بایسته های اقتباس قانون اساسی در کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۵ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
1553 - 1586
حوزههای تخصصی:
پیرو نهضت تدوین قانون اساسی، نظام های حقوقی برای طراحی قانون اساسی کشور خود از منابع متعددی بهره می گیرند که یکی از این منابع، قانون اساسی سایر کشورها است. به عبارت دیگر، تدوین کنندگان قانون اساسی در یک نظام حقوقی، یکی از مهم ترین منابع قابل مراجعه برای خود را تجربه ای می دانند که سایر کشورها در انجام همین تکلیف - یعنی تدوین قانون اساسی - سابقاً به کار بسته اند. برای آنکه عملیات انتقال یک ایده از قانون اساسی یک کشور بیگانه به درستی صورت گیرد، باید ضمن توجه به ابعاد مختلف این فرایند، چهارچوبی مشخص برای آن تدوین گردد. از این روی حقوقدانان با شناسایی این پدیده در قالب مفهومی تحت عنوان «اقتباس قانون اساسی» در پی تحقق این مهم بوده اند. اقتباس صحیح قانون اساسی در صورتی رخ می دهد که بایسته های مربوط به آن رعایت شود. علاوه بر آنکه اصول حاکم بر اقتباس به صورت عمومی برای همه نظام های حقوقی قابل طرح است، برای برخی از نظام های حقوقی که وجهی مشترک دارند نیز می توان اصولی اختصاصی مطرح کرد؛ یکی از این وجوه مشترک، ابتناء بر دین است که نمونه آن در کشورهای اسلامی قابل مشاهده است. بدین منظور، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که «بایسته های اقتباس قانون اساسی در کشورهای اسلامی چیست؟». در نتیجه این پژوهش، مفهومی دقیق از اقتباس قانون اساسی ارائه می شود که تحقق کارکرد صحیح آن در کشورهای اسلامی منوط به رعایت 16 بایسته است. از جمله بایسته های مذکور می توان به رعایت اولویت راهبردی در نظام سازی اسلامی، تطبیق عناصر مورد اقتباس با مبانی و محکمات اسلام و تأمین تؤامان مشروعیت دینی و مقبولیت برای عناصر مورد اقتباس اشاره کرد.