فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
115 - 144
حوزههای تخصصی:
ظهور الإسلام فی القرن السابع المیلادی کان حدثًا تاریخیًا حاسمًا یحمل رساله عالمیه تهدف إلى هدایه البشریه نحو الحقائق الإلهیه. لقد اضطلع الأنبیاء، وعلى رأسهم النبی الکریم(ص)، بدور فرید فی بناء الحضاره، وتعزیز العلاقات الاجتماعیه والدولیه، ونشر ثقافه المطالبه بالعداله. فی النظام القانونی الإسلامی، تحظى العلاقات الدبلوماسیه ومفاهیمها بمکانه بارزه، حتى أن مؤسسه السفاره والدبلوماسیه تُعد من أهم التعالیم الدینیه. وتبرز هذه المفاهیم بوضوح فی دبلوماسیه النبی(ص). تشیر الدبلوماسیه النبویه إلى الأنشطه والإجراءات التی اتخذها النبی(ص) بصفته رئیس الدوله الإسلامیه، وکذلک من خلال السفراء الذین اختارهم، بهدف تحقیق السیاسات العامه للدوله الإسلامیه على الساحه الدولیه. کانت توجه الأهداف العلیا والخطوط العریضه لسیاسه الإسلام ومصالح الأمه الإسلامیه دبلوماسیه النبی. خلال فتره رسالته وحکمه، قام النبی(ص) بإجراءات غیر مسبوقه فی هذا المجال، مثل صیاغه وإرسال الرسائل، وإیفاد السفراء إلى قاده الدول الأخرى، ولا سیما إلى الإمبراطوریات الکبرى آنذاک. إن نهج النبی الکریم(ص) فی الدبلوماسیه، بما فی ذلک إرسال واستقبال السفراء، إلى جانب الامتیازات والحصانات الدبلوماسیه، یمکن أن یکون مصدر إلهام فی تحلیل العلاقات والقوانین الدولیه. تعتبر الحصانه والامتیازات الدبلوماسیه أحد المبادئ الأساسیه فی القانون الدولی، ولها جذور تاریخیه عمیقه. فی التعالیم الإسلامیه، لا یُعترف بهذه الحقوق فحسب، بل یتم التأکید علیها کعنصر جوهری فی العلاقات العالمیه. السؤال الرئیسی الذی یطرحه هذا البحث هو: ما هی الأسس الشرعیه للحصانه والامتیازات الدبلوماسیه فی الإسلام؟ تشیر نتائج هذا البحث، الذی یعتمد على المنهج الوصفی-التحلیلی القائم على المصادر المکتبیه، إلى أن قاعده الأمان (الآیه 6 من سوره التوبه) ومبدأ المصلحه یُعدان من أبرز الأسس الشرعیه لهذه المؤسسه. وتظهر الدراسه أنه على الرغم من أن الدول قد قبلت هذه الحصانات الدبلوماسیه بتردد عبر التاریخ، إلا أن ضرورتها العملیه لضمان أمن المبعوثین واستقلالهم أدت إلى قبولها النهائی. من بین النظریات القانونیه القائمه (التمثیل، خارج الحدود، ومصلحه الخدمه)، فإن النظام القانونی الإسلامی، مع الترکیز على نظریتی التمثیل ومصلحه الخدمه، قد رفض نظریه خارج الحدود، مما یجعله متماشیاً مع القانون الدولی المعاصر. علاوه على ذلک، تقوم أسس الامتیازات الدبلوماسیه فی الإسلام على مبدأ المعامله بالمثل، بمعنى أن منح الامتیازات والإعفاءات للسفراء الأجانب یکون مشروطًا بمعامله مماثله للدبلوماسیین المسلمین فی الدول الأخرى. وقد أُکّد هذا المبدأ فی المصادر الفقهیه، کما أنه یتماشى مع الماده 34 من اتفاقیه فیینا لعام 1961 فی القانون الدولی الحدیث. تُظهر نتائج هذا البحث أن الفقه الإسلامی، عبر الجمع بین المنطق القانونی والقیم الأخلاقیه، استطاع تقدیم إطار متوازن وفعال ومتقدم للعلاقات الدبلوماسیه، بحیث یحافظ على المبادئ والقیم الإسلامیه، ویتماشى فی الوقت ذاته مع المعاییر الدولیه. یمکن لهذا النظام القانونی أن یشکل نموذجًا مناسبًا لتطویر حقوق الدبلوماسیه فی العصر الحدیث.
مسلمان فرهنگی و نقدی بر مبانی فلسفی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
121 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین مبانیِ معرفتی و فلسفی پدیده ای دینی- فرهنگی به نام «مسلمان فرهنگی» و گسترش آن به حوزه های کاربردی در عرصه فرهنگ جوامعِ مسلمانِ معاصر است. مسئله اصلی پژوهش این است که مسلمان فرهنگی محصول کدام تفکر بوده، خاستگاه آن کجاست و چه پیامدهایی برای جوامع اسلامی خواهد داشت؟ روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. یافته ها حاکی از آن است که مسلمان فرهنگی در میانه هویت های سنتی و مدرن قرار دارد و دارای دو خاستگاه معرفتی و تاریخی است. در خاستگاه نخست، مسلمان فرهنگی به دلیل ویژگی های آن مخصوصاً تنوع دینی، تفاسیر متعدد از یک دین واحد، سیالیت و پویایی دین و شریعت تلطیفی، اشتراکات زیادی با پلورالیسم درون دینی با پشتوانه معرفتی پست مدرنیستی دارد. با این تفاوت که در تفسیر اسلام نزد مسلمان فرهنگی، تأکید بر زمینه های فرهنگی یک جامعه یا گروه؛ و در پلورالیسم دینی تأکید بر تجربه دینی و عقلانیت افراد است اما هر دو منتج به نسبی انگاری و پوچ انگاری هستند. در خاستگاه دوم، مسلمان فرهنگی، شکل انحرافی اسلام راستین است که مسلمانان و جوامع اسلامی، همواره در طول تاریخ اسلام و نه لزوماً در عصر حاضر، در آن گرفتار بوده اند. نتیجه آنکه به رغم اینکه مسلمان فرهنگی مبتلابه تاریخ اسلام بوده است اما با ظهور پست مدرنیسم و پلورالیسم با قوت و شدت بیشتری در تار و پود فرهنگ جوامع اسلامی معاصر رسوخ کرده، توسعه یافته و درنتیجه مشکلات ناشی از آن، بالأخص عدم انسجام اجتماعی نیز مضاعف شده است. فهم این مطلب می تواند امکانی را برای نظریه پردازان و فعالان حوزه مطالعات اجتماعی- فرهنگی در جوامع مسلمان جهت ارائه راهکارهایی به منظور پیشگیری از مشکلات اجتماعی این پدیده، فراهم سازد.
ارکان تحمیل مسئولیت مدنی به واسطه سوانح ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
341 - 361
حوزههای تخصصی:
در ذیل نظام و ساختار حاکم بر مسئولیت مدنی، بخشی از تحمیل مسئولیت همواره به واسطه بروز سوانح و حوادث انجام می گیرد که به طور اختصاصی، توجه این پژوهش به ارکان تحمیل مسئولیت مدنی ناشی از سوانح و حوادث ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن متمرکز است. اساساً در این تحقیق که به روش توصیفی – تحلیلی تهیه و تنظیم شده است پرسش و هدف اصلی بررسی این موضوع بوده است که در صورت رخداد سانحه در شبکه حمل و نقل ریلی کشور، مسئولیت مدنی و جبران خسارت بر عهده چه نهاد و اشخاصی خواهد بود. در این خصوص نتایج و یافتههای تحقیق موید این مطلب است که ارکان تحمیل مسئولیت مدنی با ارتکاب فعل منجر به سانحه ریلی، ورود ضرر ناشی از سانحه ریلی و نهایتاً رابطه سببیت بین وقوع فعل زیانبار با ورود ضرر در سانحه ریلی محقق می شود و حسب مورد مسئولیت بر دولت یا وزارت راه، شرکت های خصوصی، متصدی حمل و نقل یا اشخاص خاطی تحمیل خواهد شد.
The Function of Mental Spaces and Conceptual Blending on the Cognition of Divine Attributes in the Quran within the Framework of Fauconnier and Turner's Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Quran, as the miracle of speech and in the form of a divine book, has been used to elevate humanity’s religious perspective. In the path of developing the cognition of God's attributes and reforming human beliefs in this domain, it employs unique literature. One of the Quranic innovations is the use of the audience's mental spaces and conceptual blending. This concept was proposed and presented by Fauconnier and Turner in cognitive concepts. Examining the application of mental spaces and conceptual blending in the Quran, especially in verses related to divine attributes, plays an important role in the correct human understanding of these transcendental subjects. Finally, conceptual blending and semantic mapping for conveying concepts to the audience are also considered in the present study. The present study, using a descriptive-analytical method and within the framework of semantic analysis, aims to examine the mental spaces and conceptual blending presented in the two attributes of "Creation (Khalq) and nearness (Qurb)" in the verses of the Quran. Since the human mind is sometimes mixed with polytheistic beliefs, and these attributes are extra-material and discussed within the absolute divine rule, understanding them is difficult and challenging for humans. However, the application of the conceptual blending method in this type of subject facilitates understanding for the audience. In conclusion, it is found that in examining the attributes associated with the two above attributes, a conceptual blending with the domains related to these attributes has taken place, which plays an important role in convincing the deniers of resurrection and disbelievers in divine Lordship. In other words, one of the Quran's methods in proving the principles of faith is through mapping human mental experiences with the input domain of divine attributes. These conceptual blends elevate their mental abstraction in the face of supernatural and non-experimental subjects, such as the cognition of God and belief in the occurrence of the Day of Judgment. This knowledge strengthens faith components and serves as evidence for disbelievers.
عدالت اجتماعی در تجربه حکمرانی متعالی- انقلابی مطالعه تطبیقی گفتمان غرب و انقلاب اسلامی
منبع:
پژوهش های نوین در حکمرانی اسلامی دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
141 - 186
حوزههای تخصصی:
عدالت اجتماعی ارزش و مطالبه ای همیشه زنده و تازه است؛ ازاین رو همه حاکمیت ها بر پاسداشت آن به عنوان عملی عقلانی، اخلاقی یا ارزش اجتماعی در راستای حکمرانی متعالی تأکید کرده اند. بر همین اساس رقابت بر سر مصادره به مطلوب عدالت اجتماعی چالشی بنیادین بین مکاتب مختلف است. این تحقیق با هدف «تبیین جایگاه عدالت اجتماعی در حکمرانی متعالی» با روش ترکیبیِ «تحلیل گفتمان برساخت گرایی پس نگری» با مقایسه دیدگاه های متفکران اسلامی و غربی، به خصوص دیدگاه های رهبری انقلاب اسلامی (به عنوان گفتمان غالب در انقلاب) با عنوان «تجربه انقلاب اسلامی» انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد در حالی که مدعیان تمدن غربی خود را واضع و مدافع عدالت اجتماعی می دانند، عدالت اجتماعی در تاریخ اندیشه اسلامی، به ویژه ساختار گفتمانی رهبران انقلاب اسلامی، به مثابه روح و جوهره این گفتمان است؛ به این معنی که افق انقلاب بدون عدالت تُهی است؛ بنابراین عدالت ناموس و جوهره حکمرانی اسلامی انقلابی محسوب می شود.یافته های تحقیق نشان می دهد که رهبران انقلاب اسلامی در جایگاه حکمرانی اسلامی با درک ضرورت زمان از طریق وضع قوانین بالادستی، نهادسازی، بازتوزیع فرصت ها، منابع و امکانات در گسترش عدالت با رویکرد رفاه و تأمین اجتماعی در عرصه های مختلف، به ویژه در محرومیت زدایی، مقابله با فقر مطلق، عدالت آموزشی، عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی و درمانی از طریق ساختارسازی و بنیان گذاری نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی، کمیته امداد، نهضت سوادآموزی، خانه های بهداشت روستایی، بنیاد مسکن، بنیاد مستضعفان و... عملاً به بازتوزیع ثروت ملی و تحقق عدالت اجتماعی پرداخته اند. همچنین وجه مشترک این اقدام حکمرانی با رویکردهای نوین غربی به عدالت را می توان در چهار مورد کلی بازگو کرد: 1. قانون اساسی و قوانین موضوعی عادلانه؛ 2. ایجاد نهاد ها و ساختارهای بنیادین عادلانه؛ 3. اتخاذ رویه ها و راهبردهای عادلانه؛ 4. تعاملات و مراودات عادلانه ازجمله همدلی ها، مشارکت ها، مسئولیت پذیری و اطلاع رسانی در فرایند دموکراسی و انتخابات مردمی و آزاد.
بن بست شکاکیت اخلاقی در ترازوی قرائن تجربی
حوزههای تخصصی:
از عصر جدید پژوهش های فلسفی درباره اخلاق بیشتر مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است و در دوره کنونی نیز گسترش اطلاعات در مورد تفاوت ها از جمله تفاوت های اخلاقی میان جوامع، سبب ظهور مجدد شکاکیت اخلاقی گردید. در واقع با گسترش ابزار ارتباطی، شواهد تجربی مهمی که از تفاوت جوامع مختلف در حوزه ارزش های اخلاقی حکایت داشت بدست آمد. گروهی از فیلسوفان با تکیه بر شواهد تجربی بدست آمده تلاش نمودند تا از شکاکیت اخلاقی دفاع نمایند. مساله ای که در پژوهش حاضر بدان پرداخته شد بررسی این مساله است که آیا شواهد تجربی منطقا به شکاکیت اخلاقی منجر می شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد انتقادی تلاش نمود تا نشان دهد که استدلال مبتنی بر شواهد تجربی در دفاع از شکاکیت اخلاقی از ضعف و نقص منطقی رنج می برد و بر این نتیجه تاکید نمود که نسبیت گروی توصیفی منطقا نمی تواند به شکاکیت اخلاقی منجر گردد.
بررسی نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
113 - 132
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان، ارزش گذاری آثار هنری است که برای این کار، تعیین معیاری ثابت و مشخص در جهت ارزیابی آثار هنری ضروری به نظر می رسد؛ زیرا اگر نتوان به معیاری ثابت دست پیدا کرد، نمی توان مرز دقیقی بین هنر و دیگر عرصه های فعالیت انسان مشخص نمود. همچنین در صورت نسبی بودن این معیار، نمی توان از آثار برتر تقدیر کرد و آثار ضعیف را در درجه پایین تر دسته بندی نمود. در این حالت انسان دچار سردرگمی می شود و کارکرد هنر که کمک به شناخت و فهم بهتر انسان از خود و کمالات حقیقی خود است، از بین می رود. بر این اساس نوشته حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی انتقادی به بررسی نظرات آیت الله مصباح یزدی درباره نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری در فلسفه اسلامی بپردازد. از منظر ایشان ارزش هنری، اگرچه مانند دیگر ارزش ها منشأئی غیر از مطلوبیت ندارد، اما این نوع مطلوبیت به علت یافت شدن زیبایی در اثر هنری، خاص هنر است. همچنین ملاک ارزش حقیقی در همه انواع هنر، در نهایت، سازگاری و ملائمت اثر هنری با کمال خاص انسانی است و ارزش هنری با اثر هنری رابطه ای ابزاری دارد و تنها در ارتباط با بیرون از اثر هنری فهم می شود. ایشان اگرچه ارزش هنری را در نسبت با مرتبه مخاطب نسبی می داند، اما در نهایت با ذات گرایی در هنر موافق تر است و در پاسخ به سؤال درخصوص نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری، آن را در نگاه کلان و با لحاظ کمال حقیقی انسانی غیرنسبی و ثابت می داند و ارزش گذاری را که متناسب با ادراک لذت وهمی باشد ارزش گذاری غیر صحیح و غیر اصیل می شمارد.
Self-Knowledge and Avicenna’s Floating Man Thought Experiment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
119 - 136
حوزههای تخصصی:
Avicenna’s floating man thought experiment has been examined and criticized for over a thousand years from various philosophical perspectives. While traditional and modern criticisms exist, the latter primarily focus on the confusion between epistemology and ontology. The ontological dimensions have received significant attention, but the epistemological aspects remain underexplored. I propose a modern critique suggesting that if valid, the thought experiment may not support substance dualism. However, some modest versions could bolster modest dualism, which posits that mental properties are distinct from physical ones, without adhering to Cartesian concepts. I present seven versions of the thought experiment. The first differs from Avicenna’s original and focuses on the individuation of self and body, but is vulnerable to modern critiques due to its conflation of ontological and epistemic aspects. The remaining six versions avoid this issue and do not assert that the mind is an immaterial substance. The second version examines epistemic differences between basic self-knowledge and knowledge of the body. The third addresses self-referential and self-verifying aspects of self-knowledge. The fourth explores modal properties, while the fifth highlights the self's necessary relationship to self-knowledge. The sixth emphasizes the environmental neutrality of basic self-knowledge, and the final version utilizes the self as a critical reasoner. I also support and revise these six versions with eleven general remarks.
حضرت علی اصغر (ع)، سند و نماد مظلومیت حضرت حسین بن علی(ع)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
7 - 28
حوزههای تخصصی:
واقعه عاشورا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام، سرشار از مفاهیم بلند انسانی، الهی و اجتماعی است که هر یک از شخصیت های آن، حامل پیام و معنایی خاص اند. در این میان، علی اصغر(ع) فرزند شیرخوار امام حسین(ع) به مثابه نماد کامل مظلومیت و بی دفاعی، جایگاهی ویژه در میان شهدای کربلا دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و میان رشته ای، می کوشد تا با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی و روایی، جایگاه و نقش علی اصغر(ع) را در روایت عاشورا بررسی کند. شهادت این کودک نه تنها صحنه ای اندوه بار، بلکه نمایانگر اوج بی عدالتی و ستمی است که بر اهل بیت پیامبر وارد آمد. این پژوهش، با بررسی ابعاد مختلف فقهی، تاریخی، احساسی و نمادشناختی نشان می دهد که علی اصغر(ع) تنها یک نوزاد شهید نیست، بلکه سندی زنده از مظلومیت و حقانیت نهضت حسینی است؛ نمادی که تا امروز در آیین ها، ادبیات آیینی، و وجدان شیعیان حضوری پررنگ دارد و حامل پیام هایی عمیق برای جوامع انسانی در برابر ظلم و بی عدالتی است.
"دنیا" در قاب "خانه": تحلیلی شناختی در زبان نهج البلاغه براساس نظریه استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
347 - 370
حوزههای تخصصی:
از آنجا که شناخت و درک جامع دنیا برای انسان ها حیاتی است و در بقاء و پیشرفت فردی و اجتماعی ایشان نقش بسزایی دارد، معرفی آن به صورت ملموس و قابل فهم برای بشر همواره از اولویت های متون مقدس اسلامی بوده است. بهترین شیوه برای انجام این مهم، استفاده از حوزه های عینی یا حداقل کمتر انتزاعی است؛ این همان است که امروزه به عنوان نظریه استعاره شناختی شناخته می شود (درک یک حوزه از طریق حوزه دیگر). نهج البلاغه به عنوان یک فرهنگ نامه جامع انسانی برای تمام بشریت، دنیا را به طور دقیق و با استفاده از حوزه های مبدا متعدد مفهوم سازی کرده است. از جمله این حوزه ها، "خانه" است. پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد معنی شناسی شناختی به بررسی فرافکنی حوزه مبدا "خانه" بر حوزه مقصد "دنیا" می پردازد تا ببیند در این فرافکنی چه ویژگی ها و عناصری از مبدا بر مقصد انطباق یافته و این استعاره شناختی در درک انسان از "دنیا" چه نقشی دارد. از مهم ترین نتایج پژوهش آن است که در بررسی این فرافکنی، ویژگی های خاصی مانند پیچیده شدن با بلا، شهره بودن به خیانت، مشقت، دگرگونی احوال و ... از "خانه" به عنوان حوزه مبدا به طور مؤثر بر حوزه مقصد (دنیا) نگاشت شده که در تجربیات ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
سقوط عبدالحمید دوم، صهیونیسم و مسئله فلسطین (نقدی بر کژتابی های توطئه باوری در خوانش ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
95 - 122
حوزههای تخصصی:
یکی از انگاره های تاریخی رایج در جهان اسلام، نسبت دادن خلع عبدالحمید دوم، سلطان عثمانی، در 1909م، به دسیسه یهودی/صهیونیستی، به دلیل مخالفت او با واگذاری فلسطین، است. با توجه به جایگاه متمایز تاریخی، مذهبی و ایدئولوژیک ایران، خوانش ایرانی از این رخداد، در مقاله حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی متون فارسی، اعم از تألیفی و ترجمه ای، نشان می دهد که خوانش ایرانی دارای ماهیت کاملاً ترجمه ای و متأثر از انگاره های جانب دارانه منابع عربی، خطاهای فاحش تاریخی و غلبه توطئه باوری است. سوگیری های سیاسی، کاستی های پژوهشی و عدم روزآمدسازی شناخت تاریخی، موجب تداوم خوانش مزبور و تثبیت فهم ساده انگارانه ای از تحولات منطقه ای و نخستین تکاپوهای صهیونیستی برای دست اندازی بر فلسطین شده است.
اجرت المثل زوجه و نحله با رویکردی بر قانون حمایت خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجرت المثل، عوضی است که مرد در قبال کارهایی که زن در خانه وی انجام می دهد و شرعاً موظف به انجام آن ها نیست، به او پرداخت می کند. نحله نیز از جمله حقوق زنان مسلمان است که تحت شرایطی خاص به زن تعلق می گیرد. هدف این مقاله مداقه اجرت المثل و نحله با توجه به قانون حمایت از خانواده است؛ لذا سؤال این مقاله این گونه مطرح می شود که اجرت المثل زوجه و نحله، با توجه به قواعد فقه و قانون حمایت از خانواده، چه جایگاهی دارد؟ یافته ها حاکی از آن است که قبل از وضع تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی، زوجه فقط در زمان طلاق، حق مطالبه اجرت المثل داشته است؛ اما قانون گذار با این عقیده که اجرت المثل حق زوجه است، با وضع تبصره ذکرشده، شرایطی را برای مطالبه آن مقرر کرده است. با این حال، علی رغم تصویب قانون جدید حمایت خانواده، موضوع قصد و عدم قصد تبرع زوجه همچنان منشأ بسیاری از اختلافات درخصوص مطالبه اجرت المثل است. موضوع نحله نیز با وجود نسخ تبصره ۶ ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، مصوب ۱۳۷۱ به غیر از بند «ب» آن همچنان به عنوان ضمانت اجرایی برای جلوگیری از سوءاستفاده از حق طلاق، قابل مطالبه است.
دین در عرصه فنّاوری / تبیین سیره معصومان (ع) و علماء شیعه در بهره گیری از نوآوری های زمانه
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تبیین مواجهه پیشوایان دینی با نوآوری های عصر خویش، به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از قرآن کریم، احادیث و تاریخ، انجام شده است. پرسش محوری آن، بررسی این مسئله است که آیا بهره گیری از فنّاوری های روز، جایگاهی در سیره معصومان (ع) و علماء شیعه داشته است؟
یافته های تحقیق نشان می دهد که استفاده هوشمندانه و فعّال از فنّاوری، سنّتی دیرپا و ریشه دار در سیره رهبران دینی است. در عصر انبیاء، نمونه هایی مانند: کشتی حضرت نوح (ع)، زره حضرت داوود (ع) و سد ذوالقرنین، و در عصر پیامبر اسلام (ص) و ائمه (ع)، مواردی چون: خندق، منجنیق، قنات سازی و تشویق به علوم تجربی، گواه این مدعاست. این سیره در دوران علماء متأخّر، از شیخ بهایی تا مراجع معاصر، با مواجهه مثبت با صنعت چاپ، رادیو، تلویزیون و در نهایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی ادامه یافته است.
مقاله حاضر با گذر از بررسی تاریخی، فواید راهبردی فنّاوری اطّلاعات را برای تبلیغ دین برمی شمارد و مهمّ ترین چالش های این عرصه مانند: سطحی نگری، انتشار شبهات و تهدید هویت حوزوی را تحلیل می کند. نتیجه نهایی، آن است که انزوا از فنّاوری، مخالف سیره معصومان (ع) است و وظیفه نهادهای دینی در عصر کنونی، حضور فعّال، تولید محتوای عمیق و به خدمت گیری ابزارهایی مانند هوش مصنوعی در جهت ترویج دین، مبتنی بر الگویی حکیمانه و بومی است.
تأثیر هوش مصنوعی در فرآیند دادرسی کیفری
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوین در نظام قضایی، تحولی بنیادین در فرایند دادرسی کیفری ایجاد کرده است. این فناوری با قابلیت تحلیل داده های حجیم، پیش بینی روندهای قضایی و تسریع در کشف جرم، نقش مؤثری در ارتقای کارایی دستگاه قضایی ایفا می کند. با این حال، به کارگیری هوش مصنوعی در دادرسی کیفری، چالش های مهم حقوقی را نیز به همراه دارد که از جمله آن ها می توان به خطر نقض استقلال قاضی، تهدید آزادی های فردی و ملاحظات مربوط به حفظ حریم خصوصی اشاره کرد. بنابراین، استفاده از این فناوری باید در چارچوب قانونی دقیق و با رعایت اصول عدالت و حقوق بشر صورت گیرد تا تعادل میان کارآمدی فناوری و حقوق اساسی افراد حفظ شود.در کنار این تحول، جایگاه بازیگران دادرسی کیفری همچون قاضی، دادستان، وکیل و متهم نیز دچار تغییراتی شده است که نیازمند بازنگری در نظام آموزش حقوقی و قضایی است. آموزش تخصصی در زمینه فناوری های نوین و آشنایی با جنبه های حقوقی هوش مصنوعی از ضروریات ارتقای عدالت و تضمین تصمیم گیری های صحیح در نظام قضایی محسوب می شود. این مقاله با بررسی کاربردها و چالش های هوش مصنوعی در دادرسی کیفری، بر اهمیت تنظیم مقررات جامع و ایجاد ساختارهای حمایتی تأکید دارد تا فناوری های هوشمند به ابزاری موثر برای تحقق عدالت تبدیل شوند و از نقض حقوق افراد جلوگیری شود.
بررسی انتقادی چیستی و چرایی تربیت در «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مبانی نظری تحول بنیادین» به دلیل اهمیت و جایگاه بلندی که در تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ازهمین رو به سبب نقش مؤثری که در سامان دادن و اصلاح نظام تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران دارد، لازم است پیوسته مورد بررسی و نقد و بازخوانی قرار گیرد. این مقاله تعریف و اهداف تربیت را که در این سند تحت عنوان چیستی تربیت و چرایی تربیت مطرح شده اند، بررسی کرده و برخی کاستی های نیازمند بازخوانی و اصلاح را یادآور شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نقد درونی و بیرونی است. مهم ترین کاستی ها در بخش چیستی تربیت عبارت اند از: ابهام و اشکال در روش شناسی؛ ابهام و تداخل در مفاهیم کلیدی؛ و ابهام در مفهوم هویت؛ و در بخش چرایی تربیت، مهم ترین کاستی ها عبارت اند از: انتخاب عنوان های نامناسب؛ ابهام در هدف غایی؛ روشن نبودن هدف کلی؛ ضابطه مند نبودن بیان اهداف واسطی؛ بیان نشدن مستندها و ادله اهداف واسطی؛ روشن نبودن رابطه اهداف میانی با هدف کلی؛ و عدم جامعیت اهداف میانی.
عنصر الراوي في المقامة السواديّة لمحمّد مؤمن الجزائري الشيرازي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
101 - 118
حوزههای تخصصی:
یُعدّ «محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی» من أدباء إیران المهتمّین بفنّ المقامه فی أواخر القرن الحادی عشر وأوائل القرن الثانی عشر الهجریَّین، وله الکثیر من المقامات. وردت مقاماتُ الجزائری فی کُتُبه الثلاثه: المقامات الناسخه للمقامات، طیف الخیال، وخزانه الخیال؛ إلّا أنّ معظمَها قد بقیت فی ثنایا المخطوطات ولم تَرَ النورَ بعد. لا شکّ فی أنّ المقامات التی ألّفها محمّد مؤمن الجزائریّ تختلف عن مقامات بدیع الزمان الهمذانی والحریری أسلوباً، وموضوعاً وهدفاً، وقد خرج الکاتب عن الأصول السابقه فی المقامه. حیث نستطیع القول إنّ هذه الفوارق جعلت أسلوب الکاتب فی المقامه ممیّزاً ومختلفاً ونوعاً ما صنعت من الکاتب شخصاً مُبدعاً فی هذا النمط الأدبی. هنالک مقامه لمحمّد مؤمن الجزائری لَفَتَ انتباهَنا من بین کلّ مقاماته، وهذه المقامه مسمّاه بالسوادیّه، وهی المقامه السابعه فی کتاب طیف الخیال فی مناظره العلم والمال حیث الکاتبُ خرقَ الأصول التی أرسی قواعدَها بدیع الزمان الهمذانی والحریری فیها. جاء هذا البحث لیسلّطَ الضوءَ علی عنصر الراوی وأنواعه فی هذه المقامه ویبیّن القیمه الفنّیه والجمالیّه لهذا العنصر فیها معتمداً علی أدوات منهجیّه حدیثه. تکمن أهمّیّه هذا البحث فی أنّه یُلقی الضوء علی جانب مغمور من الإبداع السردی لدی محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی. وقد استخدم الباحث المنهج السردی لتناول هذا الموضوع. توصّل البحث إلی أنّ الکاتب قد اعتمد أسلوب الراوی المتضمّن فی هذه المقامه حیث یَروی الأحداث باستخدام ضمیر المتکلّم أنا. یُشیر البحث إلی أنّ الجزائری یستخدم هذا الأسلوب لیقدّم الأحداث بمشاعر شخصیّه ومحدوده المعرفه حیث یعبّر عن الخوالج واللواعج الداخلیّه الشخصیّه دون القدره علی الولوج إلی قرارات أفکار الشخصیّات. ومن أهمّ میزات أسلوب الجزائری هو تعدّد الرواه حیث یستخدم أصواتاً متعدّده وشخصیّات مختلفه لیرویَ الأحداث من زوایا متعدّده. یُبرز البحث استخدام الجزائری للفنّ الرسائلی فی هذه المقامه حیث یَستخدم الرسائل وسیلهً للسرد وتعبیر الشخصیّات عن مشاعرها وهواجسها وأفکارها. ویمکن اعتبار المقامه السوادیّه نوعاً جدیداً من الروایه الرسائلیّه فی الأدب العربی.
ملامح الصراعات الوجودية في روايات مصطفي محمود «رواية المستحيل نموذجاً»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
119 - 139
حوزههای تخصصی:
ظهرت الفلسفه الوجودیه نتیجه الحربین العالمیتین التی خلفتا الظلام، والشک للجمیع. حاولت هذه المدرسه أن تضئ العالم بالرجوع إلی الفرد، وقدراته، فهذا هو معنی أسبقیه الوجود علی الماهیه؛ فالمرء لدیه الحریه فی اتخاذ الخیارات، وبناء کیانه المنفرد. ولم یقتصر عمل الوجودیین علی میدان الفکر، والفلسفه؛ بل ارتبط بالعمل الروائی، والقصصی منذ بدایته، وکان مصطفی محمود له مساهمات فکریه وفلسفیه واسعه فی أدبه. بناء علی هذا یحاول البحث أن یدرس روایه "المستحیل" لمصطفی محمود وفق المذهب الوجودی، مستخدماً المنهج الوصفی التحلیلی الفلسفی. تظهر النتائج أنّ أهم الصراعات الوجودیه کانت حاضره فی روایه "المستحیل"؛ فقد ظهر القلق فی مغامرات شخصیات الروایه. فکانت محاولات "حلمی" و "فاطمه" تتمثل فی الهروب من القلق بالنسیان، والقمار، والعلاقات الجنسیه، فمرجع القلق کان فی القرارات الشخصیه، والرغبات المتعدده عند البطلین. وأما الحریه فظهرت بصورتین متناقضتین، صوره السلطه الأبویه متجذره فی مجتمع الروایه، والرؤیه المتحرره الواقفه ضد الأعراف، والقوانین السائده. ومن غیاب الحریه کان مولد الاغتراب، ورتابه البطل، وکسله. فهناک إرتباطاً وثیقاً بین الثقه بالنفس، وإنعدام المشاعر الشفافه، واللامعیاریه، والشذوذ عن المجتمع، واخلاقه، وانفصال الفرد، واغترابه عن نفسه، وعن المجتمع. وکذلک ظهرت علاقه الأنا والآخر بصوره جدلیه زاخره بالمشاحنات، والصراعات المتواصله فی الأسره داخل مجتمع الروایه، ففشل هذه العلاقات کان نتیجه سلب ذات الآخر، والسیطره علیه من قبل الطرفین.
مفهوم سازی کلان استعاره «استدلال به مثابه جنگ» در فرهنگ قرآن کریم بر اساس نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث اساسی زبانشناسیِ شناختی که توسط مارک جانسون و جورج لیکاف مطرح شده، استعاره مفهومی است که در آن یک حوزه مفهومی بر اساس حوزه ای دیگر استنباط و دریافت می گردد و برای درک و بیان مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس به تبیین نگاشت هایی از همه سطور زندگی می پردازد. بر این اساس کلان استعاره نوعی استعاره مفهومی است که در روساخت متن حضور ندارد، بلکه در سراسر متن به شکل مفهومی نمود پیدا می کند و ساختار ذهنی متن را تشکیل می دهد. در واقع این کلان استعاره است که به تمامی خُرده استعاره های مورد استفاده متن انسجام می بخشد و آ ن ها را حول یک محور ثابت گرد می آورد. قرآن کریم با دعوت به تعقل و تفکر، پیوسته حقایق مورد نظر خود را به واسطه ی استدلال های مستقیم و غیر مستقیم به مخاطب عرضه می دارد. از این رو پژوهش حاضر به روشی توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون به مفهوم سازی کلان استعاره "استدلال به مثابه جنگ" در آیات قرآن کریم پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در زنجیره استعاری زبانِ جنگ، آنچه با عناصر این قلمرو ارتباط دارد مانند حمله، ضد حمله، عقب نشینی، شکست، تسلیم و غیره، همگی در قلمرو مفهوم استدلال و احتجاج قرآنی انعکاس یافته اند. در این زنجیره، کلان استعاره کنش های "استدلال، جنگ است" به عنوان برجسته ترین استعاره مفهومی شناخته شده که در انسجام بخشی به آیات قرآن کریم نقش موثری داشته است.
تبارشناسی انگاره ی معراج پیامبر(ص) (تطبیق گزاره های معراج پیامبر(ص) با مصادیق مشهور عروج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"عروج(روایات سفرهای دیگرجهانی)"؛ در ادبیّات اساطیری شرق و غرب بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ روایی رابطه انسان و خدایان، و نمونه ای اعلا از ارتباط با غیب است. در ادیان ابراهیمی نیز مصادیق متعدّدی به عروج مشهورند. هدف نوشتار پیش رو کشف نسبت تطّور دیدگاه ها مسلمانان صدر اسلام به معراج پیامبر(ص) با سایر مصادیق مشهور عروج دوره ی پیشاقرآنی است. بدین منظور آرای مسلمانان جزیزه العرب، در دو قرن نخست هجری پیرامون معراج پیامبر(ص) به روش تحلیل-توصیفی و با رویکرد تاریخ انگاره کاویده شده. فرضیه آن است که با گذر زمان دیدگاه مسلمان به معراج پیامبر(ص)، فاصله اش نسبت به دیدگاه باورمندان سایر مصادیق عروج کمتر شده است. نتایج ضمن متبلور شدن ریشه های ماهوی عروج طیِّ دو قرن نخست هجری در معراج پیامبر(ص) و نزدیکی معراج پیامبر(ص) به تبار عروج در ادیان ابراهیمی، این فرضیه را تأیید می نماید(هر چند تفاوتی هایی در مسیر پیموده شده و سایر گزاره ها هست)، در چرایی این نتیجه علاوه بر تعامل مسلمانان با صاحبان کتب، نقش کهن الگوها و داشته های ناخودآگاه جمعی اعراب موثر دانسته شد.
نقد و بررسی اهمِّ خوانش های قرآن پژوهان از آیه « اِضربوهنّ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف نقد و بررسی اهم دیدگاه های قرآن پژوهان در شبهه زدایی از آیه « اضربوهنّ»، تحت لوای «اصل معاشرت به معروف» به سامان رسیده است. داده های علمی این اثر ، به روش کتابخانه ای استخراج شده و با مراجعه به لغت نامه ها و کتب تفسیری ، اخلاقی ، فقهی با شیوهٔ تفسیر اجتهادی و به شکل توصیفی۔تحلیلی تبیین شده اند. در این پژوهش ، با محوریت اصل اخلاقی۔حقوقی «معاشرت به معروف» ، مهم ترین و مشهورترین دیدگاه های قرآن پژوهان در تفسیر آیه «اضربوهنّ» بررسی شده و در نهایت ، دیدگاه نسخ تدریجی ظاهر آیه شریفه با اصل معاشت به معروف سازگارتر انگاشته شده است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به امر اخلاق محور معاشرت معروف با زنان ، ناظر بر راهکارهای انعطاف پذیر و فاصله گرفتن از تنبیه بدنی و زدن است. از این رو ، زدن زن را از نخستین به آخرین شیوه هدایت کرده و با هر نوع رفتاری که به کرامت زنان آسیب وارد نماید، مقابله کرده تا با مهار و نسخ تدریجی خشونت های خانگیِ رایج در عصر نزول وحی ، فرهنگ تعاملات همسران را به سمت روابط محبّت آمیز و دور از سوء استفاده سوق دهد.