فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
سرمایه انسانی در نیروی پلیس نقشی کلیدی در تقویت هنجارهای اخلاقی ایفا می کند، به ویژه در مناطق گردشگری که تعاملات فرهنگی و اجتماعی پیچیده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های اخلاقی، روان شناختی، مهارت های حرفه ای و دانش نیروی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در شهرهای ساحلی استان مازندران انجام شده است. این پژوهش از نوع کمی و اثبات گرا بوده و جامعه هدف شامل 126 مدیر و افسر پلیس فرماندهی انتظامی استان مازندران بود که 100 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های صادق حسنی و همکاران (1402) و میرزاخانى و همکاران(1398) استفاده شد. با نظر استاد راهنما و سایر اساتید دانشگاه آشنا به موضوع پژوهش، اعتبار (روایی) پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تحلیل داده ها نشان داد که ویژگی های اخلاقی پلیس، مهارت های حرفه ای و ویژگی های روان شناختی تأثیر معناداری بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران دارند. در مقابل، دانش پلیس تأثیر معناداری نداشت. سرمایه انسانی پلیس، به ویژه ویژگی های روان شناختی و مهارت های حرفه ای، می تواند نقش مهمی در ارتقای رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران ایفا کند. این تحقیق از اولین مطالعاتی است که به بررسی تأثیر سرمایه انسانی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در ایران می پردازد و بینشی نو برای ارتقای گردشگری اخلاقی و تعاملات مثبت میان گردشگران و جوامع میزبان فراهم می کند.
تحلیل ارتباط فرسایش پذیری و پارامترهای مورفومتری هورتون- استرالر در حوضه کمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مورفومتریک، رویکرد علمی مناسب برای مدیریت حوضه های آبریز، بررسی وضعیت فرسایش حوضه ها و مدیریت منابع طبیعی است که راهبردهایی برای حفاظت از خاک، مدیریت سیل و جلوگیری از فرسایش و به هم خوردن تعادل اکولوژیک منطقه ارائه می کند. فرسایش خاک و تخریب زمین از مهم ترین مسائل در علوم زمین است که سنجش پیامدهای زیست محیطی آن به داده های کمی نیاز دارد. با در نظر گرفتن آب وهوای خشک حاکم بر گستره عظیمی از ایران و نرخ خاک زایی کم، بررسی فرسایش پذیری حوزه های آبریز ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های مورفومتری و پیش بینی میزان فرسایش ازطریق پارامترهای خطی و مساحتی و درنهایت تهیه نقشه فرسایش پذیری در حوضه کمه واقع در شهرستان سمیرم در جنوب استان اصفهان و درکوهپایه های شرقی کوهستان دنا است. برای رسیدن به هدف مزبور، این منطقه با استفاده از روش استرالر (1964) به 9 زیرحوضه تقسیم شده و سپس با محاسبه پارامترهای مورفومتریک توسط روش هورتون، 13 پارامتر اصلی از مقادیر ترکیبی (Cp) در سه گروه متغیرهای خطی، مساحتی و ناهمواری و با استفاده از داده های مکانی سیستم اطلاعات جغرافیایی اولویت بندی شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ادغام و تجزیه وتحلیل پارامترهای مورفولوژیک با نرم افزار GIS Pro می تواند ابزاری درخور توجه برای درک ویژگی های زیرحوضه های آبریز به ویژه فرسایش خاک فراهم کند و درنهایت با تهیه نقشه فرسایش پذیری، زیرحوضه 9 به عنوان آسیب پذیرترین منطقه در برابر خطر فرسایش شناسایی شد.
شناسایی و اولویت بندی مسائل توسعه پایدار روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناخت دقیق مسائل توسعه پایدار روستاها، اولین گام مهم برای تدوین سیاست ها و ارائه الگویی انعطاف پذیر برای تقویت توسعه یافتگی جوامع روستایی است. قابل زیست کردن عرصه های زندگی از جمله مکان های روستایی، برای نسل های فعلی و آینده با تأکید خاص بر بهبود و توسعه مداوم روابط انسانی- محیطی از ضروریاتی است که همواره مورد توجه پژوهشگران و برنامه ریزان توسعه روستایی قرار گرفته است. هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مسائل توسعه پایدار روستایی در شهرستان خلخال انجام شده است. روش شناسی: برای شناسایی معیارهای اصلی و شاخص ها، با 12 نفر از خبرگان و افراد مطلع، مصاحبه عمیق انجام داده و بوسیله نرم افزار MAXQDA مصاحبه ها تحلیل شد. سپس معیارها و شاخص ها در قالب پرسشنامه دلفی فازی در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت تا با تحلیل سلسله مراتبی(AHP) معیارها و شاخص ها رتبه بندی شوند. برای سهولت مقایسه زوجی مسائل و شاخص ها، از نرم افزار Expert Choice11 استفاده شد. قلمرو جغرافیایی: شهرستان خلخال به مرکزیت شهر خلخال (هرو)، شامل سه بخش مرکزی شامل(دهستان خانندبیل شرقی، دهستان خانندبیل غربی و دهستان سنجنبد شرقی)، بخش خورش رستم به مرکزیت شهر هشجین شامل (دهستان خورش رستم شمالی و دهستان خورش رستم جنوبی) و بخش شاهرود به مرکزیت شهر کلور شامل( دهستان پلنگا، دهستان شال و دهستان شاهرود) در جنوب استان اردبیل واقع است. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که به ترتیب معیار اقتصادی (494/0: CI)، معیار اجتماعی(271/0: CI)، معیار نهادی(099/0: CI)، معیار زیست محیطی(092/0: CI) و معیار فیزیکی(045/0: CI) دارای اهمیتند. همچنین براساس اوزان نهایی شاخص ها، به ترتیب شاخص بیکاری (103/0: CI)، بی انگیزگی به فعالیت اقتصادی در روستا (084/0: CI)، ضعف آگاهی به عوامل توسعه (073/0: CI)، اعتیاد(056/0: CI)، نابرابری های اجتماعی(045/0: CI) و طلاق(043/0: CI)، به ترتیب مهم ترین اولویت شاخص های مسائل توسعه پایدار روستایی هستند. نتیجه گیری: معیارهای اقتصادی و اجتماعی همچنین شاخص های آن ها، بیشترین اولویت مسائل توسعه پایدار روستایی شهرستان خلخال هستند..
تحلیل کیفی توسعه اقامتگاه های بوم گردی در روستاهای شهرستان شیراز؛ چالش ها، عوامل مؤثر و راهکارهای پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
143 - 176
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بوم گردی یکی از انواع گردشگری است که به دنبال توسعه پایدار مقاصد گردشگری بوده و سعی در کاهش آثار منفی ناشی از حضور گردشگران دارد. نقش مهم و غیرقابل انکار اقامتگاه های بوم گردی در توسعه گردشگری و توانمندسازی جوامع محلی، باعث شده است که در این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های توسعه این اقامتگاه ها در نواحی روستایی شهرستان شیراز به عنوان هدف اصلی پژوهش در نظر گرفته شود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی (تحلیل محتوا) محسوب می شود. روش شناسی: در این پژوهش، استفاده از ابزار مصاحبه های عمیق، کدها استخراج شده و در ادامه با استفاده از نظریه زمینه بنیاد به تحلیل و جمع بندی چالش ها، عوامل و راهکارها اقدام شده است. یافته ها: مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت است از: چالش هایی مانند تورم، کاهش توان اقتصادی مردم، فقدان نظام حمایتی منسجم از سوی دولت و رقابت نابرابر با اقامتگاه های غیرمجاز، عوامل مؤثری مانند ایجاد سازوکارهای تشویقی، سامان دهی اقامتگاه های غیرمجاز، سرمایه گذاری در آموزش جوامع محلی و تدوین استانداردهای مشخص برای درجه بندی کیفی این اقامتگاه ها و راهکارهای پیشرفت مانند تعریف درست و درک مفهوم اقامتگاه های بوم گردی، برگزاری نمایشگاه ها و رویدادهای گردشگری در سطح منطقه، استفاده از ابزارهای مدرن بازاریابی، توجه به نوآوری و خلاقیت باید مورد توجه قرار گیرند. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین چالش های توسعه این اقامتگاه ها شامل: کالبدی، دانشی، مدیریتی و پایداری، مهم ترین عوامل مؤثر بر پیشرفت شامل: اصالت ها و هویت فرهنگی، مزیت های محیطی و جغرافیایی و ویژگی ها و برتری های معیشتی و اقتصادی، مهم ترین راهکارهای پیشرفت شامل: اصلاح کالبدی- امنیتی اقامتگاه ها، ارتقاء بازاریابی و بازارسازی و بازارداری بوم گردی، ترویج و آموزش مبانی و اصول بوم گردی است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با بررسی دقیق چالش ها، عوامل مؤثر و ارائه راهکارهای عملی برای توسعه اقامتگاه های بوم گردی در شهرستان شیراز، به ویژه با تأکید بر اصالت ها و هویت فرهنگی منطقه، می تواند به عنوان الگویی برای توسعه پایدار گردشگری روستایی در سایر مناطق مشابه عمل کند.
مدل سازی اثرات هوشمندسازی بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی (مورد مطالعه: شهرستان های فردوس، بشرویه و سرایان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه هوشمندسازی روستاها در سطح بین المللی به عنوان یک برنامه توسعه روستایی برای بهینه سازی توانایی های روستایی و افزایش استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در جهت دستیابی به رفاه بهتر جامعه روستای ظاهر شده است. از این رو این هدف پژوهش حاضر به بررسی اثرات هوشمندسازی روستاها بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغیرات اقلیمی می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستاهای سه شهرستان (فردوس، بشرویه و سرایان) است که دارای ۵۶۸۳ خانوار هست. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۰۱ نمونه انتخاب گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، از مدل معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) برای بررسی اثرگذاری متغیرها استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که هوشمندسازی روستاها با مقدار T (۱۸/۹۵۸) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۴۱) بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه بر تغییرات اقلیمی تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر محیط هوشمند با (۰/۳۷۳) بیشترین تأثیر و اتصال هوشمند با (۰/۱۲۵) کمترین تأثیر را بر تاب آوری اقتصادی روستاها در مواجهه با تغییرات اقلیمی داشته است. نتیجه گیری: با ارتقاء فناوری های هوشمند روستاها قادر به بهره برداری بهتر از منابع موجود و افزایش بهره وری در فعالیت های اقتصادی خواهند بود. این شامل بهبود سیستم های آبیاری، کنترل هوشمند انرژی، مدیریت کشاورزی و پایش زمین های کشاورزی است. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر این است که این پژوهش تمامی متغیرهای مرتبط با هوشمندسازی و تاب آوری اقتصادی در مواجهه با تغییرات اقلیمی را به صورت یک جا مورد بررسی قرار داده است در حالی که مطالعات پیشین به طور معمول بر روی جنبه های محدودتری از این موضوع تمرکز داشته اند.
تحلیل رابطه بین گردشگری میراث و تغییر ارزش ها و سنت ها در منطقه اورامان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
213 - 232
حوزههای تخصصی:
گردشگری میراث یکی از مهم ترین گونه های گردشگری است که تأثیرات چشمگیری در مقصد، جامعه محلی و فرهنگ میزبان دارد. پژوهش پیش رو، با درک این موضوع و براساس رویکردی ترکیبی، به واکاوی نقش گردشگری میراث فرهنگی در تغییرات ارزش ها و سنت های جامعه محلی اورامان پرداخته است. روش پژوهش طرح ترکیبی متوالی قیاسی و مبتنی بر مطالعه کمّی و کیفی است. در بخش کمّی، فرضیه ای مبنی بر تأثیر گردشگری میراث، به عنوان متغیر مستقل، در تغییر ارزش ها و سنت ها، به عنوان متغیر وابسته، مطرح شده و با استفاده از روش پیمایشی و نیز نمونه گیری تصادفی، تعداد 354 پرسش نامه بین اعضای جامعه محلی توزیع شده است. به منظور تأیید روایی و پایایی این پرسش نامه، به ترتیب از روش های بازنگری دوباره استادان و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. سپس، با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نتایج این بخش پردازش و تحلیل شده است. در بخش کیفی نیز، با استفاده از روش قوم نگاری و در چارچوب نظریه زمینه ای، اطلاعات لازم گردآوری و با نرم افزار مکس کیودی ای تحلیل شده است. گفتنی است این پژوهش در نوع خود نخستین پژوهشی است که بر مبنای نظریه ساخت یابی گیدنز در حوزه مطالعات گردشگری انجام می شود و در این راستا روش ترکیبی را برای نفوذ به لایه های متفاوت واقعیت اجتماعی به کار گرفته است. یافته ها نشان می دهد همبستگی معناداری بین گردشگری میراث و ارزش ها و سنت ها وجود دارد و گردشگری میراث به منزله عاملی بیرونی در متن تحولات اجتماعی فرهنگی اورامان قرار دارد. تغییر ارزش ها و سنت ها نیز از پیامدهای توسعه گردشگری میراث در اورامان است که به واسطه شرایط و تعاملات متعددی مانند گسترش زیرساخت ها، ترند شدن گردشگری، مهاجرت معکوس و تغییر باورها تحقق می یابد
بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بررسی الزامات و بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس می پردازد. منظور از منطقه قوی در اینجا، پیاده سازی رژیم امنیت جمعی و تغییر الگوی رفتاری حاکم در سیستم تابعه خلیج فارس است. پایین بودن درجه استقلال و وابستگی متقابل امنیتی از نوع سلبی که پیامد وجود اختلالات شناختی عمیق میان بازیگران منطقه است، تاکنون مانع از شکل گیری یک سازه اجماعی و به طور کلی منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس شده است. در چنین بستری مسئله محوری مقاله آن است که: دولت های منطقه خلیج فارس چگونه می توانند با عبور از گسل های شناختی و هویتی، شرایط لازم را برای شکل گیری یک منطقه قوی و باثبات فراهم کنند؟ فرضیه مقاله به این صورت است: کشورهای منطقه خلیج فارس از طریق ورود به فرایندهای اعتمادسازی غیررسمی با هدف کاهش تعارضات هویتی و شناختی و نیز اعتمادسازی راهبردی، می توانند زمینه های تشکیل یک منطقه قوی را فراهم سازند. یافته ها نشان می دهند که گذار به منطقه قوی در خلیج فارس از مسیر اعتمادسازی تدریجی، تحول در مبانی نظری و نهادی و کاهش تعارض هویتی امکان پذیر است. درنتیجه، تحقق منطقه قوی مستلزم امنیت درون زا، همکاری مشارکت محور و گذار از وابستگی بیرونی به هم پیوندی منطقه ای است. روش تحقیق تبیین تجویزی بوده و دامنه آن نیز منطقه خلیج فارس را دربر می گیرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد و گسترش اکوکمپ های عشایری در قلمروهای کوهستانی (مطالعه موردی: شهرستان دالاهو؛ استان کرمانشاه)
حوزههای تخصصی:
گردشگری عشایر، گونه ای جدید از تجربه گردشگری است که با هدف مشاهدهٔ سبک زندگی افراد بومی و عشایر و آیین ها، به عنوان یکی از جذابیت های این نوع گردشگری شناخته می شود. یکی از راهکارهای گسترش گردشگری عشایری، شناسایی وضعیت موجود به منظور ایجاد اکوکمپ های گردشگری عشایری (سیاه چادر عشایر) برای گردشگران، و همچنین برنامه ریزی دقیق برای امکان سنجی و مکان یابی این اکوکمپ هاست که نقش مؤثری در جذب بازدیدکنندگان ایفا می نماید.پژوهش حاضر در پی شناسایی پتانسیل ها و فرصت های اکوکمپ گردشگری عشایری شهرستان دالاهو است. رویکرد حاکم بر پژوهش، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع تحقیقات توصیفی–تحلیلی است. به منظور ارائه برنامه راهبردی برای شناسایی و احداث اکوکمپ های گردشگری عشایری شهرستان دالاهو، از تکنیک متاسوات استفاده شد.یافته های تحقیق نشان داد توسعه اکوکمپ های عشایری می تواند به عنوان یک معیشت مکمل عمل کند؛ و اگر تغییرات غیرمنتظره بر فعالیت های معیشتی عشایر تأثیر بگذارد، می تواند تا حدی خسارت را جبران کرده و فرصتی برای بهبود معیشت آنان فراهم آورد. به عبارت دیگر، این اقدام موجب افزایش سازگاری و تاب آوری آنان می شود.
سنجش شاخص های شهر کم کربن در راستای توسعه پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر زابل)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
76 - 89
حوزههای تخصصی:
شهر کم کربن چارچوبی برای پایداری است، گسترش نظری و عملی توسعه پایدار بر اساس تحقق شهر کم کربن امکانپذیر است. هدف مطالعه، سنجش شاخص های شهر کم کربن در راستای توسعه پایدار شهر زابل، روش پژوهش توصیفی تحلیلی و هدف کاربردی می باشد. جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه و جامعه آماری، شهروندان شهر زابل (165666 نفر) هستند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 352 نفر محاسبه شد جهت تکمیل پرسشنامه از روش گیری تصادفی ساده استفاده گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات خبرگان تأیید شد و سنجش میزان پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ وتحلیل پرسشنامه ازنرم افزار SPSS استفاده شده. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد، شهر زابل در زمینه شهر کم کربن، شاخص دسترسی با میانگین 350/2، شاخص تاسیسات و زیرساختهای شهری با میانگین 317/2، شاخص اجتماع محلی با میانگین 217/2، شاخص اقتصادی با میانگین 187/2 و شاخص مدیریت محلی با میانگین 260/2 و شاخص اجتماعی با میانگین 260/2 در وضعیت نامطلوب قرار دارد. همچنین، بین مناطق شهر زابل به لحاظ شاخص های شهر کم کربن تفاوت معناداری وجود دارد؛ بیشترین اختلاف میانگین بین مناطق شهر به شاخص تاسیسات و زیرساخت های شهری مقدار آزمون F که برابر با (22/167) وجود دارد و کمترین اختلاف میانگین بین مناطق شهر زابل مربوط به شاخص دسترسی مقدار آزمون F که برابر با (13/58) است. نتایج آزمون LSD، تفاوت میانگین در میان مناطق شهر به لحاظ شاخص های شهر کم کربن معنی دار است.
ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان سازی مبتنی بر ظرفیت های فضایی: نمونه پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئله هماهنگی میان سرفصل های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت های نظری معماری بومی، به دنبال ارائه چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئله پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعه محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل سازی تم های اصلی در ظرفیت های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسه آموزشی به کار رفته اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخله هدفمند در محیط های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه گیری می کند که با استفاده از اصول بوم شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می توان آموزش معماری را به سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان های زمینه گرا، سوق داد.
تحلیل راهبردی بازیگران گردشگری شهری بافت تاریخی با رویکرد چند موضوع-چند بازیگر مطالعه موردی: بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
61 - 79
حوزههای تخصصی:
گردشگری تاریخی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی در شهرهای بافت تاریخی نظیر یزد، با پیچیدگی هایی در تعاملات و نقش های ذینفعان مواجه است. تعدد نهادهای دخیل در مدیریت شهری و به تبع آن تعدد در بازیگران مرتبط با بافت تاریخی و گردشگری شهری، یکی از عوامل دشواری و پیچیدگی سیاست گذاری گردشگری شهری است. بنابراین انبوه مسائل و موضوعات مرتبط گردشگری بافت تاریخی شهرها ازیک طرف و تعدد نهادها و بازیگران مرتبط، تبیین و تحلیل مسائل گردشگری بافت تاریخی را تبدیل به یک مسئله غامض و پیچیده کرده است. این پژوهش با روش مکتور (تحلیل چند موضوع-چند بازیگر) به تحلیل نقش ذینفعان مختلف در گردشگری بافت تاریخی یزد پرداخته است. روش مکتور (MACTOR) یک ابزار تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که برای تحلیل مسائل پیچیده با محوریت چند موضوع و چند بازیگر به کار می رود. این روش با بررسی تأثیر متقابل بازیگران و موضوعات، هم گرایی و واگرایی اهداف آن ها را شناسایی کرده و برای طراحی استراتژی های هماهنگ و مؤثر کمک می کند. نتایج نشان می دهد که برخی بازیگران کلیدی مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، معاونت سیاسی و امنیتی استانداری، و نیروی انتظامی بیشترین تأثیر را در میان ذینفعان دارند. درعین حال، سه دسته ذینفعان شامل ساکنین بومی، کسبه، و فعالان بخش گردشگری، به عنوان بازیگران دو وجهی شناخته شده اند که ضمن تأثیرگذاری، تحت تأثیر سایر بازیگران نیز هستند و استقلال کمی در عملکرد خود دارند. نقش شهرداری، اداره کل میراث فرهنگی و خود گردشگران نیز به عنوان واسط تنظیمی در سیستم گردشگری بافت تاریخی تعریف شده است. تحلیل های همگرایی و واگرایی اهداف ذینفعان نشان می دهد که توافق بالایی بر اهدافی مانند جذب گردشگر و ارتقای امنیت وجود دارد، درحالی که اهداف اقتصادی کم تر موردتوافق قرارگرفته است. این یافته ها می تواند به سیاست گذاران در شناسایی ذینفعان همسو و طراحی استراتژی های مؤثر برای توسعه گردشگری پایدار کمک کند.
تحلیل نقش برند مکانی روستا و تصویرسازی ذهنی خوب از کشاورزی در توسعه نظام نوآوری فناورانه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله دلایل شکل نگرفتن نظام نوآوری فناورانه روستایی این است که تصویر خوبی از روستا و آینده زندگی در آن در ذهن روستاییان به ویژه جوانان وجود ندارد. این تصویر بد چالش های جمعیتی و به حاشیه رانده شدن روستاها در حوزه نوآوری و فناوری را به همراه دارد. در واقع عدم موفقیت در برندسازی مکانی روستاها و ضعف در ایجاد تصویر خوب از روستا و فعالیت در بخش کشاورزی باعث کم شدن جذابیت زندگی در روستا و فعالیت در بخش کشاورزی شده است. این پژوهش با روش کیفی و با استفاده از تکنیک نظریه داده بنیاد به واکاوی نقش برند مکانی روستا و تصویرسازی ذهنی خوب از کشاورزی در توسعه نظام نوآوری فناورانه روستایی در سیستم های آبیاری شهرستان تفت می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بخش کشاورزی برند و تصویر مناسبی ندارد و این چالشی برای شکل گیری نظام نوآوری فناورانه روستایی است. در الگوی پارادایمی ارائه شده در این پژوهش از سختی های شغل کشاورزی، تبلیغات رسانه ها و نبود زیرساخت ها و امکانات لازم به عنوان شرایط علی ایجاد تصویر منفی از روستا و شغل کشاورزی یادشده که عواملی مانند خشک سالی و نظام مدیریت روستایی سنتی نقش مداخله گر در تشدید وضعیت فعلی داشته اند. مطابق این الگو، در صورت اتخاذ راهبردهایی مانند ارتقای برند مکانی و بهبود تصویر ذهنی از روستا و بخش کشاورزی می توان ضمن ایجاد جذابیت برای بازیگران و ذی نفعان به ویژه فناوران و کشاورزان، چرخه تولید و انتشار و استفاده از فناوری را در سیستم آبیاری روستاها سرعت بخشید.
پهنه بندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه (مطالعه موردی: حوضه آبخیز رضی چای، استان اردبیل)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سیلاب ها یکی از پدیده های طبیعی هستند که می توانند خسارات زیادی به زیرساخت ها، مزارع و محیط زیست وارد کنند. این پدیده به طور عمده به دلیل بارش های سنگین، ذوب برف ها یا ترکیبی از این عوامل رخ می دهد. بنابراین هدف از این پژوهش پهنه بندی خطر سیلاب و ارتباط آن با کاربری اراضی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه در حوضه آبخیز رضی چای در استان اردبیل است. روش شناسی: دراین پژوهش با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست 8 مربوط به سال 2022، نقشه DEM 30 متر استر، نقشه توپوگرافی با مقیاس 1:50000، نقشه زمین شناسی با مقیاس 1:250000 و همچنین استفاده از سایر اطلاعات تفضیلی حوضه مورد مطالعه 10 پارامتر تاثیرگذار در رخداد سیل که شامل: ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، سازندهای زمین شناسی، فاصله از رودخانه، جهت جریان، کاربری اراضی، بارش، تراکم زهکشی مورد استفاده قرار گرفته و برای تعیین اهمیت هر متغیر از مدل فرآیند شبکه تحلیلی (ANP) استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: ازمیان پارامترهای مورد مطالعه، لایه های شیب (با ضریب 30 درصد)، ارتفاع (با ضریب 21 درصد)، کاربری اراضی (با ضریب 17 درصد) وزن بیش تری را کسب کردند. در نتیجه وقوع سیلاب در حوضه آبریز رضی چای را به شدت کنترل می کنند. نتایج نشان می دهد که حدود 36 درصد از حوضه آبریز رضی چای در مناطق پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد. این پهنه ها در قسمت پایین حوضه، به طور معمول در تقاطع دو آبراهه اصلی حوضه قرار دارند. با توجه به پراکندگی فضایی سکونتگاه ها در منطقه می توان گفت که اکثر سکونتگاه های قسمت پایین حوضه در معرض سیلاب قرار دارند.
Space and Place: The Philosophical Foundation of the Science of Geography(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Every scientific discipline requires a philosophical explanation. This means that it must address several fundamental questions, as follows:
What is the nature of the discipline? What does it study? In other words, what is its subject matter? And to what extent is it real, tangible, and researchable—whether objective or subjective, apparent, hidden, or virtual?
Why should the discipline exist? What are its existential and ontological necessities? How distinct and unique is its epistemological domain? To what extent does it overlap or intertwine with other scientific disciplines? What are the points of convergence and divergence with other fields? How real or constructed are the phenomena it examines?
What is the ultimate goal of the discipline? What cognitive or practical human needs does it fulfill?
How should the subject of the discipline be studied? What philosophical and cognitive methodologies, as well as research methods and techniques, are (or can be) used in this process? What is the epistemological validity of these methods?
A comprehensive and reasoned response to these questions effectively shapes the theoretical framework and scientific philosophy of the discipline in question. Since geography has long been recognized as one of humanity's cognitive and epistemological domains, its philosophical explanation is essential.
تحلیل عوامل زیست پذیری فضاهای میانی ساختمان های بلندمرتبه به-منظور تحقق توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
63 - 90
حوزههای تخصصی:
بلندمرتبه سازی به عنوان یکی از روش های توسعه شهری و استفاده بهینه از فضاهای محدود، همواره مورد توجه بسیاری از معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری بوده است. این نوع توسعه به تدریج از کاربری های اقتصادی به کاربری های مسکونی نیز گسترش یافته و مناطق پیرامونی شهرها را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، فضاهای میان ساختمان های بلندمرتبه است. بی توجهی به این فضاها می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شهروندان می گردد. از آنجاییکه امروزه سیاست های شهری در راستای اهداف و اصول توسعه پایدار هستند، هدف این پژوهش تحلیل و بررسی متغیرهای زیست پذیری در فضاهای میان ساختمان های بلند مرتبه به منظور تحقق توسعه پایدار در شهرک گلستان سمنان است. روش مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است و در آن رابطه علی و معلولی بررسی می شود. متغیرهای زیست پذیری در پنج بعد دسترسی، کالبدی و کاربری، زیست محیطی، تاسیسات و تجهیزات شهری و اجتماعی تدوین گردیده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید که توسط 18 متخصص تکمیل شده است. جهت تحلیل پرسشنامه ها از روش ساختاری-تفسیری با کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. متغیرهای زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه در پنج گروه متغیرهای دو وجهی (امنیت، روشنایی عملکردی و فضای سبز، مبلمان شهری، کاربری تفریحی و تعاملات اجتماعی)، مستقل (دسترسی به پارکینگ، دسترسی به ایستگاه حمل ونقل عمومی، فقدان آلودگی هوا، توالت عمومی و ایمنی)، تاثیرگذار (دسترسی به پارک، فقدان آلودگی هوا و بوی مطبوع)، تنظیمی (تئاتر روباز، کف سازی و فقدان آلودگی مواد جامد) و تاثیرپذیر (خوانایی) تبیین شده اند. متغیرهای امنیت، روشنایی عملکردی، دسترسی به پارک، مبلمان شهری و فضای سبز بیشترین تاثیرگذاری و متغیرهای متغیرهای خوانایی و ایمنی به ترتیب کمترین میزان اثرگذاری در تحقق زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه شهرک گلستان سمنان را دارند.
نقدی بر میراث ناملموس به عنوان یک مسئله شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
191 - 220
حوزههای تخصصی:
چرخش فرهنگی در گفتمان مطالعات شهری در سالهای اخیر، و توجه به حفظ تنوع فرهنگی در ساختار شهرها، مفهوم میراث فرهنگی ناملموس را به عنوان یک مسئله جدی در شهرهای جهان مطرح کرده است. مطابق تعریف کنوانسیون سال 2003 یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس شامل دانش و مهارت ها، بازنمایی ها و اقداماتی که جوامع، گروه ها و افراد به عنوان بخشی از میراث فرهنگی خود می شناسند. این مسئله شامل سنت های موروثی، فعالیت ها و اعمال اجتماعی، آیین ها، دانش و اعمال کلی مربوط به طبیعت و جهان اطراف است که ارتباط تنگاتنگی با احساس هویت و تعلق، تنوع فرهنگی، حافظه، دانش فرهنگی، سبک زندگی در ساختار شهر دارد. مباحث نظری کمتری درباره مسئله میراث ناملموس شهری مطرح گردیده است. در این مقاله بحث در مورد آنچه را که میراث مشهود و ملموس می نامیم کنار می گذاریم، به منبع و منشأ آن می پردازیم، یعنی میراث ناملموس. مسئله اصلی این مقاله تلاشی نظری و مفهومی است برای رسیدن به تعریفی بسط یافته تر از ویژگی های ذاتی میراث ناملموس و توسعه آن به عنوان یک زبان فهم که به ابعاد متفاوت تری از شناخت و درک مسئله شهری اشاره دارد. علاوه بر این با تاسی از آرای گادامر درباره ابعاد فهم، که با سه مفهوم زبان و زبانمندی، زمان و سنت، و مکانمندی و محلیت مرتبط است، به ابعاد فهم میراث ناملموس در منظر شهری پرداخته شده است. با توجه به پتانسیل تطبیق پذیری و خود بازسازی میراث ناملموس، همچنین ظرفیت همراهی با جریان های معاصر و مدرن زندگی شهری، و ارتباط با فرهنگ عامه و زندگی روزمره، می توان آن را به عنوان یک "تجربه زمینه ای" بسط یافته، "منشور اتیک اجتماعی" و سامان فرهنگی یک جامعه دانست. از اینرو خوانش "مسئله میراث ناملموس جدید"، برای "نظم اجتماعی جدید" در شهرها، مسئله ای حیاتی به شمار می آید.
بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری است که بیش تر به ژئومورفولوژی، هیدرولوژی و زمین شناسی مقاصد بالقوه و ژئوسایت ها تاکید دارد و هدف آن افزایش توان و رفاه اقتصادی جوامع و مقاصد میزبان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم بر توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان خلخال (مطالعه موردی: ماجولان، خوجین، کزج) می باشد. روش شناسی: برای ارزیابی روستاهای مورد مطالعه از مدل های کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد؛ و مدل فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می دهد استفاده شده است.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا نشان داد روستای خوجین با مجموع امتیاز 25/12 رتبه اول را به خود اختصاص داده است و ابعاد تنوع جغرافیایی و تنوع زیستی این روستا تاثیر بیش تری بر اقتصاد منطقه داشته و سبب توسعه اقتصادی روستای خوجین گشته است. هم چنین بر اساس نتایج حاصله از مدل فیولت روستای کزج در بخش نرخ مدیریتی میانگین امتیاز 75/0 و در بخش نرخ گردشگری میانگین امتیاز 68/0 را دریافت کرده و رتبه اول را به خود اختصاص داده است. هم چنین بعد تنوع جغرافیایی و بعد سیاسی-اجتماعی این روستا بیش ترین تاثیرگذاری را بر روی اقتصاد منطقه داشته و سبب افزایش توان اقتصادی از راه گسترش توریسم در منطقه شده است. بنابراین نتیجه گیری می گردد روستاهای شهرستان خلخال دارای تنوع جغرافیایی بالایی هستند و از این لحاظ می توانند در توسعه ژئوتوریسم و هم چنین توسعه اقتصاد منطقه تاثیر بسزایی داشته باشند. در نهایت پیشنهاد می گردد تاثیرگذاری ابعاد ژئوتوریسم در مناطق دارای پتانسیل های بالقوه، با استفاده از مدل های گوناگون و جدید مورد ارزیابی قرار گیرد.
تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده شهرستان اسلامشهر به منظور شناسایی پیشران های کلیدی بازآفرینی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافت های شهری از توسعه ها، موجب سامان یافتن روندهایی می شود که به مرورزمان این گونه بافت ها را دچار فرسودگی می کند. اسلامشهر به عنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعه های شهری بوده است، به تدریج میزبان لکه های نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاین رو در سال های اخیر طرح های بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافت ها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافت های این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛روش بررسی: در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده، پیشران های کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانه ای و پویش محیطی، 24 متغیر به عنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل و وارد نرم افزار میک مک گردید.یافته ها و نتیجه گیری: به عنوان نتیجه گیری حاصل از پژوهش، می توان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزه بخش خصوصی برای سرمایه گذاری»، «تعلق خاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم می باشند که می توانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.
بررسی اثرات نوسان اقلیم بر میزان آب مجازی برخی محصولات زراعی در استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۲۷-۲۱۰
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق تأثیر نوسان اقلیم بر میزان آب مجازی برخی محصولات زراعی استراتژیک در استان کرمان برای دوره های آتی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از داده های اقلیمی مدل گردش کلی HadCM3 تحت سناریوی واداشت تابشی RCP4.5 استفاده شد. جهت بررسی امکان تولید و شبیه سازی داده های هواشناسی در دوره های آتی مدل ریزمقیاس نماییLARS-WG بکار گرفته شد. برای دوره پایه (2011-1991) کالیبراسیون و صحت سنجی مدل انجام گرفت. از طریق داده های LARS-WG میزان بارش و دمای بیشینه و کمینه ایستگاه های منتخب برای دوره های 2070-2011 میلادی پیش بینی و با دوره پایه مقایسه گردید. میزان آب مجازی برای محصولات منتخب شامل یونجه، جو و گندم محاسبه شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که پدیده نوسان اقلیم به طور معنی داری بر تبخیر- تعرق، عملکرد محصولات زراعی مورد مطالعه اثر گذار بوده و از این رو بهره وری آب کشاورزی را در آینده تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حالی که میانگین دمای فصل رشد در آینده تحت تاثیر نوسان اقلیم افزایش خواهد یافت، پارامتر بیشینه دما بیش از کمینه دما تحت تاثیر این پدیده قرار خواهد گرفت و به موازات این موضوع نیاز آبی و تبخیر- تعرق گیاه در این دوره افزایش می یابد. همچنین بررسی ها نشان از کاهش بارش در فصول گرم سال و افزایش آن در فصول سرد در تمامی ایستگاه های مطالعاتی را دارد. میزان تغییرات آب مجازی به دست آمده برای همه گیاهان مورد مطالعه افزایشی است و این افزایش برای محصولات جو و گندم به طور متوسط در دوره آینده افزایش بیشتری از خود نشان می دهد. بیشترین افزایش میزان آب مجازی نسبت به دوره پایه در ایستگاه کرمان مربوط به محصولات جو و یونجه به اندازه حداقل 30% می باشد.
تحلیلی بر اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی شهروندان مطالعه موردی: شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
72 - 85
حوزههای تخصصی:
مقدمه شهرها با داشتن تنوع زیادی از جاذبه های اولیه و فرعی به عنوان مقصد گردشگری انتخاب می شوند و سازمان جهانی گردشگری ملل متحد این نوع از فعالیت گردشگری را که در فضای شهری انجام می شود، گردشگری شهری می نامد. گردشگری شهری نقش بسیار مهمی در توسعه شهرها نیز ایفا می کند، زیرا امروزه بسیاری از شهرها میزبان تعداد قابل توجهی از گردشگران هستند و در مبحث توسعه، صنعت گردشگری به عنوان ابزاری سودمند برای توسعه محلی تلقی می شود که به عنوان پاسخی مثبت به تغییرات منفی اقتصادی است. هنگامی که جامعه ای به مقصد گردشگران تبدیل می شود، فعالیت های گردشگران بر زندگی ساکنان آن جامعه تأثیر می گذارد، به طوری که صنعت گردشگری را می توان به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی ساکنان مقاصد گردشگری دانست. توسعه گردشگری در مناطق شهری می تواند اثرات بسیار زیادی روی کیفیت زندگی شهروندان بگذارد. توسعه گردشگری منضمن توجه به توسعه در همه سطوح فردی، سازمانی، ملی و بین المللی است و پایداری آن مستلزم استفاده از منابع، مدیریت، سرمایه گذاری، پیشرفت فناوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با بازه های حال و آینده بشر سازگار باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی کمی است. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر کرمان تشکیل داده که طبق سرشماری سال 1395 جمعیت این شهر برابر با 537718 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده است. به منظور گردآوری داده ها و اطلاعات تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه پس از آنکه ایرادهای آن توسط اساتید و کارشناسان مشخص شد، ایرادهای مورد نظر دوباره اصلاح شده و پس از بررسی های دوباره توسط اساتید و کارشناسان روایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین، به منظور به دست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آلفای به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 0/78 بوده است که پایایی مناسب پرسشنامه را برای سنجش متغیرهای تحقیق نشان می دهد. در این تحقیق از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی به همراه 24 گویه استفاده شده است (جدول 1). به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها یافته های پژوهش به دو صورت توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج یافته های توصیفی نشان داد 59 درصد از پاسخ گویان را مردها و 41 درصد را زنان تشکیل داده اند. از نظر وضعیت تأهل 64 درصد را متأهل ها و 36 درصد نیز مجردها به خود اختصاص داده اند. از نظر سنی 21 درصد در گروه سنی 21 تا 30 سال، 33 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 17 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 20 درصد در گروه سنی 51 تا 60 سال و 9 درصد نیز در گروه سنی بالاتر از 60 سال قرار دارند. از نظر تحصیلی 13 درصد از فراوانی در گروه تحصیلی زیر دیپلم، 21 درصد در گروه تحصیلی دیپلم، 8 درصد در گروه تحصیلی فوق دیپلم، 35 درصد در گروه تحصیلی کارشناسی و 20 درصد نیز در گروه تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر قرار دارند. از نظر اشتغال 27 درصد در گروه شغلی کارمند، 11 درصد در گروه دانشجویان، 15 درصد در گروه خانه دار، 36 درصد در گروه شغلی آزاد و 11 درصد نیز در گروه بازنشستگان قرار دارند. نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد توسعه گردشگری اثرات زیادی روی متغیرهای کیفیت زندگی گذاشته که بیشتر مواقع این اثرات مثبت و موجب بهبود وضعیت آن متغیر شده است. نتایج بررسی وضعیت کیفیت زندگی در شهر کرمان نشان داد وضعیت متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی کیفیت زندگی در وضعیت مطلوب قرار دارند. نتایج بررسی اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی نشان داد توسعه گردشگری بیشترین تأثیر را بر متغیر اقتصادی کیفیت زندگی داشته و بر متغیرهای اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی نیز تأثیر گذار بوده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که اثرات گردشگری بر شهرها متنوع هستند و می توانند هم مثبت و هم منفی باشند. به طور کلی، گردشگری می تواند به توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد شهرها کمک کند. از سوی دیگر، گردشگری می تواند به ایجاد مشکلات محیطی، اجتماعی و فرهنگی نیز منجر شود، به خصوص اگر به صورت غیرپایدار و بدون برنامه ریزی انجام شود. بنابراین، توسعه گردشگری علاوه بر اینکه می تواند موجب بهبود کیفیت زندگی شهروندان شود به همان اندازه نیز می تواند موجب خسارت به محیط های شهری شود و به بروز ناهنجاری های اجتماعی نیز کمک کند. از جمله محدودیت های که بر سر راه توسعه گردشگری در شهرها و به خصوص شهر کرمان وجود دارد می توان به موانع اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و اجتماعی و حتی سیاسی نیز اشاره کرد. وجود برخی قوانین که دسترسی گردشگران را به برخی مناطق محدود می کند، هزینه های بالای اقامت، حمل و نقل و تفریحات، عدم تخصیص بنزین آزاد به خودروهای شخصی، مشکلات بهداشتی، کمبود زیرساخت همچون هتل و مهمانسراها، کمبود آموزش در زمینه گردشگری برای ساکنان محلی و کمبود تبلیغات و اطلاعات در مورد جاذبه های گردشگری می توان اشاره کرد. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان امر به خصوص مدیران شهری تا جایی که امکان پذیر است موانع موجود بر سر راه توسعه گردشگری در شهر کرمان را کاهش دهند تا علاوه بر سفر راحت برای گردشگران باعث افزایش تعداد گردشگران داخلی و خارجی نیز در شهر شوند. در نهایت، یادآوری این نکته ضروری است که گردشگری می تواند یک ابزار قدرتمند برای توسعه شهری باشد، اما باید به طور پایدار و مسئولانه مدیریت شود تا بتوان از فواید آن بهره برد و از آثار منفی آن جلوگیری کرد.