از سیستم های پیچیده ای تشکیل شده وقتی یکی از زیر سیستم هایشان تخریب یا در سازگاری با بحران ها دچار مشکل شود، بسیار آسیب پذیر خواهد شد. تاب آوری شهری، موجب تقویت پایداری شهری شده و به راهکارهای پایدار در فرآیند توسعه پایدار منجر می شود. تاب آوری شهری در راستای تقویت سیستم های شهری پایدار، عاملی حیاتی در دستیابی به آینده مطلوب است. تاب آوری به مفهوم مواجه با اختلافات، غافلگیری ها و تغییرات معرفی می شود؛ نقش ابعاد تاب آوری بر پایداری شهری در برابر مخاطرات طبیعی مسئله اصلی و قابل تأمل در این پژوهش است. روش تحقیق: منطقه هشت تهران با محله هایی قدیمی از شمال به بزرگراه رسالت، از شرق به منطقه 4 تهران و پارک جنگلی سرخه حصار، از جنوب به خیابان دماوند و از غرب به منطقه 7 محدودشده است. ساختار نامنظم بافت شهری، درصد بالای ساختمان های قدیمی و همچنین وجود آسیب های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی سبب گردیده تا موضوع تاب آوری شهری در این منطقه به عنوان یکی از اصلی ترین مباحث در راستای دستیابی به پایداری شهری مطرح باشد. پژوهش حاضر کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، ساکنین منطقه هشت شهرداری تهران (425197 نفر) می باشند. حجم نمونه 383 نفر و روش نمونه گیری به صورت تصادفی انتخاب گردید. برای تحلیل داده های پرسشنامه از نرم افزارهای SPSS و AMOS از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین ابعاد تاب آوری شهری و توسعه پایدار، رابطه معناداری وجود دارد و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی به ترتیب با ضریب همبستگی برابر 0.662، 0.551 و 0.472 می باشند. نتایج تحلیل رگرسیون خطی بین متغیرها نیز گویای این واقعیت است که 57.5 درصد از واریانس متغیر پایداری شهری تحت تأثیر متغیر مستقل (ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی تاب آوری شهری) قابل تبیین و پیش بینی می باشد؛ نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت تأکید بر ابعاد تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و نهادی می تواند بر روند حرکت شهرها به سمت پایداری شهری مثبت و مفید باشد؛ بنابراین افزایش دانش، آگاهی، مهارت های ساکنین در راستای شناخت دقیق مفهوم تاب آوری و نقشی که این موضوع در دستیابی به توسعه پایدار دارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
۲۱۴۵.

تبیین و تحلیل اثر مؤلفههای ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
از آنجایی که مقصدها مکان هایی است که مردم آنها را برای تجربه ای خاص و بر اساس درکی که از خصیصه خاصی از جاذبه حاصل شده است، برای اقامت و سفر انتخاب می کنند، می توان با استفاده از روش های برنامه ریزی برای آنها یک برند ایجاد کرد. بدین ترتیب، گردشگران در هنگام انتخاب بین مقصدی که به برند تبدیل شده است و رقبای آن به دلیل جایگاه بهتری که برند در ذهن ها دارد، مقصد دارای برند را ترجیح دهند. اینگونه است که امروز توجه صرف به زیرساخت های سخت از بین رفته و تمرکزی چشمگیر به زیرساخت های نرم، طرح ریزی شهری نظیر طرح ریزی یک تصویر ذهنی خوب یا ساخت یک برند برای شهر در حال شکل گیری است. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل اثر مؤلفه های ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی در کلانشهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. طبق یافته های پژوهش در راستای بررسی برازش مدل از شاخص های کای دو بر درجه آزادی، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد، ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده و شاخص برازش تطبیقی استفاده شد. در این مطالعه تمامی شاخص های 964/2CMIN/DF =، 072/0 RMSEA =، 074/0 SRMR = و 927/0 CFI = تأیید شد. همچنین، بین میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند با میانگین فرضی (عدد 3) تفاوت معناداری وجود دارد (001/0sig = ). همچنین، میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند از میانگین فرضی بیشتر است؛ درنتیجه می توان گفت که متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی برند وضعیت مطلوبی دارد.
۲۱۴۶.

شناسایی و تحلیل ذی نفعان پروژه میدان شهدای مشهد برمبنای روش خوشه بندی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
طرح میدان شهدا، که در زمره پروژه های بزرگ مقیاس شهری است، دربرگیرنده کاربری های متنوعی است. یکی از چالش های پیش روی این طرح پایین بودن قدرت ریسک مدیران و تجربه اندک مشارکت میان مدیران شهری و ذی نفعان، در محدوده طرح بوده است. ازاین رو مدیریت ارتباطات ذی نفعان، به عنوان راه حلی برای مشارکت و درگیری ذی نفعان در مراحل مختلف پروژه مطرح است. یکی از گام های اساسی در فرایند مدیریت ارتباطات ذی نفعان، اولویت بندی ذی نفعان کلیدی است. در این راستا در این مقاله ابتدا با مرور ادبیات موجود و بررسی نظرات خبرگان به شناسایی شاخص های اولویت بندی ذی نفعان پرداخته شد، سپس ذی نفعان با استفاده از تحلیل خوشه ای فازی (FCM) گروه بندی شدند. این پژوهش به لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و به لحاظ ماهیت یک پژوهش کمی است. نتایج این پژوهش نشان داد، خوشه A دارای ذی نفعانی با بیشترین میزان قدرت و تمایل است. خوشه B دارای ذی نفعانی با قدرت کم، ولی میزان تمایل متوسط رو به بالا است و خوشه C دارای ذی نفعانی با میزان قدرت متوسط و تمایل نسبتاً بالا است. همچنین خوشه D دارای ذی نفعانی با میزان قدرت و تمایل کم است. شهرداری، شورای اسلامی شهر، مدیریت طرح و استانداری خراسان رضوی بالاترین میزان تعلق را به خوشه A دارند. همچنین شرکت های پیمانکار و شرکت های مشاور، بیشترین درجه تعلق را به خوشه C دارند. سازمان آب و فاضلاب، شرکت گاز و شرکت توزیع برق، به خوشه B تعلق دارند و سازمان دارایی و امور مالیاتی،آستان قدس رضوی و سازمان اوقاف و امور خیریه بیشترین میزان تعلق به خوشه D را دارند. نتایج حاصل از این تحقیق، این امکان را فراهم می آورد که ذی نفعان کلیدی و مؤثر را برای درخواست ورودی های مورد نیاز و افزایش پشتیبانی از پروژه در طول مدت انجام آن، شناسایی نموده و استراتژی های ارتباطی مناسب را در خصوص هر گروه ذی نفعی اعمال کرد. استراتژی های ارتباطی مطرح شده در این تحقیق، براساس مقایسه تطبیقی خوشه های حاصل از FCM و چهارچوب قدرت- تمایل جانسن و اسکولز، ارائه گردید.
۲۱۴۷.

ارزیابی اثرات اجرای سیاست های تعدیل ساختاری در مناطق شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۹
سیاست های تعدیل ساختاری از موضوعات چالش برانگیز دهه 1980 است که از سوی مؤسسات بین المللی در ازای منابع مالی برای کمک به کشورهای درحال توسعه اجرا شده است. برخی این برنامه ها را عامل رشد اقتصادی و برخی دیگر آن ها را عامل بسیاری از پیامدهای منفی اجتماعی و اقتصادی می دانند. هدف این مطالعه ارزیابی اثرات اجرای این برنامه ها به ویژه بر روی شهرها می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و از نوع تحلیل محتوا می باشد. ابتدا با استفاده از ادبیات نظری، مفهوم سیاست های تعدیل ساختاری و شاخص های آن تعریف و تدوین گردید و سپس با استفاده از روش دلفی که از طریق روش نمونه گیری قضاوتی انتخاب شده اند؛ پرسشنامه هایی ارسال گردید. در نهایت برای اولویت بندی و ارزیابی اثرات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MicMac استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است اثرات اجرای این برنامه ها شامل 4 دسته اقتصادی (شکل گیری اقتصاد غیررسمی، افزایش رقابت پذیری، افزایش قیمت املاک و مستغلات و تغییر نقش اقتصادی شهرها)، اجتماعی- فرهنگی (افزایش مهاجرت های روستا- شهری، افزایش فقر شهری، نابرابری و محرومیت اجتماعی و کاهش خدمات اجتماعی)، کالبدی (گسترش افقی شهرها، گسترش مناطق پیرا شهری و تغییرات کاربری اراضی) و زیست محیطی (افزایش آسیب پذیری شهرها، توسعه سکونتگاه های خودانگیخته در مناطق آسیب پذیر و کاهش امنیت غذایی) می باشد. در میان اثرات شناسایی شده نیز گسترش افقی شهرها، شکل گیری اقتصاد غیررسمی و تغییر نقش اقتصادی شهرها از مهم ترین عوامل می باشند. بنابراین شناسایی این اثرات و اتخاذ تدابیر مناسب در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های شهری می تواند راهگشای کاهش اثرات این برنامه ها باشد.
۲۱۴۸.

تحلیلی بر قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار (مورد پژوهی: محلات باقرخان 1، 2 و پرسی گاز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۸۲
کاربست رهیافت بازآفرینی شهری پایدار در سکونتگاه های غیررسمی، به منظور تقویت قابلیت های سکونتگاه های غیررسمی و کاهش محدودیت-های آن می تواند منجر به معکوس شدن روند افت کیفیت زیست و زندگی ساکنان آن ها شود؛ اما تحقق این هدف در وهله اول نیازمند شناسایی قابلیت ها و محدودیت های محدوده های غیررسمی است تا در بستر آن بتوان به این امر نائل آمد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر در راستای تبیین قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار انجام گرفته است. این پژوهش با ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چارچوب سنجشی نگاشته شده، با استفاده از روش اسنادی و پیمایشی، اطلاعات را گردآوری نموده است. حجم نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران، 367 نفر تعیین و برای تعیین روایی پرسشنامه پژوهش از اعتبار محتوایی و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرچند محلات باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد با محدودیت های پرشماری از منظر بازآفرینی شهری پایدار ازجمله پایین بودن سطح سواد، پایین بودن حس تعلق به مکان، تعدد فضاهای ناامن و بی دفاع، پایین بودن امنیت اجتماعی، سرانه پایین کاربری های خدماتی، تخصص ناکافی شاغلان، پایین بودن سطح توانمندی حرفه ای ساکنان، کیفیت نامناسب محیطی، پایین بودن تاب آوری کالبدی، حکمروایی پایین محلی و غیره روبرو هستند؛ اما در مقابل دارای قابلیت هایی نیز در این زمینه شامل بالا بودن سابقه سکونت ساکنان، پایین بودن بزهکاری اجتماعی، بالا بودن مراودات و همبستگی اجتماعی، بالا بودن سرمایه اجتماعی، وجود اراضی با قابلیت کشاورزی و احساس امنیت تصرف هستند که در صورت لزوم می تواند محرک بازآفرینی پایدار در سطح این محلات باشند.
۲۱۴۹.

ویژگی های هیدروژئوشیمی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی دشت عسلویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
دشت عسلویه، به عنوان یکی از مهم ترین مناطق صنعتی ایران، در سال های اخیر با چالش های جدی در زمینه کیفیت آب های زیرزمینی مواجه شده است. این مطالعه به منظور تحلیل هیدروشیمیایی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی این دشت، با تمرکز بر تأثیرات فعالیت های صنعتی و نفوذ آب های شور دریایی انجام شده است. برای این منظور، داده های کیفی مربوط به ۸ چاه و ۲ چشمه در منطقه جمع آوری و با استفاده از روش های گرافیکی نظیر نمودارهای پایپر و دوروف و تحلیل های آماری چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نفوذ آب شور دریایی و فعالیت های صنعتی منجر به افزایش غلظت یون های کلراید، سدیم و سولفات شده و کیفیت آب زیرزمینی به ویژه در نواحی جنوبی و غربی منطقه به شدت کاهش یافته است، به طوری که غلظت سولفات به 1711 mg/l و درصد سدیم به 60% در این مناطق رسیده که نشان دهنده تأثیر شدید منابع آلاینده طبیعی و انسانی است. علاوه بر این، پدیده تعویض یونی معکوس و انحلال سنگ های دولومیتی و کربناته به عنوان فرآیندهای غالب هیدروژئوشیمیایی شناسایی شدند. تحلیل های کیفی نشان داد که آب های زیرزمینی در بخش های مختلف منطقه برای مصارف کشاورزی عمدتاً نامناسب هستند، در حالی که برخی از چشمه ها کیفیت بهتری دارند. همچنین، آب های زیرزمینی دارای خاصیت رسوب گذاری بالا برای مصارف صنعتی هستند.
۲۱۵۰.

تحلیلی بر سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
زلزله یکی از خطرناک ترین، مخرب ترین و غیرقابل پیشبینی ترین مخاطرات طبیعی به شمار می آید. از این رو، شناسایی مناطق آسیب پذیر شهرها به منظور افزایش ظرفیت مقابله با خطرات زلزله و مدیریت بحران این مخاطره ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سطوح آسیب پذیر کلان شهر تبریز در برابر زلزله و ارائه ی راهکارهای مدیریت بحران (قبل از بحران) برای کاهش اثرات زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و تهیه ی نقشه های رقومی از روش FAHP و نرم افزار ArcGIS و به منظور بررسی آسیب پذیری مناطق 10گانه ی شهر از روش PROMETHEE استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی می باشد. حجم نمونه ی مدیران و مسئولان با استفاده از روش کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 90 نفر تعیین گردیده که نحوه ی دسترسی به آنها بر مبنای روش گلوله برفی می باشد. حجم نمونه ی نخبگان دانشگاهی نیز بر مبنای روش نمونه گیری دلفی هدفمند 14 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مناطق حاشیه ای و مرکزی شهر بیشترین پتانسیل آسیب پذیری را دارا می باشند. در این بین مناطق 10 و 1 با کسب جریان خالص 454/0- و 527/0-، جزو مناطق با آسیب پذیری خیلی زیاد در برابر زلزله محسوب می شوند. از عوامل مؤثر بر آسیب پذیری این مناطق می توان به نزدیکی به گسل، فرسودگی بافت ها، دوری از مراکز امدادونجات، تراکم زیاد و همچنین عدم کشش پذیری معابر اشاره کرد. بدین منظور نیاز به رویکرد سیستمی و یکپارچه به منظور بازگشت پذیری و توانمندسازی اجتماع لازم بوده و در این راستا توجه به مرحله ی قبل از بحران در ابعاد مقاوم سازی ابنیه، ارتقاء دسترسی ها و تهیه ی طرح های موضعی به تفکیک محلات با تأکید بر محلات آسیب پذیر ضروری می باشد.
۲۱۵۱.

بررسی تأثیرات محیطی، سازمانی، گردشگران و مقصد بر توسعه گردشگری در شهر سرعین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: شهر سرعین در استان اردبیل ایران به واسطه چشمه های آب گرم معدنی و جاذبه های متنوع، به عنوان مقصدی شناخته شده در میان گردشگران مطرح است. با این حال، دستیابی به توسعه پایدار گردشگری در این شهر نیازمند درک عمیق و تحلیلی از عوامل موثر بر این فرایند است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی عوامل زیست محیطی، سازمانی و مربوط به مقصد بر توسعه گردشگری در شهر سرعین و ارائه راه حل هایی برای ارتقای وضعیت فعلی انجام شده است. روش شناسی: مطالعه حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و با استفاده از طراحی مطالعه موردی به انجام رسیده است. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با خبرگان صنعت گردشگری سرعین صورت گرفته و تجزیه و تحلیل داده های کیفی به روش تحلیل محتوا انجام شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: تحقیق متمرکز بر شهر سرعین واقع در استان اردبیل ایران بوده است. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که توسعه پایدار گردشگری در سرعین نیازمند اتخاذ رویکردی چندجانبه است. بازنگری و معرفی هدفمند جاذبه های موجود، از جمله چشمه های آب گرم و پتانسیل های طبیعت محور و فرهنگی منطقه، همراه با ارتقای زیرساخت های حمل ونقل برای تسهیل دسترسی گردشگران، از اولویت های کلیدی است. همکاری بخش های دولتی و خصوصی در سرمایه گذاری برای توسعه امکانات رفاهی و تفریحی، جذب سرمایه گذاری خارجی، و بهره گیری از فناوری های نوین می تواند به خلق ارزش های متمایز و افزایش جذابیت سرعین کمک کند. همچنین، تقویت فرهنگ عمومی و مشارکت جامعه محلی به عنوان فرصتی برای توسعه پایدار، نقشی اساسی در موفقیت این استراتژی ها ایفا می کند. نتیجه گیری: دستیابی به توسعه پایدار گردشگری در سرعین مستلزم تدوین و اجرای یک استراتژی جامع است که عوامل زیست محیطی، سازمانی، مربوط به گردشگران و مقصد را به طور همزمان در نظر بگیرد. این امر شامل ارتقای عرضه محصولات گردشگری، بهبود زیرساخت ها، تسهیل مشارکت های بخش های دولتی و خصوصی، و ترویج نگرشی مثبت نسبت به صنعت گردشگری در میان جامعه محلی می شود.
۲۱۵۲.

تعیین مهم ترین پارامترهای موثر بر سیلاب شهری خرم آباد با استفاده از مدلSWMM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
کنترل آبگرفتگی، سیلاب و تحلیل پیچیدگی عملکرد هیدرولیکی و هیدرولوژیکی پارامترهای موثر بر سیلاب شهری ، مستلزم استفاده از روش های محاسباتی پیشرفته و مدلسازی های جدید و کارآمدتر می باشد. هدف ازاین پژوهش شبیه سازی رواناب و تعیین مهم ترین پارامترهای موثر بر سیلاب شهری بخش هایی از شهر خرم آباد با استفاده از مدل SWMM است. ابتدا ضمن تعیین مقادیر رواناب برای بارش 24 ساعته با دوره بازگشت های مختلف بهترین توزیع آماری با توجه به نمودارهای شدت-مدت-فراوانی، پتانسیل سیلخیزی شهر خرم آباد بررسی و سپس شبیه سازی نفوذ از روش SCS و لایه اطلاعاتی خاکشناسی انجام و با استفاده از پارامترهای عرض معادل، درصد شیب، درصد مناطق نفوذ ناپذیر، ضریب زبری مانینگ مناطق نفوذ پذیر و نفوذ ناپذیر، عمق ذخیره چالابی برای مناطق نفوذ پذیر و نفوذ ناپذیر و درصد مناطق نفوذ ناپذیر بدون ذخیره چالابی، آنالیز حساسیت مدل SWMM انجام شد. با توجه به مقدار 994/0 رابطه نش-ساتکلیف ورابطه کلینگ-گوپتا به میزان913/0 نتایج واسنجی و ارزیابی مدل نشان داد که بین شاخص ارزیابی کارایی مدل جهت برآورد ارتفاع رواناب شبیه سازی و مشاهداتی، رابطه معنی داری وجود دارد و مدل برای شبیه سازی بارش و رواناب از کارایی قابل قبولی برخوردار است. نتایج نشان داد به ترتیب درصد مناطق نفوذ ناپذیر، عمق ذخیره چالابی مناطق نفوذ ناپذیر و عرض معادل بیشترین تاثیر را بر تغییر عمق رواناب دارند .نتایج واسنجی مدل نشان داد بین عمق رواناب تولیدی مدل و محاسباتی روش SCS ارتباط معنا داری وجود دارد و مدل SWMM می تواند با مدلسازی نفوذ به روش های مختلف، ضریب رواناب و پتانسیل سیل خیزی را به خوبی شبیه سازی نماید . همچنین نتایج نشان داد برخی کانال ها و گره-هایی شبکه شهری خرم آباد به درستی رفتار نمی کنند و موجب رفتار مخاطره آمیز درموقعیت های حساس و پر رفت و آمد و متراکم شهر می شوند که پیشنهاد می شود جهت رفع نواقص هیدرولیکی بهسازی شوند
۲۱۵۳.

سنجش امنیت زنان در بافت فرسوده با تأکید بر رویکرد (CPTED)؛ موردپژوهی: محله سیاه پوشان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
افزایش امنیت محیط شهری در راستای بهبود کاربری فضای شهر مهم ترین رویکردی است که جامعه های مدرن در زمینه فرهنگی، علوم اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی و طراحی محیط بدان توجه دارند. لذا برای افزایش آن بایستی معیارها و استانداردهای مختلفی در طراحی فضاهای شهر در نظر گرفت. رویکردCPTED1 از جمله رویکردهایی است که بر کاهش جرم از طریق طراحی محیط تأکید دارد. محله سیاه پوشان واقع در شهر دزفول به عنوان یکی از قدیمی ترین محلات در شهر دزفول است و عدم توجه به کیفیت های محیطی موجب شده است که امنیت ساکنان بویژه زنان با مخاطره همراه گردد. بنابراین، هدف اصلی این تحقیق دستیابی به الگوهای خاص افزایش امنیت زنان در فضای شهر، حضور فعال تر آنان در سطح شهر، و ایجاد حس تعلق خاطر نسبت به محله است. فرضیه این پژوهش این است که به نظر می رسد تفاوت قابل توجهی در اولویت بندی عوامل مؤثر بر امنیت شهری زنان وجود دارد. در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی، مرور متون، برداشت های میدانی و توزیع پرسش نامه سطح امنیت محله، همچنین استفاده از نرم افزارهایSPSS 22, Google Earth و GIS10.8 تجزیه و تحلیل شود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که شاخص «دسترسی» با بتای ۲۸۷/۰ بیشترین اثرگذاری را بر امنیت ادراک شده زنان در محله سیاه پوشان دارد. دیگر شاخص های پژوهش، به ترتیب «قلمروگرایی»، «نظارت طبیعی»، «حفاظت از فعالیت» و «مدیریت و نگهداری» با بتای ۲۸۵/۰، ۲۵۳/۰، ۲۳۸/۰ و ۲۲۱/۰ متغیرهای اثرگذار بر متغیر وابسته پژوهش ارزیابی شده اند.
۲۱۵۴.

بررسی جامعه شناختی راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی (مورد مطالعه: شرکت های تعاونی شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
زمینه و هدف: تعاونی ها دموکراتیک ترین سازمان های روی زمین هستند که اعضای آن صاحبان اصلی آن هستند، انتظار می رود تعاونی ها از این ویژگی که بسیار ارزشمند است بتوانند بیشترین سود و استفاده را ببرند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارائه راهکارهای افزایش مشارکت اعضای تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی شهر اهواز است.روش بررسی:  این پژوهش با رویکرد کمی، روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها انجام شده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر از بین کل اعضای تعاونی ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه ی 22 انجام شد.یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که بین بین دیدگاه مدیران در مورد اهمیت مشارکت اعضا، میزان اطلاع از برنامه های مربوط به امور تعاونی، میزان اطلاع از جلسات مربوط به امور تعاونی، میزان رضایت از  اطلاع رسانی در امور مربوط به تعاونی، رضایت از عملکرد مدیران، میزان تمایل مدیران به شرکت اعضا در جلسات، تشویق مدیران به شرکت اعضا در جلسات و آگاهی اعضا از فواید مشارکت در امور مربوط به تعاونی با میزان مشارکت اعضای تعاونی رابطه معناداری وجود داشته است اما بین میزان سرمایه اعضا در تعاونی و میزان مشارکت آنها رابطه معناداری وجود نداشته است. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای میزان اطلاع از جلسات تعاونی، میزان اهمیت مشارکت اعضا و میزان رضایت از عملکرد مدیران بیشترین سهم را در تبیین مشارکت اعضا تعاونی ها در امور مربوط به شرکت های تعاونی داشتتند و در کل 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین کردند که نشان دهنده تبیین بسیار بالایی است.
۲۱۵۵.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم توسط کشاورزان دهستان خیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۴
تغییرات آب و هوایی اثرات منفی بر انسان ها و به ویژه بر جوامع کشاورزی گذاشته است. در این راستا اتخاذ استراتژی های سازگاری با تغییرات اقلیمی، مهمترین راه حل برای کاهش پیامدهای منفی این پدیده به شمار می رود. از این رو، عوامل مؤثر بر انتخاب شیوه های سازگاری با تغییرات آب و هوایی توسط کشاورزان دهستان خیر در شهرستان استهبان در این مطالعه ارزیابی شد. به منظور تبیین اهداف تحقیق، نخست راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم، بررسی و سپس درصد پذیرش هریک از راهبردها تعیین شد. در ادامه عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر پذیرش راهبرد های سازگاری با تغییر اقلیم با استفاده از الگوی پروبیت ترتیبی برآورد شد. نتایج نشان داد که روی آوردن به فعالیت های تولیدی و خدماتی، بالاترین درصد پذیرش (39/7۹ درصد) و کشت بذرهای اصلاح شده (1/17 درصد) کمترین درصد پذیرش را در بین کشاورزان داشته است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، مالکیت زمین، دسترسی به چاه عمیق، اندازه مزرعه، شغل غیر کشاورزی و تنوع محصول، اثر مثبت و معنی داری بر پذیرش استراتژی های تغییر اقلیم دارند. این در حالی است که متغیرهای سن و بعد خانوار، تأثیر معنی داری نشان ندادند. با توجه به تأثیر مثبت فعالیت های خارج از مزرعه و تنوع محصول در مزرعه پیشنهاد می شود که کشاورزان علاوه بر تنوع بخشی به تولیدات کشاورزی، بر سایر فعالیت های غیر کشاورزی نیز به منظور بهبود وضعیت درآمد خود تمرکز نمایند.
۲۱۵۶.

تبیین عوامل مؤثر در اثربخشی مشارکت شهروندان در اداره شهر بجنورد با رویکرد حکمروایی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: الگوی حکمروایی خوب شهری به عنوان فرایند مشارکتی توسعه تعریف می شود که به موجب آن همه ذینفعان شامل حکومت، سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی در حل مسائل شهری، مشارکت می کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در اثر بخشی مشارکت شهروندان در اداره شهر بجنورد با رویکرد حکمروایی خوب، است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی قرار دارد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل کوپراس فازی استفاده شده است. نتایج: بر اساس روش گراندد تئوری، عوامل مؤثر بر اثربخشی مشارکت شهروندان بجنوردی در اداره شهر با رویکرد حکمروایی خوب در قالب 6 مقوله علی، 8 مقوله زمینه ای و 6 مقوله مداخله گر شناسایی شد. در ادامه نتایج مدل کوپراس فازی نشان داد مهم ترین مقوله علی: آگاهی و آموزش با وزن 345/0، مهم ترین مقوله زمینه ای: مسئولیت پذیری نهادها با وزن 242/0، و در نهایت مهم ترین مقوله مداخله گر: مسئولیت پذیری نهادها با وزن 242/0، می باشد. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که آموزش شهروندی و مسئولیت پذیری نهاد های مدیریت شهری بیشترین تأثیر را بر مشارکت مؤثر شهروندان داشته اند.
۲۱۵۷.

تبیین اثرات اجتماعی مهاجرت بازگشتی به روستاهای شهرستان رودسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: مهاجرت بازگشتی علاوه بر اثرات اقتصادی، در تحولات اجتماعی روستاها نیز نقش موثری دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین اثرات اجتماعی مهاجرت بازگشتی در روستاهای شهرستان رودسر است. روش: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، ازنوع تحقیق های کاربردی است. برای گردآوری داده ها، از روش های اسنادی و میدانی در قالب ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، مهاجران وارد شده به روستاهای شهرستان رودسر طی سال های مورد مطالعه بوده که حجم نمونه با روش کوکران، 217 سرپرست خانوار در 19 روستا با بیشترین تعداد مهاجرپذیری تعیین شده است. پایایی ابزارپرسشنامه با استفاده نظر متخصصین و کارشناسان و روایی آن، با توزیع 30 ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ در جامعه نمونه و محاسبه آن با آزمون آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ به مقدار 74/0 به دست آمده است. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی در قالب آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، استفاده شده است. نتایج: نتایج بدست آمده نشان می دهد که باتوجه به سطح معناداری 000/0 =Sig با سطح اطمینان 99 درصد و خطای 1/0 درصد عوامل بازنشستگی افراد، تعلق بومی وامنیت اجتماعی بر مهاجرت پاسخگویان به روستاهای مورد مطالعه تاثیرگذار بوده است. از بین متغیرهای موثر تعلق بومی با میانگین 35/4 بیشترین تاثیر را داشته است و متغیرهای بازنشستگی افراد وامنیت اجتماعی به ترتیب با میانگین 30/4 و 38/3 در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. همچنین بین عوامل تاثیرگذار اجتماعی در مهاجرت بازگشتی به روستاها با تغییرسبک زندگی، تغییرکاربری زمین و ارائه خدمات به روستا رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش به وضوح نشان می دهد که عوامل اجتماعی، به ویژه «تعلق بومی» قوی ترین انگیزه برای مهاجرت بازگشتی به روستاهای مورد مطالعه است. این روند مهاجرتی به طور مستقیم و معناداری با تغییرات در سبک زندگی، کاربری زمین و سطح خدمات روستایی مرتبط است.
۲۱۵۸.

پهنه بندی پتانسیل خطر زمین لغزش در شهرستان علی آباد کتول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: زمین لغزش از مهم ترین مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آن خسارات انسانی و اقتصادی فراوانی را درپی دارد و با شناسایی مناطق در معرض این خطر، می توان درحد ممکن از وقوع این پدیده جلوگیری کرد. شهرستان علی آباد کتول با توجه به شرایط خاص آب وهوایی، فیزیوگرافی، زمین شناسی و انسانی، همواره درمعرض خطر زمین لغزش بوده است. لذا، هدف از این پژوهش شناسایی پهنه های مستعد وقوع زمین لغزش در سطح این شهرستان می باشد. روش: با مرور پیشینه پژوهشی، استفاده از مطالعات میدانی و بررسی شرایط موجود در منطقه، ابتدا عوامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از راه های ارتباطی، کاربری اراضی و بارش به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر وقوع زمین لغزش شناسایی شد. در نهایت نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس استخراج گردید. نتایج: با توجه به نتایج حاصله، به ترتیب؛ عوامل شیب، کاربری اراضی و بارش با ضرایب وزنی 153/0، 142/0 و 138/0 بیشترین اهمّیت را در وقوع زمین لغزش شهرستان علی آبادکتول، به خود اختصاص دادند. با نظر به نقشه پهنه بندی به ترتیب؛ 902/151 و 622/253 کیلومترمربع از مساحت شهرستان، در طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارد که بایستی این پهنه ها از لحاظ کارهای مدیریتی و اجرای پروژه های حفاظتی در اولویت توجه قرار گیرند. همچنین با توجه به بهره گیری از روش منحنی راک، دقت روش مارکوس در شناسایی مناطق مستعد وقوع خطر زمین لغزش در شهرستان علی آباد کتول با سطح زیرمنحنی (89/0)، بسیارخوب می باشد. نتیجه گیری: نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش شهرستان علی آباد کتول نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مساحت آن (حدود ۴۱۴ کیلومتر مربع) در طبقات پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد که نیازمند اولویت بندی فوری برای اقدامات مدیریتی و حفاظتی است.
۲۱۵۹.

شناسایی و واکاوی عوامل مؤثر در تحولات کالبدی مهاجرت در حاشیه شهرها با تأکید بر خشکسالی (مورد مطالعه: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: حاشیه نشینی شهری به عنوان یکی از پیامدهای توسعه ناهمگون، چالش های عمیق کالبدی، اجتماعی و محیطی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف تحلیل الگو و عوامل موثر بر تحولات کالبدی در محدوده حاشیه ای شهر زنجان انجام شده است. روش: این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از منظر معرفت شناسی، عینی-ذهنی است و با اتخاذ یک روش آمیخته (ترکیبی) و استراتژی همزمان است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و مدل های ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره (FARAS + FCOPRAS) در بخش کمّی و نظریه زمینه ای در بخش کیفی استفاده گردید. نتایج: تحلیل ها نشان می دهد تحولات کالبدی در حاشیه زنجان از الگویی خطرناک تبعیت می کند که در آن گسترش سریع سکونتگاه ها و تغییر کاربری اراضی، با کیفیت بسیار پایین مسکن، زیرساخت ها و آسیب پذیری بالا در برابر مخاطرات طبیعی همراه شده و سکونتگاه های شکننده ای را ایجاد کرده است. بر اساس تئوری زمینه ای، ریشه اصلی این پدیده را باید در عوامل فشاری در مبدأ مانند تخریب معیشت روستایی و تشدید خشکسالی جستجو کرد که مهاجرتی اجبارآمیز را تحمیل می کند؛ در حالی که عوامل جذبی در مقصد مانند زمین ارزان و ضعف نظارت شهری، تنها نقش ثانویه و تسهیل کننده در این فرآیند داشته اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که تحولات کالبدی در حاشیه شهر زنجان به شکل گیری الگویی ناپایدار و آسیب پذیر انجامیده است. با این حال، ریشه یابی این پدیده بر اساس تئوری زمینه ای، برداشت رایج در برنامه ریزی شهری را به چالش می کشد. برخلاف تصور رایج که معمولاً رشد حاشیه نشینی را به جاذبه های کاذب شهری نسبت می دهد، این مطالعه تأکید می کند که هسته مرکزی این معضل، ناشی از عوامل دافعه در مبدأ (فروپاشی معیشت روستایی و خشکسالی های فزاینده) است و عوامل جاذبه در شهر (مانند زمین ارزان)، صرفاً به عنوان کاتالیزور یا تسهیل کننده فرآیند مهاجرت اجباری عمل کرده اند.
۲۱۶۰.

عوامل مؤثر بر گردشگری پایدار کشاورزی از دیدگاه خبرگان با رویکرد دلفی فازی (مورد مطالعه: استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف اصلی این پژوهش عوامل موثر بر گردشگری کشاورزی در راستای توسعه پایدار جوامع روستایی می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ پاردایم از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی – کمی) با رویکرد اکتشافی می باشد. روش: روش تحقیق در سه مرحله طراحی شده است. در مرحله اول، ابتدا به منظور شناسایی و استخراج عوامل موثر بر گردشگری کشاورزی در راستای توسعه پایدار جوامع روستایی با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن شاخص اشباع نظری داده ها 18 مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان در این زمینه انجام شد. پس از انجام مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوا کیفی طی مراحل کدگذاری باز و محوری 4 عامل طبیعی و اقلیمی، انسانی و اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی و مدیریتی - نهادی شناسایی شدند. در مرحله دوم، از تکنیک دلفی فازی جهت دستیابی به توافق گروهی بین خبرگان استفاده شد. و در مرحله سوم به منظور تحلیل اثرات عوامل موثر بر گردشگری پایدار کشاورزی از پرسشنامه محق ساخته استفاده گردید. در این مرحله سوالات پرسشنامه با توجه به بخش کیفی پژوهش و بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای (خیلی زیاد تا خیلی کم) طراحی شد. جامعه آماری تحقیق در این مرحله عبارتند از کشاورزانی که مقصد گردشگری کشاورزی در استان مازندران بودند. بر این اساس 4 شهرستان از استان مازندارن انتخاب شدند که پتانسیل بیشتری در گردشگری کشاورزی دارند که شامل یک شهرستان از غرب استان: تنکابن، دو شهرستان از مرکز استان: آمل و بابل و یک شهرستان از شرق استان: ساری به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده با انتساب متناسب بود که تعداد کل نمونه ها 320 نفر بودند نتایج: جامعه آماری در این مرحله شامل کشاورزانی بود که مقصد گردشگری کشاورزی در استان مازندران بودند. بر این اساس، چهار شهرستان با پتانسیل بالاتر برای گردشگری کشاورزی انتخاب شدند: یکی از غرب (تنکابن)، دو شهرستان از مرکز (آمل و بابل) و یکی از شرق (ساری). از نمونه گیری تصادفی ساده با تخصیص متناسب استفاده شد و حجم نمونه در مجموع 320 نفر بود. نتایج نشان دهنده بالاترین سطح اجماع کارشناسان در مورد عوامل مؤثر بر گردشگری کشاورزی و نقش آنها در توسعه پایدار روستایی بود که شامل موارد زیر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر چهار عامل شناسایی شده تأثیر معناداری بر گردشگری کشاورزی پایدار دارند. این عوامل در سطح اطمینان 99 درصد با گردشگری کشاورزی پایدار رابطه مثبت و معناداری دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان