درخت حوزه‌های تخصصی

گروه های ویژه

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۳ مورد.
۸۱.

بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۰
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
۸۲.

بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
۸۳.

A Study of The Semiotics of the Ccommon Language of Christianity in the Structure and Visual Motifs of The Domes of the Armenian Churches of Isfahan: With Emphasis on Peirce's Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۰
With the arrival of Christian Armenians in Isfahan during the reign of Shah Abbas Safavid, churches were built in this city, like the mosques of this period. The structure and decorations of the church building captured the audience's attention. The Armenian churches of Isfahan have large domes with motifs and visual elements. By analyzing them, common signs and symbols can be identified. The primary concern of this research is whether the architectural and visual motifs of the Armenian churches in Isfahan share a common language and convey a unified goal, rooted in the principles of Christian belief. And what are the most important components of their common language, and why were these components used? The need for research is to examine the dimensions of the common language in terms of analyzing the symbols and visual signs in these domes based on the principles of Christianity.The purpose of this research is to examine and identify the common language, the direction of the perceptions, and the kinship of the worshipers. And how to reach this common language requires semiotic analysis. Therefore, the research uses a descriptive-analytical method, and the data collection tool is a library method. And it is discussed based on the semiotic theory of Charles Sanders Peirce. The findings show that the churches have circular domes with skylights. The outer covering of the domes lacks decorative motifs. The visual motifs are engraved on the inside of the building and under the domes. And they all follow the same structure. And they have Christian concepts that form a common language. Including: God, eternity, resurrection, and salvation. The components that have formed the structure and visual motifs of the domes of the Armenian churches of Isfahan have a direct connection with the Holy Bible and faith in God (God the Father)and Jesus Christ (the Son). And they play an important role in the perceptions and identification of the audience.
۸۴.

Investigation of the Military Structure of the Ghaznavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۳
After Arab invasions and territorial expansion in Sassanian-era Iran, Iranians resisted Umayyad and Abbasid caliphs due to bias and discrimination. Uprisings against biased Arab rulers reduced their control over the Islamic Caliphate's eastern borders, paving the way for local government formation and independence. The Abbasid caliphate, facing challenges in the west and engaging with the Byzantine Empire, was alarmed by emerging local governments like the Tahirids, Saffarids, and Samanids. To maintain influence, the Abbasid caliphate considered granting conditional independence to these regions. The Ghaznavid rulers, originally prominent commanders in the Abbasid army, grew and trained within its military structure. Supported by the people and their soldiers, they pursued independence, breaking allegiance to Baghdad and establishing their government. Initially part of the Abbasid army, these rulers, including Ghaznavid emirs, moved eastward due to conflicting interests with the Baghdad caliphate. There, they formed semi-independent structures to maintain influence.In the eastern borders, where political systems like the Ghaznavids relied on military power, the army (Sepah) and militarism played a crucial role in historical research. The central question explores how the military system and militarism in local governments, such as the Ghaznavids, contributed to their formation, development, and expansion during the early Islamic centuries. Research reveals the Ghaznavid government's military system and militarism were modeled after predecessors like the Abbasids, Umayyads, and Sassanians. Local governments like the Tahirids and Saffarids significantly influenced this evolution. Over time, Ghaznavid rule underwent fundamental changes in the army and militarism, reaching maturity in response to evolving needs.
۸۵.

Transformation of Scribe Designs in Late Proto-Elamite Tablets: A Study of Scribe Pattern Motifs and Changes in Sealing Practices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۷۳
This study examines the so-called “scribe pattern” markers identified in 62 late Proto-Elamite administrative documents housed in the Louvre Museum and the National Museum of Iran. Recent research indicates that Proto-Elamite administrative systems underwent significant developments in the methods used to authenticate and individualize documents. Archaeological evidence suggests that, in the early phases, animal and symbolic motifs predominated in seal designs; however, with the advancement of writing, these were gradually replaced by simpler linear signs. Notably, the emergence of new types of seals inspired by these linear signs characterizes the later stages of this period. These changes reflect a complex phase of interaction between ancient traditions and administrative innovations. It appears that Proto-Elamite society was actively experimenting and seeking optimal solutions for recording and verifying information. Despite recent advances in scholarship, major challenges remain in fully understanding this system, especially regarding the precise status of these markers within the administrative hierarchy. This research not only opens a new window onto the study of early administrative systems but can also inspire comparative studies of the evolution of writing in ancient civilizations. The discovery and analysis of additional examples in the future will undoubtedly clarify many of the current uncertainties.
۸۶.

مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۲
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
۸۷.

The Achaemenid or Post-Achaemenid (?) Stone Column Bases and Slabs of Hannā Site in Semirom County, Esfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
Achaemenid architecture is distinguished by its columned halls and porticoes, which can be found in the empire’s major capitals, such as Pasargadae, Susa, and Persepolis. Column bases are one of the most essential parts of a column, and square and bell-shaped column bases were frequently used during the Achaemenid period. During a 2018 survey conducted in Hannā, Semirom County, Esfahan Province, the authors discovered two square-column bases that showed a striking resemblance to other column bases found in the Achaemenid Empire. The column bases, along with several partly carved slabs, were found by a bulldozer during the digging process. If these column bases and carved slabs are indeed from an Achaemenid period construction, it serves as a strong indication of the importance of the Hannā site in Semirom. An additional indication of the significance of these findings is the lack of palaces or buildings with columns from the Achaemenid period in the region of Esfahan. Furthermore, it is essential to take into account the continued use of square-column bases in post-Achaemenid structures, as well as the fact that the masonry tools employed during this period remained unchanged throughout the following centuries. By analyzing the presence of carved stone slabs and columned bases of pillared buildings and halls from the Achaemenid period and beyond, we may determine that we are dealing with a prestigious structure that is associated with the elite of society. After the decline of the Achaemenid Empire, pillared structures and this type of square and stepped column base were used.
۸۸.

بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
۸۹.

تحلیل جنبه های فنی و ریزساختار آلیاژهای مس در فلزگری باستانی عصر آهن در سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۳
استقرارهای دشت قزوین در تپه قبرستان و سگزآباد توالی شکوفایی در فلزگری پیش ازتاریخ دشت قزوین را نشان می دهند. هدف این مطالعه، بررسی جنبه های کاربردی، فناوری ساخت، ترکیب شیمیایی، ریزساختار و فازهای آلیاژی اشیاء فلزی به دست آمده از عصر آهن محوطه سگزآباد است. در این راستا، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که فرآیند تولید و روش ساخت این اشیاء چگونه بوده، از چه شیوه هایی برای آلیاژسازی در آن ها بهره گرفته شده و محصولات خوردگی تشکیل شده چه ترکیباتی داشته و تحت چه شرایطی به وجود آمده اند. به منظور دست یابی به این اهداف، از روش های آنالیز دستگاهی ازجمله میکروفلورسانس پرتو ایکس (XRF) برای تعیین ترکیب شیمیایی استفاده شد. نتایج این آنالیزها وجود آلیاژهای متنوعی نظیر مس-ارسنیک، مس-آنتیموان، مفرغ و نیز مس تقریباً خالص را نشان دادند. در دو نمونه دارای مغز فلزی، به کمک متالوگرافی، ریزساختار ریخته گری با مغزه دار مشخص شد که اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه های ساخت در اختیار قرار داد؛ هم چنین، بررسی های انجام شده با میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنجی پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS)، به شناسایی دندریت های فاز آلفا و نیز تشکیل فازهای گامای ارسنیکی و آنتیموانی مس منجر شد. نتایج آزمون های عنصری برروی این نمونه ها، بیانگر الگوهای متنوعی از کاربرد آلیاژهای مس-ارسنیک و مس-آنتیموان است؛ امری که نشان دهنده آگاهی فلزگران باستانی از ایجاد خواص مکانیکی مطلوب در فرآورده های فلزی بوده است؛ علاوه بر این، شناسایی آخال های نقره ای و ترکیبات بین فلزی سولفیدی در ریزساختار، امکان ارائه فرضیاتی درباره نوع سنگ های معدنی مورداستفاده در فرآیند استحصال فلز را فراهم کرده است. فناوری ساخت اشیاء از ریخته گری و قالب گیری دو کفه ای تا شکل دهی اسکنه هایی با مقطع مارپیچ و ساده است. اشیاء پژوهش در طبقه بندی اشیاء تزئینی، زیورآلات و اشیاء کاربردی قرار می گیرند. این گونه شناختی مختلف در کنار تفاوت ترانشه های کاوش شده طرح کلی خوبی از تنوع فلزگری در عصر آهن تپه سگزآباد را در اختیار می گذارد.
۹۰.

طبقه بندی و فرم شناسی سفال های زرین فام و تطبیق آن ها با سفال های آبی و سفید در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
سفال زرین فام یکی از زیباترین گونه های عصر صفوی است که در ادامه ساخت سفال های زرین فام دوران میانی اسلام تولید شده است. باوجود اشاراتی مختصر به خاص بودن و فرم سفالینه های زرین فام صفوی در برخی منابع، تاکنون پژوهشی مستقل و متمرکز صورت نگرفته است؛ لذا نگارندگان در این پژوهش با درنظر داشتن ویژگی های فرمی سفالینه های زرین فام موجود، درپی آن هستند تا آن ها را به طور مفصل طبقه بندی کنند و به شناخت کامل تری از فرم ها برسند و سپس به مطالعه تطبیقی آن ها با سفالینه های آبی و سفید بپردازند. برای نیل به این هدف، پرسش هایی نظیرِ فرم سفالینه های زرین فام دوره صفوی را در چه گروه های فرمی می توان طبقه بندی نمود؟ و سفالینه های زرین فام صفوی از نظر فرم چگونه با سفال های آبی و سفید معاصر خود قابل تطبیق هستند؟ مطرح شده است. در این پژوهش، جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی است و با رویکرد توصیفی، تطبیقی-تحلیلی پیش رفته است. جامعه آماری دربرگیرنده 69 ظرف زرین فام و 40 ظرف آبی و سفید صفوی است که این ظروف خود، نماینده 486 سفال زرین فام و 106 سفال آبی و سفید است که براساس ویژگی های فرمی در هرگونه به عنوان نمونه های شاخص انتخاب شده اند. برآیند حاصل از مطالعه فرم شناسی این ظروف آن است که: ظروف زرین فام 17 گروه است که در دو گروه باز مانند: بشقاب، کاسه و پیاله، و گروه بسته مانند: صراحی، بطری، پارچ هستند. همچنین دو گونه سفالی به لحاظ فرم شناسی شباهت بسیار زیادی به یک دیگر دارند؛ با این تفاوت که فرم ظروف زرین فام دارای تنوع بیشتری است و سفالینه های آبی و سفید نسبت به آن ها تا حدی ظریف تر و به لحاظ اندازه بزرگ تر هستند.
۹۱.

Archaeological and Artistic Analysis of Shahrokhi's Merajnameh Miniatures(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
The illustrated manuscripts of Iran in the Islamic period have various cultural, archaeological, social, historical, religious, artistic and other information, And this information is important for historians, archaeologists and scientists of various sciences. kings counted as the main supporters of creating illustrated manuscripts with different topics such as heroic, religious in the Taymurid period. So many books such as Khavaran Nameh, Shahnameh, Khamseh, rewritten and illustrated by same kings in the Taymurid period. Generally, Shahrokhi’s Merajnameh is one of the most important illustrated manuscripts in the Taymuird period and this book has almost 58 miniatures with illustrated pages that written in Turkish,Uighur and Arabic languages. Shahrokhi's Merajnameh has valuable miniatures that indicate us cultural and artistic and historical information about the Taymuird period. One of the main purpose of this article is to introduce the illustrated manuscripts in Merajnameh as one of the study sources in the field of history, art and archeology in the Taymurid period. Archaeological and artistic analysis of the miniatures of this book is another goal of this research.In this research, with fieldwork and library studies, a number of illustrated miniatures of Merajnameh have been studied with descriptive and analytical methods and sometimes with a comparative approach.The result of this research shows the importance of Merajnameh miniatures in the cultural reconstruction of the Taymurid period in Iran.
۹۲.

Tappeh Shah Qoli Beygi: Lapui Phase Settlement (4th Millennium BC) in Shiraz(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
This study analyzes 26 pottery fragments from the Shah Qoli Beygi archaeological site, focusing on their typology, technology, and chronological significance within the Lapui phase of prehistoric Fars in the Shiraz Plain. The assemblage, dominated by red fine wares, also includes common wares and evidence of different from the preceding Middle and Late Fars (Bakun) Phase. Variations in color, texture, and manufacturing techniques, including both hand-made and wheel-made forms, are examined. Comparative analysis with other Lapui sites reveals regional trends in pottery production, including the shift towards red fine wares and the prevalence of specific vessel forms. The study highlights the transition and continuity of ceramic traditions during the Lapui phase, emphasizing the site's contribution to understanding the cultural dynamics of the fourth millennium BC in southern Iran.
۹۳.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۹
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۹۴.

کاربست رویکرد «متن بنیان» در معیار عناصر سندشناسی، با تأکید بر اجزای اسناد دیوانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۹
سندشناسی، دانش مطالعه اسناد است و بررسی عناصر اسناد، مشتمل بر ترکیب بندی متن و ویژگی های صوری آنها، موضوع کانونی این رشته به شمار می آید. از اوان شکل گیری مطالعات سندشناسی اسناد ایرانی تا امروز، کوشش های چندی در راستای روشمندسازی بررسی عناصر اسناد به انجام رسیده که امروز، پشتوانه های آموزش، مطالعه و پژوهش سندشناسی ایرانی اند. بازبینی و هم سنجی آثار نگاشته شده در این حوزه، امّا از اندازه ای اختلاف در میان آنها خبر می دهد. ژرف نگری در ماهیّت و سبب اختلاف ها، بیانگر کاستی در فراهم کردن ادبیات تخصصی مشترک و ابهام در مبانی نظری است که عناصر اسناد ایرانی بر پایه آنها بازشناسی و دسته بندی شده اند. پیامد این وضعیت؛ ناکامی در شکل گیری روشی ساخت یافته، در زمینه مطالعات اسناد ایرانی است که خود را در چهره فقدان یک معیار فراگیر و دقیق نمایان می سازد. با نظر به این مسئله؛ مقاله حاضر، با هدف ارایه معیاری که همراه با جذب حداکثری دیدگاه های آثار پیشین، یک مبنای نظری مستدل را به منظور بازشناسی و دسته بندی عناصر اسناد ایرانی حول محور آن، فراهم نماید؛ طراحی معیار عناصر سندشناسی متن بنیان را در دستور کار خود نهاده است.   در این راه، گِرد و فرآوری مبانی نظری و مفاهیم مورد نیاز، هم زمان با بررسی تطبیقی آثار پیشین مورد توجه نویسندگان قرار گرفته و به منظور فراهم آوردن چاچوب نظری؛ انگاره «سند، به مثابه متن»، در بستر رویکردی که به گفتار نویسندگان مقاله، «متن بنیان» خوانده می شود، پی گرفته شد. از چشم انداز این رویکرد؛ سند، به عنوان یک ماهیّت برخوردار از سه بُعد «محتوا»، «بافت» و «ریخت» شناسایی می گردد. بُعد ریختی، دربرگیرنده عناصر اسناد، به عنوان موضوع اصلی مطالعات سندشناسی است. بنابراین؛ کار در زمینه فرآوری مفاهیم عملیاتی مرتبط با ریخت اسناد، گسترش یافته و به یاری انگاره «نحوه انتقال محتوا، محصولِ تصمیمات تولیدکننده متن است»، عناصر همگن اسناد، در چهار دسته «پیکر متن» (محصول تدابیر محتوایی اصلی تولیدکننده)، «دیوان افزود» (محصول نیّات و اقدامات مقامات حاکم و کارگزاران دیوانی در راستای تکمیل اهداف محتوایی)، «زمینه- آرایه» (محصول تدابیر مرتبط با ایجاد بستر های بهینه برای پیاده سازی اهداف محتوایی) و «پس افزود» (افزوده های پس از تولید و صدور سند) شناسایی گردید. در کنار تدوین مبانی نظری، استخراج عناصر سندشناسی از دیدگاه آثار پیشین، مورد توجه قرار گرفت. دستاورد کار، «فرانمای معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» بر پایه عناصر اسناد دیوانی ایران است که در آن، عناصر منطبق با هر یک از دسته های چهارگانه (پیکرمتن، دیوان افزود، زمینه-آرایه و پس افزود)، با بهره برداری از خروجی های جدول های مقایسه ای آثار پیشین، در یک جدول رده بندی سازماندهی شده اند. «معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» ، با نگاهی مفهومی به ماهیّت عناصر اسناد ایرانی؛ از انگاشت های برآمده از برداشت های سلیقه ای و یا معیارهای سندشناسی مدرن مبتنی بر ماهیّت اسناد اروپایی و غربی گذر کرده و یک بازشناسی، دسته بندی و رده بندی فراگیر از عناصر اسناد دیوانی ایران، بر پایه مرزهای مفهومی مشخص، به دست داده است.
۹۵.

جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۸
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
۹۶.

پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
۹۷.

Study and Investigation of Fibulae from the Western Region of Iran in the First Half of the First Millennium BC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
Relative chronology in archaeology is determined by various methods, which depend on the nature of the artifacts, that is, the type of data available to the archaeologist. In most cases, the basis of dating is relative and based on comparative studies. Objects are effective in dating always have a special place. One of these ancient data that is still used in contemporary times is the safety pin. This cultural data is considered a standard for relative chronology and, apart from its application to ancient peoples, provides archaeologists with more information. Safety these pins were invented in the early Iron Age (around 1400 BC) of the Mediterranean basin and became common in different regions around 800 BC, and their use by different cultures has continued in various forms to this day. The research was conducted using a descriptive-analytical method and library tools, and its aim is to study the history and types of uses of safety pins in the western half of Iran in the first half of the first millennium. The results obtained showed that safety pins after The invention in the Mediterranean region gradually spread to other regions. In the late 8th century BC and especially during the 7th century BC in Iran, safety pins in the form of various types and subspecies became common for fastening clothing, personal decoration, votive gifts and in some cases as amulets and magic. This data can be used as a chronological index in ancient sites, considering the time of their emergence.
۹۸.

How Islam Entered and Spread in India(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۲
The land of India has been the cradle of different religions and beliefs since the distant past, the religion of Islam opened its way to the land of India shortly after reaching Iraq and Iran. But due to the special conditions of India, it entered this land in different ways and the process of Islamization lasted for several centuries. The purpose of this article is to study and investigate the reasons for the diversity of species and forms of Islam's entry into India. In accordance with such a goal, the present article tries to answer the question why Islam entered India in various forms such as the Islam of conquerors, the Islam of merchants, Sufi Islam, etc. The findings of the research show that the vastness of the land, the ancient civilization of India, the diverse and numerous religious structure, and a spirit of tolerance towards other religions and ideas were among the factors that facilitated the entry of Islam into this land in various forms. And it established a special type of Islamization for this land, which is rare in other places where Islam entered. The research method in this article is based on the descriptive-analytical method and collecting information in that library method.
۹۹.

بررسی تاریخی علل و شواهد باستان شناختی از روابط سیاسی-فرهنگی ایران و یمن در دوران قرون چهارم تا هفتم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۶
گستردگی مرزها و موقعیت ویژه جغرافیایی ایران عهد ساسانی موجب عبور راه های تجاری و ارتباطی تمدن های شرق و غرب از سرزمین ساسانیان یا کناره های آن شده بود. این موقعیت جغرافیایی نقش مهمی در پیش برد سیاست توسعه طلبانه و انحصارگرایی اقتصادی ساسانیان و تعاملات تجاری، فرهنگی و سیاسی با حکومت های منطقه ای و فرامنطقه ای داشته است. در این میان، بررسی روابط سیاسی-فرهنگی ساسانیان و یمن باستان به سبب برخورداری هر دو سرزمین از موقعیت دریایی و راه های تجاری مرتبط با آن حائز اهمیتی ویژه است؛ از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ماهیت و عمق روابط سیاسی و فرهنگی ساسانیان و یمن، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری و تحول این روابط و ارزیابی تأثیر متقابل این روابط بر تحولات تاریخی دو سرزمین است. هم چنین، نقش باستان شناسی در روشن سازی ابعاد مختلف این روابط مورد توجه قرار خواهد گرفت. با بررسی شواهد تاریخی و باستان شناسی، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که، چه عواملی باعث شکل گیری و تداوم روابط سیاسی و فرهنگی بین ساسانیان و یمن در قرون چهارم تا هفتم میلادی شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تسلط بر مسیرهای تجارت دریایی نقش محوری در ارتباطات میان ایران و یمن در دوره ساسانیان داشته است. هم چنین، نتایج بررسی ویژگی های هنری نقش برجسته شوالیه (از ظفّار)، نقش برجسته یک زن (از ظفار)، بخشی از یک شلوار پارچه ای منقوش به صحنه کارزار ساسانیان با حبشیان (از آنتینوئه) و چهار وجه یک سرستون حجاری شده (از قلعه حسن العور یمن) به دست آمده از کاوش های باستان شناسی در یمن حاکی از وجوه اشتراک با هنر ساسانی و مؤید نفوذ فرهنگی-هنری ساسانیان در سرزمین یمن است.
۱۰۰.

تحولات شهری ازمنظر کارتوگرافی نظامی مطالعه موردی: نقشه های نظامی شهر تهران از 1327ش و 1331ش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
هدف : بررسی جایگاه و ظرفیت نقشه های نظامی در مطالعات شهری و آشکارسازی جزئیاتی که در نقشه های عادی کمتر به آن ها پرداخته شده است. روش شناسی : پژوهش حاضر با روش تحقیق تاریخی و رویکرد توصیفی، به مطالعه تطبیقی سه نقشه از شهر تهران (نقشه دایره جغرافیایی ارتش ایران 1327ش، نقشه مشترک ارتش ایران و ارتش آمریکا 1327ش، و نقشه دفتر جنگ بریتانیا ۱۳۳۱) می پردازد. این سه نقشه با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط با «نقشه نظامی»، در مراکز اسناد داخلی و خارجی شناسایی شدند؛ سپس براساس معیارهایی چون مقیاس، هم زمانیِ تاریخی، تنوع منشأ نظامی، دقت ترسیم، و محتوای کالبدی، انتخاب شدند و در سه محدوده شهریِ دانشگاه تهران، باغ ملی، و ورزشگاه امجدیه به صورت تطبیقی تحلیل شدند. یافته ها : هر نقشه براساس هدف و نهاد تهیه کننده، داده های منحصربه فردی را ارائه می دهد. نقشه ارتش ایران (1327ش) غنی ترین اطلاعات نام گذاری معابر را دارد؛ نقشه مشترک ارتش ایران و ارتش آمریکا (1327ش) سندی از همکاری های فنی-نظامی است؛ و نقشه بریتانیا (1331ش) کامل ترین نمایش از ساختار توده-فضا و جزئیات زیرساختی مانند شبکه قنات ها را به تصویر می کشد. نتیجه گیری : نقشه های نظامی، با ثبت دقیق لایه های کالبدی و زیرساختی، منبعی ارزشمند برای بازخوانی تحولات شهری اند و تلفیق آن ها با دیگر اسناد تاریخی، درکی جامع تر از روند توسعه تهران فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان