ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۰۱ تا ۷٬۸۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۳ مورد.
۷۸۰۱.

نقش دیدگاه های سیاسی علویان در حیات سیاسی شیعیان از عاشورا تا برآمدن عباسیان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش درباره حیات سیاسی شیعیان در عصر حضور، بدلیل همراهی با امامان(ع) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دوره زمانی پس از قیام عاشورا برای شیعیان را می توان دوره ورود به عرصه جدیدی از تحولات سیاسی دانست که با توجه به شرایط خاص پس از قیام، اقدامات متفاوت شیعیان را درپی داشت. در این میان علویان به صورت بارز در حیات سیاسی شیعیان تأثیرگذار بودند. این نوشتار با اتخاذ شیوه تاریخی و بهره گیری از توصیف و تحلیل گزارش های تاریخی، درصدد پاسخ به این سوال است که دیدگاه های سیاسی علویان چه تأثیری در حیات سیاسی شیعیان تا برآمدن عباسیان داشته است؟ انسجام و وحدت مسلمانان که با کوشش پیامبر اکرم(ص) و اصحابش فراهم شده بود، بلافاصله پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) دچار دگرگونی شد. براساس اندیشه سیاسی شیعه، خداوند حق ولایت و تشکیل حکومت را به پیامبر(ص) و پس از او به ائمه(ع) واگذار نموده است. از این رو از نگاه شیعیان، انتصاب امام امری الهی و از مسائل کلام و اصول دین به شمار می آید. در مقابل، اهل سنت در مسئله حکومت به نظام خلافت معتقد بوده و انتخاب خلیفه را به شکل های مختلفی با انتخاب مردم، معرفی از سوی خلیفه قبل، شورا و... ممکن می دانند. مهم ترین چالش شیعیان در تعامل با سایر مسلمانان و حکمرانان غیرشیعه، ریشه در همین اندیشه سیاسی داشته و دارد، اگرچه در نوع تقابل با حکومت ها اختلافاتی در میان شیعیان وجود دارد. حضور انتقادی هاشمیان و علویان در عرصه سیاست، نتیجه سیاست های نادرست خلفا به ویژه اقدامات افراطی بنی امیه در قوم گرایی دوره حکمرانی عثمان (23-35ق) و اعطای امتیازات سیاسی و حکومتی به آنان بود که مخالفت هایی از سوی برخی گروه های اجتماعی را برانگیخت. مروری اجمالی بر حیات سیاسی شیعیان تا روی کار آمدن عباسیان ما را با شرایط متغیر و در نتیجه عملکرد متفاوت شیعیان مواجه می سازد. شیوه مدارا با حکومت و عدم برخورد نظامی یا شیوه تقابل نظامی برخلاف سیاست تقیه ائمه(ع) که از سوی گروه هایی از شیعیان اتخاذ شد. ائمه اثنا عشر(ع) و شیعیان پیرو آنها بعد از قیام عاشورا، با تقابل مستقیم نظامی و قیام مخالفت داشتند. لذا، تحرک سیاسی- نظامی انجام ندادند، اما دیگر گروه های شیعی دیدگاه ها و اقدامات متفاوتی داشتند. کیسانیه با اعتقاد به امامت محمد حنفیه (م81ق) فرزند غیرفاطمی امام علی(ع) و فرزندان وی، اولین انشعاب یا انحراف در اندیشه سیاسی شیعیان را موجب شده و اندیشه جدیدی در امامت مطرح کردند. علویان زیدی بعد از کیسانیه با طرح ضرورت تقابل نظامی، دیدگاه جدیدی در شیوه تقابل با حکومت ها مطرح کردند. سیاست تقیه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در شرایط اجتماعی و سیاسی که شیعیان به تحرک و تقابل در برابر حکومت نیاز داشتند، مورد پذیرش بسیاری از شیعیان قرار نگرفته و برخی از صادقین رویگردان شده، به دیدگاه های انقلابی زیدبن علی (م122ق) متمایل شده و گروه جدیدی را تشکیل دادند. علویان حسنی گروه سومی بودند که اختلاف در میان شیعان را بیشتر نمودند. نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، به ویژه در عصر صادقین(ع)، تبعیت چندانی از رویکردهای سیاسی ائمه(ع) نداشته، و در طی فرایند کوتاهی اندیشه انقلابی و ضد تقیه ای زید را پذیرفتند. بررسی گزارش های تاریخی نشان از اختلاف جدی در دیدگاه سیاسی علویان و ظهور دو رویکرد اصلی 1) سیاسی- اعتقادی مبتنی بر اصلاح از سوی پیروان ائمه(ع) و 2) رویکرد سیاسی- نظامی سایر علویان همسو با معارضان خلافت دارد که نتیجه آن، عدم انسجام در حیات سیاسی تشیع، اختلاف در شیوه تقابل با حکومت و در نتیجه ایجاد زمینه پیدایش فرقه های جدید شد. برخلاف شیوه برخی علویان در بهره گیری از تقابل نظامی، هدف اصلی از طرح سیاست تقیه از سوی امامان(ع) را می توان حفظ امنیت و تثبیت جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شیعیان و دور کردن خطر اقدامات متقابل دستگاه خلافت علیه امام و شیعیان دانست.
۷۸۰۲.

نقش تجار تبریز در فعالیت های نوگرایانه و نوسازی دوره قاجار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
شهر تبریز در دوره قاجار به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی و نزدیکی به قفقاز و عثمانی، دروازه ورود اندیشه های نوگرایانه و کالاهای غربی به ایران بود. این ویژگی باعث شد تبریز به یکی از نخستین کانون های نوسازی و تجدد در ایران تبدیل شود. تجار تبریزی که از ثروت، روابط تجاری بین المللی و آشنایی با تحولات غرب برخوردار بودند، درک روشنی از عقب ماندگی اقتصادی ایران داشتند و در راستای اصلاح ساختارهای اقتصادی و صنعتی کشور، اقدامات موثری انجام دادند. پژوهش حاضر در پاسخ به این سوال که تجار تبریزی در زمینه نوسازی تجاری و صنعتی چه اقداماتی را انجام دادند؟ به بررسی نقش و فعالیت های تجار تبریزی در زمینه نوسازی اقتصادی، تجاری و صنعتی از عصر ناصری تا پایان حکومت قاجار می پردازد. تجار تبریزی در گام نخست با مشارکت در ایجاد نهادهایی همچون مجلس وکلای تجار و سپس دارالتجار، تلاش کردند ساختاری صنفی برای سامان دهی به فعالیت های اقتصادی و دفاع از منافع تجار در برابر نفوذ اقتصادی غرب و استبداد داخلی فراهم کنند. این نهادها، الگویی از نهادسازی مدنی با رویکرد اقتصادی بودند که بعدها به اتاق های بازرگانی تبدیل شدند. در ادامه، این تجار با تأسیس دفاتر تجاری در شهرهای داخلی و خارجی نظیر استانبول، قاهره، بمبئی و باکو، شبکه ای فعال از روابط بازرگانی و اطلاع رسانی بین المللی را ایجاد کردند. این دفاتر زمینه ای برای گسترش صادرات، واردات کنترل شده، تبادل فناوری و شناخت تحولات بازار جهانی فراهم آوردند. یکی دیگر از اقدامات مؤثر آنان تأسیس شرکت های مدرن یا کمپانی ها بود. این شرکت ها با استفاده از الگوی سرمایه گذاری سهامی و تجمیع منابع مالی، در زمینه هایی مانند راه سازی، حمل و نقل، خدمات مالی، صادرات و صنایع کوچک فعالیت می کردند. شرکت اتحاد، کمپانی آذربایجان و شرکت عمومی ایران ازجمله نهادهایی بودند که تجار تبریزی در آن ها نقش مؤثری داشتند. در حوزه نوسازی صنعتی، تجار تبریزی با تأسیس کارخانه هایی در زمینه های قالیبافی، نخ ریسی، چینی سازی، کبریت سازی، چرم سازی، صابون سازی و چاپخانه ها، کوشیدند نیاز بازار داخلی را پاسخ دهند و مانع از سلطه کالاهای غربی شوند. برخی از این کارخانه ها با تجهیزات مدرن و حتی مشارکت مهندسان خارجی راه اندازی شدند. کارخانه کبریت سازی ممتاز، کارخانه چینی سازی علی مسیو، کارگاه قالیبافی بابامحمد اوف گنجه ای و کارخانه برق مشهد از نمونه های شاخص این تلاش ها هستند. تجار تبریزی همچنین در عرصه زیرساختی، نقش مؤثری ایفا کردند. ازجمله اقدامات آن ها می توان به تأسیس تلفن خانه، کارخانه برق، واردات ماشین آلات بخار، و حتی طرح های عمرانی برای ساخت راه های شوسه اشاره کرد. این تحرکات نشان دهنده آگاهی آنان از پیوند میان زیرساخت، تجارت و توسعه صنعتی است. گرچه حکومت قاجار به دلیل ضعف برنامه ریزی اقتصادی، نقش محدودی در هدایت این تحولات داشت، اما بخش خصوصی و مشخصاً تجار تبریزی، با تکیه بر سرمایه، تجربه و شبکه های تجاری، توانستند الگویی موفق از نوسازی بومی ارائه دهند. بخشی از انگیزه این تجار علاوه بر سود اقتصادی، احساسات ناسیونالیستی، نگرانی از سلطه اقتصادی بیگانگان و اراده برای استقلال اقتصادی کشور بود. در مجموع، تجار تبریزی نقشی فراتر از بازرگان صرف داشتند و به مثابه نوگرایان کارآفرین، بخشی از بنیان های نوسازی اقتصادی ایران را پایه گذاری کردند. اقدامات آنان در زمینه تأسیس نهادهای تجاری و صنعتی، زمینه ساز تحولات بزرگ تری در دوران مشروطه و پس از آن شد. این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی تاریخی بوده است.
۷۸۰۳.

تأثیر عوامل سیاسی بر کاهش ارزش پول ایران در سده دوازدهم هجری قمری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۲
یکی از مباحث مهمّ اقتصادی قرن دوازدهم هجری قمری، کاهش ارزش پول ایران بوده است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل سیاسی مؤثر بر روند کاهش ارزش پولی ایران در سده دوازدهم هجری قمری است که با روش وصفی- تبیینی صورت گرفته است. در این نوشتار، با بررسی متغیر سیاست به عنوان متغیر مستقل و اقتصاد به عنوان متغیر وابسته، میزان تأثیرپذیری این دو بر یکدیگر ارزیابی شده تا نقش عوامل سیاسی در کاهش ارزش پول ایران در این دوره روشن گردد. به همین منظور، ضمن بررسی تحولات پولی ایران در قرن دوازدهم قمری، نقش عوامل سیاسی مؤثر بر کاهش ارزش پول ایران در طول حاکمیت افاغنه (1135-1142ق)، افشاریه (1148-1210ق) و زندیه (1173-1209ق) تشریح و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سده دوازدهم هجری، هم زمان با برافتادن صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، از وجوه گوناگون در تاریخ ایران دارای اهمیت است؛ زیرا نشان دهنده دوران ناتوانی و انحطاط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است. در این دوره، در نتیجه وقوع شورش ها، جنگ های متمادی داخلی و خارجی و خط مشی سردمداران قدرت، هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی زیادی بر کشور تحمیل گردید و سبب بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور شد. نبود ثبات و امنیت سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت، اخذ مالیات های سنگین، ناامنی راه ها، قتل و غارت و کاهش جمعیت فعال کشور، به رکود و انحطاط اقتصادی و توقف تولید و تجارت داخلی و خارجی و اختلال در نظام پولی و تولیدی و کاهش هرچه بیشتر ارزش پول منجر شد. یکی دیگر از تأثیرات منفیِ متأثر از سیاست های غلط داخلی و خارجی، کمبود فلز پول بود که بر اثر آن، حاکمیت مجبور شد برای تأمین هزینه ها، میزان عیار و وزن مسکوکات را کاهش دهد. بیشتر حکومت هایی که در تنگنای مالی قرار می گرفتند و به پول احتیاج داشتند، با این روش می توانستند مشکلات اقتصادی خود را حل کنند؛ اما تنزل عیار که نشان دهنده کاهش ارزش پول در این دوره بود، باعث افزایش بی رویه قیمت ها و تورم فراگیر شد. از این رو، در تعیین ارزش داخلی پول، سطح عمومی قیمت ها را باید در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر قیمت ها بالا رود، ارزش پول پایین می آید و اگر قیمت ها تنزل کند، ارزش پول بالا می رود. بر پایه آنچه گفته شد، مهم ترین علل کاهش ارزش پولی ایران در این قرن، با تأکید بر نقش عوامل سیاسی، عبارت اند از ضعیف شدن بنیه اقتصادی کشور در پی بی ثباتی سیاسی ناشی از بروز جنگ های زیاد داخلی و خارجی و تنزل عیار مسکوکات پول توسط حاکمیت مرکزی.
۷۸۰۴.

نقش ایلات کرد در استقرار حکومت صفوی در گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
با شکل گیری حکومت صفوی در اوایل قرن دهم، مناطق مختلف ایران تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی آن قرار گرفت. گیلان در آستانه برآمدن صفویان به دست حکومت های محلی اداره می شد و این حکومت ها در پناه دادن به صفویان به ویژه شاه اسماعیل بنیانگذار صفوی نقش مهمی داشتند. روابط صفویان با حکومت های مستقر در گیلان در ابتدا دوستانه و پس از مدتی بنا به دلایلی خصمانه شد و در نهایت صفویان در اوایل قرن یازدهم به گیلان حمله کرده، حکومت های محلی را ساقط و آنجا را ضمیمه حکومت مرکزی کردند. سؤال اصلی پژوهش این است که ایلات کرد چرا و چگونه زمینه تسلط صفویان را بر گیلان فراهم ساختند و در این جهت چه نقشی داشتند؟ برخی از ایلات کرد پیش از تسلط صفویان در گیلان سکنا داشتند؛ از این رو حضور پرشمار ایلات کرد در سپاه صفوی و نیاز صفویان به ایجاد امنیت نظامی در گیلان به سبب سقوط خاندان های حکومتگر سبب شد تا برخی از آنها پس از تصرف گیلان در آنجا مستقر شوند.
۷۸۰۵.

پدیدارشناسی قوم یهود در دوره نزول قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۰
توجه به بستر تاریخی نزول آیات، می تواند فهم واقع نگرانه تر آموزه های قرآن را ممکن سازد. یکی از روش هایی که می تواند بدین هدف به کار گرفته شود «پدیدارشناسی» است. مطالعه پدیدارشناسانه می توان نوع اندیشه مردم عصر نزول درباره موضوعی را روشن سازد و بستر تحلیل نوع تعامل قرآن نسبت به اندیشه مردم را فراهم سازد. در مسیر بازسازی پدیدارها می توان، داده های اولیه را از آیات قرآن به عنوان متنی راستین و بدون تحریف به دست آورد. این نوشتار با روش پدیدارشناسی به مطالعه قوم یهود حاضر در شبه جزیره عربستان، به عنوان یکی از فعال ترین گروه های مؤثر در سبب نزول آیات، می پردازد و اطلاعات اولیه را صرفاً از آیات قرآن به دست می آورد. این پژوهش نشان می دهد در تجربه زیسته مردمان عصر نزول، قوم یهود .با ویژگی های متعددی شناخته می شدند ولی جزئیات بسیاری از این پدیدارها با نزول قرآن دگرگون شده است. همچنین دقت در برخی پدیدارها تبیین گر پاسخ های جدید به برخی شبهات «جهانی نبودن دعوت پیامبر به دلیل لزوم هم زبانیِ انبیاء با مردم قوم» خود است.
۷۸۰۶.

سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.  
۷۸۰۷.

بررسی و تحلیل متون سکه های دولت اسماعیلیه نزاری ایران (483-654 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۷
دولت نزاری ایران از دوران سومین رهبرآن محمد بن بزرگ امید تا پایان این حکومت در دوران رکن الدین خورشاه اقدام به ضرب سکه نموده است.مسئله پژوهش حاضر بررسی و تحلیل متون حک شده برسکه های دولت نزاری ایران است تا تاریخ این دولت از منظر دانش سکه شناسی بررسی گردد.مطالعه این متون اطلاعاتی در مورد جهت گیری اسلامی و اعتقادات شیعی دولت نزاری ایران، نظام امامت نزاریه،تحولات عقیدتی و سیاسی دوران جلال الدین حسن بن محمّد(ششمین رهبر دولت نزاریه) و مکان ضرب سکه های آنان(الموت)ارائه می کند.نقش شعارهای«لا اله الا الله»،«محمد رسول الله»و«علی ولی الله »،برخی آیات قرآنی و نام«نزار»برسکه های نزاریان ایران،که در ناحیه الموت(بلده الاقبال یا کرسی دیلم)ضرب شده اند،نشانگرعقاید اسلامی و شیعی آنان است.ترکیب اطلاعات بدست آمده از این طریق با روایات منابع مکتوب تاریخی،تحولات عصر دولت نزاریه ایران را روشن تر می سازد.این پژوهش با شیوه تبیین تاریخی سامان یافته و با تکیه بر شواهد سکه شناسی و تاریخی ارائه شده در منابع کتابخانه ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
۷۸۰۸.

طب و طبیبان در دوره حکومت آل مظفر (718- 795 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
از زوایای مهم زیست مردمان در دوره های مختلف، علم طب و نظام درمان طبیبان بوده است. طبیبان به عنوان یکی از اقشار برجسته علمی، همواره از جایگاه والایی در جامعه ایرانی برخوردار بوده و به سبب اهمیت سلامت تن برای همگان، اغلب زمامداران و طبقات مختلف اجتماعی به آنان توجه ویژه ای داشته اند. هدف اساسی مقاله حاضر، از یک سو بررسی جایگاه اطبا و شیوه های طبابت و تألیفات آنان، شناخت انواع امراض و درمان آن در این دوره و از سوی دیگر، تتبع درباره نحوه حمایت آل مظفر از علم طب و طبیبان است. یافته های پژوهش که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش پژوهش های تاریخی، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام گرفته، نشان از نقش حکمرانان مظفری در ترویج علم، ایجاد نهادهای آموزشی و الزامات سیاسی آنان در ارتقای جایگاه اندیشمندان و حضور طبیبان برجسته نزدیک به دربار مظفری با تألیفات معتبر پزشکی و پیش کش کردن این کتب ارزشمند به آل مظفر، درمان بیماری ها و پیشرفت های چشمگیر در برخی از شاخه ها همچون علم تشریح و برعهده گرفتن وظایف سیاسی، در این هنگامه پرآشوب دارد. طب و طبابت در دوره آل مظفر، در گام نخست میراث خوار پزشکی دوران پیش از خود و حکومت های محلی یزد، کرمان و فارس بودند. دیگر آنکه مناسبات دوسویه حاکمان مظفری و طبیبان شاخص این دوران و البته نبوغ شخصی اطبا، حمایت ها و شرایط خانوادگی آنها، موجب گردید تا از به محاق رفتن علم طب در زمانه آکنده از جنگ و ستیز عصر فترت، ممانعت به عمل آید و به نوعی انتقال دهنده معرفت های پزشکی به دوران پس از خود نیز بودند.
۷۸۰۹.

انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۰
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.
۷۸۱۰.

واکاوی تاریخی جایگاه اجتماعی ابن سینا با تأکید بر دانش پزشکی (428- 370 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۱
موقعیت اقشار مختلف در طول تاریخ ایران به دلیل فراز و فرود ساختار اجتماعی حاکم و تأثیرپذیری آن از عوامل گوناگون، متغیر بوده است. در همین راستا هدف تحقیق حاضر، فهم عوامل مؤثر بر جایگاه اجتماعی پزشکان در قرون 4 و 5 ق با تأکید بر جایگاه ابن سینا به عنوان یک پزشک صاحب نام است. این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به ویژه تاریخ رجال و حکماء قرون مذکور انجام شده است. یافته های تحقیق بیانگر نقش و تأثیر عواملی مانند نوع و نحوه تعامل اجتماعی، نوع ارتباط با دربار، نوع و کیفیت تخصص پزشکی، کسب مهارت ها و معارف فراپزشکی، شهرت و مقبولیت، باورها و اعتقادات، موقعیت خانوادگی و فرهنگ عمومی جامعه در تعیین جایگاه اجتماعی ابن سینا هستند. هر چند عامل «نوع و میزان تعامل با دربار»، برتری نسبی در مقایسه با دیگر عوامل مذکور دارد.
۷۸۱۱.

روابط خارجی آل بویه با سلاطین عمان (بَنووَجیه و زنگیان) در سال های بین 340-362 هجری(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۸
معاصر با ورود خاندان آل بویه (447-334 ه.ق) به بغداد، خوارج و بنو وجیه در عمان قدرت را در دست داشتند. خوارج با قدرت گیری جلندی بن مسعود (134-132 ه.ق)، پایه های نخستین حکومت خارجی مذهب عمان را بنا نهاده بودند. با ورود خاندان آل بویه به بغداد، خوارج که در دوره سوم امامت خود به سر می بردند و در آستانه ورود به دوره فترت قرار داشتند، نواحی داخلی و کوهستانی چون نزوه [1] را در اختیار داشتند. خاندان بنو وجیه [2] (354-324 ه.ق) که به عنوان رقیب اصلی آل بویه در عمان به سر می بردند و سپس زنگیان (362-356 ه.ق) نیز بر بنادر عمان نظیر مسقط [3] و صحار [4] حکومت می کردند. با تشکیل حکومت آل بویه در بغداد، روابط خصمانه آنان و سلاطین عمان، با تأخیری قریب به 18 سال، آغاز گردید؛ زیرا حمله دولت آل بویه به سرزمین عمان به منظور تصرف آن، در سال 352 هجری و به دستور معزالدوله (356-334 ه.ق) رخ داد؛ گرچه سپاهیان اعزامی معزالدوله سرانجام در سال 355 هجری موفق به فتح آنجا شدند، اما با مرگ معزالدوله و عدم توجه وزیران برای حفظ عمان، این ناحیه بار دیگر از قلمرو آل بویه خارج شد. عضدالدوله (372-367 ه.ق) که در این زمان حاکم فارس بود، در سال 364هجری، لشکری را به منظور جنگ با زنگیان که جایگزین خاندان بنی وجیه شده بودند، به عمان فرستاد. جنگی شدید میان سپاهیان عضدالدوله و زنگیان صورت گرفت که در نتیجه آن عمان دوباره به قلمرو آل بویه ضمیمه شد. بدین صورت گرچه حمله آل بویه به عمان با تاخیر صورت گرفت، اما تا زمانی که بهاءالدوله (403-379 ه.ق) عمان را در اختیار خاندان بنومُکَرَم (448-390 ه.ق) قرار داد، از سوی حاکمان بویهی همواره حملاتی به عمان در برابر خوارج، خاندان بنووجیه و زنگیان صورت گرفت. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع تاریخی و جغرافیایی دست اول، درصدد پاسخ به این سوال است که کدام عوامل در برقراری روابط خصمانه آل بویه با سلاطین عمان در سال های بین 362-340 هجری تاثیر داشت؟ نتایج پژوهش دلالت بر این دارد که در شکل گیری سیاست خصمانه آل بویه با بنووجیه و زنگیان عمان، مهم ترین عامل تجارت بود. عمان که در دهانه خلیج فارس واقع شده بود و در مسیر گذرگاه تجاری به سمت شرق آفریقا و شرق آسیا قرار داشت، بنادری چون صحار، مسقط، جلفار، [5] نزوه و جبال [6] را دربرمی گرفت. در نتیجه می توان گفت که سیاست خصمانه آل بویه عراق نسبت به خاندان بنو وجیه از یک سوریشه در تأمین امنیت تجاری بصره و بنادر شمالی خلیج فارس چون سیراف و جَنابه [7] داشت که مورد تهدید و تهاجم مداوم سلاطین عمان قرار داشتند؛ زیرا این بنادر بویژه بندر بصره، یکی از مهم ترین بنادر خلیج فارس بوده و تجارت شرق و غرب را به هم متصل می کرد و از آنجا که بصره در تجارت با بنادر عمان رقابت می کرد، حاکمان عمان در تلاش برای تصرف بصره بودند. همچنین نزدیکی عمان به سواحل شمالی خلیج فارس امکان حمله به سرزمین فارس و بندرگاه های تجاری شمالی خلیج فارس چون سینیز، [8] سیراف و جنابه را مهیاء می کرد. از سوی دیگر، آل بویه به جهت اهمیت تجاری عمان و تلاش برای تسلط بر بنادر آن، نگرش خصمانه ای را در برقراری روابط با سلاطین عمان برگزیدند. عمان به دلایل پیش گفته دارای نقش مهمی در تجارت شرق و غرب بوده و به نوعی به قطب تجاری منطقه تبدیل شده بود. بنابراین، برای امراء بویهی که توجه بسیاری به امر تجارت و بازرگانی داشتند، عمان از ارزش بسیاری برخوردار بود. از توصیف جغرافی نویسان قرون میانه اسلامی به خوبی روشن است که معاصر با خاندان آل بویه در عراق، مثلث تجاری خلیج فارس را در این زمان بصره، سیراف و عمان تشکیل می دادند و به عنوان مکمّل همدیگر در رفت و آمد کشتی های تجاری در مسیر شرق به غرب و بالعکس عمل می کردند.
۷۸۱۲.

بازشناسی هویت دینی خانه های مشهد دوران قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
خانه یکی از نیازهای هر موجود زنده است تا بتواند در آن سکنی گزیده و زندگی کند. برای انسان این فضا باید محلی جهت تأمل و تعامل روح و جسم باشد. در فرهنگ ایرانی؛ خانه، فضایی برای تشکیل و حفظ خانواده است که می تواند ارزش های سنتی دین را در آن متجلی سازد. هویت دینی از اصول حائز اهمیت در معماری ایرانی - اسلامی بوده و بازشناسی آن می تواند راه و الگویی برای معماری امروزی باشد. هویت دینی در واقع پذیرش دین به عنوان اصل اعتقادی بوده و آثار آن بر فرد دین دار، امریست که باعث پایبندی افراد به جوهر و ارزش های دینی شده، دلبستگی جمعی و عمومی افراد یک جامعه به نهادهای دینی و مناسک را موجب می شود. این پژوهش با هدف بازشناسی هویت دینی در خانه های دوره قاجار مشهد صورت گرفته و برای این امر از روش توصیفی - تحلیلی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. بر اساس آیات و احادیث مرتبط با معماری خانه ها و بررسی ابعاد هویت دینی از دو منظر مفهومی و کالبدی، الگوهای هویت دینی در خانه های دوران قاجار مشهد و درعین حال قرارگیری در جوار حرم امام رضا (ع) از چند وجه قابل بررسی بوده و این الگوها باتوجه به اعتقادات ساکنین آن و بروز ویژگی های مشترک در ساختار این خانه ها به خوبی تجلی یافته است.
۷۸۱۳.

تکوین و تثبیت پیوند مهدویت و رجعت در گفتمان امامیه: پژوهشی تاریخی- حدیثی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۴
چگونگی تکوین تاریخی پیوند میان انگاره های بنیادین «مهدویت» و «رجعت» در اندیشه امامیه، موضوعی نیازمند بررسی دقیق است. این پژوهش با رویکرد «تاریخ انگاره» و تحلیل متون حدیثی، کلامی و فرقه نگاری، سیر این ارتباط را از قرن اول تا پنجم هجری ردیابی کرده و نشان می دهد این پیوند، فرآیندی تدریجی بوده است. مرحله تکوین (قرون ۱-۲)، با شکل گیری الگوی پیوند مفهومی-کارکردی در بستر بحران های رهبری و توسط فرقه هایی چون کیسانیه و واقفیه آغاز شد. در مرحله گسترش (قرون ۲-۳)، همزمان با هویت یابی «قائم آل محمد» در گفتمان امامیه، مفهوم رجعت با نقش آفرینی جریان های غالی بسط یافت و شامل بازگشت مؤمنان و کافران نیز گردید؛ تحولی که به تبیین جهان بینی عصر ظهور کمک شایانی کرد. نهایتاً، در مرحله تثبیت (قرون ۴-۵)، متکلمان مکتب بغداد با بهره گیری از استدلال های نقلی و عقلی، به نظام مندسازی این آموزه پرداخته و آن را به عنوان بخشی از عقاید ضروری امامیه تحکیم بخشیدند. این تحقیق با ترسیم این خط سیر کامل، درکی نوین از فرآیند تبدیل یک ایده سیال به یک آموزه کلامی تثبیت شده ارائه می دهد
۷۸۱۴.

بیجار در مسیر توسعه پهلوی دوم: تحلیلی اسنادی از سیاست های عمرانی و پیامدهای آن (۱۳۲۷–۱۳۵۲ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
با آغاز دوره پهلوی دوم و شکل گیری اندیشه برنامه ریزی ملی، پنج برنامه عمرانی و توسعه اقتصادی-اجتماعی از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۶ش در سطح کشور طراحی و اجرا شد. هدف این برنامه ها ارتقای سطح زندگی مردم در حوزه هایی چون کشاورزی، بهداشت، آموزش، ارتباطات، و صنعتی شدن کشور بود. بااین حال، میزان اثرگذاری این برنامه ها در مناطق کمترتوسعه یافته مانند شهرستان بیجار کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش آن است که سیاست ها و برنامه های توسعه ای دوره پهلوی دوم تا چه اندازه توانستند زمینه رشد اقتصادی و اجتماعی شهرستان بیجار را در فاصله سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۲ش فراهم کنند و آیا اراده ای واقعی برای توسعه همه جانبه این منطقه وجود داشت یا خیر؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد اسنادی، مبتنی بر منابع آرشیوی و گزارش های رسمی سازمان برنامه و آمارنامه های استان کردستان انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه در چارچوب برنامه های عمرانی کشور، در حوزه کشاورزی، آموزش، راه سازی و خدمات اداری در شهرستان بیجار اقداماتی صورت گرفت، اما به دلیل ضعف ساختارهای اجرایی، کمبود سرمایه گذاری و ناهماهنگی میان دستگاه های دولتی، این برنامه ها به نتایج مطلوب نرسید. در نتیجه، شهرستان بیجار تا پایان برنامه چهارم عمرانی همچنان با چالش های مزمن اقتصادی و اجتماعی مواجه بود و توسعه متوازن آن تحقق نیافت.
۷۸۱۵.

گرایش به تشیع آیینی در میان صوفیان آناتولی و نقش آن در پیوند تصوف و تشیع(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
هدف از این پژوهش، بررسی فرایند شیعی گری عشایر ترک زبان آسیای صغیر و قرائت نخبگان صوفیان منطقه آناتولی از مذهب تشیع و اشاعه تشیع مناسکی- آیینی در جامعه آناتولی در قرون 6 تا 10 هجری قمری و تأثیر آن در پیوند تعالیم تشیع و تصوف می باشد. این تحقیق، با استناد به شیوه رایج در پژوهش های حوزه علوم انسانی و تاریخ یا مطالعات توصیفی تحلیلی، نگارش و تدوین یافته است و برآن است تا به بررسی رابطه گرایش های صوفیانه با شعائر و مناسک شیعه و تأثیر آن در شیعی گری علویان آناتولی بپردازد؛ امری که پژوهشگران در بحث پیوند تشیع و تصوف، کمتر بدان پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون: تأثیر فرهنگ ایران بر آسیای صغیر، هم زمانی پیوند تشیع آیینی و تصوف در قرون 8 و 9 ق/13 و 14م، و به ویژه نگرش و کنش خاص مذهبی عشایر ترک زبان منطقه، باعث شد تا با تثبیت فرایند اسلام پذیری، صوفی گرایی متمایل به برخی مناسک شیعه، به عنوان نوعی بینش مذهبی در بین ساکنان آناتولی رواج یابد؛ نحله ای که پس از ایلغار مغولان، وجه بارز دیانت به بخشی از اهالی خطه آسیای صغیر تبدیل شد. یکی از عوامل مؤثر گسترش تشیع غیرفقاهتی در آناتولى، گسترش طرایق صوفیانه و در آمیختن تعالیم آنها با عقاید غالیانه شیعى بود. در واقع، از قرن ششم به بعد، تحت تأثیر نگرش بدوی و عوامانه عشایر ترکمان آناتولى و فقدان جای گیری کانون های علمی و فرهنگی تشیع در آناتولی، طریقت هاى صوفیانه متعددى با عقاید التقاطی به وجود آمدند و در آنها گونه اى از اسلام تبلیغ مى شد که با آداب و عادات کهن مذهبی قبایل سازگارى داشت و در مقابل نظام سنّتى اسلام و شریعت و قرائت عالمانه و فقاهتی تشیع قرار می گرفت. صرف نظر از علت نامگذاری شیعیان آناتولی به نام علویان، از آنجا که شیعی گری ساکنان ترک زبان آناتولی در طیّ قرون میانه اسلام، متأثر از عقاید باطنی و آموزه های صوفی مشربانه و مغایر با فقه جعفری بوده، بنابراین، علوی گری شیعیان این منطقه، بر محوریت امام علی(ع) و تفسیر و تصویری که صوفیان متشیع از آن امام به طوایف آسیای صغیر ارائه کرده اند، مبتنی بوده است. شایان توجه است که بعد از استیلای عثمانی بر آسیای صغیر و با قطع ارتباط علمی بزرگان شیعه آناتولی با کانون های فقه و حوزه های علمیه تشیع، فرصت بهره مندی علویان از معارف اهل بیت(ع) و تقویت مبانی اندیشه شیعی علوی های ترک زبان از دست رفت. در مجموع می توان گفت در جریان فرایند اسلام پذیری در آسیای صغیر، گرچه اسلام توسط نظام سیاسی وارد شد، اما ماندگاری آموزه های کهن و برداشت عامیانه از فرهنگ دینی، باعث تلفیق ادراکات شبه عرفانی و آموزه های رادیکالی مذهبی گردید. جامعه کوچ گرد مقیم آناتولی که ظرفیت بهره گیری از تعالیم دینی فقاهتی را نداشت، با هدایت مشایخ صوفیه، برداشت متساهل و منش آیینی خود از دیانت اسلام و مذهب تشیع را معیار تدین قرار داد و جماعت موسوم به علوی که امروزه در ترکیه، اکثریت شیعیان آن کشور را تشکیل می دهند، بازماندگان چنین تشیع مآبی غیرفقاهتی و صوفیانه ای هستند.
۷۸۱۶.

راهکارهای امیرالمؤمنین علی(ع) در مواجهه با چالش های قاعدین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۵
هدف این پژوهش، دستیابی به تدابیر و مواضع امیرالمؤمنین، علی(ع) در مواجهه با چالش های ارتباطی خود با گروهی موسوم به «قاعدین» است که خود را از ورود به عرصه سیاسی در حکومت امام علی(ع) بازداشتند تا بنا بر گفته خودشان، از فتنه در امان باشند. این پرسش، امروز هم مطرح است که با بهره گرفتن از اصول حاکم بر شیوه های رفتاری امام علی(ع) در رویارویی با قاعدین، اصول رفتاری ما برای شیوه مواجهه و برخورد با ساکتین و مخالفین داخلی چگونه باید باشد؟ قعود، به معنای نشستن و قاعدین، یعنی نشستگان. در فرهنگ قرآن، این واژه در مقابل «مجاهدین» به کار رفته است و در اصطلاح، شامل افرادی است که هنگام ضرورت قیام برای حق، قعود کرده و در نزاع حق و باطل، با وجود اینکه مسئولیت دفاع از حق را دارند، از یاری جبهه حق امتناع می کنند. در زمان رسول خدا(ص) گروهی از مسلمانان چنین بودند و در جهاد شرکت نکردند که خداوند در قرآن آنان را سرزنش کرده است. در حکومت امیرالمؤمنین(ع) نیز کسانی از ابتدا با امام(ع) بیعت نکردند یا بیعت نمودند، اما در ادامه، از یاری امام(ع) کناره گیری کردند. آنان با اینکه از خواص در دوران حکومت امام علی(ع) محسوب می شدند، از ورود به عرصه مسائل سیاسی و نظامی خودداری کردند و قعود آنان، تأثیرات اجتماعی و سیاسی نامطلوبی بر جامعه اسلامی، به ویژه توده مردم بر جای گذاشت. عبدالله بن عمر (د.73ق)، سعدبن ابى وقاص (د.55ق)، محمدبن مسلمه (د.43ق) و اسامه بن زید (د.52ق)، شاخص ترین افراد این جبهه هستند. امام علی(ع) درباره آنان چنین فرمود: «حق را واگذاشتند و باطل را یارى نکردند». موضع آنان، موجب تضعیف حاکمیت و خلافت اسلامی و مایه امیدواری مخالفان و معارضان شد. چنین جریانی در تاریخ اسلام، از زمان رسول خدا(ص) بیشتر به عنوان عافیت طلبان وجود داشته و در دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع) به شکلی دیگر ظهور و بروز یافت؛ جریانی که به تدریج هویت و مبانی فکری و حتی دینی یافت. قاعدین، با مستندسازی قعود خود به آیات و احادیث نبوی، ناآگاه خواندن مردم، فتنه خواندن جهاد، ناامید ساختن مردم و تعلیق مشارکت خویش در جهاد به امور ناممکن برای حکومت امیرالمؤمنین(ع)، چالش ایجاد کرده و مردم را دچار تردید می کردند. با توجه به نصوص دینی مبنی بر ضرورت شناخت و پیروی از حق، آگاهی از سیره و راهکارهای اهل بیت(ع)، به ویژه امام علی(ع) در مقابله با تفکر و اقدامات قاعدین و وانشستگان از یاری حق، امری ضروری است. پژوهش حاضر، درصدد تبیین این مسئله به شیوه وصفی- تحلیلی است که امیرالمؤمنین علی(ع) چه تدابیر، مواضع و اقداماتی را در برابر این جریان به کار گرفته است؛ جریانی که با وجود عدم معارضه با خلافت حضرت، از یاری حاکمیت اسلامی خودداری کرده و حتی با سکوت خود، موجبات تردید دیگران را نیز فراهم آورده بودند. امیرالمؤمنین علی(ع) در مواجهه با چالش های قاعدین و مدیریت جامعه، راهکارهای گوناگونی به کار بستند؛ از جمله: مماشات با قاعدین در برابر ترک بیعت، خیرخواهی و دلسوزی نسبت به آنان، استدلال و روشنگری نسبت به تناقضات نظری و عملی ایشان، نکوهش و منزوی ساختن آنان، محروم ساختن ایشان از امتیاز مجاهدین، متعهد ساختن ایشان به تعهدات اجتماعی، نظارت و کنترل، صیانت از نظم، اعتماد و بیعت عمومی، تأکید بر عقلانیت و دوری از احساسات، حمایت از تفکر و تحقیق برای تشخیص حق و باطل و نیز نهی جامعه از تندروی در برخورد با آنان.
۷۸۱۷.

نقش عنصر تقیه در سیر تاریخی بیان احکام از سوی معصومان(ع)؛ مطالعه موردی: حکم روزه عاشورا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
توجه به عنصر حیاتی تقیه، در تعامل با روایات اهل بیت(ع) و همچنین در تحلیل اعتقادات و تاریخ تفکر شیعه، بسیار راهگشا است. ائمه(ع) به عنوان رهبران جامعه شیعه، نه تنها در مباحث مرتبط با اندیشه امامت، بلکه در مسائل فقهی حساسیت زا نیز، به ویژه احکامی که به نوعی با بحث امامت ارتباط داشتند، رویه تقیه را در پیش گرفته اند. پس از شهادت امام حسین(ع)، به دلیل تبلیغات بنی امیه در برگزاری جشن و روزه گرفتن در روز عاشورا، این مسئله فقهی به نوعی جنبه اجتماعی به خود گرفت، به طوری که اهل سنت و بنی امیه می توانستند از طریق پایبندی یا عدم پایبندی به آن، شیعه را از غیرشیعه بازشناسند؛ به همین دلیل ائمه(ع) برای حفظ جان شیعیان مجبور به تقیه شده اند. این نوشتار با توجه به منابع حدیثی و رجالی و داده های تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که به عنوان مطالعه موردی، کارکرد تقیه در مورد سیر تاریخی بیان حکم فقهی روزه روز عاشورا چگونه بوده است؟ در راستای پاسخ به این سؤال، پس از بیان اهمیت تقیه که معمولاً از اهل سنت انجام می شده است، گونه ای خاص از تقیه معرفی شده که ائمه(ع) از اهل سنت تقیه نمی کردند، بلکه گاه حکم تقیه ای را برای شیعیان خود بازمی گفتند؛ چرا که به دلیل سیطره فکری، سیاسی و اجتماعی اهل سنت و بنی امیه، یا سکونت راوی در شهری با اکثریت سنّی نشین یا تعامل او با دربار و اهل سنت، ناگزیر بودند فتاوای اهل سنت را بیان کنند؛ این گونه از تقیه را می توان «تقیه به نفع شیعیان» نام برد. در ادامه، براساس این نوع از تقیه، روایات نقل شده در موضوع روزه روز عاشورا و سیر زمانی آن ها مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که امامان(ع) در دوران بنی امیه، در بیان حکم مذکور با در پیش گرفتن رویکرد تقیه به سه عنصر اصلی فضای فکری جامعه، اعتقاد مخاطب و محل سکونت راوی توجه ویژه ای داشته و فضائلی را برای روزه در این روز بیان کرده اند که مشابه روایات اهل سنت هستند. تمامی این احادیث به راویانی گفته شده اند که از بزرگان اهل سنت بودند، یا از فرقه های شیعه، به ویژه زیدیه که تحت تأثیر اهل سنت بودند، یا با وجود شیعه بودن در شهرهای با اکثریت اهل سنت (مانند مکه و بصره) ساکن بودند؛ لذا ائمه(ع) با رعایت تقیه، روزه روز عاشورا را تأیید نموده و فضائلی را نیز برای آن بیان کرده اند. در اواخر دوران بنی امیه و اوایل دوران بنی عباس که کمی از محدودیت های اجتماعی و سیاسی کاسته شد، نیاز به تقیه کمتر شده و روایاتی در مذمت روزه در این روز بیان شده اند. روایات نقل شده در منع از روزه در این روز، یا به صورت نهی بدون ذکر دلیل هستند، یا منع از روزه در این روز همراه با بیان عقابی دردناک برای این عمل بیان شده اند. بررسی روایات منع روزه در عاشورا، اولاً همگی در دوران بنی عباس هستند؛ ثانیاً تمامی راویان این احادیث از امام، شیعه امامی مذهب بودند و ثالثاً در شهر کوفه که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دادند، ساکن بودند؛ لذا، به همین دلایل، ائمه(ع) برخلاف روایات دسته اول، نه تنها نیازی به تقیه در بیان حکم روزه در این روز نمی دیدند، بلکه از روزه در این روز با بیان عقاب آن منع کرده اند. توجه به این نکته کلیدی در رفتار علمی و عملی اهل بیت(ع) می تواند در دیگر فروعات فقهی اختلافی شیعه و اهل سنت و همچنین در بررسی تاریخ تفکر شیعه بسیار راهگشا باشد.
۷۸۱۸.

بررسی عوامل تنوع مذهبی خوزستان در سده چهارم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
خوزستان در طول تاریخ خود، تلاقی گاه ادیان و مذاهب گوناگون بوده است. این تنوع مذهبی به ویژه در قرن چهارم هجری به اوج خود رسید. در این سده، پیروان ادیان و مذاهب مختلف، اعم از مذاهب فقهی و کلامی اسلامی (مکتب کلامی معتزله، مذاهب فقهی اهل سنت، شیعیان و صوفیان) و ادیان غیر اسلامی (مسیحی، یهودی، صابئی و زردشتی) در خوزستان حضور داشتند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی و با مراجعه به منابع مختلف تاریخی و متون مذهبی متقدم، در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که چه عواملی موجب تنوع دینی و مذهبی جامعه خوزستان در سده چهارم هجری شده بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد این تنوع دینی و مذهبی برایند سه عامل اساسی بود. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از: پیوستگی جغرافیایی و فرهنگی خوزستان به عراق، رواداری مذهبی دولت آل بویه(حک: 322-448 ق) و موقعیت تجاری و بندرگاهی خوزستان.
۷۸۱۹.

تحلیل انتقادی نامه امیر نظام گروسی در واقعه سرکوب حمزه آقا منگور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۹۵
نامه امیرنظام گروسی در خصوص واقعه کشته شدن حمزه آقای منگور به عنوان یک سند و منبع دست اول، در خور بررسی و تحلیل دقیق است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای و اسناد انجام گرفته، مبین این واقعیت است که این نامه زاویه دید شخصی را منعکس می کند که خود یک طرف واقعه بوده و در مقام دفاع از عملکرد خود بوده است. یک سویه نگری، پیش داوری، تعصب نویسنده، برخی از درون مایه های این متن است که نشان دهنده زاویه دید دولتمردان قاجاری نسبت به نارضایتی و قیام های محلی است؛ از طرف دیگر متن نامه که در واقع جوابیه امیر نظام برای اقناع سفارت روسیه در اعتراض به واقعه مذکور است، دخالت دولت استعماری روس در امور داخلی ایران عصر قاجار را آشکار می کند.
۷۸۲۰.

نقش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان گیلان در دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۹
در دوره قاجار، زنان گیلان بیشتر در حاشیه خانواده و جامعه حضور داشتند و با محدودیت های سنتی و مشکلات اقتصادی مواجه بودند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحلیل منابع کتابخانه ای به بررسی وضعیت اجتماعی زنان گیلانی می پردازد. یافته ها نشان می دهد زنان شهری نسبت به زنان روستایی و عشایری نقش کمتری در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی داشتند، اما با گسترش مطبوعات و آموزش نوین، آگاهی اجتماعی و سیاسی آنان افزایش یافت. زنان در جنبش هایی مانند تحریم تنباکو مشارکت کردند و پس از آغاز مشروطه، با تأسیس مدارس دخترانه، حمایت نشریات محلی و تشکیل جمعیت هایی مانند «پیک سعادت نسوان»، وارد فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدند. آنان با نوشتن عریضه ها و شرکت در فعالیت های مدنی، از حقوق فردی و جمعی خود دفاع کرده و زندگی اجتماعی تازه ای را در گیلان آغاز کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان