مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
بقایای انسانی
حوزههای تخصصی:
مطالعه بقایای انسانی به دست آمده از بافت های تدفینی و غیرتدفینی را می توان ازجمله مطالعات انسان شناسی جسمانی برشمرد. مبحث مطالعات میان رشته ای در حوزه خراسان به دلیل نبود مدارک مادی تا دهه جاری، فاقد هرگونه پژوهشی بوده؛ هرچند که همواره به اهمیت خراسان در این چرخه اشاره شده است. در دهه اخیر با توجه به رویکرد پژوهشگران این حوزه، مبحث مطالعات میان رشته ای کمی رونق گرفته است. ازجمله اهداف پژوهش حاضر، تعیین سن و جنسیت بقایای انسانی محوطه شهرک فیروزه نیشابور است. پرسش های پژوهش عبارتنداز: سه نمونه اسکلت یافت شده از محوطه شهرک فیروزه نیشابور متعلق به چه گروه جنسی هستند؟ بقایای انسانی مربوط به چه رده سنی هستند؟ و آیا می توان بقایای یافت شده را متعلق به نژاد و قوم خاصی دانست؟ بدین منظور، ابتدا اسکلت های انسانی محوطه شهرک فیروزه که بین لایه های رسوبی قطور مدفون گشته بود، مورد پاکسازی قرار گرفت و درنهایت با مشارکت سازمان پزشکی قانونی اصفهان، تعیین سن و جنسیت نمونه ها براساس ریخت شناسی و مطالعات آنتروپولوژیستی صورت گرفت؛ سپس نمونه های دندانی این بقایا جهت استخراج DNA ایزوله شده (هسته ای و میتوکندریایی) به روش PCR برداشت شد. لازم به ذکر است که پژوهش حاضر بیانگر نتایج بخش اول مطالعات و مربوط به تعیین سن و جنسیت نمونه ها به روش ریخت شناسی است. نتایج پژوهش مشخص ساخت نمونه های موردمطالعه متعلق به افرادی از جامعه شهرک فیروزه است که ازلحاظ سنی در دو گروه نوجوان و بالغ (2 نوجوان و 1 فرد بالغ) طبقه بندی می شوند و ازنظر جنسی نیز متعلق به دو گروه مؤنث و مذکر (مردان و زنان) هستند. در رابطه با نرخ مرگ ومیر و میانگین جمعیت شناسی جامعه شهرک فیروزه نیز به دلیل حجم کم نمونه ها نمی توان به طور واضح اظهار نظر نمود، اما باتوجه به نمونه های فعلی و تعداد تدفین های به دست آمده، نرخ بالای مرگ ومیر در سنین پایین در محوطه شهرک فیروزه را نشان می دهد.
نقد و بررسی کتاب "استخوان شناسی انسانی در باستان شناسی " جواد حسین زاده ساداتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب " استخوان شناسی انسانی در باستان شناسی : دستورالعمل نحوه نگهداری و تعامل با بقایای اسکلت انسانی در باستان شناسی " نوشته سید میلاد هاشمی و حامد وحدتی نسب، اعضای هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس، در سال 1398 با 185 صفحه نوشتار، عکس، طرح و جدول، توسط انتشارات ندای تاریخ در تهران به چاپ رسیده است. انتشار این کتاب موجز و مختصر به هنگام بوده و نشان از وقت شناسی نگارندگان محترم و در عین حال توجه جامعه باستان شناسی ایران به مسئله حفظ بقایای انسانی دارد. گرچه کتاب از نظر اصول نگارشی و ویرایشی کتابی ویراسته و پیراسته است اما از نظر صفحه آرایی قطعا می توانست بهتر از آن باشد که هست. کتاب از نظر ساختاری دارای فصل بندی نیست اما با این حال مطالب در یک سیر منطقی به صورت عنوان هایی پشتِ سر هم آورده شده که به طور کلی شامل اهمیت بقایای انسانی، آماده سازی شرایط جهت کاوش بقایا، مستندسازی بقایا، مطالعات اولیه و در نهایت حفظ و نگهداری آنها می شود. از نظر محتوایی نیز به جز موارد بسیار معدود، نگارندگان با تسلط بر موضوع مورد بحث و با روایتی روان جنبه های مختلف مطالعه و حفاظت از بقایای انسانی را مرور کرده و با کمک تصاویر و طرح ها و جدول ها تلاش کرده اند تا ضروریات اولیه مطالعه و حفاظت از بقایای انسانیِ به دست آمده از کاوش های باستان شناختی را به مخاطب مورد نظرشان منتقل نمایند.
غار کان گوهر: تحلیل یک حادثه تاریخی با روش های باستان شناسی زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1389 ه .ش. از معدن غار کان گوهر در شهرستان بوانات در استان فارس تعدادی اسکلت انسانی کشف شد. باتوجه به وجود فرضیه های مختلف در رابطه باوجود این بقایا در غار و نامعلوم بودن قدمت آن ها، به منظور یافتن دلیل وجود این تعداد بقایای انسانی، علاوه بر بازدید از غار، جغرافیای تاریخی منطقه بوانات در منابع تاریخی نیز مورد مطالعه قرار گرفت. در منابع دوره آل مظفر و تیموری ذکر شده است که در حدود سال 742 ه .ق.، هم زمان با ناآرامی های بعد از فروپاشی ایلخانان در ایران و نبود قدرت متمرکز، روستایی در بوانات مورد حمله امیرزاده ای مغول قرار گرفته و اهالی روستا برای نجات جان خود به غاری پناه می برند. امیر زاده به محض اطلاع از محل اختفای آن ها، دستور به افروختن آتش در دهانه غار داده که دود ناشی از آن منجر به کشته شدن تمام افراد در داخل غار می شود. درراستای تطبیق این بقایای باستان شناختی با رویداد مذکور در منابع تاریخی، مطالعات باستان شناسی زیستی با محوریت بررسی آثار خشونت، با استفاده از روش پیشنهادی «بیوکسترا» و «آبه لیکر» (در سال 1994م.) مورد استفاده قرار گرفت. این روش برمبنای مشاهده چشمی، با هدف تخمین سن، تعیین جنسیت، تشخیص بیماری ها و شناسایی تمام تغییرات قبل، حین و پس از مرگ تنظیم شده است. باتوجه به سقف دود زده غار، به ویژه دهانه آن، تعداد زنان (37 درصد)، کودکان (29 درصد) و کهنسالان (30 درصد) و نبود آثار خشونت فیزیکی در جمجمه ها و وجود آثار سوختگی، می توان با احتمال این بقایا را با حادثه مذکور در منابع تاریخی تطبیق داد. این یافته ها می توانند پاسخ روشنی را در جهت فهم علت وجود این تعداد بقایای انسانی در غار مذکور فراهم آورند.
باستان شناسی جنایی؛ رویکردی انسان شناختی در بازیابی و بازشناسی مواد مجرمانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشاهده خشونت هایی چون جنگ ها و نسل کشی ها که در پایان قرن نوزدهم اوج گرفته بود، متخصصان بسیاری را واداشت تا برای شناخت و کاهش درد انسان تلاش کنند. باستان شناسان نیز با استفاده از تخصص خود یعنی بازیابی مدارک مادی مربوط به گذشته در بسترهای انسانی و خوانش آن ها به این حوزه وارد شدند. باستان شناسی با کاوش گورهای دسته جمعی به بسترهای مجرمانه پرداخت و به سرعت توانست به عنوان دانشی با کارایی در زمینه بازیابی و بازسازی جنایت های روی داده شناخته شود و در نهایت شاخه ای به نام باستا ن شناسی جنایی شکل گرفت. در ایران تاکنون به این گرایش از باستان شناسی معاصر توجه نشده است. این نوشتار می کوشد با بررسی فعالیت های صورت گرفته و مصاحبه با متخصصانی که با استفاده از این رویکرد علمی در شناخت و حل و فصل جنایت ها تأثیرگذار هستند به معرفی این گرایش از باستان شناسی بپردازد و دیدگاه های موجود در این حوزه را مورد سنجش قرار دهد تا علاوه با ایجاد درکی جدید از نقش باستان شناسی معاصر در حل مسائل جوامع انسانی به چرایی عدم استفاده از باستان شناسی جنایی در جامعه دانشگاهی ایران بپردازد. باستان شناسی در این راستا با استفاده از قابلیت های خود در زمینه بازیابی دقیق و بازسازی خشونت روی داده توانسته است در بررسی پرونده های جنایی موجود کمک کرده و تعریفی باستان شناسانه از جنایت ارائه کند.
رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
243 - 252
حوزههای تخصصی:
کتاب "رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی: چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی" (۲۰۱۹)، ه ویراستاری کرستی اسکوئیرز، دیوید اریکسون و نیکلاس مارکز-گرانت، از انتشارات اشپرینگر، به بررسی جامع چالش های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی در برخورد با بقایای انسانی در حوزه های باستان شناسی زیستی، پزشکی قانونی و موزه داری می پردازد. این اثر با رویکردی بین المللی و میان رشته ای، مباحثی همچون کرامت انسانی پس از مرگ، حقوق جوامع بومی در رابطه با بقایای اجدادشان، چالش های نمونه برداری ژنتیکی، ملاحظات اخلاقی در نمایش عمومی بقایا و مدیریت بقایای ناشی از جنایات جنگی و بلایای جمعی را مورد تحلیل قرار می دهد. ساختار کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست به مبانی فلسفی و نظری اخلاق (شامل شخصیت اخلاقی مردگان و حقوق بشر) می پردازد. بخش دوم چالش های عملی در پژوهش، حفاری، نگهداری و نمایش بقایا را بررسی می کند و بخش سوم با ارائه مطالعات موردی از مناطق مختلف جهان (از جمله آمریکا، نیوزیلند، اسپانیا و خاورمیانه)، رویکردهای بومی به مسائل اخلاقی را تحلیل می نماید. از نقاط قوت این کتاب می توان به ترکیب متوازن نظریه و عمل، تأکید بر گفت وگوی بین فرهنگی و ارائه راهکارهای سیاستی کاربردی اشاره کرد. با این حال، کم توجهی نسبی به برخی مناطق مانند خاورمیانه و نیز مسائل نوظهور مانند دیجیتالی سازی بقایا از محدودیت های آن محسوب می شود. این کتاب برای باستان شناسان، متخصصان پزشکی قانونی، موزه داران و سیاست گذاران میراث فرهنگی منبعی ارزشمند است و می تواند به تدوین پروتکل های اخلاقی در کشورهایی مانند ایران که فاقد چهارچوب مدون در این زمینه هستند، کمک شایانی نماید.