ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۹۸۱.

مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
زمینه: همه گیری ویروس کرونا موجب ایجاد یکی از بزرگ ترین بحران ها در زمینه سلامت عمومی گردید. علی رغم نقش مرکزی باورهای ناکارآمد درباره سلامتی، چگونگی تأثیر و نقش سطوح چندگانه اضطراب و کانون چندگانه آن در کاهش سلامتی تقریباً نامشخص است. بنابراین انجام مطالعات در خصوص سطوح چندگان اضطراب در دوران همه گیری کووید-19 ضروری بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا در دانشجویان زن بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در طول همه گیری کرونا انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دانشگاه های استان گیلان در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1401 بود. با روش نمونه گیری در دسترس، 319 دانشجو از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب کرونا (علیپور و همکاران، 2020)، باورهای غیرمنطقی سلامت (کریستینسن و وارویک، 1999)، کانون چندوجهی کنترل سلامت (والتسون و همکاران، 1978) و نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه اضطراب سلامتی (سالکوسکیس و همکاران، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS.26 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که کنترل سلامت درونی، کنترل سلامت شانس، پیامد منفی ابتلا به بیماری و اضطراب سلامت کلی در گروه دارای باورغیرمنطقی سلامت بالا، بصورت معناداری بیشتر است (05/0 >P) و میانگین اضطراب کرونا در افراد دارای باور غیرمنطقی پایین بیشتر است (05/0 >P). نتیجه گیری: به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای نمرات بالا در مقیاس باورهای غیرمنطقی سلامت، منبع کنترل سلامت درونی و مربوط به شانس بیشتر، اضطراب سلامتی بیشتر، و اضطراب کرونای کمتری را گزارش می کنند. لذا مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد در جهت چندبعدی اضطراب برای این افراد پیشنهاد می شود.
۹۸۲.

نگارش تأملی به مثابه ابزار پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی در مواجهه با بحران های بشری: مطالعه موردی جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۹۱
این پژوهش با هدف واکاوی نقش نوشتار تأملی در پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی دانشجویان ایرانی در مواجهه با بحران بشری جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل انجام شده است. با بهره گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA)، تجربه ی زیسته ی ۱۴ دانشجوی مقاطع مختلف علوم انسانی و روان شناسی از طریق نوشتارهای تأملی تحلیل گردید. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شد که ابعاد هیجانی، شناختی، اجتماعی، معنایی و عملکردی مواجهه با جنگ را بازتاب می دهند. یافته ها نشان داد که نوشتار تأملی نقشی مؤثر در تخلیه هیجانی، معنا بخشی به تجربه، نظم دهی ذهنی و بازسازی هویت پس از بحران ایفا کرده است. هم چنین، ابعاد مختلف یادگیری انتقادی از جمله خودآگاهی وجودی، تحلیل اجتماعی، مسئولیت پذیری جمعی و بلوغ هیجانی در نوشتارها قابل ردیابی بود. تفاوت های فردی و فرهنگی مشارکت کنندگان، به ویژه در زمینه تحصیلات، جنسیت، تجربه زیسته و باورهای دینی، بر نوع واکنش و سطح تحلیل تأثیرگذار بوده اند. این مطالعه تأکید می کند که نوشتار تأملی می تواند ابزاری مؤثر برای مواجهه با بحران های انسانی، تقویت سلامت روانی و ارتقاء بینش انتقادی در محیط های آموزشی باشد.
۹۸۳.

تأملی در مستقل انگاری قاعده تحذیر در رفع مسئولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
قاعده موسوم به تحذیر یا هشدار از قواعدی است که در سالیان اخیر به عنوان یکی از نهادهای رافع مسئولیت در پژوهش های محققین مطرح شده و منظور از آن این است که اگر فردی نسبت به خطرات فعل خود به دیگران هشدار دهد اما دیگران توجه نکنند و آسیب ببینند فرد هشداردهنده مسئولیتی ندارد. حقوق پژوهان معاصر هشدار را به عنوان یک عامل مستقل در رفع مسئولیت معرفی کرده اند؛ لیکن با توجه به وجود سایر نهادهای رافع مسئولیت، مانند تسبیب، مسئله ای که نویسندگان پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به آن هستند این است که آیا هشدار یا تحذیر عاملی مستقل است و معیاری متفاوت برای رفع مسئولیت ارائه می دهد یا اینکه از مصادیق نهاد تسبیب محسوب می شود؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی ادله قاعده هشدار، که شامل قرآن و سنت و بناء عقلا می شود، را با رویکرد امکانِ استنباطِ نهادی مستقل برای رفع مسئولیت، ارزیابی می کند و رهاورد آن این است که هشدار عاملی مستقل برای رفعِ مسئولیت نیست و در حقیقت از مصادیق قاعده تسبیب است. زیرا قرآن کریم اساساً دلالتی بر رفع مسئولیت نمی کند و سنت و بناء عقلا دلالتی بر نهادی مستقل از تسبیب نمی کنند.
۹۸۴.

بررسی اثرات زیست محیطی توسعه انرژی های تجدیدپذیر و مخارج سلامت بر عامل ظرفیت بار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
فعالیت های انسانی، به ویژه فعالیت های مرتبط با مصرف سوخت های فسیلی، موجب آلودگی محیط زیست و افزایش انتشار گازهای گلخانه ای شده است. سیاست هایی مانند کاهش مصرف این سوخت ها و توسعه انرژی های تجدیدپذیر می توانند بهبودهایی نظیر ارتقاء کیفیت هوا و کیفیت محیط زیست را به همراه داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین بخش سلامت، انرژی و فعالیت های اقتصادی با کیفیت محیط زیست انجام شده و به این منظور از شاخص "عامل ظرفیت بار" (نسبت ظرفیت زیستی به ردپای اکولوژیکی) برای ارزیابی های مربوطه بهره برده است. در این مطالعه با استفاده از رویکرد خودرگرسیون برداری با وقفه های توزیعی (ARDL) به بررسی تأثیر مخارج سلامت، انرژی های تجدیدپذیر و تولید ناخالص داخلی بر روی عامل ظرفیت بار در ایران طی دوره 1990 تا 2019 پرداخته شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل بلندمدت نشان می دهند، مخارج سلامت دولت و مصرف انرژی های تجدیدپذیر هریک تأثیر مثبت و معناداری بر شاخص عامل ظرفیت بار دارند. در مقابل، تولید ناخالص داخلی سرانه با ضریب منفی ۰.۱۷، اثری معکوس و معنادار بر عامل ظرفیت بار دارد. همچنین نتایج الگوی تصحیح خطا نشان می دهد که ضریب تعدیل خطا برابر با ۰.۶۹- و از نظر آماری معنادار است؛ بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود دولت با تنوع بخشی به منابع انرژی تجدیدپذیر، کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و حمایت از فناوری های سازگار با محیط زیست، مسیر رشد سبز را دنبال کند. همچنین، افزایش مخارج سلامت با تمرکز بر پیشگیری و ترویج آگاهی های زیست محیطی می تواند فشار بر محیط زیست را کاهش داده و کیفیت آن را بهبود بخشد.
۹۸۵.

کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشه انحصارگرایی در حوزه حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول گرایی و بیش از همه با نظریه کثرت گرایی؛ و نکته قابل تامّل آن که انحصار گرایی و شمول گرایی در طول نظریه کثرت گرایی اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانه متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان ها دارای مراتب و ظرفیت های مختلف اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت گرایانه که ذومراتبی است مواجه می شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می کند و نشان می دهد که در نگاه کثرت گرایی ذومراتبی شمس، رهیافت های ادیان در مواجهه با حقیقت غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت ماهوی دارد.
۹۸۶.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۸
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۹۸۷.

گاهشناسی نسبی و کاربست سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند:  «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)،  «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
۹۸۸.

نوآوری ملاصدرا نسبت به ابن سینا در تبیین وجود شناختی خُلقیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
خُلقیات انسان از ارکان مهم در شخصیت انسان است که تبیین حقیقت آن از دیدگاه فلسفی ضرورت دارد. این مقاله در نظر دارد رویکرد وجود شناختی ملاصدرا را نسبت به رویکرد ماهوی ابن سینا در تبیین خُلقیات بررسی کند. بر مبنای ابن سینا، خُلقیات اعراضی هستند که در نتیجه رابطه نفس با بدن، بر جوهر نفس افاضه و موجب استکمال نفس می شوند. ملاصدرا ضمن ایراد اشکالات بر نظریه یادشده، با تحول در مبانی انسان شناسی، معتقد بود خُلقیات ملکاتی جوهری هستند که به واسطه عملکرد بیشتر یکی از قوا و با بستری سازی علل معد (تکرار فعل، مزاج و اجتماع) طی حرکت جوهری اشتدادی منجر به سعه وجودی نفس می شوند و در نتیجه بیانگر صورت و مرتبه وجودی نفس هستند. به این ترتیب، صدرا برخلاف ابن سینا خُلقیات را کمال ثانوی نمی داند، بلکه آن را کمال اولی معرفی می کند و به همین دلیل، تبیینی دقیق تر ارائه می دهد که در سایر مسائل مرتبط همچون مراحل شکل گیری و ملاک تقسیم بندی خُلقیات نیز تأثیرگذار خواهد بود.
۹۸۹.

اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این مطالعه زنان متقاضی طلاق ارجاع داده شده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر بندرعباس در سال 1403 بودند. 30 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی ساده قرار گرفتند. هر دو گروه در شروع مطالعه، پس از اجرای درمان در گروه مداخله (طی 10 جلسه 90 دقیقه ای) و پس از گذشت سه ماه به مقیاس تحمل پریشانی (DTS؛ سیمونز و گاهر، 2005) و سنجه راهبردهای حفظ رابطه (RMSM؛ استفورد، 2011) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین گروه ها در متغیرهای تحمل پریشانی و حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). نتایج مقایسه زوجی نتایج نشان داد بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری متغیرهای تحمل پریشانی حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در طول زمان نقش موثری بر افزایش تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق داشته است.
۹۹۰.

فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
۹۹۱.

Le symbolisme du temps dans "Les Pleurs" de Marceline Desbords-Valmore : Une lecture à travers la question du régime diurne vu par Gilbert Durand(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۳
Cet article a pour objectif d’examiner le symbolisme du temps dans Les Pleurs de Marceline Desbordes-Valmore (1786-1859). Poétesse romantique française, elle s’est distinguée par une écriture lyrique profondément marquée par le deuil, la maternité et la quête d’apaisement intérieur. La poésie de Valmore transmute la souffrance en une vitalité organique, où les forces élémentaires de la nature dialoguent avec l’élan spirituel de l’être. Son imaginaire poétique se révèle alors comme une tension dynamique entre vitalité et temporalité transfigurée. Dans le cadre de cette recherche, nous nous interrogeons sur la manière dont le symbolisme du temps s’inscrit au cœur de cette poétique. En nous appuyant sur Les structures anthropologique de l’imaginaire développée par Gilbert Durand, nous analysons comment les symboles liés au temps structurent l’univers symbolique de la poétesse. Dans ce travail, nous nous proposons de répondre à la question de savoir comment Marceline Desbordes-Valmore transforme, à travers son imaginaire symbolique, l’angoisse liée au passage du temps en une quête spirituelle et poétique apaisante. Pour ce faire, nous analysons six catégories symboliques du régime diurne (thériomorphes, catamorphes, nyctomorphes, ascensionnels, spectaculaires et diaïrétiques), afin de mettre en lumière la fonction consolatrice de sa poésie face à la temporalité, à la condition humaine et à l’angoisse de la mort.
۹۹۲.

نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروه های مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، خاورمیانه شاهد گسترش جنبش های مقاومت اسلامی بوده است که در برابر اشغال، سلطه خارجی و تبعیض ساختاری کنشگری کرده اند. بااین حال، گفتمان امنیتی مسلط در جهان شمال، این جنبش ها را عمدتاً در قالب «نیروهای نیابتی ایران» بازنمایی می کند و بدین وسیله عاملیت تاریخی و بومی آنان را حذف می سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر جنبش انصارالله یمن، می کوشد نشان دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» نه یک توصیف خنثی، بلکه سازه ای گفتمانی در خدمت نظم معرفتی و سیاسی شمال جهانی است. هدف مقاله، نقد این گفتمان و بازفهم مقاومت اسلامی در چارچوب نظریه جنوب به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی و ضد هژمونیک است. روش ها: پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و تفسیری است و با بهره گیری از تحلیل گفتمان فوکویی انجام شده است. داده ها شامل متون منتخب اندیشکده ها و رسانه های جریان اصلی غرب (از جمله شورای آتلانتیک، چتم هاوس، بنیاد دفاع از دموکراسی ها، سی ان ان و گاردین) در بازه زمانی اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، در کنار بیانیه ها و سخنرانی های رسمی جنبش انصارالله و برخی پژوهش های پیشین مرتبط است. تحلیل در دو مرحله صورت گرفته است: نخست، شناسایی الگوهای زبانی و مفصل بندی های گفتمانی که انصارالله را به عنوان نیروی نیابتی ایران بازنمایی می کنند؛ دوم، مقایسه این بازنمایی با گفتمان بومی مقاومت در یمن با اتکا به نظریه جنوب و مفهوم شرق شناسی امنیتی. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در گفتمان امنیتی شمال، انصارالله به طور نظام مند به عنوان ابزاری تابع سیاست منطقه ای ایران تصویر می شود و واژگانی چون «گروه تحت حمایت ایران»، «جنگ نیابتی» و «شبکه تروریستی» برای سلب عاملیت محلی آن به کار می رود. این بازنمایی، با منطق شرق شناسی امنیتی، زمینه های تاریخی، اجتماعی و مذهبی یمن را حذف و مداخله خارجی را مشروع سازی می کند. در مقابل، تحلیل گفتمان بومی نشان می دهد که انصارالله ریشه در تجربه طولانی حاشیه نشینی سیاسی، تبعیض مذهبی و مقاومت اجتماعی در یمن دارد. رابطه این جنبش با ایران بیش از آنکه سلسله مراتبی و نیابتی باشد، مبتنی بر هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی در چارچوب مقاومت ضدسلطه است. شواهد گفتمانی و عملی نیز از عاملیت سیاسی و استقلال تصمیم گیری انصارالله در سطوح ملی و منطقه ای حکایت دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» در ادبیات امنیتی جهان شمال، نه صرفاً ابزاری توصیفی برای فهم منازعات منطقه ای، بلکه سازوکاری گفتمانی برای بازتولید سلسله مراتب دانایی، طبیعی سازی مداخله خارجی و حذف عاملیت جنوب جهانی است. تحلیل موردی جنبش انصارالله یمن آشکار می سازد که بازنمایی این جنبش به عنوان «نیروی نیابتی ایران» بیش از آنکه بر واقعیت های تاریخی و اجتماعی یمن استوار باشد، محصول منطق شرق شناسی امنیتی و چارچوب های معرفتی مسلط در شمال جهانی است. در مقابل، گفتمان بومی مقاومت نشان می دهد که انصارالله کنشگری برخاسته از تجربه زیسته حاشیه نشینی، تبعیض ساختاری و مقاومت اجتماعی در یمن است که در تعامل با جمهوری اسلامی ایران، نه در قالب رابطه ای سلسله مراتبی، بلکه در چارچوب هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی ضدسلطه عمل می کند. از این منظر، مقاومت اسلامی را باید به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی در جنوب جهانی فهم کرد که واجد عاملیت، ابتکار و استقلال تصمیم گیری است. در سطح نظری، این پژوهش با تلفیق نظریه جنوب، مطالعات پسااستعماری و تحلیل گفتمان فوکویی، بدیلی انتقادی برای دانش امنیتی مسلط ارائه می دهد و نشان می دهد که گذار از گفتمان «جنگ نیابتی» به فهم «مقاومت بومی و خودآیین»، شرط اساسی تولید دانش امنیتی مستقل، چندصدایی و غیرهژمونیک در جنوب جهانی است.
۹۹۳.

In-between Two Worlds: Time, Place and Language in Abdulrazak Gurnah’s Selected Novels(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۳۱
Post-colonial reading looks at the description and analysis of literary works from a different window than the mainstream literature and science. From this theoretical approach, the works of Abdulrazak Gurnah contain important Factors that represent and describe the two worlds of the West and the East in different ways. To examine these Factors, five novels of Gurnah have been analyzed in this article. These stories are illustrative examples for the world of Gurnah’s writing and stories. To analyze the texts, I have used the categories of time, place, and language as ‘moments’ that articulate this world. The analysis shows that these variables have affected the content and theme, of his stories in different ways, of course with differences in quantity and quality. Despite the difference in the description of the two worlds that Gurnah has dealt with, with the passage of time his stories have tended towards globalization. The attitudes of these texts are mainly placed in an ‘in-between’ space and are not necessarily placed on one side of the border. In general, despite the relatively more positive representation of the western world, Gurnah has fulfilled his mission in raising the voice of subalterns to some extent.
۹۹۴.

The Impact of Concept Mapping on Summarizing Short Stories for EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۱۲
Language learners find it hard to change a text’s wording and present it differently while maintaining the original meaning in the text. This research, therefore, examined the effect of concept mapping instruction on summarizing short stories for EFL learners. Two intact grade-eight classes were assigned to experimental (n = 20) and control (n = 18) groups randomly. They summarized a starter-level short story, Drive into danger, using a maximum of 450 words as a pretest. Next, the experimental group experienced concept-mapping instruction, whereas the latter group received the traditional way of teaching summarization, for six consecutive weeks. Both groups summarized the same story again, based on their instruction, into a 450-word text at a maximum as a posttest. Pretest and posttest summaries were assessed in terms of content, organization, vocabulary, and language use. The experimental group positively improved on overall performance, content, and organization, marginally improved on vocabulary, but did not improve on language use. Furthermore, the participants’ feedback on the instructional treatment supports the statistical results. The findings offer several instructional implications.
۹۹۵.

The Role of Women in the Construction of the New Islamic Civilization from the Perspective of Martyr Ayatollah Sayyid Mohammad Hosseini Beheshti(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۰
In the process of achieving a new Islamic civilization, one of the fundamental issues is clarifying the position and role of women in this civilizational movement. This article examines the role of women in shaping Islamic civilization from the perspective of Martyr Ayatollah Beheshti. The main research question is: ‘How is the role and status of women in realizing the construction of the new Islamic civilization explained from Beheshti's viewpoint?’ To answer this question, the present study employed a descriptive-analytical approach, drawing on library and documentary sources. The findings indicate that Beheshti, with a transformative perspective, considers women as key agents in building the Islamic civilization and emphasizes their intrinsic human dignity. According to him, the active participation of women in scientific, ethical, and social fields, alongside the preservation of Islamic identity, is essential to advancing Islamic civilization. He believes that redefining the status of women within the framework of authentic Islamic teachings is necessary and opposes any imitation of rigid traditions or Western feminist discourses. Beheshti considers the family as the central nucleus of civilization-building and emphasizes the importance of capable women in this context. Furthermore, he views the provision of educational and socio-political participation opportunities for women as essential for their effective presence in the path of realizing the new Islamic civilization. This article, by presenting a balanced Islamic model from Beheshti's perspective, proposes gender justice through the integration of Quranic principles with contemporary needs and, by critiquing both tradition and Western feminism, offers practical strategies for women's empowerment.
۹۹۶.

The Crises of the Sciences and Skills and Objects Themselves(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۲
For Edmund Husserl, the crisis of the modern sciences consists in the reduction of beings and the world to the mathematically measurable. Yet the lifeworld with its things that we fashion and use with our hands is no less real than the objects of science, and the scientific attitude is always nested within this lived world. Martin Heidegger by contrast finds the major source of our crisis in the Cartesian conception of subject and world. This has culminated in Nietzschean theory of the will to power, which in its unity with technology has despoiled our environment. In all of this Heidegger retains a tenderness for the small-scale products of human handiwork, which are preferable to machines and machine tools. In his own philosophy of technology Gilbert Simondon shares some of these concerns, whilst contending that technological objects have untapped potentials in relation to those who invent, use and develop them. Common to all these philosophies is a worry about abstract theory and mechanization reducing our direct engagement with things. This worry is compounded by a sociocultural tendency identified by Matthew Crawford, a tendency to denigrate a career in the practical trades. Drawing on Crawford’s experience of manual engagement in the world, I argue that a revalorization of such skilled work and of caring and repairing would help to ameliorate the climate and pollution crises and improve our lives. Many of our problems come from the discarding of things through our carelessness or through planned obsolescence by their makers.
۹۹۷.

The Feeling of Ontological Insecurity: The United Kingdom's Conflict-Seeking Foreign Policy (1998–2003)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
By the advent of the New Labour government in 1997, under Prime Minister Tony Blair, the UK became actively involved in various international conflicts, including the war in Kosovo (1998), Afghanistan (2001), and Iraq (2003). This article seeks to explore why the New Labour government under Blair engaged in multiple wars and conflicts, often experiencing limited material gains for its efforts. By focusing on social factors such as the desire for recognition and a sense of ontological security, the article hypothesizes that New Labour’s conflictual stance stemmed not solely from material considerations, but significantly from the UK government’s feeling of ontological insecurity within the international society. This article argues that once a state's sense of ontological security is disrupted, whether temporally or spatially, it often pushes states to prioritize reclaiming its lost national identity over safeguarding material gains and interests, aiming to restore its ontological security. Highlighting the determination of elite policymakers to stand closely aligned with the United States, the study will use a content analysis approach to analyze three key conflicts involving the New Labour government. Ultimately, the findings suggest that a profound sense of ontological insecurity played a crucial role in driving the UK government toward conflict-oriented behaviors.
۹۹۸.

Multi-level Contextual Factors and L2 Writing Teachers' Assessment Conception and Practices in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
riting assessment literacy (WAL) for second or foreign language (L2) teachers, which refers to teachers’ knowledge, conceptions, and practice of writing assessment in L2 contexts, has lately received attention from scholars. Although there has been significant debate about the impact of contextual and conceptual factors on teachers’ assessment literacy, studies focusing on how such factors influence teachers’ WAL are lacking. The purpose of this qualitative study was to explore the way Iranian English writing teachers' conception of assessment, and macro, meso, and micro contextual variables, impact their writing assessment practice. It also looked at how writing teachers make assessment decisions in order to negotiate and find a compromise when their assessment views and beliefs diverge from the assessment policies in their local contexts. The data were collected through semi-structured interviews with ten in-service L2 writing teachers in Iran. The findings show that participants had positive conceptions about formative writing assessments, but they stated that they mostly used summative assessments in writing classes. Macro-level contextual factors turned out to mostly impact teachers’ writing assessment practices and conceptions. The results underscored the role of school and work experience in shaping and changing writing assessment conceptions. The findings of this study contribute to our current understanding of WAL development and the provision of more efficient assessment training for language teachers in teacher education programs.
۹۹۹.

Educational Analysis of Moral Virtues in Higher Education from the Perspective of John Nixon(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
Introduction: The primary aim of this article is to explicate the key role of universities in cultivating moral virtues and promoting a moral culture within society. Nixon believes that universities ought to become environments for nurturing human virtues such as social justice, civic responsibility, honesty, authenticity, and magnanimity. Material and Methods: This study adopts a qualitative approach to the educational analysis of moral virtues in higher education from John Nixon’s perspective. To elucidate moral virtues from Nixon’s viewpoint, the “conceptual analysis method” is employed. The textual corpus of the present study is Nixon’s book Towards a Virtuous University. In addition, sources related to the ethical conditions of higher education systems - such as scholarly articles and research reports - are examined. Data collection tools include library resources, academic documents, and Nixon’s works. Conclusion: The findings emphasize the importance of promoting these virtues within higher education and creating ethically oriented learning environments. This can lead to the cultivation of committed and responsible individuals capable of active participation in building a more ethical society. Overall, the study underscores the significance of fostering moral virtues in universities and academic environments, as well as the role of these institutions in enhancing the moral culture of society.
۱۰۰۰.

Multi-Modal Driver Drowsiness Detection in ADAS via Attention-Guided Siamese Network with Temporal Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
Driver drowsiness detection plays a critical role in improving road safety, as drowsiness substantially increases the likelihood of traffic accidents. In this study, we propose a novel multi-modal framework within Advanced Driver Assistance Systems (ADAS) that leverages an Attention-Guided Siamese Network coupled with temporal modeling to accurately capture both spatial and temporal patterns of driver fatigue. The Siamese network processes paired facial images, enabling the extraction of discriminative features that highlight subtle changes in driver state. The attention mechanism is explicitly applied to the spatial feature maps within each branch of the Siamese network, allowing the model to focus selectively on key facial regions—such as eyes and mouth—that are most indicative of drowsiness, while also weighting complementary sensor modalities dynamically. Temporal modeling is incorporated through a sequential module (e.g., LSTM or temporal convolution) that analyzes the extracted features over time, capturing gradual and evolving signs of drowsiness that static frame-based methods often overlook. Extensive evaluations on benchmark datasets (YawDD, NTHUDDD) and a novel real-world driving dataset demonstrate superior accuracy exceeding 98.8%, along with strong cross-subject generalization. Ablation studies confirm the critical contributions of the attention mechanism in improving feature discrimination, and the temporal modeling module in enhancing sensitivity to progressive drowsiness. The proposed method surpasses traditional approaches in temporal awareness, data efficiency, and resilience to inter-subject and environmental variations, offering a robust and interpretable solution for real-time driver drowsiness monitoring in intelligent vehicles.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان