پژوهه باستان سنجی
پژوهه باستان سنجی سال 10 پاییز و زمستان 1403 شماره 2 (پیاپی 20) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
دیرینه مغناطیس یکی از رشته های بین دانشی علوم ژئوفیزیک و باستان شناسی است که به بررسی تغییرات میدان مغناطیسی کره زمین در طول دوره تاریخ حیات بشر می پردازد. در این روش محققان از تغییرات دوره ای میدان مغناطیسی زمین و ویژگی برخی از آثار باستانی که توانایی آشکار ساختن مؤلفه های جهت و شدت میدان مغناطیسی زمین را دارند بهره می گیرند تا امکان تعیین سن نسبی آثار باستانی را فراهم کنند. نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش از سفال های محوطه باستانی کول تپه جلفا و محوطه دَوَه گُز خوی انتخاب گردید. نمونه ها در رده های سنی مختلف از دوره نوسنگی تا دوره کورا ارس II (2638-5215 ق.م) قرار دارند که قبلاً سن آن ها با روش مطلق C 14 تعیین شده است. هدف از این مطالعه، ترسیم نمودار شاخص از تغییرات دوره ای زاویه میل مغناطیس باستان و تهیه یک ابزار سال یابی نسبی برای تخمین سن مجهولی است که منسوب به بازه زمانی مورد مطالعه است. در همین راستا از روش های آزمایشگاهی اندازه گیری پذیرفتاری مغناطیسی جرمی با دستگاه کاپابریج، تشخیص حضور کانی های سوپر پارا مغناطیس به روش پذیرفتاری مغناطیسی وابسته به فرکانس با استفاده از دستگاه بارتینگتون و کانی شناسی مغناطیسی توسط دستگاه پذیرفتاری سنج (Multi-Function Kappabridge) اندازه گیری می گردد. برای از بین بردن مغناطیس ثانویه و تعیین مغناطیس اصلی به روش مغناطیس زدایی حرارتی استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که مغناطیس هر دو منطقه نزدیک به هم بوده و نمونه های هر دو محوطه میزان پذیرفتاری مغناطیسی تقریباً مشابهی داشته اند. حامل اصلی مغناطیسی در همه نمونه ها مگنتیت و تیتانو مگنتیت بوده و برگشت ناپذیر بودن منحنی های نمودارهای مغناطش – دما نشان از ناکافی بودن پخت نمونه ها است. مقایسه نمودار منحنی شاخص ترسیم شده از تغییرات زوایای میل مغناطیس باستان برای بازه زمانی مورد مطالعه با نتایج مناطق مجاور (بالکان) و با دوره زمانی مشابه تطابق نسبتاً خوبی داشته است.
شناسایی و طبقه بندی جمجمه های تغییرشکل یافتۀ چگاسفلی به کمک تحلیل خوشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمجمه های تغییرشکل یافته انسانی همانند بسیاری از یافته های باستانی این قابلیت را دارند که به کمک متغیرهای کمّی توصیف شوند. در این پژوهش تعداد 11 جمجمه تغییرشکل یافته و معمولی هزاره پنجم پیش از میلاد که از کاوش های محوطه چگاسفلی به دست آمده است، همراه با 60 جمجمه معمولی و امروزی مردم خوزستان به کمک روش تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی مطالعه شد. هر کدام از جمجمه های مورد مطالعه به کمک شش شاخص، بر پایه ده متغیر کمّی مربوط به جمجمه سنجی، توصیف شد. شاخص ها به نحوی انتخاب شده اند که به مسطح شدن استخوان پیشانی، پس سری و آهیانه ای و همچنین تغییرات ایجاد شده در بیشترین طول، عرض و ارتفاع کرانیوم حساس باشند. دقت و سرعت روش گفته شده در طبقه بندی و تفکیک جمجمه های تغییرشکل یافته از سایر جمجمه ها، بررسی می شود. افزایش اندازه نمونه، در اینجا جمجمه های معمولی باستانی و امروزی مردم خوزستان، پیگیری می شود. موفقیت متغیرهای توضیحی در توصیف متغیرهای پاسخ نیز ارزیابی شد. به کمک این روش و متغیرهای در نظر گرفته شده، جمجمه های تغییرشکل یافته چگاسفلی از جمجمه های معمولی باستانی و امروزی جدا شد و در دسته ای متفاوت قرار گرفت. تغییرشکل غیرعامدانه در نمونه BG1.02 که تنها قسمتی از بخش صدفی استخوان پس سری در آن مسطح شده است، شناسایی شد. موفولوژی متفاوت تغییرشکل جمجمه BG6.01 نسبت به سایر جمجمه های تغییرشکل یافته، قابل تشخیص است. این موارد نشان می دهد که متغیرهای توضیحی به خوبی توانسته اند جمجمه ها را توصیف کنند. با افزایش اندازه نمونه از 29 جمجمه به 71 جمجمه، نتایج دوباره تکرار شد که علاوه بر تائید انتخاب صحیح متغیرهای توضیحی به مقاوم بودن روش حاضر نسبت به افزایش اندازه نمونه نیز اشاره دارد. ضمن اینکه طبقه بندی ارائه شده، مستقل از اُریبی های وابسته به پژوهشگر است. در پایان، باید در نظر گرفت که مطالعه ماتریس داده ای با این ابعاد، در محیط پروژه R تنها در چند ثانیه انجام می شود.
