فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۸۲۰ مورد.
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
81 - 105
حوزههای تخصصی:
بهره مندی از محیط زیست مطلوب، از اهدافِ سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران است که دستیابی به آن، در گروِ کاهش آلودگی های ناشی از بهره برداری از منابع طبیعی به ویژه ذخایر انرژی تجدیدناپذیرِ نفت و گاز است. در نوشتار پیش رو، تأثیر بهره برداری از منابع طبیعی و انرژی های تجدیدناپذیر بر کیفیت محیط زیستِ ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. با درک صحیحی از میزان اثرگذاری فوق، می توان به ضرورتِ تدوین برنامه های توسعه در جهت تحققِ راهبردِ زیست محیطی نظام مبتنی بر «احیاء، بهسازی و توسعه ی منابع طبیعی تجدیدپذیر» پی برد که در پژوهش فعلی به این مهم پرداخته شد. داده های موردنیازِ تحقیق شاملِ انتشار گاز دی اکسید کربن، درآمد سرانه، انرژی های تجدیدناپذیر، رانت منابع طبیعی، تراکم جمعیت و امید به زندگی از شاخص های توسعه انسانی در بانک جهانی گردآوری شد. روش آماریِ مورد استفاده، بهره مندی از رویکرد اقتصادسنجی داده های ترکیبی است. نتایج نشان داد که بهره برداری از منابع طبیعی با نرخ فعلی تأثیر مخرب و معنی داری بر انتشار آلودگی دارد. همچنین مصرف انرژی های تجدیدناپذیر نقش بسیار بالایی در افزایش انتشار آلودگی به جا می گذارد. افزون بر این، نتایج نشان داد که با تراکم بیشتر در واحد سطح به سبب برخورداری از صرفه های حاصل از مقیاس می توان کارایی مصرف منابع مولد آلودگی را افزایش داد که در نهایت به تاثیری قابل ملاحظه در کاهش سرانه گاز CO2 منجر می شود. در نهایت، نتایج موید آن است که یک رابطه N شکل معنادار میان درآمد سرانه و انتشار آلودگی وجود دارد. نتایج این پژوهش با ایجاد بینشِ صحیح از وضعیت فعلیِ منابع، تسهیل در آینده پژوهی و برنامه ریزی صحیح و مبتنی بر واقعیاتِ حوزه محیط زیست می تواند در تدوین برنامه های بلندمدتِ حفاظت از منابع طبیعیِ کشور مؤثر واقع شود.
تدوین الگوی بومی - اسلامی سیستم حسابداری سرمایه انسانی
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
136 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش کنونی، شناسایی ابعاد و مؤلفه هایی است که نظام اسلامی حسابداری سرمایه انسانی را تشکیل می دهند. روش تحقیق از نوع آمیخته (ترکیبی) و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد (در بخش کیفی) و روش الگوی معادلات ساختاری (در بخش کمّی) انجام شده است. در این راستا، پژوهش کنونی که از نوع اکتشافی به شمار می رود، با بررسی اسنادی 397 مدرک از متون دینی و توزیع پرسش نامه در بین 88 نفر از کارکنان دانشکده مدیریت دانشگاه عالی دفاع ملّی (داعا) و بخش های اداری مؤسسه محک، انجام شده است. جمع آوری، تحلیل و آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای Maxqda، SPSS و Smart-PLS انجام شده است و تمام مؤلفه ها دارای آلفای کرونباخ بیش از 0.7 برای سنجش پایایی پژوهش بوده است. برای سنجش روایی نیز از سه شاخص روایی همگرا، روایی تشخیصی در سطح معرف (بار عرضی) و معیار فورنل- لاکر استفاده شده است. برآیند نتایج پژوهش در بخش کیفی، پیشنهاددهنده الگویی از حسابداری سرمایه انسانی شامل 16 مؤلفه در ذیل ابعاد چهارگانه استخدام، جذب و انتخاب، آموزش و توسعه سرمایه انسانی بود که درنهایت به دستیابی سازمان به کارکرد نهایی نظام حسابداری سرمایه انسانی یعنی حفظ و نگهداری ذیل دو زیرمؤلفه (بهره وری و رضایت شغلی) منجر می شود. در بخش آزمون کمّی الگو نیز ضرایب مسیر برای ابعاد چهارگانه استخدام، جذب و انتخاب، آموزش و توسعه سرمایه انسانی به ترتیب 0.276، 0.559، 0.536 و0.580 به دست آمد که نشان دهنده تأثیرات متوسط تا قوی نظام حسابداری سرمایه انسانی بر عوامل برسازنده حفظ و نگهداری (بهره وری و رضایت شغلی) می باشد. همچنین این پژوهش نشان می دهد ارتباطی قوی بین متغیرهای استخدام، جذب و انتخاب، آموزش و توسعه منابع انسانی با نظام حسابداری سرمایه انسانی و نتایج حاصل از آن یعنی بهره وری و رضایت شغلی وجود دارد.
طراحی الگوی کندذهنی جمعی در شرکت های دانش بنیان با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
103 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف: کندذهنی جمعی به عنوان دشمن مخرب سازمان ها عامل تکرار اشتباهات گذشته، کندی در تسهیم دانش، مخدوش کننده عملکرد اثربخش کارکنان دانشی و تولیدکننده هزینه های حاصل از آزمون و خطاست. لذا هدف این پژوهش ارائه الگوی کندذهنی جمعی شرکت های دانش بنیان است.روش شناسی: استخراج داده های کیفی در این پژوهش حاصل مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند و رویکرد داده بنیاد است. نمونه گیری به شکل هدفمند و گلوله برفی از متخصّصان و خبرگان 12 شرکت دانش بنیان صنعتی انجام شد.اصالت: پژوهش اخیر با طرح موضوعی جدید و روش شناسی کیفی به خلق الگویی نوین و چارچوب نظری غنی دست یافته است و بررسی علل، شرایط زمینه ای و مداخله ای، راهبردها و پیامدها در پژوهش حاضر از نو بودن آن خبر می دهد.یافته ها: تفکّر غیرراهبردی و یکجانبه گرایی، نظام جذب ناکارآمد، فقدان بهسازی مناسب منابع انسانی، نقص نظام نخبه پروری، ضعف مدیریتی، عدم بهره وری نظام پرداخت، بی عدالتی سازمانی و رسمیّت زیاد به عنوان راهبردهای پژوهش حاضر امکان استقرار پدیده کندذهنی جمعی را مهیّا می سازند. همچنین عوامل علّی در سه دسته عوامل فردی، گروهی و سازمانی بر راهبردهای کندذهنی جمعی تأثیر مستقیم و خطّی دارند. فرهنگ سازمانی، ماهیّت فعالیت های دانشی و ویژگی های سازمان نیز از جمله مواردی هستند که زمینه را برای تحقّق راهبردهای کندذهنی جمعی فراهم می سازند و به نوعی تأثیر غیرمستقیم دارند. ویژگی های صنعت، عوامل اقتصادی، قانونی، فنّی و عملکرد نهادهای علمی مجموعه عوامل مداخله گر و میانجی هستند که تسهیل یا محدودکننده راهبردها می باشند. کندذهنی جمعی پیامدهای فردی و سازمانی چون کاهش خلّاقیت، عدم چابکی سازمانی و فرار مغزها را به دنبال دارد.
ارتقاء تاب آوری سازمانی از طریق تفکر راهبردی کارآفرینانه با نوسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
329 - 345
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های سازمان های موفق، تاب آوری سازمانی است. هدف این تحقیق بررسی تاثیر تفکر راهبردی کارآفرینانه بر تاب آوری سازمانی با توجه به نقش میانجی نوسازی راهبردی است. برای دستیابی به هدف تحقیق، با توجه به مبانی نظری و مدل ارائه شده در مجموع سه فرضیه (تاثیرگذاری تفکر راهبردی کارآفرینانه بر ارتقاء تاب آوری سازمانی، تاثیرگذاری تفکر راهبردی کارآفرینانه بر نوسازی راهبردی، تاثیرگذاری نوسازی راهبردی بر ارتقاء تاب آوری سازمانی) طراحی و تدوین شدند. این تحقیق از نوع کمّی می باشد که بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس نوع روش نیز توصیفی – همبستگی است. جامعه تحقیق شامل کارکنان شرکت های کوچک و متوسط استان ایلام می باشد که با توجه به جدول مورگان تعداد 148 نفر و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد می باشد. از پرسشنامه سانداز و همکاران (2020) برای سنجش متغیر نوسازی راهبردی، از پرسشنامه آلتان (2018) برای سنجش متغیر تفکر راهبردی کارآفرینانه و از پرسشنامه موسی و همکاران (2020) نیز برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی استفاده شده است. برای روایی پرسشنامه تحقیق از نظر خبرگان استفاده شد و برای پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج نشان دادند تفکر راهبردی کارآفرینانه و مولفه های آن بر تاب آوری سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین متغیر نوسازی راهبردی نیز در تاثیرگذاری تفکر استراتژی کارآفرینانه بر تاب آوری سازمانی نقش میانجی دارد.
الگوی راهبردی ارزیابی بهبود عملکرد وضعیت جاری صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
171 - 191
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد اقدامی مهم جهت بهبود عملکرد سازمان ها است. تحلیل پوششی داده ها یکی از کاربردی ترین روش ها در ارزیابی عملکرد و رتبه بندی صنعت بیمه است. مدل های اولیه تحلیل پوششی داده ها با وجود داشتن مزایای متعدد، اشکالاتی دارد. بی توجه به فرایند های داخلی، لحاظ نکردن نظرات کارشناسی و رتبه بندی ناقص واحدهای سازمان از جمله معایب اصلی این روش ها است. مدل تلفیقی تحلیل پوششی داده های دو مرحله ای و روش بهترین- بدترین، فرآیند داخلی و نظر کارشناسان را در نظر می گیرد، اما این مدل همواره قادر نیست تا رتبه بندی واحدها را به طور کامل انجام دهد. این پژوهش با اضافه نمودن یک واحد مجازی ایده آل به مدل تلفیقی تحلیل پوششی داده های دو مرحله ای و روش بهترین- بدترین به طور همزمان سه اشکال مذکور را رفع نموده و به توسعه مدل پرداخته است. افزودن واحد مجازی ایده آل، به مدل دو مرحله ای تلفیقی تحلیل پوششی داده ها موجب می شود تا رتبه بندی واحدها به طور کامل انجام شود و نتایج بهتر و منطقی تری ارائه گردد. در مطالعه موردی 36 نمایندگی شرکت بیمه منتخب در استان یزد با استفاده از نرم افزار گمز ارزیابی و رتبه بندی شدند و راهکارهای مدیریتی همچون برگزاری دوره های آموزشی مورد نیاز و انجام رویکردهای تنبیهی و تشویقی جهت بهبود عملکرد هر یک از نمایندگی ها بیان گردید. با هدف اعتبارسنجی مدل توسعه یافته، رتبه بندی با روش وزن دهی افزایشی ساده نیز انجام شد و ضریب همبستگی 94% بین نتایج این دو مدل، اعتبار مدل توسعه یافته را نشان داد. این پژوهش به لحاظ بهبود مدل تحلیل پوششی داده ها، توسعه ای و به دلیل پیاده سازی در صنعت بیمه، کاربردی است.
ارزیابی میزان رضایت بیمه گذاران از پرداخت خسارت در بیمه های درمان تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
97 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه بیمه های درمان تکمیلی نقش بسزایی در زندگی و سلامت افراد جامعه و همچنین تأمین مالی هزینه های درمانی افراد دارند، از این رو رضایت بیمه گذاران نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. رضایت بیمه گذاران نشان می دهد که یک شرکت بیمه در زمان صدور بیمه نامه یا پرداخت خسارت، چقدر خدمات و سرویس دهی مناسبی ارائه می دهد. بر این اساس، در این مقاله، به ارزیابی عملکرد پرداخت خسارت در بیمه های درمان تکمیلی پرداخته می شود. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، به این صورت است که ابتدا با استفاده از یک مطالعه کتابخانه ای، عوامل مؤثر بر ارزیابی عملکرد پرداخت خسارت احصاء می شود و سپس، عملکرد پرداخت خسارت با استفاده از روش تحقیق کمی و مطالعه میدانی، با ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها، مورد ارزیابی قرار می گیرد. ساختار پرسشنامه بر مبنای مدل سرکوال و بر اساس پنج بعد فیزیکی، قابلیت اعتماد، پاسخگویی، تضمین و همدلی طراحی شده که انتظارات و ادراکات بیمه گذاران را از عملکرد پرداخت خسارت بررسی می کند. در ادامه، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، مدل مورد نظر در رضایت بیمه گذار از پرداخت خسارت مورد تأیید قرار گرفت و یافته های تحقیق نشان می دهد بر اساس نمونه جمع آوری شده، نارضایتی مشتریان از کیفیت خدمات خسارت بیمه های درمان تکمیلی در شرکت های بیمه وجود دارد. همچنین این نارضایتی در تمام ابعاد پنج گانه مدل سروکوال یعنی فیزیکی، قابلیت اعتماد، پاسخگویی، تضمین و همدلی نیز وجود دارد. علاوه بر این، ملاحظه می شود که موارد بیشترین انتظارات، کمترین ادراکات را از سوی مشتریان دریافت کرده است و این به نوعی اسباب ایجاد نارضایتی در بین بیمه شدگان را فراهم می کند.
راهبردهای تربیت و تعالی فرماندهان و مدیران آجا با تاکید بر مدیریت جهادی
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
9 - 46
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه راهبردهای تربیت و تعالی فرماندهان و مدیران آجا با تاکید بر مدیریت جهادی نگارش گردیده است. جامعه آماری این پژوهش شامل نخبگان و خبرگان آجا در نیروهای چهارگانه آجا و علما و روحانیون و اساتید دانشگاهی نیروهای مسلحِ خارج از آجا به تعداد 80 نفر می باشد. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی – توسعه ای بوده و از ترکیب داده های کمی و کیفی (با رویکرد آمیخته) شامل مصاحبه و پرسشنامه باز و بسته استفاده شده است. در این تحقیق به منظور استخراج شاخص ها و عوامل اثرگذار بر تربیت و تعالی فرماندهان و مدیران با رویکرد جهادی و همچنین احصاء نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید؛ علاوه بر مطالعه اسناد بالادستی شامل قرآن، نهج البلاغه، احادیث و روایات، بیانات امامین انقلاب، سند کلیات نظام جامع تربیت و آموزش ستاد کل و آجا و پژوهش های انجام شده مرتبط، مصاحبه های عمیق (نیمه ساختاریافته) با خبرگان نیز صورت گرفت. لذا بدین منظور پنج پرسشنامه تنظیم و نتایج زیر حاصل گردید: شناسایی 46 عامل قوت؛ 27 عامل ضعف؛ 23 فرصت و 15 تهدید. که در این راستا و با توجه به جایگاه محافظه کارانه در ماتریس SPACE ، 6 راهبرد اصلی تدوین گردید.
مدیریت استراتژیک در رهبری پروژه با تاکید بر هوشمندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
101 - 130
حوزههای تخصصی:
مدیریت استراتژیک رهبری پروژه به طور فزاینده ای در زمینه خطرات زیست محیطی رخ می دهد، چه ناشی از یک بیماری همه گیر ویروسی یا یک آب و هوای انسانی در حال تغییر. این نیاز به سازگاری برای تغییر دارد، به ویژه هنگامی که پروژه ها در پیچیدگی رشد می کنند و به عنوان مداخلات در سیستم های گسترده تر دیده می شوند. در این مقاله، ما یک دیدگاه اجتماعی را در نظر می گیریم، کار اخیر را ترکیب می کنیم و یک دستور کار تحقیقاتی جدید را در سه حوزه مرتبط به هم پیشنهاد می کنیم که باید توسط رهبری پروژه مورد توجه قرار گیرد: 1) تغییر فناوری ها، باز کردن ارزش هایی که فناوری ها برای دستیابی به نتایج مطلوب نشان می دهند. 2) پیچیدگی سازمانی، درگیر کردن بازیگران متعدد و پرداختن به پیچیدگی ها و عدم قطعیت های در حال ظهور و 3)، نگرانی های زیست محیطی، رسیدگی به خواسته ها برای پروژه ها برای مداخله مثبت برای ایجاد آینده های پایدار و هوشمند، انعطاف پذیر و عادلانه. سهم ما تئوریزه کردن معنای رهبری اجتماعی شده برای این موضوعات حیاتی است که در مطالعات پروژه ظهور می کنند و دستورالعمل هایی را برای تحقیقات بیشتر در مورد اشکال مثبت رهبری پروژه در جهانی در شرایط هوشمندسازی در حال تغییر تعیین می کنیم.
روابط انسانی در منظومه فکری شهید سلیمانی (بازنمایی الگوی مدیریتی داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
52 - 81
حوزههای تخصصی:
شناسایی الگوی راهبری شهید سلیمانی و از همه مهمتر نظام فکری حاکم بر شکل گیری چنین الگویی می تواند به عنوان نسخه ای شفابخش در بهبود مدیریت روابط انسانی سازمان ها قلمداد شود. پژوهش کنونی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش اساسی است که چه نوع نگرشی در مبانی فکری شهید سلیمانی حاکم بوده است که باعث شده سبک مدیریت روابط انسانی ایشان، مکتبی و ارزش زا تلقی شود. روش پژوهش، ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد. بدین منظور شناسایی نظام ارزشی حاکم بر اندیشه شهید سلیمانی در حوزه اصول و فنون مدیریت روابط انسانی به روش داده بنیاد و از طریق شناسه گذاری های باز، انتخابی و محوری، در بازه زمانی 1402 انجام شد. منبع اصلی گردآوری داده ها، پایگاه شهید حاج قاسم سلیمانی بود، چراکه شامل آلبومی جامع از آثار معتبر در مورد ایشان است. مطابق با یافته های حاصل از شناسه گذاری انجام شده، چهل وسه شناسه محوری و شش شناسه انتخابی در قالب شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله تسهیل گر، شرایط مداخله گر محدودکننده، پدیده محوری و پیامدها به دست آمد. پس از طراحی الگوی پارادایمی تحقیق و تأیید روایی و پایایی آن توسط خبرگان آگاه، روایت نظری این پژوهش بدین شرح جلوه گر شد: «مبانی ارزشی حاکم بر اندیشه شهید سلیمانی در حوزه روابط انسانی به صورت دایره ای به مرکزیت رهبری با سبک پدرانه و شعاعی بی کران به طول انسانیت و انسان دوستی این رهبر بوده است و اعضای این دایره همان انسان هایی هستند که از منظر شهید سلیمانی، حکم اعضای خانواده را دارند».
واکاوی و اولویت بندی راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه روزافزون انقلاب اسلامی و ظهور و بروز فرصت ها و تهدیدات نو، ابعاد متعدد و متفاوتی از پاسداری را فراوری جبهه انقلاب اسلامی قرار داده و این الزام را ایجاب کرده است تا ضمن استفاده از تجربیات متراکم گذشته با نوآوری و پیمودن راه های میان بُر، مرزهای دانش را شکسته و دانشی متناسب با افق های جدید علمی تولید کنند. هدف پژوهش کنونی، واکاوی و اولویت بندی راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی می باشد. این تحقیق بر اساس هدف، کاربردی؛ از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی و از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی بود. روش پژوهش، آمیخته و به صورت کیفی و کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان سازمانی سپاه پاسداران و نخبگان دانشگاهی و علمی سازمان های نیروهای مسلح است. نمونه آماری در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی بر اساس جدول مورگان به تعداد ۳۰ نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با بهره گیری از مطالعات اسنادی و روش گروه کانونی، داده های لازم استخراج شد و با روش شناسه گذاری تحلیل شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی نیز پرسش نامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تأیید شد. به علاوه در بخش کمی پژوهش، با استفاده از موقعیت یابی راهبردی و بر اساس روش swot و ماتریس کمی برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای نهایی تدوین و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج پژوهش، 82 عامل تأثیرگذار بر تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی در قالب 23 شناسه محوری و ۶ شناسه انتخابی با عناوین: عوامل کلیدی موفقیت، عوامل فیزیکی، عوامل فرهنگی، عوامل انسانی، عوامل تعاملی و عوامل راهبردی شناسایی شدند و با انجام موقعیت یابی راهبردی، راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی مشتمل بر ۸ محور و به ترتیب اولویت به شرح: جبهه سازی علمی با رویکرد آرمانگرایی، انقلابی گری و اقدام جهادی؛ اسلامی سازی علوم انسانی با رویکرد تحولی؛ دستیابی به استقلال در اندیشه و تفکر؛ ایجاد و توسعه پایگاه استنادی دانش پاسداری از انقلاب اسلامی؛ نیازسنجی مبتنی بر عرصه های اولویت دار گام دوم انقلاب اسلامی؛ آمایش علمی سرزمینی و توسعه متعادل و متوازن قابلیت ها؛ ایجاد، یکپارچه سازی و روزآمدسازی نظامات و ایجاد نظام دیپلماسی و همکاری های علمی انقلاب اسلامی، ارائه شد.
الگوی مفهومی نظام ایمنی هوانوردی نیروهای مسلح برگرفته از فرامین و تدابیر فرمانده معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
43 - 65
حوزههای تخصصی:
ایمنی یکی از مهمترین مؤلفه های مبنایی هر سازمان به ویژه در سازمان های نیروهای مسلح به شمار می رود، چرا که اساس و پایه ی هر سازمان متشکل از نیروی انسانی و تجهیزات در اختیار آن می باشد و فرماندهان و مسئولین سازمان های نیروهای مسلح سعی دارند تا با بکارگیری پیاده سازی نظام ایمنی اثربخش نسبت به حفظ سرمایه های انسانی و مادی خود اقدام نمایند. با توجه به آنکه با ظهور فناوری های نوین، ماهیت مخاطرات نیز به تبع آن در تغییر می نماید و از طرفی وقوع سوانح هوایی بطور مستقیم در توان رزم ن.م اثر منفی و مستقیم دارد لذا توجه بیش از پیش در پرداختن به این مقوله را از سوی فرماندهان می طلبد. هدف این پژوهش کوشش در جهت ارتقاء و تحول ایمنی هوانوردی در ن.م با الهام از فرامین و تدابیر فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی) می باشد. در این راستا با جمع آوری کلیه تدابیر و فرامین معظم له و مصاحبه با خبرگان این حوزه و انجام تحلیل محتوی ( تحلیل کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA) اقدام شده است. در نهایت نتایج حاصل از تحقیق منجر به کشف راهکارهای ارتقاء ایمنی، اجزاء و عناصر مرتبط با آن و در نهایت ایجاد مدل مفهومی به منظور بهره برداری در حوزه نظام ایمنی هوانوردی نیروهای مسلح شده است.
ژئومارکتینگ هوشمند: تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
71 - 100
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی در شناسایی موقعیت های جغرافیایی و پتانسیل های منطقه ای برای توسعه کسب وکار بود که عموماً به عدم بهره برداری صحیح از داده های مکانی و در نتیجه، ضعف در برنامه ریزی استراتژیک اقتصادی می انجامید. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش ژئومارکتینگ هوشمند و ارتباط آن با تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد مرتبط با پروژه های مکانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، 6 مضمون اصلی و 120 کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی «زیرساخت های فناوری»، «تحلیل تعاملی داده های مکانی» و «تجربه کاربران در محیط های جغرافیایی»، به ویژه در راستای تقویت استراتژی های اقتصادی، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که تلفیق داده های فضایی با متدهای تحلیلی پیشرفته، زمینه را برای درک عمیق تر نیازهای بازار فراهم کرده و از سوی دیگر، با تأمین اطلاعات دقیق و واقع بینانه، تصمیم گیری های مبتنی بر مکان را تسهیل می کند. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق مدل ژئومارکتینگ هوشمند، باید از زیرساخت های داده محور کارآمد، همکاری میان واحدهای مختلف (فروش، بازاریابی، فناوری اطلاعات) و فرهنگ سازمانی پیشرو برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که رویکرد تلفیقی بین تحلیل جغرافیایی و راهبردهای اقتصادی، می تواند نقش بسزایی در بهبود رقابت پذیری و توسعه پایدار کسب وکارها ایفا کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی همچون ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی را پیشنهاد می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش های مختلف بسیار راهگشا باشد.
تبیین و ارزیابی مدل کنترل راهبردی در صنعت زعفران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
211 - 233
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد راهبرد ها در بهره گیری از فرصت های محیطی و حفظ قدرت رقابتی سازمان ها به استقرار و کارآیی نظام کنترل راهبردی بستگی دارد. هدف پژوهش، تبیین و سنجش مدل کنترل راهبردی در صنعت زعفران است. روش پژوهش، از نوع آمیخته کیفی و کمّی است. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش، مدیران فعال در صنعت زعفران بود که با مصاحبه از 12 نفر آن ها، اشباع نظری محقق گردید. در مرحله کمّی، به منظور آزمون مدل نهایی، کارشناسان فعال در این صنعت نمونه آماری در نظر گرفته شدند. حداقل حجم نمونه در این مرحله، بر اساس معیارهای توان آماری با 80 درصد و سطح معناداری 5 درصد، برای اندازه اثر 25/0، برابر با 59 نفر تعیین گردید. داده های مورد نیاز پژوهش از تعداد 63 نفر از کارشناسان گردآوری شد. از تحلیل کیفی مصاحبه ها، 27 مقوله منتخب استخراج گردید. با مبنا قرار دادن رهیافت نظام مند در نظریه داده بنیاد، کدهای شناسایی شده در شش طبقه شرایط علّی، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدهای حول پدیده مرکزی «مدل کنترل راهبردی صنعت زعفران»، جای گرفتند. در مرحله کمّی، مدل نهایی مطابق رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS4 آزمون گردید. بر اساس نتایج، شرایط علّی پدیده محوری با ضریب 534/0؛ پدیده محوری با ضریب 312/0؛ شرایط زمینه ای و مداخله گر ضرایب 346/0 و 297/0 دارند که بر راهبردها مؤثر هستند. راهبردها بر پیامدها با ضریب 433/0 درصد مؤثر واقع شدند.
شناسایی و سنجش عوامل موثر بر مسئولیت اجتماعی شرکت گاز استان تهران به روش آمیخته
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
183 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و سنجش عوامل موثر بر مسئولیت اجتماعی شرکت گاز استان تهران به روش آمیخته می باشد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته بهره گرفته شد و 27 نفر از مدیران و صاحب نظران درونی و بیرونی شرکت به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه ها تا زمان اشباع نظری داده های تحقیق، ادامه پیدا کرد. برای شناسایی عوامل موثر بر مسئولیت اجتماعی شرکت گاز استان تهران از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد و در نهایت 8 مضمون فراگیر، 50 مضمون سازمان دهنده مستخرج از 870 مضمون پایه، شناسایی گردید. پس از شناسایی مضمون های اصلی، پرسشنامه ای جهت سنجش مسئولیت اجتماعی شرکت در میان 53 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت توزیع، جمع آوری و به روش تحلیل عاملی تاییدی با استفاده نرم افزار SmartPLS تجزیه و تحلیل شد. عوامل موثر بر مسئولیت اجتماعی شرکت گاز استان تهران در هشت مقوله: اصول مسئولیت پذیری، حکمرانی شرکتی، حقوق شهروندی، فعالیت های کاری کارکنان، محیط زیست، فعالیت های عملیاتی قانونی، مسائل مربوط به مشتریان و مشارکت و توسعه جامعه شناسایی و سنجش شدند. در این میان به ترتیب عوامل حقوق شهروندی و حکمرانی شرکتی و فعالیت های عملیاتی قانونی از بیشترین بار عاملی و ضریب تبیین برخوردار شدند.
تحلیل پویایی سیستم تامین منابع انرژی الکتریکی مبتنی بر روند تغییرات اقلیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
257 - 285
حوزههای تخصصی:
صنعت برق که در امنیت انرژی کشورها نقش تعیین کننده ای دارد در جهان با چالش هایی نظیر افزایش تقاضا، انتشار گازهای گل خانه ای و تغییرات اقلیمی مواجه شده است. با توجه به روند افزایشی تقاضای انرژی الکتریکی و تغییرات اقلیمی، ضرورت سیاست گذاری در بهره وری انرژی و انرژی های تجدیدپذیر، با نقش یکی از اولویت های استراتژیک دراسناد بالادستی کشور مطرح است. به علت پیچیدگی های بخش انرژی، پژوهش حاضر رویکرد پویایی سیستم را در نظر گرفته و به مدل سازی و شبیه سازی پویایی های سیستم تامین انرژی الکتریکی کشور با توجه به روند پیشران های تغییرات تقاضای انرژی الکتریکی ناشی از تغییر اقلیم، جمعیت و رشد اقتصادی در افق 30 ساله پرداخته است. در ادامه به شناسایی و ارزیابی سیاست های تامین انرژی الکتریکی مبتنی بر سازگاری با تغییرات اقلیمی ایران پرداخته شده است. چهار راهبرد شامل: 1) تامین انرژی الکتریکی مبتنی بر مدیریت عرضه انرژی الکتریکی از منابع تجدیدناپذیر؛ 2) تامین انرژی الکتریکی مبتنی بر مدیریت عرضه انرژی الکتریکی از منابع تجدیدپذیر؛ 3) تامین انرژی الکتریکی مبتنی مدیریت تقاضای انرژی الکتریکی و 4) تامین انرژی الکتریکی مبتنی بر سازگاری با تغییرات اقلیمی شناسایی گردید. سپس با اعمال جداگانه و ترکیبی سیاست های هر یک از راهبردها؛ رفتار متغیرهای هدف مدل، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. در نهایت سیاست های ترکیبی شامل: 1) کاهش تلفات عرضه از طریق بهره وری عوامل تولید نیروگاه ها؛ 2) کاهش تلفات انتقال و توزیع انرژی؛ 3) کاهش سرانه مصرف انرژی الکتریکی؛ 4) توسعه نیروگاه های خورشیدی؛ 5) مدیریت تقاضای آب در بخش غذا؛ 6) توسعه سیستم های بازیافت حرارتی، 7) توسعه نیروگاه های بادی و 8) توسعه نیروگاه های بیوگاز به مثابه بهترین سیاست های تامین انرژی الکتریکی مبتنی بر سازگاری با روند تغییر اقلیم انتخاب گردید.
آینده نگاری صنایع فرهنگی ج.ا.ا در چارچوب اقتصاد مقاومتی
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
49 - 80
حوزههای تخصصی:
بیش از چهار دهه است که بررسی اقتصاد فرهنگ و هنر در دنیا مورد توجه جدی است و طی آن ادبیات روزافزونی درباره ابعاد اقتصادی فعالیت ها و آثار فرهنگی و هنری شکل گرفته و مباحث آن در دانشگاه ه ای مختلف مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. این پژوهش، با انتخاب یکی از مهم ترین روش های آینده نگاری یعنی سناریونویسی به آینده های محتمل صنایع فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اقتصاد مقاومتی پرداخته تا بسترهای توسعه توان داخلی جهت تحقق اقتصاد درون زا و برون گرا از طریق گسترش کمّی و کیفی صنایع فرهنگی فراهم شود. از این رو با مطالعه میدانی و احصا ابعاد نظری از ادبیات تحقیق و با استفاده از نظرات 32 نفر از پژوهشگران، 47 مقوله اصلی پس از بررسی روایی و پایایی از سوی صاحب نظران حوزه صنایع فرهنگی، استخراج شد و با استفاده از نظرات خبرگان این موضوع طی دو پنل خبرگی مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از روش سناریونویسی با تعیین «عدم قطعیت های کلیدی» چهار سناریوی اصلی شامل؛ سناریو اول (مرغ دریایی)، سناریو دوم (مرغ لجن خوار)، سناریو سوم (نهنگ به گل نشسته) و سناریو چهارم (دلفین در قفس) به دست آمد و راهکارهای خبرگان مورد نظر برای تحقق دورنمای مطلوب هر سناریو پیشنهاد شد.
شناسایی عوامل مؤثر، ابعاد و پیامدهای تفکر استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
117 - 132
حوزههای تخصصی:
تفکر استراتژیک، شایستگی کلیدی به منظور مواجهه با عدم قطعیت و پیچیدگی محیط است. با این حال، فقدان این شایستگی کلیدی و از طرفی کمبود مطالعات در این زمینه هدف اصلی پژوهش را شکل داده است. این هدف شناسایی عوامل مؤثر، ابعاد و پیامدهای تفکر استراتژیک است و در صنعت دام و طیور که از جمله صنعت استراتژیک در کشور است انجام شده است. به منظور ارائه مدلی متناسب با شرایط کشور، رویکرد کیفی و نظریه داده بنیاد مورد کاربرد قرار گرفت. ابزار پژوهش، جستجو در منابع معتبر علمی و مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان صنعت بوده که تعداد 16 مصاحبه به روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. مدل اکتشاف شده دربردارنده عوامل مؤثر در بعد فردی (دانش و مهارت حرفه ای، عوامل ادراکی، هوش عاطفی و اجتماعی)، سازمانی (فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش، ساختار و فرایندها) و محیطی (رقابت سازنده در محیط، حضور فناوری های نوین در صنعت، عوامل سیاسی اقتصادی حامی کسب و کار) بوده است. همچنین ابعاد تفکر استراتژیک در پنج دسته درک پیچیدگی زنجیره ارزش، تفکر تحلیلی، آگاهی سازمانی، فرصت طلبی خلاقانه و مواجهه هوشمندانه با بحران شناسایی شد. پیامدها نیز در دو سطح سازمانی (پایداری مالی، بهبود جایگاه سازمان در محیط) و صنعت (توسعه ظرفیت صنعت، بهبود جایگاه صنعت) شناسایی و ارائه شد. مدل ارائه شده از لحاظ ابعاد شناسایی شده دارای نوآوری بوده و الزاماتی برای توسعه تفکر استراتژیک ارائه می دهد که مورد بحث و تشریح قرار گرفته اند.
ضرورت آمادگی نظامی همگانی بر اساس آیه 60 سوره انفال؛ با محوریت تفاسیر شیعه
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
114 - 135
حوزههای تخصصی:
آمادگی نظامی همگانی، یکی از مهمترین اصول نظامی در کشورهای مختلف است که توسط دستگاه های حاکمیتی مدنظر قرار گرفته است. این موضوع به دلیل مخاطب بودن آحاد جامعه اسلامی ایران در ادوار مختلف تاریخی، یکی از مهمترین دغدغه های قوای نظامی کشور به شمار می آمده است. به همین دلیل پرداختن به بُعد نظری موضوع و ایجاد زمینه اعتقادی لازم در اقشار مختلف، اصل مهمی است که ضرورت پژوهش در این زمینه را توجیه می کند.با شکل گیری حکومت اسلامی در کشور، پژوهش درباره آمادگی نظامی همگانی در منابع اصیل اسلامی به عنوان پشتوانه ایدئولوژیک و اعتقادی به منظور متقاعد کردن اقشار مختلف مردم ایران اسلامی، اصلی انکارناپذیر است که توسط مراجع نظامی ذی صلاح مدنظر قرار گرفته است.در پژوهش کنونی که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، به بررسی آراء مفسران شیعه با محوریت آیه 60 سوره انفال درباره آمادگی نظامی همگانی پرداخته شده است. در آیه 60 سوره انفال، آمادگی نظامی همگانی به عنوان یک ضرورت مطرح شده است و آراء مفسران شیعه نیز بر وجوب این امر دلالت می کند.
پیش بینی تأخیر در پروازها در فرودگاه بین المللی امام خمینی: یک رویکرد مبتنی بر XGBoost(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
227 - 242
حوزههای تخصصی:
تاخیر در پروازها یکی از چالش های اساسی در صنعت هوانوردی است که منجر به نارضایتی مسافران، خسارات مالی برای شرکت های هواپیمایی و اختلال در عملیات فرودگاهی می شود. اگرچه مطالعات بسیاری به بررسی عوامل موثر بر تاخیر پرداخته اند، اما همچنان نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه، به ویژه در خصوص استفاده از الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین و بررسی تأثیر عوامل مختلف بر تاخیرها در فرودگاه های خاص وجود دارد. در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم یادگیری درختی XGBoost و زبان برنامه نویسی R، تأثیر شرایط آب و هوایی و عوامل مرتبط با پرواز بر تاخیر پروازها در فرودگاه امام خمینی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، توسعه یک مدل پیش بینی دقیق برای تاخیر پروازها و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن ها است. با تحلیل داده های تاریخی پروازها و اطلاعات هواشناسی، مدل پیش بینی توسعه داده شده قادر به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر تاخیرها بوده و به دقت 99.63 درصد در تشخیص تاخیر دست یافته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون سرعت باد، بارش، دید، نوع هواپیما، زمان حرکت و مسیر پرواز، تأثیر قابل توجهی بر وقوع و مدت زمان تاخیرها دارند. این یافته ها می توانند به تصمیم گیری آگاهانه تر در مدیریت فرودگاه، برنامه ریزی پروازها و کاهش تأخیرها کمک کنند و در نهایت منجر به بهبود کارایی عملیاتی و افزایش رضایت مسافران شوند.
بازاریابی صنعتی هوشمند محتوا: با رویکرد طراحی مدل قیمت گذاری بر ارزش آفرینی در بازارهای B2B(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
131 - 168
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی راهبردهای سنتی بازاریابی و قیمت گذاری در بازارهای B2B بود که عموماً به عدم تمایز در انتقال ارزش واقعی محصولات صنعتی منجر می شد. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش بازاریابی صنعتی هوشمند محتوا و ارتباط آن با طراحی مدل قیمت گذاری ارزش محور در بازارهای B2B است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با به کارگیری رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد سازمانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، ده مضمون اصلی و دویست کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی فناوری های پشتیبان، تعاملات دیجیتال و تجربه مشتری، به ویژه برای ارزش آفرینی و قیمت گذاری مؤثر، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که محتوای هوشمند، زمینه را برای درک عمیق تر نیازهای مشتریان صنعتی فراهم می آورد و از سوی دیگر، با فراهم کردن داده های واقعی، سیاست های قیمت گذاری مبتنی بر ارزش را تسهیل می کند. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری بین واحدهای مختلف و فرهنگ سازمانی داده محور برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که وجود رویکرد تلفیقی بین بازاریابی محتوایی و قیمت گذاری ارزش محور در بهبود رقابت پذیری شرکت های صنعتی نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی از قبیل ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش B2B بسیار راهگشا باشد.