فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
79 - 92
حوزههای تخصصی:
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
تبیینی از کارکرد تربیتی توبه و عفو محکوم از دیدگاه روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
405 - 422
حوزههای تخصصی:
توبه یکی از عوامل سقوط مجازات است که مجرم بوسیله آن می تواند از اعمال خود پشیمان شده و در اصلاح خویش بکوشد. به اتفاق تمام مذاهب اسلامی، توبه موجب سقوط مجازات اخروی است، اما در مورد سقوط مجازات دنیوی بواسطه توبه اختلاف دارند.به عقیده فقهای امامیه، توبه رافع مسئولیت کیفری در جرایم حق الله بوده و توبه قبل از اثبات جرم را موجب سقوط مجازات می دانند. ایشان توبه بعد از اثبات جرم توسط بینه را موجب سقوط مجازات نمی دانند و در مورد توبه بعد از اقرار بر این عقیده هستند که قاضی، میان إعمال مجازات و تقاضای عفو از ولی امر مخیر است. فقهای اهل سنت به استناد آیه 34 سوره مائده، توبه محارب قبل از دستگیری را موجب سقوط مجازات می دانند، موارد جواز عفو در حق الله محدود به چهار موردی که قانون مجازات اسلامی تصریح کرده است اعم از: حد زنا، لواط، مساحقه و شرب خمر نیست، بلکه نسبت به همه ی حدود جاری است. در مورد حد سرقت، تا قبل از مرافعه نزد حاکم، حق مطالبه حد یا عفو از آن با صاحبان حق است، اما پس از آن حکم سایر حدود را دارد. در حدودی که حق الله هستند برای جواز عفو امام توبه مرتکب معتبر نیست، بلکه در غیر مورد توبه نیز چنانچه عفو مرتکب به مصلحت بوده یا مفسده ای بر آن مترتب نگردد امام حق عفو دارد. در مواردی که مقذوف ورثه ای جز امام ندارد، امام حق استیفای حد یا عفو از آنرا دارد.
Symbolic Representation and the Mobility of Pilgrimage Sites
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
87 - 109
حوزههای تخصصی:
In this article I draw attention to a little-studied phenomenon in the study of pilgrimage and sacred sites: how famed pilgrimage locations and routes may be replicated on a smaller scale in other locations. The article focuses mainly on Japanese pilgrimages, using primarily the example of the 1300-kilometre-long Shikoku pilgrimage, and shows how local small-scale versions of this pilgrimage developed historically throughout Japan from the seventeenth century onwards and were also taken abroad by Japanese migrants. A key factor in the development of these localised versions of the pilgrimage was that, for most people in earlier times, long distance pilgrimages were difficult if not impossible. Yet there was a widespread sense that such pilgrimages and the sacred figures associated with them were universal in nature and should be available to all. As such, localised replications on a smaller scale were developed so that those unable to go to sacred sites and make long journeys to distant famed pilgrimage sites, could have access in their own localities. While outlining key factors behind such developments in Japanese contexts the article shows that this is not something only evident in Japan; it is a phenomenon found globally and across numerous religious traditions and geographic settings. Examples are provided of similar developments in Catholic, Hindu and Buddhist contexts globally. In outlining some of the underlying implications of this phenomenon, of pilgrimages and sacred sites being replicated in localised versions, the article particularly highlights the issue of movement and mobility, a topic that has rightly been highlighted as an analytical theme in studies of pilgrimage. However, thus far, discussions of mobility and movement in pilgrimage contexts have focused on movement to and around sacred sites, and on the people—pilgrims—who do this. As the article argues, movement can also go the other way: of pilgrimages and sacred sites moving to where potential pilgrims are, and it flags up this issue along with the need for more research into replicated pilgrimages, as key areas of pilgrimage studies research.
واکاوی گشتار جانشینی در سوره مبارکه بقره بر پایه نظریه نحو زایشی چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
35 - 66
حوزههای تخصصی:
نظریه گشتاری چامسکی، نظریه ای نحوبنیان است که در آن، فرایند گشتار به شکل های حذف، افزایش، جانشینی و جابه جایی صورت می پذیرد و ژرف ساخت جمله را به روساخت آن بدل می کند. این فرایند می کوشد از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق اندیشه هایی را دریابد که در ورای کلمات و جملات قرار دارند. لذا پژوهش حاضر، با شیوه تحلیل محتوا، صرفاً عنصر جایگزینی، آن هم از نوع مصدری را در سوره مبارکه بقره، مورد بررسی قرار داده است. هدف از این پژوهش، تسهیل در فهم لغوی و معنایی آیات از طریق ژرف ساخت و روساخت و بیان کارکرد ادبی و هنری واژه های جایگزین است. پس از مقایسه ژرف ساخت با روساخت آیات، نتیجه به دست آمده نشان می دهد که در فرم روساختی، به دلیل استفاده از مصدر به جای وصف مشتق، جمله ها بار معنایی مبالغه آمیز و مؤکّد به خود گرفته و مختصرتر شده اند که این امر، همسو با اصل اقتصاد زبانی است. این تکنیک، از شیوه های گفتاری مبالغه آمیز پربسامد قرآن است که به دلیل خروج از عادت زبانی، باعث برجستگی مشهود در کلام می شود. هدف از آن، علاوه بر تأثیرگذاری در مخاطب، آفرینش جمله هایی با معنای احتمالی است که این امر از جنبه دلالی باعث توسعه معنایی و از جنبه لغوی باعث ایجاز در کلام می گردد. تنوع بخشی به ساختار سخن و جلوگیری از یک نواختی، از دیگر اغراض جانشینی مصدر است. گفتنی است که تحلیل آیات شریفه وکشف ژرف ساخت و بیان زیبایی شناسی ها و اغراض ثانویه ای که مقاله حاضر بر اساس نظریه گشتاری چامسکی به آن دست یافت، یک احتمال است و نمی توان آن را به خداوند متعال نسبت داد.
تحلیل قرآنی امامت انتصابی از دیدگاه فریقین با تأکید بر آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
97 - 122
حوزههای تخصصی:
مسئله امامت از مباحث اساسی در کلام اسلامی بوده و همواره علت اصلی بروز اختلاف، در عقاید فریقین است. بررسی ادله قرآنی، در تبیین جایگاه مقام امامت، به عنوان عاملی مهم در استمرار تعالیم و هدایت اسلامی می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، ادله قرآنی امامت انتصابی را بر اساس آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص مورد بررسی تطبیقی قرار داده و دیدگاه های فریقین را مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که از نظر امامیه، سه آیه فوق در اثبات امامت انتصابی، مکمل یکدیگرند و جعل امامت، همچون جعل نبوت، بر اساس اختیار مطلق الهی بوده و رابطه آن با ذریه معصوم، ضرورت وجود امام معصوم را در جهت حفظ آموزه های دینی و هدایت امت اسلامی دوچندان می سازد. برخلاف دیدگاه اهل سنت که امامت را امری انتخابی و بی ارتباط با خاتمیت تلقی می کند، این پژوهش بر اساس سه آیه فوق، انتصاب امامت را تبیین کننده خاتمیت و عامل تداوم رسالت پیامبری معرفی می کند. بررسی دقیق مفاهیم «جعل»، «ذریه» و «اختیار الهی» در سه آیه فوق و ارتباط معنایی بین آن ها، نشان دهنده این است که امامت با انتخاب بشری نبوده، بلکه همچون نبوت، جعلی از سوی خداوند است. این نتایج در راستای ادله امامیه مبنی بر اثبات انتصاب امامت ائمه معصوم و جایگاه آن در حفظ خاتمیت، مقبول تر به نظر می رسد. نوآوری این پژوهش در ارائه خوانشی جدید از پیوستگی و همبستگی این سه آیه در ارتباط با اثبات امامت انتصابی و مقایسه آن با دیدگاه های اهل سنت است.
سر مطهر امام حسین علیه السلام از مذبح تا مدفن بررسی تحلیلی حوادث مربوط به سر بریده امام حسین علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محاصره، مورد هجوم قرار گرفتن و سر آخر، کشته شدن امام حسین علیه السلام همزمان با دهم محرم سال ۶۱ق، در سرزمین کربلا مورد اتفاق همه تاریخ نگاران و محل توجه مذاهب و نحله های مختلف فکری است. در مسیر مطالعه وقایع این قطعه از تاریخ، نوع برپایی این جنگ و رفتار سپاهیان مقابل امام نیز به جهت شناخت ساختار فکری و اعتقادی آن ها می تواند موضوع مطالعه باشد. در این بین، حرکات بدیع و رفتارهای شنیع دور از انسانیت، رحم و جوانمردی مانند بریدن سر امام و بی احترامی به آن، مورد نظر نویسنده قرار گرفته است؛ زیرا نشان از هدفی فراتر از کشتن فرد در آن نهفته است که ابراز پیروزی و علنی کردن هتک و ارسال خبر آن به بلاد دیگر، از جمله آن می تواند باشد. در نوشتار پیش رو، اصلِ عمل و چگونگی تحقق آن از «دستور» تا «دفن» بررسی و تحقیق شده و نقش افراد در این سیر تاریخی مشخص گردیده است.
ابقای اذن در نهاد قرارداد مشارکت مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۱
315 - 344
حوزههای تخصصی:
باز ویژگی های نهاد قرارداد مشارکت مدنی اشاعه اموال شرکا است که با احکام اذن مرتبط می شود. بنابراین در اثر رفع اذن، توقف ناگهانی تعاملات اقتصادی در این نهاد حقوقی رخ می دهد که از نتایج مضر آن، تلف منافع اموال مشارکت در طی توقفی بلامدت است. این امر احتمال انحلالی نابهنگام و زیان بار را فراهم می آورد. برخی از راهکارها که ماهیت دوگانه ای از ترکیب لزوم عقد اشاعه و جواز عقد نیابت است، آثار سوء قطع اذن را برطرف نمی نماید. لازم شمردن عقد مشارکت مدنی نیز با اصل تعاون و همکاری که سنگ بنای این نهاد حقوقی است، همخوانی ندارد. این پژوهش با روش کتابخانه ای - تحلیلی نشان داده است که آثار سوء قطع اذن ناشی از جایز شمردن عقد مشارکت مدنی با قواعد فقهی-حقوقی و کارایی اقتصادی مغایرت آشکار دارد. پس برای رفع این تناقض ها پیشنهاد می شود که چنانچه لغو اذن سبب تلف منفعت اموال مشاع و تضرر است، با استناد به قاعده لا ضرر، شرط ارتکازی استفاده مستمر و مطلوب از مال مشاع، اصل ابقای قرارداد، شرط حفظ تعادل قراردادی و تفسیر و تکمیل شروط صریح و غیرصریح قرارداد بر مبنای کارایی اقتصادی، ابقای اذن تا قطع بی ضرر آن فرض شود.
تأویل گفتمان فلسفی آیات جهان شمول قرآن کریم با تأکید بر نظرات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
123 - 148
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم مدعیات فراوانی در عرصه وجودشناسی با حفظ هویت اطلاق و کلیت بیان شده است که واجد تعمیم پذیری حداکثری و فراگیر است و ازآن جاکه زبان و رویکرد قرآن کریم، ایمان گرایانه و روش آن وحیانی است، پس از طرح مدعیات قرآنی فرایند منطقی در حوزه ارائه مدعیات، مطرح نمی شود، به این صورت که واسطه بین مدعا و نتیجه دیده نمی شود، لذا حد وسطی چون برهان و دلیل در متن قرآن کریم کمتر به چشم می خورد. از سوی دیگر، آحاد قرآن پژوهان و وحی شناسان، وحی و اشراق و دریافت نبوی را در عینیت با خرد می دانند. علامه طباطبایی با تسلط بر گفتمان فلسفی عرفانی از یک سو و همچنین توانمندی بر تفسیر قرآن کریم از سوی دیگر، به خوبی توانسته است بین گفتمان ایمان گرایی و خردگرایی، تطبیق و همسانی و همگرایی ایجاد کند. قرآن کریم در چندین آیه از آیات خود، احکامی فراگیر و پایدار از هستی را تبیین و توصیف می کند؛ آیاتی که حکایت از اقتضائات جهان شمولانه دارد و بسیار به مبانی نظرات حکمای اسلامی چون اصالت وجود و بساطت وجود و تشکیک وجود نزدیک است. علامه طباطبایی با تأکید ترتیبی و ساختار و انسجام و سازگارگرایانه، که تحت برهان «انّ ملازم» قرار می گیرد، از بداهت وجود به اشتراک وجود و از آن به زیادت وجود و سپس به اصالت وجود و آن گاه به تشکیک وجود و وحدت وجود، بساطت وجود و گستره آن را مبرهن می سازد. در این نوشتار به روش کتابخانه ای، در قالب یک فرایند تحلیلی و توصیفی، بسط و تطبیقی در خصوص آیات جهان شمول قرآن کریم و نظرات فلسفی و حکمی علامه طباطبایی مطمح نظر واقع می شود.
معناشناسی تاریخی واژه «حنیف» و شناسایی تحول معنایی آن با تأکید بر نفی ارزش های موهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
219 - 245
حوزههای تخصصی:
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
تطبيق مبادئ إداره المعلومات القرآنيه في الحوكمه الحديثه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
27 - 52
حوزههای تخصصی:
تُعَدّ إداره المعلومات من المکوّنات الأساسیّه والاستراتیجیّه فی هندسه واستدامه أنظمه الحوکمه المعاصره. ففاعلیّه عملیات اتّخاذ القرار فی المستویات السیاسیّه العلیا، والاستقرار الاجتماعی، والأمن الوطنی ترتبط ارتباطًا وثیقًا بمنهجیّه تدفّق المعلومات وحُسن إدارتها. وفی إطار خطاب الحوکمه الحدیثه الذی یُؤکّد على التفاعلات المعقّده بین الدوله والمجتمع المدنی والقطاع الخاص فی إداره الشؤون العامّه، تتجاوز وظیفه إداره المعلومات حدود الآلیّات البیروقراطیّه البحته لتغدو عنصرًا حیویًّا فی تعزیز الشفافیّه والمساءله والمشارکه. ویُقدّم النظام القانونی والقیمی للإسلام مقاربه متمیّزه ومتعدّده الأبعاد لهذه القضیّه؛ بحیث إنّ إداره المعلومات لا تُعَدّ مجرّد أداه لزیاده کفاءه النظام، بل هی جزء لا یتجزّأ من فلسفه وأصول الحوکمه الإسلامیّه، وترتبط ارتباطًا عمیقًا بالأسس العقدیّه والأخلاقیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه. وتُشکّل الآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء نصًّا محوریًّا فی الأدبیّات القرآنیّه، إذ تتناول بصوره مباشره المتطلّبات الأساسیّه فی التعامل مع المعلومات الحسّاسه فی المجتمع الإسلامی، وتقدّم تعالیم قیّمه للتنظیر وتطبیق إداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. الهدف الرئیس من هذا البحث هو استکشاف وبیان تحلیلی- تفسیری لمبادئ ومتطلّبات إداره المعلومات فی نظام الحوکمه الإسلامی، مع الترکیز على تحلیل الآیه المبارکه ۸۳ من سوره النساء. ویسعى هذا البحث، من خلال التعمّق فی الطبقات الدلالیّه للآیه وآراء المفسّرین، إلى استنباط إطارٍ مفهومی لإداره المعلومات من منظور القرآن فی سیاق الحوکمه، وإبراز دلالاته العملیّه فی مواجهه التحدّیات المعلوماتیّه المعاصره. وبناءً على ذلک، صیغ السؤال الرئیس للبحث على النحو الآتی: ما هی المبادئ والأسس التی تقدّمها الآیه ۸۳ من سوره النساء لإداره المعلومات فی منظومه الحوکمه الإسلامیه؟ وکیف تتوافق هذه المبادئ مع الأبعاد العقدیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه للحوکمه، وتملک فی الوقت ذاته قابلیّه التکیّف مع ظروف وتحدّیات العصر الراهن؟ أُنجز هذا البحث باعتماد منهج نوعی وبطبیعه وصفیّه - تحلیلیّه. وقد ارتکزت منهجیّه الدراسه على تحلیل المحتوى التفسیری (Content Analysis) للآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء. تکشف النتائج الرئیسه للبحث عن إطار متعدّد الأبعاد ومنهجی قدّمته الآیه ۸۳ لإداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. ویُظهر البحث بوضوح أنّ هذه الآیه لم تقتصر على معالجه إداره المعلومات فی ظروف خاصّه بعصر صدر الإسلام، بل إنّها ترسم إطارًا شاملاً ودینامیکیًّا لإداره المعلومات فی مختلف أبعاد نظام الحوکمه الإسلامی عبر العصور. هذا الإطار الذی یقوم على مبادئ المرجعیّه الصالحه (عقدیّه وسیاسیّه)، والتحلیل التخصّصی (إداری)، والمسؤولیّه الجماعیّه (اجتماعیّه- تربویّه)، یوفّر نموذجًا نظریًّا وعملیًّا للحوکمه الرشیده. وتُبرز النتائج الطاقه الفریده للتعالیم القرآنیّه فی تقدیم حلول جذریّه لإشکالیّات إداره المعلومات والحوکمه فی المجتمعات الحدیثه، مؤکّدهً الحاجه إلى إعاده النظر فی المقاربات السائده، بالاستناد إلى الأسس الدینیّه ودمجها بالمعرفه المعاصره.
نظریه معنا در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
114 - 93
حوزههای تخصصی:
در نیمه نخست قرن بیستم، رویکرد غالب در فلسفه غرب، از موضع هستی شناختی به تدریج به موضعی معرفت شناختی، و سپس به موضعی زبان شناختی تغییر یافت. فیلسوفان تحلیلی ازجمله فرگه، راسل، و کارنپ معتقد بودند که بسیاری از مسائل فلسفی سنتی ناشی از سوء فهم های زبانی هستند. بنابراین، به جای پرداختن به هستی، به بررسی زبان بیان کننده آن پرداختند. نظریه های معنا، به ویژه نظریه های ارجاعی، کاربردی و تصویری معنا، در تلاش بودند تا نشان دهند که گزاره ها چگونه می توانند دارای معنا و در نتیجه صادق یا کاذب باشند. این دگرگونی منجربه آن شد که بحث های سنتی درباره وجود و احکام آن جای خود را به بحث درباره معنا بدهد. امّا در سنت فلسفه اسلامی، به ویژه در حکمت متعالیه ملاصدرا، رویکرد متفاوتی مشاهده می شود. ملاصدرا با ارائه نظریه اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، اساساً وجود را اصل و ماهیت را اعتباری (بالعرض و المجاز) می داند. بر این مبنا، تحقق هر معنایی اعم از معنای لفظی و غیرلفظی در خارج، نه تنها غیرممکن، بلکه نادرست است. وی معتقد است که معنا صرفاً صورت ذهنی بوده و جایگاه آن نه در اشیای خارجی، بلکه در ذهن فاعل شناسا است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است پس از تعریف نظریه معنا و طرح اجمالی نظریات معنا در غرب، به این پرسش پاسخ دهد که نظریه معنای حکمت متعالیه چیست؟ آیا این نظریه توان پاسخ به اشکالات نظریه معنا را دارد یا خیر؟ ملاصدرا در عین رد واقع نمایی مستقیم معانی، دست به تبیین دقیق تری از نحوه ادراک و تفهیم معانی می زند. او با تکیه بر اصولی مانند کاشفیت ذاتی علم، برگشت علم حصولی به علم حضوری و نیز رابطه اتحاد نفس و بدن، تصویری جامع و سازگار از فرایند معناافزایی ذهنی ارائه می دهد. به این ترتیب، نظریه او به نظریه «تصوری معنا» نزدیک می شود، با این تفاوت که اشکالات وارده به نظریه های تجربی و تحلیلی غربی، مانند جدایی ذهن و زبان، یا انتزاعی بودن معنا را ندارد. از این منظر، نظریه ملاصدرا نه تنها ریشه در یک هستی شناسی قوی دارد، بلکه توان تبیین معنای لفظی و معرفت بشری از طریق آن را نیز دارد. در واقع، رویکرد صدرایی با تکیه بر وحدت وجود، علم حضوری و ذهن مداری معنا، راهی متفاوت، اما عمیق برای فهم معنا پیش روی ما می گذارد که می تواند به عنوان مکمّل یا حتی نقدی بر نظریه های معنا در فلسفه تحلیلی مدرن تلقی شود.
بررسی فقرات تصدیق شدۀ کامل از عهد عتیق توسط قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
آیات قرآن در بیش از ده آیه با تعابیر «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ»، «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ» و «مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ»، تورات را تصدیق کرده است. امروزه بیشتر دانشمندان قرآنی، نظیر علامه بلاغی، علامه طباطبائی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی می پذیرند که قرآن عهد عتیق یعنی تورات موجود نزد یهودیان را فی الجمله تصدیق می کند. تصدیق فی الجمله به این معناست که قرآن برخی از مطالب تورات موجود را تصدیق و تأیید و برخی را تکذیب و رد می کند. از میان مطالب تصدیق شده، بر اساس بررسی انجام شده توسط نگارنده، برخی فقرات کتاب مقدس کاملاً تصدیق شده اند و برخی با توجیه و تأویل قابل تصدیق اند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با بررسی کل عهد عتیق و عرضه آن به آیات قرآن، فقراتی را که توسط آیات قرآن کاملاً قابلیت تصدیق دارند، با ذکر آیات تصدیق کننده بیان کرده و به این نتیجه رسیده است که حدود هشتاد فقره از آیات عهد عتیق توسط قرآن کاملاً تصدیق شده است.
پاسداشت اجتماعی واجرای سنن الهی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
درطول تاریخ بشری، همواره سنتهای ثابت وهمیشگی یا قوانین دائمی وبدون تغییری وجود داشته ودارند که هریک به گونه ای همسو با حکمت خداوندی تحقق می یابند. در قرآن کریم به شماری چند از این سنت ها اشاره شده که از آن جمله می توان به: یاری مومنان از سوی حق تعالی، پاداش به نیکوکاران، آزمایش انسان ها وعذاب تبهکاران اشاره کرد. بدیهی است، شناخت وتوجه به این سنتها، نقش به سزایی در رشد وشکوفایی فرد وجامعه ایفا کرده،زمینه دستیابی به کمالات انسانی را فراهم می سازند. لذا مهمترین پرسش عبارت است از اینکه: اجرایی کردن سنت های الهی در نهادهای اجرایی نظام چگونه زمینه های لازم را برای گام دوم انقلاب اسلامی را فراهم می سازد؟ فرضیه اصلی نشان می دهد: تحقق سنت های الهی در نهاد های اجرایی نظام جمهوری اسلامی ایران موجب استحکام پایه های حاکمیت، رضایتمندی عمومی و افزایش اعتماد و مشارکت گردیده و به تحقق گام دوم انقلاب اسلامی کمک می کند. از روش توصیفی تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مطالب در نگارش مقاله استفاده شده است.
شادکامی در غزلیّات سعدی از منظر روان شناسی مثبت نگر مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
423 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تطبیقی شادکامی در روان شناسی مثبت نگر با تأکید بر غزلیّات سعدی است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه: «آیا شادکامی به مفهومی که امروزه در روان شناسی مثبت نگر ارائه شده، در غزلیّات سعدی نیز جاری است یا خیر؟ و آیا مفهوم شادکامی در غزلیّات سعدی، با شادکامی در نظریه مثبت نگر قابل ارزیابی است؟» به منظور نیل به این هدف، بررسی غزلیّات سعدی از تصحیح محمدعلی فروغی (۱۳۷۱) صورت گرفته است. در این رابطه، نویسندگان در گام نخست و جهت بررسی مفهومی شادکامی به ابیاتی تمرکز نمودند که به صورت مشخص به مفاهیم شادکامی، خشنودی و شادی پرداخته و در گام دوم ابیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند که به نحوی در ارتباط با شادی و خشنودی و رضایت قرار دارند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات تطبیقی از منابع کتابخانه ای و مقالات منتشرشده، به تبیین مفهوم شادکامی و تشابهات و تفاوت ها از منظر روان شناسی مثبت نگر در غزلیّات سعدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد که شادکامی در غزلیّات سعدی با شادکامی در روان شناسی مثبت نگر ارتباط نزدیکی دارد و می توان مولفه هایی که در روان شناسی مثبت به عنوان عوامل مؤثر در شکل گیری شادکامی و خوشنودی معرفی شده اند، به وضوح در آثار سعدی مشاهده کرد. بر این اساس، مفاهیم امید، رضایت مندی، دوراندیشی وخرد، عشق و دوستی، مغتنم شمردن حال وطبیعت گرایی مهمترین مفاهیمی اند که در غزلیات سعدی تداعی گر شادکامی در روان شناسی مثبت نگر می باشند.
مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.
بررسی چالش ها و ارائه راهکارهای آموزش کاربردیِ زبان عربی (با تکیه بر نمونه های آموزشیِ مدارس کشورهای خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان انسان، مهم ترین وسیله ی ارتباطی و انتقال معنا است. در دنیای امروز که ارتباطات به سرعت در حال تغییر و توسعه است، اهمیت یادگیری زبان های مختلف به ویژه زبان های غنی ای مانند زبان عربی، محسوس است. زبان عربی امروزه نه تنها به عنوان یک زبان ارتباطی، بلکه به عنوان یک پل فرهنگی و معرفتی میان ملت ها و فرهنگ ها مطرح است. یادگیری زبان عربی پیوندی عمیق با فهم تاریخ و تمدن غنی جهان عرب دارد و در این عصر جهانی سازی، مسلماً تسلط به این زبان می تواند دریچه ای به فرصت های جدید ایجاد کند. از این رو، پژوهش در زمینه کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان نه تنها ضرورتی آموزشی، بلکه یک نیاز فرهنگی و اجتماعی است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی راه کارهای آموزش کاربردی زبان عربی نسبت به زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل روش های نوین تدریس براساس نمونه های آموزشی مدارس کشورهای خارجی، کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان و فعالیت هایی است که می توانند به بهبود یادگیری زبان عربی کمک کنند. این روش ها شامل استفاده از فناوری های نوین، ایجاد فعالیت های کلاسیِ متنوع و فراهم سازی محیط های یادگیری انگیزشی و تعاملی است. یادگیری زبان عربی تأثیرات گسترده ای بر دانش آموزان ایرانی دارد که می تواند در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی، روان شناختی و اقتصادی ظهور پیدا کند. این تأثیرات نه تنها به توانمندی های زبانی و ارتباطی آن ها کمک می کند، بلکه می تواند به ارتقای هویت فرهنگی و معنوی، توسعه فردی و اجتماعی، منجر شود چراکه انگاشت های ما از یک بافت ارتباطی، حاصل رابطه تعاملی بین زبان و فرهنگ است.
سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
تحليل الأفعال الكلامية في سورة النور علی ضوء نظرية جان سيرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعد نظریه الفعل الکلامی من الاتجاهات التداولیه التی تضع السیاق الخارجی للنص فی خانه اهتماهها فی تحلیل الخطاب الذی یولّده المؤلف؛ وذلک للکشف عن مقصدیته التی أراد إیصالها إلی المتلقّی. وعلی المتلقی أنْ یأخذ هذا الأمر (السیاق الخارجی) بعین الاعتبار، لإدراک أحسن للنصّ. وهذا من إنجازات هذه النظریه التی قد أسّسها أوستین، وقد وسّعها ونظّهما جان سیرل؛ وذلک بتتبع دراسات أستاذه أوستین. المقال یعالج آیات سوره النور المبارکه التی تتناول عده موضوعات، أهمّها قضیه (الإفک) التی تحذّر منها؛ وذلک بسبب العقوبات التی تعقب الکاذبین فی هذا الأمر. هذا المقال منهجه الوصفی – التحلیلی، بحیث قد اتخذ نظریه الفعل الکلامی أسلوباً لتحلیل آیات سوره النور المبارکه. یهدف المقال إلی دراسه آیات سوره النور المبارکه، وفق النظریه المذکوره، للکشف عن المعانی الضمنیه للمتکّلم فی کلامه، ویییّن أن السیاق الخارجی للنصّ له تأثیر ملحوظ فی فهم المتلقی. من النتائج التی توصّل إلیها المقال، وذلک وفق تطبیقه نظریه الأفعال الکلامیه علی آیات السوره المذکوره، علی ضوء تقسیم سیرل للأفعال الکلامیه، أنّ المتکلّم وظّف فعلی الکلامی الإخباری والتوجیهی، حیث بیّن مکانه المفترین فی الآخره، والنظام الطبیعی للعالم، وخلق اللیل والنهار، وحاله الأشخاص المتظاهرین بالإیمان، وخصائص المؤمنین وإبلاغ الخبر للانسان من حیث علمه بأعمالهم، وذلک من خلال الفعل الکلامی الإخباری، والأمر بإقامه الصلاه، وأداء الزکاه، وإطاعه نبیّه (|)، ونهی المؤمنین عن الأفکار التی تسبّب الشک فی قدره اللّٰه تعالى. وأما وفقاً للموقف الخارجی، فالأهداف الکلامیه الضمنیه للمتکلّم تختزل فی الأفعال الکلامیه الالتزامیه والتوجیهیه والتعبیریه والإعلانیه، وهذا تمّ کشفه عن طریق مقام النصّ؛ فإنّ الآلیات اللغویه المستخدمه من جانب المتکلّم تتناسب تماماً مع أهدافه، وهذا مؤشّر على معرفته بالموقف الکلامی والبلاغه بأکمله. وفقاً لتحلیل الآیات، أنّ نسبه استخدام الفعل الکلامی التوجیهی هی الأکثر بالنسبه للأفعال الکلامیه الأخرى، کما أنَّ الموقف الکلامی للآیات المنوره قد ساعد بشکل ملحوظ فی الوصول إلى ما قاله المتکلّم ضمنیّاً، وهو الأمر الذی یُعدّ الأساس فی نظریه الفعل الکلامی.
مؤلفه های بینشی و عناصر ساختاری موثر در زایش تمدن اسلامی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
جامعیت و ژرف نگری قرآن کریم به جهت ارائه راهبردهای مؤثر و با هدف معرفی و تقویت عناصر تمدن ساز، امری روشن و قابل تأمل می باشد. بطوریکه امروزه پس از گذشت قرن ها، تمدن پژوهان می بایست پایدارترین الزامات زایش در ساحت مطالعات تمدن اسلامی را در میان آیات الهی بررسی و جستجو نمایند. چنانچه لازم است بدین نکته تصریح نمود که به واسطه بازبینی آموزه های ناب وحیانی، ضمن شناسایی عناصر بینشی و نظامند قرآنی، معیارهای استوار جامعه مطلوب در دسترس متفکران و مصلحان جوامع اسلامی قرار خواهد گرفت. الگو هایی متعالی و ملاک هایی ارزشمند که می توانند جهت گیری جامعه اسلامی را به سمت نیل به اهداف تمدن اسلامی ترسیم نمایند. لذا این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ بدین سوأل اصلی است که از منظر قرآن کریم کدامیک از مولفه های بینشی و عناصر ساختاری، جزء عوامل مؤثر در زایش تمدن اسلامی به شمار می آیند؟ به استناد آیات الهی و مراجعه به منابع کتابخانه ای نتایج نشان می دهد؛ عواملی همچون ارتقاء فرهنگ خدامحوری، حصول امیدآفرینی به واسطه اتکاء امت اسلامی به شعائر قرآنی و نیز جهت گیری بر مدار انسجام آفرینی، به مثابه الزامات بینشی در تحقق تمدن اسلامی محسوب می گردند. ضمنا مؤلفه هایی نظیر تامین عزت ملی در ابعاد حکمرانی، تدوین قوانین در جهت تحقق عدالت محوری، ارتقاء سطح توانمندی در عرصه علم مدارانه، تلاش در جهت تأمین امنیت نظامی و اهتمام به تقویت بن مایه های سرمایه ای به منزله عوامل ساختاری به زایش تمدن اسلامی کمک خواهند نمود.
تحلیل گفتمان عبارت توحیدی خطبه فدکیه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با روش تحلیل گفتمان پدام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که توحید، بنیادی ترین اصل دین اسلام و پایه و مبنای شناخت آن است و با شناخت صحیح از توحید به یک جهان شناسی دقیق نائل می گردیم و شناخت خدا از زبان اولیای خاصش، ما را به شناخت هرچه بیش تر او مدد می رساند، لذا بررسی و فهم فراز توحیدی خطبه فدکیه که در برهه حساس تاریخی ایراد شده، حائز اهمیت است. در این پژوهش، روشِ تحلیل گفتمان به روش عملیاتی پدام که بر مبنای بینش اسلامی طراحی شده است به عنوان روش تحلیل انتخاب شده و هدف از به کارگیری این روش دستیابی به معناهای آشکار و معناهای ضمنی و پنهانی متن و همچنین ناگفته های فراتر از متن است. در تحلیل گفتمان فرازِ توحیدی ِخطبه به روش عملیاتی پدام، فرازِ توحیدی در پنج فضای ساختاری، معنایی، ارتباطی، گفتمانی و فراگفتمانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است که در این پنج فضا، اکثر مؤلفه ها و جوانب مؤثر در یک تحلیل، در نظر گرفته شده است و در تحلیل نهایی، این نتیجه حاصل گردید که شخصیت حضرت زهرا(س) شخصیتی دارای عصمت و فراتاریخی است و فراز توحیدی خطبه، جزئی از تحلیل حضرت از واقعه در خطبه فدکیه است؛ لذا حضرت در این فراز، علاوه بر معارف عمیق توحیدی، موضوعات دیگری مانند: فضای گفتمان رقیب، موضوع درگیری دو جریان و وسعت گفتمان را تبیین می کند و تحقق توحید را در تحقق جریان امامت ترسیم می نماید.