مطالعه ویژگی های ساختاری انواع سکه های ۵۰ دیناری ضرب شده در دوره پهلوی دوم با نگاهی به شرایط اقتصادی ایران در بازه زمانی 1322 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر عصری سکه ها بازتابی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن دوران بوده و مواردی نظیر جنس، عیار، جرم و یا حتی مکانیسم ضرب آن ها منعکس کننده اوضاع و شرایط در آن دوره مشخص بوده است. این موضوع به مقطع و دوره زمانی خاصی در گذشته اختصاص نداشته و واقعیتی است که همواره از دوران باستان تا عصر حاضر وجود داشته است. در دوران معاصر و در دوره ی پهلوی دوم مجموعاً ۹ سکه با ارزش های ریالی متفاوت تحت اشکال مختلف ضرب شد که سکه ی ۵۰ دیناری از معدود سکه هایی است که تقریباً در تمام طول مدت این دوره بدون وقفه ضرب گردید؛ بنابراین، بررسی و مطالعه جنس، جرم و مکانیسم ضرب این سکه در طول بازه زمانی مذکور می تواند به خوبی بیانگر وضعیت کشور در این دوره باشد. بررسی های انجام گرفته در این پژوهش نشان داد که نخستین نوع از سکه های ۵۰ دیناری در سال ۱۳۲۲ از جنس مس ضرب گردید که پس از گذشت مدت زمانی بسیار کوتاه به دلیل مقاومت پایین در برابر خوردگی با سکه های اصطلاحاً برنزی جایگزین گردید. هر چند که نتایج آنالیزهای عنصری انجام شده نشان داد که آلیاژ به کار رفته در این سکه ها برنج است. ضرب سکه های اصطلاحاً برنزی تحت دو جرم متفاوت تا اواسط دهه پنجاه ادامه یافت اما نهایتاً در سال 1354، افزایش تورم و پیشی گرفتن ارزش فلز استفاده شده از ارزش ریالی سکه و همچنین عدم امکان پذیری ضرب سکه با جرم کمتر منجر شد که مکانیسم نورد فلزات پیش از فرایند سکه زنی، از فرایند نورد ساده به نورد اتصالی (نورد ساندویچی) تغییر پیدا کند. در نتیجه، امکان تولید سکه هایی که مغز آن ها را فلزی با ارزش ریالی پایین (آهن) و سطح آن ها را آلیاژهای مقاوم به خوردگی (آلیاژهای مس) تشکیل داده است، فراهم آمد و ضرب سکه های 50 دیناری با مکانیسم مذکور تا سال 1358 ادامه یافت.
گاه سنجی یافته های معماریِ محوطه ساحلی در بافت تاریخی شهر قصر شیرین با روش ترمولومینسانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاوش های باستان شناسی در بافت تاریخی شهرها همواره یکی از چالش های مهم در حوزه مطالعات میراث فرهنگی است. شهر مرزی قصر شیرین در غرب استان کرمانشاه امروزی از اهمیت فراوانی در دوران ساسانی و اسلامی بهره مند بوده است. بناهای کنونی شهر حاکی از شکوه و جایگاه مهم آن در تقسیمات شهری دوره ساسانی داشته است؛ با این حال اگرچه از بناهای دوره اسلامی شهر قصر شیرین اثر چندانی برجای نمانده است، اما به نظر می رسد آثار بیشتر بناهای دوره اسلامی، در زیر بافت شهری و اطراف کاروانسرای مربوط به دوره صفوی تمرکز یافته باشد. ساخت وسازهای چند دهه اخیر منجر به نمایان شدن بقایای پراکنده معماری در زیر بافت کنونی به ویژه محدوده موسوم به خیابان ساحلی و خیابان شهداء در ضلع جنوبی شهر شده است. در این راستا و طی دومین فصل کاوش گسترده بافت تاریخی در شهریور و مهر 1401 نگارندگان در تلاش برای شناسایی کاربری و گاهنگاری آثار معماری مکشوفه با استفاده از علوم میان رشته ای برآمدند. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش پیش رو تعیین گاه سنجی بقایای معماری تاریخی یافته شده از قصر شیرین به کمک تحلیل های باستان شناختی و استفاده از روش سالیابی ترمولومینسانس است. از میان ترانشه های چهارگانه کاوش، دو نمونه آجر از ترانشه های I و III با رعایت شرایط برداشت، انتخاب و به منظور سالیابی ترمولومینسانس به پژوهشکده حفاظت و مرمت ارسال شدند. نتایج پژوهش حاکی از آنست که بقایای معماری مکشوفه ترانشه های I و III (به ویژه سازه آجری محکم و برجای ترانشه I) به قرون 8 9 ه .ق (دوره های ایلخانی و تیموری) تعلق دارند؛ اما با توجه به ناقص و شکسته بودن تمامی مصالح آجری دیوار مستحکم ترانشه III و عجله در ساخت آن، به نظر می رسد از مصالح آجری قدیمی تر در ساخت دیوار بلند و جدیدتر ترانشه بهره گرفته اند. به این معنی احتمالاً دیوار ترانشه III در دوره قاجار ساخته و یا مجدداً استفاده شده؛ اما مصالح آن مربوط به قرون میانی اسلام است.
واکاوی ویژگی های تاثیرگذار در فن ساخت طاق آهنگ مقابر عیلام و الیمایی خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدیمی ترین نمونه های ثبت شده از ساخت طاق آهنگ در ایران مربوط به استان خوزستان و مقابر طاقدار دوره عیلامیان است. شناخت ویژگی های هندسی طاق های آهنگ، علاوه بر درک فنون ساخت مرتبط با روش های چینش، می تواند در حفاظت این آثار تاریخی بر اساس اصالت کالبدی مبتنی بر فن ساخت نیز مؤثر باشد. پژوهش حاضر به بررسی این ویژگی ها پرداخته و هدف آن، شناسایی عوامل هندسی و فناوری ساخت تأثیرگذار بر شیوه های چینش، با تأکید بر روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط میان دهانه و افراز طاق ها، به منظور بازیابی بخش های فروریخته طاق های آهنگ این دوره تاریخی است. مهم ترین پرسش پژوهش این است که: ویژگی های چینش طاق های آهنگ خشتی-آجری دوره عیلام در خوزستان، با توجه به روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط دهانه و افراز طاق ها چیست؟ این پژوهش با رویکرد تاریخی–تفسیری انجام و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده است. بر این اساس، ۱۵ نمونه از مقابر طاقدار با مصالح مربع شکل (شامل مقابر دوره عیلام اول، دوره عیلام میانه، دوره نئوعیلامی و دوره الیمایی)، بر اساس گزارش های باستان شناسی یا بررسی های میدانی انتخاب و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای طاق آهنگ با چینش ضربی، رومی و ترکیبی، وجود روابط بین مصالح و دهانه طاق، ارتباط معنادار میان افراز و دهانه در دوره های عیلامی و الیمایی، ثابت بودن ضخامت طاق و تناسب میان تعداد لایه های طاق و ابعاد دهانه از مهم ترین ویژگی های این طاق ها هستند. این پژوهش نشان می دهد که هندسه طاق، ضخامت، نسبت دهانه به افراز و روش چینش آجرها تأثیر مستقیمی بر پایداری و مقاومت طاق ها دارند و درک صحیح این عوامل می تواند در بازسازی طاق های فروریخته این دوره تاریخی نقش مؤثری ایفا کند.
مطالعه پتروگرافی آجر و سفال های اشکانی محوطه شهرتپه درگز، خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان درگز در شمال شرقی استان خراسان رضوی، در مجاورت کشور ترکمنستان واقع شده است. همجواری این منطقه با ترکمنستان و نسا به عنوان یکی از اولین مناطق گسترش و نفوذ اشکانیان، نشان دهنده اهمیت این منطقه در تاریخ اشکانیان، خصوصاً در اولین دهه های شکل گیری و گسترش این حکومت است. در بین 85 محوطه اشکانی شناسایی شده در دشت درگز، شهر تپه با 70 هکتار وسعت، مهم ترین محوطه درگز محسوب می شود. در سال 1395 دو فصل کاوش در این محوطه انجام گرفته که ظروف سفالی و آجرهای منقوش از جمله یافته های به دست آمده از این کاوش ها است. بررسی یافته های سفالی محوطه شهرتپه و مقایسه آن ها با نسا، نشان می دهد شباهت زیادی بین یافته های باستان شناسی این دو محوطه وجود دارد که همین امر منشأیابی سفال های شهرتپه را حائز اهمیت و ضروری می نماید. به همین دلیل در این پژوهش با مطالعه پتروگرافی 18 نمونه شامل: سفال ساده، لعاب دار، تغییر شکل و آجر منقوش به تعیین منشأ آن ها پرداخته شده است. در روش پتروگرافی و استفاده از میکروسکوپ، به مطالعه بافت و ترکیبات مواد هر یک از نمونه ها پرداخته شده است. نتایج مطالعه داده های شهرتپه نشان داد که بیشتر سفال های محوطه در محل ساخته شده اند و شماری از سفال ها که لعاب دار هستند احتمالاً از مکانی دیگر به این محوطه وارد شده اند که نشان دهنده ارتباط فرهنگی و تجاری این محوطه با محوطه های هم دوره خود است. نتایج حاصل اهمیت محوطه شهرتپه را به عنوان یکی از اولین شهرهای مهم اوایل دوره اشکانی را در منطقه خراسان نمایان می سازد.
مطالعۀ الگوی پراکنش محوطه ها و آثار اشکانی و ساسانی در حوضۀ آبریز جنوبی قزل اوزن، بخش چورزق، شهرستان طارم علیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرچند که در دو دهه اخیر، میزان کاوش ها و بررسی های باستان شناسی انجام شده در شهرستان طارم علیا رشد قابل توجهی یافته است، اما با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه این شهرستان، در حکم حلقه ارتباطی میان نواحی مرکزی، غربی و شمالی کشور، این منطقه نیازمند پژوهش های باستان شناسی بیشتری است. پژوهش حاضر که بر اساس داده های حاصل از بررسی میدانی باستان شناسی و مطالعات کتابخانه ای و تهیه نقشه های GIS به انجام رسیده است، برای نخستین بار به تجزیه و تحلیل الگوی استقرار 14 محوطه و اثر باستانی مربوط به دوره های اشکانی و ساسانی در حوضه جنوبی رود قزل اوزن، در محدوده بخش چورزق شهرستان طارم علیا، شامل دهستان-های چورزق و دستجرده اختصاص دارد. مسئله اصلی مرتبط با منطقه موردمطالعه، فقدان اطلاعات جامع و وجود یک شکاف دانشی در ارتباط با استقرارهای دوران تاریخی در این حوضه است. هدف از این پژوهش مطالعه الگوی پراکنش محوطه های دوران اشکانی و ساسانی در محدوده بخش چورزق طارم علیا است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به پرسش هایی در ارتباط با بررسی تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر شکل گیری محوطه های موردمطالعه، الگوی معیشتی ساکنان و مقایسه سفال های منطقه موردمطالعه با مناطق همجوار در دوران اشکانی و ساسانی است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که پراکنش محوطه های این منطقه متأثر از عوامل تعیین کننده ای چون میزان ارتفاع، دسترسی به منابع آبی، شیب زمین، راه ها و نوع کاربری اراضی بوده است، به گونه ای که باوجود تنوع اقلیمی منطقه، محوطه های محدوده موردمطالعه اغلب در ارتفاع نسبتاً کم و شیب ملایم، در امتداد دره رود قزل-اوزن و دیگر رودهای منطقه، در نقاطی که برای فعالیت های کشاورزی و باغداری مستعد بوده اند، شکل گرفته اند. بعلاوه با توجه به وضعیت توپوگرافی خاص منطقه که عبور و مرور را صرفاً از طریق دره های میان ارتفاعات، در امتداد مسیر رودها امکان پذیر می سازد، به نظر می رسد که راه های باستانی نیز بر جاده های ارتباطی امروزی منطبق یا بسیار به آن نزدیک بوده است.
شناسایی و اندازه گیری آلاینده های هوا در محوطه تاریخی نقش رستم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش رستم نام مجموعه ای باستانی با یادمان هایی از دوره ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان در شمال شهرستان مرودشت و در فاصله پنج کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. مجاورت منابع آلاینده به این محوطه به ویژه مجتمع پتروشیمی مرودشت (در 17 کیلومتری جنوب غربی نقش رستم)، نزدیکی محوطه با جاده ها و محورهای مبادلاتی پر تردد، کشاورزی گسترده در منطقه و استفاده از حجم زیادی از کودهای شیمیایی و علف کش ها و همچنین به آتش کشیدن بقایای گیاهی اراضی کشاورزی پس از برداشت محصول، باعث شده فرضیه فرسایش آثار در این محوطه باستانی تقویت گردد؛ بنابراین از مهم ترین اهداف این تحقیق شناسایی و اندازه گیری میزان آلاینده های مذکور در محوطه نقش رستم با انجام مطالعات آزمایشگاهی است. به همین منظور اقدام به نمونه گیری از هوای منطقه و استخراج فاز جامد فضای فوقانی (HS-SPME) با استفاده از فیبرهای سنتزی SPME به عنوان ابزار گیرانداز آلاینده ها گردید. همچنین از تعدادی نمونه گیر گازی (Gas Sampler) نیز جهت استخراج مستقیم هوای آلوده استفاده شد تا بتوان طیف گسترده ای از ترکیبات آلاینده را شناسایی نمود. همچنین جهت آنالیزها از کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی و کروماتوگرافی یونی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تنوع گونه های آلاینده و مقادیر آن ها در محوطه نقش رستم بسیار بالا بوده و مهم ترین منبع آن مربوط به مجتمع پتروشیمی مرودشت است؛ بنابراین آلاینده های موجود در منطقه و به ویژه آلاینده های تولیدی مجتمع پتروشیمی تهدیدی برای آثار تاریخی منطقه بشمار می روند. با توجه به ظرفیت های تاریخی و طبیعی محوطه و منطقه ضرورت دارد در درازمدت الگوی توسعه پایدار منطقه از صنایع با حجم بالای آلاینده های زیست محیطی به سمت گردشگری تغییر یابد.
کاربرد روش های آزمایشگاهی در بررسی برونداد صوتی سازهای زهی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازهای موسیقی، با توجه به برخورداری از ارزش ها و وجوه ارتباطی متنوع، تفاوت های عمده ای با سایر آثار فرهنگی و تاریخی دارند. با وجود اشتراکاتی که در مباحث فن شناسی و آسیب شناسی در حوزه ی حفاظت و مرمت سازها با سایر اشیاء فرهنگی-تاریخی وجود دارد، به واسطه ی ارتباط این آثار با تولید صوت موسیقایی، آگاهی از ویژگی های صوتی هر یک از مواد به کار رفته در ساختمان ساز در جهت ایجاد برونداد صوتی بسیار ضروری است. با وجود گستره ی بسیار وسیع در طبقه بندی سازها (خانواده ی سازهای زهی، بادی، کوبه ای و...)، استفاده از مواد مختلف به کار رفته در ساخت هر یک از سازها (چوب، فلز، استخوان، پوست و غیره) محققان این حوزه را با چالش های جدی مواجه می سازد. تغییرات مکانیکی هر بخش از ساز در زمان نواختن، باعث تولید و انتشار ارتعاشات فیزیکی به عنوان وجه ملموس برونداد صوتی شده و در ادامه نیز وجه ناملموس برونداد صوتی با تاثیرگرفتن از شرایط زیبایی شناسی موسیقی در ذهن نوازنده و مخاطب تکامل می یابد. این پژوهش با هدف آگاهی بخشی پژوهشگران حوزه ی باستان سنجی و حفاظت و مرمت سازهای فرهنگی و تاریخی به نقش و تاثیر روش های آزمایشگاهی در مطالعه ی ساختار و رفتار آکوستیکی اجزای متشکله در بدنه ی سازهای زهی تاریخی، در جهت شناخت بهتر وجه ملموس برونداد صوتی این آثار انجام گرفته است. بدین منظور، به معرفی و بررسی روش های آزمایشگاهی با در نظر گرفتن مفاهیم مرتبط با برونداد صوتی و بیشتر حول محور شناخت مواد به کار رفته در بدنه ی سازها (به ویژه چوب به عنوان ماده ی اصلی در ساخت بدنه ی اکثر سازهای زهی تاریخی) پرداخته شده است. در نتیجه ، با به کارگیری از این روش های آزمایشگاهی، ضمن تقویت داده های مربوط به فن شناسی مواد در ساختمان سازها، موجب اتخاذ تصمیمات بهینه در مسیر حفاظت و مداخلات مرمتی با استفاده از مواد و روش های متناسب با هر یک از آنها در جهت برونداد صوتی شده و همچنین باعث تقویت داده ها در حوزه ی مطالعات باستان سنجی این آثار خواهد بود.
آنالیز PIXE سفال گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم به منظور بازسازی نظام معیشتی و پیوندهای فرهنگی اجتماعات عصر آهن منطقۀ مرکز فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ویژگی های عصر آهن ایران، وجود گورستان هایی بدون ارتباط با استقرارگاه است. دلیل یافت نشدن استقرارگاه در نزدیکی اغلب این گورستان ها می تواند در ارتباط با کوچ نشین بودن جوامع عصر آهن و یا وجود استقرارگاه های موقتی که تاکنون آثاری از آن ها کشف نشده است، توضیح داده شود. ویژگی مهم این گورستان ها، فراوانی زیاد سفال های تدفینی است که مشخص نیست چگونه و در کجا ساخته شده اند. سفال های گورستان های نسبتاً نزدیک شباهت زیادی به هم دارند. از زمان گیرشمن پرسش های مهمی در این خصوص مطرح بوده است: آیا سفال های با شباهت بسیار زیاد در یک کارگاه خاص تولید می شدند و سپس بین جوامع توزیع می گردیدند یا هر جامعه با توجه به اینکه هنوز استقرارگاه و کوره های تولید سفال در پیرامونش یافت نشده است، تولیدکننده سفال خودش بوده است؟ در این پژوهش، به منظور پاسخگویی به پرسش های مذکور، جمعاً ۲۲ نمونه تصادفی از سفال های عصر آهن سه محوطه گورستانی استرک جوشقان و سیلک در کاشان و صرم در قم مورد آنالیز عنصری PIXE قرار گرفت و داده های حاصل به روش آماری PCA تحلیل شدند. بر طبق خروجی ها، هیچ گونه همبستگی بین سفال ها مشاهده نشد. همچنین، با وجود همپوشانی در بعضی از اکسیدهای اصلی، اما مقدار اکسید منیزیم به طور معناداری در سفال های هر سه محوطه متمایز بود. این تحقیق باستان سنجی نشان می دهد که نمونه سفال های عصر آهن گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم از منابع خاک جداگانه ای ساخته شده اند ولی سفال های محوطه های مذکور از نظر شکلی، شباهت زیادی با هم دارند که به احتمال زیاد، نشان دهنده وجود روابط فرهنگی، جابجایی جمعیتی و یا تقلید سبکی است، نه به دلیل تولید متمرکز در یک یا چند مکان محدود و توزیع آن ها از طریق تجارت؛ بنابراین، نتایج پژوهش از فرضیه کوچ نشین یا نیمه یکجانشین بودن جوامع عصر آهن منطقه فرهنگی شمال مرکزی ایران پشتیبانی می کند.
ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی قرن 5 هجری قمری متعلق به کتابخانه و موزه ملی ملک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین کاغذهای تاریخی در ابتدایی ترین شکل، اطلاعات ارزشمندی را از فنّاوری ساخت خود حاصل می آورند و همچنان مورد تحقیق و بررسی اند. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی اولیه متعلق به قرن 5 ه.ق است. برای این منظور مطالعات کتابخانه ای، اطلاعات توصیفی پیرامون کاغذهای تاریخی را فراهم آورد و از طریق آزمون های میکروسکوپی نوری و پلاریزان، میکروشیمیایی و دستگاهی SEM_EDX ماهیت وجودی مواد آلی و معدنی تعیین گشت. ویژگی بصری و ظاهری کاغذها با استفاده از دستگاه های رنگ سنجی و صفحات نوری بررسی شد. نتایج نشان می دهند که الیاف گیاهان کتان و شاهدانه الیاف پایه ای و سلول های همراه آنان فیبرهای جانبی ماده سازنده در کاغذهای این نسخ خطی هستند. وجود سلول های همراه گیاهی همچون آوندها و پارانشیم ها در این کاغذها مؤید استفاده از خود گیاه در تهیه کاغذهای این نسخ خطی است. مواد معدنی در تصاویر SEM و در تطبیق با داده های EDX وجود کربنات کلسیم (آهک) و احتمالاً گل سفید و یا ماده قلیایی شُخار را نشان می دهند که ساختاری متفاوت از شکل کریستال های گیاهی ستاره ای اگزالات کلسیم شاهدانه دارند. پراکندگی غیریکنواخت الیاف در خمیر کاغذهای این دو نسخه خطی، عدم وجود خطوط زنجیره ای و حضور خطوط موازی ناشی از اثر خطوط قالب کاغذسازی که از راستای مستقیم منحرف شده اند و با فاصله زیاد از یکدیگر قرار گرفته اند مبیّن اولین قالب های کاغذسازی هستند. ضخامت کاغذها در مقطع عرضی نسبتاً زیاد است و پوشش سطحی هر دو کاغذ از آهار نشاسته گندم و برنج برخوردار است. کاغذ نسخه خطی 5922 تیره تر از نسخه خود رنگ 345 است و دارای لکه های آهن دار است و از میزان کم آهار نشاسته برنج بهره مند شده است.
رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب "رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی: چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی" (۲۰۱۹)، ه ویراستاری کرستی اسکوئیرز، دیوید اریکسون و نیکلاس مارکز-گرانت، از انتشارات اشپرینگر، به بررسی جامع چالش های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی در برخورد با بقایای انسانی در حوزه های باستان شناسی زیستی، پزشکی قانونی و موزه داری می پردازد. این اثر با رویکردی بین المللی و میان رشته ای، مباحثی همچون کرامت انسانی پس از مرگ، حقوق جوامع بومی در رابطه با بقایای اجدادشان، چالش های نمونه برداری ژنتیکی، ملاحظات اخلاقی در نمایش عمومی بقایا و مدیریت بقایای ناشی از جنایات جنگی و بلایای جمعی را مورد تحلیل قرار می دهد. ساختار کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست به مبانی فلسفی و نظری اخلاق (شامل شخصیت اخلاقی مردگان و حقوق بشر) می پردازد. بخش دوم چالش های عملی در پژوهش، حفاری، نگهداری و نمایش بقایا را بررسی می کند و بخش سوم با ارائه مطالعات موردی از مناطق مختلف جهان (از جمله آمریکا، نیوزیلند، اسپانیا و خاورمیانه)، رویکردهای بومی به مسائل اخلاقی را تحلیل می نماید. از نقاط قوت این کتاب می توان به ترکیب متوازن نظریه و عمل، تأکید بر گفت وگوی بین فرهنگی و ارائه راهکارهای سیاستی کاربردی اشاره کرد. با این حال، کم توجهی نسبی به برخی مناطق مانند خاورمیانه و نیز مسائل نوظهور مانند دیجیتالی سازی بقایا از محدودیت های آن محسوب می شود. این کتاب برای باستان شناسان، متخصصان پزشکی قانونی، موزه داران و سیاست گذاران میراث فرهنگی منبعی ارزشمند است و می تواند به تدوین پروتکل های اخلاقی در کشورهایی مانند ایران که فاقد چهارچوب مدون در این زمینه هستند، کمک شایانی نماید.