فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری دارای رویکردهای متنوعی در حوزه ارتقا کیفیت زیستی بافت های فرسوده و تاریخی است که هر یک از این رویکرد ها برای بافت های مختلف با شرایط مختلف مناسب است. بافت تاریخی کلانشهر تبریز با توجه به پیشینه تاریخی و بافت واجد ارزش آن نیاز مند توجه و اتخاذ رویکرد بازآفرینی حفاظت محور است. در این راستا این تحقیق با رویکرد آینده پژوهی و روش سناریو نویسی به بررسی و ترسیم چشم اندازها و افق پیش روی بازآفرینی حفاظت محور بافت تاریخی کلانشهر تبریز پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد از میان 49 شاخص تعداد 27 شاخص به عنوان پیشران حیاتی انتخاب شده و پس از اجرای روش سناریو نویسی از میان چندین وضعیت محتمل شش سناریو به عنوان محتمل ترین وضعیت ها و آینده بازآفرینی حفاظت محور در این شهر قابل ترسیم است که از بین این سناریو ها سناریو سوم با مجموع امتیاز 31 و درصد مطلوبیت 25 درصدی به عنوان سناریو برتر انتخاب شد. وضعیت کلی پیشران ها در ترکیب سناریوها مطلوب نیست و بر اساس میانگین امتیاز سناریوها سیستم به سمت ناپایداری و بحران در حال حرکت است.
واکاویی اثر تغییر اقلیم بر پوشش جنگلی بلوط زاگرس (شمال شرق استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
257 - 291
حوزههای تخصصی:
جنگل ها به دلیل نقش مؤثری که در چرخه های اکسیژن، آب و کربن دارند، جزء حلقه های اصلی تداوم حیات محسوب می شوند. جنگل های بلوط زاگرس گونه غالب جنگل های زاگرس محسوب می شوند. در این مطالعه منطقه جنگلی شمال شرق استان خوزستان در شهرستان های دزپارت، ایذه و باغملک بررسی شده اند. در ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر پوشش جنگلی منطقه از تصاویر ماهواره MODIS2020-2000، داده های بارش و میانگین سالانه دمای سطح زمین ایستگاه های هواشناسی و شاخص های NDVI,LST TCI,VCI, استفاده شد. روند متغیرها با Pettitt-Test بررسی شد. نتایج آزمون P-test افزایش دمای هوا و دمای سطح زمین به میزان ◦C 1، کاهش سطوح آبی و پوشش های گیاهی متوسط و متراکم، افزایش شاخص VCI و کاهش TCI را تأیید کرد. علاوه بر این مشخص گردید سال 2007 زمان تغییر روند داده ها است. نتایج آزمون ناپارامتری نقاط چرخش (Pettitt’s Test) میانگین دما و بارش سالانه (2020-1975) منطقه نشان می دهد دمای هوا در سطح اطمینان 95% دارای روند معنی دار است (P-value=0.011). میزان دمای فصل بهار از سال 2009 حدود 1.8 درجه سلسیوس افزایش یافته است. نتایج این آزمون برای بارش سالانه معنی دار نبود (P-value=0.175). یافته ها نشان داد دامنه تغییرات پوشش آبی منطقه در دوره 2020-2007 از 3.08 به 0.08 کاهش یافته است. ناهنجاری بارش سالانه منطقه رخداد یک دوره بلندمدت خشکسالی از 2007 تا 2017 را تأیید می نماید. تغییرات پوشش گیاهی و رطوبتی منطقه بیانگر افزایش نوسان های رطوبتی در این دوره زمانی است. این دو شاخص نشان دهنده کاهش پوشش جنگلی منطقه از سال 2000 تا 2020 است. این تغییرات همزمان با افزایش دما و تداوم خشکسالی ها به صورت یک پسخوراند مثبت عمل می کند. از پیامدهای تداوم روند شرایط اقلیمی فعلی کاهش میزان ترسیب کربن، کاهش جریان پایه و تغییر رژیم آبدهی رودخانه خواهد بود. اثرات سیبرنتیکی این عمگلرها منجر به تخریب ساختار اقتصادی و اجتماعی و افزایش مهاجرت های اقلیمی خواهد شد.
چالش های دهیاران در کنترل ساخت و ساز روستایی در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختمان های روستایی به دلیل ساختارهای نامنظم و عدم رعایت استانداردهای ساخت وساز، در برابر زلزله ها بسیار آسیب پذیر هستند. با توجه به مسئولیت قانونی دهیاران در نظارت بر ساخت وسازهای روستایی، این پژوهش به بررسی چالش هایی می پردازد که آنان در مسیر توسعه پایدار روستایی در استان مازندران با آن مواجه اند. این مطالعه از نوع توصیفی–پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل ۲۵۰ دهیار از روستاهایی است که طرح هادی در آن ها اجرا شده بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، ۱۵۱ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه ای محقق ساخته گردآوری شد که روایی آن به تأیید خبرگان رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از ۰.۸ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد ساخت وسازهای غیرمجاز همچنان در روستاهای مورد مطالعه رایج است و دهیاران با موانع متعددی از جمله کمبود نیروی انسانی متخصص، پایین بودن سطح حقوق و مزایا، و تداخل وظایف اداری مواجه اند. این موانع در شش بُعد اصلی طبقه بندی شدند: اجتماعی–آموزشی، نهادی–مدیریتی، زیرساختی–فناورانه، اداری–سیاسی، اقتصادی–ساختاری و حقوقی. مهم ترین چالش شناسایی شده، کمبود آگاهی و آموزش های لازم درباره روش های ایمن ساخت وساز و همچنین مشارکت اندک جامعه محلی بود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی جامع در حکمرانی ساخت وساز روستایی تأکید دارد که محورهای اصلی آن شامل توانمندسازی، اصلاح سیاست ها و افزایش مشارکت جامعه در راستای توسعه پایدار روستایی است.
سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز(خیابان سلمان فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
1 - 22
حوزههای تخصصی:
مسیر پیاده تجلی گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیت های اجتماعی شهروندان در زندگی و حیات شهری می باشد. لذا هدف اصلی این پژوهش، سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی خیابان سلمان فارسی در بافت مرکزی شهر اهواز می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از روش اسنادی و پیماشی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در بعد کالبدی(5/58)، عرض مناسب پیاده راه با توجه به حجم زیاد عابرین، بیشترین تأثیر را در میزان رضایت شهروندان از پیاده راه شامل می شود و در بعد اجتماعی که در جایگاه دوم قرار دارد(30/22)، تمایل شهروندان به پیاده روی درخیابان سلمان فارسی بیشترین اولویت را داشته است.
تحلیل آمایشی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده طبیعت گردی در پناهگاه حیات وحش عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
115 - 154
حوزههای تخصصی:
طبیعت گردی در مناطق حفاظت شده به عنوان یکی از زیربخش های مهم اکوتوریسم راهی برای حفاظت از چشم اندازها، تنوع زیستی و ذخایر طبیعی است؛ بنابراین توسعه تفرج گسترده در این نواحی لزوم برنامه ریزی برای آنها را دو چندان می کند. در پژوهش حاضر در راستای رویکرد توسعه پایدار طبعیت گردی سعی شد تا با بهره گیری از روش های تحلیل داده های مکانی توان اکوتوریسم در قالب شناسایی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده در پناهگاه حیات وحش ارزیابی و درنهایت، ظرفیت تحمل با مدل ظرفیت پذیرش گردشگری (TCC) محاسبه شود. بدین منظور، پنج معیار سیمای سرزمین، اقلیمی، انسانی، زیستی و عوامل محدودکننده انتخاب شد که تلفیق لایه های بی بُعد آنها منجر به تهیه نقشه نهایی تفرج گسترده اکوتوریسم در دوره های گرم و سرد سال شد. نتایج نشان داد که برای تفرج طبیعت گردی در دوره گرم سال 117948 هکتار (%39) بسیار مناسب، 135137 هکتار (%44) مناسب، 52769 هکتار (%17) نامناسب و برای دوره سرد سال نیز 82347 هکتار (%27) بسیار مناسب، 128213 هکتار (%42) مناسب و 95294 هکتار (%31) نامناسب است که نشان می دهد بخش عمده ای از وسعت منطقه معادل 25/115911 هکتار (76%) قابلیت بالایی برای توسعه اکوتوریسم دارد. همچنین، ظرفیت پذیرش فیزیکی، واقعی و مؤثر این پناهگاه به ترتیب 8557، 4884 و 2665 نفر در سال محاسبه شد. این پهنه زیستی می تواند با تبیین ارزش های اکولوژیکی و طبیعی به یکی از مقاصد مهم طبیعت گردی مبدل شود. همچنین، ظرفیت پذیرش آن با برنامه ریزی مناسب برای ایجاد زیرساخت ها، تأمین تمهید های طبیعت گردی و نیروی انسانی مجرب می تواند افزایش یابد.
بررسی شاخص های رقابت پذیری گردشگری با رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر (مطالعه موردی: مراکز اقامتی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
312 - 290
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر رقابت پذیری به عنوان مفهوم اقتصادی تأثیرگذار بر توسعه پایدار صنعت گردشگری مطرح می شود. شاید تا چند سال پیش فقط ارائه خدماتی مثل اتاق های تمیز، سرویس حمل ونقل و غذای مناسب، مشتریان هتل ها را راضی نگه می داشت؛ ولی در حال حاضر مسافران هتل ها کل فرایند دریافت خدمات از مرحله ورود به اماکن اقامتی تا مرحله ترک آن را مورد ارزیابی قرار می دهند و انتظارات خود را با کیفیت خدمات ارائه شده مقایسه و این ارزیابی را مبنای مراجعات بعدی قرار می دهند. از مهم ترین ویژگی های خدمات اقامتی، ایجاد حس اطمینان و آسایش به مشتریان از طریق رابطه ای باکیفیت بالا و توجه به تأمین نیازهای روحی و جسمی مسافران هست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. باتوجه به شاخص های مورد بررسی، برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کتابخانه ای و سپس میدانی (روش پرسش نامه - طیف لیکرت) از گردشگران مراکز اقامتی در تبریز استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی تک نمونه ای (T-Test) به منظور ارزیابی شاخص های رقابت پذیری شهر تبریز استفاده شد. از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس (Anova) برای بررسی و مطالعه وجود رابطه بین شاخص های رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز و مدیریت کیفیت فراگیر و مشخص کردن تأثیر هر یک از متغیرهای مدیریت کیفیت فراگیر بر رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز استفاده شد. همچنین برای چگونگی روابط بین متغیرها در بازه سه ماهه تیرماه و مهرماه 1402، همبستگی آن هم مورد بررسی قرار گرفت که از نوع مثبت بود و نتایج پژوهش نشان داد که با اعمال مدیریت کیفیت فراگیر، اندازه شاخص های رقابت پذیری گردشگری نیز در طول زمان در مراکز اقامتی تبریز افزایش پیدا می کند.
بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت و توان تفکیک مکانی ارتقایافته ازطریق تلفیق داده های چندسنجنده ای و مشاهدات زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بخارآب موجود در جَو پارامتری محوری در مدل سازی تعادل انرژی در سطح زمین است و در متعادل نگاه داشتن دمای جَوّ کره زمین نقش مهمی دارد. بازیابی این پارامتر، به منزله تأثیرگذارترین عامل جَوّی در رادیانس دریافتی سنجنده، از اهمیت بسزایی برخوردار است. ازآنجاکه محتوای بخارآب جَو در لایه نزدیک به سطح بیشتر و تغییرات زمانی و مکانی آن شدیدتر است، اندازه گیری ایستگاه های هواشناسی زمینی به رغم دقت بالا، به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و اندازه گیری نقطه ای، قابلیت تعمیم پذیری ندارند. ازاین رو ارائه روش های ماهواره محور کاربردی به منظور بازیابی دقیق و مداوم آن، با توزیع مکانی مناسب ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق بیان چهار روش نوآورانه و دقیق برای برآورد نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَوّ استان اصفهان در سال 1399، با توان تفکیک 1 کیلومتر، ازطریق تلفیق داده های ایستگاه های هواشناسی، داده های سنجنده و درنَهایت، اعتبارسنجی و مقایسه عملکرد آنهاست. بدین منظور تصحیح خطای اریبی داده های بخارآب سنجنده طی مرحله هم مقیاس سازی و تصحیح خطای درون یابی مشاهدات ایستگاه های زمینی در دستورکار قرار گرفت.
مواد و روش ها: سنجنده های گوناگون قابلیت اندازه گیری بخارآب، با توان تفکیک های مکانی و حساسیت های متفاوت به این پارامتر را دارند. ازاین رو مطرح کردن روش هایی، مبتنی بر استفاده و تلفیق هم زمان داده های سنجنده ها و مشاهدات ایستگاه های زمینی، به منظور ارتقای هم زمان توان تفکیک مکانی (یک کیلومتر) و دقت بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو ضروری است. در نخستین روش به کاررفته در این تحقیق، با استفاده از باندهای جذب و غیرجذب بخارآب سنجنده مادیس (MODIS) طی روش نسبت باندی و با استفاده از مشاهدات زمینی، بخارآب نزدیک به سطح بازیابی می شود. در روش دوم، ابتدا مشاهدات بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی، با روش درون یابی معکوس فاصله، به داده های بخارآب سطحی یک کیلومتری تبدیل می شود. سپس طی مراحل روش پیشنهادی و با استفاده از مقادیر نسبت اختلاط بخارآب برآوردشده با روش اول، خطای درون یابی در هر پیکسل حذف می شود. در روش سوم، با تلفیق داده های مادیس طی عملیاتی شبیه مراحل روش دوم، توان تفکیک محصول بخارآب سنجنده AIRS به یک کیلومتر ارتقا داده می شود؛ با این تفاوت که به جای مشاهدات ایستگاه های هواشناسی زمینی، از محصول سنجنده AIRS استفاده می شود. ازآنجاکه محصول نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS دارای خطا و اریبی است، ابتدا باید با اعتبارسنجی محصولات این سنجنده، خطای اریبی محصول بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS، طی مرحله هم مقیاس سازی، حذف شود. برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو با استفاده از محصول بخارآب جَوّ ستونی سنجنده مادیس آخرین روش به کار رفته است. البته به دلیل تفاوت محتوایی، لازم است دو مجموعه داده هم واحد شوند و با روشی معادل سازی شوند.
نتایج و بحث: به منظور مدل سازی و اعتبارسنجی برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو در توان تفکیک یک کیلومتر با استفاده از چهار روش اشاره شده، 3/66% داده ها به صورت تصادفی برای آموزش و 33% مابقی برای ارزیابی دقت و اعتبارسنجی نتایج به کار رفته است. درنَهایت نیز، نتایج اجرای روش ها با یکدیگر مقایسه شد. در این تحقیق، ضریب تعیین (R2) و جذر میانگین مربعات خطاها (RMSE) ملاک ارزیابی دقت و عملکرد مدل سازی قرار گرفته اند. نتایج اعتبارسنجی نشان می دهد روش دوم که مبتنی بر استفاده از تعمیم مشاهدات دقیق بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی و حذف خطای درون یابی آنها، طی تلفیق با مقادیر بخارآب بازیابی شده از سنجنده مادیس ازطریق روش نسبت باندی است، بهترین عملکرد (R2=0.55، RMSE=1.05 Gr/Kr) را در تخمین بخارآب نزدیک به سطح جو را دارد.
نتیجه گیری: روش دوم، با توجه به عملکرد بهتر در بازیابی نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت بالا و توان تفکیک یک کیلومتر و با هدف استفاده از قابلیت محصولات و داده های ماهواره محور، تلفیق آنها با یکدیگر و همچنین با مشاهدات زمینی، توصیه می شود.
ارزیابی شاخص های توسعه منطقه 9 شهر اصفهان از دیدگاه کارشناسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تعادل در ساختار فضایی شهرها از منظر توزیع متعادل امکانات و عملکردهای شهری به عنوان یک شاخص مهم برای بهبود کیفیت زندگی محسوب شده و از زیربناهای سیاست های عدالت توزیعی است؛ لذا دستیابی به تعادل در ساختار فضایی و توزیع عملکردهای شهری یکی از ضروریات در فرایند توسعه شهری بوده که ناشی از توجه به مسائل مختلف در شهرها است. پژوهش حاضر باهدف بررسی شاخص های عملکردی توسعه در منطقه 9 شهر اصفهان صورت گرفته است. پرسشنامه ای با طیف لیکرت تهیه و توسط 30 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی و طراحی شهری منطقه 9 تکمیل شد. شاخص های اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و خدمات شهری در پرسشنامه ها مدنظر قرار گرفتند. از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و همچنین آزمون t-test استفاده شد. در نهایت الگوی توسعه مناسب برای منطقه 9 شهر اصفهان ارائه شد. طبق نتایج تأثیر شاخص های مورد مطالعه در بهبود ساختار عملکردی شهر بیشتر از حد متوسط می باشد. خدمات شهری و محیط زیست، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و اقتصادی مهم ترین شاخص ها برای بهبود ساختار عملکردی منطقه هستند. در شاخص اقتصادی، دسترسی به مراکز خرید؛ در شاخص اجتماعی-فرهنگی، امنیت در منطقه؛ در شاخص کالبدی، کیفیت ساخت وسازها و در شاخص خدمات شهری، توسعه فضای سبز بیشترین تأثیر را در بهبود ساختار عملکردی مناطق شهری داشته اند. کمترین تأثیر را نیز در شاخص اقتصادی، ارتقاء اقتصاد محلی نسبت به شهر اصفهان؛ در شاخص اجتماعی- فرهنگی، مناسب سازی خدمات برای معلولین؛ در شاخص کالبدی، وجود پارکینگ های عمومی؛ در شاخص خدمات شهری، بهبود سرانه های خدمات شهری داشته اند.
تحلیل کیفیت فضای سبز شهرستان کرج با استفاده از شاخص اکولوژیکی سنجش از دور (RSEI)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
40 - 55
حوزههای تخصصی:
افزایش فعالیت های انسانی باعث ایجاد اختلال در اکوسیستم ها و محیط زیست انسان در مقیاس های مختلف شده است. تکنیک های سنجش از دور برای تعیین کمیت و تشخیص تغییرات اکولوژیکی موثر تشخیص داده شده اند و می تواند به عنوان یک جایگزین برای پایش تغییرات مکانی در شرایط اکولوژیکی محیط مطرح باشد. امروزه استفاده از داد ه های سنجش از دور برای مطالعات مرتبط با کیفیت محیط زیست شهری نیز افزایش یافته است. در این پژوهش کیفیت اکولوژیکی محیط زیست شهرستان کرج با استفاده از تصاویر سری لندست در سال های 2010 و 2020 با استفاده از تحلیل مؤلفه های اصلی درجه سبز، رطوبت، خشکی و گرما برای تعیین چهار شاخص اکولوژیکی سنجش ازدور ارزیابی و تجزیه و تحلیل شد. شاخص های اکولوژیکی سنجش از دوری مورد استفاده در استخراج کیفیت محیط زیست شامل شامل LST، NDVI، NDBI و WET است. نتایج نشان داد که کیفیت محیط زیست شهرستان کرج از سال 2010 تا 2022 به طور کلی سیر نزولی داشته و میانگین RSEI از 59/0 25/0 کاهش یافته است که نشان از تخریب محیط زیست این شهرستان باتوجه به گسترده شدن بخش های مسکونی آن دارد. تغییرات محیط زیست در منطقه مورد مطالعه ارتباط تنگاتنگی با فعالیت های انسانی در قالب گسترش مکانی مناطق مسکونی و توسعه دارد که ناشی از مهاجرپذیری منطقه مورد مطالعه و مجاورت آن با شهر تهران است. شاخص مورد استفاده در پژوهش حاضر می تواند به طور مناسبی تغییرات مکانی کیفیت محیط زیست را از ابعاد مختلف منعکس نماید و یک روش موثر برای ارزیابی جامع کیفیت محیط زیست و شرایط اکولوژیکی در محیطهای شهری است.
واکاوی میانگین بلندمدت دمای سطح زمین با داده های مودیس، مطالعه موردی: کویر درانجیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۴
141 - 155
حوزههای تخصصی:
دمای سطح زمین یکی از پارامترهای مهم برای درک تغییرات فضایی و فرآیندهای سطح زمین است که به ارزیابی واقعی از وضعیت محیطی در مقیاس های محلی تا جهانی کمک می کند. ﺳﻨﺠﻨﺪه مودیس دمای سطح زﻣیﻦ را ﺑه ﻄﻮر پیوسته در ﻣﻘیﺎﺳی ﺟﻬﺎﻧی و ﺑﺎ ﻗﺪرت ﺗﻔکیک ﻣکﺎﻧی مناسب ﺗﻮﻟیﺪ و در اختیار پژوهشگران ﻗﺮار می دهد. در این پژوهش برای بررسی روند دمای سطح کویر درانجیر، ابتدا داده های روزانه دمای سطح زمین در محدوده حوضه آبریز کویر درانجیر در بازه زمانی سال های 2003 تا 2022 با تفکیک مکانی 1000 متری از وبگاه ناسا استخراج شد. پس از پردازش های لازم، میانگین بلندمدت روزانه (بیشینه) و شبانه (کمینه) دمای سطح کویر درانجیر در مقیاس فصلی و سالانه محاسبه شد. نتایج میانگین دمای سطح زمین در مقیاس فصلی نشان داد که بالاترین دمای سطح در نواحی پست به ویژه چاله بافق است که اثر ارتفاع کم بر دمای سطح حوضه کویر درانجیر را نشان می دهند. علاوه بر این نتایج گویای آن است که اختلاف شبانه روزی دمای سطح کویر درانجیر در دوره گرم سال(فصول بهار و تابستان) بیش از دوره سرد سال(فصول پاییز و زمستان) است. در مقیاس سالانه نیز نشان داد که میانگین دمای روزانه سطح 40 درجه سلسیوس و میانگین دمای شبانه 9 درجه سلسیوس است که در این صورت اختلاف شبانه روزی دمای سطح 31 درجه خواهد بود. این اختلاف چشم گیر دمای شبانه روزی سطح می تواند چالش هایی را ایجاد کند.
پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
133 - 153
حوزههای تخصصی:
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
بررسی روند توسعه کالبدی شهر جدید سهند با استفاده از تصویر ماهواره ای لندست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
414 - 429
حوزههای تخصصی:
شهرهای جدید در واقع پاسخی بودند به افزایش و سرریز جمعیتی کلان شهرها و بر این اساس در طی دو دهه اخیر شهرهای جدید متعددی پیرامون کلان شهرهای کشور توسعه پیدا کردند که شهر جدید سهند نمونه ای از این موارد است. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی روند توسعه کالبدی شهر جدید سهند، به عنوان یکی از شهرهای جدید کشور با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست طی دوره آماری 1373-1401، می باشد. در این راستا ابتدا تصاویر ماهواره ای موردنیاز برای 4 دوره آماری 1373، 1383، 1393 و 1401، از دو ماهواره لندست 5 و 8 اخذ گردید. با اجرای یک تابع محاسبات باندی روی تصاویر سنجنده های TM و OLI، مقادیر تغییرات کالبدی بافت شهری طی گام های زمانی موردبررسی در سطح شهر سهند محاسبه و استخراج گردید. نتایج این تحقیق بیانگر آن بود که رشد و توسعه کالبدی شهر سهند از سال 1383، شروع شده است. در این سال مساحت بافت شهری به 282 هکتار رسیده است که نسبت به سال 1373، با یک رشد 28 برابری روبرو بوده است؛ اما در دهه بعد یعنی سال 1393، نیز مساحت شهر با یک رشد 100 درصدی نسبت به دهه قبل به 570 هکتار رسید و در نهایت در دهه پایانی مساحت شهر با نرخ رشد 50 درصدی به 850 هکتار رسید. ناحیه 6 شهر سهند که حدود 35 درصد از بافت کالبدی شهر را به خود اختصاص می دهند، از پرشتاب ترین مناطق شهر طی دهه 1393-1400 بوده است. با توجه به اینکه یک همبستگی معنی دار در سطح اطمینان 0.95 (P_value=0.05) بین رشد جمعیت و توسعه کالبدی شهر سهند طی دوره آماری 1380-1400 آشکار گردید (R=0.91)، لذا مدل رگرسیونی برازش داده شده بین رشد جمعیت و رشد بافت شهری، با قرار دادن جمعیت پذیری پیشنهادی این شهر پس از اعمال سیاست های مسکن مهر (185 هزار نفر)، نشان داد که مساحت بافت کالبدی این شهر، در دهه آینده به 1181 هکتار رسیده با یک رشد 38 درصدی مواجه خواهد شد.
تجربه برند مقصد گردشگری: تحلیل علم سنجی و دستور کار پژوهش برای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
63 - 93
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طی دهه اخیر، تجربه برند مقصد گردشگری به عنوان یکی از اصلی ترین جنبه های برند در مقام نظریه و عمل برای ارتقای رقابت پذیری و پایداری شناخته می شود؛ لذا با توجه به وجود شکاف مقالات علم سنجی در زمینه تجربه برند مقصد، هدف کانونی مطالعه، سازمان دهی ادبیات در دسترس برای تجزیه و تحلیل مضامین مفهومی و شناسایی روندهای آینده پژوهش، در عرصه فوق است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع مروری و بر مبنای رویکرد علم سنجی استوار است و تکنیک های ارزیابی و رابطه ای هم تألیفی و هم رخدادی واژگان برای تحلیل اطلاعات اسنادی مبنا واقع شد. داده های جامعه آماری پژوهش از دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپس استخراج و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار وی او اس ویوور، استفاده گردید. یافته ها: تجربه برند مقصد مفهومی نوظهور بوده و به سرعت در میان نویسندگان تراز اول جهان، مجلات علمی و کشورهای پیشتاز در صنعت گردشگری در حال توسعه است. براساس تحلیل هم واژگانی مشخص شد که مفهوم تجربه برند مقصد، ماهیتی چندبعدی دارد و حوزه های مفهومی مدیریت و برندسازی، انسان شناختی، رفتاری و فناوری اطلاعات را هدف قرار داده است. نتیجه گیری و پیشنهادها: رسانه های اجتماعی، پیشران های تجربه برند، ارزش ویژه برند، وفاداری، رضایت، توسعه مقصد، ارزش تجربی ادراک شده، رفتار پایدار و هم آفرینی ارزش تجربه از جمله حوزه های مفهومی فراگیر در راستای باز جهت گیری مطالعات برای ارتقای تجربه برند مقصد در آینده به شمار می آیند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر به دلیل پوشش شکاف مطالعه مروری بر مبنای رویکرد علم سنجی در زمینه تجربه برند مقصد، دارای نوآوری بوده و بر غنای ادبیات مرتبط نیز افزوده است.
مطالعه نقش عوامل محیطی و جغرافیایی بر مکان گزینی محوطه های باستانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) (مطالعه موردی: محوطه های استقرارگاهی شهرستان خلخال)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود آثار فرهنگی و تاریخی از گذشته در شهرستان خلخال، در کنار شرایط جغرافیایی و استراتژیکی مطلوب آن، موقعیت مکانی این منطقه را حائز اهمیت کرده است. این شهرستان، منطقه ای میان دره و کوه با منابع آب فراوان و ارتفاع بالا از سطح دریا، از دیرباز تاکنون یکی از مناسب ترین مکان ها برای شکل گیری و توسعه جوامع انسانی بوده است. در این راستا هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی منطقه بر مکان یابی محوطه های استقرگاهی با استفاده از قابلیت های سنجش ازدور وGIS است. با بررسی و تحلیل الگوهای استقراری می توان، ارتباط میان محوطه ها و این الگوها و به طورکلی شرایط جغرافیایی منطقه را مطالعه و تحلیل نمود. سؤال اصلی پژوهش بدین صورت طرح می گردد که عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی چه تأثیری بر مکان یابی محوطه های استقرارگاهی در شهرستان خلخال داشته است؟ روش شناسی: روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری از اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانه ای بوده است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا 7 محوطه مهم استقراری به عنوان نمونه و مبنای مطالعاتی موردمطالعه قرار گرفت. عوامل مؤثر در مکان یابی محوطه ها همچون، موقعیت محوطه ها نسبت به منابع آب، ارتفاع از سطح دریا، پوشش گیاهی، فاصله محوطه ها نسبت به راه ها و روستاها، فاصله از شهر، نوع خاک، گسل های منطقه و شیب زمین انتخاب گردید. لایه های موردنیاز با استفاده از داده های سنجش ازدور استخراج و در محیطGoogle Earth Engine پردازش شدند یافته ها و نتیجه گیری: نتایج یافته ها نشان داد که ارتباط مستقیم میان الگوهای استقراری و محوطه ها دیده می شود و الگوها بر تشکیل استقرارها نقش فراوان داشته اند. بیشتر محوطه ها در مجاورت و سر راه منابع آبی قرارگرفته اند. ارتفاع1603 تا 1960متر، پوشش گیاهی متوسط، قرار گرفتن در بین راه های ارتباطی، نزدیکی و یا داخل روستاها، داخل فضاهای شهری و شیب0تا 15 درصد، از مهم ترین شاخص های الگوهای استقراری محوطه های این دوره هستند. همچنین نوع جنس خاک های سه محوطه، دارای خاک های استپی قهوه ای بوده و ازلحاظ موقعیت محوطه ها نسبت به گسل های منطقه، بیشتر آن ها در فاصله 2992متری تا 6791 متری قرارگرفته اند. پیشنهاد می شود، در طرح هایی که در آینده در نزدیکی این محوطه ها صورت می گیرد؛ به این عوامل توجه شود.
تحلیل سلسله مراتبی عامل های اثر گذار بر کمیت و کیفیت شیر در استان کرمانشاه بر اساس حلقه های زنجیره ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
21 - 38
حوزههای تخصصی:
شیر از جایگاه ویژه ای در متنوع سازی منابع درآمدی روستاییان و بهبود کیفیت زندگی آنان هم زمان با تضمین امنیت غذایی و سلامت جامعه برخوردار است. بااین حال، مقدار کمّی و کیفی شیر تولیدی انتظارها را برآورده نکرده و نوعی نابسامانی در بازار درباره آن وجود دارد. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عامل های اثرگذار بر بهبود کمّی و کیفی شیر در استان کرمانشاه از طریق به کارگیری طرح پژوهشی آمیخته متوالی و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی 11 تن از متخصصان موضوعی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کیفی شامل مدیران 10 واحد فعال صنایع لبنی استان کرمانشاه و صاحبان 104 واحد گاوداری شیری در این استان بود که به صورت تمام شماری انتخاب شدند (114 =n). ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. داده ها در محیط نرم افزارهای Excel، SPSS و Expert Choice تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار بر بهبود کیفی و کمّی شیر در چهار معیار کلی بدین شرح قابل شناسایی هستند: اقدامات اولیه، سیاست گذاری ها، مسائل اقتصادی، و زیرساخت ها. این پژوهش با توجه به هر معیار، عامل های مختلفی را از دیدگاه متخصصان موضوعی و بهره برداران اصلی زنجیره (دامداران) شناسایی کرده است که می تواند به عاملان تغییر برای بهبود کمّی و کیفی شیر یاری رساند.
پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
115 - 131
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
بررسی تطبیقی انواع فرم آتریوم و هندسه نورگیر آن در راستای کاهش مصرف انرژی ساختمان های آموزشی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
81 - 95
حوزههای تخصصی:
استفاده از نور طبیعی روز در ساختمان ها موجب ارتقاء کیفیت فضای داخلی و کاهش مصرف انرژی می گردد که این امر به خصوص در کاربری هایی که بار استفاده فراوان در طول روز دارند، مانند فضاهای اداری و آموزشی، اهمیت بیشتری دارد. آتریوم ها به عنوان ابزار مؤثر دریافت نور طبیعی در ساختمان، می توانند علاوه بر کاهش هزینه انرژی ناشی از نور مصنوعی، آسایش بصری، رفاه و راحتی ساکنان را در حین کار بهبود بخشند. برای طراحی مناسب آتریوم، به گونه ای که نور طبیعی بدون تلفات انرژی در فضا انتشار یابد، لازم است متغیرهای طراحی که تأثیر مستقیم بر بازدهی کارکرد حرارتی دارند، شناسایی شوند. این متغیرها شامل مصالح، فرم آتریوم و هندسه سقف نورگیر آن می شوند. هدف از این مطالعه مقایسه انواع فرم بدنه آتریوم و سقف نورگیر آن در یک فضای آموزشی دبستان در اقلیم تهران، در راستای بهینه سازی مصرف انرژی است. در این راستا دو مؤلفه فرم (پلان آتریوم) و هندسه نورگیر سقف در یک فضای آموزشی دبستان، با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر شبیه سازی و از موتور انرژی پلاس برای محاسبات بهره گیری و از نرم افزار اکوتکت جهت اعتبارسنجی نتایج استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که در پلان های مختلف آتریوم با مساحت مشابه، فرم آتریوم با پلان دایره بهترین و پلان مستطیل ضعیف ترین کارکرد را در کارآیی انرژی ساختمان دارد. همچنین در خصوص هندسه نورگیر سقف، آتریوم با فرم پلان دایره و کلاهک مسطح نسبت به سایر فرم ها عملکرد بهتری در کارآیی انرژی دارد. بنابراین می توان گفت افزایش کشیدگی پلان آتریوم و همچنین افزایش بیرون زدگی کلاهک نورگیر آن موجب کاهش کارآیی انرژی ساختمان خواهد شد.
شیوه های جنگ نرم منطقه ای آمریکا در جغرافیای سیاسی ایران با تاکید بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ نرم با بکارگیری رسانه هایی همچون شبکه های ماهواره ای، پویانمایی، اسباب بازی، بازی های دیجیتال، نشریات و شبکه های اجتماعی .... و نیز با بهره گیری از شگردهای گوناگون احساسی، دینی، قومیتی، و تبلیغاتی- روانی اجرایی می شود. آمریکا همواره با استفاده از جذابیت های بصری و تعاملی در بازی های دیجیتال، ذهن بازی باز (گیمر) را از تحلیل منطقی و عقلانی باز داشته و محتوای القایی خود را پیاده سازی می کند. ساخت هزاران بازی دیجیتال با سوء بازنمایی از مسلمانان و سرزمین های اسلامی، موید این مطلب است. این پژوهش با هدف شناسایی چگونگی عملکرد آمریکا و با استفاده از روش کیفی از نوع اکتشافی به دنبال پاسخ این سوال است که: آمریکا با چه شیوه و روش هایی در بازی های دیجیتال به جنگ نرم می پردازد؟ آمریکا با انحصار اطلاعات و ارائه حجم زیادی از اطلاعات- ارائه اطلاعات نادرست- و ارائه اطلاعات مضر، هویت ملی و دینی گیمرها را به صورت تدریجی و نامحسوس تضعیف می کند. آمریکا با استفاده از روش هایی همچون تزیین (زینت بخشی کاذب)، تشویق و تقدیر، قبح زدایی و حساسیت زدایی در بازی های دیجیتال ضمن تزلزل در بنیادهای فرهنگی و دینی بازی باز و همچنین با ترویج ارزش های غربی، بصورتی هدفمند در حال جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران است تا به زعم خود از احیاء مجدد تمدن اسلامی جلوگیری کند.
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر ناحیه نوآوری دانشگاهی با رویکرد آینده پژوهی (نمونه مطالعاتی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان؛ خوراسگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
95 - 113
حوزههای تخصصی:
ناحیه نوآوری دانشگاهی به عنوان یک کانون حیاتی برای تجمع ایده ها و منابع، می تواند به جوامع محلی و ملی کمک کند. بدین منظور هدف پژوهش حاضر سناریونگاری ناحیه نوآوری دانشگاهی در دانشگاه آزاد اصفهان؛ واحد خوراسگان با رویکرد آینده پژوهی می باشد. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات در این پژوهش بر اساس روش های کتابخانه ای و میدانی می باشد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش پویش محیطی، نرم افزارهای Micmac، SenarioWizard و Expert Choice استفاده شده است. یافته های حاصل از روش پویش محیطی نشان می دهد که 30 عامل بر نوآوری دانشگاه آزاد اصفهان اثرگذار می باشد که از میان این عوامل، 15 عامل در 4 بعد به عنوان عوامل کلیدی در نوآوری دانشگاه آزاد اصفهان شناخته شده اند. سپس برای هرکدام از عوامل کلیدی سناریوهای ممکن طراحی و با استفاده از نر م افزار سناریو ویزارد مورد تحلیل قرارگرفته اند که دو سناریوی قوی و باورکردنی استخراج شده است. سپس عناصر اصلی ناحیه نوآوری دانشگاهی اعم از پیشران های عدم قطعیت و اهمیت بالا، عوامل کلیدی و از پیش معین، سناریوها، سیاست ها تحلیل و تبیین شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقق ناحیه نوآوری دانشگاهی در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (واحد خوراسگان) نیازمند اتخاذ سیاست های کلیدی است که به صورت یکپارچه، بستر لازم برای توسعه نوآوری را فراهم می کنند. یکی از این سیاست ها، همکاری چندجانبه میان دانشگاه، دولت و صنعت است که به عنوان عوامل اصلی ناحیه نوآوری عمل می کند. این همکاری نه تنها امکان هم افزایی میان سه بخش کلیدی جامعه را فراهم می آورد، بلکه باعث تسریع فرآیند تجاری سازی ایده ها و فناوری های نوین می شود. علاوه بر این، اجرای پروژه های مشترک میان دانشگاه و صنعت به عنوان ابزاری عملی برای پیوند دادن تحقیقات آکادمیک با نیازهای واقعی بازار عمل می کند. با اجرای مؤثر این سیاست ها، دانشگاه آزاد اصفهان قادر خواهد بود تا محیطی مساعد برای رشد نوآوری ایجاد کند که نه تنها به توسعه علمی کمک کند بلکه بر رشد اقتصادی منطقه نیز تأثیر مثبت بگذارد.
طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1276 - 1290
حوزههای تخصصی:
شهرهای خلاق به عنوان مراکز نوآوری، خلاقیت و تبدیل ایده به ثروت شناخته می شوند. امروزه، ایده و نوآوری اصولی برای رقابت است، بنابراین داشتن یک شهر خلاق، آرزوی هر جامعه ای است. بر این اساس هدف اصلی این تحقیق طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد بوده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش کمی است. از پرسشنامه و مدل یابی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل به منظور ارائه الگو و آزمون اعتبار مدل استفاده گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان، کارشناسان، مدیران و دانشگاهیان مرتبط در این بخش 850 نفر تعیین گردید که با استفاده از جدول مورگان، تعداد 265 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که این پرسشنامه به صورت محقق ساخته بوده است؛ بنابراین به منظور بررسی روایی از روش روایی سازه و در بخش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری روایی و اعتبار مدل استخراجی مورد آزمون و پذیرش قرار گرفت. بر اساس نتایج ابعاد فرهنگی شامل تنوع و زیرساخت های فرهنگی، رویدادها، آموزش و سیاست های حمایتی است که به غنای فرهنگی و توسعه فعالیت های هنری کمک می کند. ابعاد اجتماعی بر نیروی انسانی خلاق، همکاری های فرهنگی و ویژگی های مکانی خلاق تأکید دارد. در بعد فناوری، نوآوری در صنایع فرهنگی و توسعه زیرساخت های دیجیتال مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی نقش کلیدی دارند. ابعاد زیست محیطی به پایداری فرهنگی و حفاظت از محیط زیست مرتبط است. بعد اقتصادی نیز شامل تبلیغات، برندینگ و اقتصاد فرهنگی شهری است که به رشد صنایع خلاق کمک می کند. مدل ارائه شده ازنظر کارشناسان تأیید شد و پیشنهادهایی برای توسعه شهر خلاق، ازجمله تقویت زیرساخت های فرهنگی، حمایت از نیروی انسانی خلاق، برگزاری رویدادهای هنری و بهبود سیاست های حمایتی مطرح شده است.