فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
192 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول و دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد شبکه های اجتماعی (SNAS)، مقیاس تجدیدنظر شده سبک های دلبستگی بزرگسالان (RAAS) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS ویرایش 24 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن (0/62- =β و 0/05>p)، دلبستگی دوسوگرا (0/37=β و 0/05>p)، دلبستگی اجتنابی (0/31=β و 0/05>p) و بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی دارای اثر مستقیم معنادار بود. در نهایت حمایت اجتماعی ادراک شده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی (0/36- =β و 0/05>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بود و توانست در رابطه بین سبک های دلبستگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی نقش میانجی معنادار ایفا کند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/066=RMSEA و 0/05>p) و 83 درصد اعتیاد به شبکه های اجتماعی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار حمایت اجتماعی ادراک شده، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همانند آموزش حمایت اجتماعی و مداخلات دلبستگی محور از بروز اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه کاست.
ارزشیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی: یک طرح روش های پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
31 - 62
حوزههای تخصصی:
با گسترش آموزش برخط، ایجاد نظام ارزیابی عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی یک ضرورت انکارناپذیر است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی در آکادمی برنامه نویسی یاسان انجام شد. برای این منظور از رویکرد آمیخته و روش تحقیق آمیخته تکراری در سه بخش کیفی، کمّی و کمّی استفاده شد. در بخش اول برای تدوین نظام نشانگرهای ارزشیابی عملکرد معلمان، از نظرات 11 کارشناسان و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شد. یافته ها در این بخش به شناسایی 116 نشانگر و طبقه بندی آن در قالب 19 ملاک و 5 عامل (ارتباطی، آموزشی، فردی، آموزشی و سازمانی) منجر شد. در بخش دوم، ابزارهای مورد نیاز در سه نسخه والد، مشاور و جامع، تدوین شد. در بخش سوم، کیفیت عملکرد تمامی 151 معلم موسسه، مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های برآمده از دیدگاه والدین، مشاوران و فراگیران نشان می دهد که به ترتیب کیفیت عملکرد معلمان در سطوح مطلوب، نسبتا مطلوب و مطلوب قرار دارد. همچنین تفاوت معناداری بین عملکرد دبیران دوره عمومی و دوره کاربردی مشاهده نگردید. در انتها، پیشنهادهایی برای بهبود ارائه گردید.
فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده: شیوه ای در پیشگیری از بحران های خانواده مبتنی بر بافت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر شناسایی فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده برای پیشگیری از بحران های آن بود که با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش، خانواده های ساکن شهر تهران در سال 1402 و شامل خانواده های سالم و درگیر بحران بود که با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری در نهایت، 21 خانواده سالم و 18خانواده درگیر حداقل یکی از بحران ها (اعتیاد، خشونت و خیانت) مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرارگرفتند. داده ها با استفاده از روش استراوس و کوربین تحلیل شدند که یافته های مرحله کدگذاری، 84 کد باز، 9 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. بر این اساس، فرایند مراقبت در خانواده، عبارت بود از محافظت، تأمین نیاز و هدایت و روش های به کارگیری مراقبت (که مورد استفاده ی خانواده های سالم و یا فقدان آن در خانواده ی درگیر بحران، محسوس و عامل ایجاد بحران بود) شامل پیشگیری از آسیب، رعایت حدود و مرزها، آمادگی برای شرایط دشوار، مودت و رحمت، رسیدگی به امور خانواده، همراهی و همکاری، حمایت معنوی و کمک به رشد خانواده بود. نتایج نشان داد «مراقبت»، مبتنی بر بافت فرهنگ اسلامی ایرانی، فرایندی است که شامل حرکت آگاهانه ی مستمر اعضای خانواده جهت محافظت، تأمین نیاز و هدایت خانواده است و ثمره و پیامد آن، پیشگیری از آسیب، استقرار امنیت، آرامش و رضایت در خانواده است. بنابراین، مجموعه عوامل مرتبط با فرایند و روش های مراقبت در خانواده، عوامل محوری هستند که ضروری است در مداخلات پیشگیرانه، تشخیص و مداخله در خانواده مورد توجه قرار گیرد.
فرا تحلیل اثربخشی آموزش کفایت های هیجانی و اجتماعی بر کاهش آشفتگی روانشناختی و بهبود بهزیستی عاطفی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
123 - 156
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی کاربرد مداخلات مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی و شناسایی تعدیل گرهای چندگانه در این قلمرو مطالعاتی، از روش فراتحلیل استفاده شد. پس از تصریح ملاک-های ورود و خروج، تلاش های مداخله ای مبتنی بر برنامه های کفایت های هیجانی و اجتماعی از بانک های اطلاعاتی استخراج و از این طریق 30 پژوهش و 162 اندازه اثر برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از ویرایش دوم نرم افزار جامع فراتحلیل(CMA2) تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اندازه اثر کلی اثربخشی مداخلات مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی بر بهزیستی عاطفی معلمان 598/0 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که بین اندازه اثر مطالعات مورد بررسی با توجه به جنسیت شرکت کنندگان، تعداد جلسات آموزشی و بر حسب مولفه های متغیر وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. به طور کلی نتایج نشان داد که اگرچه مداخلات آموزشی مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی نقشی موثر در افزایش بهزیستی عاطفی و کاهش آشفتگی روانشناختی معلمان دارد؛ اما تمرکز بر نقش تبیینی برخی از تعدیل گرها نظیر جامعه هدف، ماهیت متغیرهای وابسته و تعداد جلسات آموزشی از نقش تعیین کننده ای برخوردار است. واژگان کلیدی: فراتحلیل، تعدیل گرها، کفایت های هیجانی و اجتماعی، بهزیستی عاطفی
رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی: تعیین نقش تعدیلگر نیاز به خودمختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
233 - 258
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی و نقش تعدیلگری نیاز به خودمختاری بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1401_1400 بودند ( 8858 = N). از روش نمونه گیری داوطلبانه استفاده شد. همه آنها پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو (1985)، هوش هیجانی شرینگ (1999)، خودمختاری گاردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل مسیر و تحلیل فرآیند شرطی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که وظیفه شناسی بر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی در رابطه بین وظیفه شناسی و پیشرفت ریاضی نقش میانجی ایفا می کرد. نقش تعدیلگر نیاز به خود مختاری در رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی تایید شد. بیشترین رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی در سطوح پایین نیاز به خودمختاری بود با افزایش نیاز به خودمختاری رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی ضعیف تر می شد. در نتیجه پیشایندهای پیشرفت ریاضی روابط ساختاری پیچیده ای دارند. هوش هیجانی و خودمختاری به همراه وظیفه شناسی نقش موثری بر پیشرفت ریاضی ایفا می کردند. تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
Prediction of suicidal thoughts based on early maladaptive schemas with the mediation of emotion regulation difficulty in teachers
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to determine the fit of the predictive model of suicidal ideation based on early maladaptive schemas mediated by difficulty in emotion regulation in teachers. This study is an applied study in terms of its purpose and a descriptive correlational study in terms of its method, which was conducted using structural equation modeling. The statistical population consists of all teachers working in schools in Tehran during the spring of 2025, from which 320 people were selected using the available sampling method. The research instruments included the Beck Scale for Suicide Ideation (1979); the Emotion Regulation Difficulties Scale by Gratz & Roemer (2004) and the Young Schema Questionnaire-short form (1998). Data analysis was performed using structural equation modeling. The results showed that the predictive model of suicidal ideation based on early maladaptive schemas mediated by difficulty in emotion regulation in teachers fits the collected data. Suicidal ideation is predicted based on early maladaptive schemas in teachers (P=0.001, β=0.400). Suicidal ideation is predicted based on difficulty in emotion regulation in teachers (P=0.001, β=0.378).
الگوی ساختاری نارسایی هیجانی با پرخاشگری رقابتی در ورزشکاران فوتبالیست: نقش میانجی گر تحمل ناکامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (خرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
۲۱۳-۱۹۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: پرخاشگری و خشونت نتیجه نهایی یک وضعیت روانی معیوب و غیرقانونی است که وقوع آن در ورزش قطعاً ممکن است عواقب منفی داشته باشد و امنیت ورزشکاران و تماشاگران را به خطر بیندازد. بنابراین بررسی سازه های روانشناختی تأثیرگذار بر پرخاشگری ورزشکاران در جهت مدیریت هیجان های منفی در محیط های ورزشی یک ضرورت کابردی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف الگوی ساختاری نارسایی هیجانی با پرخاشگری رقابتی در ورزشکاران فوتبالیست: نقش میانجی تحمل ناکامی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی فوتبالیست های حرفه ای شاغل در لیگ استان مازندران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش 280 نفر از فوتبالیست های تیم های استان مازنداران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های نارسایی هیجانی (تورنتو، 1994)، تحمل ناکامی (هارینگتون، 2005) و پرخاشگری رقابتی (ماکسول و موریس، ۲۰۰۷) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS.26 و AMOS.24 با استفاد از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که نارسایی هیجانی و تحمل ناکامی بر پرخاشگری رقابتی ورزشکاران فوتبالیست اثر مثبت و مستقیمی دارند. همچنین نارسایی هیجانی با میانجی گری تحمل ناکامی بر پرخاشگری رقابتی اثر غیرمستقیم معنادار دارد. در نهایت 40 درصد از واریانس پرخاشگری رقابتی توسط متغیرهای نارسایی هیجانی و تحمل ناکامی قابل تبیین بود. نتیجه گیری: تجربه ناکامی خارج از تحمل فرد، باعث ایجاد هیجانات ناخوشایندی از قبیل خشم می شود که به نوبه خود پیامدهای روانشناختی، اجتماعی و اخلاقی را برای ورزشکاران به همراه دارد. بنابراین بهتر است ورزشکارانی که مستعد احساسات خشمگینانه و پرخاشگرایانه هستند، شناسایی کرده تا بتوان به بهبود عملکرد ورزشی و پیشگیری از آسیب های روانی ورزشکاران کمک شا
رابطه صدا بیزاری و پرخاشگری با نقش میانجی حساسیت اضطرابی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین صدا بیزاری و پرخاشگری با نقش میانجی حساسیت اضطرابی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری در دسترس 200 نفر از آن ها در یک نظرسنجی آنلاین مشارکت کردند و به پرسشنامه پرخاشگری باس-پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، پرسشنامه صدا بیزاری (MQ؛ وو و همکاران، 2014) و مقیاس حساسیت اضطرابی تجدید نظر شده (ASI-R؛ رایس و پترسون، 1986) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که صدابیزاری و حساسیت اضطرابی بر پرخاشگری به طور مثبت اثر مستقیم داشتند؛ همچنین صدابیزاری بر حساسیت اضطرابی به طور مثبت اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حساسیت اضطرابی در رابطه بین صدابیزاری و پرخاشگری نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که صدابیزاری به عنوان یک محرک آزار دهنده به صورت مستقیم و با میانجی گری حساسیت اضطرابی بر افزایش پرخاشگری موثر است.
اثربخشی تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای مغز (tdcs) بر دشواری در تنظیم هیجان و تکانشگری در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
123 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر تحریک فرا جمجمه ای مغز بر دشواری در تنظیم هیجان، تکانشگری در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد دارای تشخیص قطعی روانپزشکی و بالینی دوقطبی و مراجعه کننده به مراکز نوروتراپی شهر تهران در سال 1402 تشکیل داده اند که از بین آنها 60 نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه جای گذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس تکانشگری بارت (1994، BIS-11)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004، DERS) و دستگاه تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای مغز در دوازده جلسه و مدت هر جلسه 20 دقیقه در طی 30 روز بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در دشواری در تنظیم هیجان و تکانشگری وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای مغز با تغییر نوروپلاستیته ی مغز بر دشواری در تنظیم هیجان و تکانشگری در گروه آزمایش تأثیر داشته است.
رشد اخلاقی از منظر روانکاوی: از نظریه های کلاسیک تا معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رشد اخلاقی در مکاتب روانکاوی می پردازد و روند شکل گیری مفهومی آن را از نظریه ساختاری فروید تا رویکردهای معاصر عصب- روانکاوی و ارتباطی دنبال می کند. در حالی که روانکاوی کلاسیک بر تعارض درونی و شکل گیری فرامن تأکید داشت، مکاتب بعدی به درک پیچیده تری از رشد اخلاقی دست یافتند و از مفاهیم روابط موضوعی و بین ذهنی، تنظیم هیجان و توانایی ذهنی سازی بهره بردند. این تلفیق میان رشته ای گذاری است از نگاهی به اخلاق به مثابه ساختاری آرمان گرایانه و درونی به سوی فرآیندی پویا که اساس آن همدلی، به رسمیت شناختن و یکپارچگی عصبی- رشدی است. این مقاله به بررسی دیدگاه های روانکاوانی همچون فروید، هارتمن، کلاین، وینیکات، کوهوت، بنجامین، فوناگی، سولمز و دیگران می پردازد و نشان می دهد که چگونه مسیر نظری رشد اخلاقی از تعارض درون روانی به سوی مدل های ارتباطی و عصب شناختی حرکت کرده است.
نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام در دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در سال 1403 بودند که 250 نفر از آن ها به روش در دسترس به عنوان نمونه مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017)، مقیاس بیشینه خواهی (MS؛ شوارتز و همکاران، 2003) و مقیاس اعتیاد به اینستاگرام (IAS؛ کرکابرون و گریفیث، 2018) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. همچنین یافته ها نشان داد که بیشینه خواهی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار بر اعتیاد به اینستاگرام داشتند (05/0>P)؛ همچنین بیشینه خواهی بر ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از دست دادن در رابطه بین بیشینه خواهی و اعتیاد به اینستاگرام نقش میانجی داشت (05/0>P). یافته های پژوهش حاضر دلالت بر این دارند که بیشینه خواهی به صورت مستقیم و به واسطه ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام دانشجویان اثر دارد.
اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی زنان دارای رابطه عاطفی سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
49 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی زنان دارای رابطه عاطفی سرد بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 25-35 سال دارای رابطه عاطفی سرد در سال 1400-1401 بود که به مرکز مشاوره بهزیستی شهر رشت مراجعه کرده بودند که از بین آنها تعداد 30 نفر، 15 نفر در گروه کنترل، 15 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008، GDES)، پرسشنامه الگو های ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984،CPQ) و مقیاس ارزیابی انطباق و انسجام خانواده السون و همکاران (1985، FACES-IV) بود. گروه آزمایش هر هفته 1 جلسه 90 دقیقه ای درمان راه حل محور گرانت را دریافت کردند. طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بدین ترتیب، درمان راه حل محور می تواند از طریق تکنیک های ساده و یافتن راه حل های متفاوت به زوجین دارای مشکلات زناشویی کمک کند تا به روابط خود در زندگی زناشویی بهبود بخشند.
مطالعه کیفی بسترها و فرآیندهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
59 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفی بسترها و فرآیندهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی و استراتژی های پیشگیری از آن انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد بود. در این پژوهش بعد از انجام مصاحبه ها، اطلاعات مصاحبه های ضبط شده پیاده شده و با استفاده از شیوه اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش 20 نفر از صاحب نظران مسائل اجتماعی و فرهنگی در رشته های جامعه شناسی، روان شناسی، کارشناسان ارشد ستاد مبارزه با مواد مخدر، مسئولان حوزه بهداشت و سلامت دانشگاه و دانشجویان خوابگاهی بود. یافته ها: عوامل اجتماعی و روانی و مقوله های فشار همسالان، احساس تنهایی، عادی سازی مصرف، ماجراجویی و تغییرات ارزشی به مثابه شرایط علی در مصرف مواد اعتیادآور بودند. به علاوه، سیاست های فرهنگی و اجتماعی متمرکز، برنامه های پیشگیری ناقص و نظارت ضعیف به عنوان شرایط زمینه ای بودند. همچنین، شرایط نامطلوب اقتصادی، درآمد ناکافی و وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به مثابه شرایط مداخله گر شناسایی شدند. نهایتا،افزایش هزینه های دولت و خانواده، ضعف خودکارآمدی تحصیلی، افزایش هزینه های بهداشتی، و پیامدهای نامطلوب سلامتی به عنوان پیامدهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی کشف شدند. پیشگیری رشدمدار، طراحی فعالیت های جایگزین و ایجاد محیط حمایتی به عنوان راهکارهای پیشگیری از مصرف مواد در نظر گرفته شوند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مصرف مواد اعتیاد آور در بین دانشجویان خوابگاهی نتیجه تعامل پیچیده ای از عوامل فردی و اجتماعی و روانی است. این یافته ها بر نیاز به رویکردهای جامع و چندبعدی در پیشگیری تاکید دارند که در سطوح مختلف خرد، میانی و کلان مدنظر قرارگیرد.
مدل یابی گرایش به عود مصرف مواد براساس ذهن آگاهی با نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
219 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در رابطه بین ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر افراد وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود بود. از این میان، 312 نفر با توجه به ملاک های ورود و خروج به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، شرکت کنندگان مقیاس گرایش به عود مصرف مواد، پرسش نامه پنج وجهی ذهن آگاهی، مقیاس خودمهارگری و پرسش نامه شفقت به خود را تکمیل کردند. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد رابطه منفی مستقیم و معناداری داشت و خودمهارگری و شفقت به خود در این رابطه نقش واسطه ای معنادتری داشتند. در مجموع، نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه ظرفیت درمانی مداخلات ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی را در پیشگیری از عود مصرف مواد برجسته می کنند. ذهن آگاهی با ارتقای خودمهارگری و خودشفقت ورزی و کاهش تمایل به عود به عنوان یک عامل محافظتی در مدیریت چالش های مرتبط با اختلالات مصرف مواد عمل می کند. گنجاندن مداخلات متمرکز بر ذهن آگاهی در برنامه های توانبخشی اعتیاد می تواند خودمهارگری و شفقت به خود را افزایش داده و گرایش به عود و وسوسه مصرف مواد را کاهش دهد.
اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمالگرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
282 - 294
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوگیری های شناختی الگوی مشخصی از انحراف در تفکر هستند که خطاهایی را در قضاوت و تصمیم گیری فرد ایجاد می نماید و می توانند در ابراز رفتار ناسازگارانه و در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمال گرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی همراز آموزش و پرورش گنبدکاووس در سال 1403 که با استفاده از پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت وسواسی جبری مارتوکوویچ (2010) ، و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور دو ، مبتلا به اختلال تشخیص داده شده بودند و نمونه شامل 40 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل با پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفته و در 8 جلسه مداخله با نرم افزار اصلاح سوگیری شناختی شرکت کردند که مدت دو ماه به طول انجامید. آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست (1990) ، و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اصلاح سوگیری های شناختی طی جلسات منجر به کاهش کمال گرایی و مولفه های آن و افزایش انعطاف پذیری شناختی و مولفه های آن می شود. نتیجه گیری: مداخلات اصلاح سوگیری شناختی می توانند به عنوان درمان کمکی مقرون به صرفه در کنار سایر روش ها به ویژه برای افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری که به خاطر ویژگی های اختلال کمتر از درمان های موجود بهره می برند، اثربخش باشد
اثربخشی گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در نوجوانان دارای افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
199 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در نوجوانان دارای افکار خودکشی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری نوجوانان دارای افکار خودکشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر کوه چنار در سال ۱۴۰۳ بود. با توجه به ملاک های ورود به پژوهش 30 نوجوان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) جایگذاری شدند. در مراحل سنجش از مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016)، مقیاس ناامیدی بین فردی (IHS؛ توکر و همکاران، 2018)، و مقیاس تحمل پریشانی (DTS؛ سیمونز و گاهر، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار تحت مداخله قرار گرفت. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که بین نمرات نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در گروه آزمایش از مراحل پیش آزمون تا پس آزمون و پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری تفاوت وجود دارد (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت نقش مؤثری در بهبود وضعیت روان شناختی نوجوانان دارای افکار خودکشی داشته و به نظر می رسد این مداخله توانسته با کاهش مؤلفه های منفی روان شناختی و تقویت توانمندی های مقابله ای، تغییرات مثبتی را ایجاد کند که در طول زمان نیز پایدار باقی مانده اند.
مدل ساختاری رابطه توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
31 - 45
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدل سازی معادلات ساختاری بود و جامعه پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت استرپ نرم افزار های SPSS و AMOS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطه مستقیم دارد و رابطه آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطه هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا می کرد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سرمایه روا ن شناختی و تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سرمایه روا ن شناختی و تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانش آموزان دبیرستان علامه حلی 4 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روا ن شناختی لوتانز (2007) (PCQ) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) (ERQ) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین پس آزمون سرمایه روان شناختی و تنظیم هیجانی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰۰۰۱/0>P). درنتیجه آموزش ذهن آگاهی با بهره گیری از فنونی همانند افکار هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای افزایش سرمایه های روان شناختی و بهبود تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش مورد استفاده قرار گیرد.
کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان: یک مطالعه مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والدگری مبتنی بر توانمندی رویکردی است که در آن والدین به فرزندان کمک می کنند تا توانمندی های خود را بشناسند و پرورش دهند و همچنین از آنها بهره برداری کنند. پژوهش حاضر با هدف مرور سیستماتیک کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی انجام شد و در آن مقاله های منتشر شده در حوزه کارکرد والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان طی سال های 2015 تا 2024 (1394 تا 1403) بررسی شد. برای دسترسی به مقاله ها، کلیدواژه های "والدگری مثبت"، "والدگری مبتنی بر توانمندی" و "والدگری مبتنی بر نقاط قوت" در عنوان و چکیده مقاله های منتشر شده در پایگاه های تخصصی مجلات نور، پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران) و کلیدواژه های"positive parenting"، "strength-based parenting" در پایگاه های Scopus، Science Direct، Elsevier، Google Scholar و Semantic Scholar بررسی شد. در جستجوی اولیه، 39 مقاله به دست آمد که بر اساس معیارهای ورود و خروج شامل در دسترس بودن متن مقاله و انجام پژوهش بر روی نمونه نوجوان و دستورالعمل موارد ترجیحی برای گزارش مقالات مرور سیستماتیک و فراتحلیل (PRISMA)، در نهایت 15 مقاله وارد مطالعه شد. نتایج نشان داد که والدگری مبتنی بر توانمندی با اضطراب، افسردگی، پریشانی روان شناختی و استرس رابطه معکوس دارد و با بهزیستی، رضایت از زندگی، خودکارآمدی، استحکام ذهنی و پیامدهای مثبت تحصیلی مانند انگیزه تحصیلی، تعلق به مدرسه، درگیری تحصیلی و کاهش فرسودگی تحصیلی رابطه مستقیم دارد. والدگری مبتنی بر توانمندی در نوجوانان اهمیت دارد و می تواند تأثیر عمیقی بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی و بهزیستی آنان داشته باشد.
بررسی آموزش مهارتهای جرات ورزی بر افراد منفعل
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
69 - 77
حوزههای تخصصی:
افراد پس از آموزش ابراز وجود، نگرش مثبتی درباره خود و زندگی گذشته خویش پیدا میکنند. آنان با به کارگیری مهارتهای ابراز وجود، توانایی و ظرفیت اداره و کنترل مقتضیات پیچیده زندگی روزمره را به دست می آورند و بر این اساس، میتوان حدس زد ک ه پیوندهای بین فردی آنان کیفیت بالایی پیدا میکند. آنان به آینده خوشبین میشوند؛ زیرا رفتار جرات ورزانه به آنان کمک میکند تا از زندگی و روابط خود با دیگران لذت ببرند و با هیجانهای منفی از قبیل غم، خشم، نگرانی و فشارهای روانی به گونه ای سازگارانه مقابله کنند. آنان برای زندگی خود هدف هایی را در نظر میگیرند، برنامه های زندگیشان را بر پایه آن اهداف تدوین میکنند، در راستای رسیدن به آن هدفها، چالشها را میپذیرند و به کار و فعالیت عالقه من د میشوند. بنابراین، شرکت در برنامه آموزش مهارتهای جرات ورزی به افراد منفل کمک میکند تا به خودشناسی لازم برسند و رفتارهای جراتمندانه را در موقعیتهای تعاملی با دیگران به طور واقعی و طبیعی به کار برند و کمبود مهارتهای اجتماعی را که با مشکلات بی شمار در سازش ب ا محیط پیرامون همراه اند، رفع مینماید و در نتیجه سازش یافتگی اجتماعی آنها را افزایش میدهد. افزون بر این، بهبود برقراری ارتباط مؤثر و سازنده در روابط بینفردی از پیامدهای مطلوب آموزش جرات ورزی است که منجر ب ه ب روز رفتارهای سازش یافته میشود.