ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۸۴۱.

Analyzing the Role of Local Community Engagement in the Governance of Small-Scale Natural Systems (Local Governance, Sustainable Tourism, and the Regeneration of Rural Ecosystems)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
Participation in the governance of decentralized, small-scale natural systems has been widely explored as an approach to sustainable development and environmental management, particularly in local contexts. Given the inherently local character of the Sistan region (Iran), one promising strategy to support environmental conservation and local culture—while simultaneously revitalizing and renewing villages, preventing migration and unemployment, and enhancing infrastructure, welfare, services, and healthcare—is the development of sustainable eco-villages. Although numerous scientific studies have examined the management of tourist villages and ecosystems in other countries, similar research adopting a participatory approach involving local communities remains scarce in Iran. This study aims to investigate the level of participation, attitudes, and decision-making preferences of local residents and a panel of local experts regarding the development of tourist villages in the Sistan region, with a focus on sustainability and environmental management. Accordingly, 289 surveys were conducted in 2024  among local stakeholders, indigenous residents, and non-indigenous tourists in the Sistan region. The findings indicate that villages with tourism potential and ecological compatibility are generally preferred by individuals aged between 35 and 55 years, who also tend to have higher levels of education and income. These individuals express a strong desire to be involved in decision-making and local urban governance. Self-sufficiency and economic prosperity, utilization of natural potentials, and enhancement of social sustainability—such as adopting sustainable lifestyles and experiencing authentic rural living—are identified as the most influential factors encouraging tourist participation in establishing sustainable eco-villages. Furthermore, factor analysis revealed that among the various dimensions of eco-village and environmental characteristics, the economic and natural aspects hold the greatest significance. Specifically, among the different factors examined, "self-sufficiency and economic prosperity" ranked the highest in importance.
۸۴۲.

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین گردید. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.
۸۴۳.

شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران انجام شده است. روش: این پژوهش به صورت کیفی اجرا شده و از روش نظریه زمینه ای و به کارگیری روش کدگذاری سه مرحله ای استراوس کوبین استفاده کرده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، ۱۶ نفر از خبرگان صنایع خلاق دیجیتال ایران بودند. یافته ها: بر اساس مصاحبه با مشارکت کنندگان پژوهش، مدل پارادایمی ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری صنایع خلاق دیجیتال در ایران طراحی شد. متغیرها در ۵ مقوله کلی طبقه بندی شدند که عبارت اند از: ۱. شرایط علّی: تعریف قانونی مشخص و شناسایی محصولات حوزه فناوری های نوین، مقاومت فرهنگی و اجتماعی، ناهماهنگی با قوانین بین المللی، مالکیت مشترک، عدم آگاهی و آموزش؛ ۲. شرایط زمینه ای: فناوری های جدید، مدیریت و نظارت، حقوق دیجیتال و حریم خصوصی، مشکلات اقتصادی و تجاری، پیچیدگی های فنی؛ ۳. شرایط مداخله ای: تحریم های بین المللی، نقض حریم خصوصی کاربران، ناهماهنگی های نهادی، چالش های حقوقی در استفاده از هوش مصنوعی و فناوری های نوین؛ ۴. شرایط محوری: ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری؛ ۵. راهبردها: توسعه سیستم های مدیریت حقوقی، استانداردسازی بین المللی، توسعه فناوری های حفاظتی، ایجاد سازوکارهای حل اختلاف، تدوین قوانین مالکیت فکری نوین، آموزش عمومی و تخصصی. نتیجه گیری: با توجه به چالش های شناسایی شده و راهبردهای به دست آمده، مدلی طراحی شد که با اجرای آن می توان بر چالش های نظام مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال غلبه کرد.  
۸۴۴.

تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرم افزار pls3 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بین المللی شرکت های کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نه تنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بین المللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بین المللی ایفا می کند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکت های کوچک و متوسطی که در استراتژی های فناوری خود همسویی ایجاد می کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بین المللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکت ها می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاست گذاری و مدیریت شرکت های کوچک و متوسط توصیه می شود.
۸۴۵.

تحلیل رفتاری از واکنش بازار سرمایه به تجدید ارائه صورت های مالی با تأکید بر ابعاد روان شناختی سرمایه گذاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۷
این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر تجدید ارائه صورت های مالی بر واکنش بازار سهام و بررسی نقش تعدیل گر احساسات سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از داده های ترکیبی شرکت های پذیرفته شده طی دوره زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ و به کارگیری مدل رگرسیونی با اثرات ثابت انجام شد. یافته ها نشان داد تجدید ارائه صورت های مالی تأثیری منفی و معنادار بر بازده غیرعادی تجمعی سهام دارد. این نتیجه همسو با نظریه اطلاعات نامتقارن و مدل علامت دهی است و حاکی از آن است که تجدید ارائه به عنوان علامتی از کاهش کیفیت اطلاعات مالی، اعتماد سرمایه گذاران را کاهش داده و منجر به افت قیمت سهام می شود. همچنین، احساسات سرمایه گذاران نقشی تعدیل گر معنادار ایفا می کند؛ به گونه ای که در دوره های دارای سطح بالای احساسات، واکنش منفی بازار به تجدید ارائه تشدید می شود. علاوه بر این، ویژگی های بنیادی شرکت (اندازه، سودآوری و شفافیت اطلاعاتی) نیز واکنش بازار را تعدیل نمودند؛ شرکت های کوچک تر، کم سودآورتر و با شفافیت اطلاعاتی پایین تر، واکنش منفی شدیدتری به تجدید ارائه نشان دادند که این امر از نظریه های نقدشوندگی و ریسک شرکتی حمایت می کند. در مجموع، نتایج به طور قوی نشان می دهد که تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان یک علامت منفی، واکنش منفی بازار را به دنبال دارد و شدت این واکنش تحت تأثیر قابل توجه احساسات سرمایه گذاران و ویژگی های بنیادی شرکت قرار می گیرد.
۸۴۶.

