فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
182 - 195
حوزههای تخصصی:
مقدمه فضای شهرها به دلیل تغییرات زیاد و کنترل نشده در روند افزایش جمعیت، نحوه زندگی مردم و فشارهای محیطی و اقتصادی که در مناطق جغرافیایی خطرناک ایجاد شده، نیازمند توجه و مراقبت بیشتری هستند. در دهه های اخیر در مقیاس جهانی، نهادها و سازمان های فعال در زمینه تاب آوری، بیشتر فعالیت های خود را بر دستیابی به جامعه تاب آور متمرکز ساخته اند که در این میان، به دلیل خسار ت های وسیع اجتماعی اقتصادی و تخریب های گسترده کالبدی و زیرساختی، شهرها به نسبت از ریسک بالاتر برخوردار هستند. امروزه، مدیریت شهری در سطح جهانی دستخوش تحولات اساسی شده است. شهرها به منظور تأمین رفاه و آسایش ساکنان خود تحت مدیریت قرار می گیرند. نقش مدیریت شهری به طور گسترده ای تعریف شده و تأثیر بسزایی در موفقیت برنامه ها و طرح های توسعه شهری دارد. این مدیریت همچنین مسئولیت های متعددی در زمینه های مختلفی از جمله رفع نیازهای جمعیت، مدیریت جریان ترافیک، تأمین رفاه عمومی، مسکن، کاربری زمین، تفریح، فرهنگ، اقتصاد و تأسیسات زیربنایی به عهده دارد. هدف اصلی مدیریت شهری، ارتقای شرایط کار و زندگی برای جمعیت ساکن در قالب اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی است. این مدیریت همچنین به حفاظت از حقوق شهروندان، تشویق به توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار و حفظ محیط کالبدی می پردازد. به بیان دیگر، مدیریت شهری باید به گونه ای عمل کند که نه تنها نیازهای کنونی ساکنان را برآورده سازد، بلکه به ایجاد زیرساخت های لازم برای توسعه پایدار در آینده نیز توجه داشته باشد. این مقاله با هدف تدوین الگوی راهبردی تاب آوری اقتصادی برای تحقق حکمروایی خوب در شهرهای ایران انجام شده است. در این راستا، به بررسی مبانی نظری تاب آوری اقتصادی، روش های تحقیق، یافته های تحقیق و در نهایت بحث و نتیجه گیری پرداخته خواهد شد. همچنین، پیشنهادهای جامع و بهبودیافته ای بر اساس نتایج تحقیق ارائه خواهد شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی و از نظر تحلیل، جزء تحقیقات با روش کیفی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی چالش های اقتصاد شهری در ایران و ارائه راهبردهای تاب آوری برای این چالش بوده است. در این راستا برای شناسایی چالش های اقتصاد شهری و ارائه راهبردهای تاب آوری اقتصادی این شهرها، علاوه بر مطالعه سوابق و چارچوب تئوریک موجود، از آرای خبرگان متخصص استفاده شده است. به این منظور، جامعه هدف پژوهش شامل 50 کارشناس صاحب نظر از اساتید دانشگاه و مدیران شهری بوده که در دو مرحله از نظرات آن ها استفاده شده است. پس از شناسایی چالش های اقتصاد شهری از سوابق نظری و تلفیق آن با آرای خبرگان، 17 چالش نهایی در اقتصاد شهری ایران شناسایی، مفهوم سازی و دسته بندی شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از مطالعات کتابخانه ای و در بخش میدانی از روش پیمایش (زمینه یابی) مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در مرحله دوم نظرسنجی از خبرگان، در قالب یک پرسشنامه باز، راهبردهای تاب آوری اقتصادی از سوی گروه هدف ارائه و تلفیق شدند. روش آنالیز در این پژوهش، از نوع کیفی و مبتنی بر داده های متنی و مطالعاتی است. تحقیق کیفی شامل جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده های غیر عددی (مانند متن، ویدئو یا صدا) برای درک مفاهیم، نظرات یا تجربیات است. می توان از آن برای جمع آوری بینش های عمیق در مورد یک مشکل یا ایجاد ایده های جدید برای تحقیق استفاده کرد. در این پژوهش بعد از شناخت مسئله پژوهش و چارچوب بندی آن به شناسایی مؤلفه ها و طراحی مدل مفهومی تحقیق پرداخته شده است. به طور خلاصه، روش تحقیق در این پژوهش یک فرایند نظام مند و گام به گام است که با شناخت مسئله آغاز می شود و با تدوین یافته های تحقیق به پایان می رسد. در این فرایند، از روش های مختلف جمع آوری و تحلیل داده های کیفی استفاده می شود تا به درک عمیق تری از موضوع تحقیق دست یابیم و راهبردهایی تدوین شود که با شرایط خاص شهرهای ایرانی سازگار باشند. یافته ها تاب آوری اقتصاد شهری چشم انداز جدیدی در توسعه پایدار اقتصاد شهری و منطقه ای ارائه می دهد. در این تحقیق ویژگی های تکامل مکانی و زمانی تاب آوری اقتصاد شهری را تجزیه وتحلیل می کنیم، عوامل کلیدی مؤثر در تاب آوری اقتصاد شهری را بررسی می کنیم و از یک طرف کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر و از طرفی دیگر، میان سازمان های غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی بررسی می شود. سپس، پیشنهادهای تصمیم گیری الگوی مناسب برای اقتصاد تاب آور در شهرهای ایران ارائه می شود. مناطق شهری با چالش های اقتصادی حساسی روبه رو هستند که در سال های اخیر بر دامنه آن افزوده شده است. در عین حال، شهرها فرصت های هیجان انگیزی را برای رشد و تجدید حیات فراهم می کنند. تأثیر متقابل این چالش ها و فرصت ها وظایف مهمی را برای سیاست گذاران، محققان و برنامه ریزان شهری ایجاد می کند. راهبردها و سیستم های متناسب با شهرهای ایران، جهت غلبه بر چالش های موجود: 1) پیاده سازی سیستم مدیریت یکپارچه شهری: عمده مشکلات شهرهای ایران نبود یک سیستم واحد شهری برای پاسخ گویی به مسائل شهری است. وجود سازمان های متنوع و گوناگون در شهرها و عدم هماهنگی و پوشش وظایف مرتبط با هم، شهرهای ایران را به میدان نبرد بر سر قدرت و ایجاد بنگاه اقتصادی به نفع خود تبدیل کرده است. 2) پیاده سازی سیستم تنوع عملکردی: توسعه متنوع اقتصاد شهری می تواند توانایی اقتصاد شهری را برای مقاومت در برابر بحران های اقتصادی افزایش دهد. اگر یکی از جنبه های اقتصادی اشتباه پیش برود، جنبه های دیگر می توانند به توسعه شهر ادامه دهند. 3) پیاده سازی الگوی درآمد پایدار شهری: یکی از راهبردهای مهم تاب آوری اقتصادی در شهرهای ایران سیستم درآمد و هزینه است که می تواند شاخص مهمی برای سنجش سطح زندگی ساکنان باشد. ظرفیت درآمد و هزینه شهری شامل ظرفیت درآمد و هزینه ساکنان فردی و دارایی عمومی دولت و مجموعه مدیریت شهری است. 4) بسترسازی محیطی نوآوری در فضاهای شهری: سیستم استاندارد محیط نوآوری، شهرها و مدیریت شهری را برای تعیین چشم انداز، استراتژی، سیاست گذاری، اهداف نوآورانه و ایجاد فرایندها و پشتیبانی لازم برای دستیابی به نتیجه مورد انتظار، راهنمایی و هدایت می کند. محیط نوآوری بر تغییر مدل رشد اقتصادی محلی و منطقه ای تأثیر می گذارد. بهبود محیط نوآوری به پیشرفت علم و فناوری و در نتیجه ارتقای رشد اقتصاد منطقه و بهبود توانایی توسعه پایدار اقتصاد شهری منجر می شود. 5) سیستم روند توسعه (متدولوژی سیستم های نرم): یکی از متدولوژی های توسعه سیستم که براساس رویکرد حل مسئله ارائه شده، روش متدولوژی سیستم های نرم است. متدولوژی سیستم های نرم توسط پروفسور Peter Checkland (1997) و برای رویارویی با مسائل دارای اجزای اجتماعی، سیاسی و انسانی (اقتصادی) مطرح شده است. 6) باز بودن سیستم اقتصادی شهرها: باز بودن سیستم بر ارتباط متقابل محیط و عملکرد درونی سیستم تأکید دارد. نتیجه گیری شهرها به عنوان موتورهای توسعه اقتصادی فرصت های رشد را فراهم می کنند، اما با چالش های داخلی و خارجی مانند فقر، مهاجرت، آلودگی و بلایای طبیعی مواجه اند. تغییرات شدید در جمعیت و الگوی سکونت، بارگذاری های محیطی و اقتصادی را در مناطق پرخطر افزایش داده است. در سال های اخیر، نهادها و سازمان ها بر دستیابی به جوامع تاب آور تمرکز کرده اند، زیرا شهرها به دلیل خسار ت های اجتماعی اقتصادی و تخریب زیرساخت ها، ریسک بالاتری دارند. حکمروایی خوب شهری زمانی اتفاق می افتد که یک سیستم اقتصادی شهری قوی و مختلط (دولتی نیمه دولتی خصوصی) که در آن تولید و توزیع کالاها و خدمات با مکانیزم بازارهای آزاد که توسط سیستم قیمت آزاد و رقابتی هدایت می شود (به جای بازارهای با برنامه)، انجام گیرد. تاب آوری شهری توانایی ساکنان شهر برای مقاومت در برابر خطرات اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، زیست محیطی، بلایای طبیعی و آب و هوایی، فوریت تازه ای به خود گرفته و در گفتمان توسعه شهری به کانون اصلی تحولات تمدن جدید تبدیل شده است. در این بین، تاب آوری اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. مشکلاتی که توسط محققان در مدیریت شهری مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد را می توان به طور تقریبی به دو بخش فیزیکی و غیرکالبدی تقسیم کرد. جنبه های کالبدی شامل مشکلات مربوط به آرایش فضایی است که دغدغه سنتی برنامه ریزان شهری بوده است. این ها شامل کاربری و مدیریت زمین، حمل ونقل، زیرساخت ها، معماری و ساخت و ساز، املاک و مستغلات، محیط زیست و کاهش بلایا هستند. جنبه های غیر فیزیکی یا اجتماعی اقتصادی شامل مسائل مربوط به اقتصاد، جامعه شناسی، نظریه سیاسی، مدیریت عمومی، مالیه عمومی، جرم و جنایت، مالیات و رفاه اجتماعی است.
نقش توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی (مطالعه موردی: محله خانی آباد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
77 - 90
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: یکی از مهم ترین چالش های توسعه شهری، تأثیر آن بر هویت و فرهنگ محلی است. در بسیاری از موارد، گسترش شهرنشینی بدون در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مناطق قدیمی صورت می گیرد که این امر می تواند منجر به کاهش احساس تعلق ساکنان، تضعیف هویت محلی و از بین رفتن ارزش های تاریخی و فرهنگی شود. محله خانی آباد تهران که از پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی برخوردار است، در سال های اخیر دستخوش تحولات گسترده ای شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با بررسی موردی محله خانی آباد تهران، به این پرسش ها پاسخ می دهد که توسعه شهری تا چه میزان بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی تأثیرگذار بوده است؟ و کدام عوامل توسعه ای بیشترین تأثیر را بر تغییرات فرهنگی این محله داشته اند؟ روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی بوده و روش تحقیق به دلیل ماهیت موضوع و مؤلفه های مورد بررسی و رویکرد حاکم بر این پژوهش از نظر نوع روش، پیمایشی و توصیفی - تحلیلی می باشد. شیوه گردآوری داده ها مطالب اسنادی - کتابخانه ای (کتب، مقاله، پایان نامه و...) و برداشت های میدانی (پرسش نامه) است. بدین معنی که با بررسی اسناد و مدارک و نوشته های صاحب نظران مختلف سعی شده است تا نقش و تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی در محله خانی آباد تهران مورد سنجش قرار گیرد. پس از مروری جامع بر ادبیات تحقیق، مهم ترین شاخص های تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت براساس منابع مختلف مطالعه شده، شناسایی گشت. جامعه آماری پژوهش، تمامی شهروندان ساکن در محله خانی آباد بودند که 100 نفر به عنوان حجم نمونه این پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند. در ادامه به منظور مطمئن شدن روایی پرسش نامه و همچنین شاخص ها و گویه های انتخاب شده، در اختیار ۷ نفر از اساتید و پژوهشگران شهرسازی و جغرافیای شهری قرار گرفت و پس از اعمال نظرات آن ها، در نهایت پرسش نامه اصلاح و تأیید شد. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها و پاسخگویی به سؤال اصلی پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری در نرم افزار Smart pLS استفاده شده است. لازم به ذکر است که این نرم افزار منطبق بر مدل یابی حداقل مربعات جزئی می باشد. یافته ها و بحث: نتایج این تحقیق نشان می دهد که توسعه شهری در خانی آباد تأثیرات مثبتی بر تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی داشته است. با این حال، ابعاد اجتماعی و کالبدی با توجه به ضرایب مسیر و مقادیر آماره t بالاتر، نقش برجسته تری در این فرآیند ایفا کرده اند. این در حالی است که ابعاد اقتصادی و زیست محیطی، هرچند تأثیر مثبت و معناداری دارند، نقش کمتری در حفظ هویت محله ایفا کرده اند. در نهایت، این نتایج بیانگر آن هستند که توجه بیشتر به ابعاد اجتماعی و کالبدی می تواند در فرآیند توسعه شهری به ویژه در محله های با هویت تاریخی و فرهنگی اهمیت بیشتری داشته باشد. همچنین با توجه به یافته های پژوهش، باید گفت که فرآیند توسعه شهری اگرچه بهبودهایی در کیفیت زندگی و ارتقای شاخص های زیربنایی را به همراه داشته، اما بدون در نظر گرفتن مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی، می تواند به فرسایش تدریجی هویت محلی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه های اجتماعی و کالبدی در مقایسه با سایر ابعاد، تأثیر عمیق تری بر حفظ یا تضعیف هویت محله داشته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که توسعه شهری در محله خانی آباد تهران در سال های اخیر، تحولات قابل توجهی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایجاد کرده است. از یک سو، این تحولات به بهبود زیرساخت ها، افزایش دسترسی به امکانات رفاهی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان منجر شده است و از سوی دیگر، تغییرات ناخواسته ای در هویت محلی و روابط اجتماعی ساکنان به وجود آورده است.
آینده نگاری کلان روندهای حاکم بر صنعت خودرو: تحلیل تحولات فناورانه، اجتماعی و اقتصادی و تأثیرات آن ها بر تحولات منطقه ای آینده صنعت خودرو به روش غربال گری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
111 - 131
حوزههای تخصصی:
تحولات صنعت خودرو به واسطه تغییرات سریع فناورانه، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی، و تأثیرات منطقه ای آن ها، نیازمند بررسی دقیق کلان روندهای تأثیرگذار بر این صنعت در مناطق مختلف است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، اولویت بندی و تحلیل کلان روندهای اصلی تأثیرگذار بر آینده صنعت خودرو در افق ده ساله و در بسترهای جغرافیایی مختلف انجام گردید. این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی است که به صورت کیفی با استفاده از روش غربال گری فازی به عنوان یک روش تحلیلی توصیفی-پیمایشی به منظور تحلیل پیچیدگی ها و عدم قطعیت ها در فرایند تصمیم گیری مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش 17 صاحب نظر در حوزه های صنعت خودرو و آینده پژوهی بود که نظرات آن ها به عنوان داده های اصلی برای تحلیل به کار گرفته شد. داده ها با استفاده از ماتریس های فازی خوش بینانه و بدبینانه و ترکیب آن ها تحلیل و در نهایت، کلان روندهای تأثیرگذار بر صنعت خودرو رتبه بندی شد. با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته، شش کلان روند شناسایی شد که بر حسب پنج معیار مستخرج از اسناد و مدارک مربوطه، اولویت بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که تحول در فناوری های حمل ونقل با تأثیر مستقیم بر کاهش آلودگی زیست محیطی، بهبود بهره وری انرژی و توسعه حمل ونقل هوشمند، دارای بالاترین اولویت در میان کلان روندهای تأثیرگذار بر آینده صنعت خودرو است. تغییرات اجتماعی و فرهنگی به همراه پیشرفت در فناوری های تولید و مواد در رتبه دوم قرار گرفتند، چراکه این روندها در مناطق مختلف موجب شکل گیری تقاضاهای نو برای محصولات پاک و نوآورانه می شوند. نوآوری در مدل های کسب وکار نیز در جایگاه سوم قرار گرفت و نشان دهنده اهمیت تحول در ساختارهای خدماتی و زنجیره ارزش به ویژه در بسترهای جغرافیایی متنوع است. در نهایت، تحولات اقتصادی و تجاری و ملاحظات امنیت و ایمنی به ترتیب در رتبه های چهارم و پنجم قرار گرفتند. این یافته ها تصویری روشن از اولویت بندی کلان روندهای اثرگذار بر آینده صنعت خودرو در مقیاس منطقه ای ارائه می دهند و می توانند مبنایی برای تدوین راهبردهای متناسب با شرایط بومی توسط سیاست گذاران و تصمیم گیران صنعت خودرو باشند.
بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
992 - 1015
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
Politics of Memory, Genealogy and Narrating; Russia's Behavioral and Competitive Pattern with Western Countries in Africa(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
100 - 121
حوزههای تخصصی:
The purpose of this paper is to explain the nature of Russia's competitive pattern with Western countries in Africa. It seems that Russia has taken advantage of the “Politics of memory strategy “to expand its influence and to weaken the position of Western countries in Africa. This paper tends to explain why and how the Russian authorities have adopted this behavior to compete with European countries in this continent? The hypothesis is that Russia tries to represent the experience of colonialism to revive the memory of anti-colonialism, through "narratives" using the "genealogy method”. By using the qualitative analysis method, the authors try to prove the research hypotheses. This research covers the African continent between 2019 and 2023, although due to the nature of the research, the Cold War period have also been examined.
Crisis and Complexity: Afghanistan’s Economic Landscape Post-2021 and the Regional Security(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
238 - 257
حوزههای تخصصی:
The paper is an attempt to analyse Afghanistan's shifting security and economic conditions under Taliban rule using the Regional Security Complex Theory (RSCT). Since the Taliban regained power in 2021, they have faced critical challenges in establishing stable governance, resulting in a severe humanitarian crisis compounded by economic collapse and political isolation. External aid reduction and sanctions have limited Afghanistan’s access to the global financial system, leading to dramatic socio-economic setbacks. Regional actors, including India, Pakistan, China and Iran, interact cautiously with the Taliban administration, aiming to prevent cross-border instability and insurgent threats, while hesitating to grant formal recognition. For South Asia, Afghanistan’s internal upheaval escalates security tensions, particularly between India and Pakistan, and poses broader risks regarding extremism and economic destabilization. This study suggests that collaborative, conditional engagement by regional stakeholders facilitated through SAARC and SCO platforms may provide a viable path toward stability if the Taliban adhere to basic humanitarian and security norms. Such regional engagement is essential for addressing Afghanistan's humanitarian needs and reducing threats to regional security.
شناسایی مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی در نوار مرزی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳۳
159 - 171
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل در ایجاد امنیت نوار مرزی، توجه به توان واحدهای ژئومورفولوژی در برنامه ریزی های نظامی و اقدامات پدافندی است. نوار مرزی استان ایلام از نظر ژئومورفولوژیکی دارای تنوع زیادی است و به همین دلیل، توجه به توان محیطی منطقه در ایجاد مراکز نظامی بسیار حائز اهمیت است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی در نوار مرزی استان ایلام پرداخته شده است. در پژوهش حاضر از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست، تصاویر گوگل ارث و لایه های رقومی اطلاعاتی به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS،TerrSet و Expert Choice بوده اند. همچنین در این تحقیق مدل های WLC و AHP مورد استفاده قرار گرفته اند. این تحقیق در دو مرحله انجام شده که به ترتیب مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی شناسایی شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که محدوده مطالعاتی از نظر پتانسیل ایجاد سامانه های پدافندی دارای ضریبی بین 0.27 تا 0.82 است که به صورت کلی مناطق مجاور شهرهای مهران و موسیان، پتانسیل بیش تری برای ایجاد سامانه های پدافندی دارند. همچنین بر اساس نتایج حاصله، محدوده مطالعاتی از نظر پتانسیل ایجاد پایگاه های نظامی دارای ضریبی بین 0.31 تا 0.79 است و به صورت کلی مناطق شمال غربی نوار مرزی استان ایلام، مناطق مجاور شهر مهران و همچنین مناطق جنوبی نوار مرزی ایلام، پتانسیل بیش تری برای ایجاد پایگاه های نظامی دارند.
بررسی جایگاه پردیس های تاریخی برای تحریک توسعه در بازآفرینی شهری ( مورد مطالعه: مجموعه مفخم بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
115 - 123
حوزههای تخصصی:
آنچه که در اثر رشد شتابان شهرنشینی و تغییرات فضایی کالبدی قسمتی از محلات بافتهای تاریخی به خوبی مشهود است ناکارآمدی کارکردی آنهاست که علی رغم این افت ، هنوز ارزش هایی را در خود نهفته دارد. بافت قدیم شهر بجنورد دارای مشکلات و پتانسیل هایی در سیستم های مختلف مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی است. برخی از مشکلات و پتانسیل های مذکور نشأت گرفته ازحوزه فراگیر بافت قدیم شهر می باشد. وجود دو اثر باقیمانده عمارت و آیینه خانه از مجموعه دارالحکومه مفخم پتانسیلی است که می تواند در بازآفرینی بافت قدیم اثربخش باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر بر اساس نوع توصیفی – تحلیلی بوده و بر اساس هدف، توسعه ای – کاربردی است. علاوه بر اطلاعات جمع آوری شده کتابخانه ای، تعداد 30 پرسشنامه از سه نهاد اداری و به شکل نمونه طبقه بندی شده توسط مدیران تکمیل شد. نتایج حاصل از تحقیق بر مبنای مدل SWOT و QSPMنشان می دهد که با توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی عناصر مجموعه و پتانسیل گردشگری بجنورد، میزان آگاهی مردم با 26/5 نمره از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس پیشنهاد می گردد اقدامات مدیریتی همچون توجه به مدیریت یکپارچه سازمانهای مختلف، اقدامات اجتماعی همچون جلوگیری از بوجود آمدن فضاهای ناامن و پنهان برای افزایش امنیت اجتماعی محله و برگزاری رویدادهای ملی و منطقه ای در عرصه فضای باز مجموعه و اقدامات کالبدی همچون ایجاد یک میدان عمومی برای اجرای رویدادها و تعریف محور پیاده در حدفاصل دو اثر تاریخی عمارت و آیینه خانه می تواند در بازآفرینی بافت بسیار موثر باشد.
پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده ازتصاویر چند زمانه و مدل CA-MARKOV (مطالعه موردی: شهر گرگان)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به موازات افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین، میزان ساخت و ساز در فضای شهر توسعه یافته است. توسعه ساخت و ساز در فضای افقی و بدون توجه به محدودیت های موجود منجر به بروز مشکلات محیطی، اقتصادی و حقوقی برای شهروندان شده است. دستیابی به میزان، شدت و جهت توسعه ساخت وساز از گذشته تاکنون و پیش بینی وضعیت ساخت و ساز در آینده، نخستین گام در جهت مدیریت علمی و عملی توسعه فیزیکی ساخت و ساز شهری، و برنامه ریزی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تناسب مابین تخصیص مکانی ساخت و ساز و انواع ملاحظات حقوقی، اقتصادی و محیطی می باشد. هدف این پژوهش مدل سازی و پیش بینی رشد شهری با استفاده ازتصاویر ماهواره ای و مدلCA-Markov می باشد. روش شناسی: : در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از تصاویر چندزمانه لندست مربوط به سال های 1355، 1380 و 1400 تغییرات کاربری اراضی مورد بررسی قرار گرفت و سپس گسترش فضایی شهر گرگان در سال های (2021 م) و (2050 م) با استفاده از مدل CA-Markov پیش بینی شد. بر اساس نتایج این پژوهش، تغییرات کاربری ها و سطح کاربری های منطقه محاسبه و مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته اند. قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر گرگان می باشد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیشترین افزایش کاربری ها مربوط به کاربری های شهری (کاربری های ساخته شده) است که از رقم 79/6005 در سال 1400 به رقم 66/7141 هکتار در سال 2050 رسیده است. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد شهر گرگان طی سال های آینده به سمت زمین های زراعی در پیرامون شمال، شمال غربی و شمال شرقی خواهد رفت.
بررسی و مدل سازی تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد با استفاده از مدل زنجیره مارکوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
191 - 168
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به مطالعه و ارزیابی روند تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد در یک بازه زمانی بیست ساله از 2000 تا 2020 و پیش بینی روندهای احتمالی آن تا سال 2040 پرداخته شده است. در تحقیق حاضر، از تصاویر سنجنده های ETM و OLI ماهواره لندست در سه تاریخ 2000، 2010 و 2020 و تکنیک طبقه بندی نظارت شده برای تشخیص تغییرات رخ داده بهره گرفته شده است. همچنین، به منظور مدل سازی تغییرات کاربری اراضی از مدل زنجیره مارکوف و سلول های خودکار استفاده شده است. مطابق نتایج، اراضی ساخته شده بیشترین افزایش مساحت و پهنه های آبی بیشترین کاهش مساحت را نشان داده اند به نحوی که مساحت اراضی ساخته شده از 67/2367 هکتار به 08/71006 هکتار و مساحت پهنه های آبی از 63/9266 هکتار به 28/1164 هکتار رسیده است. علاوه بر این، نتایج مدل مارکوف چنین نشان می دهد که روند تغییرات کاربری اراضی منطقه موجب افزایش سطح اراضی بایر و اراضی ساخته شده و کاهش سطح دیگر اراضی شده و چنین انتظار می رود که مساحت اراضی زراعی به میزان 1/1473 هکتار، باغات و جنگل ها به میزان 11/810 هکتار، اراضی مرتعی به میزان 4/16455 هکتار و پهنه های آبی به میزان 69/545 با کاهش و در مقابل، مساحت اراضی بایر به میزان 72/11831 هکتار و اراضی ساخته شده به میزان 42/7448 هکتار افزایش خواهد یافت. به طور کلی، پیش بینی ها روند فزاینده گسترش اراضی ساخته شده و مسکونی و نیز کاهش روزافزون گستره پهنه های آبی منطقه را برجسته نموده است که این روند می تواند پیامدها و تبعات بسیاری بر توسعه پایدار شهرستان مهاباد به دنبال داشته باشد. بنابراین، نتایج تحقیق حاضر ضرورت توجه به مبحث تغییر کاربری اراضی در محدوده شهرستان مهاباد را برجسته نموده و می تواند شناخت مناسبی از ابعاد، روندها و الگوهای کاربری زمین در منطقه به مسئولان، محققان و مردم محلی ارائه دهد.
تحلیلی بر سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
243 - 218
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از خطرناک ترین، مخرب ترین و غیرقابل پیشبینی ترین مخاطرات طبیعی به شمار می آید. از این رو، شناسایی مناطق آسیب پذیر شهرها به منظور افزایش ظرفیت مقابله با خطرات زلزله و مدیریت بحران این مخاطره ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سطوح آسیب پذیر کلان شهر تبریز در برابر زلزله و ارائه ی راهکارهای مدیریت بحران (قبل از بحران) برای کاهش اثرات زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و تهیه ی نقشه های رقومی از روش FAHP و نرم افزار ArcGIS و به منظور بررسی آسیب پذیری مناطق 10گانه ی شهر از روش PROMETHEE استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی می باشد. حجم نمونه ی مدیران و مسئولان با استفاده از روش کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 90 نفر تعیین گردیده که نحوه ی دسترسی به آنها بر مبنای روش گلوله برفی می باشد. حجم نمونه ی نخبگان دانشگاهی نیز بر مبنای روش نمونه گیری دلفی هدفمند 14 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مناطق حاشیه ای و مرکزی شهر بیشترین پتانسیل آسیب پذیری را دارا می باشند. در این بین مناطق 10 و 1 با کسب جریان خالص 454/0- و 527/0-، جزو مناطق با آسیب پذیری خیلی زیاد در برابر زلزله محسوب می شوند. از عوامل مؤثر بر آسیب پذیری این مناطق می توان به نزدیکی به گسل، فرسودگی بافت ها، دوری از مراکز امدادونجات، تراکم زیاد و همچنین عدم کشش پذیری معابر اشاره کرد. بدین منظور نیاز به رویکرد سیستمی و یکپارچه به منظور بازگشت پذیری و توانمندسازی اجتماع لازم بوده و در این راستا توجه به مرحله ی قبل از بحران در ابعاد مقاوم سازی ابنیه، ارتقاء دسترسی ها و تهیه ی طرح های موضعی به تفکیک محلات با تأکید بر محلات آسیب پذیر ضروری می باشد.
نقش و آثار شرکت بیمه ایران در تجارت بین الملل در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش بیمه در تجارت بین المللی می باشد با توجه به اینکه بیمه از علل موثر در اقتصاد هر کشوری به خصوص در سطح جهانی محسوب می شود و این صنعت در اقتصاد سرمایه یکی از بخش های پیشرو و مهم در تجارت و همچنین باعث تامین و تداوم فعالیت های صادراتی تجارت بین المللی محسوب می شود با توجه به هدف پژوهش، این پژوهش به صورت توصیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق کتابخانه ای جمع آوری شده است یافته های این مقاله نشان می دهد که علاوه بر پرداخت خسارت مهم ترین نقشی که بیمه می تواند در تجارت بین الملل داشته باشد افزایش سرمایه ملی کشور های است که از این نوع صنعت استفاده می کنند می باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش بیمه در تجارت بین المللی می باشد با توجه به اینکه بیمه از علل موثر در اقتصاد هر کشوری به خصوص در سطح جهانی محسوب می شود و این صنعت در اقتصاد سرمایه یکی از بخش های پیشرو و مهم در تجارت و همچنین باعث تامین و تداوم فعالیت های صادراتی تجارت بین المللی محسوب می شود با توجه به هدف پژوهش، این پژوهش به صورت توصیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق کتابخانه ای جمع آوری شده است یافته های این مقاله نشان می دهد که علاوه بر پرداخت خسارت مهم ترین نقشی که بیمه می تواند در تجارت بین الملل داشته باشد افزایش سرمایه ملی کشور های است که از این نوع صنعت استفاده می کنند می باشد.
بررسی عوامل موثر بر امنیت غذایی در ایران با تاکید بر رد پای محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
37 - 52
حوزههای تخصصی:
امنیت غذایی از نیازهای اساسی همه جوامع بشری است که به عنوان یکی از محورهای توسعه در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. محیط زیست نیز زیستگاه انسان ها و بستر همه فعالیت های بشر است. با توجه به نقش و اهمیت محیط زیست در تامین غذا و امنیت غذایی، در این مطالعه با استفاده از سیستم معادلات همزمان – رگرسیون های به ظاهر نامرتبط به بررسی تاثیر رد پای محیط زیست، متغیرهای اقتصادی و کشاورزی بر امنیت غذایی ایران در دوره 1400-1369 پرداخته شده است. نتایج نشان داد که متغیرهای رد پای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، درآمد سرانه، عملکرد غلات و مصرف انرژی به ترتیب با ضرایب 0.605، 0.122، 0.012، 0.373 و 0.202 دارای تاثیر مثبت و معنی دار بر امنیت غذایی در ایران بودند. همچنین متغیرهای ردپای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، مصرف انرژی و تورم به ترتیب با ضرایب 0.457، 0.176، 0.310 و 0.027 تاثیر منفی بر مخارج نهایی مصرفی خانوارها داشتند اما درآمد سرانه با ضریب 0.115 سبب افزایش مخارج نهایی مصرفی خانوارها شده است. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع امنیت غذایی پیشنهاد می شود به منظور حفظ و بهبود امنیت غذایی، سیاست های حمایتی بخش کشاورزی، افزایش سرمایه گذاری در تولید غذا و سیاست های افزایش قدرت خرید افراد بیشتر مورد توجه قرار گیرند. از آن جایی که محیط زیست زمینه ساز و بستر همه فعالیت های انسانی از جمله تولید غذا است، در بلندمدت توجه به پایداری محیط زیست و بهبود کیفیت آن، از طریق به کارگیری فناوری های کمتر آلاینده در تولید محصولات کشاورزی و غذایی می تواند بر افزایش امنیت غذایی موثر باشد.
بررسی جایگاه مخروط افکنه ها در ارزیابی فعالیت های تکتونیکی (مطالعه موردی: دامنه های جنوبی رشته کوه خرقان در شمال شرقی استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش مناطق کوهستانی و بیابانی در سرزمین ایران، سبب شده تا پدیده های شناخته شده ژئومورفولوژیکی نیز، رخنمون نماید. مخروط افکنه از جمله این پدیده هایی هستند که در مناطق مختلف پراکنش یافته اند. شناسایی عوامل به وجود آورنده و آگاهی از تأثیرات آن ها می تواند انسان را در کنترل و محدود نمودن برخی از مخاطرات طبیعی و همچنین آمایش بهینه سرزمین کمک کند. در این پژوهش سعی شد از طریق بررسی شواهد موجود مخروط افکنه ها به ارزیابی وضعیت فعالیت های تکتونیکی در جنوب دامنه های رشته کوه خرقان در شمال شرق استان همدان پرداخته شود؛ بنابراین در ابتدا روند گسترش مخروط افکنه های منطقه (متشکل از دو مخروط افکنه گوزل دره و کرفس و چندین مخروط افکنه کوچک) با استفاده از نقشه ها و نرم افزارهای مختلف ترسیم شد، سپس به ارزیابی شواهد موجود در خصوص فعالیت تکتونیک پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در بعضی از قسمت ها تکتونیک فعال (مثل قسمت شرقی مخروط افکنه گوزل دره) و در بعضی مناطق غیرفعال (الگوی قرارگیری مخروط افکنه های کوچک در محدوده بین مخروط کرفس و گوزل دره) است. شواهد دیگر در بستر و حاشیه مخروط افکنه گوزل نشان از تغییرات زمین ساختی در اثر فعالیت گسل های فعال در قسمت شرقی منطقه است که الگوی حرکت آبراهه های را در بستر رودخانه تغییر داده و منجر به تخریب و کاوش قسمت های کناری رودخانه شده است. همچنین الگوی زهکشی و عمق برش در سطوح مخروط افکنه ها از وجود فعالیت نسبی زمین ساخت در مخروط افکنه ها است. جایگاه های تهیه شده نشان از دوره های آرام و فعال در دوره های مختلف زمین شناسی در منطقه موردمطالعه است. به طوری که ابتدا با یک دوره آرام طولانی مدت شروع و سپس جنبش های زمین ساخت فعالیت کرده و در ادامه با نوسان هایی ادامه پیداکرده است
چالش های مدیریت منابع آبی و حفظ اکوسیستم درحوضه دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
41 - 55
حوزههای تخصصی:
دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران، در سال های اخیر به علت کاهش چشمگیر سطح آب دریاچه در نتیجه تغییرات اقلیمی، فعالیت های انسانی و احداث سدهای متعدد در حوضه آبریز آن با بحران خشکی روبرو شده است. این تحقیق به منظور شناسایی علل خشک شدن دریاچه ارومیه، از داده های ماهواره ای استفاده کرده و به تحلیل عوامل انسانی و طبیعی تأثیرگذار بر کاهش سطح آب دریاچه می پردازد. تغییرات اکوسیستم و مساحت دریاچه با بهره گیری از تصاویر سنتینل (2017 و 2023) و روش NDVI مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها مشخص شده است که اراضی ساخت وساز که در سال 2017 حدود 09/133796 هکتار بوده، در پایان دوره به 40/188779 هکتار، اراضی باغی از 88/5696 هکتار در سال 2017 به 38/6744 هکتار در سال 2023 و اراضی زراعی نیز از 07/979333 هکتار در سال 2017 به 62/1380279 هکتار در سال 2023 افزایش یافته است. همچنین میزان آب از 55/134726 هکتار در سال 2017 به 57/49401 هکتار در سال 2023 کاهش یافته است. همچنین نقشه های NDVI حوضه دریاچه ارومیه در بازه زمانی 2017 تا 2023 بیانگر این است، مقدار عددی این شاخص در سال 2017 بین 810/0 تا 018/0 و برای سال 2023 مقدار عددی بین 834/0 تا 112/0- را نشان می دهد که به علت افزایش اراضی باغی و زراعی، حجم وسیعی از آب حوضه ارومیه خشک شده است. از سوی دیگر در اطراف حوضه دریاچه ارومیه به دلیل بهره برداری از 39 سد، آب ورودی دریاچه به شدت کاهش یافته است.. نتایج نشان می دهد خشک شدن و کاهش سلامت اکوسیستم حوضه دریاچه ارومیه ناشی از سه عامل اصلی زیر است: توسعه ناپایدار بخش کشاورزی، ساخت سدهای متعدد در اطراف دریاچه برای بهره برداری از آب حوضه و تشدید تغییرات اقلیمی به همراه وقوع خشکسالی، که از جمله عوامل دیگر به شمار می روند.
شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری: یافته هایی از شرکت های مهندسین مشاور تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
126 - 147
حوزههای تخصصی:
مقدمه در سال های اخیر، فاصله چشمگیری میان دانشگاه و حرفه در عرصه برنامه ریزی شهری در ایران مطرح شده و تردیدهایی نسبت به کارایی دانش صریح (نظریه ها، مفاهیم و ...) در عمل حرفه ای شکل گرفته است. در این پژوهش مقصود از دانش، دسته بندی آن در دو نوع دانش صریح و دانش ضمنی (تجربه، جهان بینی و ...) بوده است. دانش ضمنی، در مقابل دانش صریح، غیرقابل به سخن درآوردن است. منابع دانش صریح دانشگاه ها، کنفرانس ها، مقالات و کتاب های علمی و حرفه ای، اوراق سفید دولتی و راهنماهای عمل هستند. منابع دانش ضمنی نیز بستر و شخص برنامه ریز دانسته می شود. مقصود از عمل نیز آنچه بوده است که در حرفه به وقوع می پیوندد و به تولید محصول که طرح های تهیه شده است، می انجامد. این پژوهش به پاسخ به چگونگی رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور با هدف شناسایی شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری پرداخته است. مواد و روش ها در این پژوهش، واحد تحلیل، شرکت های مهندسین مشاور عضو جامعه مهندسین مشاور بوده است. در این بخش، نخست مدل مفهومی عملیاتی پژوهش ارائه شده است. از آنجا که عمده شرکت های مهندسین مشاور (86 درصد) در شهر تهران مستقر هستند، این شهر به مثابه مورد پژوهش اختیار شده است. رویکرد این پژوهش، کیفی و ماهیت آن، اکتشافی بوده است. راهبرد پژوهش نیز تحلیل مضمون و روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. جامعه مورد نظر پژوهش، شرکت های مهندسین مشاور رتبه 1 شهرسازی مستقر در شهر تهران به مثابه بدنه اصلی تهیه برنامه های شهری در ایران اختیار شده است و بر اساس نمونه گیری تصادفی، به دلایل عدم امکان برقراری ارتباط و عدم پذیرش درخواست مصاحبه، هفت شرکت، نمونه مورد بررسی را تشکیل داده اند. مصاحبه ها در بازه زمانی خرداد تا شهریور 1403 انجام پذیرفته است و مصاحبه شوندگان، مدیران عامل یا مدیران بخش شهرسازی شرکت های یادشده بوده اند. پس از انجام مصاحبه ها، فرایند کدگذاری بر اساس معیارهای این پژوهش برای تحلیل مضمون که به ترتیب اهمیت، تناسب با پرسش و هدف پژوهش، اهمیت مفهومی و پشتیبانی نظری بوده است، با ابزار نرم افزاری ATLAS.ti و Word انجام شده و درنهایت، 72 کد حاصل شده است. این کدها، با تأکید بر مفاهیم پرتکرار و عمیق، پایه استخراج زیرمضامین و مضامین با رویکردی ترکیبی (قیاسی و استقرایی) بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی عملیاتی پژوهش (قیاسی) و داده ها (استقرایی) بوده اند. یافته ها در این بخش، مضامین و زیرمضامین رابطه تفصیلی دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور تهران ارائه شده است. مضامین شناسایی شده، پیوند دانش صریح و عمل، پیوند دانش ضمنی و عمل، و پیوند توأمان دانش صریح و ضمنی (ترکیبی) و عمل هستند. بر این اساس، رابطه دانش صریح و عمل در شرکت های یادشده، اغلب در قالب تهیه طرح های ویژه مبتنی بر دانش دانشگاهی و به کارگیری صریح نظریه در طرح های یادشده و نیز به صورت توأمان با دانش ضمنی در تهیه طرح های متنوع، اخذ آن ها از طریق مناقصات، آموزش به نیروها، به کارگیری نظریه و تجربه در عمل، تهیه طرح ها و حلّ پیچیدگی ها با دانش نیروهای شرکت و نیز در خصوص بخش تخصصی آن ها از طریق برون سپاری، تأمین نیرو با تأکید بر تجربه و شخصیت برنامه ریز علاوه بر دانش دانشگاهی و از طریق آگهی و معرفی و اخذ طرح های معمول و نوآورانه است. رابطه دانش ضمنی و عمل نیز اغلب از طریق یادگیری از اشتباهات و دیگران، داستان گویی، حلّ پیچیدگی ها با مشورت با اشخاص مجرب شرکت، تهیه طرح های معمول، مدیریت محدود دانش ضمنی در قالب استفاده از فرایند تهیه طرح های معمول پیشین و موارد یادشده توأم با دانش صریح است. نتیجه گیری در پاسخ به پرسش پژوهش، رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور مبتنی بر هر دو نوع دانش است. رابطه دانش صریح و عمل بر مبنای دانش صریح دانشگاهی است و رابطه دانش ضمنی و عمل مبتنی بر تجربه در سطح فردی با تأکید بر بستر به ویژه بستر پیچیده تصمیم گیری است. در رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری شهر تهران، دانش ضمنی غالب است. این غلبه در سال های اخیر به موجب تضعیف توان مالی شرکت های مهندسین مشاور و مهارت محوری در آن ها، تشدید شده است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش باید اظهار کرد که رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های یادشده نشان دهنده شکاف میان دانش صریح و عمل و نیز دانش ضمنی و عمل است. مقایسه بستر این پژوهش با ادبیات جهانی نشان دهنده آن است که رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در کشورهایی که بستر این پژوهش ها هستند، به میزان بیشتری مبتنی بر دانش صریح است. در خصوص تفاوت های شکاف میان دانش صریح و عمل در آن ها، در حالی که شکاف یادشده در شرکت های مهندسین مشاور تهران عمدتاً ناشی از ضعف ساختاری از سوی نهادهای فرادست است، در بستر پژوهش های جهانی بیشتر نشئت گرفته از ارتباط غیرارگانیک (ولی سیستماتیک) میان دانشگاه و حرفه است. تفاوت دیگر آن است که ارتباط سیستماتیک میان دانشگاه و حرفه در بستر پژوهش های جهانی گسترده تر از ایران و شهر تهران است. تفاوت دیگر را نیز می توان عدم تسلط ورودی های حرفه بر فرایند تهیه طرح و ابزار سخت افزاری و نرم افزاری آن در شهر تهران که در ادبیات جهانی اشاره ای به آن ها نشده است، دانست. شباهت های شکاف میان دانش صریح و عمل در بسترهای یادشده را نیز می توان عدم مطابقت این دانش با بستر تصمیم گیری از حیث حقوقی و رویه ای و مشاهده انتظار پیش بینی کنندگی و تجویز موردی از نظریه ها در عمل برنامه ریزی میان حرفه مندان اظهار کرد. در خصوص شکاف میان دانش ضمنی و عمل در آن ها، به مثابه تفاوت می توان به رسمیت کمتر تجربه در عمل حرفه ای در شهر تهران اشاره کرد. از شباهت های مشاهده شده نیز سیستم مدیریت دانش ضمنی حداقلی در حرفه و اتصال محدود آن به بدنه دانش است. از جمله پیامدهای نظری شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری در تهران، تضعیف اعتبار دانشگاه و پژوهش ها است و از پیامدهای حرفه ای آن، از دست رفتن نقش واسطه ای برنامه ریز میان دانش برنامه ریزی شهری و اقدام در شهر است. سهم دانشی این پژوهش به عرصه برنامه ریزی شهری را می توان اثبات شکاف میان دانش صریح و عمل برنامه ریزی شهری در شهر تهران و نیز شکاف میان دانش ضمنی و عمل برنامه ریزی در این شهر دانست. همچنین، این پژوهش رابطه نظریه و عمل برنامه ریزی در پژوهش های خارجی و رابطه دانشگاه و عمل برنامه ریزی با لحاظ تجربه در پژوهش های دیگر را با افزودن مفاهیمی دیگر همچون شخص برنامه ریز و مدیریت دانش ضمنی در خصوص شهر تهران یکپارچه کرده و به انجام رسانده است، و در واقع مفهومی گسترده تر از دانش صریح و دانش ضمنی را در رابطه دانش و عمل برنامه ریزی در مورد پژوهش ارائه کرده است.
سیری بر اثرپذیری معماری اسلامی در عصر صفوی از شکوفایی تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی، به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های تمدن اسلامی، در طول قرون متمادی تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی متعددی قرار گرفته است. در این میان، معماری مساجد دوره صفوی که با رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران همزمان بود، جایگاه ویژه ای دارد. صفویان با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، نقشی کلیدی در توسعه و تغییر شکل معماری مساجد ایفا کردند. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات عمیق باورهای شیعی بر معماری مذهبی ایران در دوران صفویه است. این تأثیرات به ویژه در عناصر معماری مساجد همچون گنبد، مناره، محراب، و کتیبه ها به وضوح مشاهده می شود. با توجه به روش تحقیق در این پژوهش تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و پژوهش های پیشین، نقش مذهب تشیع در توسعه معماری مذهبی مورد بررسی قرار گیرد. این مطالعه همچنین به تحلیل عناصر خاص معماری شیعی مانند گنبدهای دوپوسته، تزیینات کاشی کاری های قرآنی و حدیثی، و نقش عدد ۱۲ به عنوان نمادی از دوازده امام شیعه می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مساجد صفوی نه تنها به عنوان مراکز عبادی، بلکه به عنوان نمادهای سیاسی و مذهبی شیعه عمل کرده اند. مساجد این دوره، با تزیینات دقیق و هنرمندانه خود، بازتابی از قدرت و عظمت مذهب شیعه و دولت صفوی بوده و نقش مهمی در تثبیت هویت مذهبی و سیاسی این دوره داشته اند. این پژوهش با افزودن به دانش موجود در زمینه معماری مذهبی اسلامی، به ویژه از دیدگاه مطالعات شیعی، بر آن است تا تأثیرات مذهبی، هنری و فرهنگی تشیع را در ساختارهای معماری مساجد دوره صفوی برجسته سازد.
ارزیابی نوسانات قیمت مسکن در مناطق شهری (رویکرد مدلسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش مسکن با توجه به جایگاه متفاوتی که در زمینه های مختلف اقتصادی و فنی دارد، از جهات مختلف مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است. از میان زمینه های مختلف اقتصادی، مشکلات مربوط به تکانه های قیمت مسکن به خصوص در مناطق شهری، در 20 سال اخیر بیشتر از دیگر موارد بین افراد جامعه و سیاست گذاران کشور مورد توجه قرار گرفته است. ویژگی های بازار مسکن که در نهایت نقش آن را در فعالیت های اقتصادی و حتی سیاسی- اجتماعی متمایزساخته است، بر مهم بودن این مبحث می افزاید. لذا مسئله نوسانات قیمت مسکن در مناق شهری، طی دو دهه اخیر ( 1380-1400) با استفاده از الگوی VAR و VECM، در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مدل حاکی از این است که: عرضه مسکن نوساز در مناطق شهری، بر قیمت مسکن اثر منفی دارد یعنی با افزایش عرضه، قیمت مسکن کاهش یافته است اما در مورد نرخ سود مورد انتظار در بخش مسکن، هرگاه قیمت مسکن توسط دیگر عوامل موثر بالا رفته و به تبع آن نرخ سود در این بخش افزایش یافته، سبب جذب عاملان اقتصادی و افزایش عرضه مسکن گردیده که در کوتاه مدت کاهش قیمت مسکن را رقم زده و در نتیجه آن، سود در بخش مسکن کاهش یافته و سبب خروج سرمایه گذاران و نهایتا شاهد اثر مثبت این نرخ بر قیمت مسکن در مناطق شهری، در بلند مدت خواهیم بود. از طرفی هزینه مالکیت نیز اثر مثبت داشته یعنی با افزایش هزینه مالکیت قیمت مسکن افزایش خواهد یافت. متغیرهای خارجی مورد استفاده در تحقیق، یعنی نرخ سود بانکی اثر منفی و قیمت سکه اثر مثبت داشته است که می توان گفت که هرچه نرخ سود بانکی افزایش یافته است قیمت مسکن کاهشی بوده یعنی عملا باعث عدم رونق در بازار مسکن شده است. این امر بدلیل امکان جبران کاهش ارزش نقدینگی در بانک ها و عدم نیاز به خرید مسکن جهت حفظ ارزش دارایی هاست، از طرفی قیمت سکه همسو با قیمت مسکن تغییر داشته است به عبارت دیگر طلا نیز به عنوان یک کالای سرمایه ای هم جهت با تغییرات قیمت مسکن تغیر کرده است.
تحلیل رشد سکونتگاه های پیراشهری بخش جنوبی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر داده کاوی مکانی فراگیر و محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
179 - 210
حوزههای تخصصی:
رشد سکونتگاه ها و زیرساخت های پیرامون کلان شهرها پیامد توسعه ناموزون ملی، شهری شدن سریع و همگرایی جریان جمعیت و فعالیت به سمت این گونه شهرها است. اما در مقیاس محلی، نیروهای واگرای ناشی از تقاضای فزاینده برای زمین و فضا، زمینه تخریب چشم اندازهای طبیعی و تغییر پوشش و کاربری اراضی را فراهم می کنند. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از داده های ماهواره لندست به آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در سال های 1380 تا 1400 در حریم جنوبی تهران پرداخته شد. سپس با استخراج قوانین انجمنی به عنوان یکی از روشهای داده کاوی، قوانین مربوط به رشد فضاهای ساخته شده در دوره 1380 تا 1400 در مقیاس های فراگیر (کل منطقه) و محلی (شهرستان های منطقه) بدست آمد. در این تحلیل از معیارهای "نوع کاربری در سال 1380"، "فاصله از سکونتگاه های شهری و روستایی"، "فاصله از کاربری های صنعتی"، "فاصله از معابر" استفاده شده است. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش، بیانگر کاهش اراضی کشاورزی و افزایش سطح فضاهای ساخته شده و نیز پیوستگی قابل توجه آن ها در سال 1400 است. قوانین انجمنی مربوط به رشد فضاهای ساخته شده نیز نشان داد اراضی مجاور فضاهایی ساخته شده و راه های اصلی در سال 1380 با میزان اطمینان بیشتری در معرض تغییر قرار گرفته اند. مقایسه قوانین استخراج شده فراگیر و محلی نشان داد میزان اشتراک قوانین فراگیر با قوانین شهرستانهای شهریار، شهر ری و رباط کریم بالای %50 و در شهرستانهای اسلامشهر، شهرقدس و بهارستان کمتر از %50 است.
تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، رشد جمعیت سریع و عدم برنامه ریزی مناسب منجر به چالش هایی در زمینه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شده است. بنابراین، تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی موجود و آینده پژوهی برای پیش بینی چالش های آتی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژی توسعه شهری با تأکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها از نوع کتابخانه ای و میدانی است. تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS Smart بوده است. یافته ها نشان می دهد که مدل تحقیق از کیفیت مناسبی برخوردار است و برازش آن با استفاده از شاخص های اعتبار اشتراک و اعتبار افزونگی مثبت تأیید شده است. واریانس تبیین شده (68/0) نشان دهنده تأثیر همزمان سه معیار شامل راهبردهای اشتغال و اقتصادی، حفظ محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری در شهرهای ساحلی استان بوشهر است. نتایج آزمون فرضیات نیز نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار اجرای راهبردهای اشتغال و پایداری اقتصادی، راهبردهای محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری است. در نهایت، شاخص نیکویی برازش (GOF) برابر با 732/0 به دست آمد که بیانگر مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش است. نتایچ پژوهش نشان می دهد سیاست گذاران باید برنامه هایی متناسب با نیازهای واقعی منطقه ارائه دهند تا هم رشد اقتصادی محقق شود و هم محیط زیست حفظ گردد و یک چشم انداز جامع برای توسعه شهرهای ساحلی استان بوشهر و شناسایی اولویت های سرمایه گذاری باشد.