فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری قلبی عروقی وضعیتی جسمانی وخیمی است که با تبعات متعدد همراه است. از طرفی وضعیت های ذهنی و روانشناختی تاثیر قابل توجهی بر روند بیماری آنها، بهبودی نسبی و میزان مرگ و میرشان دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری با بیماری بر اساس اجتناب تجربی با نقش میانجی باورهای بیماری در بیماران قلبی عروقی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به بیماری های قلبی-عروقی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر بوکان در سال 1397 بود که 300 نفر به روش نمونه گیری هدفمند برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه پذیرش و عمل، مقیاس سازگاری روانی با بیماری و پرسشنامه باورهای سلامتی استفاد شد. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. یافته ها: طبق نتایج اجتناب تجربی و باورهای بیماری به ترتیب دارای رابطه معنادار منفی و مثبت با سازگاری با بیماری بودند (01/0>P). نتایج معادلات ساختاری نشان داد که مدل نقش میانجی باورهای بیماری در رابطه بین اجتناب تجربی و سازگاری با بیماری در بیماران قلبی عروقی از برازش مناسبی برخوردار بود و اثر غیر مستقیم اجتناب تجربی بر سازگاری با بیماری به لحاظ آماری در سطح 01/0 معنی دار بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت اجتناب تجربی از طریق باورهای بیماری می تواند سازگاری با بیماری در بیماران قلبی عروقی را بهبود بخشد. بنابراین توجه به اجتناب تجربی به همراه باورهای بیماری می تواند سطح سازگاری با بیماری را در بیماران قلبی عروقی متاثر سازد.
اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر اضطراب و تحمل ابهام در زنان مبتلا به وسواس فکری–عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش اضطراب و افزایش توانایی تحمل ابهام در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) بود. این مطالعه با طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به OCD مراجعه کننده به مرکز مشاوره سروهانا در تهران در سال 1404 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش در ده جلسه درمان روان پویشی کوتاه مدت شرکت کرد؛ در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیل برگر، پرسشنامه وسواس فکری–عملی مادزلی و مقیاس تحمل ابهام فریستون بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان روان پویشی کوتاه مدت موجب کاهش معنادار اضطراب آشکار و پنهان و افزایش توانایی تحمل ابهام در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p < 0.01). این یافته ها از اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت در بهبود مؤلفه های هیجانی و شناختی مرتبط با OCD در زنان حمایت می کند و بر کاربرد بالینی این رویکرد در تنظیم هیجانی، پذیرش ابهام و کاهش نشخوار فکری در این گروه تأکید دارد.
ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه تقویت مهارت های ارتباطی و ارتقای رضایت مندی زوجین بر دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در زوج های متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: افزایش دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در میان زوج های متقاضی طلاق به یکی از مشکلات اصلی در روابط زناشویی تبدیل شده است. پژوهش ها نشان می دهند که ضعف در مهارت های ارتباطی و کاهش رضایت مندی زناشویی از عوامل مهمی هستند که این دافعه ها را تشدید می کنند. پژوهشگران برنامه ای از مداخلات روانشناختی خانواده محور را طراحی کرده اند که با هدف تقویت مهارت های ارتباطی و ارتقای رضایت مندی زوجین به اجرا در می آید. با این وجود، خلا پژوهشی در مورد اثربخشی این نوع مداخلات بر کاهش دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در زوج های متقاضی طلاق وجود دارد و نیاز به ارزیابی علمی بیشتری در این زمینه وجود دارد. هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه تقویت مهارت های ارتباطی و ارتقای رضایت مندی زوجین بر دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در زوج های متقاضی طلاق بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زوجین متقاضی طلاق شهرستان شیراز در سال 1403 بود که از این میان 30 خانواده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها به مقیاس دافعه های روانی، رفتاری و جنسی محقق ساخته پاسخ دادند. شرکت کنندگان گروه آزمایش 10 جلسه 90-110 دقیقه ای بسته درمانی محق ساخته را دریافت کردند درحالی که گروه گواه تا پایان دوره پیگیری هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار 27-SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور تأثیر معناداری بر کاهش دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در میان زوجین متقاضی طلاق دارد (05/0 >P). نتایج پس از مراجعه دو ماهه همچنان پابرجا و معنادار گزارش شد (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مثبت مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه تقویت مهارت های ارتباطی و ارتقای رضایتمندی زوجین بر دافعه های روانی، رفتاری و جنسی در زوج های متقاضی طلاق، توصیه می شود که سازمان ها و نهادهای مشاوره ای و خانواده محور، برنامه های آموزشی مشابه را برای زوج های درگیر در تعارضات زناشویی اجرا کنند.
تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن انجام شد. پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی را هوشیاری (1399) با 66 گویه طراحی کرده که این مطالعه به دنبال ارائه نسخه کوتاه تر با حفظ روایی و پایایی بوده است. جامعه آماری شامل 542 نفر از مردان و زنان متأهل شهر قم بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ملاک های ورود به مطالعه شامل رضایت آگاهانه، عدم استفاده از خدمات روان شناختی در دو ماه گذشته و زندگی مشترک دست کم دو ساله بود. مرزهای زوجینی، آموزه های اسلامی الزامی و غیرالزامی ناظر به روابط زوجین است که حدود تعاملات آنان با یکدیگر را مشخص می سازد. روش پژوهش: این تحقیق از نوع غیرآزمایشی مقطعی با رویکرد روان سنجی بود. برای کاهش گویه ها از تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی بین گویه ها استفاده شد. گویه هایی با بار عاملی کمتر از 3/0 و همبستگی بالا با گویه های دیگر با در نظر گرفتن ملاحظات نظری و روایی محتوایی حذف شدند. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن از راه همبستگی با فرم اصلی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد؛ همچنین همسانی طبقه بندی پاسخ دهندگان در دو فرم با استفاده از ضریب کاپا ارزیابی گردید. جامعه هدف این تحقیق را همه زنان و مردان متأهل شهر قم تشکیل داده اند. با توجه به آنکه تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نیازمند استفاده از تحلیل عاملی بوده و انتخاب نمونه به بزرگی 500 نفر برای انجام تحلیل عاملی «خیلی خوب» بوده است (هومن، 1391)، از جامعه یادشده 542 نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق نسخه اصلی پرسشنامه مرزهای زوجینی بود. پرسشنامه 66 سؤالی مرزهای زوجینی خانواده در سال 1399 به وسیله هوشیاری براساس آموزه های اسلامی ساخته و ویژگی های روان سنجی آن بررسی شده است و شش زیرمؤلفه را اندازه گیری می کند: تعهد خاص زناشویی، مرزهای تعاملات جنسی زوجین، مرزهای تعاملات غیرجنسی زوجین، فضای روانی فیزیکی اختصاصی، رازداری خانوادگی زناشویی و حدود انتظارات دوسویه. روش تحلیل داده ها در پژوهش حاضر متناسب با هدف پژوهش و ارائه نسخه کوتاه پرسشنامه 66 گویه ای مرزهای زوجینی بود که کاهش تعداد سؤال های پرسشنامه در دو مرحله انجام شد؛ در مرحله اول همبستگی بین سؤال های مؤلفه های پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. سؤالاتی که دارای ویژگی های روان سنجی مطلوب بود باقی ماند و بقیه سؤالات حذف شد. در مرحله دوم پس از حذف سؤال هایی که در مرحله اول مشخص شده بودند، به منظور انتخاب سؤال هایی که بالاترین بار عاملی را روی هر یک از مؤلفه ها داشتند از مقدار برش 3/0 استفاده شد. در این مرحله سؤال هایی که دارای بار عاملی کمتر از 3/0 بودند برای حذف مشخص شدند. به منظور بررسی پایایی فرم کوتاه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. برای تعیین میزان همسانی دو فرم در طبقه بندی پاسخگویان از میان ه اس تفاده ش د. به ازای نمره کل و هر یک از مؤلفه ها نمونه پاسخگویان به دو دسته افراد با نمره زیر میانه و بیشتر از میانه تقسیم شدند. یافته ها: فرم کوتاه نهایی شامل 35 گویه و پنج مؤلفه اصلی شد: تعهد خاص زناشویی (4 گویه)؛ حدود تعاملات جنسی زوجین (5 گویه)؛ حدود تعاملات غیرجنسی زوجین (14 گویه)؛ رازداری خانوادگی (6 گویه)؛ فضای روانی -فیزیکی اختصاصی (6 گویه). پایایی: آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 89/0 و برای مؤلفه ها بین 72/0 تا 83/0 بود و پایایی فرم کوتاه نزدیک به فرم اصلی و در حد مطلوب گزارش شد. روایی: همبستگی بین نمرات دو فرم 96/0 برای کل پرسشنامه و بین 90/0 تا 95/0 برای مؤلفه ها بود. ضریب توافق کاپا برای طبقه بندی پاسخ دهندگان 79/0 و برای مؤلفه ها بین 75/0 تا 83/0 بود که نشان دهنده همسانی بالا بین دو فرم است. بحث و نتیجه گیری: فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی با 35 گویه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در پژوهش های مرتبط با خانواده در جوامع اسلامی به کار رود. کاهش گویه ها بدون آسیب به روایی محتوایی و سازه ای، امکان اجرای سریع تر و گسترده تر را فراهم می کند؛ همچنین ادغام مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» با «حدود تعاملات غیرجنسی» به دلیل قرابت مفهومی از یافته های کلیدی این پژوهش بود. حاصل تجزیه وتحلیل آماری داده های پژوهش جدید و ترکیب آن با ملاحظات نظری، پرسشنامه ای با 35 گویه بوده که چهار مؤلفه «تعهد خاص زناشویی»، «حدود تعاملات جنسی زوجین»، «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین»، «رازداری خانوادگی» و «فضای روانی - فیزیکی اختصاصی زوجین» را می سنجد. همبستگی نتایج حاصل از فرم کوتاه و فرم اصلی 96/0 است که نشان می دهد این فرم کوتاه می تواند 92/0 واریانس پاسخ ها به فرم اصلی را تبیین کند. مهم ترین دلیل حذف گویه ها، وجود چند گویه با محتوای همسان بود؛ ازآنجاکه در زمان تدوین نسخه اصلی پرسشنامه، محقق تلاش کرده بود تعداد گویه های بیشتری طراحی کند و برای هر نشانگر چندین گویه با عبارت پردازی های مختلف قرار دهد تا چنانچه به هر دلیل برخی از گویه ها در روند بررسی روایی و پایایی و هنجاریابی حذف شدند، روایی محتوایی پرسشنامه دچار آسیب جدی نشود؛ در فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه از بین گویه های یادشده بهترین گویه ها انتخاب شدند که بیشترین بار عاملی را به همراه داشتند. فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نشان دادن گویه های مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» از نظر محتوایی قرابت زیادی به گویه های مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» دارد. تحلیل های آماری نیز این قرابت محتوایی را تأیید کرد؛ بنابراین گویه های این دو مؤلفه در هم ترکیب شد و با عنوان مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» قرار گرفت. در پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی، حدود انتظارات دوسویه شامل تعاملات همسران و محدوده انتظارات آنان از یکدیگر در رابطه با حقوق و تکالیف طرفینی است. اعمال مدیریت و سرپرستی از سوی مرد، پذیرش اقتدار و مدیریت مرد از سوی زن، پایبندی مرد به حدود کیفی مدیریت خانواده، پایبندی زوجین به حدود اقتصادی طرفینی، حریم مشترک معنویت و دینداری و محافظت از آبرو و اموال همدیگر است. هرچند توجه به حدود انتظارات دوسویه به صورت مستقل در تعاملات اعضای خانواده آثار زیادی دارد، اما با توجه به ماهیت این نوع تعاملات، می توان آن را نوع خاصی از تعاملات غیرجنسی نیز تعبیر کرد. در پرسشنامه اصلی حدود تعاملات غیرجنسی عبارت است از تمامی قوانین و آداب اخلاقی غیرالزامی تعاملات همسران که در قرآن کریم با اصطلاح «معاشرت معروف» در زمان تفاهم و «امساک به معروف» یا «جدایی به معروف و احسان» در صورت تعارضات زناشویی یک و دوطرفه تعبیر شده است. نفوذناپذیری در مقابل خانواده اصلی و نفوذپذیری در برابر همسر ارضای نیازهای عاطفی طرفینی و ابراز محبت زبانی، بدرقه و استقبال زوجین نسبت به یکدیگر، خوش زبانی و نادیده گرفتن برخی لغزش ها، خرید هدیه و سوغات و تعاون و همکاری در امور دینی و دنیوی از مصادیق معاشرت معروف و مرزهای اخلاقی زوجینی است. فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی افزون بر اینکه واجد همه ویژگی های پرسشنامه اصلی شامل مبنای نظری دقیق و مبتنی بر معارف اسلامی و روایی و پایایی مناسب است، به دلیل تعداد گویه های کمتر و پرداختن به گویه هایی که با بیشترین بار عاملی، نشانگرها را می سنجد، می تواند در پژوهش ها کارایی بهتر و بیشتری داشته باشد. محدودیت ها و پیشنهادها: محدودیت جامعه آماری به شهر قم ممکن است تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر این اساس پیشنهاد می شود این پرسشنامه در سایر جوامع اسلامی نیز هنجاریابی شود.
ارزشیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی: یک طرح روش های پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
31 - 62
حوزههای تخصصی:
با گسترش آموزش برخط، ایجاد نظام ارزیابی عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی یک ضرورت انکارناپذیر است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی در آکادمی برنامه نویسی یاسان انجام شد. برای این منظور از رویکرد آمیخته و روش تحقیق آمیخته تکراری در سه بخش کیفی، کمّی و کمّی استفاده شد. در بخش اول برای تدوین نظام نشانگرهای ارزشیابی عملکرد معلمان، از نظرات 11 کارشناسان و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شد. یافته ها در این بخش به شناسایی 116 نشانگر و طبقه بندی آن در قالب 19 ملاک و 5 عامل (ارتباطی، آموزشی، فردی، آموزشی و سازمانی) منجر شد. در بخش دوم، ابزارهای مورد نیاز در سه نسخه والد، مشاور و جامع، تدوین شد. در بخش سوم، کیفیت عملکرد تمامی 151 معلم موسسه، مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های برآمده از دیدگاه والدین، مشاوران و فراگیران نشان می دهد که به ترتیب کیفیت عملکرد معلمان در سطوح مطلوب، نسبتا مطلوب و مطلوب قرار دارد. همچنین تفاوت معناداری بین عملکرد دبیران دوره عمومی و دوره کاربردی مشاهده نگردید. در انتها، پیشنهادهایی برای بهبود ارائه گردید.
بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس آگاهی چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
استفاده مناسب از لحظه حال و آگاهی از افکار و احساسات نقش بسیار مهمی در سلامت روان دارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس آگاهی چندبعدی (MAS) در جامعه ایرانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان شهر تهران بود که تعداد 200 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها نسخه فارسی مقیاس آگاهی چندبعدی، پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه به همراه پرسشنامه تجربه ها (EQ) به صورت مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تائیدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی با توجه به شاخص های استاندارد، نشان داد مقیاس سه عاملی آگاهی چندبعدی از برازش مطلوبی برخوردار است. روایی همگرا مقیاس آگاهی چندبعدی با پرسشنامه تجربه ها معنادار بود (43/0r=). همچنین شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای هر عامل فراآگاهی، آگاهی غیرمتمرکز و آگاهی محیطی به ترتیب 50/0، 54/0 و 51/0 بود. پایایی کل مقیاس با استناد به ضریب آلفای کرونباخ نیز 71/0 به دست آمد. بنابراین میتوان گفت که این مقیاس در جامعه ایرانی برازش، اعتبار و روایی نسبتاً مطلوبی دارد و می تواند برای سنجش میزان آگاهی افراد با توجه به تفاوت های فردی آن ها در زمینه های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.
بررسی مدل علی سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
133 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علی رابطه سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان منطقه 7 شهر تهران بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع مطالعات پیش بین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران نوجوان 15 تا 18 سال منطقه 7 شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه 306 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی خواجه احمدی و همکاران (1395)، سبک های دلبستگی سیمپسون (1990)، مدیریت اوقات فراغت وانگ (2019) و مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1985) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان داد بین ابعاد سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان رابطه معنی دار وجود دارد (05/0>P). همچنین بر اساس یافته های به دست آمده، متغیرهای سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت در میزان اعتیاد به شبکه های اجتماعی تاثیر معنادار دارند و تاثیر متغیر مدیریت اوقات فراغت بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی بیشتر است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در طراحی برنامه های درمانی آموزشی اعتیاد به اینترنت نوجوانان استفاده گردد و با افزایش آگاهی در زمینه تاثیرات سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مهارت مدیریت اوقات فراغت در جهت کاهش اثرات نامطلوب آن ها و کاهش استفاده اعتیادگونه از شبکه های اجتماعی مجازی به نوجوانان یاری رساند.
تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانش آموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطه ای شایستگی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
165 - 189
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مطالعه حاضر تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانش آموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطه ای شایستگی هیجانی بود. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان میبد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه مورد نیاز تعداد 276 نفر برای پاسخگویی به پرسشنامه ها به روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های فرم تجدید نظرشده ارتباط معلم دانش آموز، پیوند با مدرسه، شادکامی و شایستگی هیجانی بود. برای تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و کیفیت رابطه معلم – دانش آموز و پیوند با مدرسه اثر مستقیم بر شادکامی دانش آموزان دارند. کیفیت رابطه معلم – دانش آموز و پیوند با مدرسه از طریق شایستگی هیجانی بر شادکامی دانش آموزان تأثیر معنادار دارند. بنابراین، با توجه به نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که به منظور تقویت و بهبود شادکامی دانش آموزان توجه به بهبود کیفیت رابطه معلم دانش آموز، پیوند با مدرسه و شایستگی هیجانی دانش آموزان توجه گردد.
نقش دلبستگی به والد و همسال در خوش بینی تحصیلی با واسطه گری دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، نقش دلبستگی به والد و همسال در خوش بینی تحصیلی با واسطه گری دشواری در تنظیم هیجان بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوره دوّم در سال تحصیلی 1403-1402 مدارس شهر اردکان با ۳۵۱۰ نفر بود. به روش نمونه گیری تصادفی ازنوع خوشه ای چند مرحله ای، ۳۵۱ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه دلبستگی به والد و همسال (IPPA) از ارمسدن و گرینبرگ[1] (۱۹۸۷) ، پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) از گراتز و روئمر[2] (2004) ، خوش بینی تحصیلی (SAOS) از اسچنن - موران[3] و همکاران (2013) بود. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS20 استفاده شد و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش بوت استراپ استفاده شد. نتیجه های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادند دشواری در تنظیم هیجان در رابطه با دلبستگی به والد و خوش بینی تحصیلی با مقدار (12/0 B=؛ 002/0P=) نقش واسطه ای، ایفا می کند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد مسیرهای مستقیم دلبستگی به والدین، خوشبینی تحصیلی، دشواری در تنظیم هیجان و نیز مسیرهای مستقیم دلبستگی به همسالان و خوشبینی تحصیلی معنادار شده است. نتایج پژوهش ارتباط معناداری بین دلبستگی به همسالان و دشواری در تنظیم هیجان نشان نداد. براین اساس کسانی که دارای دلبستگی ایمن به والدین هستند، توانایی بیشتری در کنترل هیجان خود دارند و در پی آن نسبت به مسائل تحصیلی خوشبین تر هستند و امکان موفقیت تحصیلی در آنان بالاتر است.
طرح زوج درمانی مبتنی بر الگوی خودنظم دهی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
55 - 75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خودنظم دهی به نحوه اِعمال کنترل بر پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها اشاره دارد. در نظریه شناختی اجتماعی بندورا (1991)، خودنظم دهی از طریق سه خرده کنش اصلی عمل می کند؛ این کنش ها عبارت اند از: خودنظارت گری بر رفتار فرد، عوامل مؤثر و نتایج آن؛ خودقضاوتی در مورد نسبت رفتارهای خود با معیارهای شخصی و شرایط محیطی و خودواکنشی عاطفی. کارور و شیر (2004) فرایند خودنظم دهی را در قالب نظریه کنترل سایبرنتیک به جامعه روان شناسی ارائه کردند. در قلمرو روان شناسی دین، محققان تلاش کرده اند که خودنظم دهی دینی را با بررسی تأثیرات دین بر فرایندهای خودنظم دهی نشان دهند. بررسی منابع اسلامی در قلمرو «تنظیم رفتار» نشان می دهد که منبع محوریِ فرایند تنظیم رفتار «عقل» است. پژوهش جهانگیرزاده و همکاران (1399) نشان داد که عقل دارای بیست مؤلفه است که در چهار ساحت شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجرایی قابل سازمان دهی است. تبیین آسیب های روانی براساس مشکلات خودنظم دهی و تنظیم مداخلات درمانی بنابر صلاحیت های خودنظم دهی، محور پژوهش های مختلف بوده است. در همین راستا زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی نخستین بار توسط هالفورد، ساندرز و بهرنس (2004) برای کمک به بهبود رابطه زوجین مطرح شد. با توجه به اهمیت سازه خودنظم دهی در تحقیقات روان شناختی دهه های اخیر، تأثیر دینداری بر فرایند خودنظم دهی و ورود سازه خودنظم دهی در حیطه مداخلات بالینی، محقق درصدد برآمده است براساس الگوی خودنظم دهی مبتنی بر روابط میان مؤلفه های عقل در منابع اسلامی و با الهام از مدل زوج درمانی هالفورد، یک برنامه زوج درمانی را با هدف تأثیر بر شاخص های کیفیت رابطه زناشویی طراحی کند. روش: در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. تحلیل محتوا دربرگیرنده تحلیل درون مایه یک متن حاوی باورها، دیدگاه ها و احساسات گوینده آن می باشد و کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها و کلیه عناصر مطرح شده در چارچوب آن متن بررسی شود. جامعه پژوهش حاضر شامل مفاد آیات و روایات در منابع معتبر دینی براساس طبقه بندی طباطبایی (1393) می باشد. نمونه پژوهش شامل روایاتی است که درباره مفهوم «عقل» به فرایندهای خودنظم دهی اشاره دارد که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پس از غربال روایات تکراری و مشابه، روابط میان مؤلفه ها از راه فرایند کدگذاری و در قالب مدل خودنظم دهی استخراج شد. سپس در چارچوب این مدل و با الهام از ساختار زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی (هالفورد، 1994)، طرح «زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی با رویکرد اسلامی» برای ارتقای فرایندهای سازگارانه و افزایش رضایت زناشویی تدوین گردید. درنهایت روایی طرح زوج درمانی در محورهای ساختار، اهداف و تکنیک ها از سوی پنج کارشناس دارای تحصیلات عالیه در روان شناسی و علوم حوزوی ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی خودنظم دهی اسلامی دربردارنده شش روند پویای مواجهه با موقعیت، تحلیل موقعیت با تمرکز بر نقش خود بر مبنای باورها و ارزش های اسلامی، فعال سازی انگیزش های فطری متعالی، انگیختگی عاطفی، تدبیر عملی، هدایت توجه، صورت بندی عمل، و ارزیابی پسینی است. در این رویکرد، نخست، اطلاعات کافی از وضعیت خانواده جمع آوری می شود. سپس، وضعیت موجود براساس نقش خود در موقعیت مورد وارسی قرار می گیرد. این وضعیت با حقایق اساسی و معیارهای اخلاقی در اندیشه اسلامی سنجیده می شود. در ادامه، وضعیت های مطلوب خود تعریف شده و هدف گذاری معطوف به خود براساس وضعیت ایده آل در دو سطح عمل و قصد صورت می پذیرد؛ برای مثال، در سطح قصد، وضعیت ایده آل توجه به خواست الهی و رستگاری نهایی و اقتضای عملکرد اخلاقی؛ در نقطه مقابل توجه به خواسته نفس و نتایج دنیوی قرار دارد. سپس طرح های عملی خودتغییری برای تحقق وضعیت، با استفاده از سازوکارهای رایج در روندرمانی های مبتنی بر خودنظم دهی یا روش های مطرح شده در آموزه های دینی طراحی می شود. درگیرکردن هوشیاری با امور معنوی، تصویرپردازی های دینی، مطالعه متون مقدس و اخلاقی، تعدیل شناختی از راه تفسیرهای دینی، نمونه ای از روش هایی است که می تواند فرایند خودنظم دهی را براساس آموزه های دینی غنا بخشد. در آخرین مرحله، تأثیر روش های خودتغییری ارزیابی می شود. این ارزیابی می تواند به تغییراتی در نحوه فعال سازی الگوهای رفتاری، طرح های اجرایی و حتی اهداف تعیین شده بینجامد. در نهایت، روایی ساختار، اهداف و تکنیک های درمانی از سوی کارشناسان ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: شباهت های مدل فرایند سایبرنتیک خودنظم دهی (کارور و شیر، 2011) و مدل فرایندی تنظیم هیجان (گراس و تامپسون، 2007) با الگوی خودنظم دهی در منابع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تأکید بر بعد عقلانی انسان؛ تأکید بر نقش خودآگاهی و خودنظارتی؛ تأکید بر نقش اهداف و ارزش ها در فرایند تنظیم؛ تأکید بر فرایندهای پیشاعمل یا «فرایندهای تدبیری»؛ تأکید بر فرایندهای پساعمل یا «تجربه اندوزی». ویژگی های الگوی اسلامی را نیز می توان در موارد زیر خلاصه کرد: ورود باورها و انگیزش های متعالی در هدایت فرایند خودنظم دهی؛ گسترش مفهوم عقلانیت به عقلانیت دینی؛ هدایت فرایند تفکر به کاستی های انسان در مسیر سعادت؛ ورود مفاهیم دینی خاص به فرایند خودتنظیمی، همچون تسلط بر نفس، مخالفت با هواهای نفسانی و قصد قربت. هدف کلی درمان در رویکرد اسلامی، تنظیم فرایندهای روانی براساس معیارهای دینی است؛ اهداف جزئی درمان نیز گسترش تفکر منطقی، خداباورانه، معادباورانه و فضیلت اندیش؛ اعتلای انگیزش های معنوی و اخلاقی؛ تحول احساسات ابتدائی و انفعالی به احساسات متعالی و ارتقای توان خودنظم دهی و مهارت های اجرایی در روابط همسران می باشد. برنامه زوج درمانی مبتنی بر رویکرداسلامی با حفظ ساختار زوج درمانی خودنظم دهی (هالفورد، 2004)، فرایندهای شناختی اجرایی را در راستای ارزش های مبتنی بر آموزه های اسلامی هدایت می کند و در این راستا از تکنیک های برآمده از متون دینی نیز استفاده می نماید. این الگوی زوج درمانی با برجسته ساختن جایگاه خودتغییری، مسئولیت شخصی و آزادی عمل افراد در تنظیم کنش های روانی و نیز افزودن عناصر معنوی و اخلاقی در سطح ملاک های ارزیابی، هدف گذاری و تکنیک های مداخله، به درمان های وجودگرا یا معنوی از نوع دینی آن نزدیک می شود. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر فتحی آشتیانی و سرکار خانم دکتر فرشته موتابی که در تدوین مبانی نظری و تنظیم طرح مداخله، نویسنده را یاری کردند، سپاسگزارم. تعارض منافع: بدین وسیله اعلام می گردد که در رابطه با مقاله ارائه شده به طورکامل از قواعد اخلاق نشر تبعیت کرده و از هرگونه سرقت ادبی، سوءرفتار، جعل داده ها و ارسال و انتشار دوگانه پرهیز نموده ام و منافعی تجاری در این راستا وجود ندارد و در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت ننموده ام.
رابطه ترومای دوران کودکی با علائم وسواسی_جبری: نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طیف وسیعی از عوامل ژنتیکی، عصب شناختی، روان شناختی و اجتماعی در سبب شناسی اختلال وسواسی_جبری دخیل هستند و شروع آن می تواند از طریق مسیرهای مختلفی ایجاد شود. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی همجوشی فکر- عمل و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ترومای دوران کودکی و علائم وسواسی _ جبری در بزرگسالان بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناختی شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند، از این افراد 260 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه آسیب های کودکی، پرسشنامه همجوشی فکر و عمل، پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم و پرسشنامه تجدید نظر شده وسواس فکری_عملی بود. همچنین تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و در فضای نرم افزارهای SPSS-26 وAMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و اثر مستقیم ترومای کودکی (001/0>P ،64/5t= ،33/0β=) همجوشی فکر–عمل (001/0>P ،27/11t= ،82/0β=) و اجتناب تجربه ای (001/0>P ،68/10t= ،66/0β=) بر علائم وسواسی_جبری معنادار و مثبت بود. همچنین، اثر غیرمستقیم متغیر ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی همجوشی فکر-عمل معنا دار (05/0>P ،66/0=b) و اثر غیرمستقیم ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی اجتناب تجربه ای معنا دار (05/0>P ،53/0=b) بود. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای پژوهش در مجموع 68 درصد از واریانس علائم وسواسی_جبری را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای بین ترومای کودکی و علائم وسواسی_جبری بود. این یافته ها نشان می دهد که کاهش اجتناب تجربه ای و همجوشی فکر- عمل ممکن است شیوه مناسبی جهت تکمیل درمان علائم وسواسی_جبری در افراد مبتلا به ترومای کودکی باشد.
یادگیری به زبان حرکت: تأثیر بازی پانتومیم بر تثبیت مفاهیم ادبی در کلاس ششم
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
190 - 199
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر استفاده از بازی پانتومیم در آموزش ضرب المثل های فارسی به دانش آموزان پایه ششم دبستان می پردازد. با هدف ایجاد فضایی شاد و پویا، افزایش تعامل و تثبیت یادگیری، از روشی فعال و مبتنی بر حرکت استفاده شد. در این فعالیت، دانش آموزان به صورت گروهی یا فردی مفاهیم ضرب المثل ها را بدون استفاده از کلام و تنها با حرکات بدن و حالات چهره نمایش دادند. این روش نه تنها باعث تقویت درک ادبی و حفظ بهتر مفاهیم شد، بلکه مشارکت حداکثری دانش آموزان، افزایش اعتمادبه نفس و تقویت مهارت های غیرکلامی را به دنبال داشت. نتایج مشاهده ای نشان داد که این شیوه ی تدریس، علاوه بر ایجاد نشاط و انگیزه در کلاس، به یادگیری عمیق تر و ماندگارتر منجر شد. همچنین، تقویت کار گروهی، خلاقیت و توانایی حل مسئله از دیگر دستاوردهای این تجربه بود. این پژوهش نشان می دهد که به کارگیری روش های خلاقانه و مبتنی بر بازی در آموزش مفاهیم ادبی می تواند اثربخشی فرایند تدریس را افزایش دهد.
ذهنیت کودکان در دبستان؛ رشدیافتگی یا ثابت؟ تحلیل محتوای کتاب های درس فارسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ذهنیت ها، پیش فرض های هر فرد درباره انعطاف پذیری یا ثابت بودن ویژگی های آدمی هستند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های درس فارسی دوره ابتدایی بر اساس نظریه دئوک از ذهنیت بود تا تعیین شود که ذهنیت ها را تا چه اندازه و چگونه به دانش آموزان معرفی می کنند. روش: این پژوهش توصیفی با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه آماری شامل 6 جلد کتاب درس فارسی دوره ابتدایی، چاپ سال تحصیلی 1403-1402، بود. نمونه گیری به صورت تمام شمار و حجم نمونه برابر با جامعه بود. برای جمع آوری داده ها از فهرست وارسی سنجش چهار مؤلفه ذهنیت استفاده شد که روایی محتوایی آن از نظر متخصصان با روش ضریب توافق کدگذاری تأیید شد. پایایی نتایج ارزیابی با شاخص هولستی 96/0 به دست آمد. داده ها با نرم افزار SPSS27 و آزمون x 2 تحلیل شد. یافته ها: تحلیل کتاب های فارسی دوره ابتدایی براساس نظریه دئوک نشان داد که تأکید بر ذهنیت ها و مؤلفه های آن یکسان نیست و تأکید بر ذهنیت رشدیافتگی به طور معناداری بیشتر از ذهنیت ثابت است (001/0 p=). در مؤلفه ها، بیشترین تأکید به ترتیب بر باور به فایده تلاش، راهبرد بعد از شکست، هدف های پیشرفت، و اسناد شکست است. سیر توجه به مفهوم ذهنیت ها در کتاب های فارسی از پایه یکم تا ششم ، برخلاف روند تحولی آن در نظریه دئوک، غیرخطی است. نتیجه گیری: کتاب های فارسی دوره ابتدایی بیشتر بر ذهنیت رشدیافتگی تأکید دارند تا ذهنیت ثابت؛ با وجود این، سیر آن از پایه یکم تا ششم با روند تحولی ذهنیت در تناسب کامل نیست و در پایه های چهارم تا ششم، نیاز بیشتری به محتوای مشوق ذهنیت رشدیافتگی وجود دارد. x
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجان محور و تحلیل ارتباط متقابل بر باورهای ارتباطی تعارضات زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
114 - 124
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مقایسه رویکردهای روان شناسی در زمینه های مختلف در جهت اثرگذاری بیشتر و زمان بهبودی کوتاه تر مورد علاقه بسیاری از محققان می باشد؛ بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجان محور و تحلیل ارتباط متقابل بر باورهای ارتباطی تعارضات زناشویی بود. مواد و روش ها: روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره آبادان و دفاتر خدمات قضایی آبادان در سال 1401 بوده است. نمونه آماری شامل 30 زوج بودند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل به اساس معیارهای ورود به تحقیق تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه باورهای ارتباطی آیدلسون و اپستاین (1982) بود. پروتکل های تحقیق شامل طرحواره درمانی هیجان محور نوشته لیهی، تیرچ و ناپولیتانو (2011) و تحلیل رفتار متقابل اریک برن (2011) بود. تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 در سطح معنی داری 05/0 برای تجزیه و تحلیل داده ها انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که در گروه های طرحواره درمانی هیجان محور و تحلیل ارتباط متقابل در تمامی مؤلفه های متغیر باورهای ارتباطی، در مراحل پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار دیده می شود (05/0p≤) ولی بین پس آزمون با پیگیری تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p≥). همچنین در مقایسه بین گروهی پس آزمون ها و پیگیری بین دو گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p≥)؛ ولی بین گروه گواه با دو گروه آزمایش تفاوت معنی دار می باشد (05/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که هر دو درمان بر متغیر باورهای ارتباطی و مؤلفه های آن در زوجین دارای تعارض زناشویی اثرگذار می باشد.
باز اندیشی مسئله سخت آگاهی در سایه ابتناء: بررسی موردی نظریه Dasgupta(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ادبیات حول مسئله سخت آگاهی و ابتناء در دو دهه اخیر در عرض یکدیگر توسعه قابل توجهی یافته اند. اخیرا بازتقریر فیزیکالیسم با تکیه بر ابتناء مورد توجه قرار گرفته و تلا شهای Dasgupta یک نمونه در این زمینه است. Dasgupta با معرفی حقایق خودمختار به عنوان حقایقی که سوال از محل ابتناء آنها بی معنا است تقریری جدید از فیزیکالیسم تحت عنوان فیزیکالیسم میانه را مطرح می نماید. در نوشتار حاضر با معرفی اجمالی مسئله سخت آگاهی و تلاش های Dasgupta سعی می شود ابتدا ظرفیتهای بازتقریر مسئله سخت آگاهی با استفاده از مفهوم ابتناء ارزیابی گشته و سپس تقریر Dasgupta از فیزیکالیسم با ادبیات پدید آمده حول مسئله سخت آگاهی نسبت سنجی گردد. روش کار: این عنوان درباره مقاله حاضر صدق نمی کند. یافته ها: این عنوان درباره مقاله حاضر صدق نمی کند. تیجه گیری: نتایج این پژوهش به دو دسته تقسیم می گردند. بخشی اختصاص به نسبت های قابل تصور میان مفهوم ابتنا و مسئله سخت آگاهی اختصاص داشته و بخش دیگر به قضاوت درباره تقریر Dasgupta از فیزیکالیسم مرتبط می باشند. به نظر می رسد مفهوم ابتنا از دو حیث با مسئله سخت آگاهی نسبت می یابد. شکاف وجودی در سایه مفهوم ابتنا بازتقریر می شود: شکاف وجودی میان واقعیتهای فیزیکی و پدیداری در کار است اگر و تنها اگر حقایق فیزیکی حقایق پدیداری را ابتنا نبخشیده باشند. همچنین با توجه به مفهوم ابتنا واضح می گردد که توضیح متافیزیکی نقش کلیدی را در امتیاز یافتن گونه های تقسیم 5گانه Chalmers ایفا می نماید. در رابطه با تقریر Dasgupta به نظر می رسد مسئله وی تنها در فرض پذیرش شکاف تبیینی قابل طرح است. همچنین به نظر می رسد موضع وی ناگزیر از پذیرش شکل بازتقریر یافته از شکاف وجودی بوده و بدین جهت موفقیت آن در نمایندگی از فیزیکالیسم مورد تردید می باشد.
اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر نیازهای خود تعیین گری و جهت گیری زندگی دانش آموزان دختر
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
75 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر نیازهای خودتعیین گری و جهت گیری زندگی دانش آموزان دختر انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهرستان جغتای در سال تحصیلی 1403-1402 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با مقیاس ارضای نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S) و آزمون جهت گیری زندگی (LOT) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مدیریت زمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس چندمتغیره نتایج نشان داد که آموزش مدیریت زمان بر نیازهای خودتعیین گری و جهت گیری زندگی دانش آموزان دختر اثر مثبت و معناداری دارد (0.05>P). به نظر می رسد که بهتر است مشاوران مدارس از آموزش مدیریت زمان برای کمک به تحقق نیازهای خودتعیین گری و جهت گیری زندگی استفاده کنند.
تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر اجرا پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه پرستاران حاضر و اعزامی به محل وقوع حادثه رخ داده در شهر کرمانشاه می باشد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس بود و تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 150 نفر به دست آمد و بر اساس ملاک های ورود و خروج به پرسشنامه های مقیاس اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی، پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ و مقیاس شخصیت مرزی جکسون و کلاریج (1991) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اختلال پس از سانحه چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم با اختلال افکار شخصیت مرزی و اختلال خواب رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین در برازش مدل طراحی شده مشخص شد چون مقدار شاخص GFI و AGFI به دست آمده نزدیک به یک می باشد و به علاوه مقدار ریشه میانگین مربعات خطای براورد یا RMSEA کمتر از 08/0 و در دامنه قابل قبول است، می توان گفت که متغیرهای مدل به خوبی توسط داده ها براز شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت سلامت پرستاران بر سلامت جامعه، ارزیابی و شناخت و درمان کیفیت خواب و اختلال شخصیت مرزی و ارتباط آن با اختلال استرس پس از سانحه می تواند رهنمودهای ارزشمندی را در زمینه بهبود اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران به همراه داشته باشد.
اثربخشی مشارکت در حلقه کندوکاو زوجی بر تاب آوری زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارضات زناشویی تأثیرات عمیق منفی برروابط زوجین و خانواده می گذارد. تاب آوری ظرفیت خانواده را در برابر تعارضات افزایش می دهد. بازسازی رابطه عاطفی زوج، می تواند تاب آوری خانواده را بهبود ببخشد. تاکنون در ایران پروتکلی که بر اساس نظریات بومی به اصلاح رابطه عاطفی زوج برای افزایش تاب آوری خانواده بپردازد مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی پروتکل «حلقه کندوکاو زوجی» بر تاب آوری خانواده های درگیر تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 6 ماهه بود. جامعه آماری تمامی زوجین درگیر تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400 بودند که از این میان 16 زوج (32 همسر) مراجعه کننده به مرکز مشاوره به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند. هر زوج در ده الی پانزده جلسه «حلقه کندوکاو زوجی»(پروتکل مبتنی بر نظریه هرم عشق) مشارکت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی ذاکر و براتی، 1387) و پرسشنامه تاب آوری خانواده (سیکبی، 2005) بود. داده ها با استفاده از آزمون پارامتریک t گروه های وابسته و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس نتایج، تأثیر مشارکت در «حلقه کندوکاو زوجی» بر تمامی زیرمقیاس های تاب آوری خانواده به غیر از معنویت تأیید شد (05/0 P<). بررسی مقادیر اثر تی نشان داد که مداخله بیشترین تأثیر را بر مؤلفه روابط خانوادگی و بعد از آن بر مؤلفه توانایی معنایابی سختی ها داشت. نتایج مقایسه مداخله در آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که این اثر بر تاب آوری خانواده شش ماه بعد همچنان معنی دار بوده است (001/0 P≤). نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق مشخص شد پروتکل حلقه کندوکاو زوجی، با احیای مؤلفه های بالغانه و مراقبتیِ رابطه عاطفی زوج، تاب آوری خانواده را بهبود می بخشد. بنابراین در مدیریت تعارضات زناشویی، استفاده از پروتکل های مبتنی بر اصلاح شناختی عاطفی زوج که همسو با فرهنگ خانواده محور ایران هستند پیشنهاد می شود.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب سلامتی در پرستاران
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اگرچه برخی از پژوهش ها حاکی از اثربخشی بیشتر درمان شناختی- رفتاری نسبت به سایر درمان ها هستند، اما لزوم مقایسه درمان شناختی- رفتاری با رویکرد نظیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش اضطراب سلامتی به چشم می خورد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب سلامتی در پرستاران بود. روش: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمام پرستاران بیمارستان حضرت رسول اکرم تهران در بهار سال 1402 بودند که از میان آن ها 45 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در 2 گروه مداخله و یک کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی و "پرسشنامه اضطراب سلامتی" بود. پس از اجرای 8 جلسه "درمان شناختی- رفتاری" و 8 جلسه "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" برای گروه های مداخله، داده ها در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها: "درمان شناختی رفتاری" و "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" بر اضطراب سلامتی در گروه های مداخله اثرگذار بود (001/0=P). تفاوت میانگین اضطراب سلامتی در گروه های "درمان شناختی- رفتاری"، گروه های "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" و کنترل (01/0>P) و همچنین گروه های "درمان شناختی- رفتاری" و "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد"(05/0>P) معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هر دو در بهبود اضطراب سلامتی پرستاران مؤثر هستند اما درمان شناختی- رفتاری از اثربخشی بیشتری برخوردار است. به مسئولین و متخصصان سلامت پیشنهاد می شود که دوره های توانمندسازی را با رویکرد شناختی- رفتاری و یا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برگزار کنند.
اثربخشی آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی بر تکانشگری دانش آموزان پسر قلدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی بر تکانشگری دانش آموزان پسر قلدر انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر قلدر دوره اول متوسطه شهر بندرعباس در سال تحصیلی 99-1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز پسر قلدر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 دانش آموز). گروه آزمایش آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی را طی یک ماه در 8 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. در این بین در گروه آزمایش 2 نفر و در گروه گواه گواه نیز 3 نفر ریزش داشتند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس قلدری ایلی نویز (IBS) و پرسشنامه تکانشگری بارت (BIS) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرنی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی بر تکانشگری دانش آموزان پسر قلدر تأثیر معنی داری دارد (001/0p<). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی- رفتاری با تمرکز بر مهارت های مدیریت خشم، راهکارهای عملی مدیریت خشم و خودآموزی شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش تکانشگری دانش آموزان پسر قلدر مورد استفاده گیرد.