درخت حوزه‌های تخصصی

گروه های ویژه

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۸٬۱۶۳ مورد.
۴۱.

بررسی محتوایی اسنادِ کتابِ «دلیل الوثائق الفارسیه» و اهمیت این اسناد در پژوهش های تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
اسناد آرشیوی، از منابع اطلاعاتی دست اول برای اعتباربخشی به مطالعات تاریخی است و به کمک آن، می توان روایات تاریخی را نقد و بررسی و تکمیل کرد. این پژوهش، برآن است تا به اسناد و مراکز آرشیوی، نه به دید منبع پژوهش، بلکه به عنوان سوژه پژوهش توجه کند. در این راستا، سعی می شود تا از طریق برجسته ساختن برخی داده ها و روایات تاریخی مندرج در اسناد فارسیِ «مرکز تألیف، اسناد و نشرِ نجف الأشرف» و نیز بررسی و تحلیل کمی عناوین گوناگون آن، به بررسی تأثیر و اهمیت این اطلاعات در غنای پژوهش های تاریخ معاصر ایران و منطقه عراق عرب پرداخته شود. هدف : بررسی اهمیت اسناد فارسیِ «مرکز تألیف، اسناد و نشر نجف الأشرف» برای تکمیل مطالعات تاریخ معاصر ایران و عراق عرب، و برجسته ساختن برخی داده ها و روایات تاریخی مندرج در این اسناد. روش : این پژوهش، با استفاده از روش کمی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و برمبنای 4411 عنوان سند فارسیِ فهرستِ « دلیل الوثائق الفارسیه » انجام شده است. یافته ها : دستاوردهای پژوهش ، بیانگر آن است که اسناد فارسی مرکز نجف الأشرف، داده های مفید و متنوعی را درزمینه مطالعات تاریخ روابط ایران و عثمانی، رقابت دینی میان مذاهب شیعه و سنی، اوضاع زندگی اتباع و زوار ایرانی در عتبات، نزاع و ارتباطات میان اتباع در عراق عرب، جمعیت ایرانیان مقیم عتبات، و هم چنین حضور و نفوذ دولت ایران و علمای ایرانی در منطقه در اواخر قاجار، ارائه می دهد.
۴۲.

پژوهشی نو بر بقایای میکروفسیلی برجای مانده در سنگ ساب های صخره ای پناهگاه باوه یوان- کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵
دست سازه های صخره ای یا سنگ ساب های صخره ای، حفره هایی با ابعاد و اشکال متنوع هستند که بر بستر صخره ها ایجاد شده اند. شواهد نشان می دهد که این فناوری از دوران پارینه سنگی تا عصر حاضر مورد استفاده قرار می گرفته است. این یافته های فرهنگی می توانند به ابهامات مهمی در باستان شناسی، از جمله الگوهای معیشتی، پوشش گیاهی و روش های فرآوری مواد، پاسخ دهند. به دلیل اهمیت این دست ساخته ها در مطالعات انسان شناسی و باستان شناسی؛ در سایر کشورهای دنیا پژوهش های منسجمی انجام شده است. در ایران، پژوهش در این زمینه محدود بوده و تاکنون مطالعات آزمایشگاهی بر روی این یافته ها انجام نشده است. به دلیل اهمیت این موضوع و کمبود پژوهش های مرتبط در ایران، بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیارمهر، مطالعات دقیق و علمی را در این زمینه آغاز کرده است. در این مقاله، بقایای میکروفسیلی به دست آمده از دیواره ی سنگ ساب های صخره ای در پناهگاه باوه یوان کرمانشاه به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، با استناد به داده های حاصل از کاوش ها، مطالعات ریخت شناسی و آزمایش های انجام شده بر روی بقایای میکروفسیلی، به کاربری این سنگ ساب ها و ارتباط آن ها با محوطه باوه یوان پرداخته شده است. بقایای میکروفسیلی گیاهی با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیستند و در فرایند تحقیقات، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. بقایای میکروفسیلی به دست آمده شامل اجزای مختلف گیاهی، از جمله فیتولیت ها، الیاف گیاهی، مواد معدنی و زغال است. بر اساس شواهد و مدارک به دست آمده از سنگ ساب های صخره ای این محوطه، این فرضیه مطرح می شود که کاربری آن ها غیرمعیشتی بوده و احتمالاً برای اهدافی مانند فرآوری الیاف گیاهی، ایجاد روشنایی و تولید محدود محصولات گیاهی مورد استفاده قرار می گرفته اند.
۴۳.

