ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۷۲۱ تا ۳۵٬۷۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۵۷۲۱.

امکان سنجی ایجاد شبکه پیوسته سبزراه با استفاده از ظرفیت مسیرهای پیاده راهی (مطالعه موردی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۹
یکی از دغدغه های اساسی برنامه ریزان و طراحان شهری، ارتقاء و توزیع عدالت محور سرانه های خدماتی و افزایش کیفیت فضاهای شهری است که کاربری فضای سبز به عنوان عنصری زنده و پویا، نقش مهمی بر عهده دارد. باغات قصرالدشت که بخش اعظم آن در محدوده منطقه شش شهر شیراز قرار دارد، منبع باارزشی در جهت ارتقاء کیفیت محیطی و پوشش فضاهای فراغتی و گردشگری محسوب می شود. طی سال های اخیر شهرداری شیراز اقدام به احداث و توسعه چندین پیاده راه نموده که اگرچه ازلحاظ پوشش سرانه فضای سبز و تأمین نیازهای تفریحی شهروندان، موفقیت هایی داشته اما عدم انسجام و پیوستگی این پیاده راه ها نتوانسته آن گونه که باید، منجر به توسعه شبکه هم پیوند پیاده راه ها گردد. پژوهش حاضر تحقیقی کاربردی است و هدف آن ارائه شبکه هم پیوند سبزراه ها با بهره مندی از ظرفیت مسیرهای پیاده راهی موجود در منطقه شش شهر شیراز است. روش تحقیق تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (تلفیق روش آنتروپی شانون و ویکور) و تحلیل شبکه در محیط GIS است. در همین راستا پهنه ها و کریدورهای مستعد برای ایجاد شبکه پیوسته سبزراهی شناسایی شد. با به کارگیری روش تحلیل شبکه، امکان هم پیوندی کانون ها و کریدورهای شناسایی شده مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس گزینه های موجود از طریق سنجش معیارهای تأثیرگذار بر ایجاد شبکه پیوسته سبزراهی امتیازدهی شد. نهایتاً، از طریق روش تحلیل چند معیاره، گزینه ها رتبه بندی شدند و گزینه شماره2 به عنوان مستعدترین مسیر پیشنهاد شد. گزینه 2 درواقع سه پیاده راه  مهم و محبوب شهر شیراز به نام های رادفر، استاد شجریان و بهشت را به هم متصل می کند. هر سه پیاده راه در عمق یا جداره باغ های قصرالدشت شیراز احداث شده اند و از محبوبیت و ظرفیت مناسبی برای جذب گردشگران برخوردارند. گزینه منتخب با ظرفیت سنجی و مکان یابی هدفمند کریدورهای مستعد ظرفیت پیاده راه سازی، انسجام و هم پیوندی شبکه های سبز پیاده راهی در پهنه های باغ شهری شیراز را تضمین نموده و می تواند نقش مهمی در اهداف توسعه پایدار شهری و ارتقا شورونشاط شهروندان و گردشگران داشته باشد.
۳۵۷۲۲.

نیت کشاورزان به سازگاری با تغییرات اقلیمی، کاربرد مدل توسعه یافته تلفیق تئوری های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۱
در سال های اخیر تغییر اقلیم به یکی از مهم ترین چالش های جهانی و تهدیدکننده محیط زیست و امنیت غذایی جهانی تبدیل گردید. پژوهش حاضر به بررسی نیت و رفتار سازگاری کشاورزان شهرستان مشکین شهر با تغییرات اقلیم با استفاده از مدل توسعه یافته تلفیقی نظریه های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت پرداخت. نتایج نشان داد که مدل فوق 84% از واریانس نیت و نیت نیز 56% از واریانس رفتار را تبیین کرده است. آسیب پذیری درک شده مهم ترین عامل تأثیرگذار بر نیت سازگاری بود. شدت درک شده تأثیر معنی داری بر نیت نداشت که نشان می دهد اگرچه کشاورزان تا حدودی بر آسیب پذیری از تغییرات اقلیمی واقف بودند، آگاهی چندانی در زمینه شدت اثرات و پیامدهای تغییرات اقلیم نداشتند. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی اثرات تدریجی بر زندگی کشاورزان دارد و کشاورزان درک کاملی از این موضوع ندارند، لازم است از طریق رسانه های جمعی، فیلم های آموزشی و سایر پیکارهای ترویجی، کشاورزان با شدت اثرات این تغییرات آشنا شوند. خود-کارآمدی تأثیر معنی داری بر نیت داشت لذا، آموزش های ترویجی باید بتواند توانمندی لازم برای کاربست فنون سازگاری به طریقی آسان و کم هزینه ایجاد کند. تأثیر نگرش بر نیت نشان داد که لازم است نگرش کشاورزان نسبت به تغییرات آب وهوایی اصلاح شود. با توجه به تأثیر اعتماد و باور بر نیت کشاورزان، لازم است باور کشاورزان به اهمیت و اثرات ناگوار این تغییرات تقویت شود و کارشناسان اعتماد کشاورزان را نسبت به اثربخشی شیوه های سازگاری با تغییرات اقلیمی جلب نمایند. از نظر جنسیت، تحصیلات، محل سکونت و تعداد اعضای خانوار تفاوت های معنی داری در نیت سازگاری کشاورزان با تغییرات اقلیمی یافت شد.
۳۵۷۲۳.

تحلیل نقش مؤلفه های شهر اسفنجی در ارتقاء تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیل (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۱
توسعه شهری شتابان و افزایش سطوح نفوذناپذیر در شهر زنجان، همانند بسیاری از شهرهای دیگر، تاب آوری در برابر مخاطرات سیل را کاهش داده و سیستم های زهکشی سنتی را تحت فشار قرار داده است. با توجه به روند افزایشی رویدادهای اقلیمی شدید و تأثیرات نامتناسب آن بر جوامع آسیب پذیر، رویکردهای صرفاً مهندسی محور پاسخگوی چالش های ناشی از تغییرات اقلیمی نیستند. در این راستا، اصول شهر اسفنجی با ارائه مزایای چندمنظوره زیست محیطی، اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی، ابزاری کارآمد برای ارتقاء تاب آوری شهری در برابر سیلاب و سایر مخاطرات اقلیمی محسوب می شود. این مقاله با روش تحلیلی-اکتشافی به بررسی نقش مؤلفه های شهر اسفنجی در ارتقاء تاب آوری شهری در برابر مخاطرات سیل در شهر زنجان می پردازد. گردآوری داده ها با مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری در قالب تحلیل دلفی فازی با مشارکت 30 متخصص رشته برنامه ریزی شهری در دانشگاه ها انتخاب گردید. تحلیل داده ها نیز با استفاده از مدل تحلیل معادلات ساختاری و روش تحلیل مسیر در نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج نشان می دهد کهبیشترین میزان بار عاملی مربوط به شاخص اجازه نفوذ آب باران به زمین با ضریب 911/0؛ فیلتر کردن آب باران با ضریب 962/0؛ کاهش اوج جریان رودخانه با ضریب 922/0؛ و حفظ فرآیندهای هیدرولوژیکی طبیعی با ضریب 936/0 است. در زمینه تاب آوری شهری بیشترین میزان بار عاملی مربوط به شاخص تعداد جمعیت در خطر با ضریب 979/0؛ نسبت کسب و کار بزرگ به کوچک با ضریب 919/0؛ ظرفیت پناهگاه ها با ضریب 979/0 ؛ و بهداشت محیط شهری با ضریب 974/0 است. همچنین، طبق مدل معادلات ساختاری، فضاهای سبز و احیای آبراهه های طبیعی و سنگفرش های نفوذپذیر، بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر تاب آوری شهری دارند. همچنین، تاب آوری اجتماعی و نهادی-زیرساختی از بالاترین سطح تأثیرپذیری برخوردارند.
۳۵۷۲۴.

تحلیل دینامیک دامنه ها و تعیین زمین لغزش های فعال حوضه ی الموت رود قزوین با استفاده از داده های راداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۹۰
مخاطرات دامنه ای و زمین لغزش ها، همه ساله در مناطق کوهستانی ایران از جمله منطقه الموت شرقی در استان قزوین، خسارات قابل توجهی وارد می آورند. اخیراً داده-های راداری جهت تشخیص حرکات سریع و بطئی دامنه ها و زمین لغزش های فعال به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از داده های مدارهای پایین رو (Descending) ماهواره ی سنتینل 1A در بازه ی 2018 تا 2020، با روش تداخل سنجی با خط مبنای کوتاه (SBaS) و روش اختلاف مدل رقومی ارتفاع، به تحلیل دینامیک دامنه ها یعنی تشخیص حرکت دامنه ها و استخراج جابه جایی های سطح زمین پرداخته شد تا هدف مهم تشخیص زمین لغزش های جدید و فعال و بروزآوری نقشه ی زمین لغزش های منطقه تأمین گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد، مدل SBaS که با داده های GPS، بازدیدهای میدانی و گوگل ارث، اعتبارسنجی گردید و اعتبار آن نسبتاً خوب بود (0.78 =AUC)، میزان متوسط حرکت سالانه را در این بازه ی زمانی 48.6- تا 40.2 میلی متر برآورد نمود و چهارده منطقه ی لغزشی مشخص شد که از میان آن ها، برخی از زمین لغزش های گذشته همچنان فعال می باشند. در تشخیص زمین لغزش خوبکوه در 14 فروردین 1399، مدل اختلاف رقومی ارتفاع تغییرات سطح را از 1.62- تا 2.75 متر و تداخل سنجی تفاضلی نرخ جابه جایی را از 25- تا 70 میلی متر برآورد کردند. این روش ها جهت برآورد جابه جایی سطح زمین، فرونشست و زمین لغزش، تعیین نواحی آسیب پذیر در مناطق کوهستانی و کاهش خسارات مالی و جانی مزایای زیادی دارند.
۳۵۷۲۵.

شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی (مورد مطالعه: استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۶
در ایران طرح های بهسازی بافت باارزش روستایی از سال 1379 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و با صرف هزینه زیاد در حال تهیه و اجرا است. اگرچه این طرح زمینه ساز دگرگونی هایی در بافت های باارزش روستایی شده است، اما مانند همه طرح های دیگر با چالش هایی مواجه است که مانع تحقق مؤثر اهداف آن می شود. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت باارزش روستایی می پردازد. روش پژوهش از جنبه هدف، توسعه ای و از نظر ماهیت و روش تحقیق تحلیلی است. با توجه به اینکه طرح بهسازی بافت باارزش در استان خراسان رضوی تنها در شش روستای کاهک، جزین، ریاب، ازغد، کنگ و دیزباد اجرا شده است، مطالعه حاضر کلیه این روستاها را مورد مطالعه قرار داده است. در این مطالعه 168 نفر از ساکنین محلی و 17 نفر از خبرگان روستایی در تکمیل پرسشنامه مشارکت نموده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به کمک تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مهم ترین چالش های اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی 8 چالش با 64 درصد واریانس است. همچنین مهم ترین چالش های تهیه طرح شامل 5 چالش با 1/57 درصد واریانس است. در مجموع چالش مشترک و مهم دو مرحله تهیه و اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی «نبود جامعیت در گستره بافت» است که به تنهایی در مرحله تهیه 7/18 و اجرای طرح 7/12 درصد واریانس را به خود اختصاص داده است. روشن است شناخت چالش های طرح، به مدیران سطوح بالاتر برنامه ریزی این امکان را می دهد که با شناسایی نقاط ضعف طرح و برطرف نمودن آن ها، به تدوین و برنامه ریزی مؤثرتر و سودمندتر دست یابند. امری که علی رغم تأکید مطالعات مختلف بر اصلاح و بازنگری آن، کمتر مورد توجه مدیران قرار گرفته است.  
۳۵۷۲۶.

بررسی عوامل مؤثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله (نمونه مورد مطالعه: محله شیشه گرخانه ارومیه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۱
عمدتا بانوان به دلایلی نظیر تجربه وافر ترس در زندگی و وجود تبعیض های جنسیتی نسبت به آن ها، آسیب پذیری بیشتری در فضاهای شهری بویژه محله ها از خود نشان می دهند. این درحالیست که لازمه حضور بی دغدغه بانوان در فضای محله، سیطره امنیت بر فضا می باشد. هدف پژوهش بررسی عوامل موثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی – کاربردی می باشد و از حیث ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله شیشه گر خانه ارومیه می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل های پژوهش نیز از آزمون های آماری اسپیرمن، تی تک نمونه ای، فریدمن و رگرسیون بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن می باشد که میان معیارهای ابعاد عینی و ذهنی احساس امنیت بانوان به طور همزمان ارتباط خطی برقرار است. با توجه به ضرایب بتا بیشترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه معیار نور و روشنایی از بعد ذهنی به میزان 532/0 و کمترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه مربوط به معیار اندازه از بعد عینی به میزان 078/0 می باشد. لازم است که مسئولین و متولیان امور شهری نسبت به استقرار تجهیزات نورپردازی اصولی و مناسب در محله جهت ایجاد روشنایی در ساعات تاریکی توجه ویژه مبذول نمایند.
۳۵۷۲۷.

ارزیابی تأثیر منابع آب بر پایداری مناطق روستایی، مورد: شهرستان حاجی آباد (استان هرمزگان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۴
امنیت اجتماعی در جوامع روستایی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار مطرح است. با این حال، افزایش جرایم در برخی سکونتگاه های روستایی ضرورت اتخاذ رویکردهای نوین در پیشگیری از جرم را دوچندان کرده است. مشارکت جامعه محور یکی از مؤثرترین راهکارها برای کنترل و کاهش جرم محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی و کاهش جرایم در نواحی روستایی شهرستان ارسنجان است. این پژوهش از نظر روش، کمی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی شهرستان ارسنجان بوده و بر اساس فرمول کوکران، 253 خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. متغیرهای اصلی پژوهش شامل الگوهای ذهنی جرم، تغییرات زمانی جرم و تغییرات در انواع جرم در ارتباط با میزان مشارکت اجتماعی بودند. نتایج نشان دادند که مشارکت اجتماعی تأثیر معناداری بر پیشگیری و کنترل جرم دارد. به ویژه، باور و اعتقاد مشارکتی بیشترین همبستگی را با تغییر الگوهای ذهنی جرم نشان داد. همچنین، افزایش همکاری با نهادهای انتظامی منجر به بهبود درک تغییرات زمانی جرم و کنترل انواع مختلف جرم شده است. این پژوهش بر اهمیت تقویت سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر همکاری بین مردم و نهادهای انتظامی، ارتقای آگاهی عمومی و اعتمادسازی تأکید دارد. توسعه برنامه های آموزشی و توانمندسازی جوامع محلی می تواند نقش مؤثری در کاهش جرایم و افزایش امنیت اجتماعی در نواحی روستایی داشته باشد. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران بر راهکارهای تقویت تعاملات اجتماعی و حمایت از ساختارهای مشارکتی در حوزه امنیت روستایی تمرکز کنند.
۳۵۷۲۸.

تحلیل و شناسایی عوامل جغرافیایی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش پدیده قاچاق مواد مخدر در جنوب استان کرمان با تأکید بر ابعاد امنیتی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: قاچاق مواد مخدر یکی از مهم ترین چالش های امنیتی و اجتماعی جنوب استان کرمان است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و هم جواری با استان های مرزی سیستان و بلوچستان و هرمزگان، به عنوان کریدور اصلی انتقال مواد مخدر شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی و شناسایی عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش قاچاق مواد مخدر در این منطقه با رویکردی امنیتی و اجتماعی است. روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته از ۳۰۰ نفر از افراد بومی شهرستان های جنوبی استان کرمان جمع آوری شد. تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه و ضریب همبستگی پیرسون انجام گردید. یافته ها: موقعیت جغرافیایی منطقه از جمله وسعت استان، مسیرهای ترانزیت، وجود دشت های هموار و مجاورت با استان های مرزی نقش بسیار مهمی در گسترش قاچاق داشته است (۷۰٪ تأیید تأثیر زیاد). همچنین، عوامل اقتصادی و اجتماعی چون فقر، بیکاری، ضعف زیرساخت های امنیتی و فرهنگی، و همگرایی های زبانی، مذهبی و فرهنگی با استان های هم جوار به طور معناداری در افزایش قاچاق مؤثر بودند. برای نمونه، افزایش اعتیاد با ۸۹.۶۷٪، کمبود تجهیزات امنیتی با ۸۷٪ و مشکلات اقتصادی به عنوان عوامل کلیدی مطرح شدند. شاخص های آماری نشان دهنده برازش مناسب مدل مفهومی تحقیق بود. نتیجه گیری: قاچاق مواد مخدر در جنوب کرمان به دلیل ویژگی های جغرافیایی و ساختاری این منطقه اهمیت ویژه ای دارد و آن را از سایر مناطق مرزی متمایز می کند. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند رویکردی چندبعدی است که علاوه بر تقویت نظارت مرزی، به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی منطقه توجه ویژه ای داشته باشد
۳۵۷۲۹.

تحلیل تأثیر تصویر ذهنی و کیفیت زیرساخت ها بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری(مورد مطالعه: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۸
برای دستیابی به بازاریابی موفق گردشگری و کسب جایگاه رقابتی ضروری است که برنامه ریزان گردشگری درک صحیح و روشنی از متغیرهای تاثیرگذار بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری داشته باشند از این رو پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر تصویر ذهنی و کیفیت زیرساختها بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری تدوین شده است. پژوهش حاضرازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر گرگان تشکیل می داد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و pls استفاده شده است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که کیفیت زیرساخت های گردشگری بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری و تصویر ذهنی از مقصد گردشگری تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین یافته ها نشان داد که تصویر ذهنی از مقاصد گردشگری بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری تاثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به مقدار ضریب مسیر بدست آمده میزان تاثیر کیفیت زیرساخت های گردشگری و تصویرذهنی از مقصد بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری در حد متوسط ارزیابی شد. با توجه به یافته های پژوهش اینگونه می توان نتیجه گیری کرد که مقاصد گردشگری و در این میان شهر گرگان در راستای ارتقای سطح رقابت پذیری خود در میان دیگر مقاصد لازم است نسبت به توسعه و بهبود زیرساخت های گردشگری اقدامات لازم را انجام داده تا از این طریق ضمن ایجاد تصویر ذهنی مثبت در میان گردشگران ورودی به این شهر زمینه برای رقابت پذیری با دیگر مقاصد گردشگری نیز فراهم گردد.
۳۵۷۳۰.

توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریستی (K.F.Z)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: ژئوتوریسم یک رشته خاص گردشگری است که بر اکتشاف پتانسیل های ژئوتوریستی و میراث زمین شناسی (ژئوسایت ها) متمرکز است. هدف از پژوهش حاضر توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریستی کوبالیکوا، فیولت و زوروس می باشد. در 37 درجه و 7 دقیقه تا 37 درجه و 56 دقیقه عرض شمالی و هم چنین 48 درجه و 1 دقیقه تا 48 درجه و 54 دقیقه طول شرقی واقع شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف توصیفی-تحلیلی-کاربری است. روش پژوهش: برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدل های فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می دهد؛ مدل کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و در نهایت مدل زوروس که مناطق مورد مطالعه را در سه بخش ارزش علمی-آموزشی، ارزش های حفاظتی و ارزش قابلیت استفاده مورد ارزیابی قرار می دهد، استفاده شده است. نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده از مدل فیولت، روستای کزج در نرخ های مدیریتی و گردشگری به ترتیب با کسب امتیازات 68/0 و 65/0 در شرایط مطلوب مدیریتی و گردشگری قرار دارد. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا روستای کزج با کسب امتیاز 75/11 از مجموعه امتیاز 18 دارای شرایط مطلوب برای گسترش صنعت گردشگری روستایی در منطقه است. هم چنین طبق نتایج به دست آمده از مدل زوروس روستای کزج با کسب امتیاز 5/61 از مجموعه امتیاز 100 در بین روستاهای ژئوتوریستی موردمطالعه رتبه اول را به خود اختصاص داده است و دارای قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی متعدد است. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می گردد روستای کزج به دلیل داشتن جاذبه های ژئومورفولوژیکی و نمای پلکانی جزو روستاهای نادر در منطقه بوده و توانمندی بالایی در جهت جذب گردشگر را داراست.
۳۵۷۳۱.

تحلیل و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت کلان شهرها با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۶
نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز توسعه شهری، همواره از جمله مسائل برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و سرعت وقوع تغییرات، نیاز به طرح و برنامه راهبردی در سطوح مختلف احساس می شود. از این رو جوامع شهری به تفکری استراتژیک و آینده نگر در سیستم برنامه ریزی و مدیریت به منظور توسعه و تحول شهرها نیازمند هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در مدیریت کلان شهر کرمانشاه و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری و مشخص کردن سناریوهای محتمل و مطلوب است. بدین منظور، ابتدا با طراحی پرسشنامه، 34 عامل و متغیر موثر بر مدیریت کلان شهر کرمانشاه در ابعاد پنج گانه: برنامه ریزی و مدیریتی؛ کالبدی و فضایی؛ سازوکارهای تأمین مالی؛ زیست محیطی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار MIC MACامتیازدهی و تحلیل شدند. در این مرحله با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین عوامل پیشران و کلیدی موثر بر مدیریت شهر کرمانشاه انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر نشان داد که متغیرهای: مسئولیت پذیری مدیران و مسئولان شهری؛ مشارکت دادن مردم در برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری؛ توزیع عادلانه امکانات شهری؛ بهره گیری از فناوری های نوین؛ طرح های ساماندهی، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و همچنین استفاده از نیروی انسانی متخصص، به عنوان مهمترین متغیرها انتخاب و بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. نتایج سناریونویسی ویزارد نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 12 سناریوی باورکردنی و 41 سناریوی ضعیف برای مدیریت کلان شهر کرمانشاه وجود دارد.
۳۵۷۳۲.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۳۵۷۳۳.

تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۳
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
۳۵۷۳۴.

بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۳
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی  موضوع  پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
۳۵۷۳۵.

عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری و نقش آن در کارآفرینی سکونتگاه های روستایی، مورد مطالعه: بخش دشمن زیاری- شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۳
کارآفرینی از رویکرد های اقتصادی مهم در مناطق روستایی محسوب می شود. تحقق و پیاده سازی این رویکرد در مناطق روستایی، نیازمند زیرساخت ها و عوامل مختلف از جمله خلاقیت و نوآوری است. جهت بهبود خلاقیت و نوآوری در مناطق روستایی بایستی عوامل مختلف را شناسایی و متناسب با آن برنامه ریزی نمود. در این پژوهش هدف آن است که عوامل مؤثر در بهبود خلاقیت و نوآوری در  سکونتگاه های روستایی شهرستان ممسنی در بخش دشمن زیاری مطالعه و تحلیل شود. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق روش پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بوده است. روایی پرسش نامه از طریق جامعه نخبگان تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی تشکیل داده اند که برابر با 7702 نفر بوده اند. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 366 نفر تعیین شد. نتیجه آزمون نشان داد که شاخص های کارآفرینی روستایی در سطح کمتر از 05/0 و با میانگین 759/2 نامناسب بوده اند. همچنین 19 عامل در خلاقیت و نوآوری مؤثر شناخته شده اند که در چهار عامل کلان شامل: توانمندسازی و بهبود سرمایه اجتماعی (786/28 درصد)، قانونگذاری (712/19 درصد)، زیرساختی (744/13 درصد) و اعتبارات مالی (518/8 درصد) دسته بندی شده اند. نتیجه مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که عوامل خلاقیت و نوآوری با تبیین 69/0 (معادل 69 درصد واریانس)، می توانند در کارآفرینی روستایی تأثیرگذار باشند. بر اساس نتایج مدل، بیشترین تأثیرگذاری مربوط به انجام فعالیت مشارکتی و گروهی روستاییان با تبیین 87/0 است. در مجموع خلاقیت و نوآوری در راستای کارآفرینی روستایی و تغیر وضعیت موجود مؤثر است و بایستی برنامه ریزی عملیاتی در این زمینه مورد تأکید باشد.
۳۵۷۳۶.

ویژگی های درّه های یخچالی ایران، مطالعه موردی: دره سارمساقلو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
مناظر کوهستانی متأثر از یخچال های طبیعی، به بازسازی محیط دیرینه یخچال کمک فراوانی می نمایند. در این مقاله از یک مدل عددی فرسایش یخچالی برای کشف حداکثر گسترش زبانه های یخچالی استفاده شده است. تمرکز این مقاله بر تکامل پروفیل عرضی دره بر اساس موازنه جرم یخ با ابعاد عرضی درّه است که در مقیاس های زمانی هزاران تا صدها هزار سال تکامل یافته است. در بخش شمالی حوضه زنجان رود ، رودخانه «سارمساقلو» به سمت غرب جریان دارد و از طریق زنجان رود، به قزل اوزن می پیوندد. لندفرم های یخچالی حوضه «سارمساقلو»، به کمک مشاهدات میدانی مبتنی بر « GPS »، داده های « DEM » مستخرج از « SRTM »با قدرت تفکیک 30 متر و « Google Earth » (وضوح 15 متر) رقومی شدند. بعد از آن نمایه هایی از درّه که بر اثر توزیع فضایی جرم یخ، متناسب با ارتفاع شکل گرفته بود، در ارتباط با عمق درّه، عرض مقطع، مساحت مقطع و حجم درّه تجزیه وتحلیل شد. همچنین با استناد به یافته های اسنادی (روابط خطی بین دما و بارش با ارتفاع)، شرایط اقلیم کنونی و کواترنری تجزیه وتحلیل گردید. بر اساس برآوردهای حاصله، افزایش ارتفاع دیواره دره «سارمساقلو»، تابعی از فاصله گرفتن از ارتفاع برف مرز دائمی بوده است؛ به گونه ای که در ارتفاع بین 1800-1900 متر به حداکثر خود رسیده است. در این مکان در دوره های سرد کواترنری، سنگ های مقاوم شیل آهکی با توف، مانعی بر سر جریان یخچال بوده و باعث تجمع بیش ازحد یخ شده است. مسلماً تفاوت های زیاد درّه ها، از ماهیت یخچال های طبیعی و لیتولوژی بستر یخی تبعیت می نماید .
۳۵۷۳۷.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۳۵۷۳۸.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۳۵۷۳۹.

نقش پرنده نگری در جذب گردشگر و توسعه روستاهای ساحلی، مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فریدونکنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۸۴
استان مازندران نیز با بیش از 330 گونه از پرندگان اعم از بومی و مهاجر که در تالاب ها و زیستگاه ها و نوار ساحلی زندگی می کنند، از نظر پرنده نگری در مقایسه با سایر مناطق دارای مزیت نسبی بالایی است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی و میدانی می باشد. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برای مولفه های مورد بررسی تحقیق برابر با 81/0 بدست آمده است. روایی پرسش نامه نیز با اعتبار صوری (با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان)بدست آمده است. جامعه آماری سرپرست خانوارهای ساکن در 9 روستای شهرستان فریدونکنار می باشند. تعداد نمونه ها بر طبق فرمول کوکران معادل 300 نفر بدست آمده است که برای تکمیل پرسش نامه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مستخرج از پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزارspss و با استفاده از آزمون های تحلیل همبستگی کای اسکوئر، مقایسه میانگین فریدمن و رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل و سنجش قرار گرفتند. برای بررسی میزان رابطه توسعه پرنده نگری و گردشگری با ظرفیت های جذب گردشگر از تحلیل همبستگی کای اسکوئر استفاده گردید و نتایج نشان دهنده رابطه 99 درصدی می باشند. و نتایج کروسکال والیس در خصوص عملکرد دستگاههای متولی در ترویج پرنده نگری و حفظ محیط زیست، تفاوت معنادار در سطح اطمینان 99 درصد را نشان داده و مشخص می کند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و محیط زیست بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند و از وضعیت مطلوب تری نسبت به دیگر دستگاه ها برخوردارند. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون خطی چندگانه نیز برای تبیین میزان توسعه یافتگی نواحی روستایی نشان می دهد که مؤلفه های بررسی شده تاحد قابل قبول و معناداری وابسته به متغیرهایی هستند که مورد بررسی قرار گرفتند.
۳۵۷۴۰.

تحلیل رابطه بین گردشگری میراث و تغییر ارزش ها و سنت ها در منطقه اورامان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
گردشگری میراث یکی از مهم ترین گونه های گردشگری است که تأثیرات چشمگیری در مقصد، جامعه محلی و فرهنگ میزبان دارد. پژوهش پیش رو، با درک این موضوع و براساس رویکردی ترکیبی، به واکاوی نقش گردشگری میراث فرهنگی در تغییرات ارزش ها و سنت های جامعه محلی اورامان پرداخته است. روش پژوهش طرح ترکیبی متوالی قیاسی و مبتنی بر مطالعه کمّی و کیفی است. در بخش کمّی، فرضیه ای مبنی بر تأثیر گردشگری میراث، به عنوان متغیر مستقل، در تغییر ارزش ها و سنت ها، به عنوان متغیر وابسته، مطرح شده و با استفاده از روش پیمایشی و نیز نمونه گیری تصادفی، تعداد 354 پرسش نامه بین اعضای جامعه محلی توزیع شده است. به منظور تأیید روایی و پایایی این پرسش نامه، به ترتیب از روش های بازنگری دوباره استادان و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. سپس، با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نتایج این بخش پردازش و تحلیل شده است. در بخش کیفی نیز، با استفاده از روش قوم نگاری و در چارچوب نظریه زمینه ای، اطلاعات لازم گردآوری و با نرم افزار مکس کیودی ای تحلیل شده است. گفتنی است این پژوهش در نوع خود نخستین پژوهشی است که بر مبنای نظریه ساخت یابی گیدنز در حوزه مطالعات گردشگری انجام می شود و در این راستا روش ترکیبی را برای نفوذ به لایه های متفاوت واقعیت اجتماعی به کار گرفته است. یافته ها نشان می دهد همبستگی معناداری بین گردشگری میراث و ارزش ها و سنت ها وجود دارد و گردشگری میراث به منزله عاملی بیرونی در متن تحولات اجتماعی فرهنگی اورامان قرار دارد. تغییر ارزش ها و سنت ها نیز از پیامدهای توسعه گردشگری میراث در اورامان است که به واسطه شرایط و تعاملات متعددی مانند گسترش زیرساخت ها، ترند شدن گردشگری، مهاجرت معکوس و تغییر باورها تحقق می یابد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان