فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
203 - 217
حوزههای تخصصی:
گردشگری هوشمند، نقش اساسی در مدیریت کارآمد منابع و ارتقای کیفیت تجربه گردشگران ایفا می کند. در مناطق روستایی که معمولاً با چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت های فنی، ضعف در استفاده از فناوری های نوین و نبود آگاهی اجتماعات محلی مواجه هستند، هوشمند سازی گردشگری می تواند پلی مؤثر برای بهره گیری از ظرفیت های بالقوه این مناطق باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در انجام شده است. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که در آن از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 خبره حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی به صورت هدفمند استفاده شده است. کدگذاری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته تا مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند طراحی شود. در این پژوهش، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای گردشگری هوشمند شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و قانونی تأثیر زیادی بر موفقیت این رویکرد دارند. علاوه بر این، استفاده از راهبردهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه محتوای دیجیتال، به تحقق گردشگری هوشمند کمک می کند. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل پارادایمی برای توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی است که از طریق تحلیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت گرفته است. راهکارهای حاصل از نتایج این مقاله شامل آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توسعه محتوای دیجیتال برای ارتقای تجربه گردشگران، و تقویت نهادهای محلی جهت مدیریت کارآمد گردشگری هوشمند است.
تأثیر تغییر اقلیم در برنامه ریزی فعالیت های نظامی در مرزهای غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات قرن بیست و یکم، نه تنها بر محیط زیست و اقتصاد جهانی، بلکه بر امنیت و فعالیت های نظامی کشورها نیز تأثیرات عمیقی می گذارد؛ لذا تغییرات الگوهای آب و هوایی و غیرقابل پیش بینی بودن آن می تواند تهدید جدی برای زیرساخت های نظامی محسوب گردد. بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات پارامترهای اقلیمی بر شاخص اقلیم نظامی (MCI) نرمال شده در استان های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خوزستان است. بدین منظور، ابتدا پارامترهای اقلیمی موردنیاز از سازمان هواشناسی اخذ گردد. سپس پس از مشخص نمودن بهترین مدل اقلیم جهانی (GCM)، پارامترهای اقلیمی هر ایستگاه با کمک مدل LARS-WG تا سال 2100 میلادی ریزمقیاس-نمایی شدند. نتایج نشان داد در همه ایستگاه های موردمطالعه از اواخر فصل بهار تا پایان فصل تابستان، شاخص MCI کاهش یافته که نشان دهنده شرایط سخت برای انجام فعالیت های نظامی است. در مقابل در اهواز اواخر پاییز و اوایل زمستان، ایلام در پاییز و اوایل بهار، کرمانشاه و سنندج در اوایل پاییز و بهار و در ارومیه بهار به دلیل بالا بودن شاخص MCI از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار بوده اند. در پایان، پیشنهاد می گردد هرگونه برنامه ریزی برای فعالیت های نظامی اعم از تمرین، آموزش، مانور و طراحی مبتنی بر شناخت شرایط تغییر اقلیم و شاخص های اقلیم آسایش باشد که در این صورت لازم است تدابیر ویژه ای اتخاذ گردد. بنابراین، هرگونه بازنگری و مطابقت راهبردهای دفاعی با شرایط تغییر اقلیم در هر منطقه ضروری است.
تحلیل پیشران های اثرگذار بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
169 - 186
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی با چالش های فزاینده ای از جمله تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب، نوسانات بازار و بی ثباتی های اقتصادی مواجه است. در این شرایط، ارتقای تاب آوری کشاورزان به عنوان یکی از ارکان اصلی پایداری تولید کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات انجام شده است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی خاکستری (GAHP)، درخت تصمیمی شامل چهار معیار اصلی (اقتصادی، فنی، فیزیکی و اجتماعی) و ۲۸ زیرمعیار طراحی شد. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه های مقایسه زوجی و با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه تاب آوری کشاورزی در دانشگاه تربت حیدریه، پژوهشکده زعفران، جهاد کشاورزی شهرستان قائنات تکمیل شد. الگوریتم تحلیل سلسله مراتبی خاکستری در هشت گام و با بهره گیری از زبان برنامه نویسی پایتون پیاده سازی شد. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان داد که معیار اقتصادی با وزن نسبی 6053/0 در اولویت نخست قرار دارد، و پس از آن به ترتیب معیارهای فنی (1941/0)، فیزیکی (1555/0) و اجتماعی (0451/0) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در میان زیرمعیارها نیز، «دسترسی به بازارهای صادراتی»، «قیمت تضمینی یا بازار پایدار» و «هزینه های تولید» به ترتیب بالاترین اولویت ها را از منظر تأثیرگذاری بر تاب آوری بهره برداران زعفران به خود اختصاص دادند. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری مؤثر در جهت ارتقا تاب آوری زعفران کاران و توسعه پایدار کشاورزی منطقه فراهم سازد.
پیش بینی شهرت برند با داستان سرایی و به اشتراک گذاری محتوا در شبکه های اجتماعی در توسعه و بهبود کسب و کارهای خرد در منطقه آزاد کیش"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی شناسایی انواع داستان سرایی و تبیین تاثیر آن بر شهرت برند و به اشتراک گذاری آن در شبکه های اجتماعی در کسب و کارهای خرد می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و توسعه ای است و از نظر روش توصیفی و پیمایشی است. از نظر هدف کاربردی و توسعه ای و الگوی پژوهش تفسیرگرایانه است. در پژوهش حاضر رهیافت استقرایی در فاز کیفی مدنظر است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کسب و کارهای خردی است که در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام فعالیت دارند. با توجه به عدم توانایی محقق برای مطالعه نظرات کلیه کسب و کارهای خردی که در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام فعالیت دارند، اقدام به نمونه گیری و سپس تعمیم نتایج به کلیه کسب و کارهای خرد شده است. روش جمع آوری اطلاعات و داده های ثانویه مطالعات کتابخانه ای است. در این پژوهش با استفاده از کتاب ها، پژوهش ها و مقالات پیشین، منابع اولیه استخراج می گردد. روش جمع آوری داده ها از مدل های مطالعات پیشین، الگوریتم مرور نظام مند ادبیات است. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تکنیک فراترکیب (شامل مرور نظام مند ادبیات و تحلیل داده ها) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد مقوله های : فناوری اطلاعات، ویژگی محصول، طبقه برند، طبقه خدمت، طبقه مشتری، عوامل محیطی، عوامل بازاریابی، توانمندی کسب و کار، مسئولیت اجتماعی به عنوان مفوله های اصلی داستان سرایی و تبیین تاثیر آن بر شهرت برند و به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی در کسب و کارهای خرد می باشد.
مدل سازی تغییرات سطح آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاه های مشاهداتی و پیزومتری در مطالعات و بررسی های زمین شناسی، ژئومورفیکی و آب های زیرزمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی نوسان آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی با استفاده ازGIS می باشد. در این راستا برای انجام این پژوهش، با استفاده از داده های تراز آب های زیرزمینی و لاگ چاه ها و همچنین نقشه های به دست آمده در نرم افزار WinLogو Arc GIS به تحلیل و ارزیابی تغییرات سطح ایستابی چاه های پیزومتری محدوده مطالعاتی پرداخته شد. نتایج بررسی نقشه های عمق و سطح ایستابی نشان داد جهت جریان آب زیرزمینی در دشت شوش از شمال و شمال شرق به سمت جنوب و غرب منطقه می باشد. براساس مقاطع زمین شناسی و لاگ چاه های پیزومتری، در حاشیه شمالی دشت شوش (اطراف شهر دزفول- اندیمشک) عمدتاً بافت رسوبات درشت دانه بوده و حاصل فرسایش کنگلومرای بختیاری می-باشد. همچنین رسوبات سازند بختیاری به دلیل نفوذپذیری، چسبندگی بین دانه ای و تخلخل مناسب، مهم-ترین سازند دشت شوش از نظر منابع آب زیرزمینی و تغذیه آبخوان می باشد. با توجه به اینکه بیشتر محدوده مطالعاتی به بخش کشاورزی تعلق دارد و در این مناطق با افت سطح ایستابی مواجه هستیم؛ بنابراین اگر در استفاده از آب های زیرزمینی مدیریت اصولی صورت نگیرد، در معرض خطر جدی بحران آب قرار می گیرد.
تاثیر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی (مطالعه موردی: پروژه های راه و ترابری در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1089 - 1098
حوزههای تخصصی:
امروزه، پیاده سازی هوش مصنوعی در زمینه های مختلف در حال گسترش است تا به ما در بهبود و مفیدتر کردن مشاغل مان کمک کند. هدف این مقاله بررسی عوامل موثر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. از حیث ماهیت و روش نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و پیمانکاران پروژه های راه و ترابری که از سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه استفاده کردند، می باشد. حجم نمونه برابر با 180 نفر (نمونه دردسترس) محاسبه شده است. با بهره مندی از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، مدل نظری پژوهش و فرضیه های پیشنهادی را آزمون نمودیم. تخمین و پیش بینی هزینه (به کمک هوش مصنوعی) بر مدیریت ریسک، تخصیص منابع و عملکرد پروژه و همچنین مدیریت ریسک (به کمک هوش مصنوعی)، تخصیص منابع (به کمک هوش مصنوعی) و KBES (به کمک هوش مصنوعی) بر عملکرد پروژه های راه و ترابری که از IMS بهره برده اند، تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها اشاره می کنند پیامدهای قابل توجهی برای تصمیم گیرندگان و متخصصان درگیر در مدیریت هزینه در پروژه های راه و ترابری دارد. با شناسایی عوامل موثر عملکرد پروژه با پیاده سازی سیستم مدیریت اطلاعات پروژه، آن هم بر مبنای هوش مصنوعی، سازمان ها می توانند رقابت پذیری، کارایی و پایداری خود را افزایش دهند.
واکاوی ساختار علمی و روندهای پژوهشی پدافند غیر عامل: رویکردی کتاب سنجی به مطالعات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدافند غیرعامل، به عنوان یکی از ابزارهای حیاتی در کاهش آسیب پذیری زیرساخت ها و جوامع انسانی در برابر تهدیدات طبیعی، انسانی و زیستی، جایگاه ویژه ای در برنامه ریزی های راهبردی دارد. سالانه مطالعات مختلفی در این حوزه انجام می گیرد که بررسی این مطالعات با روش های کتابسنجی ضروری است بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی ساختار مفهومی مطالعات فارسی حوزه پدافند غیرعامل در پایگاه استنادی پایش علم و فناروی جهان اسلام ( ISC ) و شناسایی زیرحوزه ها و ابعاد مهم مفهوم پدافند غیرعامل است. در این مطالعه، ساختار علمی این حوزه از سال 1384 تا 1402 بررسی شده و خوشه های اصلی پژوهشی، ابعاد مفهومی و موضوعات کلیدی هرخوشه شناسایی شده است. این پژوهش با بهره گیری از فنون کتاب سنجی و تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شده است. تعداد 615 مدرک از پایگاه ( ISC ) استخراج گردید تا روند پژوهش های مرتبط با پدافند غیرعامل را در بازه زمانی فوق شناسایی کند. تحلیل خوشه ای و نمودار راهبردی برای ترسیم ساختار مفهومی پژوهش ها و شناسایی زیرحوزه ها و روابط بین آن ها در این حوزه به کار گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار مفهومی این حوزه از یازده خوشه بدین شرح تشکیل شده است: کلیات پدافند غیرعامل (1)، برنامه ریزی شهری و پدافند غیرعامل (2)، معماری شهری و پدافند غیرعامل (3)، آسیب پذیری و پدافند غیرعامل (4)، امنیت و پدافند غیرعامل (5)، پدافند غیرعامل و مدیریت بحران (6)، الگوهای پدافند عاملی (7)، مراکز درمانی و پدافند غیرعامل (8)، حوادث غیرمترقبه و پدافند غیرعامل (9)، پدافند غیرعامل و فناوری اطلاعات و ارتباطات (10) و مکان یابی و پدافند غیرعامل (11). علاوه بر این، با تحلیل محتوای مقالات منتشر شده در طول 19 سال، موضوعات نوظهور در حوزه پدافند غیرعامل شناسایی شدند. تحلیل محتوای مقالات نشان داد که حوزه پدافند غیرعامل به تدریج از مفاهیم بنیادین به سمت موضوعات پیچیده تر و بین رشته ای گرایش یافته است. این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران در تدوین برنامه های راهبردی و شناسایی شکاف های پژوهشی کمک کرده و مسیر پژوهش های آتی را روشن سازد.
تدوین سناریوهای مؤثر بر گذار از بحران آب در استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایش سرزمین
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آینده پژوهی نحوه مواجه و آمادگی در برابر حالت های مختلف وقوع یک رخداد در آینده است. نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز بحران و چالش های کم آبی و بی آبی در استان آذربایجان غربی ازجمله چالش های پیش روی مدیران، برنامه ریزان و مسئولان اجرایی و مدیریتی استان است. با توجه به پیچیدگی و ابهام حالت های مختلف آینده، مطالعات آینده پژوهی در برنامه ریزی استراتژیک برای جلوگیری از بحران آب و ایجاد مشکلات و منازعات ضروری به نظر می رسد؛ چراکه طیف گسترده ای از آینده های محتمل را پیش روی خود دارد.روش بررسی: هدف اصلی پژوهش آینده پژوهی و سناریونویسی عوامل و چالش های اصلی و کلیدی مؤثر بر بحران آب در استان آذربایجان غربی است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی – تحلیلی است که مبتنی بر اسناد کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) تدوین شده است؛ که با توجه به مطالعات پایه ای و موجود در زمینه بحران آب در دو بخش تولید- تأمین آب و عرضه و تقاضای آب طبقه بندی، تدوین و تهیه شده است. در این پژوهش از نرم افزارها -GIS-MIC MAC-SENARIO WIZARD-EXCEL استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن تائید شد استفاده شده است. همچنین جامعه آماری پژوهش کارشناسان، متخصصان و خبرگان حوزه آب استان آذربایجان غربی و نمونه آماری آن 15 تن از خبرگان و کارشناسان حوزه مذکور می باشد. داده ها با استفاده نرم افزار MIC MAC تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها و نتیجه گیری: که مشخص شد نه شاخص (وضعیت دما در سطح استان، وضعیت مدیریت رواناب ها و آب های سطحی استان- وضعیت حفظ تالاب ها، آبگیرها و دریاچه ها در استان، وضعیت برداشت و بهره برداری از آب چاه های دارای پروانه و مجوز در استان، میزان آب های ورودی به استان از کشورهای هم جوار، وضعیت احقاق حقابه آب های مرزی استان از طریق دیپلماسی آب، میزان وابستگی استان های هم جوار به محصولات تولیدی استان به ویژه کشاورزی، وضعیت برنامه های آموزش و ترویج در بین بهره برداران کشاورز استان، میزان تغییر کاربری اراضی به کشاورزی آبی در استان) اثرگذار می باشد. هم چنین در تحلیل وضعیت های احتمالی پیش روی استان دو سناریو به عنوان سناریوهای قوی با سازگاری بالا به دست آمد.
واکاوی تاثیرات تغییر کاربری اراضی بر پوشش گیاهی و دمای سطحی شهر و واکنش مدیران شهری به این روند (نمونه موردی: شهر مشهد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهرنشینی تحولات گسترده ای را زمینه سازی نموده و منجر به تغییرات قابل توجهی در کاربری و پوشش زمین شده است. کاهش اراضی زراعی حومه ها و حذف پوشش گیاهی به همراه افزایش دمای سطحی خاک، تنها بخشی از پیامدهای منفی توسعه شهری و ازدیاد مناطقی که به زیر ساخت و ساز شهری می روند، قلمداد می گردد. به همین منظور، این تحقیق با هدف بکارگیری سنجش از دور در بررسی پیامدهای تغییر کاربری اراضی در شهر مشهد انجام شده و به تعیین و مقایسه آثار منفی آن روی کاهش پوشش گیاهی و افزایش درجه حرارت انجام شد. بدین منظور، از تصاویر ماهواره لندست، سنجنده TM مربوط به سال 1979 و سنجنده ETM+ مربوط به سال 2009 و سنجنده های OLI و TIRS مربوط به سال2023 میلادی استفاده شده است.روش بررسی: بررسی تغییرات پوشش گیاهی، با شاخص پوشش گیاهی تفاضل نرمال شده (NDVI) انجام شده و کلاس های مختلف سرسبزی (بدون پوشش، ضعیف، متوسط و خوب) تعریف و در سه سال مذکور مورد مقایسه قرارگرفته است. در این مدت، مساحت وضعیت پوشش خوب از 3/8 درصد در 1987 به 2/5 درصد در 2023 رسیده است.یافته ها و نتیجه گیری: مقایسه تغییرات دمای سطحی به کمک باندهای حرارتی نشان داد که تخریب پوشش گیاهی، باغات و مزارع واقع در محدوده شهر مشهد و تغییر کاربری آن در طی 36 سال، منجر به افزایش نسبی دمای محیط شده و میزان حرارت از 7/24 به 8/33 درصد افزایش پیدا نموده است. با این وجود، به دلیل توسعه فضاهای سبز، روند تخریب در طی سال های اخیر کاهش یافته است.
مسئله مسکن انبوه؛ چالش های آپارتمان نشینی (مطالعه پدیدار شناسی تجربه زندگی در مسکن مهرِ شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
229 - 252
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائلی که جامعه شهری ایرانی در دهه های اخیر با آن مواجه بوده است، مسائل مرتبط با مشکلات و چالش های سکونت در آپارتمان های مسکن مهر است. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته ساکنان مسکن مهر شهر بروجرد استان لرستان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی «روش پدیدار شناختی» است. جامعه آماری شامل ساکنین مجتمع + های مسکن مهر بروجرد است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. در بخش نمونه گیری داده های پژوهش با 21 مصاحبه به اشباع نظری رسید. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه غیر ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها، از تحلیل «تماتیک» و تکنیک «کد گذاری» و نرم افزار «مکس کیودی ای 12» استفاده شد. بر این اساس یافته ها در سه مقوله اصلی مشخص شد، مقوله اول به «واحد های معنایی» ، مقوله دوم «تِم های مشترک» و در مقوله سوم «بٌن مایه های اصلی» اشاره دارد. یافته های پژوهش نشان داد که ساکنین این ساختمان ها با مسائلی چون ناکارآمدی تعاونی ها، نابرابری مکانی، ناامنی ذهنی و روانی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی، بی اعتمادی به مکان زیست، بیگانه شدن با دیگری و فقدان رواداری و مدارای اجتماعی مواجه هستند.
چارچوب نظریه ها و مدل های ارتقا و سنجش حس بهزیستی گردشگر: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
195 - 241
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در چند دهه اخیر مطالعات گردشگری بر بهزیستی متمرکز شده و بررسی بهزیستی گردشگران را به منظور توسعه گردشگری و ایجاد لذت و معنا اولویت قرار داده است. بنابراین، به منظور شناخت بیشتر بهزیستی در گردشگری و ارتقاء بهزیستی گردشگر، هدف پژوهش حاضر شناسایی نظریه ها و مدل های سنجش و ارتقاء حس بهزیستی در بستر گردشگری و همچنین شناسایی ابعاد و مؤلفه های آن ها است.
روش شناسی: این پژوهش از انواع پژوهش های توصیفی- تحلیلی و یک مطالعه کیفی و کاربردی است. بر مبنای هدف پژوهش، با بهره گیری از مدل پریسما، 83 مقاله منتشرشده در حوزه گردشگری و بهزیستی در پایگاه های داده اسکوپوس برای مرور نظام مند انتخاب شد. به منظور بررسی تئوری های بهزیستی دخیل در گردشگری، از تکنیک تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. سپس داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند.
یافته ها: مهم ترین نظریه ها و مدل ها شامل نظریه های انسان گرایانه، بهزیستی روان شناختی، نظریه خودتعیین گری، بهزیستی اجتماعی، مدل شکوفایی، شادی اصیل، مدل پرما، درامما، درآما، مدل یکپارچه گردشگری بهزیستی، تجربه تحول آفرین، نظریه خودابرازگری، تناسب خود، گسترش و ساخت، سطح تفسیر و نظریه سرریز است.
نتیجه گیری و پیشنهادات: یافته های این پژوهش منجر به شناسایی مهم ترین مدل ها و نظریه های سنجش بهزیستی گردشگر گردید که از این میان، مدل پرم، خودتعیین گری، تناسب خود و نظریه خودابرازگری بیشتر توسط محققان استفاده شده و مدل درآما جدیدترین مدلی است که در سال 2022 مطرح شده و به دلیل جامعیت آن، یکی از مهم ترین موضوعات و مدل های ارتقاء بهزیستی در گردشگری خواهد بود که نیازمند بررسی بیشتر است.
نوآوری و اصالت: توجه به موضوع بهزیستی در بستر گردشگری و شناسایی تئوری ها و مدل های سنجش بهزیستی گردشگر، به عنوان نوآوری و اصالت پژوهش حاضر قلمداد می شود؛ چراکه به نظر می رسد این موضوع، برای اولین مرتبه در منابع داخلی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین براساس بررسی های صورت گرفته، منابع خارجی نیز به طور مستقیم به این موضوع نپرداخته اند. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند برای سامان دهی اثربخش سنجش و ارتقاء حس بهزیستی گردشگر برای تحقیقات آینده حائز اهمیت باشد.
ارزیابی سیاست های تأمین مسکن اقشار کم درآمد براساس مؤلفه های مؤثر بر افزایش حس تعلق به محیط (نمون موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نادیده گرفتن شاخص های پایداری اجتماعی در سیاست های تأمین مسکن در ایران نه تنها می تواند باعث از بین رفتن ارتباط معنادار بین محیط و ساکنان شود؛ بلکه تداوم این امر در طولانی مدت افزایش آسیب های روانی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. آسیب شناسی سیاست های اتخاذشده از دید مؤلفه های پایداری اجتماعی در شهر مشهد، جهت شناسایی سیاست های مفید و برنامه های کارآمدتر در راستا افزایش حس تعلق به محیط در پروژه های تأمین مسکن های حمایتی، هدف پژوهش است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، با مطالعه متون و منابع کتابخانه ای شاخص های مؤثر بر ایجاد حس تعلق و دلبستگی به محیط، با توجه به فراوانی در نظریات استخراج و در چهار خرده نظام فرهنگی، اجتماعی، روانی و زیستی و یازده زیرشاخه طبقه بندی شده است. در بخش کمی، براساس شاخص ها، 66 سؤال براساس طیف 5 درجه ای لیکرت تنظیم و توسط 12 نفر از خبرگان که موضوع و اهداف پژوهش برای آنها تشریح شده است، بازبینی و 44 سؤال انتخاب شده است. روایی CVR سؤالات بالاتر از 56/0 و کمی آلفای کرونباخ همه متغیرها بالای 0.7 است. جامعه آماری، ساکنان مسکن اجتماعی شهر مشهد در چهار محل با رویکرد متفاوت از نظر برنامه و سیاست است (شهرک مهرگان، پروژه شاملو، شهر جدید گلبهار و بینالود). به کمک نرم افزار G*power در سطح اطمینان 95% ، 384 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در آمار توصیفی از SPSS و در آمار استنباطی از روش کمترین مربعات جزئی و Smartpls4 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، شهرک شاملو(ضریب مسیر 0.866)، گلبهار (0.861)، مهرگان (0.762) و بینالود (0.685) به ترتیب در افزایش حس تعلق در نظام زیستی شرایط مطلوب تری دارند؛ مهرگان (0.814)، شاملو (0.733)، گلبهار(0.652) و بینالود (0.621) اولویت ها در نظام روانی و مهرگان (ضریب مسیر 0.819)، بینالود (0.784)، گلبهار (0.737) و شاملو(0.689) به ترتیب اولویت های نظام اجتماعی است؛ از بعد نظام فرهنگی هر چهار محل در شرایط نامطلوبی قرار دارند.
تدوین و بررسی شاخص های رویکرد شهر هوشمند تاب آور در مناطق هشتگانه کلانشهر کرمانشاه با تأکید بر بعد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد شهر هوشمندتاب آور ضمن اینکه نقاط مشترک شهر هوشمند و تاب آور را در نظر میگیرد این مفهوم را در دل خود جا داده است که ظرفیت های شهر هوشمند را در راستای ارتقای تاب آوری و به عنوان مکمل شهر تاب آور در مسیر اهداف توسعه پایدار به کار می گیرد. هدف این پژوهش، سنجش و سطح بندی 8 منطقه کلانشهر کرمانشاه بر مبنای شاخص های اقتصادی رویکرد شهر هوشمند تاب آور می باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. رویکرد پژوهش، رویکرد ترکیبی (کیفی– کمی) است. داده های لازم با ابزار پرسشنامهء محقق ساخته، .....و مصاحبه های نیمه ساختار یافته(عمیق) بدست آمد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل محتوی و تکنیک دلفی و همچنین در بعد کمی با استفاده از روش الکتره فازی صورت گرفت و وزن دهی شاخص ها با روش آنتروپی شانون صورت گرفت. بعد اقتصادی رویکرد شهر هوشمند تاب آور که از 14 شاخص تشکیل شده و پس از تحلیل محتوای منابع و مصاحبه عمیق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و سپس توافق نظر خبرگان تدوین گردید به وسیله پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل داده ها به روش الکتره فازی بیانگر این موضوع بود که منطقه 6 بالاترین سطح را نسبت به دیگر مناطق به خود اختصاص داده است و منطقه 7 پایین ترین. همچنین در وزن دهی به روش آنتروپی شانون شاخص خرید آنلاین و بازار شهر مجازی بیشترین وزن و شاخص های اقتصاد متنوع و دسترسی به پشتیبانی کسب و کار و امور مالی به همراه تعداد استارتاپ ها کمترین وزن را داشتند.
تحول ژئوپلیتیک در پرتو هوش مصنوعی؛ گامی به سوی بازتعریف قدرت در عصر ژئوداده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
144 - 176
حوزههای تخصصی:
این مقاله چارچوبی جامع درباره توسعه و تأثیر فناوری های پیشرفته، به ویژه فوران داده ها، بر ماهیت روابط بین الملل، پویایی قدرت و ژئوپلیتیک ارائه می دهد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر روابط بین الملل و شکل گیری دوره ای است که از آن با عنوان «عصر ژئوداده» یاد می شود. پرسش اصلی این است که با توسعه و فراگیری هوش مصنوعی و ظهور عصر فوران داده ها چه تغییراتی در روابط بین الملل و سازوکار تولید قدرت به وجود آمده است؟ فرضیه پژوهش این است که هوش مصنوعی با تغییر پویش های قدرت از شکل سنتی به حاکمیت الگوریتمی، به ایجاد «حاکمیت ژئوداده» انجامیده که روابط بین الملل را به سمت یک چشم انداز تکنو-ژئوپلیتیک تغییر داده است. این پژوهش با استفاده تبیین داده های کیفی گردآوری شده که سرمایه گذاری های کلان کشورهای قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی، علاوه بر تشدید رقابت های جهانی، به تحولاتی در اقتصاد سیاسی بین الملل و ژئوپلیتیک منجر شده است. این تغییرات، به ویژه در زمینه امنیت و مدیریت اطلاعات، نقش فزاینده ای در سیاست گذاری های جهانی یافته اند.
ارزیابی تأثیرات کاهش جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز بر افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین: مطالعه موردی: کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۷)
35 - 70
حوزههای تخصصی:
جزایر حرارتی شهری آثار زیانباری بر محیط زیست، سلامت و رفاه انسانی و بهره وری کارهای سبک و سنگین دارد. کاهش بهره وری و ظرفیت نیروی کار نیز آثار منفی اقتصادی زیادی به دنبال دارد. در این بین، زیرساخت های سبز شهری بر کاهش جزایر حرارتی شهری و به تبع آن بر افزایش کیفیت زندگی شهروندان، افزایش میزان سلامت، آسایش حرارتی شهروندان و افزایش میزان بهره وری کار تأثیر فزآینده ای دارد؛ از این رو محققان در پژوهش حاضر به نقش کاهشی جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز کلانشهر تبریز در افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین پرداخته اند. در این پژوهش از داده های مرتبط با تصاویر ماهواره ای لندست (مربوط به سه دوره زمانی 1363، 1381 و 1401)، کاربری اراضی/ پوشش اراضی، داده های هواشناسی و جدول بیوفیزیکال استفاده شده است. همچنین در این پژوهش داده ها با استفاده از GIS و مدل سرمایش شهری نرم افزار InVEST تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد که کلانشهر تبریز در سال 1363 در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 15/14، 53/3، 25/58 و 06/24 درصد، در سال 1381 در کلاس های 0، 25 و 50 درصد به ترتیب 89/1، 61/66 و 49/31 درصد و در سال 1401 در کلاس های 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 24/0، 29/51 و 46/48 درصد از بهره وری خود را در کارهای سنگین از دست داده است. همچنین، کلانشهر تبریز در سال 1363 در بهره وری از دست رفته برای کارهای سبک در کلاس های 0 و 75 درصد به ترتیب 10/76 و 89/23 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده و در سال 1381 تنها کلاس صفر درصد داشته است. به عبارت دیگر، تبریز در این سال در کارهای سبک هیچ گونه بهره وری را از دست نداده است. کلانشهر تبریز در سال 1401 نیز در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 54/51، 72/20، 68/22 و 05/5 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده است.
پایش خشکسالی کشاورزی با استفاده از شاخص SAVI در مناطقی با داده های محدود هواشناسی (مطالعه موردی: اراضی پایاب سد سرخاب اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران خشکسالی یکی از پرهزینه ترین رویدادهای طبیعی است. خشکسالی کشاورزی یک رویداد اقلیمی است که پیامدهای مخربی برای منابع غذایی و اقتصادی دارد. بارزترین ویژگی این خشکسالی، کاهش رطوبت خاک به دلیل کاهش بارندگی یا افزایش دما است که باعث کاهش عملکرد مزرعه می شود. اما عدم وجود داده های اقلیمی پایش خشکسالی ها دچار مشکل می کند. در این مطالعه جهت پایش خشکسالی کشاورزی از شاخص گیاهی تعدیل شده تاثیر خاک (SAVI) در اراضی کشاورزی پایاب سد سرخاب، واقع در استان اردبیل استفاده شد. نتایج نشان داد که مابین شاخص SAVI حاصل از اراضی کشاورزی و شاخص SPI12 همبستگی معادل 61/0وجود دارد که به سبب این همبستگی، انتظار می رود با افزایش بارش، میزان مساحت اراضی پرآب (با شاخص SAVI از 5/0 تا 7/0) افزایش و در مقابل میزان اراضی کم آب (با شاخص SAVI از 2/0 تا 5/0) کاهش پیدا کند. با تقسیم داده های در دسترس به دو دوره بلندمدت (1986-2024) شامل 39 سال و کوتاه مدت (2010-2024) شامل 15 سال، مشخص گردید که تغییرات مساحت اراضی کم آب با شاخص SAVI پایین، در دوره بلند مدت با شیب 08/0- هکتار تقریبا ثابت و در دوره کوتاه مدت با شیب 1/13+ افزایشی بودند و این در حالی بود که روند بارش مشاهداتی در هر دو دوره افزایشی بود. این مقایسه نشان داد در دوره های آماری منتخب، تاثیر مثبت روند افزایشی بارش های مشاهداتی، به دلیل افزایش دما تعدیل شده و میزان تغییرات رطوبت خاک و در نتیجه پوشش گیاهی براساس تغییرات شاخص SAVI ، تقریبا ثابت یا کاهشی بوده است. در نتیجه استفاده از داده های سنجش از دور، در بررسی و پایش خشکسالی کشاورزی، می تواند در بسیاری از مناطق، به ویژه در مناطق مشخص و فاقد آمار و یا مناطقی با داده های محدود مشاهداتی، بسیار موثر و کاربردی باشد.
تحلیل نقش کنشگران کلیدی در تحقق الگوی مسکن سالم: مطالعه موردی منطقه سه سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با بحران های بهداشتی اخیر، به ویژه پاندمی کووید-19، اهمیت طراحی مسکن سالم و مقاوم که قادر به مقابله با شرایط اضطراری بهداشتی باشد، بیش ازپیش نمایان شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران کلیدی در فرآیند تحقق الگوی مسکن سالم در منطقه سه شهر سنندج انجام شده است. روش شناسی تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) طراحی شده است. داده ها ابتدا از طریق تحلیل منابع اسنادی و سپس با به کارگیری تکنیک دلفی و گردآوری نظرات 13 کارشناس محلی به دست آمدند. پس از شناسایی 18 کنشگر کلیدی و تقسیم آن ها به پنج گروه اصلی، ماتریس تحلیل اثرات متقابل برای ارزیابی ارتباطات و تأثیرات بین کنشگران تدوین شد. این ماتریس سپس با استفاده از نرم افزار Ucinet تحلیل شد تا ساختار و دینامیک شبکه کنشگران به دقت بررسی شود. نتایج تحقیق نشان داد که سه گروه کنشگر اصلی شامل «سازندگان»، «شورای اسلامی شهر سنندج» و «مصرف کنندگان» با توجه به نقش محوری و تأثیرگذاری بالای خود، نقش های اساسی در تحقق الگوی مسکن سالم ایفا می کنند. در مقابل، برخی نهادها نظیر «شهرداری» و «وزارت راه و شهرسازی» به عنوان کنشگران فرعی شناسایی شدند که با وجود داشتن نقش های مکمل و نظارتی، از قدرت تصمیم گیری محدودتری برخوردارند. این یافته ها نشان می دهند که تقویت تعاملات میان کنشگران کلیدی و فرعی و همچنین بهره گیری از تجارب موفق بین المللی، می تواند به بهبود فرآیندهای برنامه ریزی و طراحی مسکن منجر شده و به ارتقای ساختار و کارایی شبکه کنشگران در مواجهه با چالش های بهداشتی آینده کمک کند.
مقایسه روش های AHP و TOPSIS در پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گندم به عنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا می کند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکان یابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویت های اصلی در بخش کشاورزی محسوب می شود. هدف این پژوهش مقایسه روش های AHP و TOPSIS به منظور پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است. روش شناسی: در این تحقیق از داده های بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش داده ها در محیطGIS ، نقشه لایه های اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیار ها از روش AHP و برای اولویت بندی گزینه ها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با هم پوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج حاصل از تحلیل داده ها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانه دهی با وزن 106/0 مهم ترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویت بندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیک ترین گزینه به ایده آل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
جایگاه ژئوپلیتیک مقاومت در بازدارندگی نامتقارن در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غلبه رویکرد رئالیستی در غرب آسیا به دلایل مختلف باعث شده تا بازدارندگی فعال نقش برجسته ای را در امنیت و صلح، ایفا نماید. حضور رژیم اسرائیل پس از جنگ دوم جهانی مهمترین و طولانی ترین منازعه در جریان کنونی جهان است که به عقیده بسیاری نظم کلاسیک و بازدارندگی متعارف در این منطقه را به چالش طلبیده و سبب بهم خوردن نظم و بازدارندگی متعارف و متقارن شده و این مهم از اصلی ترین عوامل ریشه های منازعه و ناامنی است. برخورداری این رژیم از سلاح های هسته ای در مقابل توان دفاعی متعارف بقیه کشورها، کفه بازدارندگی را بهم زده و راهبردهای تهاجمی و جنگ طلبانه آن در طول دهه ها، دولت ها را سمت اتخاذ راهبرد های نوین سوق داده است. در این میان، محور مقاومت به عنوان اصلی ترین مجموعه امنیت منطقه ای با شکل بخشی به الگوی دوستی و دشمنی مشخص در غرب آسیا، راهبرد بازدارندگی فعال را با محوریت گروه های مقاومت در برخی کشورها و نیز حمایت دولت های متبوع آنها شکل داده و با نگاهی ژئوپلیتیک همراه با ایدئولوژی مقاومت، موجودیت و نظم سیاسی حاصل از روابط رژیم اسرائیل با برخی از کشورهای عرب منطقه را به چالش طلبیده است. سوال کلیدی آن است که ژئوپلیتیک مقاومت چگونه در بازدارندگی نامتقارن در غرب آسیا ایفای نقش می نماید؟ فرضیه ان که ژئوپلیتیک مقاومت با هم افزایی و همراستا نمودن جنبش های مقاومت شیعی کشورهای غرب آسیا در قالب مجموعه امنیتی مستقل، نوعی از بازدارندگی هویت محور در محیط پیچیده و پرآشوب نامتقارن را ایجاد کرده است.
واکاوی و تحلیل کنشگران اثرگذار بر حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند (مطالعه موردی شهرستان شمیرانات استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
220 - 234
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت حکمرانی مقاصد در گردشگری هوشمند، مطالعه و تحلیل کنشگران اصلی و تأثیرگذار بر این حکمرانی ضروری و حیاتی است. این تحلیل نه تنها به ما کمک می کند بهترین راهکارها و راهبردها را برای حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند شناسایی کنیم، بلکه به ما امکان می دهد با شناخت دقیق نقش و عملکرد این کنشگران به بهبود کارایی و کاربردی سازی این چارچوب مفهومی بیشتر بپردازیم. تاکنون پژوهش های کافی در زمینه شناخت کنشگران اثرگذار صورت نگرفته است، ازاین رو مسئله شناخت کنشگران و اهداف اثرگذار بر حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند و بهبود کمّی و کیفی مؤلفه ها هدف نهایی این پژوهش است. داده های این پژوهش کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته، مشاهده و مطالعه اسناد و مدارک گردآوری شده است. با مطالعه جدیدترین منابع علمی، کتب و مقالات تخصصی حوزه گرشگری هوشمند و برای پاسخ گویی به پرسش های مکتوب توسط گروه کانونی دوازده نفری از خبرگان گردشگری و مسئولان گردشگری و میراث فرهنگی شمیرانات ابتدا سعی بر شناخت کنشگران از طریق منابع علمی شد و در گام دوم، از طریق گروه کانون علمی، کنشگران شناسایی شدند. اهداف اثرگذار نیز از طریق پرسش نامه شناسایی شد و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن ها با استفاده از نرم افزار MACTOR تحلیل شد. گراف و نمودار ارتباطی میان کنشگران و اهداف بیان می کند که، در میان کنشگران، فرمانداری، شرکت های گردشگری، گردشگران و فنّاوری هم گرایی و هم پوشانی دارند و در میان اهداف، نظارت هوشمند، ابزار مناسب و مدیریت هوشمند دارای بیشترین هم گرایی هستند.