نقش تعدیلگر سوگیری کلیشه و شباهت بر تأثیر برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: ویژگی شخصیت برون گرایی مدیرعامل می تواند یکی از اطلاعات غیرمالی مؤثر بر پیش بینی تحلیل گران مالی درباره عملکرد شرکت است. همچنین، سوگیری های شناختی کلیشه و شباهت در پیش بینی تحلیل گران مالی، آن ها را به این باور رسانده است که مدیرعامل برون گرا موفق تر هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر سوگیری کلیشه و شباهت بر تأثیر برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی است.   روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از دیدگاه گردآوری داده ها، پیمایشی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مبتنی بر سناریو استفاده شده است و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تحلیل گران مالی بوده و بر اساس روش نمونه گیری توان آزمون تعداد 200 تحلیلگر مالی، در بازه زمانی سال 1402 انتخاب گردید. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل مقایسه میانگین استفاده شد.   یافته ها: نتایج پژوهش اشاره دارد که شخصیت برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی تأثیر ندارد و سوگیری کلیشه و شباهت نیز پیش بینی تحلیل گران مالی را تعدیل نکرده است.   نتیجه گیری: در کل، نتایج پژوهش اشاره دارد که تحلیل گران مالی در محیط اقتصادی ایران در پیش بینی های عملکرد شرکت سوگیری کلیشه و شباهت ندارند و این سوگیری ها منجر به انحراف پیش بینی آنها در خصوص عملکرد شرکت نشده است.
۸۴۷.

بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: این پژوهش درصدد است تا به بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی مستقل صورت های مالی سالانه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.   روش: برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چندگانه با روش های برآورد حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است، همچنین با توجه به نوع داده های مورد استفاده (داده های ترکیبی) آزمون های خاص این داده ها مانند آزمون های پایایی، آزمون های تشخیصی لیمر و هاسمن، آزمون های نقض فروض کلاسیک و آزمون های معناداری مدل و ضرایب نیز انجام شدند.   یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی تأثیر مستقیم معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد، به این معنی که سابقه فعالیت حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل می شود.   نتیجه گیری: سابقه کاری حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بدین معناست که رئیس کمیته با فرآیند حسابرسی مستقل آشنایی دارد، به همین دلیل این فرد احتمالاً حساسیت بیشتری نسبت به نقاط ضعف کنترل های داخلی، ریسک های تقلب و پیچیدگی های حسابداری نشان می دهد و بنابراین از حسابرس مستقل بهترین استفاده را برای افزایش کیفیت اطلاعات و گزارش های مالی می نماید و در بخش هایی که احتمال ریسک حسابرسی بالاتر است با در میان گذاشتن نقاط ضعف باعث می شود حسابرسان مستقل تمرکز بیشتری بر آن بخش ها نمایند و در نتیجه خواهان انجام رسیدگی های گسترده تر، آزمون های تحلیلی عمیق تر و استفاده از یک حسابرس متخصص و معتبر است که این موارد منجر به افزایش ساعات کاری حسابرسان و در نتیجه افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل خواهد شد، این یافته همچنین تأیید می کند کیفیت بالاتر در نظارت هیئت مدیره می تواند با افزایش هزینه های نظارت رابطه ای مستقیم داشته باشد، بنابراین نتیجه به دست آمده منطقی به نظر می رسد.
۸۴۸.

ارزیابی روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت در میان پرستاران ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: آسیب اخلاقی نوعی آسیب روانی است که کارکنان نظام سلامت در نتیجه مواجهه با موقعیت های اخلاقی دشوار تجربه می کنند و می تواند منجر به احساس گناه، شرم، پریشانی هیجانی و کاهش روحیه شود. این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (P-MISS-HP) در میان پرستاران ایرانی انجام شد. روش ها: این مطالعه مقطعی در سال 1404 در ارومیه انجام شد. فرایند ترجمه ابزار با روش ترجمه رو به جلو و برگشتی انجام گرفت. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزار با مشارکت ۲۲۰ پرستار انجام شد که به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) با روش بیشینه درست نمایی و چرخش ابلیمین انجام شد و در گروه دیگر تحلیل عاملی تأییدی (CFA) صورت گرفت. پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد ارزیابی شد. روایی همگرا و واگرا نیز از طریق شاخص هایaverage variance extracted (AVE)، composite reliability (CR)، maximum shared variance (MSV) و نسبت Heterotrait-Monotrait (HTMT) بررسی شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی دو عامل «شرم/گناه/ملامت» و «دغدغه های معنوی» را آشکار کرد که در مجموع 63/2درصد از واریانس کل را تبیین کردند؛ یک گویه نیز حذف شد. تحلیل عاملی تأییدی مدل دو عاملی را با شاخص های برازش مطلوب تأیید کرد (0/062RMSEA = ، 0/988 CFI =، 1/424CMIN/DF = ). همسانی درونی ابزار بالا بود (آلفای کرونباخ: 0/901 و مک دونالد امگا: 0/904). روایی همگرا (0/90CR > و 0/50 AVE >) و واگرا مورد تأیید قرار گرفت (0/621HTMT = و MSV < AVE). نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و ابزاری معتبر و پایا برای سنجش آسیب اخلاقی در پرستاران ایرانی محسوب می شود.
۸۴۹.

تحلیل پتانسیل ها و موانع گردشگری سلامت: مطالعه ای کیفی در شهر مراغه، ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه: گردشگری سلامت راهبردی مهم برای جذب سرمایه خارجی است ولی ظرفیت های بهره برداری نشده ای در مناطقی مانند آذربایجان و شهر مراغه وجود دارد که می توانند در توسعه این صنعت نقش مؤثری ایفا کنند. هدف از مطالعه حاضر تعیین پتانسیل ها و موانع توسعه گردشگری سلامت در شهر مراغه بود. روش ها: مطالعه کیفی حاضر با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در سال1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمام افراد خبره در حوزه گردشگری سلامت و سازمان های مرتبط در شهرستان مراغه بود. نمونه گیری ابتدا به روش هدفمند و سپس به روش گلوله برفی انجام شد. این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: شهرستان مراغه از پتانسیل های قابل توجهی شامل منابع طبیعی درمانی، زیرساخت های ارتباطی و جغرافیایی مطلوب و همچنین خدمات سلامت تخصصی در حوزه هایی همچون قلب و نوزادان برخوردار است. موانع گسترده ای از قبیل کمبودهای زیرساختی در بخش های اقامتی و درمانی، ضعف در بازاریابی، نبود همکاری مؤثر بین بخشی و نیز سطح ناکافی فرهنگ گردشگرپذیری امکان بهره برداری از این ظرفیت ها را محدود ساخته است. در سطح عملیاتی، موانع بیمارستانی از جمله کمبود نیروی متخصص، ضعف در مهارت های ارتباطی کارکنان، مسائل مالی و نبود برنامه ریزی یکپارچه به چشم می خورد. نتیجه گیری: مراغه، با وجود پتانسیل های گردشگری، در توسعه گردشگری سلامت با چالش هایی مواجه است. بهبود زیرساخت های گردشگری و گردشگری سلامت، شفاف سازی هزینه های درمانی، همکاری بین بخشی و توسعه فعالیت های بازاریابی، جذب سرمایه گذار، کاهش بروکراسی و افزایش امنیت از عوامل کلیدی در رشد این صنعت است.
۸۵۰.

پیش بینی ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: در این پژوهش، به بررسی و بهبود مدیریت ریسک عملیاتی در بانک ها با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین پرداخته شده است. مدیریت مؤثر ریسک عملیاتی که از نقص های داخلی یا خارجی در فرایندها، سیستم ها و افراد نشئت می گیرد، به دلیل تأثیرهای منفی آن بر عملکرد و پایداری بانک ها، اهمیت بسیار زیادی دارد. هدف این پژوهش، ارائه رویکردی نوین برای بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین است. با توجه به اهمیت پیش بینی دقیق ریسک های عملیاتی، برای جلوگیری از خسارت های احتمالی و بهبود فرایندهای تصمیم گیری در صنعت بانکداری، این پژوهش به دنبال ارتقای دقت و کارایی مدل های پیش بینی ریسک است. تمرکز اصلی بر استفاده از داده های واقعی بانک ها و ارزیابی الگوریتم های یادگیری ماشین، به منظور شناسایی بهترین روش ها برای پیش بینی سطوح ریسک های مختلف است. روش: در این پژوهش از الگوریتم های یادگیری ماشین برای پیش بینی سطح وقوع ریسک های عملیاتی استفاده شده است. داده ها از مجموعه داده های ریسک عملیاتی یکی از بانک های ایرانی در دوره زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ با ۴۲۱۳ رکورد و ۱۲ ویژگی جمع آوری شدند. پس از پیش پردازش داده ها، از الگوریتم های مختلف یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک، بیز ساده و k نزدیک ترین همسایه، برای آموزش مدل ها استفاده شد. داده ها به نسبت ۸۰ به ۲۰ به مجموعه های آموزشی و آزمون تقسیم و با استفاده از اعتبارسنجی متقابل K تایی ارزیابی شدند. عملکرد مدل ها با استفاده از معیارهایی نظیر دقت، صحت، یادآوری، F1-score و منحنی ROC-AUC سنجیده و بهترین مدل برای پیش بینی های آتی انتخاب شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند به طور چشمگیری دقت پیش بینی ریسک های عملیاتی در بانک ها را افزایش دهد. در ارزیابی الگوریتم های مختلف، الگوریتم SVM و RF بهترین عملکرد را نشان دادند، به ویژه در طبقه بندی کلاس سوم که دقت مدل با معیار AUC نزدیک به ۱ بود. این نتایج از توانایی بالای این دو الگوریتم در تمایز دقیق بین سطوح مختلف ریسک های عملیاتی حکایت می کند. در مقابل، الگوریتم های LR و NB ضعیف ترین عملکرد را از خود نشان دادند و نتوانستند به خوبی ریسک ها را پیش بینی کنند. به طور کلی، یافته ها نشان می دهد که الگوریتم های قدرتمندی مانند SVM و RF می توانند ضمن کمک به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها، از آسیب های نشئت گرفته از مدیریت نادرست این ریسک ها جلوگیری کنند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین می تواند به طور درخور توجهی به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها کمک کند. الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، به ویژه SVM و RF، برای پیش بینی ریسک های عملیاتی دقت بیشتری ارائه دادند و امکان شناسایی الگوهای پیچیده و غیرمعمول را فراهم کردند. این فناوری ها با بهبود کارایی و کاهش هزینه های مربوط به مدیریت ریسک، به بانک ها کمک می کنند تا استراتژی های بهتری برای مقابله با ریسک های عملیاتی تدوین کنند؛ از این رو به کارگیری مستمر این فناوری ها می تواند عملکرد بانک ها را در زمینه مدیریت ریسک عملیاتی ارتقا بخشد.
۸۵۱.

واکاوی چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: خط مشی های عمومی به عنوان ابزارهای اصلی دولت، نقش بنیادینی در هماهنگی و اداره جامعه ایفا می کنند و موفقیت آن ها به مجموعه ای از عوامل نهادی، اجرایی و رفتاری وابسته است. یکی از مهم ترین این عوامل، میزان توجه دولت و خط مشی گذاران به ترجیحات شهروندان و چگونگی پاسخ گویی به انتظارات عمومی است؛ امری که تأثیر مستقیمی بر اثربخشی خط مشی ها، اعتماد عمومی و مشارکت شهروندان و نیز افزایش مشروعیت دولت دارد. در سال های اخیر، با افزایش آگاهی های عمومی، گسترش ابزارهای ارتباطی و مطالبه گری اجتماعی، ترجیحات عمومی و ضرورت پاسخ گویی دولت به آن ها به یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران و متخصصان حوزه خط مشی گذاری عمومی تبدیل شده است. از این منظر، رفتار خط مشی گذاران در مواجهه با مطالبات و ترجیحات عمومی، صرفاً یک کنش مدیریتی تلقی نمی شود، بلکه عنصری تعیین کننده در شکل گیری همراهی و مشارکت مردم در فرآیندهای حکمرانی به شمار می رود. بر همین اساس، هدف این مقاله «واکاوی و تبیین چارچوب رفتار خط مشی گذاران در نحوه پاسخ گویی به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان» است. این پژوهش می کوشد با شناسایی ابعاد برجستگی موضوعات عمومی نزد مردم، نوع و الگوی رفتاری خط مشی گذاران به ترجیحات برجسته را از دیدگاه شهروندان بررسی کرده و چارچوبی تحلیلی در این زمینه ارائه دهد. روش شناسی: در پژوهش حاضر به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش از طرح پژوهشی کیفی استفاده شده است؛ چراکه درک ترجیحات شهروندان، انتظارات آنان از دولت و برداشت های ذهنی ایشان از رفتار خط مشی گذاران، نیازمند روش هایی عمیق و تفسیری است. مأخذ تولید داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مرور اسناد و مقاله های مرتبط با رفتار خط مشی گذاران، برجستگی موضوعات و نوع پاسخ دولت بوده است. در راستای شناسایی حد بهینه توجه دولت به ترجیحات عمومی و فهم انتظارات شهروندان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با حدود ۹۰ نفر از شهروندان ایرانی با ویژگی های اجتماعی و تجربی متنوع انجام شد. این مصاحبه ها بر محورهایی همچون تشخیص اهمیت موضوعات عمومی و معیارهای برجستگی مسائل، و انتظارات مردم از نوع، سرعت و شیوه پاسخ دولت متمرکز بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت تا چارچوب و مضامین اصلی استخراج و سامان دهی شوند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مضمون مصاحبه ها نشان می دهد که انتظار شهروندان از نوع پاسخ خط مشی گذاران، یکنواخت و ثابت نیست، بلکه به طور معناداری تابع درجه اهمیت و سطح برجستگی موضوعات عمومی است. شهروندان بسته به اینکه یک مسئله را تا چه حد مهم، فراگیر یا فوری تلقی می کنند، انتظارات متفاوتی از دولت و خط مشی گذاران دارند. بر این اساس، چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی شهروندان در قالب دو مؤلفه اصلی واکاوی شده است: نخست، برجستگی یا اهمیت موضوع خط مشی گذاری از دیدگاه مردم و دوم، انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی دو مضمون فراگیر، هشت مضمون سازمان دهنده و بیست ویک مضمون پایه شد که در مجموع، ابعاد مختلف ادراک شهروندان از برجستگی موضوعات و الگوهای پاسخ گویی دولت را تبیین می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، برجستگی موضوعات نزد شهروندان تحت تأثیر عواملی همچون شدت اثرگذاری، گستره تأثیر اجتماعی و فوریت مسئله قرار دارد. هرچه یک موضوع از نظر مردم شدیدتر، فراگیرتر و فوری تر باشد، انتظار آنان از دولت برای مداخله و پاسخ گویی نیز افزایش می یابد. همچنین انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت به عواملی نظیر ورود یا عدم ورود مستقیم دولت به مسئله، سرعت واکنش، میزان پیدایی و شفافیت پاسخ، عمق و جدیت اقدام و نیز میزان رجوع به نظرات مردم در فرآیند خط مشی گذاری بستگی دارد. در خصوص موضوعات برجسته، شهروندان انتظار دارند که خود دولت به عنوان کنشگر اصلی وارد عمل شود، واکنشی سریع نشان دهد، همراه با اطلاع رسانی شفاف عمل کند و دیدگاه ها و ترجیحات شهروندان را در تعیین نوع پاسخ مدنظر قرار دهد. نتایج این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران کمک کند تا ضمن دستیابی به اهداف خط مشی های عمومی، رضایت، اعتماد و مشارکت عمومی را تقویت کرده و در نهایت به ارتقای اثربخشی و مشروعیت خط مشی های عمومی منجر شود.
۸۵۲.

شناسایی و ارزیابی فرصت های همکاری آموزشی میان ایران و کشورهای عضو ابتکار کمربند و جاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی فرصت های همکاری آموزشی ایران در بستر ابتکار کمربند و جاده انجام شد و برای نخستین بار از ترکیب روش های کیفی و کمی به صورت دوسطحی بهره می گیر که در گام نخست، از طریق مصاحبه با 25 متخصص حوزه سیاست گذاری آموزش، مدیریت، کارآفرینی و جغرافیا، ده مضمون کلیدی شناسایی شده اند: تبادل آکادمیک، زیرساخت دیجیتال، عدالت آموزشی، دیپلماسی فرهنگی، تولید دانش منطقه ای، هماهنگی نهادی، توسعه برنامه درسی مشترک، توانمندسازی اقتصادی، تأمین منابع، و چالش های فرهنگی و زبانی. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی میان مضامین تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مضامینی چون زیرساخت دیجیتال (عددهای داخل پرانتز نشان دهنده اولویت بالای آن ها در تحلیل دیمتل هستند) مانند زیرساخت دیجیتال (13.76)، دیپلماسی فرهنگی (13.58)، و توسعه برنامه درسی مشترک (13.30) در زمره عوامل علّی و پیشران قرار گرفته اند. این اعداد نشان دهنده اهمیت و اولویت نسبی این مضامین در فرایندهای پیشنهادی تحقیق است. در حالی که مضامین دیگر مانند عدالت آموزشی (11.20)، تأمین منابع (13.15) و تولید دانش منطقه ای (12.10) بیشتر نقش معلول و وابسته دارند. همچنین چالش های فرهنگی و زبانی موانع مؤثر بر تعاملات دانشگاهی به شمار می روند، اما راهکارهایی نظیر تقویت زیرساخت دیجیتال (13.76)، آموزش آنلاین (13.82)، و انعقاد توافق نامه های چندجانبه می توانند در کاهش اثرات آن ها مؤثر باشند. نتایج پژوهش بر ضرورت نگاه سیستمی، آینده نگر و علّی محور در سیاست گذاری آموزشی ایران تأکید دارد و بر این مبنا، اولویت دهی به مؤلفه هایی چون تبادل آکادمیک (12.14) و زیرساخت دیجیتال (13.76) نقش کلیدی در موفقیت همکاری های علمی منطقه ای خواهد داشت.
۸۵۳.

شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش های دولتی و غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار(رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری(اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان(معنا دار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی(سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان(توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی(سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی(حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار(رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایت گر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
۸۵۴.

ارائه الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط حسابرسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۸۷
موضوع و هدف مقاله:امروزه هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوظهور، تأثیر بسزایی بر حرفه حسابرسی دارد و می تواند به بهبود کیفیت حسابرسی منجر شود. هدف این پژوهش، طراحی الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط حسابرسی ایران است. روش پژوهش: این مطالعه، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد، ابتدا عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی شناسایی شده و سپس نقش فناوری های هوش مصنوعی در بهبود این عوامل مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های عمیق با خبرگان حوزه حسابرسی و فناوری اطلاعات گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردیده اند. یافته های پژوهش: بر اساس یافته های پژوهش، الگویی مفهومی ارائه شده که به حسابرسان و نهادهای نظارتی در ایران کمک می کند تا با بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی، کیفیت حسابرسی را بهبود بخشند، و ضمن شناخت فرصت ها و چالش های فراروی حرفه حسابرسی در محیط ایران و مؤلفه های مؤثر بر آن ضرروت استفاده از هوش مصنوعی را در جهت توسعه کیفیت گزارش حسابرسی های خود مورد توجه قرار دهند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای حسابرسی، از طریق افزایش دقت، کاهش ریسک تقلب، بهبود کشف ناهنجاری ها و تسریع تحلیل داده ها، تأثیر مثبتی بر کیفیت حسابرسی دارد. همچنین، چالش هایی مانند هزینه های پیاده سازی، مقاومت در برابر تغییر و نیاز به آموزش متخصصان، به عنوان موانع اصلی شناسایی شدند.
۸۵۵.

طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه و اهداف: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد که باعث شناسایی بهتر نیازهای جامعه و بهبود کیفیت خدمات می شود. هدف این پژوهش طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. مقاله حاضر مبانی فلسفی تفسیری داشته و جهت گیری آن توسعه ای است. رویکرد این پژوهش استقرایی و کیفی است. نوع پژوهش میدانی بوده و از نظریه داده بنیاد استفاده می کند. نمونه گیری نظری از طریق مصاحبه با 20 نفر از (حلقه های میانی) سازمان خدمات تأمین اجتماعی شهر کرمانشاه به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انجام شده است. طبقات کدگذاری باز با انجام کدگذاری محوری به یکدیگر پیوند داده شدند و برای شکل دادن تئوری داده، در طی کدگذاری انتخابی پالایش شدند. یافته های پژوهش در قالب مدل پارادایمی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به عنوان مقوله محوری (عدم استفاده ابزاری از مردم و مشارکت مردم در اقدامات اجرایی)، شرایط علّی (حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل نهادهای مردمی)، عوامل زمینه ای (حمایت از مشارکت مردمی و حمایت از طرح های اجرایی مردم)، شرایط مداخله گر (واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی زیر سایه مردم)، راهبردهای تعاملی (بهره مندی از نظرات مردمی و بهره مندی از حمایت های مالی مردمی) و پیامدها (حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و حمایت از درخواست و مطالبات مردمی) طراحی شده است. مدل ارائه شده می تواند راهنمایی برای برنامه ریزی استراتژیک مدیران سازمان تأمین اجتماعی باشد که با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب از مزایای آن بهره مند شوند. مقدمه و اهداف: سازمان ها به عنوان ابزارهایی برای دستیابی به نتایج ارزنده ایجاد شده اند و پاسخگویی در آنها، به ویژه در سازمان های دولتی، از ارکان دموکراسی است. این پاسخگویی به دلیل خطر سوءاستفاده از قدرت، اهمیت ویژه ای دارد. در ایران، نظام تأمین اجتماعی از سال ۱۳۰۱ آغاز شده و سازمان تأمین اجتماعی به عنوان رکن اصلی آن فعالیت می کند. این سازمان حدود ۱۳ میلیون بیمه شده و بیش از 5/2 میلیون مستمری بگیر دارد؛ اما بسیاری از افراد در بخش های غیررسمی از مزایای آن بی بهره اند. موفقیت نظام تأمین اجتماعی نیازمند چهارچوب های قانونی قوی و هماهنگی درونی است. در نظام های مردم سالار، حاکمیت قانون بر روابط عمومی و دولت حاکم است و باید به طور یکسان اجرا شود. انقلاب اسلامی ایران در قرن بیستم با تأکید بر ارزش های دینی، تحولی عمیق در ساختار حکومتی ایجاد کرد و به عنوان الگویی برای دیگر ملت ها عمل کرد. بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، نقشه راهی برای خودسازی و جامعه سازی در چهل سال آینده ارائه داده است. این بیانیه شامل توصیه هایی در زمینه های مختلف است و نادیده گرفتن آن می تواند به انحراف در سیاست گذاری منجر شود. پژوهش حاضر به بررسی نحوه طراحی الگوی مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با توجه به این بیانیه می پردازد. روش : هدف این پژوهش طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. این پژوهش با رویکرد تفسیری و توسعه ای، از روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد Corbin و Strauss (2014) بهره می برد. با توجه به نارسایی های موجود در مدل های پیشین، این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی جوانب مختلف و شرایط سازمان ها، نگاهی عمیق تر به مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی ارائه دهد. پرسش های اصلی پژوهش شامل چرایی و چگونگی ارزیابی خدمات تأمین اجتماعی است. به دیگرسخن، عواملی که ضرورت حرکت به سمت مردمی سازی را ایجاد می کنند، زیرساخت های لازم، عوامل مداخله گر و راهبردهای قابل پیش بینی بررسی می شود. جامعه آماری شامل نمایندگان مردمی در کرمانشاه، از جمله مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی و ارباب رجوعان است. داده های مصاحبه به کمک کدگذاری باز، محوری و گزینشی با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند و مدل پارادایمی پژوهش ارائه شد. برای تضمین روایی و پایایی، از روش ارزیابی لینکلن و گوبا استفاده شد. اعتبار با تأیید فرآیند پژوهش و مشاوره با متخصصان تأمین شد. همچنین، اطمینان پذیری با ثبت دقیق جزئیات پژوهش و تأییدپذیری از طریق نگهداری مستندات مراحل پژوهش تضمین شد. نتایج : در این پژوهش، پس از انجام مصاحبه ها، یادداشت های مربوط به آنها در نرم افزار Word ثبت و کدهای اولیه استخراج شد. در مجموع، 83 کد اولیه از 20 مصاحبه به دست آمد. با رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه های بعدی، کدهای استخراجی تأیید شدند. مراحل پژوهش شامل استخراج مفاهیم در کدگذاری باز «اولیه» و تشکیل مقوله های اصلی در کدگذاری باز «ثانویه» بود که در نهایت به ایجاد 6 مقوله اصلی منجر شد. جداول (3 الی 9) مختلف شامل نمونه هایی از کدگذاری و مقوله ها ارائه شده است. برای مثال، مقوله های اصلی شامل حمایت از مردم، مشارکت مردم، و عدالت خواهی مردمی هستند. این مقوله ها به تفصیل در جداول مختلف شامل کدهای باز و مفاهیم مرتبط دسته بندی شده اند. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شناسایی و مدل پارادایمی پژوهش (شکل 1) ترسیم شد. این مدل به بررسی و تحلیل داده ها کمک می کند و می تواند به عنوان نقشه راهی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی در شهر کرمانشاه استفاده شود. این نتیجه گیری ها می توانند به بهبود فرآیندها و ارتقاء کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کنند. بحث و نتیجه گیری: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به فرآیند مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تمرکز بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب اسلامی است. این مدل بر این باور استوار است که برای ارائه خدمات مؤثر، مردم باید در مراحل تصمیم گیری و اجرای خدمات نقش داشته باشند. این مشارکت می تواند به شناسایی دقیق تر نیازها و بهبود کیفیت خدمات منجر شود. شرایط علّی مدل شامل حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل آنهاست که به عنوان واسطه هایی برای انتقال خواسته ها و نیازهای شهروندان عمل می کنند. عوامل زمینه ای نیز نقش مهمی دارند؛ حمایت از مشارکت مردمی و تأمین منابع مالی می تواند این روند را تسهیل کند. شرایط مداخله گر شامل واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی است که حس تعلق و مسئولیت اجتماعی را تقویت می کند. راهبردهای تعاملی شامل بهره مندی از نظرات مردمی و حمایت های مالی است که می تواند به بهبود کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. پیامدهای این مدل شامل حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و توجه به درخواست های مردمی است. با توجه به چالش ها و محدودیت های موجود در پژوهش های مشابه، پیشنهاداتی برای بهبود کیفیت پژوهش های آینده ارائه شده است؛ از جمله استفاده از روش های کمّی، گسترش دامنه تحقیق و بررسی عوامل محدودکننده. این اقدامات می تواند به شفاف سازی و بهبود فرآیند مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. تقدیر و تشکر: بر خود لازم می دانیم از دوستانی که ما را در نوشتن این مقاله یاری نمودند، تشکر و قدردانی نماییم. تعارض منافع : در مقاله بین نویسندگان تعارض منافعی وجود ندارد.
۸۵۶.

تبیین رابطه اثرگذاری معنویت در محیط کار و جو اخلاقی بر وفاداری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: در عصر حاضر، کار به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی تبدیل شده و وفاداری کارکنان، به عنوان سرمایه های ارزشمند سازمان، نقش بی بدیلی در بقا و موفقیت سازمان دارد (خائف الهی و همکاران، 1396). وفاداری سازمانی به معنای حمایت از اهداف سازمان و تعهد عاطفی به ارزش های آن است (قلی پور و همکاران، 1400؛ حریری و همکاران، 1393). این وفاداری با معنویت و جو اخلاقی در محیط کار رابطه ای نزدیک دارد؛ به طوری که درک معنای عمیق در کار و همسویی با ارزش های سازمانی، تمایل به وفاداری را افزایش می دهد (مالک و بشارت، 2011). با توجه به اهمیت وفاداری سازمانی، شناسایی عوامل مؤثر بر آن مانند معنویت و جو اخلاقی در محیط کار برای آموزش و پرورش ضروری است. درک تأثیر این عوامل و اجرای راهکارهای بهبود آنها، می تواند وفاداری معلمان را افزایش دهد. نتیجه این فرآیند، پرورش معلمانی متعهد و دارای انگیزه درونی است که مسئولانه و فراتر از وظایف رسمی، در راستای اهداف مدرسه و ارتقای نظام آموزشی گام برمی دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف «تبیین رابطه مؤثر معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان مدارس ابتدایی شهر قم» انجام می شود. اهداف ویژه مطالعه عبارت اند از: ۱. تعیین رابطه مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همبستگی و هم راستایی ارزش ها) و وفاداری سازمانی معلمان؛ ۲. تعیین رابطه بین مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی و توجه، مقررات، ابزاری، حرفه ای گرایی و مستقل) و وفاداری سازمانی معلمان؛ و ۳. تعیین رابطه بین مؤلفه های معنویت در محیط کار با جو اخلاقی معلمان. این پژوهش در پی ارائه چهارچوبی برای ارتقای تعهد و اثربخشی معلمان است. روش: این پژوهش با روش توصیفی-همبستگی و با هدف پیش بینی وفاداری سازمانی معلمان براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آنان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان، ۲۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک های ورود شامل تمایل به مشارکت و حداقل ۵ سال سابقه خدمت در دوره ابتدایی بود. برای جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد استفاده شد که عبارت اند از: پرسش نامه معنویت در محیط کار میلایمن و همکاران (۲۰۰۳)، پرسش نامه جو اخلاقی کالن و همکاران (۱۹۹۳) و پرسش نامه وفاداری سازمانی ولز و همکاران (۲۰۰۸). در مرحله تحلیل، ابتدا فرض نرمال بودن توزیع داده ها برای همه متغیرهای اصلی و مؤلفه ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنف بررسی شد. نتیجه این آزمون نشان می دهد سطح معناداری برای همه متغیرها بیشتر از ۰.۰۵ است که بر نرمال بودن داده ها دلالت دارد. با احراز این شرط، امکان استفاده از آزمون های پارامتریک فراهم آمد. براساس این، برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و برای بررسی فرضیه اصلی تحقیق (براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی می توان وفاداری سازمانی را در معلمان دوره ابتدایی پیش بینی نمود) از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. تمامی محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نمونه پژوهش متشکل از ۲۶۰ معلم ابتدایی شهر قم بود که عمدتاً مرد (۶۴درصد)، در بازه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال (7/47درصد) و با سابقه خدمت کمتر از ده سال (7/57درصد) بودند. از نظر وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش، میانگین و انحراف معیار نمرات معنویت در محیط کار 67/3±91/0 در حد متوسط، جو اخلاقی 08/3±69/0 از حد متوسط پایین تر، میانگین و انحراف معیار وفاداری سازمانی 09/4±83/0 بالاتر از حد متوسط بوده است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد تمامی مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی، مقررات و حرفه ای گرایی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار (۰۱/۰>p) دارند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد مؤلفه های معنویت در محیط کار در مجموع 2/23درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند که در این میان، احساس یکپارچگی و همبستگی (۳۴۹/۰=β) قوی ترین پیش بین بود. مؤلفه های جو اخلاقی نیز 1/27درصد از این واریانس را پیش بینی کردند که حرفه ای گرایی (۹۶۳/۰=β) بیشترین سهم را داشت. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را تبیین نمود که احساس یکپارچگی و همبستگی (۹54/۰=β) بیشترین سهم را داشت. تحلیل مسیر نهایی با شاخص های برازش مطلوب (۰۹/۰>GFI ،۱/۰RMSEA<) تأیید کرد که معنویت در محیط کار هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق جو اخلاقی، بر وفاداری سازمانی معلمان تأثیر معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی رابطه معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان ابتدایی قم انجام شد و مدلی یکپارچه را برای نخستین بار آزمود. یافته ها نشان می دهد میانگین وفاداری سازمانی بالاتر از حد متوسط، معنویت در حد متوسط و جو اخلاقی پایین تر از متوسط است. تمامی مؤلفه های معنویت (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و جو اخلاقی (مانند حرفه ای گرایی و علاقه مندی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون مشخص کرد مؤلفه های معنویت 2/23درصد و مؤلفه های جو اخلاقی 1/27درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را پیش بینی نمود. تحلیل مسیر نیز نشان می دهد معنویت هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق جو اخلاقی) بر وفاداری تأثیر دارد. در تبیین نتایج می توان براساس نظریه معناسازی (ویک، ۱۹۹۵) اشاره کرد که معنویت با ایجاد کار معنادار، انسجام و همسویی ارزشی، ابهام نقش را کاهش داده و فرآیند معنابخشی مشترک و وفاداری را تقویت می کند. همچنین، طبق نظریه رفتار اخلاقی (رست، ۱۹۸۶)، جو اخلاقی مثبت، حساسیت و انگیزش اخلاقی معلمان را افزایش داده و از طریق تقویت اعتماد و تعهد، به وفاداری بلندمدت منجر می شود. این یافته ها با مطالعات پیشین داخلی و خارجی همسو است. در نتیجه، تقویت معنویت و جو اخلاقی در مدارس از طریق اقداماتی مانند آموزش مدیران، بازنگری در نظام پاداش و بهبود روابط انسانی می تواند به افزایش وفاداری، ماندگاری و بهره وری معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزشی بینجامد..
۸۵۷.

شناسایی نقش تخفیف در ایجاد ناهماهنگی شناختی (مورد مطالعه: صاحبان کسب وکار در صنعت مد و پوشاک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
تخفیف به عنوان یک ابزار کلیدی بازاریابی در صنعت مد و پوشاک می تواند علاوه بر ترغیب مشتریان به خرید، زمینه ساز شکل گیری ناهماهنگی شناختی در آنان شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش تخفیف در ایجاد ناهماهنگی شناختی در مشتریان صنعت مد و پوشاک انجام شده است. در این پژوهش از روش نظریه داده بنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین) استفاده شد. به این منظور، سیزده مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، صاحبان فروشگاه ها و خبرگان حوزه مد و پوشاک به شیوه نمونه گیری هدفمند تا حصول اشباع نظری انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تخفیف های گسترده و پیاپی می تواند به تردید مشتریان درباره ارزش واقعی کالا و در نتیجه ایجاد ناهماهنگی شناختی منجر شود. براساس نتایج، پنج مقوله اصلی شامل عوامل ایجادکننده ناهماهنگی شناختی، عوامل زمینه ای (بسترساز)، عوامل مداخله گر (تسهیل کننده یا بازدارنده)، واکنش های ناشی از ناهماهنگی (راهبردهای تطبیق) و پیامدهای ناهماهنگی شناختی شناسایی شدند. در نهایت، با ترکیب این مقوله ها مدلی مفهومی ارائه شد که سازوکار شکل گیری ناهماهنگی شناختی را در تجربه خرید تخفیفی و نحوه مدیریت آن تبیین می کند. نتایج پژوهش در بخش بحث و نتیجه گیری با یافته های پیشین مقایسه شده و پیشنهادهای عملی برای کسب وکارها برای کاهش اثرات منفی ناهماهنگی شناختی ارائه شد.
۸۵۸.

تاثیر حاکمیت قانونی بر اشتیاق سرمایه گذاری و تحریف حسابداری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش به بررسی تاثیر حاکمیت قانونی بر اشتیاق سرمایه گذاری و تحریف حسابداری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این پژوهش کاربردی، توصیفی- همبستگی از شیوه پس رویدادی استفاده شده است. بررسی متغیرهای پژوهش نیز با استفاده از اطلاعات صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. دوره زمانی مطالعه شامل سال های 1396 تا 1402 و نمونه برگزیده به روش جامعه در دسترس، متشکل از 136 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در طبقه بندی داده های گردآوری شده از نرم افزار اکسل و در بررسی و آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چندگانه در نرم افزار آماری ایویوز استفاده شده است. یافته ها در سطح خطای مورد انتظار نشان داد که بین حاکمیت قانونی بر اشتیاق به سرمایه گذاری تاثیر دارد و حاکمیت قانونی بر تحریف حسابداری نیز تاثیر دارد.
۸۵۹.

پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
این تحقیق به بررسی پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 99 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش بررسی پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 594 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که با استفاده از نسبت های جریانات نقدی می توان تقلب در صورتهای مالی را شناسایی نمود و نسبت جریان نقدی عملیاتی به تغییرات بدهی جاری، نسبت حسابهای دریافتنی به جریان های نقدی عملیاتی، نسبت جریان های نقدی عملیاتی به تغییرات کل بدهی ها و نسبت موجودی کالا به جریان های نقدی عملیاتی به صورت مستقیم بر صورتهای مالی متقلبانه تاثیر می گذارند.
۸۶۰.

واکاوی محرک های افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر به واکاوی افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها پرداخته است؛ که ازنظر نتیجه، کاربردی، ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) به ارزیابی و تحلیل نظام مند نتایج و یافته های پژوهش های پیشین پرداخته است. جامعه آماری پژوهش های منتشر شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی است که در مجموع 33 مقاله نهایی گردید. با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضرایب اثر اجزای شناسایی شده در پژوهش های نهایی شده، پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که داده ها در 57 کد اولیه و 12 مؤلفه و 3 بعد طبقه بندی می شود. در بین مؤلفه های شناسایی شده، استفاده مجدد از محصولات خارج از حد استاندارد در بخش های نیم ساخته با دوباره کاری و یا تبدیل به کامپاند، جمع آوری و تفکیک پسماندهای قابل بازیافت، جایگزینی انرژی های پاک مانند انرژی خورشیدی نسبت به سایر مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردارند.: این پژوهش با بررسی جامع افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت، چشم انداز جدیدی در بررسی الگوی افشای ریسک پایداری در اختیار استفاده کنندگان نتایج پژوهش قرار می دهد و آگاهی ذینفعان را بر این نوع افشاگری بهبود می بخشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان