مقالات
حوزههای تخصصی:
طریقت نقشبندیه یکی از مهم ترین جریان های تصوف در جهان اسلام است که در کردستان بیش از همه با نام مولانا خالد شهرزوری (1193‒1242) شناخته می شود. کوشش های او سبب شد شاخه خالدیه در سرزمین های عثمانی و به ویژه کردستانِ سده سیزدهم گسترش یابد و در پی آن، این طریقت به یکی از جریان های مؤثر مذهبی و اجتماعی در منطقه تبدیل شود. با توجه به جایگاه ویژه گروس و بافت مذهبی آن، بررسی بازتاب های نقشبندیه در این ناحیه می تواند تصویری روشن از کارکردهای اجتماعی و اعتقادی این طریقت به دست دهد. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برخی داده های میدانی و روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه نقش رهبران و پیروان برجسته نقشبندیه در ناحیه گروس می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان سادات نقشبندی امروله با تأسیس خانقاه مدرسه و جذب عالمان و طالبان علوم دینی، در حفظ و تحکیم باورهای اهل سنت در روستاهای سنی نشین منطقه نقشی محوری داشتند. همچنین برخی شخصیت های وابسته، از جمله سید محمد الیاسی مشهور به اشرف الحکما، با ترکیب فعالیت های پزشکی و پیوندهای طریقتی، نفوذ اجتماعی این جریان را گسترش دادند. در دوره های متأخر نیز تبلیغات و فعالیت های چهره هایی هم چون خلیفه عباس رضایی، استمرار همان کارکردها را نشان می دهد. به طور کلی، یافته های پژوهش آشکار می سازد که طریقت نقشبندیه در منطقه گروس، فراتر از یک طریقت عرفانی، کارکردی اجتماعی مذهبی ایفا کرده و در بازتولید هویت سنی و دفاع از باورهای اهل سنت در این ناحیه نقش تعیین کننده داشته است.
نقش بناهای یادمانی در تکوین راه های ارتباطی سده های میانی دوران اسلامی (مطالعه موردی: منطقه بیجار گروس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بناهای یادمانی یکی از متداول ترین سازه های عمومی در معماری اسلامی پس از مساجد به حساب می آیند. در بررسی های باستان شناختی شهرستان بیجارِ گروس در شرق استان کردستان، تعداد هشت بنا شناسایی شده است. با توجه به قرارگیری این منطقه در مسیر های ارتباطی شمال غرب به غرب ایران و همچنین همجواری با مراکز مهم حکومتی مانند مراغه، سلطانیه و تخت سلیمان، این بناها افزون بر کارکرد یادمانی، به عنوان میل راهنما در مسیر ارتباطی کاروانیان کابرد داشته است. هدف از این پژوهش معرفی بناهای یادمانی به منظور ارائه تصویری روشن از راه های ارتباطی در دوران اسلامی منطقه بیجار گروس است. لیکن شباهت ها و تفاوت های موجود در مقایسه بناهای راهنما با مناطق همجوار به ویژه دشت زنجان که از لحاظ محیطی و فرهنگی تقریباً شرایط یکسانی را با منطقه گروس دارند می تواند در ترسیم این مهم بسیار حائز اهمیت باشد. سؤال اصلی پژوهش این است که چه عواملی در شکل گیری و ایجاد بناهای یادمانی منطقه بیجار گروس نقش داشته و این بناها تا چه حد در بازسازی مسیرهای ارتباطی مؤثر بوده اند؟ به نظر می رسد عوامل محیطی و سیاسی- اجتماعی مانند همجواری با مراکز مهم سیاسی آن روزگار، ایمن بودن مسیر به علت حضور حکام محلی قدرتمند و شرایط محیطی مناسب (دسترسی به آب و وجود روستاهای متعدد) در تکوین و شکل گیری برج های منطقه در دوره سلجوقی و ایلخانی نقش داشته اند. روش تحقیق در این پژوهش تاریخی- تحلیلی است که بر اساس بررسی های میدانی، تهیه تصاویر و بررسی متون تاریخی و مدارک کتابخانه ای صورت گرفته است.
نقش امیرنظام گروسی در اندیشه ترقی و حکومت قانون دوره ناصرالدین شاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نیمه دوم حکومت ناصرالدین شاه به ویژه در دوره وزارت حسین خان سپهسالار اقدامات چمشگیری برای اصلاح امور سیاسی و اقتصادی کشور صورت گرفت. برخی از پژوهشگران تاریخ معاصر ایران آن را عصر ترقی و قانون خواهی معرفی کرده اند. هدف از این مقاله بررسی نقش و جایگاه یکی از مهمترین کارگزاران سیاسی این دوره یعنی حسنعلی خان امیرنظام گروسی در پیشبرد قانون گذاری و تجدد است. در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از مکتوبات خود امیرنظام و منابع تاریخی کوشش شده تا نقش او در برنامه های اصلاحی و اقدامات صورت گرفته این دوره برای ترقی و بهبود وضعیت سیاسی- اقصادی ایران مورد بررسی قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که امیرنظام گروسی جزو معدود کارگزاران عملگرا و موفق دوره قاجار بود که با درک بسیط و عام از تجددخواهی، تا حد زیادی زمینه رشد تفکر ترقی خواهانه را فراهم آورد و فرصت کار و اندیشه ورزی برای برخی از شخصیت های نظریه پرداز و منتقد حکومتی مانند یوسف خان مستشارالدوله و میرزا ملکم خان ناظم الدوله ایجاد کرد. او ضمن حفظ موازین سنتی و پاسداشت فرهنگ ایرانی به ستایش از دست آوردهای نوین تمدنی غرب پرداخت و در این راستا اقدامات مهمی در نوشتن قانون نامه حکومتی، راه اندازی مؤسسات تمدنی نوین مانند تلگراف، راه آهن و ضرابخانه انجام داد. از این لحاظ می توان وی را با کارگزاران اصلاح طلب آن دوره مانند میرزا علی خان امین الدوله و میرزاحسین خان سپهسالار ارزیابی و مقایسه کرد.
از اقتدار تا انزوا: تحلیلی بر زندگی و عملکرد عبدالحسین خان سالارالملک گروسی در تحولات دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبدالحسین خان سالارالملک گروسی (متوفای1313ش)، فرزند حسنعلی خان امیرنظام گروسی، از رجال برجسته نظامی و سیاسی گروس و کردستان در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی بود. وی در جوانی به حکومت گروس و فرماندهی فوج محلی رسید و در دوره ای طولانی، در عرصه های نظامی و اداری منطقه ایفای نقش کرد. با این حال، تحولات سیاسی و اجتماعی ناشی از انقلاب مشروطه و تمرکز قدرت در حکومت مرکزی، ساختار سنتی قدرت محلی را دگرگون ساخت و جایگاه وی را متزلزل کرد. مسئله اصلی پژوهش آن است که عملکرد و نقش عبدالحسین خان سالارالملک گروسی در تحولات سیاسی و نظامی منطقه گروس و کردستان چه جایگاهی داشته و چه عواملی سبب افول تدریجی اقتدار او و کناره گیری اش از عرصه سیاست شده است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع دست اول قاجاری، آثار محلی و اسناد تاریخی، به بررسی اقدامات سالارالملک در دو دوره پیش و پس از مشروطه می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هرچند وی در آغاز با اتکا بر اقتدار ایلی و میراث پدر، نفوذ گسترده ای در گروس و کردستان داشت، اما با تغییر مناسبات سیاسی کشور، قدرت او در برابر ساختار متمرکز حکومتی رو به زوال نهاد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که زندگی سیاسی سالارالملک نمونه ای گویا از گذار تدریجی از نظام ایلی و محلی به نظام متمرکز حکمرانی در آغاز قرن چهاردهم هجری خورشیدی است.
تحلیل انتقادی نامه امیر نظام گروسی در واقعه سرکوب حمزه آقا منگور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نامه امیرنظام گروسی در خصوص واقعه کشته شدن حمزه آقای منگور به عنوان یک سند و منبع دست اول، در خور بررسی و تحلیل دقیق است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای و اسناد انجام گرفته، مبین این واقعیت است که این نامه زاویه دید شخصی را منعکس می کند که خود یک طرف واقعه بوده و در مقام دفاع از عملکرد خود بوده است. یک سویه نگری، پیش داوری، تعصب نویسنده، برخی از درون مایه های این متن است که نشان دهنده زاویه دید دولتمردان قاجاری نسبت به نارضایتی و قیام های محلی است؛ از طرف دیگر متن نامه که در واقع جوابیه امیر نظام برای اقناع سفارت روسیه در اعتراض به واقعه مذکور است، دخالت دولت استعماری روس در امور داخلی ایران عصر قاجار را آشکار می کند.
بیجار در مسیر توسعه پهلوی دوم: تحلیلی اسنادی از سیاست های عمرانی و پیامدهای آن (۱۳۲۷–۱۳۵۲ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز دوره پهلوی دوم و شکل گیری اندیشه برنامه ریزی ملی، پنج برنامه عمرانی و توسعه اقتصادی-اجتماعی از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۶ش در سطح کشور طراحی و اجرا شد. هدف این برنامه ها ارتقای سطح زندگی مردم در حوزه هایی چون کشاورزی، بهداشت، آموزش، ارتباطات، و صنعتی شدن کشور بود. بااین حال، میزان اثرگذاری این برنامه ها در مناطق کمترتوسعه یافته مانند شهرستان بیجار کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش آن است که سیاست ها و برنامه های توسعه ای دوره پهلوی دوم تا چه اندازه توانستند زمینه رشد اقتصادی و اجتماعی شهرستان بیجار را در فاصله سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۲ش فراهم کنند و آیا اراده ای واقعی برای توسعه همه جانبه این منطقه وجود داشت یا خیر؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد اسنادی، مبتنی بر منابع آرشیوی و گزارش های رسمی سازمان برنامه و آمارنامه های استان کردستان انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه در چارچوب برنامه های عمرانی کشور، در حوزه کشاورزی، آموزش، راه سازی و خدمات اداری در شهرستان بیجار اقداماتی صورت گرفت، اما به دلیل ضعف ساختارهای اجرایی، کمبود سرمایه گذاری و ناهماهنگی میان دستگاه های دولتی، این برنامه ها به نتایج مطلوب نرسید. در نتیجه، شهرستان بیجار تا پایان برنامه چهارم عمرانی همچنان با چالش های مزمن اقتصادی و اجتماعی مواجه بود و توسعه متوازن آن تحقق نیافت.
اسلام پذیری و گسترش تشیع در منطقه گروس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن اول هجری همزمان با فتوحات مسلمانان، گروس در گذرگاه فرهنگی غرب ایران یکی از نخستین نواحی بود که در معرض دین جدید قرار گرفت. به رغم برخی مناطق که اسلام را در قالب تقابل نظامی پذیرفتند، گروس از طریق مصالحه و سازگاری فرهنگی به اسلام گروید. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه فرایند اسلام پذیری در گروس بستر مناسبی برای نفوذ و تثبیت تشیع شد؟ فرضیه مقاله بر آن است که پذیرش اسلام در گروس به سبب وجود عناصر فرهنگی هم ساز و تعاملات فعال با مراکز دینی شیعی مسیر ترویج تشیع را هموار ساخت. این پژوهش با هدف تحلیل فرآیند اسلام پذیری منطقه گروس و بررسی نقش آن در گسترش تشیع به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عناصر ذهنی و اعتقادی و مهاجرت علویان در سده های دوم و سوم هجری ضمن تسهیل پذیرش اسلام زمینه ساز پیوند با آموزه های علوی و شیعی در دهه های بعد شد. شواهد فرهنگی مانند نخستین آیین های سوگواری، اسلام پذیری اولیه را به عنوان مقدمه ای برای نهادینه شدن تشیع در منطقه تبیین می کنند.
گروس: تحلیل نقش یک کریدور تاریخی در پیوند اقتصادی و فرهنگی شمال غرب و غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه گروس به عنوان یکی از کانون های کمترشناخته شده غرب ایران، در پیوند جریان های اقتصادی، فرهنگی و نظامی فلات مرکزی، آذربایجان و بین النهرین نقش محوری ایفا کرده است. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه راهبردی گروس در شبکه های تجاری و تحلیل کارکردهای چندگانه اقتصادی، نظامی و فرهنگی آن، با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای و اسناد تاریخی سامان یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت طبیعی گروس، شامل دشت های حاصلخیز، ارتفاعات و منابع آبی، بستر مناسبی برای شکل گیری مسیرهای کاروانی و مراکز بازرگانی بوده است. این منطقه نه تنها به عنوان گذرگاه کالاهایی چون ابریشم، ادویه و فرآورده های دامی عمل می کرد، بلکه به دلیل استقرار در مسیرهای تجاری، کانون تبادلات فرهنگی و تعاملات قومی بود. همچنین، قلعه ها و استحکامات طبیعی گروس، امکان نظارت بر شریان های ارتباطی را فراهم می ساخت. این پژوهش در نهایت گروس را به عنوان یک «گره گاه ارتباطی» در تاریخ ایران معرفی می کند که کارکردهای فراتر از یک مسیر تجاری صرف داشته است.