فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
219 - 237
حوزههای تخصصی:
The complexity of global order is often obscured by the oversimplified representations of international relations, illustrated through political maps. These maps, while seemingly objective, are subjective projections that reflect the ideology of their creators and fail to capture the nuanced dynamics of power and control among states. Such a misrepresentation contributes to a distorted understanding of global dynamics. Meanwhile, the origins of political geography can be traced back to the 18th century, particularly with the establishment of the first school of political geography in Saint-Petersburg, Russia, between 1720 and 1750. Political geography, however, is not entirely homogenic; it encompasses several competing theories regarding the perception of space. It has developed gradually with the changes in perception of space: as an absolute, relative and cognitive space respectively. Recognizing the complexity and evolutionary features of a political map and political geography as whole thus appears to be crucial for understanding global politics.
بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن گروه های کم درآمد، نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۱)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش های برنامه ریزی دولت ها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تأمین مسکن برای این گروه نقش کلیدی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشوردارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تأمین مسکن کم درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد آنها متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه های تهی دست نقش اصلی را شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از مقاله حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهش های کاربردی بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحقیق کمی و از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به دست آمده است که برای اطمینان بیشتر 420 پرسش نامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مؤلفه ها و ضرایب مسیر تفسیر شده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تأمینی مسکن گروه های کم درآمد در شهر مهاباد محسوب می شوند. معناداری تأثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تأمینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از 1.96 و مقادیر p-value کمتر از 0.05، مورد تأیید قرار گرفت.
تحلیل عوامل اثرگذار بر رضایت مندی سکونتگاههای پیراشهری با تاکید بر ساختار فضایی اجتماعی شهر پردیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
55 - 80
حوزههای تخصصی:
رضایت مندی ساکنان از محیط زندگی یکی از عوامل کلیدی و اثرگذار در ارتقاء کیفیت زندگی و پایداری شهری به شمار می رود. با توجه به تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی در جوامع شهری، بررسی تأثیر ساختار فضایی اجتماعی بر رضایت مندی ساکنان ضروری است. این مقاله از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت ماهیت توصیفی-تحلیلی است. هدف پژوهش، تحلیل عوامل اثرگذار بر رضایت مندی سکونتگاههای پیراشهری با تاکید بر ساختار فضایی اجتماعی شهر پردیس می باشد. برای تجزیه و تحیلیل یافته ها از روش دیمتل فازی استفاده شد. ابعاد عوامل تحقیق در 5 بعد (محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی) مورد بررسی واقع گردید. نتایج حاصل از دیمتل فازی نشان می دهد که در معیار محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی به ترتیب شاخص های سکوت و آرامش محیطی، آرامش و رفاه شهروندان، ثبات اقتصادی، کیفیت حمل و نقل عمومی و میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیرهای شهری به عنوان عوامل کلیدی با تأثیر مستقیم بر رضایت مندی ساکنان شناخته شد. در این میان، عدم توجه کافی به این عوامل می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی، افزایش نارضایتی و بروز مشکلات اجتماعی گردد. از سوی دیگر، ساختار فضایی شهر نیز تحت تأثیر این عوامل قرار دارد و می تواند بر تعاملات اجتماعی و انسجام جامعه و در نهایت رضایت مندی مسکونی تأثیر بگذارد.
بررسی و مطالعه میزان رضایتمندی شهروندان از خدمات شهری (مطالعه موردی: شهر بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی میزان رضایتمندی شهروندان از خدمات شهری بندر ماهشهر است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و همبستگی و نوع پژوهش کاربردی است. محدوده پژوهش، حوزه مکانی بندر ماهشهر است. روش جمع آوری داده ها به صورت اسنادی و میدانی از نوع پرسشنامه بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها به صورت آمار توصیفی از شاخص های میانگین و انحراف معیار، فراوانی و درصد فراوانی بهره گرفته شد. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده و بدین ترتیب حجم جامعه نمونه 380 نفر برآورد گریده است. یافته های حاصل از پرسشنامه های تکمیل شده توسط حجم نمونه شهروندان بندر ماهشهر نشان می دهد که میزان رضایت شهروندان ماهشهری از عملکرد شهرداری در حوزه خدمات شهری 12.6 درصد خیلی کم، 30.8 درصد کم، 33.7 درصد متوسط، 16 درصد زیاد، 6.8 درصد خیلی زیاد؛ که بیشترین فراوانی متوسط تا قلمرو زمانی پژوهش می باشد. همچنین نتایج حاصل نشان می دهد که میزان رضایت شهروندان ماهشهری از عملکرد شهرداری در حوزه عمران شهری 12.9 درصد خیلی کم، 29.5 درصد کم، 33.10 درصد متوسط، 18.10 درصد زیاد، 6.3 درصد خیلی زیاد؛ که بیشترین فراوانی متوسط تا قلمرو زمانی پژوهش می باشد. یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر تحقق بخشیدن عملکرد مطلوب مدیریت شهری بر بهبود کیفیت خدمات در شهرها، جلب رضایت و ایجاد انگیزه در میان ساکنان جهت مشارکت شهری است. پژوهش حاضر نیز با همین هدف به بررسی میزان رضایتمندی شهروندی از خدمات شهرداری در بندر ماهشهر پرداخته است.
بررسی آسیب های طبیعی و انسانی بافت تاریخی محله بهارستان در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی هر شهر که میراث فرهنگی ملموس و غیرملموس اجتماع شهری را چون نگینی درخشان بر تارک دارد، واجد قابلیت های ارزشمند برای شکوفایی اقتصاد شهر بوده و رشته پیوند گذشته با حال و آینده را برقرار می سازند. این میراث ارزشمند در معرض تهدیدات و مخاطراتی است که شناسایی آنها گامی بلند در برنامه ریزی برای حفاظت از آنها می باشد. هدف این مقاله بررسی مخاطرات طبیعی و انسانی پیش روی بهارستان به عنوان نمونه ای از محله های بافت تاریخی تهران و بررسی وضعیت کالبدی و ساختاری محله برای شناسایی تهدیداتی است که آن را در معرض این مخاطرات قرار می دهد. داده ها از چند فایل GIS و یک پیمایش به دست آمده است. اسناد تاریخی نیز مورد تحلیل قرار گرفته اند. 20 شاخص مربوط، مورد ارزیابی 30 خبره متخصص به عنوان نمونه آماری قرار گرفته اند. شاخص های اسنادی نیز به همین منوال با داده های پیمایشی منطبق شده اند. یافته ها بر پتانسیل بالای محله برای مخاطرات طبیعی و انسانی از جمله زمین لرزه، سیل، بادهای شدید، آلودگی هوا و اعتراضات سیاسی دلالت دارند. وضعیت کالبدی، ساختاری و نیز شرایط اجتماعی-اقتصادی مانند ناامنی، توزیع و مصرف مصرف مواد مخدر در فضاهای عمومی، تراکم جمعیت روزانه منجر به مهاجرت ساکنان محله شده و فعالیت های تجاری و انباری مخاطره زا جایگزین گردیده اند. برای حراست از این محله به عنوان یک میراث فرهنگی، تدوین یک طرح بازآفرینی دقیق که کل بافت تاریخی تهران را یکجا مورد نظر قرار دهد ضروری است.
تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1115 - 1127
حوزههای تخصصی:
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
تحلیل آینده نگارانه بر چالش های عدم تعادل فضایی: راهکاری برای توسعه متوازن در استان های کمتر توسعه یافته ایران (مورد: استان کهگیلویه و بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1128 - 1148
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر عدم تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد و طراحی سناریوهای تعادل بخشی به عرصه های فضایی این استان با رویکرد آمایش سرزمین است. روش تحقیق پژوهش، آمیخته و ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی با ماهیت آینده پژوهی است. داده های موردنیاز به روش پیمایشی و مصاحبه از کارشناسان در چارچوب روش دلفی جمع آوری و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شد. نتایج نرم افزار میک مک نشان داد تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد دارای سیستمی ناپایدار است و از میان عوامل بررسی شده، شیوه مدیریت و برنامه ریزی حاکم در استان، حاکمیت نگاه قومی و طایفه ای در مدیریت کلانِ استانی، ضعف مدیریت، مدیران ناآشنا با مبانی آمایش سرزمین، فقدان ساختار اجرایی قوی برای تعادل فضایی، نظام تک هسته ای و نظام توزیع جغرافیایی منابع مهم ترین عوامل اثرگذار در عدم تعادل فضایی در این استان هستند. همچنین با توجه به نتایج نرم افزار سناریوویزارد از بین 9 سناریوی قوی و محتمل، سناریوی اول دارای شرایط کاملاً مطلوب و پیش برنده برای بهبود وضعیت امروز و تعادل بخشی فضایی در عرصه سرزمین و رفع نابرابری ها است. این سناریو به برنامه ریزی در راستای تعادل بخشی به نظام توزیع جغرافیایی منابع از طریق بهبود ساختارهای مدیریتی خرد و کلان استانی، هماهنگی بیش تر سازمان ها و یکپارچگی دیدگاه، سیاست و عمل سازمان ها، تغییر نگاه مدیریتی به سمت نیروهای متخصص و کاهش قدرت طوایف و افراد در تصمیم گیری های شهرستانی و کلان، برای بهبود روند مدیریتی و حرکت برنامه ریزی ها به سمت نگاه کلان استانی با نگرشی آمایشی- فضایی تاکید دارد.
شناسایی و تحلیل شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب شهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
80 - 94
حوزههای تخصصی:
سیلاب ازجمله مخاطراتی است که در سال های اخیر خسارات زیادی در مناطق مختلف بر جای گذاشته است. سیل عاملی ویرانگر و مخرب است و یکی از مخاطراتی است که هرسال خسارت مالی و جانی فراوانی به دنبال دارد. هدف این پژوهش نیز شناسایی و تحلیل شاخص های کلیدی و مؤثر بر سیلاب شهری در شهر تالش است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی – تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. جهت جمع آوری اطلاعات از روش تکنیک دلفی و همچنین روش اسنادی و بررسی میدانی بهره گرفته شده است، جامعه آماری این تحقیق 25 نفر از کارشناسان خبره شهری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده است، از میان 29 متغیر اصلی که توسط کارشناسان و با استفاده از روش دلفی انتخاب شده بودند، بر اساس امتیازدهی توسط کارشناسان، در ماتریس اثرات متقابل و وارد کردن این امتیازات در نرم افزار میک مک نتیجه به دست آمده نشان داده که 9 عامل به عنوان عوامل کلیدی و شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب در شهر تالش شناخته شده است که عبارت اند از: بارش، پوشش گیاهی، قطع درختان، ایجاد زمین های کشاورزی، تدوین برنامه ریزی در سطح شهرستان، مدیریت شهرستان، شخم در جهت شیب، توسعه سکونتگاه ها در حریم رودخانه، تراکم جمعیت هست. توجه به این نکته حائز اهمیت است که ایجاد زمین های کشاورزی بر اساس قطع درختان و از بین بردن پوشش گیاهی و افزایش جمعیت و عوامل دیگری که دارای اهمیت هستند، در کنار بارش های شدید در منطقه که عامل اصلی سیلاب است، موجب بروز سیلاب های شهری در شهر تالش می گردد.
بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
209 - 238
حوزههای تخصصی:
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
نقش متاورس در مقابله با پیامدهای تغییرات اقلیمی در راستای افزایش تاب آوری شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
957 - 977
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از اساسی ترین چالش های جهانی در عصر حاضر، اثرات عمیقی بر روی محیط زیست و ساختار شهری دارد. این تأثیرات به دلیل افزایش جمعیت و تمرکز فعالیت های اقتصادی در شهرها دوچندان می شود. مقاله حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای افزایش تاب آوری شهری در مقابل پیامدهای تغییرات اقلیمی به بررسی نقش فناوری متاورس در کاهش این پیامدها می پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به شیوه تحلیل محتوای مطالعات پیشین است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و جستجو در سایت های معتبر جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش های تغییرات اقلیمی در چهار حوزه 1- بحران کم آبی و خشکسالی، 2- پیدایش جزایر حرارتی 3- وقوع سیلاب 4- وقوع طوفان گردو غبار تقسیم می گردد. متاورس، با بهره گیری از فناوری های نوینی نظیر واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR)، هوش مصنوعی (AI) و اینترنت اشیا (IOT)، ظرفیت بالایی برای ارائه راهکارهای عملیاتی در این حوزه ها دارد. از جمله این راهکارها می توان به شبیه سازی اثرات تغییرات اقلیمی مانند سیلاب و خشکسالی در محیط های دیجیتال، کاهش نیاز به سفرهای فیزیکی از طریق جایگزینی رویدادها و جلسات مجازی، آموزش تعاملی شهروندان درباره بحران های اقلیمی و مدیریت هوشمند منابع (آب، انرژی و پسماند) اشاره کرد. علاوه بر این، متاورس با ایجاد شهرهای دیجیتال دوقلو، امکان آزمون سناریوهای سازگاری با تغییرات اقلیمی را پیش از پیاده سازی فیزیکی فراهم می آورد. با این حال، چالش هایی نظیر مصرف انرژی بالای سرورها، شکاف دیجیتالی و وابستگی به فناوری های پیچیده، نیازمند توجه ویژه ای هستند. نتایج این پژوهش تاکید می کند که متاورس نمی تواند به طور کامل جایگزین اقدامات فیزیکی گردد اما به عنوان یک ابزار مکمل، در صورتی که با سیاست های پایدار و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر ادغام شود، می تواند به شهرها در حرکت به سوی آینده ای کربن زا و تاب آور کمک کند. این مطالعه پیشنهاد می کند که برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران با بهره برداری خلاقانه از متاورس، باید ضمن حل چالش های فنی و اجتماعی، گام های مؤثری برای مقابله با تغییرات اقلیمی بردارد.
عوامل اجتماعی مؤثر بر آگاهی از مخاطرات زیست محیطی و تعهد شهروندی محیط زیست مدار(مورد مطالعه: شهروندان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسائل محیط زیستی از مهم ترین چالش های معاصر در سطح جهانی و ملی به شمار می روند و افزایش آگاهی عمومی در این حوزه می تواند نقش مؤثری در کاهش مخاطرات زیست محیطی و شکل گیری رفتارهای مسئولانه شهروندان ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آگاهی از مخاطرات زیست محیطی و تعهد به وظایف شهروندی محیط زیست مدار در میان شهروندان کرمانشاه، با استفاده از رویکردی ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. از بعد کیفی، روش تحلیل مضمون و مصاحبه با متخصصان حوزه جامعه شناسی و محیط زیست و از بعد کمی، پیمایش توصیفی با استفاده از پرسشنامه میان ۳۸۴ نفر از شهروندان بالای ۱۸ سال شهر کرمانشاه انجام گرفت. نمونه گیری در بخش کمی بر اساس فرمول کوکران و در بخش کیفی با روش اشباع نظری صورت گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و MAXQDA در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای آگاهی از مخاطرات زیست محیطی، دینداری، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و وضعیت اشتغال تأثیر مثبت و معناداری بر میزان تعهد به شهروندی محیط زیست مدار دارند، در حالی که فردگرایی تأثیر منفی دارد. همچنین سن و سرمایه اقتصادی نیز به صورت غیرمستقیم بر تعهد زیست محیطی اثرگذارند. نتایج بخش کیفی نیز بر نقش آموزش، رسانه، تعاملات اجتماعی و سیاست گذاری در افزایش آگاهی و کنش زیست محیطی تأکید داشت. این پژوهش با بهره گیری از سنت نظری جامعه شناختی و تحلیل تجربی، شناخت بهتری از پیوند میان عوامل اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی ارائه می دهد.
مسیریابی بهینه راه آهن گرگان-مشهد بر پایه ی معیارهای اکولوژیک و اقتصادی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
117 - 134
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به افزایش جمعیت و افزایش هزینه های توسعه شبکه جاده ای برای استفاده از وسایل نقلیه شخصی و پیامدهای منفی آن، توسعه سیستم های حمل ونقل عمومی مانند راه آهن یک راه حل اصولی برای شهرهای بزرگ محسوب می شود. هدف از انجام این تحقیق تعیین کوتاه ترین مسیرهای بهینه بر پایه معیارهای اکولوژیک و اقتصادی - اجتماعی برای راه آهن گرگان – مشهد در محدوده استان گلستان و ارزیابی پیامدهای مثبت و منفی حاصل از اجرای این پروژه برای انتخاب مسیری که کم ترین تأثیرات منفی را برای محیط زیست دارد، است. در این پژوهش برای تعیین مسیر بهینه راه آهن گرگان – مشهد از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر استفاده شد. برای این منظور ابتدا پارامترهای تأثیرگذار در تعیین مسیر شناسایی و پس از استانداردسازی و وزن دهی، در محیط نرم افزار Idrisi نقشه هزینه تجمعی تولید و سپس با الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای بهینه تعیین شد. در نهایت مقایسه و ارزیابی مسیرها انجام شد. مسیرهای به دست آمده با استفاده از الگوریتم کوتاه ترین مسیر به ترتیب مسیر (1) 197 کیلومتر، مسیر (2) 177 کیلومتر، مسیر (3) 164 کیلومتر است. نتایج ارزیابی مسیر شماره 1 نشان می دهد که میانگین حداقل فاصله از رودخانه 308 متر، فاصله از مناطق تحت حفاظت 13505 متر، میانگین فاصله از مناطق مسکونی 2552 متر، فاصله از گسل 6176 متر، میانگین ارتفاع 259 متر و میانگین شیب 7/8 درصد می باشد. بنابراین با توجه به نتایج ارزیابی مشخص شد مسیر (1) علی رغم اینکه طولانی تر است ولی تأثیرات منفی کم تری به محیط اطراف وارد می کند؛ بنابراین مسیر شماره 1 در طولانی مدت ازنظر هزینه های محیط زیستی مقرون به صرفه تر و کم خطرتر است. نتایج نشان می دهد با توجه به اینکه فرآیند مسیریابی کاری پیچیده است اما می توان با استفاده از GIS، روش های ارزیابی چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای مناسبی را که طبق اصول محیط زیستی طراحی شده اند را به دست آورد.
بررسی و تحلیل تاریخی اقدامات شاه عباس صفوی (996-1038ق.) در مشهد و تاثیر آن بر توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنگامی که حکومت صفوی، تسلط و حاکمیت خود را بر مراکز اصلی زیارتی به خصوص در حوزه عراق از دست داد، تلاش کرد که مهمترین مرکز زیارتی داخلی، یعنی حرم مطهر امام رضا(ع) را در کانون توجه قرار دهد. به خصوص نبوغ و ابتکار شاه عباس در این زمینه، دستاوردهای اساسی به همراه داشت. به همین دلیل، در وی(996-1038ق.)، مشهد رشد غیر قابل باوری یافت. این تحول به قدری بود که نه تنها ساختار کالبدی و اجتماعی این شهر را کاملا دگرگون نمود، بلکه سیاست و اقتصاد دولت صفوی را در مسیر دیگری قرار داد. به همین منظور، این تحقیق به شیوه توصیفی – تحلیلی، به انجام رسید تا به این سوالات اساسی پاسخ گوید: اقدامات شاه عباس چه تاثیری در گسترش و توسعه شهر مشهد داشته است؟ و آیا تحول و توسعه این شهر، توسعه درونزا ایران را ممکن ساخته است و یا خیر؟ نتایح نشان داد که با تغییر سیاست صفویان از توجه و تمرکز بر اماکن مذهبی عراق به سوی حرم مطهر امام رضا(ع)، مشهد تا حدودی جایگزین اماکن مقدس عراق شد و حتی حج و سفر به حجاز را هم تحت تاثیر قرارداد. این امر ضمن آن که از خروج سکه و ارز از کشور جلوگیری کرد، با توسعه مسیرهای ارتباطی داخلی و افزایش امنیت و رواج اقدامات عمرانی، مبادلات اقتصادی، تولیدی و رفاه بیشتر مردم ایران را به همراه آورد و دولت ایران را به سطحی از قدرت و توان رساند که بسیاری از امتیازاتی را که به دولت عثمانی واگذر کرده بود، بازپس گیرد.
تحلیل فضایی رابطه بین جمعیت و فاصله آبادی ها از شهرهای اصلی با سطوح توسعه پایدار در سکونتگاه های روستایی شهرستان هشترود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار روستایی به عنوان پدیده ای پیچیده و چندبعدی، نیازمند شناخت دقیق جنبه های مختلف سکونت در مناطق روستایی برای تضمین آینده این نواحی است. حفظ پایداری روستا هدف نهایی مؤلفه های توسعه پایدار روستایی محسوب می شود و هرگونه یک جانبه نگری و نادیده گرفتن این مؤلفه ها می تواند به خسارات جبران ناپذیری برای آینده این مناطق منجر شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد که برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی، لحاظ مؤلفه های فرهنگ، اجتماع، محیط زیست، امنیت، آموزش، مشارکت و تعاملات انسانی مهم و ضروری هستند. این تحقیق با هدف شناسایی و تحلیل فضایی سطوح توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی شهرستان هشترود و بررسی روابط حاکم بر آن ها انجام گرفته و از نظر نوع کاربردی و روش مطالعه آن به صورت توصیفی و تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل های کمی مانند بی مقیاس سازی فازی، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و رگرسیون وزن دار جغرافیایی (GWR) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد، توسعه پایدار فضایی در مناطق روستایی هشترود با چالش های متعددی مواجه است و روستاهایی که در نزدیکی شهرها واقع شده اند از سطوح توسعه پایدار مطلوب تری برخوردار هستند. علاوه بر این، نتایج بررسی ها نشان داد با افزایش جمعیت و کاهش فاصله روستاها از شهرهای اصلی، سطح توسعه پایدار در آن ها افزایش می یابد. به همین ترتیب، در روستاهایی که جمعیت کمتری دارند و فاصله بیشتری از شهرهای اصلی دارند، سطح توسعه پایدار کاهش می یابد. این یافته ها بر ضرورت توجه به برنامه ریزی فضایی و اتخاذ رویکردهای جامع در توسعه روستایی تأکید می کنند تا بتوان به پایداری بلندمدت و بهبود شرایط زیست در این مناطق دست یافت.
مدل سازی و سطح بندی درآمدهای پایدار شهرداری (مطالعه موردی: شهرداری زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
45 - 60
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: شهرداری ها و یا دولت های محلی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مردمی، وظیفه خدمت رسانی به شهرنشینان را با هدف تأمین خواسته های اولیه زندگی و در نتیجه رسیدن به شهری توسعه یافته به عهده دارند. بدین منظور شهرداری ها می بایست منابع و درآمدهایی در اختیار داشته باشند چرا که امروزه علاوه بر ناکافی بودن منابع درآمدی، مشکل جدی تری به نام ناپایداری درآمدی فرآروی شهرداری ها وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران که متشکل از سیستم اقتصادی ناکارآمد، نظام های مالیاتی ضعیف و فاقد مکانیزم مشارکت شهروندان در تأمین هزینه های شهرها هستند، عمدتاً سیستم تأمین درآمد شهرداری ها به سمت منابع درآمدی ناپایدار و ناسالم جهت می یابد. ازاین رو برخورداری از نظام درآمدی پایدار، همچون عنصر مهمی می باشد که سبب موفقیت در انجام مأموریت ها می شود تا در نتیجه آن بتواند به انتظارات و نیازهای جامعه پاسخ مثبت دهد. برعکس در صورت برخوردار نبودن از منابع درآمدی پایدار، برنامه ریزی مالی و بودجه ای شهرداری ها دچار مشکل شده و در نتیجه ادامه این روند منابع درآمدی فعلی نمی تواند پاسخگوی هزینه های رو به افزایش شهرداری ها در سال های آتی باشد. بنابراین این پژوهش با هدف مطالعه وضعیت درآمدهای شهرداری زنجان از لحاظ پایداری و سطح بندی آن انجام شده و به بررسی درآمدهای شهرداری زنجان پرداخته است. آن را از حیث معیارهای پایداری، بررسی و تجزیه و تحلیل کرده است. روش ها: . فلسفه مطالعه از نوع تفسیری با رویکرد کیفی است. استراتژی تحقیق توصیفی بوده و با تکنیک تحلیل محتوا و نظام تجزیه و تحلیل قائم بر تحلیل در عملیات نرم (دیمتل و ساختاری تفسیری) به تبیین مسئله اصلی تحقیق پرداخته است. این دو مدل از پرسشنامه مقایسه زوجی و علیت یابی منتج می شوند. پس از شناسایی متغیرهای (منابع درآمدی شهرداری زنجان که از میان متون چاپی بدست آمده است) محقق اقدام به تدوین پرسشنامه مقایسه زوجی و اندازه گیری آن کرده است. پس از جمع آوری داده ها ابتدا به روش دیمتل روابط قطعی مابین متغیرها شناسایی شده است. از روابط قطعی بدست آمده در این بخش برای معادلات ساختاری تفسیری یا ISM استفاده و مهمترین سطوح منابع درآمدی شهرداری شناسایی شدند. در نهایت مهمترین منابع درآمدی شهر زنجان شناسایی شد. همچنین جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان برنامه ریزی شهری در عرصه مدیریت شهری (کارمندان شهرداری و اساتید دانشگاه) را شامل می شود که ازاین رو ۱۲ نفر به عنوان نمونه جامعه آماری انتخاب شده است. یافته ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که منابعی مانند درآمد حاصل از حمل و نقل عمومی، طراحی فضاهای فرهنگی و نمایشگاه ها، اعانات و هدایا، خدمات بخش مسکونی و زمین، عوارض بیمه و خودیاری شهروندان به عنوان منابع پایدار و اساسی در نظام مدیریتی شهرداری زنجان شناخته می شوند. این منابع به دلیل داشتن ویژگی هایی مانند ثبات، پیش بینی پذیری و قابلیت اتکا، به شهرداری کمک می کنند تا برنامه ریزی بلندمدت و مؤثری برای توسعه شهری داشته باشد. در مقابل، منابعی نظیر تراکم فروشی، پروانه ساختمان، جرایم کمیسیون ماده ۱۰۰، استقراض شهرداری از منابع دولتی و تثبیت تجاری به عنوان منابع ناپایدار شناخته شدند که نمی توانند به عنوان پایه ای قابل اعتماد برای تامین درآمد شهرداری مورد استفاده قرار گیرند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر قابل تعمیم به اغلب شهرداری ها و نظام مدیریت شهری در ایران است و تأکید بر ضرورت توجه به منابع پایدار درآمدی و کاهش وابستگی به منابع ناپایدار دارد. این امر نه تنها به بهبود وضعیت مالی شهرداری ها کمک می کند بلکه می تواند اعتماد عمومی را نیز افزایش دهد و زمینه ساز توسعه پایدار شهری باشد. برای تأمین منابع درآمدی پایدار و مدیریت کارآمد شهر، شهرداری زنجان باید بر منابع پایدار تمرکز بیشتری داشته باشد. افزایش درآمد از طریق ارائه خدمات شهری و دریافت هزینه های مربوطه، همچنین مالیات های شهری که شهروندان برای این خدمات پرداخت می کنند، می تواند به افزایش دخالت مردم در مدیریت امور شهری و بهبود عملکرد شهرداری منجر شود.
بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
ارزیابی و مدل سازی تأثیر ابزارهای فناورانه در ارتقاء گردشگری دسترس پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : هدف این تحقیق، تبیین نقش ابزارهای فناورانه در ارتقاء دسترسی افراد دارای ناتوانی به خدمات گردشگری در ایران و تحلیل روابط علّی عوامل مؤثر در این زمینه است. در این راستا، از مدل یکپارچه DEMATEL-ISM و روش EDAS، برای تحلیل عوامل شناسایی شده استفاده شد. روش شناسی : این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. پس از شناسایی عوامل با بررسی جامع ادبیات تحقیق، از روش نمونه گیری هدفمند و ابزار پرسش نامه برای دریافت نظرات 21 نفر از خبرگان حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات کشور استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد، سه عامل «طراحی و توسعه وب سایت ها»، «تعامل افراد و مدیریت ارتباط با مشتری در وب سایت ها» و «طراحی اپلیکیشن های تلفن همراه» تأثیرگذارترین عوامل ارتقاء گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه هستند. براساس مدل ساختاری، «رعایت مقررات و استانداردهای دسترسی ملی و بین المللی» عاملی بنیادین در گردشگری دسترس پذیر است. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد که «طراحی وب سایت های کاربرپسند» بالاترین اولویت را در میان عوامل مختلف دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات : تحقیق حاضر می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان کشور کمک کند تا با بهبود دسترسی و تجربه گردشگری افراد دارای ناتوانی، از امکانات فناوری های اطلاعات و ارتباطات بهره برداری بهتری داشته باشند. نوآوری و اصالت : با توجه به عدم ارائه مدل ساختاریافته برای تحلیل عوامل مؤثر بر گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه در مطالعات پیشین به ویژه در ایران، این تحقیق مدلی نوین ارائه داده و به اولویت بندی و تحلیل روابط علّی میان این عوامل پرداخته است.
آینده پژوهی روند ها و رویکرد های پدافند غیر عامل در زیرساخت های کالبدی-عمرانی کلانشهر تهران در برابر تهدیدات سخت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با هدف آینده پژوهی روندها و رویکردهای پدافند غیرعامل در زیرساخت های حیاتی شهر تهران در مواجهه با تهدیدات سخت و با تاکید بر رویکردهای آینده پژوهی، از ترکیب روش های توصیفی-تحلیلی و دلفی به منظور گردآوری، پالایش و اجماع سازی نظرات خبرگان استفاده شده است. در گام نخست، هشت زیرساخت کلیدی شامل حمل ونقل، ارتباطات و فناوری اطلاعات، انرژی، تأمین آب، غذا و کشاورزی، بهداشت و سلامت، حاکمیت، و دفاع و امنیت شناسایی گردید. سپس، با استفاده از ماتریس اثرگذاری-اثرپذیری (MICMAC)، شدت تعاملات متقابل میان این زیرساخت ها در چهار سطح (صفر تا سه) کمی سازی شد. تحلیل نتایج نشان داد که شبکه زیرساختی تهران دارای ماهیتی کاملاً سیستمی و غیرخطی است و عملکرد مستقل هیچ زیرساختی قابل تصور نیست. زیرساخت انرژی با بیشترین مجموع اثرگذاری (۱۸) به عنوان پیشران اصلی ثبات کل شبکه شناسایی شد، به گونه ای که اختلال در تولید یا توزیع انرژی به سرعت عملکرد حمل ونقل، آب رسانی، خدمات ارتباطی، واکنش های دفاعی و سازوکارهای حکمرانی را مختل می سازد. زیرساخت حمل ونقل نیز با مجموع اثرگذاری (۱۳)، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده و وقفه در آن، توان لجستیکی، امنیت غذایی و دسترسی به خدمات بهداشتی را به شدت کاهش می دهد. بر اساس مقایسه مقادیر اثرگذاری و اثرپذیری، زیرساخت ها به چهار گروه پیشران (انرژی و آب)، واسط (حمل ونقل و ارتباطات)، میانی (حاکمیت) و اثرپذیر (غذا، سلامت و دفاع) تقسیم شدند. این گروه بندی می تواند به عنوان راهنمایی برای اولویت بندی اقدامات مقاوم سازی و تدوین پروتکل های واکنش و بازیابی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
اثر هویت فرهنگی بر ادراک اصالت، وفاداری به مقصد و رضایت گردشگران شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میراث ناملموس فرهنگی با پیوند گذشته به حال و آینده جوامع، در ایجاد و تقویت حسّ هویت افراد هر جامعه ای نقش مهمی ایفا می کند. در این راستا یکی از راه های حفظ و ترویج این مواریث توجه به امر گردشگری می باشد. شهر رشت به عنوان یک مقصد گردشگری غنی از فرهنگ و تاریخ، فرصت های منحصر به فردی برای بررسی تأثیر هویت فرهنگی بر تجربیات گردشگران فراهم می آورد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هویت فرهنگی گردشگران بر اصالت، رضایت گردشگران و وفاداری مسافران در توسعه میراث فرهنگی ناملموس در شهر رشت می پردازد. با توجه به ماهیت موضوع پژوهش، روش تحقیق در این پژوهش از نوع همبستگی و در چارچوب روش های تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری شد. نمونه آماری پژوهش با فرمول کوکران 384 به دست آمد. روایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ و ضریب 0/91 تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، روش های همبستگی و رگرسیون تک متغیره و شاخص های برازش داده-مدل محاسبه و مدل تحلیلی ساختاری متغیر های پژوهش ارائه شد. نتایج این پژوهش تجربی نشان می دهد که میان معیار هویت فرهنگی و ادراک اصالت رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. ادراک اصالت بر تجربه و رفتار گردشگران تأثیر می گذارد. متغیر هویت فرهنگی در کل 0/83 و 0/72 درصد از واریانس متغیر درک اصالت سازنده و وجودی را مورد تبیین قرار می دهد. بنابراین هنگام توسعه گردشگری میراث فرهنگی ناملموس، باید از رابطه بین هویت فرهنگی و ادراک اصالت گردشگران به خوبی استفاده کرد و به ارتقای رضایت گردشگران و وفاداری به مقصد توجه کامل داشت.
رابطه تغییرات در میزان UV با شیوع سرطان پوست در فاصله زمانی 2005 تا 2014 (مطالعه موردی: شهرهای مختلف استان آذربایجان شرقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شیوع سرطان های پوست در دهه های اخیر رو به افزایش بوده و بیشتر این سرطان ها ناشی از تماس مکرر با نور خورشید است، تغییرات در میزان UV می تواند علت عمده شیوع سرطان پوست باشد. در این مقاله به منظور بررسی اثر تغییراتUV بر شیوع سرطان پوست در استان آذربایجان شرقی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز در رابطه با سرطان پوست از مرکز مدیریت بیماری های استان واقع در شهر تبریز گردآوری و داده ها و اطلاعات در مورد پرتو فرابنفش خورشید نیز با استفاده از تصاویر ماهواره ای استخراج شد. جهت تجزیه وتحلیل تصاویرماهواره ای از نرم افزار Arc GIS استفاده شد ونقشه توزیع جغرافیایی سرطان به تفکیک شهرستان ها تهیه گردید و سپس نقشه توزیع جغرافیایی میزان پرتو فرابنفش خورشید در استان آذربایجان شرقی از داده های نقطه ای تهیه گردید. و درآخر همبستگی دو لایه میزان سرطان پوست بامیزان پرتو فرابنفش به صورت مدل تهیه شد. از نرم افزار آماری SAS 9.1 جهت همبستگی ارتفاع و عرض جغرافیایی با میزان بروز سرطان پوست استفاده شد. نتایج بررسی توزیع سرطان پوست در استان آذربایجان شرقی نشان می دهد؛ که بیشترین میزان سرطان پوست مربوط به شهرستان های تبریز و هریس با میزان بروز 22-2/15 در هر 100000 نفر جمعیت و کمترین میزان بروز آن مربوط به نوار جنوبی استان از جمله شهرستان های ملکان، چاراویماق و قسمتی از شمال شرقی استان شهرستان خدا آفرین و جلفا با میزان بروز 7/2 تمرکز سرطان پوست است. همچنین درقسمت های شهرستان تبریز، کلیبر و هریس نیز مشاهده می شود که بیشترین میزان مربوط به شهرستان اهر است که 12 در هر 1000000 نفر است. میزان UV در قسمت های مختلف استان در محدوده خطر زیاد تا بسیار زیاد قرار دارد. ماهواره ها شاخص UV را تا رقم بالای 8/11 در سال 2011 روی ایستگاه هایی همچون ملکان و بناب به ثبت رسانده است. در محدوده مورد بررسی نتایج حاکی از این است که افزایش میزان UV از سال 2005 تا 2014 غیر قابل انکار بوده است. روند افزایشی آن در قسمت های مختلف استان به صورت مختلف صورت گرفته است.