فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 9
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر کودکان به عنوان عضو فعال و آسیب پذیر در جامعه حضور دارند و با توجه به بحران های عصبی موجود و آسیب های اجتماعی که سبب ایجاد اختلالات روانی و رفتاری کودکان در جوامع گوناگون شده است در همین راستا فضا های پیرامونی و مئولفه های موثر بر آن می تواند نقش کلیدی در آرامش و امنیت روانی این سرمایه های ارزشمند جامعه ایفا نماید از این رو با شناخت و بررسی عناصر رنگ و تاثیر آن بر محیط آموزشی در راستای کاهش پرخاشگری کودک جستو جویی صورت خواهد گرفت که فضایی با رعایت اصول رنگ شناسی جهت رشد و شکوفایی کودک در عین حال محیطی برای تامین سلامت روانی کودکان فراهم نمود در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده و جهت جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه و تحلیل آن استفاده نموده و داده های بدست آمده با بهره گیری از نرم افزار spss طبقه بندی و تحلیل آماری صورت گرفته است بنابراین، با به کارگیری رنگ های مناسب در فضای آموزشی، می توانیم به طور معناداری تنش های روانی کودکان را کاهش دهیم و به بهبود سلامت روانی آنان کمک کنیم.
پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: دوره متوسطه دوم یکی از حساس ترین مراحل رشد نوجوانان است که سلامت روان آن ها می تواند تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی (ایمن، اجتنابی، دوسوگرا) و حمایت اجتماعی خانواده در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۲۹۶ دانش آموز متوسطه دوم در شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده به طور معناداری قادر به پیش بینی سلامت روان دانش آموزان هستند. سبک دلبستگی ایمن رابطه ای مثبت و معنادار با سلامت روان داشت، در حالی که سبک های اجتنابی و دوسوگرا با کاهش سلامت روان مرتبط بودند. همچنین، حمایت اجتماعی خانواده مهم ترین و قوی ترین متغیر پیش بینی کننده سلامت روان در میان متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت تقویت سبک دلبستگی ایمن و افزایش حمایت اجتماعی خانواده برای ارتقاء سلامت روان نوجوانان تأکید دارد. این نتایج می تواند راهنمایی برای طراحی مداخلات روانی- اجتماعی در مدارس باشد.
بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
111 - 131
حوزههای تخصصی:
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
37 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.
تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران برای زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
103 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به دلیل نقش محوری زنان در خانواده به تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران پرداخته شد. روش: پژوهش حاضر کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به انجمن نارانان شهرستان خمین در سال 1402 بود. نمونه گیری بر اساس قائده اشباع نظری ادامه یافت تا با 32 شرکت کننده به اشباع رسید. تحلیل مصاحبه ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شکوفایی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر را می توان در 9 مضمون اصلی شامل خودآگاهی، رضایت مندی از زندگی، معنویت، ارتباط موثر، موفقیت، امیدواری، مدیریت زندگی، همدلی و صمیمیت تقسیم بندی کرد. نتیجه گیری: روان شناسان و روان درمانگران حوزه اعتیاد می توانند از شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران به منظور توانمندی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر استفاده کنند تا آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر در خانواده افراد وابسته به مواد کمتر شود.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
99 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی در کودکان از شایع ترین مشکلات سلامت روان به شمار می روند که پیامدهای منفی گسترده ای بر تحول هیجانی، شناختی، و اجتماعی آنان دارند. این اختلالات می تواند عملکرد تحصیلی و بین فردی کودک را به طور جدی مختل کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلالات اضطرابی 10 تا 15 سال منطقه 6 استان تهران در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 کودک بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس اضطراب کودکان (اسپنس، 1997)، پرسشنامه فراشناخت ها در کودکان (باکوو و همکاران، 2009)، سیاهه افسردگی کودکان (کوواکس و همکاران، 1997)، مقیاس خودپنداشت کودکان (پیرز و هریس، 1969) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (2012) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معناداری موجب افزایش باورهای مثبت درباره نگرانی (41/32=F)، باورهای منفی درباره نگرانی (40/33=F)، نظارت شناختی (94/51=F)، بدگمانی، تنبیه و مسئولیت پذیری (81/49=F)، خودپنداشت (76/43=F)، و کاهش افسردگی (27/53=F) کودکان با اختلالات اضطرابی شد (01/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی با تأکید بر آموزش آگاهی از افکار و پذیرش بدون قضاوت، موجب کاهش باورهای ناکارآمد فراشناختی و تنظیم بهتر هیجان ها شد؛ بنابراین این روش در مداخلات روان شناختی کودکان با اختلالات اضطرابی پیشنهاد می شود.
پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
192 - 203
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دوران دانشجویی، دوره ای پویا و مهم و همچنین زمانی برای رشد توانمندی ها و مهارت های شخصی، شکل گیری عادت های خوب، بهبود انعطاف پذیری شناختی و آمادگی برای ورود به بازار کار می باشد. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه گیری به صورت دو مرحله ای (خوشه ای چندمرحله ای و هدفمند) انجام شد و 128 دانشجو (85 دختر و 43 پسر) با نمره 21 تا 27 در خرده مقیاس افسردگی پرسشنامه DASS-21 و تأیید نشانگان افسردگی شدید از طریق مصاحبه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه ذهنیت ساخت راه حل (SBI) و مقیاس افسردگی، استرس و اضطراب (DASS-21) بودند. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS 27 و AMOS 24، با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد و انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی، رابطه مستقیم دارد (001/0p = ). همچنین رابطه غیرمستقیم انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی با میانجی گری ذهنیت ساخت راه حل معنادار بود (001/0p =). نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت روابط میان فردی از طریق انعطاف پذیری شناختی قابل پیش بینی است و ذهنیت ساخت راه حل در رابطه بین کیفیت روابط میان فردی با انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی دارد. بنابراین، می توان با افزایش انعطاف پذیری شناختی و آموزش ذهنیت ساخت راه حل به دانشجویان دارای نشانگان افسردگی، کیفیت روابط میان فردی آنها را افزایش داد.
اثربخشی خود نظارتی توجه بر دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
209 - 220
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی خودنظارتی توجه بر دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دارای اختلال یادگیری ریاضی در پایه تحصیلی اول، ارجاع داده شده به مرکز اختلالات شهرستان بروجرد در سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش تحت 12 جلسه برنامه آموزشی خودنظارتی توجه قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از آزمون هوش وکسلر برای کودکان-4 (WISC-IV، وکسلر، 2003) انجام شد. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت. نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع نتایج پژوهش حاضر بر خودنظارتی توجه به عنوان یک راهبرد و نقطه امیدوار کننده برای بهبود دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی، تمرکز دارد و می توان از آن برای رسیدگی به مشکلات شناختی (به طور خاص دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی) در دانش آموزان با اختلالات یادگیری ریاضی استفاده کرد.
پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۱۷۶-۱۵۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
نقش تعدیل گر دوره تحصیلی در رابطه خودکارآمدی انتخاب شغل با هوش های چندگانه و اطمینان به مهارت ها در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
۳۰۲-۲۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی بر اساس هوش چندگانه و باور به مهارت ها با توجه به نقش تعدیل کننده دوره تحصیلی بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 14137 بود که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 636 نفر انتخاب و به پرسشنامه های خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی (بتز و همکاران، 1996)، هوش های چندگانه (گاردنر، 2002) و باور به مهارت ها (بتز وهمکاران، 1996) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون در نرم افزار spss نسخه 25 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دوره تحصیلی در تأثیر هوش های چندگانه و باور به مهارت ها بر خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی نقش تعدیل گری داشت (05/0< P). اثر هر دو متغیر باور به مهارت ها و هوش های چندگانه روی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی در گروه کارشناسی ارشد قوی تر از کارشناسی و دکتری است (05/0< P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می توانند به سیاست گذاران و مشاوران شغلی کمک کنند تا برنامه های آموزشی و مشاوره ای مؤثرتری طراحی کنند که بر تقویت هوش های چندگانه و باور به مهارت ها متمرکز باشد. همچنین، توجه به تفاوت های دوره تحصیلی در این زمینه می تواند راهکارهای اختصاصی تری را برای دانشجویان در مراحل مختلف تحصیلی فراهم کند، که منجر به بهبود تصمیم گیری شغلی و افزایش خودکارآمدی در این زمینه خواهد شد.
واکاوی بسترهای زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحواره ناسازگاری خودگردانی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
43 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی بسترها ی زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحو اره های ناسازگاری خود گردانی در زنان بود. جامعه آماری تمامی زنان (18 تا 40 ساله) شهر اهواز .بود. نمونه پژوهش27 نفر از زنان از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که 11 مضمون اولیه براساس مفاهیم مشترک استخراج شد که شامل تمایلات ظاهر پسندانه مردان، تمایلات ظاهر پسندانه زنان، نابرابری ایجاد شده توسط ظاهر، قبح زدایی اجتماعی عمل های زیبایی، دسترسی آسان به عمل های زیبایی، خود زشت انگاری زنان، فرار از روزمرگی، پسند شدن و ازدواج، رقابت جویی در زیبایی، کمال گرایی در زیبایی و کلیشه های جنسیتی در مورد زیبایی بود. پیامد های جراحی زیبایی زنان شامل افزایش عزت نفس، تسهیل اجتماعی، تزلزل سرمایه اجتماعی و شئ انگاری بدن بود. هم چنین نتایج نشان داد طرحواره ناس ازگار خودگردانی بیش ترین تاثیر را بر گرایش به جراحی زیبایی دارد. زنانی که متقاضی جراحی هستند طرحواره های ناسازگار مانند بی ثباتی، بی اعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص و شرم، انزوای اجتماعی و بیگانگی، طرد، خودگردانی مختل، محدودیت های غیرمنطقه ای، وابستگی و بازداری دارند. برخی از زنان متقاضی جراحی طرحواره تسلیم دارند و به درست بودن آن گردن می نهند و هیچ گاه سعی نمی کنند با طرحواره بجنگند یا از آن اجتناب کنند، بلکه می پذیرند که طرحواره ها درست هستند. بنابراین برای جلوگیری از افزایش بیشتر این مسئله اجتماعی و فرهنگی لازم است مشاوره تخصصی روان شناختی به زنان متقاضی جراحی زیبایی جهت کاهش طرحواره های ناسازگار ارایه شود.
اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
111 - 123
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت یک بیماری کشنده و خاموش است که سالانه باعث مرگ میلیون ها تن در جهان می شود این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان انجام شد. روش: تحقیق حاضر نیمه آزمایشی و به شیوه پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع دو در انجمن دیابت شهر گرگان در سال 1402 تشکیل دادند و 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و معیار زخم واگنر بود. گروه آزمایش درمان ذهن آگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کرد، اما گروه گواه تا پایان پژوهش هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکردند. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: درمان ذهن آگاهی منجر به کاهش واکنش پذیری به استرس، افزایش تبعیت از درمان و تسریع ترمیم زخم در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 می شود. لذا می توان از این مدل درمانی به عنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض دیابت نوع 2 استفاده نمود.
رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
111 - 125
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود. روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بر اساس نظام ارزشی شوارتز در دوران پاندمیک کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
243 - 219
حوزههای تخصصی:
بهزیستی روان شناختی، جنبه های متعددی از عملکرد مثبت را در بر می گیرد و با فعالیت هایی مرتبط است که به تحقق خود و رشد شخصی، اهداف و رشد منجر می شوند. عوامل مختلفی می توانند در بهزیستی روانشناختی نوجوانان نقش داشته باشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش نظام ارزشی شوارتز در پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بود. روش پژوهش، توصیفی_همبستگی بود و جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر قزوین بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۰ به تعداد ۷۳۴۰ نفر بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۲۴۰ دانش آموز، به عنوان نمونه آماری پژوهش، با روش نمونه گیری در دسترس از جامعه آماری فوق انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و نظام ارزشی (شوارتز، 2006) گردآوری شدند. به کمک نرم افزار Spss نسخه 26 از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کلیه مؤلفه های نظام ارزشی (به جز برانگیختگی) با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری داشتند (0۰1/۰p‹) و همچنین مؤلفه های نظام ارزشی توانستند 30 درصد از متغیر ملاک، یعنی بهزیستی روان شناختی نوجوانان را پیش بینی نمایند. بنابراین می توان گفت نظام ارزشی نوجوانان نقش تعیین کننده ای در بهزیستی روان شناختی آن ها دارد و نیاز است در مدارس، بیشتر به این امر پرداخته شود.
روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
76 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک شخصیت بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 که حدود 24 هزار دانشجو بود. بر اساس نظر کلاین (2023) 415 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (بر اساس دانشکده ها) انتخاب شد و با استفاده از مقیاس صفات پنج گانه تاریک شخصیت (یوسفی، احمدی و میرزا زاده، 1400)، فرم کوتاه مقیاس بهره سیستم سازی (واکابایاشی و همکاران، 2006) و مقیاس همدلی پایه (جولیف و فارینگتون، 2006) متغیّرهای پژوهش اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک از برازش مناسب برخوردار است (CFI = 0/90, NFI = 0/90, RMSEA = 0/05). همدلی شناختی بر ماکیاولیسم و خودشیفتگی اثر مثبت و معنی دار و بر کینه توزی و جامعه ستیزی اثر منفی و معنی دار دارد (0/05>p). همدلی عاطفی اثر منفی و معنی دار بر ماکیاولیسم، جامعه ستیزی، دیگرآزاری و کینه توزی دارد (0/05>p). همچنین سیستم سازی اثر منفی و معنی دار بر خودشیفتگی و دیگرآزاری و اثر مثبت و معنی دار بر جامعه ستیزی دارد (0/05>p). نتایج نشان داد سبک همدلی در تعیین و شکل گیری صفات تاریک شخصیت نقش موثر دارد لذا در مداخلات روانشناختی می توان با تمرکز بر تغییر مولفه های همدلی در صفات تاریک شخصیت تغییرات قابل توجه ایجاد کرد.
Predicting the Achievement Motivation of College Students based on the level of Self-awareness with the mediating role of Solution-Building Mindset(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The aim of the present research is to predict college students' achievement motivation based on their level of self-awareness, with the mediating role of solution-building mindset. Method: The research method was descriptive-correlational. The statistical population of the study included all students of Mohaghegh Ardabili University in 2025, from which 231 individuals were selected as the sample size using cluster sampling. The tools used in this research included the Achievement Motivation Questionnaire (Hermans, 1970), the Self-Awareness Questionnaire (Cooper, 1997), and the Solution-Building Inventory (SBI) (Jordan et al., 2010). The data analyzed by SPSS 27 and AMOS 24 using Pearson correlation and path analysis. Findings: The results of AMOS path analysis indicated a direct and significant relationship between self-awareness and student’s achievement motivation (β=0.17, P=0.001). Furthermore, a solution-building mindset had a direct relationship with self-awareness (β=0.57, P=0.001) and achievement motivation (β=0.39, P=0.001). The results also indicated mediating role of a solution-building mindset in relationship between self-awareness and achievement motivation (β=0.17, P=0.001). Finally, findings demonstrated that a solution-building mindset plays a mediating role in the relationship between self-awareness and achievement motivation. Conclusion: Based on the results of the research, it should be stated that with and without the mediating role of solution-building mindset, college student’s motivation for achievement can be predicted by self-awareness. It seems that solution-building mindset is recognized as an influential variable on achievement motivation and self-awareness in college students. Therefore, there is a necessity to examine the relationship between other important psychological variables in different communities and solution-building mindset.
چگونه توانستیم در دوران پسا کرونا، اضطراب جدایی دانش آموز پایه اول را به روش بازی درمانی برطرف نماییم؟
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
200 - 209
حوزههای تخصصی:
یکی از شایع ترین مشکلات کودکان در ابتدای ورود به حوزه تحصیلی ، اختلال اضطراب جدایی می باشد ، به طوری که ترس جدا شدن از والدین ممکن است تاثیر مخرب در زندگی و سرنوشت کودک داشته باشد. لذا با فرا رسیدن سال تحصیلی جدید نگرانی های خانواده هایی که دانش آموزان کلاس اولی دارند شروع می شود. یکی از این نگرانی ها ترس از مدرسه می باشد. البته در دوران پسا کرونا با وجود کلاس های زیادی که کودکان قبل از شروع مدرسه می روند تقریبا مشکلی ندارند. اما باز هم بسیاری از آنها در روز های آغازین با مشکل مواجه می شوند. از آنجا که مدیر و معلم نقش مهمی در جذب و آرامش کودک دارند و می توانند با روشهای درست از اضطراب کودک در محیط جدید بکاهند. از اینرو بعد از مشاهده رفتار استرس زای یکی از دانش آموزان تصمیم گرفتیم با انجام اقدام پژوهی ذیل گامی در جهت رفع مشکل وی برداریم.
عوامل شکل گیری دوستی ها و روابط پیش از ازدواج دختران و پسران: یک مطالعه کیفی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
77 - 128
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، روابط پیش از ازدواج به یکی از چالش های مهم جامعه ایرانی تبدیل شده است. اسلام به عنوان دین جامع، ضمن به رسمیت شناختن نیازهای طبیعی انسان، چارچوب های مشخصی را برای روابط بین دو جنس تعیین کرده و روابط خارج از این چارچوب را نامشروع می داند. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری روابط دوستی پیش از ازدواج در ایران، با روش فراترکیب کیفی انجام شده است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمی مرتبط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر روابط پیش از ازدواج را می توان در سه مقوله اصلی طبقه بندی کرد: ۱) عوامل فردی (شامل ابعاد گرایشی، بینشی و روانشناختی)؛ ۲) عوامل خانوادگی (شامل فضای درونی، نظارتگری و سبک تربیتی)؛ و ۳) عوامل اجتماعی (شامل عوامل فرهنگی، محیطی، رسانه و گروه همسالان). نتایج نشان می دهد که این پدیده چندعاملی بوده و می تواند پیامدهای منفی متعددی از جمله افت تحصیلی، مشکلات روحی و روانی، آسیب های اجتماعی و مشکلات در زندگی زناشویی آینده را به همراه داشته باشد. درک این عوامل می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان اجتماعی در تدوین راهکارهای مناسب برای مواجهه با این پدیده کمک کند.
اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی - حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
251 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی-حرفه ای بود. این پژوهش کاربردی به روش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر سال یازدهم دبیرستان های فنی-حرفه ای دخترانه شهر تبریز، در سال تحصیلی 1401-1402، با میانگین سنی 1±16 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای، انجام شد. ابتدا یک ناحیه و سپس یک دبیرستان فنی-حرفه ای دخترانه به طور تصادفی انتخاب شد. سپس دو کلاس هم رشته و هم سطح (یازدهم) از آن مدرسه به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس به طور تصادفی یکی از کلاس ها به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. نمونه مورد مطالعه شامل 42 نفر (21 نفر در هر گروه) بود. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه آمادگی کاری، قبل و بعد از اجرای آموزش بسته مداخله ای مهارت های روان شناختی انجام گردید. آموزش مهارت های روانشناختی برای گروه آزمایش، طی شانزده جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. گروه کنترل آموزشی غیر از آموزش های روتین مدرسه دریافت نکرد. تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های روانشناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان و مؤلفه های آن اثربخش است. پیشنهاد شد جهت ارتقای آمادگی کاری دانش آموزان به آن ها مهارت های روانشناختی آموزش داده شود.