Anthropological Study and Sustainability of Qashqai Tribal Clothing(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۹۹۱
Culture encompasses the values, norms, traditions, beliefs, and customs of a society, with clothing representing one of its most significant elements. In analyzing the traditional attire of an ethnic group, two key aspects are of importance: the cultural patterns influencing choices of material, color, design, and tailoring methods, and the symbolic and functional roles of clothing. Certain garments play vital roles across various social, cultural, occupational, and religious contexts. The Qashqai are one of the major nomadic tribes of Iran, primarily residing in the southern and southwestern regions of the country. The distinctive features of Qashqai clothing set it apart from that of other ethnic groups, despite notable similarities with the attire of the Lurs. Based on archival research and fieldwork, this study explores the historical evolution of Qashqai clothing. It aims to identify the earliest documented references to their attire through textual sources and visual representations, and to discuss the key factors contributing to its continuity. The findings reveal that although traditional Qashqai clothing has undergone changes over time, particularly among men, where modern styles are increasingly replacing it, it continues to be preserved among Qashqai women, especially during ceremonial events.
۴۴.

چرایی نبود جایگاهمندی ژاپن در متون کلاسیک فارسی در سنجش با موقعیت درخشان چین و سیلا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۳۰۷
پیوندهای تاریخی ایران و شرق دور، به ویژه با چین به روزگار کهن سال برمی گردد. سوای پیوندهای تاریخی و بازرگانی شناخته شده، فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، بهانه تغییر معنادار موقعیت سه سرزمین چین، سیلا و ژاپن در متون فارسی، به ویژه منابع پساساسانی شده است. با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و پناهندگی «پیروز»، فرزند «یزدگرد سوم»، به همراه همراهان و هزاران هنرمند به دربار تانگ، فصلی متفاوت در پیوندهای ایران و شرق دور گشوده شد. امپراتوران تانگ در چین، پیروز را به عنوان شاه قانونی پارس پذیرفتند و بسی حمایت کردند؛ این حمایت تا فروپاشی دودمان تانگ ادامه یافت؛ با فروپاشی شاهنشاهی تانگ، موقعیت بازماندگان ساسانیان از دست رفت و بسیاری از آنان قتل عام شدند؛ در چنین شرایط وخیمی، آنان دست یاری به سوی دو سرزمین هم مرز، یعنی سیلا و ژاپن دراز کردند؛ متون فارسی بسیار گسترده و معنادار بر روی سیلا تمرکز کرده اند؛ نامیدن بسیلا به جای سیلا در متون فارسی نیز بسی معنادار است؛ ژاپن، در سنجش با دو نام کرانمند چین و سیلا، هیچ رنگ و بویی در متون فارسی ندارد؛ گویی ایرانیان نمک شناس با کرانمندسازی جایگاه دو سرزمین چین و سیلا، قدرشناسی خود را بدین گونه نشان داده اند؛ آنجا که این دو سرزمین استوارانه با باورهای دینی زرتشتی، ازجمله «پیدایی نجات بخشان فرجامین جهان» در هم آمیخته اند.
۴۵.

بازشناسی درخت واق در کاشی های زرین فام تخت سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
سفالگری از دیرباز یکی از بسترهای مهم تجلی عناصر فرهنگی ایران بوده است. نقش مایه های تزئینی به کاررفته در این هنر، ریشه در فرهنگ، ادبیات، مذهب و اقتضائات سیاسی داشته و با خلاقیت هنرمندان ایرانی به شیوه هایی نوآورانه جاودانه شده اند. در این میان، نقش مایه درخت واق یا درخت سخنگو، یکی از برجسته ترین عناصر تزئینی است که به ویژه در دوره ایلخانی موردتوجه هنرمندان قرار گرفته است. این نقش مایه که ترکیبی از عناصر طبیعی، تخیلی و اسطوره ای است، در کاشی های زرین فام تخت سلیمان به کار رفته و بازتاب دهنده پیوند عمیق میان انسان، طبیعت و حیوانات است. پاسخ گویی به این پرسش که چرا در اوایل حکومت ایخانی در کاخ «آباقاخان» در تخت سلیمان این نقش مای موردتوجه و اجرا هنرمندان بوده، مورد هدف این پژوهش بوده و سعی شده است ضمن معرفی تصویری نمونه ها به زیرساخت های فرهنگی مرتبط نیز پرداخته شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با استفاده از تصویربرداری از نمونه های تاریخی به این نتیجه دست یافته است که نقاشان کاشی های زرین فام تخت سلیمان، به جای ترسیم انسان -که معمولاً در نقاشی های مرتبط با درخت سخنگو محوریت داشته است- حیوانات غیراهلی نظیر: گوزن، آهو و خرگوش را به تصویر کشیده اند. انتخاب حیوانات وحشی به جای انسان می تواند بازتاب دهنده گرایش طبیعت گرایانه سلجوقیان و مغولان باشد. این انتخاب هم چنین نشان دهنده تأثیر فرهنگ مغول بر هنر ایرانی است؛ فرهنگی که حیوان ریخت انگاری را به عنوان یکی از عناصر برجسته خود وارد ادبیات و هنر کرده بود. درخت واق که ریشه در فرهنگ عامیانه ایران و جهان دارد، نمادی از ارتباط عمیق میان انسان، طبیعت و موجودات زنده است. این مفهوم اسطوره ای با مفاهیمی چون قداست طبیعت و پیوند جهان انسانی با جهان طبیعی گره خورده است. بازنمایی این نقش مایه برروی کاشی های زرین فام تخت سلیمان نشان دهنده تلاش هنرمندان برای انعکاس چنین مفاهیمی بوده است که هنرمندان دوره ایلخانی آن را به شیوه ای نوآورانه بازآفرینی کرده اند.
۴۶.

A Perforated Coin of Gordian III from Dehlorān Plain, Southwestern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۲
The assemblage of our archaeological data and findings regarding the early Roman-Sasanian interactions is very limited. During the recent survey of the Dehlorān Plain, an accidental coin find (discovered by a passerby, Mr. A. Hosseini) was handed over to the members of the expedition. The highly corroded and perforated coin belongs to the Singara issues of Gordian III (238-244 AD), the young Roman emperor whose reign coincided with the first series of Sasanian incursions led by Ardashir I and his successor, Shapur I. Not only it is one of the few known findings that relate to this tumultuous era, it has been discovered in the vicinity of Roman Mesopotamia, where most of the fighting took place. In this article, in addition to describing the coin, the authors have discussed the historical context of this period and the possible entry scenarios of this coin into the territory of the Sasanian Empire. 
۴۷.

Excavations at Tepe Rabat, and Its Ancient Name(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۴۵۴
Rabat Tepe, an ancient site in northwestern Iran near the Little Zab River, reveals insights into two distinct periods from the Iron Age. The primary focus of excavations has been on the layers dating back to the first millennium BC. Notable discoveries at Rabat include a striking pebble mosaic pavement, fortified walls, and various decorative bricks. The site’s size, architectural remains, and uncovered artifacts point to its significant role during the first millennium BC. Through multiple excavation seasons, researchers have gleaned valuable information about the site’s layout and historical eras. Evidence suggests that a thick wall once enclosed the entire area, around 3 meters in width. Artifacts found at Rabat share similarities with those from Qalaichi, a well-known Mannaean site. While initially attributed to Mannaean culture, this association is now under debate. Excavations between 2006 and 2008 unearthed inscribed bricks inscribed with Neo-Assyrian cuneiform script. These findings sparked discussions and identified Rabat with ancient cities like Paddir/Šurdira and Hubushkia, although these identifications face significant challenges. Rabat was an independent religious-royal city-state.
۴۸.

Stone and Water: A Case Study of Integrated Hydraulic Structures within the Late Antique Monumental Architecture of the Bozpar Valley in Southern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۷۵
This paper presents the results of a geoarchaeological study of the ancient hydraulic structures in the Bozpar Valley and an analysis of their relationship with the standing monuments, especially the two palatial structures known as Kushk-e Ardashir and Zendan-i Soleyman. It presents a raison d’être for each identified structure regarding its hydraulic function and physical integration within the monumental landscape. Then, it suggests an interpretative pattern in their spatial relation to the mentioned monumental structures. The study area is a small and remote valley in the Zagros highlands in southern Iran. It borders the modern provinces of Fars and Bushehr and is historically associated with the Greater Fars region. The monumental structures in this area belong to the Sasanian architectural tradition. Here, their integrated hydraulic structures are investigated interdisciplinary via remote sensing. The analysis indicates different functions for the two monuments: a representative and official kushk and a [seasonal] leisure palace. Based on the nature and function of the integrated hydraulic structures, the former monument seems to relate to food production activities and the latter to currently unidentified activities other than daily life. The results of this study provide further evidence of integrated hydraulic structures in Late Antique Iran and shall trigger comparative studies from neighbouring regions in the future.
۴۹.

بازخوانی و تحلیل تومولوس سلوکی تپه نقاره چی نهاوند (براساس گزارش کنکاش دوره قاجار و دو فصل کاوش باستان شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۵۸
تپه نقاره چی در حاشیه جنوبی شهر نهاوند، ازجمله آثار برجای مانده از دوره سلوکی است که هرچند فاقد شواهد سطحی و مواد فرهنگیِ مشهود است، اما گزارشی مفصلی همراه با جزئیات از کنکاشِ دوره قاجار درباره آن وجود دارد. براساس گزارش دکتر «فُوریه» و «محمدحسن خان اعتمادالسلطنه» (1309ه .ق.) که ضمن توصیف و ترسیم ویژگی های ساختاری اثر، به درستی بر دوره زمانی آن نیز اشاره کرده است؛ بر پایه این گزارش، تپه نقاره چی می تواند مقبره یا گورتپه ای (تومولوس) متعلق به یکی از سرداران سلوکی باشد که بررسی دقیق آن، شیوه های تدفین و آئین های خاک سپاری جامعه سلوکی را روشن می سازد. این گورتپه در دو فصل به سال های 1398 و ۱۴۰۱ه .ش. بار دیگر مورد کاوش علمی باستان شناختی قرار گرفت تا ساختار مدفون و همچنین گزارش توصیفی دوره قاجار درباره این تپه بازخوانی دقیق شود تا بتوان از این رهگذر، شیوه های معماری و فرهنگ سلوکی در ایران را بهتر شناخت. پرسش های مطرح درخصوص کاوش تپه نقاره چی براساس فرضیات موجود بدین شرح است؛ آیا مقبره مدفون در تپه نقاره چی ریشه در فرهنگ یونانی دارد؟ کم وکیف سازه معماری تپه نقاره چی چه ارتباطی با تومولوس های مشابه یونانی دارد؟ بر همین اساس، فرض بر این است که: تپه نقاره چی یک تومولوس است که احتمالاً گور یک سردار یا ساتراپ سلوکی این منطقه در آن دفن بوده است. با توجه به شواهد باستان شناختی و ویژگی های ساختاری به دست آمده از تپه نقاره چی و برپایه قیاس با آثار مشابه یونانی، به نظر می رسد که این مقبره معرف سنت و فرهنگ سلوکی است. روش پژوهش در این جستار، ازنظر روش شناسی مبتنی بر مطالعات ترکیبیِ میدانی و کتابخانه ای است؛ توصیف و تحلیل یافته ها به روش تاریخی-تحلیلی و با رویکرد مطالعات میدانی و براساس نتایج حاصل از دو فصل کاوش در تپه نقاره چی انجام شده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که تپه نقاره چی از تمامی ویژگی های تومولوس های سنت یونانی (هلنی) برخوردار است؛ احداث بنایی منحصراً برای تدفین یک فرد و نیز اختصاص و تهیه تابوت سنگیِ تراش خورده، بیانگر اهمیت جایگاه اجتماعی و سیاسی فرد متوفی بوده است؛ جایگاهی که او را در ردیف سرداران، جنگاوران و حتی از جانشینان اسکندر قرار می دهد.
۵۰.

Rereading the Concept of Ecosophy in Architecture(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۹
This research provides a comprehensive exploration of ecosophy as a modern interdisciplinary concept in architecture, integrating ecological philosophy and psychology. The research problem focuses on examining how ecosophical principles can be effectively implemented in architectural design by emphasizing the interaction between humans and the environment. The central question is how ecosophy can transition from theoretical discourse to practical application in contemporary architecture. The study employs a descriptive-analytical method, utilizing both inductive and deductive reasoning. Key ecosophical attributes are identified through a literature review and the analysis of case studies that exemplify ecological, psychological, and socio-environmental harmony. The findings highlight the integration of cultural, psychological, and ecological elements in architectural design to enhance human-environment interactions. Furthermore, the research underscores the importance of incorporating natural elements such as daylight, greenery, and sustainable materials to promote physical and mental well-being. The study advocates for design strategies that align with ecological sustainability while respecting cultural and social contexts. By aligning ecosophical architecture with sustainability, environmental consciousness, and human well-being, this research moves beyond conventional functionalist approaches, positioning architecture as a medium for fostering meaningful and harmonious relationships between humans and nature. Ultimately, ecosophy offers innovative solutions in architecture that address contemporary environmental crises while enhancing spatial experience and ecological balance.
۵۱.

Analysis of the Story "The Patient Stone" Based on Joseph Campbell's Hero’s(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۵
The main issue of the present study is the examination of the story "The Patient Stone" based on Joseph Campbell’s (1904-1987) Hero’s Journey theory. The value and significance of this research lie in the cultural and mythological importance of folk tales as well as the theoretical worth of Campbell’s theory. This interdisciplinary study is conducted using a descriptive-analytical method. Its main question is: How do the stages of the story "The Patient Stone" correspond to Campbell’s Hero’s Journey? The hypothesis is that, given the mythical nature of this story, although not all stages of the Hero’s Journey may be applicable, it certainly includes many of them. The outcome of the research is that in the story "The Patient Stone," the hero undergoes a perilous journey without receiving help from an external individual. The twelve stages of Campbell’s Hero’s Journey, including "The Call to Adventure," "Crossing the Threshold," "Difficult Trials," "Crisis," "Resurrection," and "Return to the Ordinary World," are present in this story; however, it lacks the stages of the hero’s refusal of the return, the magical flight stage, and the arrival of external help to bring the hero back, and he simply returns to the community.
۵۲.

Parthian Earrings: Case Study Gold Earrings from the Jubon Site in Gilan (Iran)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۴
Jewelry has been prevalent in human societies since ancient times. By studying these artifacts and analyzing the decorative styles and techniques employed in their creation, researchers can gain insights into the identities of the people who produced them. Archaeological excavations in Jubon cemetery in Gilan province have uncovered numerous Gurkani graves dating from the first millennium BC to the Sassanid period. Some of these graves were found gold earrings, now kept in the National Museum of Iran. This research aims to classify earrings found in the Juban cemetery and compare them with those from the North Caucasus to identify their manufacturing techniques and production workshops. The study employs a descriptive-analytical method with a comparative approach. The findings indicate that the earrings from the Jubon cemetery can be classified into two typological categories: The first type is gold earrings without precious stones and the second is gold earrings adorned with garnet decorations. The identified manufacturing techniques include relief, casting, hammering, inlaying, and wiring, which were prevalent among Greek and Scythian artisans during the Parthian period. The methods used in making Jubon earrings show similarities to earrings from the North Caucasus, but significant differences in the decoration of gold indicate local production.
۵۳.

Public and State Approaches to Safavid Exemption Decrees in the Qajar Period (Case Study: Naser al-Din Shah's Era and Exemption Inscriptions)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
Safavid and Qajar rulers, following an enduring tradition, inscribed royal decrees on stone monuments concerning issues such as tax exemptions and reductions. These inscriptions served to preserve the king’s direct voice as an authoritative document, aiming to safeguard a just fiscal system, prevent corruption among officials, avert potential uprisings caused by rising taxation, and reinforce the image of a legitimate and benevolent monarchy opposed to innovation and injustice. This study examines the extent to which Safavid decrees retained their authority and effectiveness during the reign of Nāṣer al-Dīn Shāh Qajar, particularly in the context of the interaction between the state and society. The research is based on primary documents and sources, applying a historical-comparative method and content analysis. The findings reveal that Safavid decrees on exemptions and tax reductions, though inscribed as “perpetual,” did not remain effective in practice. With the dynastic shift, and despite the people’s efforts to preserve documents and demand their enforcement, these decrees rarely yielded favorable outcomes, except in cases where the Qajar state itself benefited from their implementation.
۵۴.

قواخ تپه (قباق تپه) کوزران؛ محوطۀ کلیدی دوران تاریخی در شمال ماهیدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش های باستان شناختی پیشین در منطقه ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دوره پیش ازتاریخ منطقه بوده و به رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دوره تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به ویژه بخش شمالی آن پر از تپه های بزرگ و کوچک دوره پیش ازتاریخ و دوره تاریخی است که درمیان این زیستگاه های باستانی قواخ تپه به واسطه وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته های سطحی، شایسته توجه ویژه است؛ از این رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می شود قواخ تپه و یافته های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ تپه دارای بقایای چه دوره هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته های شاخص قواخ تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می دهند؟ نتایج مطالعه یافته های سطحی نشان می دهد که قواخ تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دوره مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل گرفته و در عصر آهن III و دوره اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته های سطحی، پاشنه در آشوری به دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دوره آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دوره آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینه سکه های به دست آمده از محوطه علاوه بر نشان دادن اهمیت محوطه در دوره سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به عنوان یکی از مهم ترین استقرارهای باستانی امتداد جاده خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است.
۵۵.

دیدگاه های نو درباره جوامع سغدیان در شمال چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
از دوره هخامنشیان تاکنون، ایرانیان به عنوان حاکمان بخشی از مسیر تجارت راه ابریشم، نقش امنیتی و پشتیبانی مسیر را برای کسب سود اقتصادی و ارتباطات فرهنگی در داخل سرزمین حاکمیتی خود انجام داده اند و چین تا اروپا را به هم متصل می کرد ه اند. سغدیان، به عنوان بخشی از حاکمیت شرق ایران، دارای نقش تأثیرگذار از اواسط قرن سوم تا هشتم میلای، در تجارت و ارتباطات بین منطقه ای برعهده داشتند و به نوعی در کنار تجارت راه ابریشم، آن را به شکل حضور در سرزمین چین به دیپلماسی صلح ابریشم، برای حضور خودشان تبدیل کرده اند. بازرگانان سغدی به عنوان یکی از گروه های ایرانی شرقی، همواره گونه ای از دیپلماسی هم زیستی جاده ابریشم پیش بردند، که از یک سوی با شناخت قدرت اقتصادی تجارت راه ابریشم، با هدف کسب منفعت اقتصادی، و از سوی دیگر صلح و دوستی میان سرزمین چین و اقوام دیگر این مسیر استفاده کردند، تا جایگاه خود را تثبت کنند. یافته های باستان شناسی سغدیان از گذشته موردتوجه محققان غربی و شرقی قرار گرفته و به نوعی تاریخ هنر آن ها را معرفی کردند؛ در این میان یافته های جدید در دو دهه گذشته، شمال چین واقعیت حضور شایسته و دیپلماسی صلح ابریشم سغدیان را مورد تأکید قرار می دهد. در این میان یافته های به دست آمده از کاوش های باستان شناسی شمال چین -ازجمله یافته های قبور خانواده های سغدی- هرچند به صورت گزارش های اولیه، موردتوجه کاوشگران قرار گرفته است که می تواند با توجه به کتیبه ها، جنبه های هنری و معنوی، به ویژه نقاشی های دیواری، جایگاه سغدیان در سرزمین چین مورد بررسی قرار دهد. مهم ترین هدف این پژوهش شناساندن یافته های سغدیان در شمال چین برای مخاطبان ایران فرهنگی و به تصویر کشاندن اهمیت حضور آن ها در موقعیت جغرافیایی جدیدشان، در سرزمین چین است؛ در این راستا، پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش ها است؛ حضور جوامع سغدی در شمال چین چگونه شکل گرفته است و چه ارتباطات فرهنگی را بین سرزمین ایران و چین نشان می دهد؟ نتایج پژوهش یافته های جدید سغدیان در شمال چین، حضور جوامع ابتداییِ بسته و سپس جامعه ای با تعامل فرهنگی با چینیان را مستند می نماید؛ به نظر می رسد آن ها به شکل خانواده های هنرمند، صنعتگر و بازرگان در سرزمین چین فعالیت خود را آغاز و به عنوان بخشی از خانواده های ایرانی نقش اقتصادی-فرهنگی خود را شکل دادند که در طی زمان می توان کنش فرهنگی مابین دو فرهنگ چین و سغدیان را به تصویر کشید.
۵۶.

شش تدفین منتسب به دوره ایلام نو از تپه دژ (تل گسر)؛ بازنگری در جزئیات، موقعیت و گاهنگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
محوطه باستانی تل گسر در شمال غربی دشت رامهرمز، استقرارگاهی چنددوره ای و یکی از محوطه های کلیدی، به ویژه برای مطالعات باستان شناختی دوره ایلام به شمار می رود. این محوطه طی سال های ۱۹۴۸-۱۹۴۹م. کاوش شد؛ با این حال، انتشار نیافتنِ به موقع گزارش و پراکندگی اسناد میدانی سبب ایجاد ابهام در داده های باستان شناختی آن گردید. از مهم ترین این ابهامات، اطلاعات مربوط به شش تدفینِ کشف شده در «تپه دژ» و منسوب به دوره ایلام نو است که در گزارش های «کارتر» و «علیزاده» به صورت ناقص و ناهمخوان ارائه شده اند. گزارش علیزاده، به ویژه با جانمایی نادرست و انتساب پراکنده گورنهاده های یک تدفین به لایه های متعدد و دوره هایی میان سوکل مَخ تا اسلامی، بر پیچیدگی های موجود افزوده است. تلاش «یاسمینا ویکس» نیز به رغم هدف گذاری درست، نتوانسته این ناهمخوانی ها را برطرف کند و خود موجب طرح مسائل تازه ای شده است. با توجه به اهمیت تل گسر و ضرورت بازنگری داده های پیشین، این پژوهش با اتّکا بر روش های مرسوم در مطالعات تاریخی و تحلیل تطبیقی اسناد موجود، به واکاوی این تدفین ها پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، جانمایی دقیق و ارائه گاهنگاری منسجم برای هر تدفین است. نتایج نشان می دهد که در گزارش های پیشین، خطاهای اساسی در ثبت جزئیات، موقعیت کشف و گاهنگاری تدفین ها وجود داشته است. افزون بر جانمایی صحیح تدفین ها در گمانه کاوش، مهم ترین دستاورد این مطالعه تفکیک تدفین E به دو تدفین مستقل (E1 و E2) و بازسازی توالی زمانی منظمِ شش تدفین از اواخر دوره ایلام میانه تا اواخر ایلام نو II است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آشفتگی ظاهری داده ها نتیجه خطاهای گزارش دهی بوده و نَه بازتابی از ویژگی های واقعی لایه نگاری محوطه؛ و از این رو، برای درک توالی استقراری و تفسیرهای لایه نگارانه تپه دژ و مجموعه تل گسر اهمیت بنیادی دارد.
۵۷.

پایان فردی در معادشناسی زرتشتی: چهار قاب از آرامگاهی سغدی در چانگ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
در سال ۲۰۰۳م. کشف آرامگاه سنگی «ویرکاک»، رهبر کاروان سغدی، و همسرش «ویوسی» در شهر چانگ آن چین، نمونه ای بی نظیر از تلاقی باورهای زرتشتی و سنت های تصویری سغدی-چینی را در قالب 11قاب سنگی نمایان ساخت. این پژوهش با تمرکز ویژه بر چهار قاب پایانی، که مراحل سفر روان پس از مرگ را بازنمایی می کنند، نخستین تفسیر منسجم و مبتنی بر منابع اصیل زرتشتی (اوستا و متون پهلوی) از این بخش از آرامگاه را ارائه می دهد. تحلیل با بهره گیری از چارچوب نشانه شناسی تصویری و رویکرد تطبیقی دین پژوهانه انجام شده است. پژوهش حاضر مفاهیم محوری پایان فردی در معادشناسی زرتشتی شامل: دئنا، داوری مینوی، عبور از پل چینود و رسیدن به گرودمان، را با ساختاری روایی، دقیق و وفادار به متون بررسی می کند و نشان می دهد که این تصاویر، بازتاب مستقیم باورهای زرتشتی هستند. برخلاف برخی تفاسیر پیشین که حضور عناصر مانوی را مطرح کرده اند، این پژوهش با استناد به منطق درون دینی زرتشتی، تلفیق این دو سنت را مردود می داند. در سطحی فراگیرتر، این مطالعه نه تنها به بازشناسی سغدیان به عنوان واسطه های انتقال دین زرتشتی به شرق می پردازد، بلکه آرامگاه ویرکاک را به مثابه گواهی تصویری از چگونگی بازنمایی مفاهیم دینی ایرانی در بستر فرهنگی چین سده ششم میلادی معرفی می کند. این تحلیل، گامی نو در بازخوانی هنر تدفینی زرتشتی و فهم تطبیقی دین و تصویر در تاریخ فرهنگی ایران و آسیای شرقی است.
۵۸.

A Look at Iranian-Deccani Architecture during the Bahmani Era (1347-1528)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۳۰۲
Deccan is a fertile plateau in the southern part of the Indian subcontinent, spanning an area of approximately three hundred square kilometers. In Sanskrit, Deccan means "south," and the Bahmani rulers established the first independent Muslim government in the Deccan region, reigning from 1347 to 1528. This research aims to answer the crucial question of how Iranian-Deccani architecture evolved during the Bahmani era and which structures prominently reflect this architectural style, using a historical research method grounded in a descriptive-analytical approach. The findings of the research indicate that the Bahmani's tolerance and affinity for the Shia sect, along with their support for Shia migrants who had immigrated to Deccan from Iran and Arab lands, led to the widespread influence of Shia beliefs and the prevalence of Iranian-Islamic culture and civilization in Deccan. During this period, numerous Iranian architects and artisans migrated to India, contributing to the creation of many buildings characteristic of the Bahmani era. As a result, many mosques and structures from the Bahmani era in Deccan bear the influence of the Timurid architectural style of Iran. This phenomenon facilitated the penetration of Iranian architectural style and the flourishing of Iranian-Islamic culture in India, particularly during the Bahmani period.
۵۹.

امکان سنجی استفاده از شیره انجیر سفید (Ficuse caric) و عسل کنار به صورت هم افزا به عنوان بازدارنده خوردگی در آلیاژهای باستانی با درصد Cu-10Sn(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
یکی از مهم ترین آسیب های وارده به برنزهای تاریخی، بیماری برنز است. بی توجهی به آثار مفرغی که دچار بیماری برنز شده اند، باعث تخریب و نابودی شی برنزی می شود. از این رو در بحث حفاظت از آثار برنزی، راهکارهای بسیاری ارائه شده است. با اینحال این روش ها به مرور دچار آسیب بیشتر به این اشیا شده و یا به دلیل هزینه بسیار بالا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مهم ترین روش هایی که برای درمان بیماری برنز ارائه شده است، استفاده از بازدارنده های خوردگی است. اما با توجه به سمیت و سرطان زا بودن این مواد، می توان با جایگزین کردن مواد طبیعی، تا حدودی بر این مشکل فایق آمد. هدف از این مقاله، امکان سنجی استفاده از بازدارنده های دوستدار محیط زیست شامل شیره انجیر سفید (Fisuse Caric) و عسل طبیعی به صورت هم افزا بر روی آلیاژی با ترکیب Cu-10Sn در حضور محیط خورنده سدیم کلرید 5/0 مولار است. با توجه به بررسی های انجام شده با دستگاه پتانسیومتری، نرخ خوردگی در زمان استفاده از این بازدارنده ها به صورت هم افزا در غلظت ppm1800، برابر با 6/14 است که قدرت بازدارندگی 50 درصد را نشان می دهد و دارای بازدارندگی از نوع پلاریزاسیون آندی است. در روش کاهش وزن نیز قدرت بازدارندگی در هفته چهارم در حضور محیط خورنده، 50 درصد گزارش شده است. در بررسی های SEM-EDX، مقدار محصولات خوردگی کلریدی کاهش یافته است، اما مهمترین عاملی که در تصاویر میکرسکوپ الکترونی روبشی مشاهده شده است، خوردگی حفره ای (Pitting Corrosion) و جدایش فازی شدید در زمینه این آلیاژهای شبه باستانی است.
۶۰.

ارزیابی روش های هیدروژئولوژیک برای حفاظت برمبنای باستان سنجی در موزۀ عصر آهن تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان